فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پرسه در حوالی احساس

کتاب پرسه در حوالی احساس

نسخه الکترونیک کتاب پرسه در حوالی احساس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پرسه در حوالی احساس

آیا تابه‌حال، به شعر به‌عنوان یک پدیده‌ی حیاتی و اثرگذار نگریسته‌اید و حتّی برای لحظاتی آن را جدّی گرفته‌اید؟ آیا از روح شعر متأثر شده و در حال و هوای مجموعه‌ها و دیوان‌های شاعران دیروز و امروز نفس کشیده‌اید و با راز و رمزهای صُوَری و معنوی شعر، درگیر شده‌اید؟ از شاخه‌های مختلف ادبیات، «شعر» ویژگی مهّم‌تری دارد و فراگیرتر است. علاقه به شعر در نهاد مردم ما وجود دارد و استقبال از شعر و حفظ کردن و به کار بردن آن در محاورات و گفتگوهای عادی روزانه در مقاطع مختلف، نشانه آن است. شعر امری ذوقی است، ولی به نظر می‌آید که غالباً در لحظات خاص به سراغ آدمی می‌آید. شاید بتوان گفت شعرهایی که در لحظات خاص سروده می‌شوند، قوّت عاطفی بیشتری دارند. شعر مرهم بسیاری از دردهای بشری است، اگر در تمام لحظه‌های زندگی، فقط با واقعیت روبرو باشیم عملاً هیچ ا حساس انسانی نخواهیم داشت. درواقع زندگی خالی از هنر، بار سنگین و زُمختی است که لنگر می‌اندازد. کسی که هنر را تحقیر می‌کند، خودش را تحقیر کرده است. مردم، بااحساس زندگی می‌کنند و بهترین چیزی که احساس را تحت تأثیر قرار می‌دهد شعر است، زندگی خالی از احساس روزمرگی ایجاد می‌کند و شعر، حقیقتی است که اگر نمی‌شود سراینده آن بود، می‌توان دست کم خواننده آن شد و از روزمرگی رَهید. در این مجموعه گلچینی از زیباترین اشعار عاشقانه معاصر جمع‌آوری‌شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب پرسه در حوالی احساس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بنام خالق هستی بخش...

توکل بر خدایت کن کفایت می کند حتماً
اگر خالص شوی با او صدایت می کند حتماً

اگر بیهوده رنجیدی از این دنیای بی رحمی
به درگاهش قناعت کن، عنایت می کند حتماً

دلت درمانده می میرد، اگر غافل شوی از او
به هر وقتی صدایش کن حمایت می کند حتماً

خطا گر می روی گاهی، به خلوت توبه کن با او
گناهت ساده می بخشد، رهایت می کند حتماً

به لطفش شک نکن گاهی، اگر دنیا حقیرت کرد
تو رسم بندگی آموز، حمایت می کند حتماً

اگر غمگین اگر شادی، خدایی را پرستش کن
که هر دم بهترینها را، عطایت می کند حتماً

مقدمه

آیا تابه حال، به شعر به عنوان یک پدیده ی حیاتی و اثرگذار نگریسته اید و حتّی برای لحظاتی آن را جدّی گرفته اید؟ آیا از روح شعر متاثر شده و در حال و هوای مجموعه ها و دیوان های شاعران دیروز و امروز نفس کشیده اید و با راز و رمزهای صُوَری و معنوی شعر، درگیر شده اید؟
از شاخه های مختلف ادبیات، «شعر» ویژگی مهّم تری دارد و فراگیرتر است. علاقه به شعر در نهاد مردم ما وجود دارد و استقبال از شعر و حفظ کردن و به کار بردن آن در محاورات و گفتگوهای عادی روزانه در مقاطع مختلف، نشانه آن است. شعر امری ذوقی است، ولی به نظر می آید که غالباً در لحظات خاص به سراغ آدمی می آید. شاید بتوان گفت شعرهایی که در لحظات خاص سروده می شوند، قوّت عاطفی بیشتری دارند. شعر مرهم بسیاری از دردهای بشری است، اگر در تمام لحظه های زندگی، فقط با واقعیت روبرو باشیم عملاً هیچ ا حساس انسانی نخواهیم داشت. درواقع زندگی خالی از هنر، بار سنگین و زُمختی است که لنگر می اندازد. کسی که هنر را تحقیر می کند، خودش را تحقیر کرده است. مردم، بااحساس زندگی می کنند و بهترین چیزی که احساس را تحت تاثیر قرار می دهد شعر است، زندگی خالی از احساس روزمرگی ایجاد می کند و شعر، حقیقتی است که اگر نمی شود سراینده آن بود، می توان دست کم خواننده آن شد و از روزمرگی رَهید. در این مجموعه گلچینی از زیباترین اشعار عاشقانه معاصر جمع آوری شده و ازآنجایی که آوردن شعر بدون اشاره به پدیده آورنده آن کم لطفی در حقّ ایشان است شرح حال مختصری از خالقان اثر نیز ذکرشده است امید که موردعنایت و توجه عزیزان قرارگیرد باشد که تمام قصور این کتاب را بر بنده حقیر ببخشایند.

«امضای خدا پای همه ی آرزوهایتان»
«سمیه رحیم زاده»
بهار ۹۶

«افشین یداللهی»

افشین یداللهی: (زاده ی ۲۱ دی ۱۳۴۷ در اصفهان – درگذشته ی ۲۵ اسفند ۱۳۹۵)، پزشک متخصص اعصاب و روان و از ترانه سرایان برتر ایران بود. پدر افشین یداللهی از بزرگان شهر ِ ایزدخواست بوده است.
وی فعالیت های حرفه ای ترانه سرایی خود را در سال ۱۳۷۶ در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. نخستین ترانه های وی با آهنگسازی فواد حجازی و شادمهر عقیلی و با خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا می شد.
از دکتر افشین یداللهی پنج مجموعه شعر به نام های روزشمار یک عشق، امشب کنار غزل های من بخواب، جنون منطقی، حرف هایی که باید می گفتم و… تو باید می شنیدی و مشتری میکده ای بسته، به جامانده است.
افشین یداللهی بامداد چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ در مسیر بازگشت از هشتگرد به سمت تهران به دلیل برخورد شدید یک دستگاه کامیون با خودرویش، به شدت مجروح شده و در بیمارستان امام جعفر صادق شهر هشتگرد درگذشت.(۱)
روحش شاد یادش گرامی.

از کفر من تا دین تو...

از کفر من تا دین تو، راهی به جز تردید نیست!
دل خوش به فانوسم مکن، اینجا مگر خورشید نیست

با حس ِویرانی بیا... تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر است، تکرار طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود
حتی عبادت بی عمل، وَهم ِسعادت می شود

با عشق آن سوی ِخطر، جایی برای ترس نیست
در انتهای موعظه... دیگر مجال دَرس نیست

کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود
چیزی شبیه معجزه... با عشق ممکن می شود

خاطره ات به جای تو...

خسته تر از صدای من، گریه ی بی صدای تو
حیف که مانده پیش من، خاطرهِ ات به جای تو

رفتی و آشنای تو، بی تو غریب ماند و بس
قلبِ شکسته اش ولی پاک و نجیب ماند و بس

طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن، دل به ستاره ها بزن

تکیه به شانه ام بده، دل به ترانه ام بده
راوی آوارگی ام، راه به خانه ام بده

یک سره فتح می شوم، با تو اگر خطر کنم
سایه ی عشق می شوم، با تو اگر سفر کنم

شب شکن ِصد آینه با شب من چه می کنی؟
این همه نور داری و صحبت سایه می کنی

وقت غروب آرزو بُهت مرا نظاره کن
با تو طلوع می کنم ولوله ای دوباره کن

با تو چه فرق می کند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم

یک شب دلی...

یک شب، دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
امّا مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن، گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

گاهی مسیر جاده...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قدِ کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
امّا مسیر جاده به بن بست می رود.

نظرات کاربران درباره کتاب پرسه در حوالی احساس

عالی
در 2 سال پیش توسط kou...011