فیدیبو نماینده قانونی ترانه پدرام و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نقره موی مادربزرگ

کتاب نقره موی مادربزرگ
نگاهی بر روابط شناختی عاطفی همسران

نسخه الکترونیک کتاب نقره موی مادربزرگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۷۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب نقره موی مادربزرگ

با اندکی دقت در محاوره‌های روزمره و حتی گفتگوهائی که بین هنرپیشه‌های سینما یا سریال‌های تلویزیونی تولید داخل، رد و بدل می‌شود، یافتن این نکته زیاد دشوار نیست که اغلب گفتارهای مردم جامعه ما، کلامی شفاف، روشن وتوأم با احترام متقابل نیست بلکه صحبت­هایی است که یا از یک طرف در لفافه، همراه با کنایه، تمسخرآمیز و پرخاشگرانه بوده و یا از طرف دیگر همراه با رودربایستی و ملاحظه‌ای بی‌مورد، انکار واقعیات و نادیده گرفتن احساسات شخصی است. به همین لحاظ به جرئت می‌توان گفت که یکی از بحران‌های موجود در جامعه ما «بحران روابط» است. انسان یک موجود اجتماعی است و از آغاز به صورت جمعی با هموطنان خود زندگی می‌کرده است ولی با تکامل جوامع بشری و پیچیده‌تر شدن روابط انسانی «فن ارتباط» مثل هر دانش دیگری روز به روز تکامل بیشتری یافته است و بسیاری از اندیشمندان با مشاهدات و ارزیابی‌های دقیق به پیشرفت این دانش کمک نموده­اند.

ادامه...
  • ناشر ترانه پدرام
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.43 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نقره موی مادربزرگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش­گفتار

خانم مراجعی می گوید: «من و شوهرم به آخر خط رسیده ایم، هیچ تفاهمی با هم نداریم. اصلاً هیچ چیزمان مثل هم نیست، حتی برای یک موسیقی ساده هم کلی با هم تفاوت سلیقه داریم، من مثلاً جاز دوست دارم ولی او موسیقی سنتّی دوست دارد و همیشه دعوایمان می شود.»
آقای مراجعی می گوید: «ما به این نتیجه رسیده ایم که باید از هم جدا شویم، این زندگی فایده ای ندارد. با این­که دو فرزند ۱۴ ساله و ۵ ساله داریم ولی مجبوریم که اقلاً به دعواهایمان با طلاق خاتمه بدهیم. شاید بچّه ها این­طوری عذاب کم­تری بکشند. خانواده ی خانم من خیلی در زندگی ما مداخله می کنند. خانم من اقلاً روزی دو سه بار با مادر و خواهرهایش تماس تلفنی دارد و از آن­ها خط می گیرد، حال آن­که شاید من هفته ای یک بار با خانواده ام تماس داشته باشم.»
زوج جوانی مرتباً حرف یکدیگر را قطع می کنند. تا خانم حرف می زند و چیزی می گوید آقا وارد حرف می شود و می گوید: «نخیر اصلاً این­جوری نبود، این­جوری نیست.» خانم هم صدایش را بالاتر می برد و بلندتر و با صدایی شبیه به فریاد می گوید: «به خدا! به قرآن! همین طور است که من می گویم من با دو چشم خود دیدم که... من با گوش خودم شنیدم که...»
خانمی که حدود ۳۵ سال دارد از تفاوت تعداد خواهر و برادرهای خودش و همسرش می گوید. از باری که خانواده ی شوهرش بر دوش شوهرش گذاشته اند، از این­که شوهرش مجبور است بعضی مخارج درمانی مادرش را بپردازد یا از این­که شوهرش گوشه ای از هزینه ی جهیزیه ی خواهرش را تقبل کرده، شاکی است. او معتقد است همسرش باید فقط به فکر زندگی خودمان باشد و به فردای فرزند ۵ ساله­یمان فکر کند. می خواهد این جلسه پنهان بماند و او شوهرش را بیاورد و من به او بیاموزم که پول­هایش را بی­خودی خرج خواهر و پدر و مادرش نکند.
خانم دیگری از این­که شوهرش به ملاقات شوهر خاله اش در بیمارستان رفته است اعتراض دارد. وقتی در دو سه جلسه مشاوره جایگاه این شوهر خاله در زندگی شوهرش معلوم می شود و خانم متوجّه می شود که این شوهر خاله چه­قدر در کودکی به این مرد محبّت و کمک فکری و مالی کرده، او را به سینما و استخر می برده و اصلاً او به شوهرش دوچرخه سواری یاد داده و یا وی را تشویق کرده که به رشته ی پزشکی برود، زن شروع به گریه می کند و با احساس گناه می گوید چرا زودتر به من نگفتی، چرا برایم تعریف نکردی؟ و مرد که پزشک فرهیخته ای بود اظهار می کرد نمی خواستم پدرم را زیر سئوال ببرم، این حریم شخصی من بود....
آقای دکتری به برادرزاده اش که دانشجوست کمک می کند. برادرش کارگر بازنشسته ای است، زن به این کمک مالی اعتراض دارد. در جلسه ی مشاوره معلوم می شود که به دنبال فوت پدر دکتر، این برادر مشوّق او بوده و با وجود مشکلات زندگی خودش، گاه و بی­گاه، آشکار و پنهان به آقای دکتر کمک مالی کرده است تا او به درس خود ادامه دهد. وقتی زن این نکته را درمی یابد، اشک شوق می بارد و می گوید: «شوهرم مرد بسیار خوبی است او همین حالا به خانواده ی خود من هم کمک می کند.» علت این­که خانم دکتر این­قدر روی رابطه ی شوهرش با برادرزاده اش حساس شده این بود که این برادرزاده هم شخص پر تلاش و درس خوانی بود و خانم دکتر وی را با پسر خودش مقایسه کرده و به نوعی دچار غبطه یا حسد می شد.
خانمی می گوید: «من به خاطر شوهرم از بسیاری از امتیازات خودم گذشتم، درسم را رها کردم پس طبیعی است که حالا انتظار دارم که هر چه می خواهم برایم فراهم کند و به حرفم گوش بدهد.» مرد معتقد است که زن با احساس مسئولیت های زیادی و انتظارات زیاد از خودش (و از دیگران) هم به خودش آسیب زده است و می­خواهد که من هم مثل او باشم ولی برای من مقدور نیست و اصلاً قبول هم ندارم چون این خوب بودن بیش از حد است.
مهندسی می گوید: «من از این آداب و رسوم خانواده ی همسرم خوشم نمی آید محبّت های آن­ها ظاهری و زیادی است. معنی ندارد که این­قدر به بچّه توجّه کنند یا مرتب احوال نوه را بپرسند.» مرد خودش در خانواده ای پر جمعیت بزرگ شده است. از نوجوانی برای رفتن به دبیرستانی در شهر آمده است. فضای عاطفی خانواده اش سرد بوده و پدرش اصرار داشته است که پسرها باید خرج تحصیل شان را خودشان تامین کنند. حالا برای این مرد پذیرش این­که پدر همسرش حتی بعد از ازدواج نیز این­قدر به بچّه هایش توجّه دارد و احوال آن­ها را می پرسد، غیرعادی و زیادی به نظر می­آید.
مردی معتقد است که همسرش نباید از درآمد او باخبر باشد. حال آن­که همسرش مهم­ترین مشکل خود را با همسرش همین بی اطلاعی از درآمد همسر خود می داند. زن، فرزندِ پدری کارمند بوده که حقّوق مشخص خود را به خانه می آورده و مرد در خانه ای پرورش یافته بود که پدر کاسب بوده و هر شب درآمد خود را به خانه می آورده است. ولی این مرد نه مثل پدرش عمل می کرد و نه مثل پدر همسرش و اعتقادی خاص داشت و تصوّر می کرد که اگر میزان درآمدش معلوم باشد، توقّعات مالی همسرش بالا می رود.
خانمی مایل نبود شوهرش در مورد دوران کودکی او و در مورد روابط زنانه ی او و مادر و زن برادرش کنج­کاوی نشان دهد. مرد بر این باور بود که این کار پنهان کاری و نشانه ی عدم صمیمیت همسرش با اوست. او که خود تنها فرزند خانواده اش بود تا قبل از مشاوره باور نداشت که حتی خودش نیز با پدر و مادر یا همکارانش در بعضی امور دارای «یک حریم شخصی» کوچک است که همسرش نباید وارد آن شود.
نمونه های ذکر شده تنها گوشه ی بسیار کوچکی از دنیای تفاوت هاست. در روان­شناسی ازدواج اصولاً بحث عمده مبتنی بر توجّه به شباهت ها و مکمّل بودن است. روان­شناسان در همسر­گزینی بر این اعتقادند که هم سنگ بودن و همتا بودن امر بسیار مهمی است. تناسب در سن و تحصیلات و وجود شرایطی همچون بلوغ فکری و عاطفی پسر و دختر و سن مناسب که معمولاً برای پسرها حدود ۲۴ سالگی و برای دختران حدود ۲۰ سالگی است مورد نظر است. این­که پسر بتواند مسئولیت اداره ی یک زندگی مشترک را به دوش بگیرد غالباً مستلزم فراغ بال از تحصیلات و پایان یافتن خدمت سربازی و مشغول شدن به کاری برای امرار معاش است. در هر ازدواج موفّق می توان ترکیبی از شباهت ها و مکمّل بودن زن و مرد را مشاهده کرد. زن و شوهر مثل دو کوهنورد که با هم صعود می کنند، بعضاً مسئولیت ها را به هم می سپارند و گاه زن پیشرو است و گاه مرد، گاهی زن مراقب است تا مرد بالا برود و گاه مرد دست زن را می گیرد تا او را بالا بکشد. به نظر می رسد که زن و مرد در کنار این شباهت ها و مکمل بودن­ها، باید به هشت تفاوت اساسی ذیل نیز توجّه داشته باشند.

۱ـ تفاوت در ساختار و نقش ها

این که دختر یا پسری در خانواده ی خود کجا قرار دارد و به عنوان فرزند اول یا دوم یا آخر با او چگونه برخورد شده و چه مسئولیت هایی بر دوش او بوده است، موضوع قابل توجّهی است. چون این ساختار و نقش فرد در آن، تحت تاثیر ازدواج قرار خواهد گرفت و روابط فرد با خانواده ی خود و با خانواده همسرش تحوّلات و تغییراتی را در بر خواهد داشت. دختری که تا به حال فقط دختر فلانی یا نوه ی فلانی و خواهر و خواهرزاده ی نزدیکان خود بوده حال به دنبال عقد، عروس فلانی یا عروس خواهر این خانواده یا زن دایی و زن عمو خواهد شد و با افراد بسیار زیادی روابط جدیدی پیدا خواهد کرد که شامل ارتباطات شناختی و عاطفی و خانوادگی جدیدی است. مرد نیز به همین صورت جایگاه و روابطش با خانواده ی خود و همسرش دستخوش تغییر خواهد شد. خانواده و فامیل نیز لازم است متوجّه این تغییر نقش دختر یا پسری که ازدواج کرده، باشند.

۲ ـ تفاوت فرهنگ

تعریف فرهنگ در این مختصر ممکن نیست. با پیش فرض این­که لازم است تعریف درستی از فرهنگ داشته باشیم. تفاوت های فرهنگی بین زن و شوهر نیز از عواملی است که اگر به آن توجّه نشود زمینه­ساز اختلافات زیادی خواهد شد. نگرش ها و آداب و رسوم در دو خانواده و باورهایی که پسر و دختر از این بستر با خود می آورند در زندگی مشترک آینده یشان تاثیر بسیاری خواهد داشت. حتی سلیقه ها و ذائقه ها می تواند تحت تاثیر فرهنگ باشد. از اجرای آداب مذهبی و لباس پوشیدن و غذا خوردن یا شیوه ی مدیریت خانواده، همه و همه تحت تاثیر نگرش های فرد و کوله­بار فرهنگی و اعتقادی است که فرد از خانه ی پدری و فرهنگ خانوادگی و بومی با خود آورده است.
البته ممکن است پسر یا دختری نخواهد همه ی اعتقادات و فرهنگ خانواده اش را با خود بیاورد و اعتقادات شخصی او در بسیاری زمینه ها با پدر و مادرش متفاوت باشد و بخواهد به گونه ای دیگر زندگی خود را شکل دهد ولی همین نکته نیز اهمیت توجه به فرهنگ فرد مقابل و خواسته ی فرد مقابل یا همسرمان را ضروری تر می سازد که بدانیم همسرمان به چه می اندیشد و در چه شرایطی بزرگ شده و چه می خواهد.

۳ ـ تفاوت نگاه خانواده ها به داماد و عروس

شاید یکی از جنجال­سازترین نکات در زندگی زن و شوهر تفاوت موضوع عروس­داری و دامادداری باشد. خیلی از زن و شوهرها سال­ها پس از زندگی زناشویی خود هم­چنان در کار مقایسه ی شیوه­ی برخورد خانواده های خود هستند و سخت می پذیرند که از هر نوع مقایسه ی روابط خانوادگی باید پرهیز نمود.
شیوه ی برخورد با داماد با شیوه ی برخورد با عروس، هم به لحاظ فرهنگ و هم به لحاظ جنس و هم به لحاظ شخصیت و هم ساختار و نقش، فرق دارد و چون جنس و نوع رابطه ی دامادداری و عروس­داری در خانواده های مختلف در تمام دنیا متفاوت است، باید از مقایسه ها پرهیز کرد و در صدد روابطی محترمانه و دور از چشم و هم چشمی بود.

۴ ـ تفاوت شخصیت

مسلماً زندگی کردن یک فرد برون­گرا و خوش مشرب با فردی درون­گرا و کج خلق دشوار است. فردی ولخرج یا دست و دلباز به سختی می تواند با شخصی خسیس و مقتصد زندگی کند. فردی محافظه کار ممکن است در زندگی با فردی پرخطر دچار گرفتاری ها و مشکلاتی بشود. ولی واقعیت این­ است که زن و شوهرها عموماً این­قدر با هم فاصله ی شخصیتی ندارند (و البته قبل از ازدواج باید متوجه این تفاوت های زیادی بود). توجه به تفاوت شخصیت یعنی سلیقه ها و نگرش ها و صفات اساسی هم­دیگر را دیدن و شناختن و رعایت کردن. پس هر چه ما همسرمان را از نظر شخصیتی بیش­تر درک کرده باشیم بهتر می توانیم با هم کنار آمده و سازگار شویم.
وقتی زنی می گوید: «همسرم مردی محتاط است» یا مردی می گوید «همسر من شخصی برون­گرا و اهل معاشرت است» در رعایت و کنار آمدن با همسر خود بهتر می تواند عمل کند. البته باید مراقب باشیم به همسر خود «برچسب» نزنیم چرا که حتی ویژگی های شخصیتی مشهور نیز مولفه های مطلقی نیستند.

۵ ـ تفاوت حریم شخصی

«من و همسرم کاملاً یکی هستیم، هیچ چیزی پوشیده از هم نداریم.»
«من با همسرم یکی نیستم، او همه چیزش را از من پنهان می کند.»
«همسر من درآمد و بدهی هایش را به من نمی گوید.»
«خانم من مرتب با خواهر و مادرش تماس تلفنی یا حضوری دارد ولی وقتی می گویم چه می گفتید می گوید هیچ چیز.»
زنان بسیاری تصوّر می کنند که شوهرشان نباید بدون اطلاع و موافقت آن­ها با هیچ کس اعم از خانواده و فامیل یا افراد غریبه ارتباط داشته و نباید نکته ای را از آنان پنهان نموده یا ناگفته باقی بگذارد. مردان بسیاری نیز بر این باورند که چون از صبح شنبه تا ظهر پنج­شنبه برای امرار معاش کار می کنند حق دارند از ظهر پنج­شنبه تا صبح شنبه با خیال راحت با دوستان یا اقوام خود باشند و دیگر در قید خانواده نباشند.
زنانی هستند که می خواهند کوتاه ترین گفت و شنود همسرشان را با دیگران اعم از خواهر و برادر یا مادر و همسایه و غریبه بدانند و مردانی نیز وجود دارند که بر اساس باور «یکی بودن زن و شوهر» کنج­کاو می شوند تا از گفت و شنود همسرشان با خواهر خود یا زن همسایه باخبر شوند.
هر خانمی با وجود اجرای نقش همسرداری و مادری، با خواهر و مادر و یا زن همسایه و یا حتی با گذشته کودکانه اش رازهایی دارد که به شوهرش مربوط نمی شود و هر شوهری نیز با وجود اجرای بهینه ی نقش همسرداری و پدری و دیگر نقش ها گاهی در رابطه با پدر و مادر یا برادرش نقش ها یا وظیفه ای احساس می کند که لزوماً به همسر و فرزندش مربوط نیست و خدشه ای نیز به این نقش ها وارد نمی کند.
گاه می بینم که زن ها به مادر و خواهر خود محبت ها و کمک های عاطفی پنهان و آشکاری دارند و گاه نیز می بینیم که مرد در رابطه با پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده ی پدری اش ممکن است بر اساس توان خود یا نیازهای آنان کمک های فکری یا مادی پنهان و آشکاری کند و زن و شوهر موفق و کارآمد، زنان و شوهرانی هستند که این «حریم خصوصی» یکدیگر را نمی شکنند و در ضمن آن، مراقب اولویت های زندگی خود می باشند.
در مورد زن و مردی که ازدواج قبلی داشته و از آن فرزندانی دارند نیز باید متوجه بود که ممکن است زن یا شوهر با فرزند خود از همسر قبلی و خانواده اش مناسباتی به خاطر فرزندش داشته باشد که جزء «حریم خصوصی» او و فرزندش می باشد.

۶ ـ تفاوت اقتصادی

باید توجه داشت که هم­شغل و هم­کار بودن و شباهت شغلی، مساوی با شباهت های اقتصادی نیست. چنان­که شباهت های فرهنگی نیز لزوماً از شغل ناشی نمی شود. در خواستگاری و ازدواج، پی بردن به تفاوت های اقتصادی و تفاوت سطح درآمد از موضوعات دشوار نیست که هم دختر و پسر و هم خانواده ها به زودی متوجه این تفاوت می شوند، موضوع مهم در این راستا نیز توجه به تاثیر این تفاوت بر زندگی زناشویی است. بعضی پسر و دخترها شعار می دهند که تفاوت های درآمد و اقتصادی مهم نیست و بعد گرفتار مشکلات جدی در زندگی شان می شوند. بعضی پسر و دخترها و خانواده هایشان، حتی با نیت انتخاب عروس یا داماد از یک طبقه ی مرفه برای فرزندشان همسر گزینی می کنند که مسلماً خالی از اشکال نیست. گاهی مرد جوانی ممکن است بخواهد با تلاش علمی و اقتصادی جایگاه طبقاتی خود را از نظر اقتصادی تغییر دهد که امر واضح و قابل قبولی است ولی مسلماً نیاز به زمان دارد. به هرحال در تفاوت اقتصادی اگر دختر از خانواده ای مرفه وارد یک زندگی اقتصادی ضعیف شده باشد بیش­تر آسیب­پذیر می شود تا این­که پسری بخواهد علی­رغم توان مالی خوب، از خانواده ی کم درآمدی همسر انتخاب کند.
مسلماً هم­پوشی بحث تفاوت اقتصادی با تفاوت فرهنگی و ساختاری و دیگر تفاوت ها نیز نباید از نظر دور بماند.

۷ ـ تفاوت ایده آل ها

بیش­تر دخترها از ۶-۵ سالگی عاشق عروس و لباس عروس و شرکت در جشن های عروسی می شوند. آن­ها از مادرشان می خواهند که برایشان لباس عروس بدوزد و تور سفید به موهای خود می زنند و در بازی هایشان نقش عروس را بازی می کنند. پسرها از دوران بلوغ به ازدواج فکر می کنند و ممکن است دختری با جمال و کمال را در ذهن خود به همسری برگزینند.
هم تفاوت ایده آل گرایی و هم تفاوت جنس و دیگر تفاوت ها اگر با واقع بینی و درک هم­دیگر توام نباشد، تفکر خودمحورانه ممکن است زندگی آتی زن یا مرد را دچار مشکل سازد. ساختن قهرمان، نجات دهنده و خوشبخت کننده ی مطلق از همسر خود یک ایده آل­گرایی آسیب­ساز است که در بحث های مشاوره به­عنوان خطاهای ذهنی و باورهای غلط و دور از واقعیتِ زن یا شوهر، مورد بررسی قرار می گیرد.

۸ ـ تفاوت جنس

امروزه بسیاری از مردم می دانند که نگاه زنان و مردان در بسیاری از امور با هم متفاوت است. حساسیت هایشان فرق دارد و اولویت هایشان با یکدیگر یکی نیست و حساسیت هایشان زنانه و مردانه است و حتی طبایع و سلیقه ها می تواند کاملاً مردانه یا زنانه تلقی شود.
مردها به قدرت خود اهمیت می دهند و می خواهند مدیر به حساب آیند. زن ها به زیبایی خود می نازند و می خواهند در کنار دیگر خصایل انسانی خود، همسرشان از نظر زیبایی و تناسب آن­ها را تایید کند. زن ها نیاز به توجه دارند و مردها نیاز به تایید.
زن در خستگی و در شادی و غم نیاز به گفت­و شنود دارد ولی مردها در خستگی ها مایل به سکوت می باشند. استثناها را می پذیریم اما زن ها در خرید، زمان بیش­تری برای جست­وجو و تماشا می خواهند و به جزئیات و ظرافت ها بیش­تر توجه دارند ولی مردها مایلند در کم ترین زمان، خرید خود را انجام دهند.
زن ها در مهمانی ها از همسرشان توجه می خواهند و مردها رهایی. زن ها خداحافظی شان بیش­تر از مردها زمان می برد و مردها در مهمانی ها دل از بحث های اقتصادی و سیاسی نمی کنند و یا دست از بازی برنمی دارند.
مردها اخبار را دنبال می کنند و زن ها فیلم ها و سریال های عاطفی را.
زن مایل است که همسرش روبه­روی او بنشیند تا همه ی جزئیات کارهای شوهرش را ببیند ولی مرد مایل است کنار همسرش بنشیند و به کلیات و دوردست ها نظر داشته باشد.
زن ها در روابط جنسی به بروز عواطف بیش­تر توجه دارند و برای آن­ها محبت و تمجید، مقدم بر رابطه ی جنسی است. مردها ممکن است نیاز جنسی شان بر عواطف شان غالب شود و حتی در قهر و خشم هم بتوانند رابطه ی جنسی برقرار کنند.
درک تفاوت های بالا می تواند در کنار شباهت های کلی زن و شوهر و نقش مکمل بودن در شخصیت و یا برآوردن نیازهای همدیگر کارساز باشد.
تفاوت های ذکر شده یک تفکیک فرضی است و مسلماً به تعامل و همپوشانی آن­ها توجه داریم.
در کنار توجه به این تفاوت­ها، نیاز به یادگیری مهارت های اساسی گفت و شنود سالم، پیشگیری از سوء تعبیرها (که در روابط زناشویی بسیار رایج است)، توجّه به نیازها و رازها و واقعیت­پذیری و افزایش توان حل مسئله یا تحمل مشکلات (که به نظر تغییر آن­ها دشوار یا ناممکن می نماید)، پذیرفتن نقش فعال یا منفعلانه ی خود در بروز مشکلات پیش آمده و قبول سهم خود در حل آن، همگی می تواند در پیشبرد یک زندگی زناشویی واقع گرایانه ی توام با هم دلی و عاشقانه به ما کمک کند.

نظرات کاربران درباره کتاب نقره موی مادربزرگ