فیدیبو نماینده قانونی انتشارات طلایه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ۱۰۱  راه برای ایجاد ارتباط موفق با دیگران

کتاب ۱۰۱ راه برای ایجاد ارتباط موفق با دیگران

نسخه الکترونیک کتاب ۱۰۱ راه برای ایجاد ارتباط موفق با دیگران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ۱۰۱ راه برای ایجاد ارتباط موفق با دیگران

ین کتاب در نوع خود می‌تواند ۱۰۱ راه مناسب در ایجاد ارتباط با دیگران را پیش روی شما گذارد و در واقع راهنمای کامل و بررسی تأییدشده‌ای است که توانسته است بسیاری از افراد سرشناس و موفق در زمینه اقتصادی و مدیریت را راهنمایی کرده و در رابطه با چگونگی سازماندهی ایجاد ارتباط با دیگران و راه‌های کسب موفقیت در این زمینه الگویی مناسب ارائه دهد. هر یکی از ۱۰۱ راه مورد اشاره در این کتاب به نوعی مستقل از هم بوده ولی در نهایت می‌توانند یک مجموعه کارآمد باشند و هر کدام از آنها بُعدی از ایجاد ارتباط با دیگران را مدیریت می‌نماید.

ادامه...

بخشی از کتاب ۱۰۱ راه برای ایجاد ارتباط موفق با دیگران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



دیدگاه مولف - نگاهی عمومی به ارتباط متقابل

در بخش دوم این کتاب با مولفه های مشخص ایجاد ارتباط مناسب با دیگران آشنا خواهید شد، بنابراین بخش نخست آن در خصوص ادراک فرد از ایجاد ارتباط تنظیم شده و سعی می شود که همین قدرت درک پیشرفت نموده و تقویت شود. در این بخش با اهداف، نظریات، سازماندهی، زبان ارتباط، حال و موقعیت و نوع لحن و طرز بیان در ایجاد ارتباط را مورد بررسی قرار خواهیم داد. از این رو با مطالعه بخش نخست خواهید توانست اندیشه و تصورات مناسبی را با طرقی که به آنها پرداخته خواهد شد، درک نموده و آشنا گردید.
اغلب ما انسان ها روند ایجاد ارتباط را طبیعی دانسته و آن را به صورت عملی، خودکار تصور می نماییم. حال فرض کنیم که این گونه است. اما چرا علیرغم داشتن ارتباط با دیگران در خانه، محل کار، اتوبوس عمومی، مترو، فرودگاه، اداره، مدرسه و دانشگاه باز موفق به ایجادارتباط مناسب با دیگران نمی شویم و اگر هم ارتباطی داشته باشیم، چندان مطلوب و حداقل برای خود ما مورد پسند و قانع کننده نیست؟
دلیل چنین عدم موفقیتی را پیوسته در جملاتی مشابه جملات زیرین که بارها شنیده ایم، می توانیم درک کنیم.
ـ با بیان............ چه منظوری داشتید؟
ـ اما من تصور کردم که منظور شما........ بوده است.
ـ آیا می توانید قسمت آخر را بار دیگر تکرار کنید؟
ـ آیا قصدتان از بیان............ در جلسه، همان موضوع............. نبود؟
ـ اما من تصور داشتم که شما................. را توصیه خواهید کرد.
ـ خیلی معذرت می خواهم. من تصور غلطی داشته ام.
ـ انتظار داشتم که شما نیز حداقل در برابر....... کمی انعطاف و یا فداکاری می داشتید.
ـ اگر منظورتان...........بود، من مقصرم که تصور دیگری داشته ام.
تمامی این جملات و الفاظ که یا حالات و معانی خطاکاری، تصورات فردی، خود اتهامی، شرط ها و اگرها و... می توانند ما را در ایجاد ارتباط با دیگران دچار مشکل نمایند و بدتر از همه اینکه، اگر ارتباطی هم داشته ایم، آن را خدشه دار نموده و یا در هاله ای از شک و تردید متقابل قرار می دهد.
این جملات را بارها در خانه، محل کار و جاهای دیگر شنیده ایم و یا خودمان آن را مطرح کرده ایم، اما هیچگاه به این فکر نکرده ایم که با بیان این نوع جملات چه آفت بزرگی را در میدان ارتباطاتی خود با همنوعانمان بروز داده و سایه عدم موفقیت در ایجاد ارتباط را بر خودمان افکنده ایم. انسان ها بیش از آنکه جسمی باشند، دارای بعد معنوی و احساسی بیشتری هستند و دیگر موارد زیستی تحت تاثیر احساسات انسان قرار می گیرد. لذا در ایجاد ارتباط باید با احساسات بی آلایش و صمیمی برخورد کرد و متقابل آن نبایستی پا بر روی مار گزنده احساس منفی انسانی نهاد. زیرا واکنش شدید رفتارمان را بلافاصله با نخستین فشار احساس کرده و با آن رودررو خواهیم شد.
از این رو، برای کاستن این نوع مشکلات و از بین بردن بستر سوء تفاهمات و یافتن راه مناسب برای ایجاد ارتباط با دیگران به متن کتاب توجه نمایید. این کتاب به شما می گوید که چه کنید و از چه رفتار و گفتارهایی احتراز جویید.

بخش نخست: فواید ایجاد ارتباط مثبت و مناسب

بهتر است تحقیق و بررسی پیرامون لزوم ایجاد ارتباط و درک ارتباط را با شناخت فواید آن آغاز نماییم. پیش از هر چیزی مناسب می دانم که به دو واژه کثیر الاستعمال که در جاهای مختلف کتاب بدان اشاره خواهد شد، توجه کنید. الف) شنوندگان ب) پیام.
شنوندگان در واقع فرد و یا گروهی از افرادی است که ما می خواهیم با آن و یا آنها ایجاد ارتباط نماییم.
پیام نیز فکر و اندیشه ای است که می خواهیم در خصوص آن و نظرات مشترکمان با فرد و یا گروهی از افراد گفتگو کنیم.
هنگامی که صبح در خانه و در سر میز صبحانه به افراد خانواده سلام کرده و روز بخیر می گویید، در واقع شنوندگان همان اعضای خانواده هستند که می خواهید احساس خودتان را که در قالب فکر و اندیشه ای چون دوست داشتن و احترام نهادن به دیگران و بیان روزبخیر و سلام که همانا پیام شماست، همفکر و هم نظر گردید. به عبارتی دیگر اعضای خانواده شما همان شنوندگان، و جمله سلام و روز بخیر، همان پیام شماست.
به مثابه همین موضوع وقتی در محیط کار و ابتدای روز به همکاران خود سلام می کنید، یا هنگام ارائه گزارش در مجمع عمومی به صاحبان سهام شرکت ابراز احترام می نمایید و بعد موضوع را بیان می دارید، در واقع شما هم پیام قلبی و معنوی خود و هم پیام حقیقی و محض را بیان داشته اید و همکاران و یا اعضای شرکت شنوندگان شما بوده اند.
از این رو به این دو واژه بیشتر دقت نمایید و همیشه مد نظرتان باشد. زیرا می خواهیم کار را با در نظر گرفتن دو مساله شنونده و پیام شروع کنیم.

راه اول: از امکانات به خوبی استفاده نمایید.

وجود ارتباط ناشایست و غیر منطقی زاینده زیان های مالی و زمانی است. از طرفی مانعی مهم در برابر کارآیی و آرامش روحی به شمار می ود. اگر آن سوی سکه را بنگریم درخواهیم یافت که وجود ارتباط مناسب با دیگران نه تنها عاملی در کسب موفقیت در زمینه مالی و زمانی است بلکه به سهولت زمینه را برای تاثیر نهادن بر روی روحیه دیگران فراهم می آورد و این خود آرامش روحی را به ارمغان خواهد داشت.
فرانک به لوراین قول می دهد که رونوشت گزارش عملکرد خود را به واسطه گری تا روز چهارشنبه به دستش خواهد رساند. ارسال این گزارش به لوراین بسیار حائز اهمیت است، چرا که در محتویات این گزارش مطالبی وجود دارد که لوراین خواهد توانست با استناد به آن مطالب سخنرانی معرفی و آشنایی خود را برای مهمانان که قرار است روز جمعه برگزار شود، عملی سازد، اما در این بین فرانک فراموش می کند به گری تاکید نماید که رونوشت گزارش را حتماً به دست لوراین برساند.
به عقیده شما در این شرایط چه اتفاقی رخ می دهد؟
زمانی که لوراین متوجه می شود که تاخیر زیادی در ارسال رونوشت گزارش صورت گرفته و هنوز به دستش نرسیده است، تصمیم می گیرد که با گری و فرانک مکالمه نماید. در تماس تلفنی فرانک با درک موضوع بسیار ناراحت شده و عذرخواهی می کند و قول می دهد که در سریع ترین زمان ممکن گزارش را به دست وی برساند. با اینکه فرانک در ابتدا تصمیم می گیرد که با گری تماس داشته و موضوع را جویا شود، اما یادش می آید که تقصیر خودش بوده و نمی تواند او را متهم به این کند که چرا رونوشت گزارش را به دست لوراین نرسانده است. دیگر کار از کار گذشته و لوراین در دقایق نهایی قرار دارد. لوراین با اعتماد به مطالب مندرج در گزارش می خواست کار خود را شروع کند ولی تاخیر پیش آمده همه چیز را بر هم زده بود. گری با شنیدن این موضوع متحیر می ماند، با این حال به خود حق می دهد مادامی که فرانک چیزی در رابطه با ارسال گزارش به لوراین بیان نداشته، حق ندارد که مطلب دیگری را به فرد سوم واگذارد. شاید بعد از او فرانک ناراحت می شد که چرا گزارش را به دست کس دیگری داده است و با این تصور خود را از مرحله اتهام مبرا می سازد. حال بعد از این ماجرا چه اتفاقی رخ می دهد؟
پیوسته تماس های تلفنی و یا نامه نگاری های الکترونیکی (ایمیل) ادامه می یابند. گری به فرانک، از گری به لوراین، از فرانک به لوراین و همین طوری ادامه پیدا می کند. در این گیرودار کارهای مهم و اولویت دار فراموش می شوند و به مثابه همین قضیه یا رکودی در کار ایجاد شده و یا منقسم می گردد. بدیهی است که تمامی این مشکلات و نابسامانی ها منتج از عدم وجود ارتباط مناسب و هدایت آن بوده است. گری در این میان بیش از بقیه ناراحت است، زیرا در پیش دوستان و همکارانش شرمنده شده است. لوراین ناراحت و تحت آشفتگی روحی است، زیرا زمان سپری شده و نمی تواند اقدامی مناسب بکند. از این رو خشم و عصبانیت او را تحت فشار می گذارد. در این بین فرانک نیز خود را بیش از همه مقصر می داند و از اینکه به درستی کارش را انجام نداده بر خود نهیب می زند.
در زندگی روزمره بارها با این نوع رفتار و اتفاقات روبه رو شده ایم. یقیناً شما نیز با من هم عقیده هستید که ما انسان هستیم و خطاکار. تنها کافی است به این بیندیشیم که در طول روز در رابطه با دوستان و یا همکاران تا چه اندازه ای سهل انگار هستیم. آیا هیچ به این فکر کرده ایم که از قبل این نوع برخورد غیر مسئولانه و غیر متعهدانه چه مشکلات جنبی دیگری ایجاد می شود که تاثیرات زیادی بر زندگی اجتماعی ما می گذارد؟ اگر روزانه در یک اجتماع یکصد هزاری نفری تنها ۳۰% از افراد چنین سهل انگاری هایی را بکنند، آیا هیچ می دانید تا چه میزانی اثرات سوء زمانی و مالی آن بر جامعه کلان ما وارد می شود؟ آیا در این بین هیچ اندیشیده ایم که انسان ها در اثر همین ناهمگونی ها و ناهماهنگی ها و سهل انگاری های ارتباطی تا چه میزانی تحت تاثیر فشارهای روحی شده و به مثابه همین بهداشت روانی جامعه به خطر می افتد؟ تنها چیزی که در این نوع برخورد و عدم احساس مسئولیت در ایجاد رابطه به عیان مشخص می شود و تنها به آن می نگریم این است که کار به تعویق می افتد و با تصور اینکه با تلاش بسیار و یا وقت گذاشتن می توان جبران کرد، خودمان را تسکین می دهیم. به جای اینکه تغییر رفتاری مناسب در خود ایجاد نماییم و یا تلاش کنیم که بعد از این، از چنین خطاهای ساده ای که در ورای خود نتایج خطرناک و زیانبار عظیمی دارند، دوری کنیم، سعی می کنیم با ارسال پیام های معذرت خواهی، گزارش های توجیهی، نامه های دوستانه، اطلاع رسانی به واسطه فرد دیگر و یا به نهایت توجیه موضوع با تراشیدن بهانه های واهی مساله را منتفی سازیم.
حال بیایید سناریوی اصلی را تغییر دهیم و از دیدگاه دیگر همین قضیه را بررسی کنیم. با فرض اینکه فرانک رونوشت گزارش را به گری می سپارد و به وی گوشزد می نماید که حتماً آن را به لوراین برساند. گری نیز گزارش را به لوراین می رساند. اما در گزارش ارسالی خطایی در صفحه ۱۲ وجود داشته که فرانک فراموش می کند آن را به گری متذکر شود تا اعداد و ارقام موجود در آن صفحه را تغییر دهد. با این اتفاق به نظر شما چه چیزی رخ خواهد داد؟ یقیناً مثل حادثه قبلی تماس های تلفنی پی در پی و ناراحتی های روحی و فکری گریبانگیر هر سه نفر خواهد شد. باز بار دیگر عذرخواهی ها، اصلاحیه دادن ها، فتوکپی ها، جمع آوری اطلاعات غلط از گزارش و جایگزینی آن اطلاعات درست در دقیقه نود، ارسال نامه های توجیهی و یا بهانه آوردن های متفاوت برای گریز از اتهام و... ادامه خواهند یافت. اگر تمامی اینها را در قالب مجموعه زمانی بررسی کنید، آنگاه درخواهید یافت که تا چه میزانی از زمان برای هر سه نفر از دست رفته است. اگر زمان آنها را به عنوان کارمند یک شرکت و یا اداره دولتی در نظر بگیرید، خواهید دید که تبعات این اشتباه ساده تا چه میزان از نظر زمانی و مالی بر جامعه تحمیل شده است.
بیایید تجربیات خودتان را از نظر بگذرانید:
* آیا تا به حال اتفاق افتاده است که مطلبی را خوانده باشید و در اولین قرائت از محتویات و مطالب آن چیزی سر در بیاورید؟
* آیا تا به حال اتفاق افتاده است که مطلبی را دریافت کرده باشید و بخواهید آن را بخوانید و درک کنید. اما چنان موضوع برایتان ثقیل بوده که مثل بچه ها آن را با صدای بلندی برای خود بخوانید؟
* آیا اتفاق افتاده که در جلسه ای بوده و یا شنونده سخنرانی خاصی باشید که از مطالب گوینده یا گویندگان چیزی متوجه نشده و مجبور شده باشید که آنها را یادداشت کنید تا از دیگران بپرسید؟ یا اینکه برای درک موضوع از فرد بغل دستی خود جویای شرح موضوع باشید؟
* آیا تا به حال اتفاق افتاده که مطلبی و یا نامه و بخشنامه ای را دریافت کرده باشید که در قرائت اولیه متوجه مفهوم آن نشده و حتی بعد از دقایقی یا روزی اصلاحیه ای به دستتان رسیده باشد؟
* آیا تا به حال اتفاق افتاده که بخشنامه ای به دستتان رسیده باشد و بعد از آن بلافاصله دستور داده شود که در جلسه ای توجیهی شرکت نمایید؟
اگر در برابر هر کدام از این سوالات پاسخ های مثبتی داده باشید، در خواهید یافت که در بافت و ساختار کاری خود و حتی رفتارهای خودتان تا چه میزانی از عدم وجود ارتباط درست محروم هستید. اگر خودتان این گونه باشید که باید گفت، بزرگ ترین زیان های مالی و زمانی را بر پیکره اجتماع خود وارد می سازید.
اگر ارتباط منطقی در روابط خود داشته باشید، به حتم این مشکلات گریبانگیر نخواهند شد. از طرفی هیچ نیاز نخواهد بود که عذرخواهی انجام گیرد و یا توجیهات دیگری بیان شود. دیگر هیچ لزومی به تلاش برای اصلاح خطا وجود نخواهد داشت و لازم نخواهد بود که تلفن های پیوسته ای انجام شود و یا نامه نگاری ها و اتلاف وقت و زمان برای این موضوع لازم باشد.
یقیناً شما نیز با من متفق قول هستید که وجود خطاها و یا سهل انگاری های ساده- البته به ظاهر- تا چه میزانی صدمات و لطمات زیادی به جامعه می زند. از طرفی زمینه ایجاد تردید، حسادت، بدبینی، عصبانیت، آشفتگی روحی، شرمساری، ذله شدن ها، احساس حقارت و امثال اینها را فراهم می آورد. اگر با این نظر موافق هستید به یقین این را نیز تایید می کنید که در سایه همین ناملایمات متظاهر شده، تا میزانی شخصیت افراد متزلزل شده و تا چه مقداری از سرمایه های ملی از نظر مالی و زمانی از بین می رود. از این رو شایسته است که به ایجاد روابط مناسب و منطقی دقت شود.

نظرات کاربران درباره کتاب ۱۰۱ راه برای ایجاد ارتباط موفق با دیگران

مزخرف ترین کتابی که تو عمرم خوندم...خودش هم نمیدونه چی میگه...واقعا که
در 8 ماه پیش توسط vah...adi