فیدیبو نماینده قانونی نشر روزگار نو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب طبقه تن‌پرور

کتاب طبقه تن‌پرور

نسخه الکترونیک کتاب طبقه تن‌پرور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب طبقه تن‌پرور

در تمام طول تاریخ بعضی از کتاب‌ها جهان را تغییر دادند و شیوه نگاه ما به خودمان و دیگران را دگرگون کردند. آن‌ها به مباحث، اختلافات عقاید، جنگ‌ها و انقلاب‌ها الهام بخشیدند. آن‌ها زندگی‌های بسیاری را ساخته‌اند و تباه کرده‌اند. حالا نشر روزگارنو برای شما کارهای متفکران بزرگ، پیشگامان، اصلاح‌طلبان و طالع‌بینان را فراهم آورده است. ایده‌هایی که مدنیت را تکان داد و به ما کمک کرد تا آنچه اکنون هستیم باشیم. این هجونامه پژمرده با تصویر مهوج از طبقه کم عمق مرفه خوش‌گذران غرق در پوشاک و ماشینها، مصرف کننده کتاتها و در حال ارتقاء در جامعه، با گذشت بیش از صد سال از نگارشش همچنان معتبر است.

ادامه...

بخشی از کتاب طبقه تن‌پرور

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



طبقه ی تن پرور

در بالاترین مراحل فرهنگ بربریت،نهاد طبقه تن پرور با عظیم ترین پیشرفت خود یافت می شود.به عنوان مثال در اروپای فئودال یا ژاپن فئودال این طبقه را می یابیم. در چنین جوامعی تمایز بین طبقات به شدت مشاهده می گردد. تمایزی که بین مشاغل مناسب برای طبقات متعدد وجود دارد،خصوصیات برجسته ترین مفاهیم اقتصادی را در این تفاوت طبقاتی رقم می زند. طبق عادت،طبقات بالا رتبه جامعه از مشاغل صنعتی مستثنی هستند. مشاغل مشخص و خاصی برای افراد این طبقات تخصیص داده می شود. مشاغلی که افتخار و احترام به همراه دارد.
در بین کارهای پرافتخار و پراحترام جوامع فئودال،جنگ آوری و خدمات مربوط به کاهنان از عمده ترین و مهم ترین کارها می باشد. خدمات کاهنان نسبت به جنگ آوری در مقام دوم قراردارد. اگر جامعه بربری خیلی ستیزه گر نباشد این امکان وجود دارد که حق تقدم با مشاغل کاهنان باشد و سلحشوری و جنگ آوری در مقام دوم قرار گیرد. در این حالت قانون با اندکی استثناء همچنان پابرجاست. فرق نمی کند که جنگ آوری باشد یا امور مربوط به کاهنان،به هرحال طبقات بالاتر از کارهای صنعتی مستثنی هستند و همچنین معافیت،تجلی اقتصادی امتیاز آنهاست.هند برهمن مثال نسبتاً خوبی از معافیت صنعتی این دوطبقه می باشد. در جوامع متعلق به فرهنگ بالاتر بربریت تفاوت قابل توجهی بین زیرطبقات وجود دارد. زیرطبقاتی که ممکن است طبقه تن پرور نامیده شوند. تفاوت شغلی متناظری بین این زیرطبقات وجود دارد.
در کل طبقه تن پرور،طبقات اصیل،نجیب،کاهنان و بیشتر ملازمین و همراهان آنان را دربردارد. مشاغل این طبقه متنوع می باشد اما همگی خصوصیات اقتصادی مشترکی دارند یعنی غیر صنعتی هستند. مشاغل غیر صنعتی طبقه بالاتر می تواند شامل مشاغل دولتی،جنگ آوری،نظارت مذهبی و ورزشی باشد.
در مراحل ابتدایی،البته نه چندان ابتدایی بربریت،طبقه تن پرور یافت می شود. در این مراحل برای این طبقه فرق کمتری قائل شده اند. تمایزها و تفاوت ها بین مشاغل طبقه تن پرور آنی و بغرنج و پیچیده نیستند.بطورکلی جزیره نشینان پلی نزی این مرحله از پیشرفت را به خوبی نشان می دهند و با این استثناء که به علت عدم وجود تفریحی جامع در زندگی آنان،شکار جایگاه معمول افتخار و احترام را ندارد.همچنین جامعه جزیره نشینان مثال نسبتاً خوبی برای دوران حماسه ای اسکاندیناوی می باشد. در چنین جامعه ای تفاوت زیادی بین طبقات و مشاغل ویژه مخصوص هر طبقه وجود دارد.
کارهای دستی(عملگی)،صنعتی و هر شغلی که مربوط به کارهای روزمره امرار معاش است،از مشاغل منحصر به طبقه پست و پایین می باشد. طبقه پست شامل برده ها و سایر تابعان و معمولاً همه زنان می باشد.اگر سطوح مختلف اشرافیت وجود داشته باشد،زنان رده بالا معمولاً از کارهای صنعتی معاف می باشند یا اینکه حداقل از کارهای دستی خیلی پست مستثنی می شوند.مردان طبقه بالاتر نه تنها از مشاغل صنعتی معاف هستندبلکه طبق عادات و رسوم از انجام این کارها منع می شوند. مشاغل مناسب برای آنها تعریف شده می باشد.چنانچه قبلاً بحث شد این کارها شامل مشاغل دولتی،جنگ آوری،نظارت مذهبی و ورزشی می باشد.این چهار رشته فعالیت،رویه زندگی طبقات بالاتر و اشخاص بالارتبه شاهان یا روسای قبایل- را مقرر می کند. این مشاغل تنها فعالیت هایی هستند که عادت،عرف یا درک جامعه آنها را می پذیرد. درحقیقت،زمانیکه این روند به خوبی ثبت و توسعه یافته باشد ،حتی ورزش ها نیز برای افراد بالارتبه با تردید مشروع شمرده می شوند. برای مراتب پایین تر طبقه تن پرور کارهای مقرر و معین دیگری آزاد است. اما این قبیل کارها تابع یکی از مشاغل اصلی طبقه تن پرور می باشد. مشاغلی چون تولید.نگهداری تسلیحات،تجهیزات و قایق های جنگی،پیرایش و رسیدگی به اسب ها،سگ ها و شاهین های شکاری،تهیه و آماده سازی لوازم عبادی و غیره. طبقات پایین تر جامعه از این مشاغل ثانویه پرافتخار محروم هستند.آنان فقط مجاز به انتخاب مشاغلی هستند که صراحتاً خصوصیات مشاغل صنعتی را دارد و ارتباط خیلی جزئی با مشاغل طبقه تن پرور دارد.اگر ازاین نمونه فرهنگ بربریت یک قدم به عقب برویم و به مراتب پایین تر بربریت بپردازیم،طبقه تن پرور کاملاً توسعه یافته را نمی یابیم. اما این بربریت دون رتبه،عادات،رسوم،انگیزه ها و شرایطی رابه معرض نمایش می گذارد که به واسطه آنان نهاد طبقه تن پرور شکل گرفته است و مراحل رشد اولیه آن را نشان می دهد.
قبایل شکارچی چادرنشین در نقاط مختلف دنیا حاکی از این مراحل بدوی تمیز تفکیک می باشد. هریک از قبایل شکارچی امریکای شمالی می تواند مثالی مناسب برای این قضیه باشد. به ندرت می توان گفت که این قبایل تن پروری تعریف شده ای دارند. تمایزی در عملکرد و تفاوتی بین طبقات دیده می شود و این تفاوت بر مبنای تمایز در عملکرد آنها شکل گرفته است اما هنوز معافیت طبقه ممتاز جامعه از کار آنقدر پیشرفت نکرده است که اسم و نقش طبقه تن پرور کاملاً قابل اجرا باشد.قبایل متعلق به این سطح اقتصادی تفاوت اقتصادی را تا مرحله ای پیش برده اند که تمایز قابل توجهی بین مشاغل زنان و مردان ایجاد شده است و این تمایز خصوصیتی منزجر کننده دارد. تقریباً در همه این قبایل طبق عادت از پیش تعیین شده،زنان برای مشاغلی به کار گمارده می شوند که مشاغل صنعتی با پیشرفت و توسعه این مشاغل شکل می گیرند. مردان از این مشاغل پست مستثنی هستند و برای مشاغل جنگی،شکار،ورزش ها و نظارت مذهبی درنظر گرفته می شوند.
معمولاً تبعیض مودبانه ای در این موضوع نشان داده شده است. این تبعیض کار بر تبعیض موجود در فرهنگ بربریت پیشرفته منطبق است. تبعیضی که بین طبقه کارگر و تن پرور مشاهده می شود. همینطورکه تعدد و تخصص شغل ها پیشرفت می کند خط مرزی کشیده شده،مشاغل صنعتی را از مشاغل غیرصنعتی جدا می سازد. همانطورکه درمراحل بدوی بربریت نیز مشهود است،شغل مردان علت اصلی پیشرفت و توسعه قابل تحسین صنعتی نمی باشد.
در پیشرفت اخیر شغل مردان تنها در کارهایی چون مشاغل جنگی،سیاست،ورزش ها،فراگیری دانش و مقامات کاهنیت دخیل بوده است که این مشاغل در طبقه بندی مشاغل صنعتی قرار ندارند. تنها استثناء موجود و قابل اشاره بخشی از صنعت ماهیگیری و برخی مشاغل خاص و ناچیز است که تردید دارم بتوان آنها را در گروه صنعتی طبقه بندی کرد:این مشاغل تولید تسلیحات،اسباب ورزشی و کالاهای ورزشی می باشد. بطور بالقوه می توان گفت کل محدوده مشاغل صنعتی ماحاصل آن چیزی است که در جوامع بدوی بربریت تحت عنوان شغل زنان طبقه بندی می شد. کار مردان در فرهنگ بربریت رده پایین،نسبت به کار انجام شده توسط زنان مهمتر و ضروری تر است و کار آنان برای زندگی گروهی ضروری است. حتی می توان گفت کار مردان به تامین خوراک و مصارف ضروری و مایحتاج گروه کمک می کند. درحقیقت،کاملاً مشهود است که خصوصیت «تولیدکنندگی» کار مردان چنان است که در نوشته های اقتصادی،شغل شکارچیان به عنوان صنعت ابتدایی و اصلی در نظر گرفته شده است. اما مفهوم بربریت مربوط به این قضیه نیست. مرد به اعتقاد خودش کارگر نیست و نباید با زنان طبقه بندی شود و تلاش او نباید با کار پر زحمت زن در زمینه کار دستی و صنعتی مقایسه گردد. در تمام جوامع بربری معنی ژرفی از اختلاف بین کار مرد و زن وجود دارد. کار مرد می تواند به بقای گروه منتهی شود اما آنان احساس می کنند که کار آنان کاملاً برتر است و چنان تاثیری دارد که نمی توان آن را با پشتکار بی اهمیت زنان مقایسه کرد. اگر در معیار فرهنگی یک قدم دیگر به عقب برداریم- یعنی در بین گروه های وحشی و درنده خو- تمایز بین کار دارای جزئیات کمتری است و تمایز منزجر کننده بین طبقات و مشاغل از ثبات و شدت کمتری برخوردار است. یافتن مثال های صریح برای فرهنگ توحش بدوی کاری دشوار می باشد.
برخی از آن گروهها یا جوامع که تحت عنوان«گروه وحشی» طبقه بندی شده اند هیچ نشانه ای از پیشرفت را در مراحل فرهنگی پیشرفته تر،نشان نمی دهند. اما گروههایی وجود دارند- که برخی از آنها ظاهراً سیر نزولی نداشته اند.این گروهها نسبت به توحش بدوی صادق و وفادار بوده و دارای خصوصیات این جوامع هستند. به علت عدم وجود طبقه تن پرور و فقدان نیات و گرایشات معنوی،فرهنگ این گروهها با فرهنگ جوامع بربری تفاوت دارد. نهاد و عرف طبقه تن پرور به این نیات و گرایشات معنوی متکی است. در این جوامع بدوی وحشی،ساختار سلسله مراتبی در طبقات اقتصادی وجود ندارد فقط شکافی کوچک و نامحسوس در نژاد بشری یافت می شود. یکی از بهترین مثال های این گونه جوامع مربوط به قبایل آندامانز(۱) و یا قبایل توداز(۲) ساکن تپه های نیلجیری می باشد. به هنگام برخورد این قبایل با اروپایی ها،روند زندگی این گروهها تقریباً معمولی و مناسب با عدم وجود طبقه تن پرور بود.
به منظور ارائه مثالی دیگر می توان به قبایل آینو منطقه یزو و برخی از گروههای بوشمن(۳) و اسکیموها اشاره کرد.خیلی مطمئن نیستم که بتوان برخی از جوامع پابلو(۴) را در این گروه جای داد. بیشتر جوامع ذکرشده در اینجا به جای اینکه دارای فرهنگی باشند که هیچ گاه فراتر از سطح کنونی اش نرفته ،می توانند در مواردی از فساد و انحطاط از بربریت بالا رتبه باشند. اگر چنین باشد،برای هدف فعلی مورد پذیرش قرار می گیرند اما درمقایسه با جمعیت مردم بدوی واقعی،مدارک و شواهد ارائه شده توسط آنان از تاثیر کمتری برخوردار است.
این جوامع که فاقد طبقه تن پرور تعریف شده ای هستند،با خصوصیات خاص ساختار اجتماعی و رویه زندگی شان به گروهها و جوامع دیگر تشبیه می شوند. آنها گروههای کوچک و دارای ساختار کهن می باشند و بطور عادی صلح دوست و غیرمهاجر هستند. آنها فقیرند و مالکیت فردی،ویژگی بارزی در نظام اقتصادی آنان نیست.
با این وجود چنین برنمی آید که این گروه ها کوچکترین جوامع موجود باشند و یا اینکه ساختار اجتماعی آنان از هر لحاظ تمایز و تفاوت کمتری داشته باشد. همچنین این طبقه الزاماً شامل همه جوامع بدوی فاقد نظام مالکیت فردی تعریف شده نمی باشد. اما باید توجه کنیم که این طبقه شامل صلح دوست ترین گروههای بشری بدوی- و شاید صلح دوست ترین گروهها- می باشد. در واقع،بارزترین ویژگی مشترک اعضاء چنین جوامعی بی کفایتی و بی عرضگی دوست داشتنی آنها در هنگام مواجه با جبر و نیرنگ است.
شواهد حاصله از رسوم و نشانه های فرهنگی جوامع در مرحله پایین پیشرفت،چنین نشان می دهد که شکل گیری عرف طبقه تن پرور به تدریج و با تحول توحش بدوی به سوی بربریت پدیدار شده است و یا دقیقتر بگوییم درطی تحول،عادات دوستانه به سمت عادات ستیزه گری درزندگی رفته است. شرایط ظاهراً ضروری برای این امر فوق العاده،شامل موارد زیر است:
۱- جامعه باید در جهت عادت و رویه غارتگری در زندگی باشد (جنگ یا شکار بیش از حد و یا هر دو) یعنی مردانی که در این جوامع،طبقه تن پرور نوبنیاد را تشکیل می دهند بایستی به تحمل آسیب و صدمه ناشی از جبر و لشکرآرایی خود بگیرند.
۲ - شرایط امرار معاش بایستی کاملاً راحت باشد تا اینکه معافیت بخش قابل توجهی از جامعه از کار یکنواخت و روزمره،پذیرفته و تصویب گردد. نهاد و عرف طبقه تن پرور حاصل تبعیضی قدیمی است که بین مشاغل وجود داشته است.
بر اساس این تبعیض برخی کارها شایسته و سزاوار و برخی پست و دون مایه هستند. طبق این تفاوت و تبعیض کهن،کارهای سزاوار و شایسته کارهایی هستند که تحت عنوان شاهکار(کار برجسته) طبقه بندی می شوند: کارهای پست و دون مایه کارهای ضروری روزمره است که هیچ یک از عناصر قابل تحسین برجسته به آن تعلق نمی گیرد.
اما این تفاوت در جامعه صنعتی مدرن اهمیت کمی دارد،به همین دلیل نویسندگان اقتصادی توجه ناچیزی به این قضیه کرده اند. زمانیکه این مسئله با دیدگاه مدرنی که بحث اقتصادی را کنترل می کند،بررسی شود این تبعیض غیر قابل توجه و غیر واقعی به نظر می رسد. اما حتی در زندگی مدرن،تبعیض موجود،اصرار در پیش پاافتادگی این تصور و عقیده دارد. به عنوان مثال،چنانچه نشان داده شده است بیزاری همیشگی ما از مشاغل پست و نوکری حاکی از این قضیه است. این یک تبعیض و تفاوت از نوع شخصی است- تبعیض برتری و پستی-. در مراحل اولیه فرهنگ،زمانیکه نیروی شخصی افراد در شکل گیری رخدادها ضروری تر و مشهودتر بود،عنصر کار برجسته در رویه زندگی روزمره دیده می شد. علایق و مصالح با میزانی بالاتر،حول این واقعیت متمرکز می شدند. در نتیجه،در آن دوران تفاوتی که طبق این اساس پیش می رفت حتمی تر و قاطع تر از تفاوت دوران امروزی بود. بنابراین تفاوت و تبعیض یک حقیقت و واقعیت در توالی پیشرفت و توسعه است. تفاوت یک امر واقعی،قابل توجه و متکی به پایه و اساسی کاملاً معتبر و متقاعد کننده می باشد.
به هنگام تغییر حقایق بر طبق این پایه و اساس،تبعیض بین حقایق تغییر یافته است. آن دسته از خصوصیات مربوط به حقایق که در دست داریم کاملاً نمایان،مهم و قابل توجه است. مصلحت مطرح و بارز هر دوره بر روی این خصوصیات نور می افکند و آن را نمایان می کند. برای شخصی که حقایق مورد بحث را درک می کند،هر گونه تفاوتی که مطرح شود مهم و قابل توجه خواهد بود چون از یک دیدگاه متفاوت به آنها می نگرد و برای مقاصد مختلف به آنها ارج می نهد. عادت تشخیص و طبقه بندی مقاصد و مسیرهای مختلف فعالیتی،همیشه و همه جا بر مسئله ضرورت غالب می آید. زیرا این عادت برای دستیابی به یک تئوری کارآمد و یا رویه زندگی امری ضروری است. نقطه نظر این دیدگاه یا خصوصیات خاصی که معرفی برای طبقه بندی حقایق زندگی محسوب می شوند،به مصلحتی بستگی دارند که طبق آن مصلحت حقایق تشخیص داده می شوند. بنابراین زمینه های تشخیص و تمیز و قائده و هنجار رویه و روند طبقه بندی حقایق به همراه رشد فرهنگ به صورت تصاعدی و جلو رونده تغییر می یابد. زمانیکه حقایق زندگی دستخوشی تغییر شده باشند بالطبع نقطه نظر نیز تغییر می یابد. پس می توان گفت تمام چیزهایی که در یک مرحله فرهنگی جزء خصوصیات برجسته و قطعی یک طبقه از فعالیت ها و یا طبقه اجتماعی محسوب می شوند،اهمیت نسبی خود را در مراحل بعدی و در جهت مقاصد طبقه بندی حفظ نخواهند کرد.
اما تغییر استانداردها و نقطه نظرات،مسئله ای تدریجی است و به ندرت منجر به تخریب یا توقیف کلی دیدگاه می شود.دیدگاهی که سابقا پذیرفته و تصویب شده است.

نظرات کاربران درباره کتاب طبقه تن‌پرور

قیمت آن مناسب و موضوع کتاب جذاب و خواندنی هست.
در 2 ماه پیش توسط حسین پایدار فرد
کتابای خوبی به نظر می رسند
در 2 سال پیش توسط mas...gan
ممنون
در 2 سال پیش توسط che...sht