فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مبانی علم اقتصاد

کتاب مبانی علم اقتصاد

نسخه الکترونیک کتاب مبانی علم اقتصاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۵۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب مبانی علم اقتصاد

علم اقتصاد نقش بسیار بسزایی را در حیات اقتصادی جوامع ایفا می کند. چرا که یک جامعه نیز همانند خانوار با انبوهی از تصمیم گیرها مواجه است. از آنجا که جامعه از افراد مختلف در مشاغل مختلف استفاده می کند باید کالاها و خدمات تولید شده را نیز بین همه افراد تقسیم کند. به دلیل کمیابی. این منابع، مدیریت منابع از اهمیت زیادی برخوردار است. کمیابی به این معناست که جامعه منابعی محدود را در اختیار دارد. بنابراین تمامی کالاها و خدمات مورد نیاز و علاقه مردم را نمی توان تولید کرد. پس اقتصاد مطالعه نحوه مدیریت منابع کمیاب از سوی جامعه است. مسئولان اقتصادی باید با انتخاب درست و تخصیص بهینه ی منابع و امکانات محدود، بتوانند بهترین پاسخ را به نیازهای نامحدود در جامعه بدهند. بنابراین اقتصاددانان به تجزیه و تحلیل نیروها و روندهایی می پردازند که اقتصاد راتحت تاثیر قرار میدهند، تغییراتی مانند رشد درآمد متوسط جامعه، جمعیت بیکار و نرخ رشد قیمتها.

ادامه...

بخشی از کتاب مبانی علم اقتصاد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۱: کلیات

مقدمه

علم اقتصاد نقش بسیار بسزایی را در حیات اقتصادی جوامع ایفا می کند. چرا که یک جامعه نیز همانند خانوار با انبوهی از تصمیم گیرها مواجه است. از آنجا که جامعه از افراد مختلف در مشاغل مختلف استفاده می کند باید کالاها و خدمات تولید شده را نیز بین همه افراد تقسیم کند. به دلیل کمیابی. این منابع، مدیریت منابع از اهمیت زیادی برخوردار است.
کمیابی به این معناست که جامعه منابعی محدود را در اختیار دارد. بنابراین تمامی کالاها و خدمات مورد نیاز و علاقه مردم را نمی توان تولید کرد. پس اقتصاد مطالعه نحوه مدیریت منابع کمیاب از سوی جامعه است. مسئولان اقتصادی باید با انتخاب درست و تخصیص بهینه ی منابع و امکانات محدود، بتوانند بهترین پاسخ را به نیازهای نامحدود در جامعه بدهند. بنابراین اقتصاددانان به تجزیه و تحلیل نیروها و روندهایی می پردازند که اقتصاد راتحت تاثیر قرار میدهند، تغییراتی مانند رشد درآمد متوسط جامعه، جمعیت بیکار و نرخ رشد قیمتها.

آیا اقتصاد علم است؟

غالباً میگوییم که اقتصاد شاخهای از علوم اجتماعی است. فیزیک، شیمی و گیاه شناسی و غیره را به عنوان علم میشناسیم آیا میتوانیم اقتصاد را نیز رشته ای از علوم بدانیم؟ علم عبارت از مشاهده حقایق خاص، انتخاب و طبقه بندی اطلاعات مربوطه و استفاده از این دو برای تعمیم می باشد. دانشمندان قوانینی ارائه کرده اند که در شرایط خاص همواره صادق می باشند و از آنها می توان برای تحلیل وضعیت های جدید استفاده کرد. با توجه به تعریف فوق از علم، اقتصاد نیز میتواند رشته ای از علوم باشد، زیرا در این علم نیز ما حقایق را مشاهده کرده، اطلاعات مربوطه را انتخاب و طبقه بندی نموده و برای تعمیم از آنها استفاده می کنیم.

اقتصاد چیست؟

واژه اقتصاد(۱)،در زبان یونانی به معنای کسی که خانوار را مدیریت می کند. شناخته شده ترین تعریف از اقتصاد به این معنی را افلاطون و ارسطو به کار می برند.
اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم ارسطو از فن تدبیر منزل یا خانوار سخن می گوید. این نشان می دهد که واحد اقتصادی از نظر ارسطو و یونانیان خانوار است. شاید بد نباشد بخشی از سخنان ارسطو درباره تدبیر منزل را بخوانیم تا متوجه شویم علم اقتصاد چه راهی بلند و طولانی را برای تبدیل شدن به یک علم چنان که اکنون است طی کرده است. ارسطو میگوید: «تدبیر منزل بیش از تحصیل اشیای بیجان، به افراد و بیش از فضیلت و برتری اشیا که ثروت نامیده می شود، به فضیلت انسان و بیش از اهمیت بردگان، به اهمیت افراد آزاد توجه می کند».
آلفرد مارشال(۲) اقتصاددان برجسته قرن نوزدهم در کتابش، مبانی علم اقتصاد، اقتصاد را مطالعه بشر در مسیر عادی زندگی میخواند. او میگوید «این علم در واقع آن قسمت از مطالعه جوامع انسانی است که از دیدگاه اجتماعی رفاه مادی بشر را تامین می کند»
آدام اسمیت(۳) اقتصاد را علم ثروت میداند و کتاب پرارزشش را نیز «تحقیقی پیرامون ماهیت و ثروت ملل» نام نهاد. دیوید ریکاردو از اقتصاد به عنوان علم توزیع ثروت نام می برد.
و جان استیوارت(۴) میل اقتصاد را بررسی ماهیت ثروت از طریق قواعد تولید و توزیع می خواند. لیونل رابینز(۵) اقتصاددان انگلیسی اقتصاد را علم تخصیص منابع محدود می داند.
رابینز میگوید اقتصاد: علمی است که به بررسی رفتار بشری به عنوان رابطه میان اهداف و وسایل محدود که می توانند استفاده دیگری نیز داشته باشند می پردازد.
اقتصاد را معمولا در دو شاخه بررسی می کنند. اقتصاد کلان و اقتصاد خرد. اقتصاد خرد به بررسی چگونگی رفتار افراد و نوع انتخاب هایشان در اشل واحدهای خرد همچون فرد، بنگاه، یک صنعت یا بازار یک کالای خاص می پردازد. اقتصاد کلان نیز به بررسی اثرات و نمودهای کلی رفتار و عملکرد یک نظام اقتصادی می پردازد. برخی از پدیده های اقتصاد کلان را می توان چنین برشمرد: رشد یا سکون، رونق یا رکود، تورم یا ثبات قیمت ها، تغییرات نرخ ارز و....
به طور کلی، یک جامعه باید تصمیم بگیرد که چه کاری باید انجام دهد و چه کسی آن کار را باید انجام دهد. نیاز به این دارد که عدهای غذا تولید کنند، عدهای لباس تهیه کنند و عدهای نیز نرم افزار کامپیوتر تولید کنند. به محض اینکه جامعه افرادش را (و باین ترتیب، زمین، ساختمان، ماشین آلات) به کارهای مختلف تخصیص داد، باید کالاها و خدماتی را که آنها تولید کرده اند نیز بین همین افراد تقسیم کند. باید تصمیم بگیرد که چه کسی خاویار و چه کسی سیب زمینی می خورد. چه کسی مرسدس بنز میراند و چه کسی راننده اتوبوس می شود.
مدیریت منابع جامعه مهم است، زیرا این منابع کمیاب هستند. کمیابی یعنی اینکه جامعه کمتر از آنچه که اعضای آن می خواهند داشته باشند، می تواند عرضه کند.
اقتصاد مطالعه چگونگی تخصیص منابع کمیاب است. در بیشتر جوامع منابع توسط عکس العمل میلیون ها خانوار و بنگاه تخصیص می یابند. بنابراین، اقتصاد مطالعه چگونگی تصمیم گیری مردم است: چه مقدار کار می کنند، چه میخورند، چه مقدار پس انداز می کنند و چگونه این پس اندازها را سرمایه گذاری می کنند. اقتصاددانان همچنین نحوه ارتباط متقابل بین انسانها را بررسی می کنند. بعنوان مثال، چگونگی ارتباط متقابل هزاران خریدار و فروشنده، که قیمت و مقدار کالاها را تعیین می کنند و بالاخره، اقتصاددانان نیروها و روندهای اقتصاد را در کل تحت تاثیر قرار می دهند، همچون رشد درآمد و افرادی که قادر به یافتن کار نیستند و نرخی را که قیمت بر اساس آن در حال افزایش است بررسی می کنند.
اما امروزه اقتصاددانان بر سر یک تعریف عمومی مانند تعریف زیر برای علم اقتصاد توافق دارند: «اقتصاد، دانش چگونگی انتخاب مردم و جامعه است برای به کارگیری و استخدام منابع کمیاب جهت تولید کالاها و خدمات گوناگون و توزیع آنها میان افراد و گروه های مختلف جامعه برای مصرف.» بنابراین هر جامعهای با هر سیستم یا هر نظام اقتصادی با سه سئوال زیر روبرو است:
۱) چه کالاها و خدماتی باید تولید شود و از هر کدام به چه مقدار تولید شود؟
۲) چگونه این کالاها و خدمات باید تولید شوند؟
۳) چگونه این کالاها و خدمات باید توزیع شوند؟
هر نظام اقتصادی با روش های خود سعی در پاسخگویی به سئوالات فوق دارد. اکنون سئولات فوق را کمی بازتر می کنیم و به نحوه پاسخگویی نظام های اقتصادی مختلف به این سئوالات اشاره مختصری خواهیم داشت:
سئوال اول: از آنجا که منابع در هر جامع های محدود است لذا جامعه باید تصمیم بگیرد که منابع خود را صرف تولید چه کند. مثلا گوشت، گندم، مسکن، اتومبیل، جاده، خدمات آموزشی و بهداشتی و.... همچنین به علت محدودیت منابع تولید بیشتر از یک کالا به منزله تولید کمتر از کالای دیگر است. بنابراین درباره میزان تولید هر یک از کالاهای انتخابی نیز باید تصمیم گیری نماید.
سئوال دوم: نحوه و چگونگی تولید کالاها و خدمات در ارتباط با ترکیب منابع تولیدی (یا عوامل تولید) وهمچنین روشهای فنی تولید میباشد.
قبل از هر چیز مناسب است که تعریف منابع تولید (یا عوامل تولید) و روشهای فنی تولید ارائه شود.

موضوع علم اقتصاد

انسان موجودی است نیازمند و دارای خواسته های نامحدود. اما منابع و امکاناتی که در اختیار دارد، محدود و کمیاب است. پس انسانها و جوامع ناگزیرند تصمیم بگیرند در زمانی معین منابع کمیاب و امکانات محدود خود را برای ارضاء کدامین نیازها و تامین کدامین خواسته های خود به کار گیرند. بعلاوه معمولا انسان ها مایلند با استفاده از منابع یعنی نیازها و خواسته های بیشتری را تامین نمایند. فهم و مطالعه این تصمیم گیریها کاری است که علم اقتصاد متکفل آن شده است و بر این اساس موضوع علم اقتصاد رفتار انسانها و جوامع است. البته در اقتصاد رفتارهای اقتصادی جوامع مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
یعنی رفتار آنها در ارتباط با تولید، مصرف، پس انداز و ثروت مورد بررسی قرار می گیرد.
البته مقصود از ثروت مالیت و ارزشمندی کالاها وخدمات است نه جنبه عینیت اموال بنابر این موضوع علم اقتصاد عبارت است از ثروت از منظر ارزشمندی و از حیث چگونگی رشد، توزیع و مصرف نه از لحاظ تعلق به این یا آن شخص.بنابراین با قید ارزشمندی مباحث مربوط به عینیت ثروتها و با قید دوم مباحث حقوق مالی از موضوع علم اقتصاد خارج می شود.

هدف و اهمیت علم اقتصاد

نخستین پرسشی که ممکن است برای یک دانشجو یا هر شخص علاقه مند به مطالعه علم اقتصاد مطرح باشد این است که چرا باید اقتصاد آموخت؟ هدف و ضرورت فراگیری این علم چیست؟ این علم چه در دردی از دردهای بشر را دوا می کند و کدامین گره از گره های ناگشوده بشر را می گشاید.... سرانجام ان که آیا ارزش دارد که انسان بخشی از عمر بس ارزشمند خود را بر سر یادگیری این علم بگذارد؟ ضرورت و اهمیت فراگیری علم اقتصاد زمانی هویدا می شود که سیاست اصلی و هدف غایی علم اقتصاد برای ما روشن شود.
به گفته یکی از اقتصاددانان برجسته «رسالت اصلی و هدف غایی علم اقتصاد بهبود بخشیدن به شرایط زندگی روزمره انسانها است...هرچند الگویی واحدی برای پیشرفت وجود ندارد و تحول و تکامل فرهنگ در هر گوشه از جهان متفاوت از جای دیگر خواهد بود اما رهایی و آزادی بشر از چنگ فقر و فلاکت و بیماری آرزوی دیرینه تمام بشریت است.
دانش اقتصادی به ما کمک می کند زندگی شخصی خود را بهتر اداره کنیم، جامع همان را بهتر بشناسیم و درک کنیم و جهان پیرامون خود را بهتر بسازیم». بنابراین فراگیری علم اقتصاد به همان اندازه که برای اداره زندگی شخصی افراد ضرورت دارد برای اداره زندگی عمومی نیز ضروری است از این رو حاکمان سیاسی نیز برای اداره جوامع به اقتصاددانان نیازمندند. در ضرورت و اهمیت علم اقتصاد همین بس که به ادعای یکی دیگر از اقتصاددانان برجسته اندیشه های اقتصاددانان و فیلسوفان، چه درست و چه نادرست، نیرومندتر از آن است که معمولا ما تصور می کنیم. در حقیقت کمتر چیز دیگری غیر از این اندیشه ها بر جهان حکومت می کند.

قلمرو علم اقتصاد

علم اقتصاد به رغم آن که در مقایسه با علوم دیگر نسبتا جوان است، پابه پای فرازها و فرودها به عنوان بازتابی از روندها و فرایندهای این دگرگونی ها و تحولات، مسیر تکامل و پیشرفت خیره کنندهای را پیموده است. این علم تا نیمه های قرن هیجدهم خود بخشی از قلمرو دانش های کلی تری مانند فلسفه و اخلاق بوده است و حتی پس از آن که با تلاشهای دانشمندان، به عنوان رشته ای با هویت مستقل و برخوردار از ادبیات تخصصی و کلاس ها و دانشکده های اختصاصی در دانشگاه ها و مراکز علمی جهان پذیرفته شد مرزهایش از مباحث کلی معدودی مانند تولید، تخصص و تقسیم کار تجاوز نمی کرد. باگذشت زمان بر دامنه و گستره موضوعات و مسایل این علم افزوده شد. گسترش قلمروعلم اقتصاد در دو جبهه صورت گرفته است. از یک سو سرزمینهای بکر و تازهای مانند محیط زیست، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و..کشف و فتح گردید. از سوی دیگر علم اقتصاد از مرزهای سنتی خود پا را فراتر گذاشته و به قلمرو سایر رشته های علوم انسانی وارد شده است. به گونهای که برخی این پیشروی را به عنوان پروسه امپریالیستی علم اقتصاد توصیف کرده اند.در حال حاضر در جغرافیای دانش، علم اقتصاد به امپراطوری بزرگ و در حال گسترش بدل شده است و قلمرو خود را تا گستره مسایل و موضوعات متعدد و متنوعی از فرهنگ، هنر، دین گرفته تا محیط زیست، مطالعات حقوقی، روشهای آماری و تاریخی، و حتی زندگی خانوادگی بسط داده است.طرح و تحلیل مسایل دیگری مانند جرم و جنایت، ورزش، رسانه ها، آزادی بیان و...از منظر و متد اقتصادی توسط اقتصاددانان گویای آن است که تعیین مرز و محدودیتی برای علم اقتصاد را تنها برای مدت کوتاه میتوان توجیه کرد.

منابع تولید:

منابع تولید وسیله ای برای تولید کالاها و خدمات مختلف است، که به دو گروه مجزا تقسیم میشوند:
۱) منابع تولید انسانی یا نیروی کار که شامل نیروی فکری و فیزیکی انسان است.
۲) منابع تولیدی غیرانسانی که شامل ساختمان، ماشینآلات، منابع معدنی، زمین، مواد اولیه، موجودی کالاها در انبار و غیره است.
روش فنی تولید: روش فنی تولید عبارت است از فن تولید و بهکارگیری عوامل تولید با توجه به دانش موجود، جهت تولید کالاها و خدمات.
سئوال دوم برمی گردد به این مسئله که کالاها و خدمات انتخابی با استفاده از ترکیب کدام منابع تولیدی و چه نوع روش فنی تولید باید تولید شوند.
برای مثال، برای تولید کفش از چرم طبیعی، جیر و یا چرم مصنوعی استفاده شود. علاوه بر این کفش به صورت دست دوز تولید شود یا ماشینی.
سئوال سوم: چگونگی توزیع کالاهاو خدمات تولید شده بین افراد جامعه از جمله مسائلی است که باید روشن شود. به عبارت دیگر چه کسانی در جامعه باید کالاها و خدمات را مصرف کنند و منافع حاصله را ببرند.

منابع اقتصادی

علم اقتصاد بر دو مسئله اساسی پایه گرفته است. اولین مسئله این است که خواسته ها و نیازهای مادی جامعه (که شامل افراد و نهادهاست) نامحدود و ارضانشدنی است. مقصود ما از نیازهای مادی، تمایل مصرف کننده به خرید کالاها و خدماتی است که به او خشنودی ارائه می کنند. این تمایل هیچگاه نمیتواند به طور کامل ارضا گردد. مسئله دوم این است که منابع اقتصادی در دسترس جامعه محدود یا کمیاب میباشند. مقصود ما از منابع اقتصادی پدیده هایی است که با استفاده از آنها کالا و خدمت تولید می کنیم.
حال با توجه به دو مسئله اساسی فوق، میتوانیم تعریفی از علم اقتصاد به دست آوریم که بیان میدارد. اقتصاد رشته ای از علوم اجتماعی است که با مسئله حداکثر کردن ارضای نیازهای مادی جامعه با توجه به منابع محدود سروکار دارد. به عبارت دیگر، مسئله ما در علم اقتصاد به کار گرفتن منابع محدود با کارایی بیشتر است.
منابع اقتصادی در دسترس جامعه به چهار گروه تقسیم میشوند: منابع طبیعی، منابع انسانی(نیروی کار،) سرمایه و تکنولوژی با دانش فنی.
تولید کالا و خدماتی که نیازهای جامعه را برآورده میسازند، نهایتاً با استفاده از هر چهار نوع منابع فوق ممکن می گردد.
الف- منابع طبیعی: این منابع شامل کلیه پدیدههای به کار گرفته شده در تولید است که طبیعت در اختیار ما گذارده است. مقدار در دسترس این منابع ثابت میباشد و در کنترل بشر نیست.
ب- منابع انسانی: منابع انسانی از جمعیت ناشی میگردد. اما تعداد جمعیت و ماهیت آن اندازهی نیروی انسانی را مشخص نمی کنند از نقطه نظر نیروی انسانی ساخت جمعیت اهمیت فراوانی دارد. برای مثال اگر در دو جامعه تعداد جمعیت برابر باشد، اما در اولی درصد کودکان و در دومی درصد افراد بالاتر از ۱۲سال بیشتر باشد، نیروی کار در جامعه دوم بیشتر از جامعه اول خواهد بود. پس نیروی انسانی مورد نظر ما جمعیت فعال، با افراد در سنین مثلاً ۱۰تا ۱۲سال میباشد. دوم، از نقطه نظر نیروی کار، وضعیت تغذیه و بهداشت و جمعیت نیز دارای اهمیت است. اگر افراد جامعه به سوء تغذیه و بیماری های گوناگون مبتلا باشد، توانایی کار در آنها به مراتب کمتر از جمعیت در جامعه دیگری است که افراد آن از سوء تغذیه و بیماری رنج نمی برند. از طرف دیگر، میانگین طول عمر افراد نیز دارای اهمیت است. در جامع های که متوسط طول عمر افراد ۲۲سال است، افراد جامعه در حدود مثلاً ۱۲سال بدون انجام کار از منابع اقتصادی استفاده می کنند و در ازای آن تنها ۱۲سال کار انجام میدهد. کارایی نیروی انسانی در چنین جامعهای با مقایسه با جامع های که متوسط عمر افراد آن ۱۲سال است، به مراتب پایین تر می باشد.
مقدار منابع انسانی در دسترس جامعه میتواند به طرق مختلف افزایش یابد که واضح ترین آن افزایش تعداد نوزادان یا افزایش نرخ تولد می باشد. علاوه بر این بهبود در وضعیت تغذیه و بهداشت جامعه نیز کارایی نیروی انسانی را افزایش میدهد. از این گذشته، ارتباط نزدیکی بین آموزش و کارایی نیروی انسانی وجود دارد. بنابراین افزایش استفاده از منابع اقتصادی در آموزش نیز باعث کارایی نیروی انسانی میگردد.
ج – سرمایه: سرمایه یک جامعه در هر زمان موجودی ماشینآلات، ابزار و وسایل، ساختمان ها، جاده ها و وسایل حمل ونقل آن جامعه می باشد. سرمایه با استفاده از نیروهای مولد جهت افزایش ارزش یا کارایی منابع انسانی و طبیعی، برای استفاده به منظور تولید کالا و خدمات مصرفی، ایجاد می شود. فعالیتهایی که به ایجاد سرمایه یا افزایش سرمایه موجود می انجامد را سرمای هگذاری تعریف میکنیم. خصوصیت این منبع اقتصادی این است که استفاده از آن باعث ازبین رفتن آن می گردد و از این گذشته، با گذشت زمان نیز نیروی مولد خود را از دست می دهد. کاهش سالانه در ارزش سرمایه را استهلاک میخوانیم. پس برای آنکه موجودی سرمایه جامعه کاهش نیابد، لازم است بخشی از منابع تولیدی صرف تولید سرمایه یا کالاهای سرمایه ای گردد. حاصل استفاده از منابع تولیدی را سرمایه گذاری می خوانیم، اما این سرمایه گذاری ناخالص است.سرمایه گذاری ناخالص به دو قسمت تقسیم می شود: سرمایه گذاری جایگزینی و سرمایه گذاری خالص.
سرمایه گذاری جایگزینی آن بخش از سرمایه گذاری است که ارزش ازدسترفته موجودی سرمایه را جبران می کند. سرمایه گذاری خالص آن بخش از سرمایه گذاری است که قدرت تولیدی اقتصاد را افزایش می دهد.
سرمایه گذاری خالص نیز به دو قسمت تقسیم می شود. یعنی موجودی سرمایه را میتوان به دو طریق افزایش داد. یکی با افزایش مقدار کالای سرمایه ای و دیگری با افزایش کارایی کالاهای سرمایه ای موجود.
د – دانش فنی یا تکنولوژی: دانش فنی یا تکنولوژی نوع خاصی از سرمایه است و عبارت از اطلاعاتی است که در اثر تجربیات گذشتگان اکنون در اختیار جامعه قرار گرفته است. اگر چه این دانش را افراد جامعه باید فراگیرند، اما نیازی به تولید مجدد آن نمی باشد. فرآیند یادگیری به مراتب سریعتر از فرآیند اکتشاف است و موجودی آن با استفاده کاهش نمی یابد. تولید دانش فنی از طریق انجام تحقیقات ممکن می گردد.

واحد اقتصادی

افرادی که در جامعه به فعالیتهای اقتصادی می پردازند را به دو گروه تقسیم می کنیم. واحدهای مصرف کننده که شامل افراد به عنوان مصرف کننده کالا و خدمات تولید شده در جامعه می باشد و واحدهای تولید کننده، که شامل افرادی است که به تولید کالا و خدمات اشتغال دارند. واضح است که بسیاری از افراد هم واحد اقتصادی مصرف کننده و هم واحد اقتصادی تولیدکننده یا جزیی از آن میباشند. اصطلاحاً واحد اقتصادی مصرف کننده را «خانوار» یا «خانواده» می نامیم و واحد اقتصادی تولید کننده که شامل شرکت ها، کارخانه ها و موسسات تولیدی است را «بنگاه اقتصادی» میخوانیم.

انواع اقتصاد

۱) اقتصاد خرد: اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسانها و بنگاه های اقتصادی و نحوه توزیع تولیدات و درآمد در بین آنها میپردازد. اقتصاد خرد به اشخاص به عنوان کارگران و تولیدکنندگان سرمایه و همچنین مصرف کنندگان نهایی نگاه می کند. به صورت مشابه ی به شرکتهای اقتصادی به عنوان مصرف کنندگان سرمایه و کار و تولیدکنندگان محصول نگاه می کند. اقتصاد خرد درصدد است تا پیامد رفتار عقلایی در انسانها را شناسایی کند. با توجه به محدودیت منابع (مثلاً نیروی کار، سرمایه، زمین، توانایی مدیریت و...) انسانها و بنگاههای اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده را از منابع موجود ببرند. توابع عرضه، تقاضا، تولید، هزینه، بازارها، تعادل عمومی و اقتصاد رفاه در این بخش جای می گیرند.
۲) اقتصاد کلان: اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، فقر و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد. بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده است که به تناقض پس انداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه همزمان پس انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین میآید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید میتواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تاثیرات متفاوتی نسبت به تاثیرات فردی آن دارد.
۳) اقتصاد سیاسی: عبارتست از علم قوانین تولید و توزیع نعمات مادی در مراحل مختلف تکامل جامعه انسانی. اقتصاد سیاسی یک روش مطالعه علمی درباره پدیده های اجتماعی است. این رهیافت بر وجود ارتباط میان مولفه های سیاسی و اقتصادی در شکل دادن به پدیده های اجتماعی مبتنی است. به همین دلیل اگرچه اغلب زیرمجموعه علم اقتصاد دانسته می شود، باید آن را چیزی فراتر از علم اقتصاد محض دانست؛ اقتصاد سیاسی(۶) یا به شکل اختصاری PEاست، اما علم اقتصاد(۷) مثلاً برای تحلیل رفتار انتخاباتی طبقات مختلف به منافع اقتصادی آن طبقات رجوع می شود و یا تاثیر اقتصادی یک تصمیمگیری سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد.
۴) اقتصادسنجی: اقتصادسنجی توجه خود را به اندازه گیری و تحلیل روابط اقتصادی معطوف می دارد. از نظر لغوی اقتصادسنجی از دو کلمه اقتصاد و سنجش و یا دو کلمه اقتصاد و اندازه گیری ترکیب شده است.
۵) مالیه: بررسی عملیات و فعالیت های مربوط به چگونگی انجام هزینه های دولت ها، روش های جمع آوری درآمدها و نحوه اداره وجوه و منابع مالی است. یکی از مسائلی که فکر اقتصاددانان امروز را بخود مشغول می کنید و در تمامی کشورهای جهان، چه کشورهای توسعه یافته و چه کشورهای در حال توسعه موضوع داغ روز است و آن تحت عنوان مالیه عمومی است. دلیل اهمیت آن را میتوان گسترش روز افزون وظایف دولتها، گسترش نیازهای ملت ها و منابع محدود در حال کاهش کشور خلاصه کرد و این باعث علم جدیدی بنام علم مالیه عمومی گردید.
۶) برنامه ریزی اقتصادی: داشتن اقتصاد سالم تکیه گاه کشورها محسوب می شود و اقتصاد پویا و سازنده منوط به علم برنامه ریزی است، تا در پرتو آن همراه با بررسی های علمی و دقیق بتوان به صورت مطلوب از آن بهره گیری کرد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
۷) اقتصاد توسعه: اقتصاد اساساً بر پایه اصولی که از ابتدای شروع خود داشته، نمی تواند با یک متد، همه جهان را رهبری کند. شاید زمانی ژاپن پس از جنگ را با متدهایی می شد به کشوری توسعه یافته تبدیل نمود؛ اما این متدها را اکنون نمی توان در عراق عملی کرد. اقتصاد کشورهای فقیر با جهت گیری های متفاوت ایدئولوژیکی، زمینه های متنوع فرهنگی و مسائل مشابه ولی بسیار پیچیده همراه است. برای بیرون رفتن از وضعیت نابهنجار عقب ماندگی چاره ای جز ایجاد اندیشه های جدید و روش های نو ندارند. این همان وظیفه ایست که اقتصاد توسعه آن را به عهده گرفته است. این علم علاوه بر اینکه به اختصاص کالای منابع تولیدی کمیاب موجود و رشد پی در پی آن در طول زمان می پردازد، با مکانیسمهای اقتصادی، اجتماعی و نهادی، سروکار دارد. این مکانیزمها، (چه عمومی و چه خصوصی) لازمه بهبود سریع (حداقل با معیار تاریخی) و وسیع سطح زندگی توده های فقیر، بیسواد و گرفتار سوءتغذیه آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین است. در بیشتر موارد به دلیل اینکه مسائل توسعه جهان سوم در دنیای منحصر به فردی است، ممکن است که علاوه بر نگاه کلاسیک اقتصاد مجبور باشیم دست به نوآوری بزنیم. نگاه کلاسیک و روند سنتی آن به روشهای غیر مرسوم برخورد با مسائل اقتصادی این کشورها که تحت قراردادهای اقتصادی نیز قرار نمی گیرند، تعلق دارد. هدف اقتصاد توسعه، اعتلاء سطح زندگی و بهبود وضع عمومی مردم است؛ اما برای رسیدن به اقتصاد توسعه، به علت پیچیدگی موضوع، نیاز به فراتر رفتن از اقتصاد صرف داریم.
توسعه اقتصادی چیست؟ باید ببن دو مفهوم رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی تمایز قایل شد. رشد اقتصادی، مفهومی کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی، مفهومی کیفی است. رشد اقتصادی به تعبیر ساده عبارتست از افزایش تولید (کشور) در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی(۸) یا تولید ناخالص داخلی(۹) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب می شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی، تغییر قیمتها (بخاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه ای را نیز از آن کسر نمود. منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتند از افزایش بکارگیری نهاده ها (افزایش سرمایه یا نیروی کار)، افزایش کارآیی اقتصاد (افزایش بهره وری عوامل تولید) و بکارگیری ظرفیت های احتمالی خالی در اقتصاد. توسعه اقتصادی عبارتست از رشد همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد، نگرشها تغییر خواهد کرد، توان بهره برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. بعلاوه میتوان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهاده ها نیز در فرآیند تولید تغییر می کند.
توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بدلیل وابستگی آن به انسان، پدیده ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است) که هیچ محدودیتی ندارد.
۸) اقتصاد ملی: عبارت از مجموع ساحات تولیدی است و ساحات آتی را در بر می گیرد:
صنایع ساختمانی، زراعتی، تراسپورتی و سیستم پول و غیره.
تا قرن نوزدهم آنچه که بیشتر در اقتصاد مورد بحث قرار می گرفت، زمین و مستغلات بود. اما به تدریج و پس از انقلاب صنعتی اروپا، منابع طبیعی نیز مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت. در قرن بیستم و بخصوص پس از جنگ جهانی دوم برنامه ریزان متوجه شدند که هرگونه رشد اقتصادی لاجرم با دسترس بودن منابع طبیعی ملازمه دارد. در اکثر سالهای قرن بیستم کسی به فکر آنکه این منابع محدود و پایان پذیر است نبود. اما اکنون بدون آنکه به عامل کاهش و پایان پذیری منابع طبیعی فکر کنیم، نمی توانیم تجزیه و تحلیل صحیح از اقتصاد کلان داشته باشیم. منابع طبیعی عبارتند از
زمین، نفت، ذغال سنگ، سنگ های معدنی، سنگهای قیمتی، موجودات زنده دریا و زیبایی های طبیعی. منابع پایان پذیر عبارتند از منابعی که میتوان استفادههای محتملی از آن را یافت که عرضه آن به تدریج کاهش یابد مانند نفت، ذغال سنگ و سنگهای معدنی. اقتصاد سیاسی منابع پایان پذیر بر روی این موضوع متمرکز است که با ازدیاد بهره برداری از منابع پایان پذیر به تدریج دارندگان این منابع کاهش مییابد و هر چه این کاهش بیشتر باشد، احتمال آنکه که کشورهای باقیمانده یک کارتل را تشکیل دهند افزایش می یابد.
۹) اقتصاد انرژی: انرژی در جهان امروز یک عامل راهبردی است و اغلب کشورهای جهان به خصوص آنها که به دنبال اعمال اراده و قدرت خود بر دیگر کشورها میباشند از همین دریچه به مقوله انرژی می نگرند.
ایران، علاوه بر اینکه دارای ذخایر ویژه و عمدهای از منابع انرژی بخصوص نفت و گاز می باشد، در منطقه ای از جهان واقع است که یکی از اصلی ترین منابع انرژی در سطح جهان به شمار میرود. بنابراین با توجه به اینکه مقوله انرژی برای کشورهای سلطه طلب، نقش موتور محرکه اقتصاد و تولید ملی و تعیین کننده جایگاه آنها در نظام سرمایه داری جهان را دارد و همچنین تضمین کننده منافع و امنیت ملی آنها است، برای کشور ما نیز چگونگی ساماندهی به سیاست های بخش انرژی، نقش کلیدی در فرآیند تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را داراست و لذا ضروری است که برای انرژی و بخصوص نفت و گاز و به دنبال اینها انرژی هسته ای، برنامه و استراتژی اندیشیده و متناسب با شرایط واقعی موجود داخلی و جهانی داشته باشیم.
۱۰) اقتصاد کشاورزی: اقتصاد کشاورزی به مجموعهای از علوم و روشها اطلاق می شود که عوامل اقتصادی موثر در امور کشاورزی، روابط اقتصادی موجود بین عوامل تولید کشاورزی و کاربرد اصول اقتصادی را در تولید و توسعه کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار می دهد و این امکان را به کشاورز می دهد که با مقدار زمین سایر لوازمی که در اختیار دارد سود بیشتری بدست آورد. به بیان دیگر اقتصاد کشاورزی عبارت از کاربرد اصول و نظریه های اقتصاد عمومی در فرآیند تولید، مبادله، توزیع و مصرف مواد غذایی و مواد خام اولیه مورد نیاز سایر بخشهاست. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که اقتصاد کشاورزی، روشهای چگونگی استفاده مطلوب و بهینه از منابع طبیعی در بخش کشاورزی را از طریق شیوهها و ابزار کارآمد خود مورد مطالعه قرار میدهد. هدف از ایجاد این رشته، تربیت نیروهای متخصص و کارآمدی است که بتوانند با تکیه بر دانش و اندوختههای علمی و تجارب عملی خود به عنوان کارشناس اقتصاد کشاورزی به تهیه و تدوین طرحهای توسعه کشاورزی و ارزیابی اقتصادی آنها در سطوح مختلف منطقه ای و یا ملی بپردازند و همچنین از طریق بکارگیری روشهای تجزیه و تحلیل کمی و ارائه مدل های ریاضی در حل مسائل و مشکلات تولید، توزیع و یا مصرف مواد غذایی و مواد خام، راهکارهای مناسبی را ارائه مینمایند. متخصصان اقتصاد کشاورزی در فعالیتهای آموزشی و تحقیقاتی مرتبط با مسائل اقتصادی بخش کشاورزی نیز میتوانند همکاری نمایند.
۱۱) اقتصاد ورزشی: ورزش در ایران همیشه به عنوان یکی از مباحث فرعی در اقتصاد مورد توجه قرار گرفته است. موضوعی که در کشورهای توسعه یافته به عنوان یک رکن مهم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به آن نگاه می شود. کشورهایی نظیر آلمان، بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی خود را از طریق رونق اقتصادی ورزش به دست می آورند. اما در ایران کمتر از ۱درصد از تولید ناخالص داخلی از طریق اقتصاد ورزش تامین می شود.
اقتصاد از جمله مقوله هایی است که در همه ی حوزه ها نقش اساسی را ایفا می کند. در حوزه ی ورزش نیز این نقش اساسی مشهود است. حال این سوال مطرح می شود که در بخش ورزش این سازوکارهای اقتصادی چقدر می تواند مفید به فایده و نقش تعیین کننده ای در جهت گیری ورزش کشور داشته باشد. در پاسخ باید گفت زوایای زندگی و اجرامی که در کنار ما هستند همیشه تازگی خودش را دارد. اما چون ما به همه ی علوم آگاهی نداریم و در حقیقت ضعیف هستیم؛ سالها طول می کشد تا آن اشکال را بشناسیم و به ماهیت آن پی ببریم. زمانی وقتی در کشتارگاه کشتاری می کردند وحیوانی را سر می بریدند؛ فقط گوشت آن را استفاده می کردند و مشتقات آن به دور ریخته می شد. اما امروزه از تمامی بخشهای حیوانی مثل گوسفند استفاده می شود. پس خداوند هر چیزی که آفریده است با ارزش است.
۱۲) اقتصاد حمل ونقل: رشته علوم اقتصادی مجموعه دانش های مربوط به اقتصاد را مورد بحث و بررسی قرار می دهد. این مجموعه که حاصل سلسل های از اندیشه ها و تفکرات است تا محور قرار دادن بررسی منابع کمیاب و تلاش برای استفاده بهینه از منابع محدود طبیعی و همچنین نیروی کار انسانی در پی آن ست تا با چینش دقیق اجزاء و عناصر گوناگون اقتصادی در کنار یکدیگر از منابع کمیاب یاد شده به گون های استفاده نماید که بیشترین میزان ممکن از خواسته های انسانی تامین گردد. بدین سبب گرایشهای مختلفی در رشته علوم اقتصادی به وجود آمده است که یکی از آن ها گرایش اقتصاد حمل و نقل میباشد. هدف از تاسیس چنین گرایشی آشنا نمودن دانشجویان با مفاهیم و ویژگیهای اقتصادی حمل و نقل، روشهای حمل و نقل سنتی و مدرن، انتخاب وسیله ارزیابی خدمات حمل و نقل، ارزشیابی طرح ها و پروژههای حمل و نقل و مواردی دیگر از این نوع و بررسی نظریه های گوناگون ارائه شده در زمینه ارتباطی حمل و نقل و توسعه اقتصادی است. در این گرایش همچنین نکات ویژه ای در خصوص حمل و نقل زمینی، دریایی، هوایی، خطوط و لولههای نفتی مورد بررسی قرار می گیرد. حمل و نقل از دو بخش تشکیل شده یکی زیر ساختارهای حمل و نقل و دیگری وسایل حمل و نقل. برای استفاده بهینه از این سیستم حمل و نقل این رشته در دانشگاه آزاد برگزار می گردد تا امکان تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص مورد نیاز کشور در حد کارشناسی فراهم کند. توسعه حمل و نقل همانطور که همگان اطلاع دارند، به طور روز افزون از دانش و تکنولوژی بالایی برخوردار است پس بنابراین در ایران هم، امروز می بایستی همراه با این افزایش دانش و تکنولوژی یعنی فنون جدید حمل و نقل نیروهای ماهر و متخصصی تربیت کنیم تا بتوانیم این سیستم حمل و نقل را چه از نظر زیر ساختارهای حمل و نقل، چه از نظر وسائط حمل و نقل بصورت بهینه مورد استفاده قرار دهند.
۱۳) اقتصاد بهداشت: اقتصاد بهداشت یا مراقبت های بهداشتی، بکارگیری و استفاده از ابزار و مفاهیم اقتصادی در مسایل مرتبط با بهداشت و مراقبتهای بهداشتی است. اقتصاددانان به دلایل مختلفی به عرصه مراقبتهای بهداشتی توجه دارند. اوّل اینکه منابع برای مراقبتهای بهداشتی محدود است و همانند موارد دیگر، تقاضا برای خدمات بهداشتی از عرضه آنها بیشتر است. دیگر این که محدودیت و کمیابی به آسانی و با افزایش هزینه های بهداشتی از میان نمی رود زیرا اهمیت هزینه های فرصت نادیده گرفته می شود. برای افزایش اعتبارات بخش بهداشت لازم است که اعتبارات مثلا آموزش، راه و ترابری، دفاع و... کاهش یابد. در بسیاری از شرایط، معیار ما برای تخصیص کالا و خدمات در بخش بهداشت، نه میل و اشتیاق(۱۰) یا توانمندی پرداخت(۱۱)، بلکه نیاز(۱۲) می باشد. لذا ما به مجموعه هایی از تکنیک های اقتصادی برای تحلیل و ارزیابی بازار مراقبت های بهداشتی نیازمندیم.
۱۴) اقتصاد محیط زیست: به طور کلی رابطه بین آثار اقتصاد بر محیط زیست و آثار محیط زیست بر اقتصاد را بررسی می کند. اقتصاد و محیط زیست، از طریق دو جریان با یکدیگر در ارتباط هستند. منابع تجدیدپذیر و پایان پذیر در حال حرکت از محیط زیست به سوی اقتصاد هستند و از سوی دیگر، اغلب پسماندهای محصولات که به وسیلهی فعالیتهای اقتصادی تولید میشوند، در حال حرکت از اقتصاد به محیط زیست هستند. هنگامی که جریانات مواد و ضایعات از ظرفیت و قابلیت واقعی محیط تجاوز می کند، ظرفیت منابع طبیعی و زیست محیطی کاهش مییابد. جریان سریع منابع پایان پذیر به درون چرخه اقتصادی این خطر را به وجود میآورد که ذخیره منابع پایان پذیر ممکن است سریع تر تمام شود. هنگامی که جریان منابع تجدیدپذیر نیز به سوی چرخه اقتصادی، از نرخ تجدید و احیا این منابع تجاوز می کند باعث کم شدن بهرهوری منابع می شود و احتمال انقراض آن افزایش می یابد. انتشار پسماندها اضافه بر ظرفیت محیط زیست، احتمال فرسایش منابع طبیعی را افزایش می دهد، کاهش و فرسایش سریع منابع پایان پذیر باعث افزایش یافتن بهره برداری منابع تجدیدپذیر خواهد شد و همچنین افزایش انتشار پسماندها اضافه بر ظرفیت محیط زیست، عموماً نشانده ندهی این است که اقتصاد به سوی وابستگی بیشتر به سوی محیط زیست در حرکت است.
از آنجا که مقیاس های سنتی اندازه گیری کارایی اقتصادی، تغییرات در اندازه ی منابع طبیعی و زیست محیطی را مورد محاسبه قرار نمی دهند، این مقیاس ها، مقیاس های ضعیفی جهت اندازه گیری پایداری بلندمدت اقتصاد می باشند. حسابداری منابع طبیعی و محیط زیست، ناکارایی مقیاس های سنتی در اندازه گیری کارایی اقتصاد را به وسیله ی محاسبه ی تغییرات ذخایر منابع طبیعی اصلاح می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب مبانی علم اقتصاد

کتاب خوبیه اما ظاهرش مشکل فنی داره.پرانتز گذاری و علائم نگاریش خیلیاش باعث ضربه زدن به کتاب و نامفهوم شدنش میشه.ضمنا ی جاهاییش اصلا نیست و ادامه جملش حذف شده.در کل ممنون میشم اگر ی بازنگری داشته باشین.
در 6 ماه پیش توسط محمد سرافراز
این کتاب هم انچنان که باید کامل نیست فقط کلی گویی و تمام
در 4 ماه پیش توسط بیژن بیژنه
خوب نیست
در 2 ماه پیش توسط nim...lij