فیدیبو نماینده قانونی انتشارات طلایه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب برای زندگی خود وقت بگذارید

کتاب برای زندگی خود وقت بگذارید

نسخه الکترونیک کتاب برای زندگی خود وقت بگذارید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب برای زندگی خود وقت بگذارید

نویسنده کتابهای پرفروش نیویورک تایمز یک برنامه هفت مرحله ای الهام بخش و عملی برای کمک به خلق زندگی دلخواه تان ارائه می دهد. برنامه شریل ریچاردسون حاوی تمرینات، آزمونها و داستانهای شخصی مفیدی می باشد که به شما نشان خواهد داد چگونه کنترل زندگی خود را بدست بگیرید و تصمیمات آگاهانه ای در مورد آینده ای که دوست دارید خلق کنید اتخاذ کنید. برای زندگی خود وقت بگذارید و زندگی دلخواه خود را تجربه کنید. شریل ریچاردسون یک زن خردمند و دوست داشتنی می باشد. توصیه های او در عین فوق العاده بودن، سرگرم کننده و خواندنی می باشند «ماریان ویلیامسون، نویسندۀ بازگشت به عشق» شریل ریچاردسون یک متخصص سبک زندگی می باشد که به افراد پرمشغله جهت دست یابی به موفقیت شغلی بدون لطمه زدن به کیفیت زندگیشان کمک می کند. به عنوان یک سخنران حرفه ای شریل برنامه هایی برای دانشگاهها، شرکت ها و انجمنهای حرفه ای طراحی و ارائه داده است. کار او به طور گسترده توسط وسایل ارتباط جمعی از جمله برنامۀ اپرا وینفری و نیویورک تایمز پوشش داده شده است. قدم اول: اگر فکر می کنید که «خودخواه» کلمه بدی است یاد بگیرید که مراقبت از خود افراطی را اعمال کنید و خود را در اولویت اول قرار دهید. هر کس دیگری از آن بهره خواهد برد! قدم دوم: اگر برنامۀ زمانی شما منعکس کننده اولویتهای شما نمی باشد، از واکنش نشان دادن به زندگی دست بردارید و کنترل آنچه که زمان و توجه شما صرف آن می شود را به دست بگیرید. قدم سوم: مواردی که انرژی شما را تحلیل می دهد مثل افراد، مکانها و اشیاء را مشخص کرده و آنها را از میان بردارید، یکبار و برای همیشه. قدم چهارم: اگر احساس می کنید گرفتار مشکلات مالی هستید، سرمایه گذاری بر روی سلامت مالی تان مانع از این خواهد شد که قربانی شرایط باشید. قدم پنجم: از عادت آدرنالین دست بردارید. منابعی که تأمین کننده انرژی شما می باشند را مشخص کنید و منابع جدید و سالم انرژی را کشف کنید. قدم ششم: اگر احساس تنهایی و انزوا می کنید، یاد بگیرید که چگونه اطراف خود را با روابط با کیفیت بالا که از شما حمایت کرده و شما را به چالش فرا خوانده و برای ارائه بهترین عملکردتان تشویق می کنند احاطه کنید. قدم هفتم: اجازه ندهید زندگی بر سر راه سلامت معنوی شما قرار بگیرد. با خرد درونی خود ارتباط برقرار کنید و یک تمرین معنوی شخصی برای خود ایجاد کنید.

ادامه...

بخشی از کتاب برای زندگی خود وقت بگذارید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه : آنچه که مشاوره می تواند برای شما انجام دهد

آیا دوست دارید زندگیتان را تغییر دهید؟ آیا مشتاق هستید که در جمع باشید؟ یا دوست دارید وقت بیشتری برای خود بگذارید؟ آیا دوست دارید مراقبت بهتری از سلامتی خود به عمل آورده، استرس خود را کاهش دهید و تعادل بیشتری در زندگی ایجاد نمایید؟ افراد از شتاب و بی قراری عصر اطلاعات به ستوه آمده اند و علاقه مند به یک زندگی با کیفیت بالاتر می باشند. زندگی ای که در آن زمان بیشتری برای خودشان و روابطشان داشته باشند و انرژی بیشتری را بر روی سلامت عاطفی، جسمی و معنوی خود اختصاص دهند.
چه شما یک مدیر اجرایی با شصت ساعت کار در هفته باشید یا یک والد مطلقه که برای رسیدگی به نیازهای خانواده اش تلاش می کند یا کسی که از احساس تنش رنج می برد و از نظر زمانی در مضیقه است، شما در مورد چگونگی زندگی خود حق انتخاب دارید. شما می توانید بازگشته و اولویتهای خود را مجدداً ارزیابی کنید و تصمیم عاقلانه در مورد آینده بگیرید. چگونه می توانید چنین تصمیمی بگیرید؟ وقتی که برای بهبود کیفیت زندگی خود تصمیم می گیرید چه تغییراتی باید ایجاد کنید؟
وقتی که جسم شما تناسب خود را از دست داده است و شما برای دستیابی به تناسب اندام یا کاهش وزن نیاز به کمک دارید سراغ یک مربی می روید. کاش می توانستید این کار را در سایر حوزه های زندگیتان نیز انجام دهید؟ خوب حالا شما می توانید. با کمک یک مربی می توانید به زندگی خود شکل بدهید و بر موانعی که بر سر راه زندگی دلخواهتان قرار دارد غلبه کنید. به عبارت دیگر شما می توانید یک «مربی شخصی برای روحتان» استخدام کنید.
وقتی که مردم می شنوند که من یک مربی هستم اولین چیزی که می پرسند این است: «کدام رشته ورزشی؟» وقتی که به آنها می گویم که من یک مربی ورزشی نیستم و به افراد جهت خلق زندگی دلخواهشان کمک می کنم، آنها از اینکه چه تفاوتی میان مربی گری و درمان وجود دارد سردرگم می شوند.درک این نکته که چرا بیشتر مردم این دو را با هم اشتباه می گیرند آسان است. درمان نزدیک ترین روش به این حرفه جدید یعنی مربی گری می باشد. اما تفاوتهای زیادی بین آن دو وجود دارد.
مربی گری به بررسی تاریخچه عاطفی یا شناخت و درمان مسائل روانی شما مربوط نمی شود. مربی گری یک روش فعال می باشد که بر زندگی فعلی مراجع و برنامه ریزی برای آینده او تمرکز دارد. هر چند درمان با زندگی فعلی مراجع سر و کار دارد اما معمولاً بر گذشته و بهبود رنجهای عاطفی متمرکز می باشد. ممکن است همپوشی هایی بین مربی گری و درمان وجود داشته باشد و یک مربی آموزش دیده و مجرب بایستی بداند که چه زمانی یک مراجع به جای مربی گری به درمان نیاز دارد. به همین دلیل من متخصصین معتبر و با تجربه ای را می شناسم و در صورت لزوم مراجعین خود را به آنها ارجاع می دهم.
یک نیاز روزافزون به چیزی بیش از آنچه که درمان می تواند فراهم آورد وجود دارد. در درمان ممکن است مراجعین در مورد تغییراتی که دوست دارند در زندگیشان ایجاد شود صحبت کنند اما چگونگی ایجاد این تغییرات و منابع آن اغلب مورد غفلت قرار می گیرد. با این حال چنین اطلاعاتی برای موفقیت مراجعین من حیاتی می باشد. مراجعین نیاز به کسی دارند که در برنامه ریزی یک زندگی جدید به آنها کمک نماید. آنها نیاز به یک راهنما دارند تا موانع موجود بر سر راه زندگی جدید آنها را پیش بینی کرده و راهگشای آنان باشد و نیاز به کسی دارند که نکات مثبت آنها را یادآوری کند و ابزاری جهت رهایی از تنگناها فراهم کند و ترس را کنار گذاشته و اقدام نماید. امروزه این نیاز به وسیله یک مربی برآورده می شود.
پانزده سال پیش وقتی که به عنوان یک مشاور مالیاتی مشغول به کار بودم، نیاز به مربی شدن را حس می کردم. زمانی که با مراجعینم صحبت خصوصی می کردم شناخت عمیق نسبت به زندگیشان پیدا می کردم. ما نه فقط در مورد وضعیت مالی آنان (درآمد، عادات مربوط به نحوه پول خرج کردن و بدهی) بلکه در مورد تاریخچه پزشکی، اهداف خانوادگی و برنامه های شغلی نیز صحبت می کردیم. پرسش های آنها اغلب در رابطه با تغییر محل زندگی، تعارضات موجود در روابط و معضلات شغلی یا چالش برای ایجاد تعادل ما بین کار و خانواده بود.
اگرچه مشاوره مالیاتی می تواند یک نوع شغل صریح و خشک باشد اما روش عمل من در یک مسیر متفاوت شکل گرفت. سالهای پی درپی، مراجعین علاوه بر پرونده های مالیاتی داستانهای زندگی خود را نیز برایم می آوردند و از من حمایت و کمک می خواستند. آنها به یک محک عقیده و یک شنونده عینی که بتواند با یک دیدگاه نو به زندگی آنها نگاه کند نیاز داشتند. من یاد گرفتم شرایطی فراهم آورم تا مردم در آن احساس راحتی و امنیت کافی نموده و بتوانند آزادانه در مورد زندگی خود صحبت کنند.
آنها ترسها و ملاحظاتشان را خصوصی با من درمیان می گذاشتند. صاحبان مشاغل که می ترسیدند با افزایش دستمزد مشتریانشان را از دست بدهند در عوض سلامتی خود را به خطر می انداختند. کارکنان شرکتها که نیاز داشتند از خانواده هایشان حمایت شود، برای مقابله با مسائل محیط کار یا بی ملاحظگی روسایشان بیش از حد تلاش می کردند.
ما با یکدیگر، راه حلهایی برای مشکلات استرس زا پیدا می کردیم. گاهی وقتها صرف شنیدن یک دیدگاه عینی می توانست دنیایی از تفاوت را ایجاد کند. گاهی وقتها نیز یافتن زبان مناسب برای ارتباط با نیازهایشان به آنها اجازه می داد تا با آزادی وارد عمل شوند. از همه مهم تر درک این موضوع که آنها تنها نیستند و دیگران نیز درگیر مشکلات مشابهی هستند، در آنها احساس آسودگی خاطر ایجاد کرده و حمایت دیگران را بیشتر دریافت می کردند.
با گذشت زمان، علاقه ام را برای تهیه اظهارنامه مالیاتی از دست دادم و تمایل پیدا کردم به کسانی که برای تعیین اولویت در زندگی و برای گذراندن وقت بیشتر با خانواده یا دستیابی به یک آرزو مثل یک شغل جدید یا داشتن فرزند دچار استیصال شده اند کمک کنم. من تصمیم گرفتم تا از خدمات مشاوره مالیاتی دست کشیده و تمام وقت به ملاحظات مهم تر مراجعینم پاسخگو باشم. برای انجام این کار، کارگاههای آموزشی به نام «رازهای موفقیت» افتتاح کردم و در مورد هر چیزی از تعیین اهداف گرفته تا راهبردهای برقراری روابط برای دیگران سخنرانی کردم. مردم از اینکه کسی را یافته بودند که می تواند به آنها برای دستیابی به یک زندگی بهتر کمک کند احساس آسودگی می کردند. یک چیز کاملاً آشکار بود؛ نیاز به «برنامه ریزی برای زندگی» وجود داشت اما کسی برای رجوع وجود نداشت. نیاز برای راهنمایی و حمایت عینی، اساس حرفه مربی گری من شد.
افراد زیادی به مربی روی می آورند تا به آنها برای یک زندگی بهتر کمک کند. دلایل آن ممکن است متفاوت باشد اما ریشه همه آنها یکی است. آنها می خواهند به طریقی کیفیت زندگی خود را ارتقاء بخشند. مراجع من شرلی مثال خوبی بر این مدعاست.
شرلی در یک شرکت بیوتکنولوژی در حال ترقی، معاون فروش می باشد. از جهات بسیاری موفقیت قابل توجهی کسب کرده است. او شش تقدیرنامه به دست آورده است. به همراه همسرش در یک خانه ویلایی در کنار دریاچه زندگی می کند و یک مدیر شناخته شده می باشد. اما شرلی احساس موفقیت نمی کند و فرسودگی وجودش را فرا گرفته است. او هر روز صبح ساعت ۶ به ورزشگاه می رود. بدون وقفه تا ساعت ۸ یا ۹ شب ادامه می دهد. او اغلب روزها در میان جلسات مثل تماسهای تلفنی و روابط اجتماعی، در مورد یک زندگی متفاوت خیال پردازی می کند. یک زندگی که در آن زمان بیشتری برای خود با استرس کمتر و فرصتی برای ابراز خلاقیت خود داشته باشد. شرلی از بس زندگی ایده آل را در تخیل تجربه کرده بود خسته بود.
یکی از مراجع من، جوزف یک کارمند حقوقی می باشد که قبلاً به خاطر اخراج کارکنان اضافی در یک شرکت می ترسیدکه دوباره اخراج شود. او هر روز که سرکار می رود می ترسد آخرین روز کاری وی باشد. علیرغم ده سال کار رضایت بخش در شرکت معماری، او می داند که وضعیت بازار تغییر کرده است و شرکت در حال حاضر درگیر تغییراتی در ساختار خود می باشد. با وجود بدهی روزافزون و فرزند دانشجو جوزف نمی تواند از یک روز کاری خود بگذرد تا چه برسد به از دست دادن کارش.
مراجع من نورمن مورد بعدی است، او صاحب یک شرکت سرمایه گذاری مالی موفق است. او حداقل دو بار در ماه برای دیدار با مشتریانش از گوشه کنار کشور به مسافرت می رود. او دارای هشت معاون فروش می باشد که در تمام ساعات روز و شب با او تماس می گیرند و نامزد او از اینکه نمی تواند وقت کافی را با او بگذراند شکایت دارد. نورمن احساس می کند که زندگی با سرعت نور می گذرد و کم کم از این وضع احساس ناراحتی می کند. او به شوخی می گوید که نیاز به آرامش دارد اما به نظر می رسد که نمی تواند از شتاب زندگی خود بکاهد.
جوزف، شرلی و نورمن همگی گرفتار یک تله شده اند. هر یک از آنها با مشکلاتی روبرو شده اند که غالب افراد را از کنترل زندگیشان باز می دارد. برای مثال شرلی برای زندگی خود وقت کافی ندارد و به دلیل تقاضای بیش از حدی که از وی می شود احساس بدی دارد. او برای تمام چیزهایی که واقعاً دوست دارد انجام دهد مثل رفتن به آموزشگاه یا کار کردن در باغچه خانه وقت می گذارد. شرلی نیاز دارد تا مراقبت از خود را در اولویت اول و مقدم بر هر چیز دیگری قرار دهد. از سوی دیگر جوزف خیلی فوری نیاز به شغلی دیگری دارد، و شغل جدید می تواند تنها بخشی از راه حل باشد. مشکل جوزف وضعیت مالی آسیب پذیر وی می باشد. تراز کارت اعتباری او به هم خورده است و میزان رهن خانه اش بیش از حد بالاست و خانواده اش بیش از درآمدشان خرج می کنند. برای اینکه او بتواند تصدی شغل خود را به درستی به عهده بگیرد بایستی روی سلامت مالی خود سرمایه گذاری کند.
و اما در مورد نورمن، او ممکن است نیاز به یادگیری مهارتهای جدیدی برای مدیریت داشته باشد اما مدیریت کار به شخصه، یک اصل اولیه شغلی برای او می باشد. او انرژی خود را با آدرنالین تامین می کند و بایستی یاد بگیرد که آرام تر شده و از یک منبع انرژی سالمتر استفاده کند.
به عنوان یک مربی خصوصی، کار من این است که با دقت به صحبت های مراجعینم گوش فرا داده و علائم موجود در هر موقعیت را دریابم و منبع مشکل را تشخیص دهم. اگر احساس فرسودگی می کنید یک برنامه غذایی بهتر یا تمرین ورزشی به طور قطع می توانند مفید باشند. اما شما بایستی تحلیل برنده های انرژی را تشخیص داده و برطرف نمایید.اگر مدام از شما انتقاد می شود، تعیین حد و مرزهایی می تواند مفید واقع شود اما گاهی وقتها شما بایستی به چنین روابطی خاتمه داده و به روابطی که بیشتر حمایتگر هستند و به ارتقاء زندگیتان کمک می کنند روی بیاورید. این روال تا آخر عمرتان ادامه دارد و یافتن روشی برای مدیریت زمان نمی تواند به حل مشکل کمکی نماید. در عوض شما نیاز دارید تا زندگی خودتان را مدیریت کنید. اولویتهای خود را تعیین کنید و توجه خود را بر روی مسائلی که واقعاً اهمیت دارند متمرکز کنید. از همه مهم تر، اگر شما مشتاق یک زندگی بهتر هستید که منعکس کننده ارزشها و تمایلات شما باشد، در آن صورت بایستی به سلامت معنوی خود در زندگی روزمره بهای بیشتری بدهید.
در عرض پانزده سال گذشته به صدها مراجع که می خواستند در زندگی خود تغییرات اساسی ایجاد کنند کمک کرده ام. در طول جلسات تلفنی هفتگی، من به حرفهای مراجعینم در مورد آنچه در زندگی می خواهند یا نمی خواهند به دقت گوش می دهم. من هفت مانع معمول را که از دستیابی افراد به زندگی دلخواه جلوگیری می کند مشخص کرده ام:

۱- شما فکر می کنید که «خودخواه» کلمه بدی است. برای شما دشوار است که نیازهای خود را بر نیازهای دیگران مقدم بشمارید و اغلب در نهایت در مورد تعهداتی که برای خود ساخته اید دچار رنجش می شوید.
۲- برنامه زمانی شما منعکس کننده اولویتهای شما نمی باشد. در پایان روز شما خسته اید درحالی که وقت کافی برای چیزهای که واقعاً برای شما مهم هستند نگذاشته اید.
۳- شما احساس می کنید که برخی افراد، مکانها و اشیاء، انرژی شما را تحلیل می دهند. زندگی شما شبیه به یک فهرست طولانی از مواردی است که هرگز تمام نخواهد شد. دفترکارتان نیاز به سازماندهی دارد و خانه تان در هم ریخته است یا ممکن است که به دلیل شکایتهای مداوم یک دوست یا یکی از اعضاء خانواده انرژی تان تحلیل رود.
۴- شما احساس می کنید که از نظر مالی گرفتار شده اید. خسته شده اید از اینکه نتوانستید انتخاب دلخواه خود را به دلیل محدودیتهای مالی انجام دهید. شما ممکن است زیربار بدهی های ناخواسته بروید و برای بازپرداخت آنها در موعد مقرر تقلا کنید یا در مورد نحوه خرج کردن پولتان احساس نارضایتی بکنید.
۵- آدرنالین تبدیل به منبع اصلی انرژی شما شده است. شما به طور مداوم، شتابان از یک قرار به قرار بعدی می دوید. شما دوست دارید آرمیده شوید اما نمی توانید از شتاب خود بکاهید. دستیابی به آرامش ذهنی برایتان غیر ممکن به نظر می رسد.
۶- شما فاقد یک گروه حمایتگر در زندگی می باشید. احساس انزوا و عدم ارتباط با دیگران می کنید و مشتاق یک رابطه عمیق تر با یک گروهی از افراد همفکر هستید.
۷- سلامت معنوی شما آخرین جایگاه را در زندگی پر مشغله شما دارد. شما دوست دارید که منظم برای مدیتاسیون، دعا و نیایش، تمرین یوگا یا هر شکل دیگری از مراقبت از خود معنوی وقت بگذارید اما روش زندگی مانع این کار می شود.
این ها هفت مانع هستند که اگر زمان و توجه لازم را دریافت کنند می توانند به آسانی برطرف شوند. در صورتی که بر روی این فرآیند سخت کار کرده و زمان و انرژی خود بر روی آن سرمایه گذاری کنید، به شما قول می دهم که تغییر نمایانی در زندگی پدید خواهد آمد. شما می توانید تغییر را ایجاد کنید و در مورد نحوه زندگی خود تصمیم بگیرید. شما می توانید زندگی دلخواه خود را تجربه کنید و من چگونگی انجام آن را به شما نشان خواهم داد.

رابطه مربی گری

رابطه مربی گری عبارت است از یک شراکت مساوی بین دو نفر. رابطه من با مراجعینم بر این اعتقاد استوار است که آنها افرادی زیرک، پخته و توانا هستند که برای تعیین و نیل به اهدافشان نیاز به حمایت دارند. من این حمایت و راهنمایی را به سه روش اساسی فراهم می کنم:

● از آنها سوالات الهام بخش می پرسم. من جهت ایجاد بینش در مورد آنچه که بایستی در مرحله بعدی در نظر گرفته شود بر خرد درونی مراجعینم تکیه می کنم.
● به آنها اطلاعات و توصیه های مستقیم ارائه می دهم. بر اساس تجربه شخصی خود منابع و اطلاعات تخصصی متنوعی را ارائه می دهم و از این طریق به مراجعینم کمک می کنم تا از اشتباهاتی که دیگران مرتکب شده اند اجتناب ورزند.
● من تمرکز و ساختار حمایت مورد نیاز برای مراجعین را جهت تداوم بخشیدن به اقداماتشان فراهم می کنم. از موفقیت مراجعینم تجلیل به عمل آورده، در سختی ها از آنها دستگیری کرده و به عنوان یک مباشر عمل می کنم. من شریک آنها هستم و تنها هدف من موفقیت آنهاست.
از همان سالهای اولیه که به عنوان مشاور مالیاتی کار می کردم مطالب فراوانی را در مورد مربی گری آموخته ام. آموزش رسمی من به عنوان یک مربی، تجربه زندگی ام و از همه مهمتر مراجعینم نکات فراوانی را در مورد خواسته های مردم و موانع سر راهشان به من آموخته اند. هر چند این نوع تجربه و آموزش مهم می باشد اما تعهد من به زندگی با کیفیت بالا اهمیت فراوان دارد. من درگیر با موضوعاتی بوده ام که مراجعینم با آنها مقابله می کنند و من ساعتها با حماقت کار کردم و در شغل خودم موفق بودم. اشتباهات فراوانی مرتکب شدم و توجه کمی به سلامتی خود نمودم. در طی سالهای گذشته موارد ذکر شده در این کتاب را برای بهبود زندگی خود به کار گرفته ام و می دانم که به کار می آید. من برای به دست آوردن زندگی ای که می خواستم تغییراتی را ایجاد کردم. زندگی من در حال پیشرفت است و بر خلاف یک درمانگر، در میان نهادن تجارب شخصی با مراجعین بخشی از رابطه مربی گری می باشد.
عموماً دلیل مراجعین برای انتخاب من این است که آماده ایجاد تغییرات اساسی در زندگیشان هستند. آنها ممکن است تغییراتی در شغل خود ایجاد کنند یا زندگی خود را محدودتر کرده یا آن را بسط دهند، یک آرزو را برآورده سازند یا از شتاب زندگی خود کاسته و وقت و انرژی بیشتری را برای خواسته هایشان صرف نمایند. ما مشاوره را با یک دوره زمانی حداقل سه ماهه با هم آغاز می کنیم. هر چند پس از آغاز کار، وقتی که آنها تاثیر مشاوره را دیدند اغلب تمایل دارند مدت آن را افزایش دهند.
مشاوره، برقراری یک رابطه می باشد. وقتی که ما همدیگر را بهتر شناختیم، حس اعتماد باعث می شود که مراجعین حقایق را در مورد زندگیشان بیان کنند. برای تسهیل این امر از مراجعینم می خواهم تا داستان زندگی خود را که شامل رویدادهای مهم در زندگیشان به همراه چالشها و ناامیدی های فعلیشان می باشد بنویسند.
اطلاعات در مورد اینکه مراجعین در چه نقطه ای قرار دارند، چه چیزی انرژی آنها را تحلیل می دهد و چه موانعی بیش از همه برایشان مشکل آفرین می باشد دیدگاه مناسبی را برای من فراهم می کند.
در آغاز، بسیاری از مراجعین اظهار می کنند که قادر نیستند زندگی دلخواه خود را داشته باشند. من به آنها می گویم که نمی توانند از مشکلات چشم پوشی کنند. بهانه ها به ظاهر واقعی و برطرف نشدنی می باشند. هزینه زندگی آنها بسیار بالاست، از این رو به کارکردن در یک شغل نامناسب ادامه می دهند. آنها خود را درگیر یک زندگی شتابزده و پر مشغله می کنند و از پا می افتند و در نتیجه انرژی لازم جهت تغییر را ندارند و بدترین بهانه آنها این است که قربانی شرایط هستند و توانایی تغییر زندگیشان را ندارند.

زندگی شما، انتخاب شما

تغییر در زندگی با انتخاب شخصی شما آغاز می شود. اغلب مواقع ما به قدری خود را درگیر شرایط می کنیم که فراموش می کنیم تصمیم گیرنده اصلی خود ما هستیم . درک علت آن آسان است. هزینه بالای زندگی اغلب به دو منبع درآمد نیاز دارد. ترس از اخراج، کارمندان را مجبور می کند تا ساعتهای طولانی به امید تضمین امنیت شغلی کار کنند و ذهنیت «هر چه بیشتر به دست آورید بیشتر خرج می کنید» موجب می شود تا افراد با درآمدهای مختلف به سختی قادر باشند تا پایان ماه خود را تامین کنند و دچار مضیقه نشوند. همین دستیابی به یک زندگی با کیفیت بالا را غیر ممکن می سازد. اما اجازه ندهید این واقعیت شما را فریب دهد. گاهی وقتها یک تغییر جزئی تفاوت زیادی ایجاد می کند. همان طور که در مورد مارشا چنین بود. مارشا یک مادر مطلقه بود که تلاش می کرد خانه، یک کار تمام وقت و دو بچه را اداره کند. او خیلی تحت فشار بود. درحالی که به تنگ آمده بود، فکر کرد اگر صاحبکار خود باشد بهتر می تواند به آرامشی که آرزویش را دارد دست یابد. مارشا تصور می کرد آرزومند انعطاف و آزادی چنین شرایطی برای او به بار خواهد آورد.
مارشا به عنوان یک مادر نمونه مصمم و قوی بود. او تصمیم گرفت تا با آشپزی در خانه شروع کند و از من خواست تا برای برنامه ریزی به او کمک کنم.
وقتی اطلاعات بیشتری در مورد زندگی مارشا به دست آوردم، دیدم که او بیش از آن خسته و درمانده است که بتواند چنین تغییری را به سرعت ایجاد کند. به او شرح دادم که تصمیم گیری های مهم (که می تواند بر خانواده وی تاثیر بگذارد) در حالت استرس می تواند برای او مشکل آفرین باشد. پیش از هر چیزی بایستی ابتدا انرژی و وقت خود را آزاد کند.
در غالب مواقع مراجعین نیاز به تصمیم گیری جهت مراقبت از خودشان دارند. در طول اولین جلسات مشاوره به مارشا پیشنهاد کردم تا بر مراقبت از خود تمرکز کند و به دنبال تغییرات کوچک برای ذخیره وقت و انرژی بیشتری برای خود باشد. از او خواستم تا کسی را برای رسیدگی به امور منزل استخدام کند و اشخاص مختلفی را به او معرفی کردم تا با آنها تماس بگیرد. همچنین به او یادآور شدم که یک پرستار کودک را برای حداقل یک شب در هفته برای خود پیدا کند. او ترتیبی داد که آن شب را با یک دوست در همسایگی خود بگذراند.
اگر چه این تغییرات ظاهراً جزئی بودند اما نتایج بزرگی به بار آوردند. مارشا حالا می توانست عصرها آسوده تر باشد و از گذراندن تعطیلات آخر هفته با بچه ها لذت ببرد. با زمان و فضای اضافی تعادل بیشتری در زندگی او ایجاد شد و او توانست از یک جایگاه متمرکز مجدداً به طرحهایش فکر کند. مارشا قبول کرد که یک شغل جدید بدون ایجاد زمینه لازم اشتباه بوده است. در عوض او شش ماه برای از میان برداشتن تحلیل برنده های انرژی تلاش کرد. ولخرجی خود را با پس انداز بیشتر پول اصلاح کرد و با دوستانش در مورد شغل جدیدش صحبت کرد. به مرور زمان، دوستانش مراجعینی برای او فرستادند. به این ترتیب مارشا توانست از یک کار تمام وقت به یک کار نیمه وقت روی بیاورد و کار جدید خود را به یک روش سازمان یافته شکل دهد. یک سال بعد مارشا دارای مشتریان ثابت بود و قادر بود کار قبلی خود را بدون کاهش درآمد رها کند.
ایجاد زندگی دلخواه نیاز به شجاعت، تعهد و سخت کوشی دارد. بیشتر مراجعین من وقتی از آنها می خواهم به جای اهداف شغلی یا شخصی بر زندگیشان تمرکز کنند شگفت زده می شوند. من دریافته ام که شکل دادن به زندگی کلید موفقیت می باشد. کار من این است که به مراجعین برای غلبه بر مشکلات یک زندگی با کیفیت بالا کمک کنم. من این کار را در هر مرحله ای که آنها بودند شروع کردم و به هر جایی که می خواستند برسند هدایتشان کردم.
اولین کار من در رابطه با مراجعین، تقویت مراقبت از خود می باشد، یعنی آزاد کردن زمان و تشخیص و رفع مواردی که انرژی را تحلیل می دهد. تشویق آنها به تعیین اهداف جدید، آن هم وقتی که برنامه زمانی قبلاً پر شده بیهوده است. در عوض من با پاکسازی برنامه روزانه آنها و ایجاد فضا و زمان برای انجام آنچه که دوست دارند زندگی آنها را بهبود می بخشم.
گاهی وقتها با وجود یک کار پرمشغله که تمام وقت و انرژی شما را می گیرد نمی توانید بر روی زندگی تمرکز کنید. در این زمان است که شما بایستی به خاطر بیاورید که اختیار زندگی در دست خود شماست و با ابزار مناسب می توانید چالش برانگیزترین موقعیت را به نفع خود تغییر دهید. برای روشن شدن این موضوع اجازه دهید به مورد شرلی رجوع کنیم.
شرلی مدیریت هفتاد و پنج کارمند را در بخش فروش خود به عهده دارد. او باید ۲۵ درصد افزایش درآمد تا پیش از پایان سال داشته باشد. او با احساس تحت فشار بودن و کار زیاد، نگران سلامتی خود می باشد.
وقتی که با نوع کار شرلی آشنا شدم توانستم درک کنم که چرا او فشار کاری بیش از حدی را تحمل می کند. پیامهای تلفنی او در عرض روز زیاد بود و او از پاسخ به این پیامها دچار استیصال می شد. او اغلب دیر به جلسات می رسید (و گاهی وقت ها آنها را کاملاً فراموش می کرد) و مقدار زیادی نیز قهوه می نوشید. این شغل نه تنها روی شرلی اثر منفی گذاشته بود بلکه به همان میزان کارکنان وی نیز درمانده شده بودند.
وقتی در جریان امور قرار گرفتم دیدگاه خوبی پیدا کردم و احساس نمودم که او نیاز به حمایت و کمک دارد و بایستی به طور مداوم برای خود وقت بگذارد. برای او توضیح دادم که بدون یک هدف نیرومند برای زندگی، هرگونه موفقیت شغلی و افزایش فروش کوتاه مدت خواهد بود.
اولین قدم این بود که شرلی خود را در اولویت قرار دهد. او نیاز داشت تا کنترل را رها کرده و اختیارات خود را واگذار کند. هر هفته ما فهرست پیامهای تلفنی او را مرور می کردیم و پاسخگویی به اکثر تماسهای تلفنی او را به معاون اجرایی واگذار کردیم. هر چه تمایل شرلی به تفویض اختیاراتش افزایش می یافت به تدریج مسئولیت بیشتری به معاون خویش واگذار می کرد. در عرض دو ماه معاون وی اختیارات را به عهده گرفت و ۹۰ درصد تلفنهای او را پاسخ می داد. در آغاز، شرلی هرگز تصور نمی کرد که بتواند این نوع وظایف را واگذار کند اما با یک برنامه کارآمد آنچه که در آغاز غیرممکن می نمود نه تنها امکان پذیر شد بلکه بسیار موثرتر نیز واقع گشت.
همچنین شرلی متعهد شد تا دفتر کارش را به جای ساعت ۸ یا ۳۰ /۸ در ساعت ۳۰ /۵ عصر ترک کند. این کار به او اجازه می داد تا شب را با همسرش بگذراند و برای باغبانی خودش وقت داشته باشد. کاری که همیشه به او کمک می کرد تا خود را آرمیده کند. در آغاز شرلی نگران این بود که کار او یک الگوی نامناسب برای کارکنانش باشد، اما عکس این مطلب اتفاق افتاد. شرلی قادر بود کارش را در زمان کمتری انجام دهد. ترک محل کار سر ساعت ۳۰ /۵، تمرکز و کارآمدی او را در طی روز بیشتر کرد و او توانست بیشتر در دسترس کارکنانش باشد و تعلیمات سودمندی جهت انجام بهتر کار به آنها ارائه دهد.
من همچنین شرلی را تشویق کردم تا جلسات کمتری را برنامه ریزی کند و سر وقت در جلسه آماده شود تا اعتماد از دست رفته کارکنانش را دوباره بدست آورد. در پایان ششمین ماه، شرلی احساس کرد که زندگیش تعادل بیشتری پیدا کرده است و بخش او ۱۵ درصد افزایش فروش داشته است. این نوع تصمیمات و اقدامات هستند که موفقیت حقیقی را به دنبال دارند.

من مربی شما خواهم بود

به وسیله این کتاب من شما را راهنمایی خواهم کرد تا زندگی دلخواه را خلق کنید. در آغاز از شما خواهم خواست تا توجه خود را بر کیفیت زندگی متمرکز کنید. من به شما کمک می کنم تا یاد بگیرید که به عالی ترین غریزه خود یعنی خود خردمندتان اعتماد کنید و به شما هفت راهبرد خواهم آموخت تا بر موانعی که شما را از دستیابی به زندگی دلخواه باز می دارد غلبه نمایید. به هنگام عمل به برنامه این کتاب شما یاد خواهید گرفت که:

۱- خود را در اولویت اول قرار دهید. شما یاد خواهید گرفت که عمل به مراقبت از خود افراطی را تبدیل به ضابطه جدید زندگی نمایید. من به شما نشان خواهم داد که چگونه یک رابطه نیرومند با خودتان و خرد درونی خود برقرار کنید و زندگی ای را خلق کنید که منعکس کننده تمایلات واقعی شما می باشد.
۲- اولویتهای خود را تعیین کنید. من به شما نشان خواهم داد که چگونه از واکنش نشان دادن به زندگی دست بردارید و آنچه که وقت و توجه شما را می گیرد کنترل کنید. شما اولویتهای جدیدی که واقعاً برای شما اهمیت دارد را تعیین کرده و برای اطمینان از اینکه به این اولویتها در زندگی روزمره ارج نهاده می شود راهبردهایی را خواهید آموخت.
۳- چه چیزی انرژی شما را تحلیل می دهد؟ من به شما نشان خواهم داد که چه چیزهایی انرژی شما را تحلیل می دهند. چه آن یک دفتر کار به هم ریخته باشد یا یک خانه شلوغ یا یک دوست که به طور مداوم شکوه می کند و انرژی شما را تحلیل می دهد. به شما نشان خواهم داد که چگونه این تحلیل دهنده های انرژی را به یکباره و برای همیشه ریشه کن کرده و از میان بردارید.
۴- بر روی سلامت مالی خود سرمایه گذاری کنید. شما روشهای به خصوصی را برای سازماندهی بنیان مالی خود و ایجاد پس انداز یاد خواهید گرفت. به گونه ای که از این پس احساسی شبیه به یک قربانی در زندگی خود نداشته باشید و شما خواهید توانست از طریق اعمال مهارت مدیریت، پول بیشتری را پس انداز کنید.
۵- چه چیزی انرژی شما را تامین می کند؟ من به شما نشان خواهم داد که چگونه خود را از عادت آدرنالین رها کنید و از اشکال سالم تر انرژی، از قبیل حمایت دوستان خوب، سرگرمی و فعالیتهای روح بخش استفاده کنید.
۶- یک اجتماع صمیمی برپا کنید. من به شما راههای ویژه ای پیشنهاد خواهم داد تا خود را با گروهی مشغول کنید که از روابط با کیفیت بالای شما حمایت کرده، شما را به چالش برانگیزند و برای ارائه بهترین عملکرد تشویق نمایند.
۷ - به سلامت معنوی خود ارج نهید. من به شما نشان خواهم داد که چگونه برای مهمترین رابطه خود، یعنی رابطه با خرد درونیتان و ندای روحتان وقت بگذارید. شما یک تمرین خصوصی را ایجاد کرده و هر روز زمانی را صرف بهبود و ارتقاء سلامت معنوی خواهید نمود.

وقتی که این هفت راهبرد را در زندگی خود اعمال کردید احساس بهتری خواهید کرد. شما درمی یابید که ارتباط عمیق تری با خودتان و دیگران برقرار کرده اید و درک خوبی به دست آورده اید و آن وقت یک اتفاق دلپذیر در زندگیتان روی خواهد داد. چیزهای بهتری به سوی خود جذب خواهید نمود. آنگاه شما نیز مانند مراجع من نیکول پیام متفاوتی را به دنیا ارسال خواهید کرد و گاه چیزی فراتر از حد تصور دریافت خواهند نمود.
نیکول در اولین ملاقات ما به نظر دلسرد می رسید. او از سیر زندگی احساس ناامیدی می کرد و منتظر یک معجزه بود. نیکول خواهان یک زندگی تازه بود. او بیشتر وقتها احساس تنهایی می کرد و به عنوان یک طراح گرافیک در کارش منزوی بود. او تماس خود را با دوستانش نداشت و تعطیلات آخر هفته را در تنهایی به کار با کامپیوتر مشغول می شد.
ملاقات نیکول و من با سوالات زیادی گذشت. او مشتاق «تغییر در دنیا» بود و می خواست تا من به او در یافتن حرفه مناسب کمک کنم. نیکول متقاعد شده بود که کاری جدید که به دیگران کمک کند به او نیز کمک خواهد کرد تا احساس بهتری نسبت به زندگی داشته باشد. وقتی که بیشتر با هم صحبت کردیم به او پیشنهاد دادم تا ابتدا در زندگی خود تغییر ایجاد کند و به آن اعتماد داشته باشد و حتماً نتیجه آن شکل گیری یک زندگی بسیار بهتر خواهد بود.
نیکول طی سال بعد روی برقراری رابطه با خود و سامان بخشیدن به زندگی تمرکز کرد. او یک دفتر خاطرات روزانه تهیه نمود و شروع به نوشتن روزانه در آن کرد. او چگونگی احساس خود را به هنگام گذر از زندگی ثبت کرد، نامه هایی برای کمک نوشت و فهرستی از مواردی که از آنها سپاسگزار است را تهیه کرد.
او به سراغ صندوقهای قدیمی که مربوط به سالهای دانشگاه بود رفت و تمام وسایل کهنه و به درد نخور را بیرون ریخت. با کمک من به تمام مسائلی که از آنها اجتناب می کرد رسیدگی کرد، مثل سامان بخشیدن به وضعیت مالی خود، ایجاد یک فضای روح بخش در خانه و پایان بخشیدن به یک رابطه دو ساله که دیگر برای او کارآمدی نداشت.
نیکول به تدریج دریافت که او در مورد چگونگی زندگیش حق انتخاب دارد و اینکه ترس وی مانع اقدام کردن می شد. با وجود شخصی که او را راهنمایی می کرد، ایجاد تغییرات ضروری در زندگی جدید بسیار آسان تر شد.
وقتی که او در مورد خود احساس بهتری کرد دنیا هم به گونه متفاوتی به او نگریست. نیکول عاشق بچه ها بود و وقتی که داوطلبانه در یک مدرسه محلی خدمات طراحی ارائه می داد، پیشنهاد یک کار به عنوان سرپرست خلاق یک مرکز آموزشی کودکان به او پیشنهاد شد. این کار به او اجازه داد تا استعدادهای خلاق خود را برای کمک به دیگران بکار بگیرد و با دوستان جدیدی آشنا شود. سلامتی نیکول بهبود یافت. او به ندرت احساس دلسردی می کرد و حتی چهار کیلو اضافه وزن خود را کم کرد.
نیکول همچنین زندگی معنوی خود را با نوشتن نامه هایی به خداوند در دفتر خاطرات خود احیا کرد و در یک کلیسای محلی شرکت کرد. او احساس ارتباط عمیقی با قدرت الهی می کرد و آن معنی بیشتری به زندگی وی می بخشید که قبلاً تجربه نکرده بود. یک سال بعد نیکول احساس کاملاً متفاوتی داشت. احساس یک شخص شاد که زندگی دلخواه خود را تجربه می کند.
شاید عجیب باشد اما من حالا مراجعین خود را تشویق می کنم تا کمتر به فکر یافتن یک کار عالی، فرصتهای شغلی یا روابط باشند. در عوض ذهن آنها را بیشتر به مسائلی مثل ایجاد زمان بیشتر برای خودشان، یادگیری گفتن نه، سرمایه گذاری بر سلامت مالی شان، و گذاشتن وقت برای عبادت متمایل می کنم. وقتی که کیفیت زندگی آنان بهبود یابد پیش روی چشمان ما نمود پیدا می کند.

چگونه می توانید بیشترین استفاده را از این کتاب ببرید

این کتاب دربرگیرنده سفری است که برای جذب بهترین زندگی طراحی شده است. اگر دوست دارید که کیفیت زندگی خود را ارتقاء دهید این کتاب یک مولفه مهم برای موفقیت شما فراهم می کند. یعنی هدایت و راهنمایی کسی که به دیگران کمک نموده است. به عنوان مربی شخصی شما من همان آزمونها، تمرینات و منابعی را که برای مراجعینم برای بهبود زندگی لازم است در اینجا آورده ام.
برای بیشترین استفاده ازاین برنامه مطالب زیر را توصیه می نمایم:
● یک بار کل کتاب را پیش از اقدام به برنامه مرور کنید.
● پس از مرور کتاب یک شریک یا یک گروه کوچک از افرادی که می خواهند به طور فعال در جهت ایجاد یک زندگی با کیفیت بالا به یکدیگر کمک کنند انتخاب کنید. از آنجایی که یک کتاب هرگز نمی تواند جای یک رابطه نیرومند با مربی را بگیرد، یافتن افرادی که در طول این برنامه از شما حمایت کنند قدم بعدی می باشد. برای انجام این کار شما بایستی از مطالب زیر پیروی کنید:

۱- یک شخص (یا اشخاص) قابل اعتماد را انتخاب کنید.
۲- مطمئن شوید که آنها وقت و علاقه لازم جهت تعهد به تکمیل فرآیند این کتاب را دارند.
۳- یک تاریخ برای ملاقات منظم انتخاب کنید. (حداقل یک بار در ماه). شما می توانید این کار را شخصاً یا به وسیله تلفن انجام دهید.
۴- پیش از ملاقات با یکدیگر یک فصل را مطالعه کنید.
۵- به هنگام ملاقات با یکدیگر از چهارچوب زیر برای افزایش کارآمدی و حمایت فراهم آمده به وسیله این جلسات استفاده کنید:
الف- جلسه را با در میان گذاشتن موفقیت خود شروع کنید. به چه چیزی نائل شده اید؟ چه احساسی دارید؟ از یکدیگر برای انجام دادن کارها به خوبی تقدیر به عمل آورید.
ب- برای بحث در مورد فصلی که پیش از جلسه مورد مطالعه قرار داده اید وقت بگذارید. تمرینات گروهی عنوان شده در فصل را تکمیل کنید.
ج- در مورد اقدامات به خصوصی که هر یک از شما پیش از جلسه بعد باید به عهده بگیرد فکر کنید.
د- کمک بخواهید. پانزده دقیقه آخر جلسه را به درخواست هر گونه کمک که مورد نیاز می باشد اختصاص دهید. چه چیزی شما را از پیشروی باز می دارد؟ کجا احساس می کنید که راهتان مسدود است؟ برای اقدام کردن علیرغم ترستان به چه چیزی نیاز دارید؟ یک دست یاری؟ یک تماس تلفنی بیشتر جهت بررسی؟ یک منبع یا مرجع به خصوص؟

● دررابطه با این کتاب برای خود یک دفترخاطرات روزانه تهیه کنید.
● هر بار که کلمات «وارد عمل بشوید!» را دیدید از آن به عنوان نشانه ای برای اقدام کردن استفاده کنید. یک قدم کوچک می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. همین که فصل را تمام کردید با یک قدم آسان شروع کنید. موفقیت خاطره ایجاد می کند و پیش از اینکه دریابید با شور و هیجان به مرحله بعدی قدم خواهید گذاشت.
● کمک بخواهید. اگر بخشی از این برنامه بیش از حد چالش برانگیز است، برای اقدام کردن حمایت مورد نیاز را درخواست کنید. چه یک شخص یا گروه مشاور شما باشد، خیلی صریح درخواست کمک نمایید.
● از موقعیت خود تجلیل به عمل آورید. پس از تکمیل یک مورد برای پاداش دادن به خود وقت بگذارید.
● به خودتان فرصت بدهید. برنامه عنوان شده در این کتاب به سرعت قابل اجرا نیست. این به معنی انجام آن در طی زمان است. برای بسیاری تکمیل این برنامه می تواند یک تا سه سال طول بکشد.
● فکرتان را باز نگه دارید. برخی از داستانهایی که در طول این کتاب خواهید خواند به نظر جادویی هستند. آنها واقعاً جادویی هستند. وقتی که مراقبت از خود را یک اولویت برای خود قرار دادید و جهت سعادت خود وارد عمل شدید، شما نیز جادویی را که برای همه ما در دسترس است به کار خواهید انداخت. یک نیروی الهی شما را به یک زندگی با کیفیت بالا هدایت خواهد کرد. چشم به راه این جادو باشید می تواند بهترین انگیزه برای شما باشد.

حال نوبت شماست. موفق باشید!

نظرات کاربران درباره کتاب برای زندگی خود وقت بگذارید

اسمش که قشنگه باید ببینم بقیه دوستان چی نظر میدن
در 2 سال پیش توسط سید مهدی قبله