فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کویر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اخلاق زمامداری  در دوران خلافت)

کتاب اخلاق زمامداری در دوران خلافت)
گزارشی تاریخی از سیرۀ سیاسی امام علی(ع

نسخه الکترونیک کتاب اخلاق زمامداری در دوران خلافت) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۸,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اخلاق زمامداری در دوران خلافت)

این کتاب با هدف آشنایی بیشتر با روش حکومت امام علی(ع) و دیدگاه‌های سیاسی ـ اجتماعی آن حضرت تدوین شده است و از آنجا که وی در یک نگاه عمومی، افضل صحابۀ پیامبر(ص) و از منظر شیعه، امامی معصوم به شمار است و ایام خلافتش نیز در دوره تثبیت حکومت اسلامی بوده، به‌نظر می‌رسد بررسی سیره سیاسی او و آگاه‌شدن از نظراتش در باب حکومت، می‌تواند رهگشای بسیاری از معضلات و مشکلات جوامع مسلمان باشد. جوامعی که هنوز و به هر دلیل، دل در گرو اسلام و شخصیت‌های بزرگ و نامدار آن دارند و زندگی سعادتمندانه را، تنها در پیروی از آنان محقّق شدنی می‌دانند.

ادامه...

بخشی از کتاب اخلاق زمامداری در دوران خلافت)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

تحقیق در باب زندگی بزرگان و نام آوران، به ویژه شخصیت های مورد احترام در ادیان و مذاهب، همواره کاری سخت و مستلزم دقت ها و ظرافت هایی است که اهل نظر به آن آگاه و به مشکلاتش نیز گواهند. سخن گفتن از افرادی که نام و یادشان، پیچیده در هاله ای از قداست و معنویت است و در طول تاریخ، پیشوای کثیری از آدمیان بوده و هستند، خالی از نگرانی نیست و چه بسا قلم را در دست محقّق می لرزاند و او را تا مرز رها کردن و انصراف از کار می کشاند.
علیّ بن ابی طالب(ع) از جمله این شخصیت ها و بلکه سرآمد آنهاست که جایگاهش در آئین اسلام و رفعتش در مذهب تشیع، بر همگان عیان است و قدر و منزلتش نه محتاج بیان. از همین رو تحقیق و پژوهش در باب وی و سنّت و سیره اش، کاری بس گران و طاقت فرسا می نمود که جز به مدد رَبّ الاَرباب و یاری جستن از اُولُوالاَلباب، شدنی نبود.
نگارنده از سال ها پیش علاقمند به تحقیق در باب سیره سیاسی و حکومتی آن حضرت بوده و نزدیک به ده سال قبل، نخستین قدم ها را در این وادی برداشت. اما پیشامدها و حوادث گوناگون، تکمیل آن را به این زمانه درانداخت و نهایتاً با ادامه پژوهش در دو سال اخیر، موفق به اتمام آن شد.
این کتاب با هدف آشنایی بیشتر با روش حکومت امام علی(ع) و دیدگاه های سیاسی ـ اجتماعی آن حضرت تدوین شده است و از آنجا که وی در یک نگاه عمومی، افضل صحابه پیامبر(ص) و از منظر شیعه، امامی معصوم به شمار است و ایام خلافتش نیز در دوره تثبیت حکومت اسلامی بوده، به نظر می رسد بررسی سیره سیاسی او و آگاه شدن از نظراتش در باب حکومت، می تواند رهگشای بسیاری از معضلات و مشکلات جوامع مسلمان باشد. جوامعی که هنوز و به هر دلیل، دل در گرو اسلام و شخصیت های بزرگ و نامدار آن دارند و زندگی سعادتمندانه را، تنها در پیروی از آنان محقّق شدنی می دانند.
یکی از معضلاتی که امروزه جوامع دینی و به ویژه جوامع مسلمان با آن روبرو هستند، بحث مشهور دوره گذار و چگونگی تطبیق و همزیستی سنّت و مدرنیته است که به یکی دلبستگی دارند و به آن دیگر وابستگی. نه آن دل کندنی است و نه این نادیدنی. امروزه بسیاری از مفاهیم مدرن همچون دمکراسی و آزادی و حقوق بشر، مطبوع طبع آدمیان افتاده و از آن سو کثیری از تعالیم سنّتی، در تقابل و بلکه تضادّ با آنهاست و تلاطمی که از این تقابل برمی خیزد، جهان کنونی را چنین آشفته و ناآرام ساخته است.
سعی در آشتی دادن این دو جهان متفاوت و یافتن نقاط مشترک و معتبر در هر دو، کوششی مبارک است که بار آن بر دوش روشنفکران و مخصوصاً روشنفکران دینی است؛ و بی تردید حصول آرامش دنیای کنونی بسته به چنین تلاش هایی است، که بتواند دیوار بلند میان سنّت و مدرنیته را کوتاه کند و قهر و جدایی میان دلدادگان آن سو و دلبستگان این سو را به آشتی و حدّاقل به همزیستی مبدّل سازد که در غیر این صورت، باید در انتظار بلندترشدن صدای طبل های جنگ و گسترده تر شدن کشتارها و خشونت ها و بی رسمی ها بود که هرچند این شیوه، مقبول بی خِردان و نامردمان است، اما در ترازوی عقل و نزد دانایان، منفور و مطرود است.
کتاب حاضر درپی یافتن مفاهیمی چون مردم سالاری، آزادی بیان، حقوق مخالفان و عدالت و مساوات در طول خلافت کوتاه امام علی(ع) است تا شاید به این وسیله، مقداری از فاصله این دو جهان را بتوان کاست و نشان داد که مفاهیم مذکور، در دنیای قدیم هم به تمامی ناشناخته نبوده و به یکباره از آسمان نزول نکرده اند. این البته بدان معنی نیست که بخواهیم ریشه این دستاوردهای نوین بشری را که زائیده دوران مدرن و متّکی بر لوازم نظری و عقلانی آن است، به دنیای کهن گره بزنیم و سخن به گزافه گوئیم. روشن است که چنین ادعایی بیهوده و بی مبنا است و هر که با مختصّات جهان سنّت و ملزومات دنیای مدرن آشنا باشد، آن را نخواهد پذیرفت.
سخن تنها بر سر این است که افراد متجدد، دست از عناد و بدبینی مطلق نسبت به مبانی سنّت بردارند و بدانند که در آنجا نیز برخی از مفاهیم دنیای کنونی و یا شبیه به آن را می توان یافت و سنّت گرایان هم از جبهه گیری و مخالفت بی دلیل با مُقَوِّمات عصر جدید دست بشویند و ببینند که در دل دنیای قدیم و در میان بزرگان مورد احترامشان هم، برخی از ارزش های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی امروز وجود داشته و ارزشمند بوده است.
اگر بدانیم که یکی از خلیفگان مسلمان در هزار و اندی سال پیش، با اقبال عمومی و تکیه بر رضایت و خواست مردم و نه با زور و غلبه، به قدرت رسیده و مشروعیت حکومتش را نیز همان می دانسته است، آیا این پسندیده نیست؟ اگر روشن شود که یک حاکم مسلمان در عصر خویش، مخالفان فکری و سیاسی اش را سرکوب نمی کرده و اوج آزادی بیان و آزادی عمل را برای آنان قائل بوده است، این باعث مباهات نمی شود؟ و اگر بدانیم که او عدالت را در همه شوون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی رعایت می کرده و هدفش از حکومت، جز برپایی حق و نابودی باطل و ارتقای اخلاق نبوده است، این در خور درس آموزی نمی تواند باشد؟
برای حاکمان مسلمان نیز آشنایی با روش حکومت امام علی(ع) که به اعتراف همه فِرَق اسلامی، نخستین مرد مسلمان و شاگرد خاصّ مکتب نبوی است و از کودکی در دامان پیامبر(ص) رشد کرده و افضل صحابه او به شمار است، فواید بسیار دارد و الگویی تمام عیار برای شیوه حکومت است. بماند که در بین شیعیان، امامی معصوم و مُفتَرَضُ الطَّاعَه است که پیروی از او واجب و مخالفتش موجب عِقاب است.
این کتاب در یک مقدمه و چهار فصل تدوین شده که شامل: مبانی مشروعیت و مردم سالاری، آزادی بیان و حقوق مخالفان، عدالت و مساوات، و اخلاق مداری در حکومت است. در باب منابع و مآخذ مورد استفاده در این اثر باید گفت که با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، سعی شده است که بیشتر مطالب، متّکی و مستند به منابع دست اوّلِ تاریخی و روایی باشد و برای استفاده بیشتر محققان و علاقمندان، اصل متون به زبان عربی در پاورقی آورده شده است. به جز نهج البلاغه که تکیه گاه اصلی این تحقیق است، می توان گفت که عمده تواریخ عمومی و کتب طبقات و تراجم و انساب و نیز تک نگاری های مرتبط به آن دوران، از نظر دور نمانده و همچنین مهم ترین مجامیع روایی و آثار تفسیریِ فریقین، محل رجوع بوده است. به جز اینها برخی از مجموعه های ادبی و عرفانی هم به مناسبت حال، مورد استناد قرار گرفته که فهرستی از آنها را می توان در انتهای کتاب مشاهده کرد.
اما در میان آثار و تحقیقات معاصر، در عین کثرت و تنوع، کمتر کتابی به سبک و سیاق کتاب حاضر دیده شد و نگارنده ضمن مطالعه و بررسی اکثر آنها، بهره چندانی نیافت و استناد به منابع اصلی را ترجیح داد. چنان که مراجعه به آثار خاورشناسان هم در این باب، سودمند به نظر نمی آمد و تلاشی در این باره صورت نگرفت.
گفتنی است که شماره خطبه ها و نامه های امام علی(ع) در این کتاب، بر اساس شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید است که از مشهورترین و معتبرترین شروح آن به شمار است. در پاورقی ها برای اشاره به خطبه، حرف «خ» و برای نامه، حرف «ن» به کار رفته است. در ترجمه فارسی خطب و نامه ها نیز، اثر خاصی مورد توجه نبود و عنداللّزوم از ترجمه های شادروانان آیتی و شهیدی، بهره گرفته شده است.
امید است که این قدم کوچک در این راه بزرگ، موجب خیر شده و به سهم خود در پیشبرد اهداف بلند انسانی و اخلاقی، موثر و راهگشا باشد و گرهی از مشکلات این مرز و بوم بگشاید. راهنمایی ها و نکته سنجی های اهل نظر و بیان کاستی های این اثر، باعث خشنودی و امتنان نگارنده خواهد بود.

صابر اداک
adaksaber@gmail.com

مقدّمه

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) در اوایل سال یازدهم هجری، اکثریت بزرگان و مردم مدینه یکی از صحابه کِبار او، یعنی ابوبکر را به ریاست خود برگزیده و خلیفه اش خواندند. اقلّیتی هم که به افضلیت علی بن ابی طالب(ع) معتقد و او را مستحق جانشینی پیامبر(ص) می دانستند، بنا بر مصالح زمان و به تدریج با خلیفه اول بیعت کردند.
دوران کوتاه خلافت ابوبکر(۱۳-۱۱ق)، عمدتاً به سرکوب شورش هایی صرف شد که از مدتی قبل در گوشه و کنار شبه جزیره آغاز و با انتشار خبر مرگ پیامبر(ص)، بر شدت آن افزوده شده بود. شورشیان که شامل دسته های مختلفی، از جمله: مدعیان پیامبری(مُتنبّیان)، مخالفان پرداخت زکات به ابوبکر (مانِعین زکات) و از دین برگشتگان (مُرتَدّان) می شدند، مجموعاَ درپی گسیختن نظم جدید و برانداختن سیادت مدینه و قریش و بلکه برچیدن رسم مسلمانی و بازگشت به نظام سابق قبیله ای و فرهنگ جاهلی بودند.
دستگاه خلافت و مسلمانان، با درک این خطر که اتحاد نوپای اعراب و آئین یکتاپرستی را هدف قرار داده بود، به شدت با این نوع شورش ها به مقابله برخاستند و در سلسله جنگ هایی که به «جنگ های ردّه» مشهور شد، بر آنان غلبه کردند و مانع ارتداد اعراب شدند.
ابوبکر در این راه سرسختی بسیار نشان داد و با اعزام سپاهیان متعددی به مناطق ناآرام، اتحاد جزیرهالعرب را زیر پرچم اسلام حفظ کرد. در این معارک، البته مظالمی نیز از سوی سرداران مسلمان نسبت به مخالفان صورت گرفت که در کتب تاریخی مذکور است.
با اتمام جنگ های ردّه در اواخر سال دوازدهم هجری، دوره جدیدی در حیات سیاسی و اجتماعی مسلمانان آغاز شد و سپاهیان تحت امر خلافت، فرمان یافتند که شمشیرهای خود را در نیام نکرده و اینک که جزیرهالعرب برای نخستین بار روی آرامش دیده و جنگ های داخلی پایان یافته بود، سرزمین های مجاور را آماج حملات خود سازند. آری؛ فرمان فتوح و کشورگشایی البته تحت عنوان جهاد و گسترش دین خدا، از سوی حاکمان مدینه صادر شد و این بار دشت های آباد بَینَ النَّهرَین و ایران و شام، مطمح نظر اعراب بود.
فتوح عاملی بود که هم عطش جنگاوری و سلحشوری اعراب را سیراب می کرد و مانع ظهور مجدد آن به شکل جنگ های داخلی و قبیله ای می شد و هم بحث های سیاسی و اختلافات داخلی را تحت الشّعاع خود قرار می داد و اذهان مسلمانان را متوجه مرزهای خارجی می کرد و نیز می توانست مشکلات اقتصادی و معیشتی آنان را، به واسطه کسب غنائم و غارت کشورهای مجاور مرتفع سازد. در این میان پوششی از نشر دین و کسب ثواب اُخروی هم لازم بود که بر این اهداف پوشانده شود که البته برای دستگاه خلافت کار چندان سختی نبود و نقل چند روایت صحیح و سقیم از پیامبر(ص) و تفسیری دلخواه از آیات قرآن، مقصودشان را بر می آورد. چنین بود که سیل سپاهیان مسلمان از سال سیزدهم هجری وارد مرزهای ایران و شام شدند و با سرعت شگفت آوری طیّ کمتر از ده سال، فاتح و حاکم سرزمین هایی شدند که به لحاظ وسعت و ثروت، حتی در رویاهایشان هم نمی گنجید.
پادشاهی ساسانی با آن عظمت و با سابقه ای چهارصد ساله خیلی زود فرو ریخت و امپراتوری روم شرقی (بیزانس) هم مجبور به عقب نشینی از سرزمین شام و درّه حاصلخیز نیل شد و این پیشروی ها و فتوح تا سال های بعد نیز ادامه یافت. حاکمیت بر چنین ممالک وسیع و مردمانی به مراتب متمدن تر از اعراب، برای اعرابی که هیچ سابقه ای در این امور نداشتند، کاری بس دشوار بود که البته آنان از عهده آن برآمدند و خیلی زود، فرهنگ و زبان خود و نیز آئین جدید را در مناطق مفتوحه گسترش دادند.
مهم تر از اینها، ثروت هنگفتی بود که از این راه نصیب اعراب شد و اعداد و ارقام نجومیِ آن را مورّخین ذکر کرده و در این باب داستان ها آورده اند. توان پنداشت که این قوم با آن معیشت ضعیف و در آن سرزمین خشک و بی آب و علف، وقتی به شهرهای متمدن و با شکوهی همچون تیسفون و اسکندریه و دمشق رسیدند و هنگامی که رودخانه های پرآب و زمین های سرسبز و پرمحصول این مناطق را دیدند، به چه حالی درآمدند!
یک روی سکّه فتوح، جنگ بود و خون وخاکستر، و روی دیگرش اما کاروان های طلا و نقره و دیگر ثروت های مردم مغلوب که از شرق و غرب به مدینه و بیت المال مسلمین حمل می شد و البته صاحبان اصلی آن ثروت ها نیز همراه کاروان های مذکور بودند، اما در بند و با عنوان برده و کنیز، یا صورت محترمانه ترش «مَوالی»!
درباب فتوح و خیر و شرّ آن و درستی و نادرستی اش سخن بسیار و نظرها متفاوت است و در این مقال، ما را با آن کاری نیست. منظور ذکر ثروتمندی و تغییر سبک زندگی اعراب بود که در پی پیروزی بر دولت های مجاور و حاکمیت بر آن ممالک رخ داد.
خلیفه اول در همان ابتدای فتوح از دنیا رفت و به سفارش او و در غوغای جنگِ همزمان با ایران و روم، عُمَر بن خَطّاب، صحابی دیگر پیامبر(ص)، به خلافت رسید. دوران ده ساله خلافت عمر(۲۳ـ۱۳ق) جملگی به کار فتوح و سر و سامان دادن به وضعیت جدید صرف شد. تنظیمات اداری و تشکیل دفتر و دیوان و نهادها و سازمان های دولتی برای اداره سرزمین های وسیعی که به تدریج فتح می شد و نیز مدیریت اموال بی حدّ و حصری که به مدینه می رسید، مهم ترین دغدغه خلیفه دوم بود.
وی با اخلاق زاهدانه و خوی سختگیرانه اش سعی کرد مانع ثروت اندوزی و ترویج روحیه دنیاطلبی در صحابه پیامبر(ص) و جامعه مسلمانان شود و تا حدودی هم در این امر توفیق یافت. دیوان عطا و نظم و نسقی که وی بانی آن بود، مردمان را طبقه بندی کرده و افراد بر اساس امتیازات و سوابق از بیت المال بهره مند می شدند که البته در این امر بیشتر سلیقه و نظر خود او حاکم بود، نه مبنایی منطقی و عادلانه.
عمر به سال بیست و سه هجری مورد سوء قصد یک ایرانی معترض ــ ابولولو فیروز ــ قرار گرفت و چون مرگ خود را قطعی یافت، شورایی شش نفره از سران مهاجرین، مرکب از عَلیّ بن ابی طالِب(ع)، عُثمان بن عَفّان، طَلحَه بن عُبَیدِالله، زُبَیر بن عَوّام، سَعد بن ابی وَقّاص و عَبدالرَّحمَن بن عَوف تعیین کرد که پس از مرگ او، از میان خود خلیفه بعدی را برگزینند و در این باره احکام شِداد و غِلاظی نیز صادر کرد.
آن که از این شورا به خلافت رسید، عثمان بود که خلیفه سوم مسلمانان شد. پیرمردی از بنی اُمَیَّه که از سابقین بود و افتخار دامادی پیامبر(ص) را هم داشت. تجارت پیشه بود و ثروتمند و در خوراک و پوشاک خود زهد نمی ورزید و با ثروت اندوزی و زندگی مرفّه مخالفتی نداشت و این اگرچه با سنّت و سیره پیامبر(ص) و دو خلیفه پیشین تعارض داشت، اما باب میل برخی از صحابه و نیز بازماندگان نظام جاهلیت بود و گزینه ای مناسب برای احیای مجدد اشرافیت و تفاخرات قومی و قبیله ای؛ اما ضعف بزرگ تر او، فامیل دوستی و قوم گراییِ شدیدش بود و خودرایی و استبدادش، که جان نیز بر سر آنها نهاد.
علاقه وافر او به خاندانش یعنی بنی اُمیّه، باعث شده بود که بیشتر کارگزاران حکومتی و والیان شهرها وابسته به این عشیره باشند و افراد باسابقه و خوشنام، خانه نشین شوند. وی با خَلع یَد کامل انصار از قدرت، آنان را به دشمنیِ خویش واداشت و با بذل و بخشش های بی حدّ و افراطی به خاندانش و اسراف در بیت المال مسلمین، کینه ای عمومی نسبت به خود پدید آورد.
نصب والیان فاسد، اسرافگری و بی عدالتی در تقسیم اموال، قوم گرایی، فاصله گرفتن از سنّت رسول خدا(ص) و شیوه شیخین، روش استبدادی در برابر اعتراضات و مخالفت ها، برخوردهای نامناسب با صحابیان معترضی چون ابوذر و عمّار و ابن مسعود و در نهایت عدم توجه به نصایح دلسوزان و خردمندان، خشم مسلمانان را بر ضدّ او برانگیخت.
وی در اواخر سال ۳۵ هجری، پس از محاصره خانه اش توسط معترضان و عدم تسلیم در برابر خواسته های آنان، مورد هجوم قرار گرفت و در هیاهوی غوغائیان کشته شد. قتل خلیفه سوم به دست خود مسلمانان، حادثه دهشتناکی بود که تا سال ها به اختلافات داخلی دامن زد و «خون عثمان» محور بسیاری از گفتگوها و جنگ های مسلمانان در دهه های بعدی شد.
علی بن ابی طالب(ع)
علی(ع) که ده سال پیش از بعثت پیامبر اسلام(ص) در مکه زاده شده بود، به علت فقر و مسکنت پدر از همان کودکی در خانه پسرعمویش «محمد(ص)» بزرگ شد که محمّد(ص) نیز در کودکی پس از مرگ پدر و جدّش، تحت مراقبت عمویش ابوطالب رشد یافته و راه و رسم تجارت را از او آموخته بود. چرخش روزگار اما ابوطالب را در سنین کهولت، دچار مسکنت ساخته و محمد(ص) را به واسطه همسر ثروتمندش ــ خَدیجَه بنت خُوَیلِد ــ به بازرگانی موفق و توانگر مبدّل کرده بود.
اینک محمد(ص) که مدیون حمایت ها و نوازش های پدرانه ابوطالب در ایام یتیمی بود، به جبران آن نیکی ها که از او در خاطر داشت، به عموهایش پیشنهاد داد که سرپرستی پسران ابوطالب را برعهده گیرند و بدین سان از بار سنگین معیشتش بکاهند. در این میان علی(ع) سهم محمد(ص) شد و چند سال پیش از بعثت او، به خانه اش راه یافت و تحت تعلیم و تربیت او رشد کرد.
اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، علی(ع) را ــ به رغم برخی مباحث در باب سنّ او به هنگام بعثت ــ نخستین مرد مسلمان به شمار آورده اند. فضایل و برتری های او نسبت به سایر یاران محمد(ص) و قرابت و جایگاه خاصش نزد آن حضرت و همچنین دلاوری ها و از خودگذشتگی هایش در جریان نشر دعوت اسلامی، شخصیتی منحصر بفرد در میان صحابه پیامبر(ص) برایش ایجاد کرده بود.
از این رو علاوه بر خودِ علی(ع) و هاشمیان، برخی از یاران پیامبر(ص) هم وی را شایسته ترین فرد برای تصدّی مقام خلافت پس از رسول خدا(ص) می دانستند. اما درمجموع، سران قبایل و متنفذان جامعه راه دیگری برگزیدند و بی آنکه فضایل علی(ع) را انکار کنند، مصلحت خود را در نسپردن خلافت به او دیدند که این مصلحت اندیشی تا بیست و پنج سال بعد نیز ادامه یافت.
فارغ از مباحث کلامی و مذهبی درباره حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) و نحوه تعیین جانشین وی، آنچه برای ما اهمیت دارد، رفتار و موضع گیری علی(ع) در برابر این حوادث است. با توجه به سخنان منتقدانه آن حضرت روشن است که وی خود را افضل از خلفای پیشین می دانست و بسیاری از وقایع و پیشامدهای آن بیست و پنج سال را ناصواب تلقّی می کرد.
به این ترتیب به نظر می رسد که علی(ع) در طیّ آن سال ها، باید بسان یک مخالف و معارض سیاسی، علیه دستگاه خلافت دست به کارشکنی زند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به آنان بهره جوید؛ اما صفحات تاریخ حاکی از چنین موضع و اقداماتی نیست. علی(ع) در این دوران برغم کناره گیری از مناصب حکومتی و عدم مشارکت در ماجراهایی همچون جنگ های ردّه و فتوح، به عنوان فردی خردمند و صاحب رای و آگاه به معالم قرآن و سنّت، در کنار مسلمانان بود و هر جا که دستگاه خلافت به مشورت او و دانش و تجاربش نیازمند می شد، از کمک فکری و ارائه نظرات خویش به آنان دریغ نمی کرد. نظرات مفیدی که در شوراهای جنگیِ دوران فتوح ابراز می کرد، گاه مورد موافقت و اجرا قرار می گرفت و چه بسا اشتباهات و خطاهای خلفا را در امر قضاوت و فتوی تذکّر می داد که معمولاً مورد استقبال و قدردانی آنان واقع می شد.
با این احوال جریان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه در اختیار او نبود و قدرت ممانعت از همه ناراستی ها و کژی ها را نداشت. تو گویی امّتی را می دید که به سفارش های پیدا و پنهان پیامبرشان درباره وی توجه نکرده و به اصطلاح، «مَفضول را بر اَفضَل»(۱) پیشی داده بودند.
می دید که مسلمانان به تدریج از سنّت و سیره پیامبر(ص) فاصله می گیرند، دلسوزان و خردمندان به گوشه ای رانده شده و افراد نالایق و نیز دشمنان زخم خورده و بدسابقه ای مانند «طُلَقاء»(۲) عهده دار امور می شوند. اخلاق نبوی و مکارمی همچون عدالت و زهد، رو به فراموشی بود و دنیاطلبی و امتیازخواهی، سکّه رایج زمانه. اهداف واقعی اسلام که گسترش عدالت و معنویت بود، جای خود را به گسترش جغرافیایی و سرزمینی داده بود و «اِتمام مکارم اخلاق» که پیامبر(ص) هدف بعثتش می شمرد،(۳) اینک مهجور و متروک افتاده بود.
غوغای اسبان و مردان جنگی بود و بلندی طومار سرزمین های مفتوح، هیاهوی غلامان و کنیزان غنیمتی بود و تلالو سکه های حکومتی و عطایای مرحمتی! سرداران و سواران در جَلوت بودند و دانایان و حکیمان در خلوت. عَمرو بن عاص، مَروان بن حَکَم، وَلید بن عُقبَه و مُعاوِیَه بن ابی سُفیان بر مسند بودند و ابوذَر، عَمّار، عبدالله بن مسعود و سَعد بن عُبادَه، یکی مطرود بود و آن دگر مغضوب و یکی مجروح و آن دگر مقتول! «تَقدیمُ الاَراذِل» بود و «تَاخیرُ الاَفاضِل!»(۴)
و در این میان علی(ع) محروم ترین بود که برغم دانش و فضایل و سوابقش، خود را به آبادی زمین مشغول کرده، چاه می کند و نخل می کاشت و غم های دلش را با چاه نجوا می کرد. او اگرچه به مصلحت دوران، «خار در چشم و استخوان در گلو»(۵) صبر پیشه کرده بود، اما گاه که نامردمی ها و بی رسمی های حکّام از حدّ فزون می شد، صبر از کف می نهاد و فریاد اعتراض سر می داد؛ چنان که در ماجرای کتک خوردن عبدالله بن مسعود که از سابقین صحابه بود، خلیفه را به باد انتقاد گرفت و تقبیحش کرد و بدن مجروح ابن مسعود را که زیر دست و پای عُمّال عثمان کوفته شده بود، به منزل خود برده به مداوایش پرداخت. در جریان تبعید ابوذر به صحرای رَبَذَه نیز فرمان عثمان را مبنی بر ممنوع بودن مشایعت او نادیده گرفت و همراه با مردانی از خاندانش تا چند منزل او را مشایعت کرد و گرامی اش داشت و چون مروان بن حکم اعتراض عثمان را به او ابلاغ کرد، اعتنایی ننمود و پاسخ تندی مروان را با تازیانه داد.
تو گویی در این دوران، علی(ع) ملجا و پناهگاه منتقدان و صحابه پرهیزگار پیامبر(ص) و تنها نقطه امید برای آنان بود. وی بارها عثمان را نصیحت کرد و خیرخواهانه او را به اصلاح امور فراخواند و عیوبش را متذکر شد، ولی نتیجه ای نگرفت. این مباحث گاه به مجادله و قهر و غضب میان آن دو نیز می انجامید، اما سوابق دوستی و افتخار صحبت و دامادی پیامبر(ص)، مانع قطع ارتباطشان می شد.
در آخرین ماه های خلافت عثمان هم که اعتراضات مردم بالا گرفته و شورشیان ایالات و شهرها به مدینه هجوم آورده بودند، علی(ع) همچون مشاور و سفیری دلسوز به دنبال ایجاد صلح میان طرفین بود و همزمان با دعوت شورشیان به صبر و آرامش، عثمان را به برآوردن خواسته های مشروع آنان ترغیب می کرد. او در روزهای محاصره خانه عثمان، آخرین تلاش های خود را جهت جلوگیری از وقوع حوادث تلخ تر به کار بست و حتی پسرانش را به پاسبانی خانه وی گماشت و با ارسال آب و غذا به خانه محصور خلیفه، نیکی را در حق او تمام کرد، امّا...
استبداد و بی عدالتی خلیفه و اطرافیانش بیش از آن بود که مردم به وعده و وعیدها دل بندند و آرام گیرند. صبرها از کف رفت و شد آنچه شد.

نظرات کاربران درباره کتاب اخلاق زمامداری در دوران خلافت)

چاپی این کتاب ۱۲۵۰۰ هست! چرا قیمتش بیشتر از چاپیه؟!!!
در 1 سال پیش توسط فریبا موسویزاده
کتاب را به سفارش یکی از استادان حوزه عرفان و اخلاق خواندم. انتظاراتم برآورده نشد، و مهمترین دلیل آن این است که برخی ایرادات اساسی کتبی را دارد که ادعای بحثهای تحلیلی تاریخی را دارند، اما به وادی سیاسی بازی و تحلیل های جهت دار وارد می شوند. درواقع ایرادات را می توان در چهار گروه کلی تقسیم بندی کرد: یک - میزان و معیار سنجش اتفاقات و حوادث تاریخی شرایط حال ما و نقد سیستم سیاسی فعلی است. ممکن است این کار آموزنده باشد و برای خواننده نیز مطلب را قابل فهم کنند، اما باعث میشود که بحث بیشتر مصرف داخلی داشته باشد که زمان مند هستند و در آینده شاید کمتر به کار آیند دو - همین تعمیم اتفاقات تاریخی به زمان حال، در برخی موارد نوعی مغالطه است چرا که مقایسه وضعیت سیاسی در هزار و اندی سال پیش با اوضاع کشوری در زمان حال، نه تنها پای شرایط زمینه ای و تفاوت اجتماعات را وسط می کشد، این سوال را هم پیش میاورد که می توان به همین شکل بجای مقایسه با ایران، با دموکراسی های مدرن تر مقایسه کرد تا بجای پررنگ شدن نقاط قوت، به ضعف ها بپردازیم سه - یک ایراد اساسی برای من که متن را کمتر قابل اعتبار می کند، ساده لوح فرض کردن مخالفین و همراهان افرادی مانند معاویه است که در جبهه مقابل شمشیر می زنند و با معیارهای همان روزگار وضعیت پیچیده ای دارند، این کار تحلیل را ساده می کند اما به سوالات اساسی پاسخ نمیدهد که لزوما نمی توان این افراد را این گونه فرض کرد چهار - در اواسط کتاب، مطالب شبیه خیال پردازی و قصه های عامیانه و روایت های عجیب می شود و در انتها نیز بجای تحلیل نویسنده به تفاسیر اخلاقی و بازخوانی درسهای ساده می پردازد، آنهم به شکل مواردی تیتروار و فهرست گونه که چندان رضایت بخش نیست در کل انتظار بیشتری از اثر میرفت و انتظارات لازم برآورده نشد
در 7 ماه پیش توسط امین آشنا
این کتاب عالی رو باید چند بار و با تامل خوند. بخصوص در اوضاع کنونی مملکت بیشتر قابل درکه. حاکم باشی و این همه منصف! این همه صبور! این همه عادل! این همه اخلاق! این همه مظلوم... چه کردند با علی. بعد از خوندن این کتاب بیشتر فهمیدم چرا امیرالمومنین هنگام ضربت خوردن یجورایی فرمودن راحت شدم😔
در 8 ماه پیش توسط بخوان
عالی بود متن کاملا روان و قابل فهم و خیلی دلنشین بود. ممنون
در 11 ماه پیش توسط رها
خیلی کتاب خوبیه. از خوب هم بالاتر عالیه! چند مورد از روایات ضعیف و نادرست استفاده کرده ولی در کل قابل چشم پوشیه و ارزش چند بار خوندن رو داره. خصوصا در این بلبشویی که هر کس میخواد از اسم حضرت علی(ع) و دین برای خودش کیسه ای بدوزه.
در 8 ماه پیش توسط s.v...nia
خوشحالم که با این کتاب آشنا شدم 👌
در 3 ماه پیش توسط sami
این کتاب بی نظیر جز معدود کتابهاییه که واقعا ادم رو منقلب میکنه
در 6 ماه پیش توسط nah...wer
بسیار کتاب خوبی است. و نویسنده توانسته خیلی روان و با دید منصفانه وقایع حکومتی حضرت امیر رو بیان کنه. هر چند هیچ کتابی نمیتونه بطور صد در صد مظلومیت سلطانی مثل امیرالمونین را توصیف کنه و نشون بده حضرت تعریف کامل لطافت مدارا کرامت مهربانی عدالت و عشق است.
در 11 ماه پیش توسط بخوان
چه عجب یه کتاب مذهبی دیدیم تو کتابخونتون
در 2 سال پیش توسط reza