فیدیبو نماینده قانونی انتشارات طلایه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چگونه دیگران را شیفته خود کنید!

کتاب چگونه دیگران را شیفته خود کنید!

نسخه الکترونیک کتاب چگونه دیگران را شیفته خود کنید! به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب چگونه دیگران را شیفته خود کنید!

چرا ارتباط با برخی از مردم آسان تر از برخی دیگر است؟ چرا من می توانم با شخصی که تازه با او ملاقات کرده ام خوب صحبت کنم درحالی که فرد دیگری ممکن است با همان شخص هیچ ارتباط خوبی نداشته باشد؟ آشکار است که بایستی چیزی در سطحی فراتر از آگاهی هوش ما روی داده باشد. اما آن چیز چیست؟ در راستای اهداف این کتاب سه مرحله برای ارتباط با دیگران وجود دارد: ملاقات، برقراری رابطه دوستانه و مکالمه. این سه مرحله به سرعت رخ می دهد و تمایل به همپوشی و آمیزش با یکدیگر دارند. هدف ما طبیعی و روان ساختن آن ها تا حد امکان و از همه مهم تر لذت بخش و ارزشمند کردن آنها است. بدیهی است که شما فرایند ارتباط را با ملاقات با مردم آغاز می کنید. بعضی وقت ها شما شخصی را به طور تصادفی ملاقات می کنید. مردی که توی قطار است مثل شما دوستدار فیلمهای مورد علاقۀ شما از آب در می آید. گاهی وقت ها هم تصادفی نیست بلکه انتخاب می کنید مثل انتخاب همسر یا انتخاب کسی که بتوانید با او کار کنید. اگر ملاقات عبارت از گرد آمدن فیزیکی دو نفر یا بیشتر افراد باشد در آن صورت مکالمه لحظه ای شروع می شود که کسی در حضور ما باشد و بین این دو رویداد یعنی ملاقات و مکالمه ۹۰ ثانیه برای رابطه دوستانه که شما را به هم پیوند می دهد قرار دارد.

ادامه...

بخشی از کتاب چگونه دیگران را شیفته خود کنید!

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

دریافتن «­راز» موفقیت چندان دشوار نیست. هر چه شما با دیگران بهتر ارتباط برقرار کنید، کیفیت زندگی شما بهتر می شود.

من طی کارم به عنوان یک عکاس به رازهای همراه شدن با مردم پی برده بودم. چه این کار با یک مدل منفرد برای روی جلد یک مجله باشد یا کار با۴۰۰ نفر مسافر سوار بر خط کشتیرانی نروژی.
این برای من کاملاً آشکار بود که اهمیت شغل عکاسی بیشتر چگونگی ارتباط با مردم است تا فشار دادن دکمه دوربین عکاسی. بنابراین، مهم نیست این کار در یک راهرو در هتل ریتز سان فرانسیسکو صورت بگیرد یا در یک کلبه در دامنه کوهی در آفریقا، اصل برقراری ارتباط جهانی است.
تا جایی که به یاد می آورم همیشه روابط با مردم برایم کاری آسان بوده است. آیا این یک موهبت الهی می باشد؟ آیا چیزی به نام استعداد خدادادی برای اجتماعی بودن وجود دارد یا چیزی است که ما به تجربه می آموزیم؟ و اگر آموختنی است، آیا می تواند آموزش داده شود؟ من مصمم شدم تا آن را دریابم.
من با ۲۵ سال تجربه عکاسی برای مجلات سرتاسر دنیا می دانستم که روحیه و زبان بدنی برای ایجاد یک تاثیر بصری نیرومند امری ضروری می باشند (تبلیغات مجلات کمتر از دو ثانیه توجه خواننده را به خود جلب می کنند). همچنین می دانستم که راهی برای استفاده از زبان و لحن صدا برای ایجاد احساس راحتی و همراهی در افراد کاملاً غریبه وجود دارد.
سومین یافته من این بود که کلماتی که به خوبی انتخاب شده باشند می توانند بیان، خلق و عملکرد را در هر شخصی ارتقا دهند. با این دیدگاه من تصمیم گرفتم که قدری عمیق تر به موضوع نگاه کنم.
چرا ارتباط با برخی از مردم آسان تر از برخی دیگر است؟ چرا من می توانم با شخصی که تازه با او ملاقات کرده ام خوب صحبت کنم درحالی که فرد دیگری ممکن است با همان شخص هیچ ارتباط خوبی نداشته باشد؟ آشکار است که بایستی چیزی در سطحی فراتر از آگاهی هوش ما روی داده باشد. اما آن چیز چیست؟
در این مرحله از جستجو بود که من با تحقیقی که دکتر ریچارد باندلر و جان گریندر در اکلاهاما در مورد موضوعی با نام نامتعارف برنامه ریزی زبانی با نام اختصاری NLP انجام داده بودند آشنا شدم. بیشتر کارهایی که من به طور شهودی به عنوان یک عکاس انجام می دادم، این دو به عنوان «هنر و علم تفوق شخصی» جمع آوری و تحلیل نموده بودند.
در میان انبوهی از یافته های جدید، آنها عنوان کردند که هر کس دارای یک «حس مطلوب» می باشد. در صورتی که بتوانیم به این حس مطلوب پی ببریم، در آن صورت خواهیم توانست به کلید گشودن قلب و ذهن شخص دست یابیم.
وقتی که نسبت به روابط انسانها حساس شدم، دوربینم را کناری نهادم و تصمیم گرفتم بر نحوه عمل افراد در درون به همان نسبت چگونگی عمل آنها در بیرون تمرکز کنم. در طی چند سال بعد، من نزد دکتر باندلر در لندن و نیویورک به تحصیل پرداختم و مدرک کارورزی ارشد NLP را اخذ کردم.
من بر روی الگوهای زبانی غیر قابل مقاومت در ایالات متحده، کانادا و انگلستان تحقیق کردم و در مورد هر چیزی که مربوط به عملکرد ذهنی در ارتباط انسان می باشد کاوش کردم. من با هنرپیشه ها، کمدین ها و استادان تئاتر در آمریکا و داستان سرایان در آفریقا کار کردم تا تعالیم بداهه سرایی را با تمریناتی که مهارت های مکالمه ای را بالا می برد تطبیق دهم.
پس از آن سمینارها و سخنرانی هایی را در سرتاسر دنیا برگزار کردم و با انواع گروه ها از صنف فروشندگان گرفته تا آموزگاران، از رهبران سازمانها که فکر می کردند همه چیز را می دانند تا کودکان بیش از اندازه خجالتی که مردم فکر می کردند کم هوش هستند کار کردم و یک چیز برایم کاملاً روشن شد؛ اینکه در ۹۰ ثانیه بتوان کاری کرد که مردم از شما خوششان بیاید و دیگران را شیفته خود کنید یک مهارت است که می توان به هر کسی با یک روش آسان و طبیعی آموزش داد.
بارها و بارها به من گفته شده است: «نیک، این شگفت انگیز است، چرا آن را نمی نویسی؟» خوب من به حرف آنها گوش کردم و نوشتم و اکنون آن پیش روی شماست.

نیکلاس بوتمن

بخش ۱: اولین برخورد

فصل اول: قدرت مردم

برقراری ارتباط با مردم مزایای مشخصی دارد.
چه این به دست آوردن یک شغل باشد یا گرفتن یک ترفیع، کسب درآمد، جذب یک شریک زندگی، مفتون کردن شنوندگان در یک سخنرانی یا قبولی در تحقیق پدرزن یا مادرزنتان، اگر مردم از شما خوششان بیاید، شما آماده برقراری ارتباطی بیش از یک آشنایی اولیه هستید.
انسانهای دیگر بزرگترین گنج ما هستند. آنها به ما زندگی می بخشند، ما را تغذیه می کنند، می پوشانند، از نظر مالی تامین مان می کنند و موجب خنده یا گریه ما می شوند. آنها موجبات آسایش ما را فراهم می کنند و ما را به خاک می سپارند. ما بدون دیگران نمی توانیم زندگی کنیم. ما حتی بدون آنها نمی توانیم بمیریم.
ارتباط چیزی بود که اجداد ما در هزاران سال پیش هنگامی که به دور آتش جمع می شدند تا گوشت کباب شده ماموتهای پشمالو را بخورند یا آخرین مدل لباسهای پوستین حیوانات را بدوزند انجام می دادند. این کاری است که ما در مجالس لحاف دوزی، مسابقات گلف، کنفرانسها و حراجیهای اسباب و اثاثیه دست دوم انجام می دهیم. این چیزی است که در پس مراسم فرهنگی ما از جدی ترین تا سرسری ترین آنها قرار دارد، از عروسی ها و تشییع جنازه ها گرفته تا نمایشگاه های عروسک و مسابقات مختلف.
حتی جامعه ستیزترین هنرمندان و شعرا که ماههای طولانی و به طرز عجیب و غریبی در خلوتگاه های خود به نقاشی یا سرودن شعر مشغولند، همیشه امیدوارند که از طریق آثار هنری خود با جامعه ارتباط برقرار کنند و البته ارتباط در سه رکن اساسی تمدن دموکراتیک ما قرار دارد: حکومت، مذهب و تلویزیون. بلی تلویزیون. با وجود آن، شما می توانید در مورد فیلم «دوستان» یا «پرونده های x» با انسانهایی از برلین تا بریستون بحث و گفتگو کنید.
روزانه هزاران نفر بر روی جنبه های مختلف زندگی ما اثر می گذارند. چه این هواشناس درون استودیوی تلویزیون شهر مجاور باشد یا تکنسین یک شرکت تلفنی در کل قاره یا زنی در توباگو که سالاد غذای شما را آماده می کند. هر روز دانسته یا ندانسته ما هزاران ارتباط با افراد سرتاسر دنیا برقرار می کنیم.
مزایای ارتباط
رشد و تکامل شخصی ما (و تکامل جوامع) در نتیجه ارتباط با انسانها میسر می شود. چه یک دسته شکارچی جوان که برای شکار برنامه می ریزند یا یک گروه همکار که برای خوردن پیتزا روز جمعه بعد از کار بیرون می روند. ما به طور غریزی جمع شدن کنار یکدیگر و تشکیل گروههایی از دوستان، انجمن ها و اجتماعات را دوست داریم. بدون آنها نمی توانیم اهمیت داشته باشیم.

ارتباط برقرار نمایید و عمر طولانی تری کنید.

برقراری ارتباط چیزی است که ماده خاکستری مغز ما به بهترین نحو انجام می دهد. مغز ما اطلاعات را از حواس دریافت کرده و آنها را به شکل تداعی ها پردازش می کند. ذهن از این کار لذت می برد و از این تداعی ها یاد می گیرد. ذهن وقتی که ارتباط برقرار می کند، رشد می کند و شکوفا می شود. مردم نیز کار مشابهی انجام می دهند.
این یک حقیقت علمی است که افرادی که بیشتر ارتباط برقرار می کنند بیشتر عمر می کنند. لورنس کتز و مانینگ رابین در کتاب «ذهن خود را زنده نگاه دارید» به مطالعاتی که توسط بنیاد مک آرتور و مرکز طول عمر بین المللی در نیویورک و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی صورت گرفته است به اختصار اشاره کرده اند.
این مطالعات نشان می دهند افرادی که فعالیت اجتماعی و جسمی خود را حفظ می کنند طول عمر بیشتری دارند. این به معنای وقت گذرانی با یک گروه از دوستان و آشنایان قدیمی یا پرسه زدن در اطراف با یک دوچرخه ورزشی نیست. این به معنی بیرون آمدن و یافتن دوستان جدید است.
وقتی شما ارتباطات جدیدی در دنیای بیرون برقرار می کنید، در دنیای درونی یعنی در مغز نیز ارتباطات جدیدی برقرار می شود. این شما را جوان و هوشیار نگاه می دارد. ادوارد م.هالوول در کتاب «ارتباط»، تحقیق آلامدا کانتی که توسط دکتر لیزا برکمان از مدرسه علوم سلامتی هاروارد در سال ۱۹۷۹ صورت گرفته است را عنوان می کند.
دکتر برکمان و گروهش، هفت هزار نفر از افراد ۳۵ تا ۶۵ ساله را در طی یک دوره زمانی ۹ ساله به دقت بررسی کردند. مطالعه آنها نشان داد افرادی که فاقد همبستگی های اجتماعی و جمعی هستند، صرف نظر از وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فعالیتهای موثر بر سلامتی نظیر سیگار کشیدن، الکل، چاقی یا میزان فعالیت جسمانی تقریباً سه برابر بیش از افرادی که روابط گسترده تری دارند احتمال دارد که از بیماری جسمی فوت کنند.

ارتباط برقرار کنید و از همکاری دیگران بهره ببرید.

افراد دیگر همچنین می توانند در تامین نیازها و تمایلات به شما کمک کنند. احتمال اینکه شما برای دستیابی به هر چه که در این زندگی بخواهید مثل عشق، یک شغل خیال انگیز، یا حتی یک بلیط برای بازی فوتبال، به کمک دیگران نیاز داشته باشید بسیار بالاست. اگر مردم از شما خوششان بیاید، آنها تمایل خواهند داشت که وقت و انرژی خود را در اختیار شما قرار بدهند و هر چه کیفیت رابطه ای که با آنها برقرار می کنید بهتر باشد، سطح همکاری آنها نیز بالاتر خواهد بود.

ارتباط برقرار کنید و احساس امنیت کنید.

ارتباط برای جامعه مفید است. هر چه باشد یک جامعه با برقراری ارتباط های زیادی شکل می گیرد: عقاید و باورها، موفقیتها، ارزشها، علائق و جغرافیای مشترک. روم در یک روز ساخته نشد و دیترویت هم همین طور.
سه هزار سال قبل در آنچه که ما امروزه روم می نامیم هند و اروپایی ها برای شکار، بقا و به طور کلی محافظت از یکدیگر با هم ارتباط برقرار کردند. سی صد سال قبل یک تاجر فرانسوی دریافت که باید یک مکان امن برای تجارت پوست خود ایجاد کند. او شروع به برقراری ارتباط کرد و خیلی زود دیترویت زاده شد.
***
رو در رو
اینترنت به عنوان آخرین ابزار برای گردآوردن افراد در اجتماعات با علائق مشترک، افراد زیادی را به خود جذب کرده است. و این حقیقت دارد که اگر شما به دنبال یک کلکسیونر بچه خرس های پارچه ای در تولدو یا کشتی گیران گل در مینسک هستید، خواهید توانست آنها را در سایت اینترنتی بیابید. برای افرادی که به دلیل بیماری یا معلولیت خانه نشین هستند اینترنت می تواند یک نعمت خدادادی محسوب شود.
با این وجود باید به خاطر داشته باشیم که گذراندن وقت در مقابل صفحه کامپیوتر و نوشتن در فضای مجازی اینترنت یک جانشین
ضعیف برای رودررو شدن با یک شخص دیگر می باشد. شما ممکن است در یک اتاق با شخصی که از نظر عاطفی به شما علاقه مند است ملاقات کنید. اما آیا حاضرید قبل از چند بار ملاقات رودررو، با او وصلت کنید؟
شما نیاز دارید مدتی در حضور شخص باشید تا تمامی نشانه های کلامی و غیرکلامی را دریافت کنید. شاید جوّی که با حضور جسمی و ذهنی فرد ایجاد می شود مهم تر از جذابیت ظاهری او باشد.
برای مثال چه نوع محیطی را شما دو نفر ایجاد می کنید؟ چقدر خودانگیخته هستید؟ نیاز شما برای مکالمه چقدر نیرومند است؟ گشودگی، حمایت گری و همراهی شما چطور؟
اگر شما با نیازهای عاطفی یکدیگر روبرو نشده باشید ممکن است شکست بخورید. اینها چیزهایی هستند که فقط می توانند در یک ارتباط رودررو مشخص شوند. فقط در آن زمان شما می توانید بگویید که واقعاً «ارتباط» برقرار کرده اید.
***
ما یک نیاز اساسی و فیزیکی به دیگر افراد داریم. منافع متقابل و مشترکی در یک جامعه وجود دارد. از این رو ما در جستجوی یکدیگر هستیم. یک جامعه مرتبط برای اعضای خود قدرت و امنیت فراهم می کند. وقتی ما احساس قدرت و امنیت کنیم می توانیم انرژی را برای رشد و تکامل اجتماعی، فرهنگی و معنوی صرف کنیم.
ارتباط برقرار نمایید و عشق را احساس کنید.
درنهایت ما ازنظرعاطفی از یکدیگر بهره مند می شویم.ما موجوداتی دارای نظامهای بسته خود تنظیم کننده نیستیم بلکه حلقه هایی گشوده و منظم، قانونمند، تشویق شونده، توبیخ شونده، حمایت شونده و ارزیابی شونده توسط بازخوردهای عاطفی که از دیگران دریافت می کنیم می باشیم.
هر از چندگاهی ما با شخصی روبرو می شویم که عواطف و ریتم حیاتی بدن ما را به طرز دلپذیری که ما آن را عشق می نامیم تحت تاثیر قرار می دهد. اما از طریق زبان بدنی، وضعیت و حالت بدن، بیانات چهره ای، لحن صدا یا کلمات صرف است که افراد دیگر می توانند اوقات دشوار ما را قابل تحمل تر و زمانهای خوش ما را شیرین تر سازند.
ما از داده های عاطفی دیگر انسانها به همان میزان هوایی که تنفس می کنیم یا غذایی که می خوریم بهره می بریم. محروم کردن ما از ارتباط عاطفی (یک لبخند می تواند معنای زیادی داشته باشد) قطعاً موجب تباهی و مرگ ما می شود به همان اندازه که گرسنگی موجب مرگ می شود.
به همین دلیل است که ما داستانهایی در مورد کودکان یتیمی که علیرغم تغذیه کافی و پوشاک مناسب، بیمار و ضعیف می شوند می شنویم و چقدر در مورد همسرانی که در پنجاه سالگی با وجود سلامت جسمی، چند ماه و حتی چند هفته پس از مرگ همسرشان فوت کرده اند شنیده ایم؟ غذا و خانه کافی نیست. ما نیاز به یکدیگر داریم و نیازمند عشق هستیم.
چرا خوش برخوردی به کار می آید؟
اگر مردم از شما خوششان بیاید در کنار شما احساس راحتی و آسودگی خواهند کرد. آنها به شما توجه خواهند کرد و با خوشحالی درون خود را برای شما خواهند گشود. خوش برخوردی در ارتباط با چگونگی ظاهر شما است؛ این که شما چه احساسی را در مردم ایجاد می کنید.
پرستار پیر من که مرا نسبت به مردم پرشور و مشتاق بار آورد، عادت داشت در مورد یک «حالت تابناک» صحبت کند. او مرا برای هواخوری بیرون می برد و ما افرادی را که «حالت تابناک» داشتند و آنهایی را که اخمو و عبوس بودند مشخص می کردیم.
او به من می گفت ما می توانیم آنچه که می خواهیم باشیم را انتخاب کنیم و آن وقت به آدمهای اخمو می خندیدیم. زیرا آنها پیش از حد جدی به نظر می رسیدند. انسانهای خوش برخورد نشانه هایی روشن برای اجتماعی شدن از خود ارائه می دهند. آنها نشان می دهند که کانالهای ارتباطی مردمی آنان باز است.
آنچه که در پس این نشانه ها جای گرفته است عبارت است از اعتمادبه نفس، صدق و صفا و اعتماد. افراد خوش برخورد چهره ای صمیمی و آسوده از خود نشان می دهند. با یک تشعشع برون گرا آماده ارتباط با مردم هستند. آنها افرادی خون گرم با رفتاری دوستانه هستند و توجه سایرین را جلب می کنند.
چرا ۹۰ ثانیه؟
«وقت گرانبهاست»، «وقت طلاست»، «وقت را تلف نکنید». وقت به طور فزاینده ای تبدیل به یک کالای کمیاب شده است. ما زمان خود را برنامه ریزی می کنیم، آن را هدر می دهیم، کند می کنیم یا بدان شتاب می بخشیم. بدون حس کردن آن را تعریف می کنیم. ما حتی ابزارهایی برای پس انداز وقت می خریم. با این وجود زمان یکی از چیزهایی است که ما نمی توانیم آن را حفظ کنیم. آن تا ابد جاریست.
در روزگاران گذشته ما به طور ذاتی نسبت به دیگران احترام بیشتری قائل شده و زمان بیشتری برای ریزبینی، شناخت شخص و کشف زمینه مشترک تخصیص می دادیم. در زندگی پر جنب و جوش امروزی ما آن چنان شتابزده عمل می کنیم که متاسفانه وقتی برایمان باقی نمی ماند و زمانی برای شناخت کافی یکدیگر نداریم. ما به دنبال ارتباط هستیم و اغلب قبل از این که حتی یک کلمه هم گفته شود، ارزشیابی می کنیم و در عرض چند ثانیه تصمیماتی اتخاذ می کنیم. دوست یا دشمن؟ جنگ یا گریز؟ فرصت یا تهدید؟ آشنا یا بیگانه؟
ما همدیگر را به طور غریزی ارزیابی کرده و در مورد یکدیگر بهترین تخمین را می زنیم و اگر نتوانیم خودمان را سریع و مطلوب ارائه دهیم، خطر حذف شدن مودبانه یا بی ادبانه را می پذیریم. دلیل دوم برای دلپسند کردن خودمان در ۹۰ ثانیه یا کمتر، به فراخنای توجه انسان مربوط می شود. چه شما باور کنید یا نه، فراخنای توجه یک شخص به طور متوسط حدود ۳۰ ثانیه است!
توجه دقیق به دست میمون وحشی تشبیه شده است. دست او نیاز به تازگی دارد. نیاز به سرگرمی دارد و دوست دارد از شاخه ای به شاخه ای دیگر بپرد و ارتباطات جدیدی برقرار کند.
اگر چیز تازه و هیجان انگیزی برای تمرکز کردن وجود نداشته باشد، دچار آشفتگی شده و در جستجوی چیزی جالب تر سرگردان خواهد شد.

این جمله را بخوانید، سپس نگاه خود را از کتاب برگرفته و آن را روی چیزی بی حرکت (چیزی جز یک کار هنری عالی) تثبیت کنید. چشمانتان را ۳۰ ثانیه روی آن شیء نگاه دارید. احتمالاً فقط پس از ۱۰ ثانیه یا کمتر از آن، احساس خواهید کرد که چشمانتان سوسو می زند.

در ارتباطات رودررو، صرفاً کافی نیست که فقط توجه شخص مقابل را جلب کنید بلکه بایستی قادر باشید او را آنقدر به خود معطوف نگاه دارید تا پیام یا مقصود خود را به او ارائه دهید. شما خواهید توانست توجه یک شخص را با ظاهر خود جلب کنید و حفظ آن با کیفیت رابطه ای که برقرار می کنید میسر خواهد شد. این امر بیشتر و بیشتر با سه مورد در ارتباط است:
۱) حضورتان. برای مثال چطور به نظر می رسید و چگونه رفتار می کنید؟
۲) حالتتان. برای مثال چه می گویید، چگونه می گویید و چقدر جالب توجه هستید؟
۳) چه احساسی در مردم به وجود می آورید؟
وقتی که یاد گرفتید ارتباطات سریع و موثری با دیگران برقرار کنید، خواهید توانست ارتباطات خود را در محیط کار و خانه بهبود بخشید. شما لذت توانایی نزدیک شدن به هر کسی را با اعتماد به نفس و صداقت کشف خواهید کرد.
اما یک هشدار: قرار نیست که ما شخصیت شما را عوض کنیم. این یک روش جدید برای بودن و یک راه و روش نو برای زندگی نیست. شما یک عصای جادویی ندارید که به خیابان بدوید و کاری کنید که همه مردم و دنیا شما را برای شام دعوت کنند. اینها صرفاً مهارت های ارتباطی هستند که فقط وقتی به آنها نیاز داشتید باید از آن ها استفاده کنید.
برقراری رابطه دوستانه در ۹۰ ثانیه یا کمتر با یک شخص یا گروه چه در یک موقعیت اجتماعی یا جمعی یا با مستمعین در یک محیط شغلی یا تجاری یا حتی در یک سالن پر ازدحام دادگاه می تواند برای بسیاری از مردم ترسناک باشد.
این همیشه برای من شگفت آور بوده است که ما در این اساسی ترین مهارت زندگی، حداقل آموزش را دیده ایم. حال شما کشف خواهید کرد که دارای بسیاری از توانایی های لازم برای برقراری یک ارتباط طبیعی با دیگر افراد هستید. فقط قبلاً از وجود آنها مطلع نبوده اید.

نظرات کاربران درباره کتاب چگونه دیگران را شیفته خود کنید!

عالی. کتابی درباره رازهای ارتباط با مردم.
در 2 سال پیش توسط محمود خدائی
عالی
در 2 سال پیش توسط مرجان ابادی مرجان ابادی
محتوای کتاب خوبه ولی ترجمه واقعا روان و مطلوب نیست
در 10 ماه پیش توسط www...htm