فیدیبو نماینده قانونی ترانه پدرام و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلنجارهای ما

کتاب کلنجارهای ما

نسخه الکترونیک کتاب کلنجارهای ما به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۹۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب کلنجارهای ما

«کلنجارهای ما» بخشی از گفت و شنودهای مرسومی است که بین بسیاری از زن و شوهرها رایج است. بسیاری از مراجعه کنندگان به مراکز روان‌شناسی و روان‌درمانی و مشاوره ابتدا باور نمی‌کنند که بسیاری از مشکلات آنها ریشه در نحوه‌ی گفت و شنود و ارسال پیام آنها دارد. سوء تعبیرها، برخوردهای آمرانه، نداشتن تحمّل، باورهای خود محورانه و حق به جانب، و ضعف در درک شرایط فرد مقابل، قطعی پنداشتن باورها و دیدگاه‌های خود در امور مختلف و انعطاف نداشتن در نگاه به دیدگاه شخص مقابل، بزرگ کردن مشکلات و کوچک نمایی نقاط قوت، استنتاج‌های دلخواه و توجّه‌های انتخابی و بی‌تقصیر پنداشتن خود در مشکلات به وجود آمده و اصرار به حکم‌رانی در روابط زناشویی نکاتی قابل توجّه و تعمّق در بروز مشکلات است.

ادامه...
  • ناشر ترانه پدرام
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.34 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب کلنجارهای ما

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه ی چاپ اوّل

چندی پیش زن و شوهری به دفتر کارم مراجعه کردند. مرد از همسرش شدیداً رنجیده بود، زیرا زن دراوج عصبانیت و در حین دعوا با دخترش، به شوهر گفته بود که «من حوصله ی تو را ندارم» مرد نیز با دلخوری از خانه بیرون رفته بود. در جلسه ی مشاوره ای که با آنها داشتم پس از بازگویی موضوع، همان ابتدا معلوم شد که زن این پیام را داده است «من به اندازه ی تو حوصله ندارم».
«کلنجارهای ما» بخشی از گفت و شنودهای مرسومی است که بین بسیاری از زن و شوهرها رایج است. بسیاری از مراجعه کنندگان به مراکز روان شناسی و روان درمانی و مشاوره ابتدا باور نمی کنند که بسیاری از مشکلات آنها ریشه در نحوه ی گفت و شنود و ارسال پیام آنها دارد. سوء تعبیرها، برخوردهای آمرانه، نداشتن تحمّل، باورهای خود محورانه و حق به جانب، و ضعف در درک شرایط فرد مقابل، قطعی پنداشتن باورها و دیدگاه های خود در امور مختلف و انعطاف نداشتن در نگاه به دیدگاه شخص مقابل، بزرگ کردن مشکلات و کوچک نمایی نقاط قوت، استنتاج های دلخواه و توجّه های انتخابی و بی تقصیر پنداشتن خود در مشکلات به وجود آمده و اصرار به حکم رانی در روابط زناشویی نکاتی قابل توجّه و تعمّق در بروز مشکلات است.
پایه های نظری روابط زن و شوهر حجم وسیعی در روان شناسی امروز دارد. زن و شوهرها با آرزوهای بسیار و خواسته های گوناگون از دو جنس و دو دیدگاه و فرهنگ و خانواده ی مختلف پا به عرصه ی «زندگی مشترک» نهاده و هرکدام ممکن است ارزش ها و دیدگاه های خود را تنها باورهای ممکن بدانند، آگاهی و زمان برای همتا شدن و مکمّل شدن (البتّه غیر از شناخت لازم در انتخاب و همسرگزینی که باید از ابتدا به آن توجّه داشت) و تلاش برای تعامل بهتر و افزایش انعطاف، مقدّمات ایجاد فضای سالم زندگی مشترک است. «کوتاه آمدن»، «گذشت»، «شاکر بودن»، «قدر دانستن»، «نادیده گرفتن»، «درست دیدن»، «انصاف داشتن» توصیه های ساده امّا اساسی است که پایه در باورهای سالم دارد تا شاکرانه زیبایی های زندگی مشترک را دیده و با آشنایی زدایی از تکرار، کلام و لحن و نگاه و زبان بدن، خود را چنان هماهنگ کنیم که موسیقی شادکامی را در زندگی مشترک علی رغم فراز و فرودهای آن همواره بنوازیم.
نگارنده سعی داشته است به زبانی ساده و بیشتر طنزآلود از چهار نوع رابطه ی حاکم بر روابط زن و شوهر یعنی ۱ـ عصبی ـ عصبی ۲ـ عصبی ـ آرام ۳ـ آرام ـ عصبی ۴ـ آرام ـ آرام، روابط زن و شوهر را از نوع اوّل به نوع چهارم بکشاند. تلاش شده است با نمایاندن تاثیر برخورد درست در مقابل برخوردهای عصبی، زن و شوهر متقاعد شوند که شیوه ی کنونی حاکم بر روابط آن ها راه به سلامت نخواهد برد. گاه فقط یک نوع برخورد نشان داده شده و گاه دو نوع عصبی ـ عصبی و گاه نیز هر چهار نوع ممکن ارائه شده تا خواننده به اقتضاء، وضعیت خود را در شرایط مشابه دیگر قیاس کرده و به رفتار خود و چگونگی کنش و واکنش توجّه نماید.
ممکن است به گمان برخی از خوانندگان در کتاب از زنان یا مردان جانب داری شده باشد و یا احساس شود که نسبت به یکی از آن ها زبان تندتری به کار برده شده، از آنجا که برداشت هر فرد اختصاص به خود او دارد شاید این دیدگاه نیز همان موضوعی باشد که باعث بسیاری از سوء تفاهمات می شود. به هر حال نگارنده قصد سوگیری در رابطه با زن یا مرد را نداشته است.
در پایان از کلیه اساتید ارجمند و همکاران عزیز مخصوصاً دوست ارجمند و استاد و راهنمایم آقای محمّد فریدی زاده که با راهنمایی های همیشگی و با خواندن دست نوشته ها مرا تشویق به چاپ کتاب نمودند صمیمانه سپاسگزارم.

مقدمه ی چاپ دوّم

چندی پیش زن و شوهر جوانی را دیدم که یک ماه پس از عروسی به خاطر استفاده ی زن از دستمال کلینکس مشاجره کرده بودند. زن دست های خیس خود را با کلینکس خشک کرده بود و مرد پرخاشگرانه (و توهین آمیز) با او برخورد کرده بود که «کلینکس فقط برای استفاده ی مهمان است.»
شما از موضوع فوق چه برداشتی دارید؟ این اتفّاق چه نکته ای را در خود پنهان دارد. آیا موضوع یا پیام آن برای شما آشکار است؟
در واقع نیاز به آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم و عادات شخصی که قرار است با او ازدواج کنیم اهمیّت زیادی دارد. نگاه همسر آینده ی ما به مقوله هایی مثل وقت نماز خواندن، غذا خوردن، پول به دست آوردن، خرج کردن، مهمانی رفتن، مهمانی دادن، علاقه مندی به هنر و موسیقی و... همه از مواردی است که از قبل از ازدواج و پس از آن همواره باید مورد توجّه زن و مرد بوده و سعی نمایند نسبت به رویکردها و عقاید و آداب و رسوم یکدیگر شناخت بیشتری پیدا کنند.
چند سال قبل زنی را سه روز بعد از عروسی اش دیدم که برای مشاوره ی طلاق مراجعه کرده بود. در مراسم پاتختی یا بُندُرتخت (جشن کوچک عمدتاً زنانه ای که یک روز بعد از عروسی در بیشتر خرده فرهنگ ها وجود دارد) داماد با پدر زن درگیری پیدا کرده بود.
حتماً تعجّب می کنید. اما علّت درگیری را بدانید تعجّب شما چند برابر خواهد شد.
زن اهل اصفهان و مرد اهل یک استان دیگر بود و جشن عروسی نیز در شهر دیگری غیر از این دو استان برگزار شده بود.
پدر زن در مراسم بُندُرتخت میوه خریده بود و خانواده ی مرد که پذیرایی با میوه را در جشن پاتختی (بندرتخت) نوعی اهانت می دانسته اند (خیلی تعجّب نکنید) به پدر زن (که بنده ی خدا، خرید میوه را یک نوع احترام و کمک مالی به داماد خود می دانست) توهین و پرخاش نموده و نهایتاً کار مشاجره بالا گرفته و جشن به هم خورده بود.
عدم آشنایی با آداب و رسوم، نداشتن انعطاف، ضعف در خودکنترلی و خویشتن داری و نهایتاً بعضی آداب و رسوم دست و پاگیر را به حرمت انسانی ترجیح دادن، و میراث فرهنگی را با افتخارات فرهنگی اشتباه گرفتن می تواند باعث شود که وسیله جای هدف را بگیرد و خرید میوه اهانت تلقی شود. توجه به افکار خرافی و شگون داشتن یا نداشتن فلان موضوع یا فلان اتفّاق نیز جای خود را دارد. زن و شوهرها قبل از ازدواج به زمان کافی نیاز دارند تا بدون دلبستگی و وابستگی های عجولانه، نسبت به خود و خانواده های یکدیگر و فرهنگ خانوادگی و آداب و سنن هم آشنائی پیدا کنند. شاید عمده ترین جهیزیه ها برای زن و حتّی مرد، شناخت خود، شناخت ویژگی های جنس مخالف و هنگام ازدواج، آشنایی کافی با فرد مقابل و خانواده و آداب و رسوم او باشد. صادق و شفاف بودن با یکدیگر در آشنایی ها می تواند به زن و مرد کمک کند که طرف مقابل خود را بهتر شناخته و میزان توانمندی و ضعف های همدیگر را بدانند و با توجّه به این ویژگی ها تصمیم به ازدواج بگیرند. خانواده ها نیز به عنوان محور اساسی در این تحقیقات، نقش کارسازی دارند.
علاوه بر آن ازدواج پایان این شناخت ها نیست، بلکه ادامه ی خودشناسی و پویندگی در مسیر شناخت بیشتر و حلّ مشکلات ریز و درشت جاری و ساری در زندگی های زناشویی است. بسیاری از این کلنجارها در زندگی همه ی افراد ایجاد می شود، ولی شیوه ی درست برخورد با آن درخور اهمیّت است که به نظر می رسد نیاز به توجّه، آموزش، تمرین و حوصله و گذر زمان دارد.
«کلنجارهای ما» داستان مشاجره ها و سوء تفاهم های روزمره ای است که بسیاری از زن و شوهرها با گوشه هایی از آن آشنا و خود، گاهی ممکن است مبتلا به آن شده باشند.
تئوری های سنگین خانواده تمام این نکات را در دفاع ها و حمله ها یا مقاومت ها و خلع سلاح کردن یکدیگر و یا ائتلاف ها و کنار آمدن ها نشان داده است و نکته ی جالب، وجود رد پای اصطلاحات نظامی در روابط خانواده است که بحث را جدّی تر می کند.
اگر زن و شوهر بدانند استفاده از پاسخ «خودت چی؟» یک جور تقابل و نوعی حمله ی متقابل است یا اگر بدانند استفاده از قید «اقلاً» می تواند نوعی تحقیر همسر باشد و یا استفاده از پاسخ «من از تو بدترم» موجب یاس و ناامیدی در «همدلی» می شود. مسلماً با آگاهی بیشتری لب به سخن می گشایند.
اگر زن و شوهرها بدانند یادآوری اشتباهات گذشته ی یکدیگر دردی را دوا نمی کند و به رخ کشیدن ضعف های همسر و خانواده های او کمکی به «برنده شدن» نخواهد کرد آن وقت به جای تلاش برای «گوی سبقت ربودن» به چاره ای دیگر در کلام و رفتار خواهند پرداخت و شاید با «بازنده شدن» در برابر عاشق یا معشوق به آرامش زندگی یا به پویایی عشق کمک بیشتری بنمایند.

خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

و به راستی برای یک زندگی زناشویی سالم گاهی «بازنده شدن» عین برنده شدن نیست؟
به زن و شوهرها توصیه می شود با خواندن کتاب حاضر بیشتر به فکر ثبات زندگی در حال حاضر و کاهش اشکال ها و اشتباه های خود در برخورد با همسر باشند و دست از تغییر دادن همسر یا اثبات اشتباه یا جرم و گناه طرف مقابل بردارند. شاید بزرگ ترین اشتباه ها در برخورد با همسر، اصرار زیاد به اثبات اشتباه بودن رفتار او باشد. گاه همین مقاومت ها باعث می شود که فرد آن چه را که «اظهر من الشمس» است نپذیرد و یا شاید برعکس بوده و آن چه را که درست می پنداریم در دید همسر ما همه اشتباه باشد و ما گمان می کنیم که خود حقیقت را دریافته ایم و یا همسرمان را به دروغ گویی (به جای درک متفاوت دیدن) متّهم می کنیم.
از طرفی ما به زن و شوهرها می گوییم که با خود عهد کنند که یکدیگر را به خاطر اشتباهات یا رفتار خانواده ها و فامیل یکدیگر سرزنش نکنند، چرا که گناه و تقصیر این رفتارها به گردن این زن یا شوهر نیست.
در واقع تفاوت های فرهنگی، تفاوت های جنسی و تفاوت نگاه خانواده ی زن به داماد و مرد به عروس و در نهایت تفاوت های فردی و سرشتی و شخصیتی باعث می شود که دو شخص (حتّی وقتی زن و شوهر باشند) در نگاه شان به یک تقویم یا یک بشقاب (ارزان یا گران قیمت) دو تعبیر کاملاً متفاوت داشته باشند و یکی با دیدن این تقویم یا بشقاب خوشحال شود و دیگری با یادآوری خاطره ای منفی، غمگین و پژمرده گردد.
هنر زندگی زناشویی و تفاهم، در واقع در درک همین دیدگاه های طرف مقابل است که بی تردید مهارتی دشوار، اما آموختنی و قابل دست یابی است و نیازمند به تامّل و تحمّل و صبر و شکیبایی و پویایی است. امیدوارم خوانندگان محترم، در این کتاب گوشه ای از این دانش را یافته و نظرات سازنده ی خود را برای نگارنده ارسال نمایند.

احمد پدرام

Ahmad_pedram1335@ yahoo.com

احترام

زن: مادرت رو مثل مادرم دوست دارم، پدرت رو........
مرد: نه، خواهش می کنم فقط بهشون احترام بذار.
مرد: پدرت رو مثل پدرم دوست دارم، مادرت رو.......
زن: نه خواهش می کنم فقط بهشون احترام بذار.
سالها گذشته است.......
زن بارها از دست پدر و مادر همسرش رنجیده است.
مرد بارها از دست پدر و مادر همسرش عصبانی شده است.
امّا، آن ها، هم چنان به پدر و مادر هم احترام می گذارند.
آن ها همدیگر را دوست دارند.

رعایت حریم ها و مرزها در خانواده و فامیل باعث پیش گیری از افراط و تفریط در رابطه شده و استقلال و احترام اعضای خانواده و فامیل را حفظ می کند.

خامی و کم تجربگی ۱

مرد: عزیزم قبول داری مادرم تجربه هایی داره که من و تو نداریم خواهرم چیزهایی می دونه که تجربه کرده و ما هنوز به اون نرسیدیم؟
زن:... وا...، معلومه که نه...، من دکترا دارم خواهرای تو دیپلم و لیسانس دارن، مامانت هم که درس زیادی نخونده چطور ممکنه اونا بهتر از من بفهمن...؟
مرد: ولی من و تو فقط در یک رشته ی خاص تحصیل کردیم و متخصّص شدیم مثل یک مهندس برق یا اون هایی که رشته های دیگه ای رو خوندن... و یا مثل یک کسی که توی یک شغل یا هنری کار آمد و خبره شده ولی قرار نیست که همه چیزرو بهتر از دیگران بدونن.
زن: نخیر قبول ندارم بالاخره هر چه باشه من دکترم و به هرحال از خواهر و مادر تو بیشتر سرم می شه.
مرد: چی..........؟
زن: هیچی.........

داشتن تحصیلات تخصّصی در یک رشته به معنای «همه چیز دانی نیست» تجارب دیگران و توانایی های آن ها را در زندگی خود به حساب آوریم و از همه کس چیزهایی را یاد بگیریم.

خامی و کم تجربگی ۲

زن: عزیزم قبول داری که پدر و برادر بزرگم در بعضی زمینه ها بیش تر از من و تو می دونن و تجربه دارن؟
مرد: بابا و داداش تو...؟! من دکترا دارم، برادر تو ۲۰ سال قبل یه لیسانس گرفته، اون برادرت هم که دیپلمه است. بابات هم که........
زن: تجربه هاشون چی؟ بابام، برادرام بالاخره شغلشون و سوادشون نه، درکشون و تجربه هاشون که بد نیست، سرد و گرم روزگار چشیدن. ولی من و تو فقط تازه توی رشته مون تخصّص گرفتیم. فرصتی برای تجربه نداشتیم.
مرد: نه من قبول ندارم، من ۲۰ سال درس خوندم، دکترا دارم و...
زن: خوب..... چی؟
مرد: هیچی..... هیچی......

ما در یک یا دو موضوع ممکن است مجرّب باشیم. حتماً همه چیز را همگان دانند.
به افراد فامیل به عنوان منابع حمایتی توجّه و احترام لازم را داشته باشیم.

سوء تفاهم

صحنه ی اوّل:
مادر زن: حاج خانم خدا رو شکر، من اصلاً فکر نمی کنم داماد دارم. پسر شما مثل پسر خودمه، من فکر می کنم خدا یک پسر به من داده.
مادر شوهر: (با خودش) دیدی گفتم؟ دیدی گفتم که این خانواده پسرم رو می برن، دیدی گفتم این عروس و مادرش بچّه ام رو از دستم می گیرن!

مراقب زاویه ی نگاه طرف مقابل خود باشیم گاهی حتّی محبّت ها، به دلیل عدم رعایت مرزها موجب سوء تفاهم می شود.
صحنه ی دوّم:
مادر شوهر: حاج خانم من که عروس نیاوردم فکر می کنم عروسم دخترمه.
مادر زن: (با خودش) خدا به دور! مگه مادرش مرده که تو مادرش بشی؟ دختر من زن بابا نمی خواد که هی، مرتّب بهش دستور بدی.

رعایت مرزها و تعادل در ارتباط از کج اندیشی پیش گیری می کند. بپذیریم که ممکن است شخص مقابل نگاهی دیگر گونه به روابط ما داشته باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب کلنجارهای ما

بررسی دیالوگهای معمول و دعوا درست کن در زندگی زناشویی مهمترین مزیت این کتابه.
در 11 ماه پیش توسط nav...idl