فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دنیای کودک من (۱ )

کتاب دنیای کودک من (۱ )
(بایدها و نبایدهای تربیت کودک)(کتاب خودیاری)

نسخه الکترونیک کتاب دنیای کودک من (۱ ) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب دنیای کودک من (۱ )

در سال‌های پیش‌تر و قدیم‌تر، هدف از تربیت، ترساندن کودک برای انجام ندادن کارهای بد، به شمار می‌رفت. ترس و ترساندن کودک از طریق والدین، بهترین ابزار کار برای رسیدن به تربیت مطلوب شمرده می‌شد؛ و نصیحت و ارشاد کودک توأم با ترس بوده. درواقع کودک غیرمستقیم با استرس زندگی می‌کرده ولی خود والدین از این راهکار تربیتی، احساس رضایتمندی و پیروزی می‌کردند. ازآنجاکه زندگی کردن در مقایسه با امروز، پیچیدگی کمتری داشت، تربیت از راه دیدن و مشاهده الگوهای دیگر اتفاق می‌افتاد. برای مثال: کودک همان راهی را می‌رفت که پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودند. پسر از پدر دامداری، کشاورزی و شکار می‌آموخت و دختر به مانند مادر خانه‌داری، دوخت و دوز و رفت رو یاد می‌گرفت. امروزه نه‌تنها بازداری از کارهای بد، بلکه آموزش و به‌ویژه پرورش کودک هدف عمده تربیت می‌باشد. پرواضح است که این آموزش، با توجه به شاغل بودن هر دوی والدین، پیچیده‌تر شدن زندگی و مسائل آن، تنوع بسیار زیاد ابزار آموزشی و رگبار تبلیغاتی که از هر سو به سمت ما هجوم می‌آورد، امر سخت تربیت را دشوارتر می‌سازد. درنتیجه این تضادها، شکاف‌ها و سؤالات بسیار والدین، در بنده احساس نیازی رو فراهم آورد که مجموعه‌ای را به‌عنوان کتاب خودیاری و با تأکید بر روشن گری ویژگی‌های هر دوره سنی، به‌دوراز حاشیه پردازی و زیر نظر اساتید گران‌قدر روان‌پزشکی و روانشناسی، تنها مسائل موردنیاز و ضروری هر دوره را گردآوری و در اختیار والدین قرار دهم. این کتاب در سه بخش تولد تا سه سال، سه تا هفت سال و هفت تا سیزده سال و هرکدام شامل سه فصل که عبارت‌اند از: توضیح ویژگی‌های هر دوره سنی، بایدها و نبایدها (که درواقع آسیب‌های احتمالی را بحث می‌کند) و نیز بازی‌های مفید هر گروه سنی تنظیم‌شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب دنیای کودک من (۱ )

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

طی سالیان دراز شاگردی کنار اساتید و استفاده از تجارب ارزشمند آن ها و همین طور تجربیات بالینی خودم، با والدینی برخورد داشتم که هرچند هرکدام سبک فرزند پروری مخصوص به خود را داشتند، اما گاهاً احساس درماندگی در تربیت کودکشان می کردند. این امر کنجکاوی مرا برای مطالعه دراین باره برانگیخت. به دنبال این کنجکاوی متوجه نوعی تضاد و شکاف در روابط بین والدین و فرزندان شدم این تضاد به دلیل نوع متفاوت بزرگ شدن خود والدین و نیز پیچیدگی تربیت امروز و دنیای قدیم است. در سال های پیش تر و قدیم تر، هدف از تربیت، ترساندن کودک برای انجام ندادن کارهای بد، به شمار می رفت. ترس و ترساندن کودک از طریق والدین، بهترین ابزار کار برای رسیدن به تربیت مطلوب شمرده می شد؛ و نصیحت و ارشاد کودک توام با ترس بوده. درواقع کودک غیرمستقیم با استرس زندگی می کرده ولی خود والدین از این راهکار تربیتی، احساس رضایتمندی و پیروزی می کردند. ازآنجاکه زندگی کردن در مقایسه با امروز، پیچیدگی کمتری داشت، تربیت از راه دیدن و مشاهده الگوهای دیگر اتفاق می افتاد. برای مثال: کودک همان راهی را می رفت که پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودند. پسر از پدر دامداری، کشاورزی و شکار می آموخت و دختر به مانند مادر خانه داری، دوخت و دوز و رفت رو یاد می گرفت. امروزه نه تنها بازداری از کارهای بد، بلکه آموزش و به ویژه پرورش کودک هدف عمده تربیت می باشد.
پرواضح است که این آموزش، با توجه به شاغل بودن هر دوی والدین، پیچیده تر شدن زندگی و مسائل آن، تنوع بسیار زیاد ابزار آموزشی و رگبار تبلیغاتی که از هر سو به سمت ما هجوم می آورد، امر سخت تربیت را دشوارتر می سازد. درنتیجه این تضادها، شکاف ها و سوالات بسیار والدین، در بنده احساس نیازی رو فراهم آورد که مجموعه ای را به عنوان کتاب خودیاری و با تاکید بر روشن گری ویژگی های هر دوره سنی، به دوراز حاشیه پردازی و زیر نظر اساتید گران قدر روان پزشکی و روانشناسی، تنها مسائل موردنیاز و ضروری هر دوره را گردآوری و در اختیار والدین قرار دهم. این کتاب در سه بخش تولد تا سه سال، سه تا هفت سال و هفت تا سیزده سال و هرکدام شامل سه فصل که عبارت اند از: توضیح ویژگی های هر دوره سنی، بایدها و نبایدها (که درواقع آسیب های احتمالی را بحث می کند) و نیز بازی های مفید هر گروه سنی تنظیم شده است.
همان طور که می دانیم پیاژه، زیست شناس و روانشناس سوئیسی، هوش را توانایی سازگاری با محیط تعریف کرده است. هدف این کتاب بالا بردن هوش نیست، بلکه سعی شده با ارائه بازی های متفاوت و متناسب با شرایط سنی، به پرورش خلاقیت کودک کمک شود. چرا که کودک در صورتی می تواند، سازگاری بالایی را ارائه دهد که راه حل های بیشماری را فراخوانی کند. زمانی که کودک من و شما در برخورد با چالش ها، راه حل های زیادی را در دست داشته باشد، آن زمان است که نه تنها زندگی و رسیدن به آرزوهایش سخت نیست، بلکه چالش ها را هم به چشم فرصت و شانس پیشرفت و تغییر نگاه می کند.
خلاصه سخن، این کتاب امید دارد، با میهمان شدن در اتاق کودکان، آرامش را در رابطه کودک و پدر و مادر سوغات بیاورد.
به امید داشتن کودکانی سالم و شاد.

با سپاس
بهاره رستمی بیجارگاه
روانشناس بالینی

بخش اول: تولد تا سه سالگی

فصل اول: ویژگی تولد تا سه سال
فصل دوم: بایدها و نبایدهای والدین
فصل سوم: بازی

فصل اول: ویژگی های تولد تا سه سال

با خانم جوانی برخورد داشتم که به تازگی مادر شده بود، آشفته و به هم ریخته به نظر می آمد، علی رغم تولد کودکی که منتظرش بود، اصلاً نمی توانست خوشحال باشد، مدام گریه می کرد و خودش هم نمی دانست چرا درگیر این همه ناامیدی و پوچی شده. نظم زندگی از دستش درآمده و احساس خستگی می کرد. در کنار این حال بد، با خود فکر می کرد مادری بااین حال و روز، به چه درد این کودک می خورد؟ احتمالاً مادر خوبی نخواهم شد. همه تلاشم این است که کودکم خوشحال باشد، اما او دائم گریه می کند، بی تابی می کند، چرا نمی خندد؟! شاید من اصلاً نباید مادر می شدم. فکر نمی کنم بتوانم مادر به دردبخوری بشوم؛ و درنهایت خودش هم پا به پای فرزندش گریه می کرد.
در این فصل قرار است درباره چگونگی تحول کودک از تولد تا ۳ سالگی را صحبت کنیم؛ اما اجازه دهید قبل از آن، درباره چند نکته ضروری اشاره ای داشته باشم. می دانم ممکن است در ابتدا کمی بی حوصله شوید، اما دلم نمی خواهد بدون گفتن این موارد، بحث را شروع کنم، پیشاپیش از صبر شما متشکرم.
چهار مشکل اصلی که معمولاً هنگام زایمان پیش می آید عبارت است از: نرسیدن اکسیژن و از دست دادن سلول های اصلی، آسیب های بدنی، مصرف دارو به دلیل طولانی شدن زایمان، ریختن مواد زائد به درون ریه که نهایتاً منجر به کوری کودک می شود؛ بنابراین این یک باید ضروری است که تمام تلاشمان را انجام دهیم تا تولدی آسان را هم برای مادر و هم کودک داشته باشیم. چیزی که این تولد آسان را رقم می زند به عوامل مختلفی بستگی دارد ازجمله شخصیت خود مادر، به نظر شما شخصیت چه تاثیری در تولد آرام می تواند داشته باشد؟!
فردی را تصور کنید که طوری رفتار می کند انگار در مسابقه ای هست و زمان به پایان رسیده. رفتار او دائماً باعجله و تند هست. آن قدر خود را تحت فشار قرار می دهد که چند کار را با هم انجام دهد، گویی واقعاً در رقابت هست. او با احساساتی مثل دل شوره، اضطراب، بی قراری و نگرانی دست به گریبان هست؛ و طبیعتاً اطرافیان او هم از رفتارش در رنج هستند.
درست مقابل او فردی را مجسم کنید که آرام و خونسرد رفتار می کند، هیچ عجله ای در کار نیست گویی تا آخر دنیا فرصت هست!! هیچ گونه تنش عضلانی را تجربه نمی کند، خوابی آرام دارد و اطرافیان هم در کنار او احساس آرامش دارند. گروه اول را تیپ شخصیتی "آ"، الگویی که با فوریت، خصومت و رقابت مشخص می شود می شناسیم. این تیپ شخصیتی به علت اینکه اضطرابی دائم را تجربه می کنند به مرور که بدن مقاومت خود را در برابر استرس از دست می دهد دچار فرسودگی و انواع بیماری های قلبی – عروقی می شوند.
گروه دوم را تیپ شخصیتی "ب" می نامیم. این گروه از افراد، ازنظر هیجانی آرام، خونسرد و راحت هستند. اضطراب کمی را تجربه می کنند و در مقایسه با افراد گروه اول کمتر دچار بیماری هایی چون سکته قلبی و فشارخون می شوند. فکر می کنم متوجه ربط تیپ شخصیتی با تولد آرام شدید. تا مادامی که خود مادر با تنش و استرس دست به گریبان باشد روند زایمان را سخت می کند. مورد بعدی تاثیرگذار در تولد آرام خواسته یا ناخواسته بودن بارداری است. واضح است زمانی که شما منتظر کودک باشید و برای او برنامه ریزی داشته باشید راحت تر او را می پذیرید. گاهی شاهد آن هستیم که پدر یا مادر با بارداری مخالف هست و متاسفانه بعد از تولد کودک هم نمی تواند رابطه عاطفی درستی با او برقرار کند. این مخالفت به ویژه اگر از طرف مادر باشد، به وی احساس قربانی شدن یا پوچی می دهد. تا مادامی که این حس پابرجاست نه تنها نمی تواند عشق به فرزندش دهد، بلکه منجر به نوعی پرخاشگری که به آن پرخاشگری انفعالی می گویند می شود. این خشم را نه به صورت مستقیم بلکه در کم کاری تربیت فرزند، عقب انداختن کار خواسته شده از وی و یا رفتارهایی چون کوبیدن در تندی در کلام و... می توان دید. از دیگر موارد مهم در تولد آسان خلق وخو هست که تقریباً ربط زیادی به شخصیت (بحث قبل) دارد. استرس را می توان به عنوان یک تجربه هیجانی منفی که با تغییرات بیوشیمیایی، روان شناختی و رفتاری همراه می باشد، تعریف کرد. مردم به شیوه های مختلف در برابر استرس واکنش نشان می دهند. بسته به اینکه واکنش شما به استرس چگونه باشد، تحمل آن رقم می خورد. مثلاً هرچقدر شما اعتمادبه نفس بالاتری داشته باشید یا شوخ طبع باشید و وجدان قوی داشته باشید احتمال تحمل استرس راحت تر می شود؛ و هرچقدر که سخت گیرتر باشید یا برداشت خود را از مسائل اطراف با شیوه توضیحی منفی گرایانه تر ارائه کنید میزان واکنشی که به استرس می دهید نیز بیشتر و شدیدتر است. چگونگی روبه رو شدن با مشکلات دوران بارداری، سبک زندگی، روابط عاطفی خوب و درست با همسر و بالاخره حمایت ها و نوازش هایی که مادر در طول بارداری از اطرافیان دریافت می کند، می تواند در تولد آرام و آسان تاثیرگذار باشد.
اگر حتی با یکی از موارد بالا دست به گریبان هستید، بهتر است که قبل از بارداری از متخصص کمک بگیرید. از تولد تا حدود یک ماهگی را نوزادی(۱) می نامند. واضح است که این میهمان کوچک هرچقدر هم که با آمادگی منتظر آمدنش باشیم، به هرحال با خود، به هم ریختگی و بر هم زدن عادت ها را سوغات می آورد. می دانیم که حال مادر تا هفته ها بعد از زایمان کاملاً در نوسان بوده و موج می زند. گاهاً افسردگی هایی را می بینیم که این حال هم کاملاً عادی و طبیعی است؛ و بهبود آن نیازمند رابطه عاطفی گرم به ویژه با همسر است. بسیار مهم است که همه تلاشمان را بکنیم تا مادر در حالت آرامی بماند.
نکته: یادمان باشد هرگونه قیافه خسته و چهره نگران برای بچه ها آزاردهنده است.
اجازه دهید این تاکید من برای آرام ماندن مادر را این گونه توضیح دهم. برگردیم به مثال ابتدای متن، نوزادی که تازه متولدشده در طول مسیر زندگی و رشد خود، کارهای بسیار زیادی برای انجام دادن دارد. اولین قدم شناخت دنیای اطراف است. بحران کشف جهان. به عبارتی یک تصویر از دنیا برای خود شکل می دهد این تصویر بدین گونه است: "دنیا چه جای قشنگ و خوبی است"، "همیشه کسی هست که مواظب من باشد" و یا "دنیا عجب جای وحشتناک و بی عدالت و بی انصافی هست، من باید مواظب خودم باشم تا آسیب نبینم" به بیانی دیگر یک طرف این تصویر گلستان و در قطب دیگر خارستان است. کودک که هنوز قدرت ترکیب این دو را ندارد، دچار تضاد می شود؛ و این تضاد به او احساس ناامنی و بی اعتمادی می دهد. اینکه چطور کودک تصویر گلستان را انتخاب می کند یا خارستان، بستگی به دو ویژگی مهم و ضروری مادر دارد: در دسترس و پاسخگو بودن. مادری که خودنگرشی مثبت و رابطه عاطفی خوبی با خود و همسرش دارد، نه تنها بارداری را سخت، مزاحم و اجبار نمی داند، بلکه مشتاقانه و با آغوش باز از این اتفاق (بارداری) استقبال می کند. اگر بخواهیم این بحث را با نتیجه گیری کوتاه به پایان ببریم، کودک برای زنده ماندن و ادامه دادن به مادری آرام، پذیرنده، گرم و صمیمی احتیاج دارد.
***
نکته: من به مامانی احتیاج دارم که راحت بتونم پیداش کنم و در هرلحظه حواسش به من باشه
***
کودک برداشت خود را از خودش و جهان بر اساس شرطی شدن که نوعی یادگیری است شکل می دهد و در ذهن ثبت و ضبط می کند. مثال می زنم: تصور کنید کودکی را که گرسنه است یا جای خود را کثیف کرده. ابتدا دست وپا می زند اگر کسی توجه نکند ناله می کند، اگر بازهم کسی سمت او نیاید گریه ضعیفی می کند و دست آخر این بار تندتر و شدیدتر گریه سر می دهد؛ بنابراین او یاد گرفت اگر چیزی خواست تنها در صورتی به او توجه می شود که شدیداً گریه کند؛ و این چرخه ادامه دارد. این تنها یک مثال ساده بود برای چگونه شرطی شدن کودک.
بلافاصله برآوردن نیاز کودک تا ۱۴ ماه اول زندگی این پیام را به وی می دهد که تو می توانی یا توانایی آن را داری که هر طور می خواهی زندگی کنی و ما هیچ چیز را به تو تحمیل نمی کنیم (مگر ضرورت پزشکی). در حقیقت با پاسخ گفتن بلافاصله به نیاز کودک، او این پیام را درک می کند که دنیا جای خوبی است. البته باید گفت که همه بچه ها از ابتدای تولد خلق وخوی خاص خود را دارند که بهتر است آن را دانست و بر اساس آن با او ارتباط برقرار کرد. خلق کودک، می تواند آرام یا سخت و دشوار باشد. می تواند پرهیجان یا سازگار باشد.
این ویژگی، بد یا عیب نیست، بلکه خصوصیتی به ارث برده شده است که اگر با آن آشنا باشیم، راحت تر می توانیم ارتباط برقرار کنیم.
***
نکته: تا ۱۴ ماه اول زندگی، بلافاصله پاسخ گفتن به هر نیاز کودک، یک باید ضروری است که منجر به حس اعتماد می شود.
***
گفتیم که کودک تصویری از جهان را شکل می دهد و بر اساس آن قالب فکری رفتار می کند و روابط خود را با دیگران شکل می دهد. پس مشخص شد بسته به نوع برداشتی که ما از جهان داریم، در ارتباطات خود خوش بین یا بدبینانه رفتار می کنیم. یکی دیگر از عواملی که در این خوش بینی یا بدبینی نقش دارند، درد و رنج است. علاوه بر پنج حس اصلی، ۲ حس درد و درجه حرارت از تولد با کودک همراه است. بهتر از من می دانید که کودک قرار است با دردهای زیادی مواجه شود مثل گوش درد، دل پیچه، واکسن ها، تصادفات، زمین خوردگی، نیش حشرات و...بنابراین برای کمک کردن به ایجاد تصویری بهتر از دنیا، پدر و مادر باید تمام تلاش خود را بکنند تا کودک درد و رنج کمتری بکشد یا در مواردی که ناچاریم مثل واکسن زدن، تلاش خود را بکنید که تحمل این درد آسان تر باشد. برای مثال: اگر از پنجره دید کودک نگاه کنیم، او این طور می اندیشد: "وای چه جای بدی هست اینجا، دلم می خواهد به همه چیز دست بزنم اما یا دردم می آد یا تنبیه میشم یا می سوزم" البته که باید جایی مانع شد، جایی با صدای بلند حرف زد، اما بهتر است بعد از تنبیه یا صدای بلند حتماً کودک را در آغوش گرفت. یا در مثال واکسن، کودک ناچاراً درد زیادی را تحمل کرده، پدر و مادر با در آغوش نگه داشتن کودک به مدت طولانی می توانند تحمل این درد را آسان تر کنند.
***
نکته: این که کودک تصویر خوب و قشنگی از خود و دنیای اطرافش داشته باشد، به ایجاد حس اعتماد و امنیت او کمک می کند.
***
مورد بعدی تاثیرگذار در ایجاد تصویر خوب که ادامه بحث قبل است، نوازش می باشد. می دانیم که نوازش، هرگونه صدای آرام، نگاه محبت آمیز و لمس را شامل می شود. ما این نوازش ها را در روابط گوناگون خود جستجو می کنیم. در حقیقت انسان بدون دریافت نوازش قادر به ادامه حیات خویش نیست. شاید بارها برای هرکدام از ما پیش آمده باشد، در مواجه شدن با استرس و تنش های روزانه، خواستیم سر بر زانوهای مادر گذاشته و مدتی آرام بشویم. چند بارشده که خواستید به دوراز آدم ها و زندگی ماشینی در گوشه ای خلوت کنید یا به دوران کودکی برگردید؟! این واکنش ها به استرس کاملاً طبیعی است و درواقع پاسخی است که بدن ما در مواجهه با استرس برای کاهش تنش می دهد؛ و این همان نوازش است. هرچقدر این نوازش های دوران کودکی بیشتر باشد، منجر به داشتن احساس بهتر نسبت به خود، تصویر مطلوب تر از دنیا و درنتیجه روابط سالم تری می شود. آسیبی که نبود نوازش در ۱۴ ماه اول زندگی می تواند داشته باشد این است که کودک را در دو حال متضاد قرار می دهد، یا از هرگونه تماسی بیزارند و گریزان از روابط نزدیک و صمیمی یا برعکس در هر رابطه ای به دنبال تماس بیش ازحد هستند. افراد وابسته و چسبنده ای که آن قدر در روابط، مرز نزدیکی را تنگ می کنند که طرف مقابل احساس خفگی کرده و درنتیجه فرار را ترجیح می دهد.
***
نکته: کودکان به مادری گرم، صمیمی، پذیرنده و نوازشگر در هر حالی نیاز دارند.
***
کودکی که تا چند ماه پیش نوزاد کوچکی بیش نبود، اکنون در ۱۲ ماهگی تولد روانی خودش را تجربه می کند به این معنا که خودش را جدا از آدم های اطراف می شناسد یا به تعریفی مفهوم "من" را برای خود شکل داده، کم کم تمرین راه رفتن می کند و این برای کودک به معنای پیروزی است. از این زمان تا دو سال، حال و هوای کودک بر اساس احساس و ادراک خودش هست، یعنی برای شناخت دنیای اطراف، همه چیز را لمس می کند و به دهان می برد. برای مثال: کودک کوچولویی را تصور کنید که آرام روی زمین می خزد و به محض برخورد با اولین مورد جالب آن را لمس و به دهان می برد. این مورد جالب می تواند اسباب بازی، میز، صندلی، قاشق و حتی پای خودش باشد!! به این صورت و با لمس اشیا او درکی از آن ها پیدا می کند و یک قالب فکری که به آن در روانشناسی اصطلاحاً طرحواره(۲) می گویند، می سازد. طرحواره به معنای شکل و شکل دادن، به برداشتی که از محیط اطراف داریم می گویند. مثل طرح درخت و صندلی که با طرح توپ فرق دارد. به عبارتی دیگر شما تصویری از شکل درخت در ذهن دارید که می توانید آن را درخت بنامید و همین طور شکلی دیگر از توپ دارید که با طرح درخت فرق می کند و این تفاوت باعث شناسایی آن ها می شود. این شکل ها و طرح ها درباره خود نیز شکل می گیرد و تا بزرگ سالی با ما همراه است. اگر این شکل ها به هر علتی ناقص باشند یا آسیبی ببینند آغاز انواع اضطراب ها در آینده می شوند.
اجازه بدهید بیشتر درباره حال و هوای این روزهای کودک صحبت کنیم او که اکنون به لحاظ شناختی (منظور رشد ذهنی است که به او دانش انجام مهارت ها را می دهد پیشرفت داشته است). این رشد را این طور نشان می دهد مثلاً به نسبت قبل او تمایل دارد تنها با یک وسیله بازی کند. اسباب بازی های زیاد او را خسته و کلافه می کند. در این سن حجم اطلاعاتی که به ذهن کودک می ریزد بسیار زیاد است بنابراین به ناچار قسمتی را حذف می کند. شاید دلیل اینکه گاهی چند بار صدایش می زنید و پاسخی نمی دهد همین باشد. کودک در این دوران حرکات آرام را بیشتر ترجیح می دهد؛ بنابراین تا ۲۰ ماهگی استفاده از تلویزیون برای سرگرم کردنش را ممنوع کنید. یکی از جالب ترین حرکات آرامی که می توانید جایگزین تلویزیون کنید این است، درحالی که کودک را در آغوش گرفته اید، در اتاق های منزل گردش کنید و برای او هر چه را می بینید با صدای بلند نام ببرید. مثلاً این اتاق توست، این جوراب توست، این دست تو، این گوش تو و...
اجازه دهید جلوتر برویم، گفتیم که کودک بین سال های یک تا سه تصویری از خود را شکل می دهد و این شاید مهم ترین وظیفه او در این دوران باشد. ساختن تصویر ذهنی(۳). در حقیقت سناریو یا نمایشنامه ای است که هرکدام از ما برای خود و برای تمام عمر می نویسیم. بر اساس این نمایشنامه و طرحواره ای که قبل تر درباره جهان در ذهن ساختیم، روابط خود را آغاز می کنیم؛ و درباره خود شروع به اندیشیدن می کنیم: "آیا من آن قدر توانا هستم که از پس این کار بر بیام؟" "آیا به اندازه کافی خوب و دوست داشتنی هستم؟" "آیا من را رها می کنند یا من را می پذیرند؟" بدیهی است که در شکل گیری این نمایشنامه پدر و مادر نقشی اساسی و تاثیرگذار دارند؛ اما اجازه دهید نقش والدین و چه طور فراهم آوردن فرصت ها را در قسمت دوم بایدها و نبایدها به تفصیل صحبت کنیم. حدود ۳ سالگی کودک در حالت های روانی مختلف موج می زند یا ساده تر بگویم سه حال روانی را تجربه می کند: ابتدا در دوره نوزادی، حال "من خوب هستم و تو هم خوب هستی" بر او حاکم است. کودکی شاد و پرانرژی با خنده هایی که اتاق را پر می کند و احتمالاً کنجکاو و پرتحرک. به مرور و بسته به سبک فرزند پروری، برای مثال اگر پدر و مادر تنبیه کننده و سخت گیر باشند کودک به حال روانی "من خوب نیستم، تو هم خوب نیستی" تغییر وضعیت می دهد و این طرحواره را از دنیا دارد که "جای بدی هست، همه چیز دروغ و فریب و خودخواهی است، چیزی که اهمیت دارد منافع هر فرد است."
اینجا ممکن است کودک درگیر احساساتی چون خشم باشد و رفتارهای پرخاشگری، لجبازی یا گاز گرفتن را از خود نشان دهد؛ و حالت سوم اگر پدر و مادر، بی رحم، معتاد، مریض، جنایت کار و یا بیمار روانی باشند، کودک در وضعیت "من خوبم، تو بدی" یا به زبانی دیگر "اگر تو باشی، حال من بده" قرار می گیرد. اینجا احتمالاً کودکی را می بینید که خیلی تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران ندارد و هم چنان عصبی و گوشه گیر رفتار می کند.
***
نکته: زمانی که والدین با کودک ازنظر جسمی و روحی بدرفتاری می کنند، پیام "وجود نداشته باش" را به کودک منتقل می کنند؛ و این پیام باعث بروز اضطراب و افسردگی در بزرگ سالی خواهد شد.
***

نظرات کاربران درباره کتاب دنیای کودک من (۱ )