فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب خورشید و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چگونه می‌نویسم

کتاب چگونه می‌نویسم
۹ روش از ۹ نمایش‌نامه‌نویس معاصر

نسخه الکترونیک کتاب چگونه می‌نویسم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب چگونه می‌نویسم

هدف از تهیۀ مجموعۀ «چگونه می‌نویسم»، ارائۀ مطالب کاربردی در حوزه‌های مختلف نوشتن برای علاقه‌مندانی است که می‌خواهند به‌‌طور حرفه‌ای در این زمینه فعالیت کنند. تاکنون از این مجموعه، شش کتاب با عناوین: ۱۰۰ روش از ۱۰۰ نویسندۀ معاصر، ۹ روش از ۹ داستان‌نویس‌ معاصر، ۱۴ روش از ۱۴ روزنامه‌نگار معاصر، ۷ روش از ۷ فیلم‌نامه‌نویس معاصر، ۹ روش از ۹ نمایش‌نامه‌نویس معاصر و ۱۷ روش از ۱۷ نویسندۀ خلاق معاصر به انجام رسیده است. موضوع اصلی کتاب «۹ روش از ۹ نمایش‌نامه‌نویس معاصر» نوشتن نمایش‌نامه است.

ادامه...

بخشی از کتاب چگونه می‌نویسم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



جهانی فکرکنیم، فارسی بنویسیم

از مشق های دبستانی تا پایان نامه های دانشگاهی، از یادداشت کارها و خریدهای روزانه تا دفترهای خاطرات، از پیامک های شخصی تا ایمیل های اداری، هر روز را با نوشتن آغاز و با نوشتن تمام می کنیم.
موضوع «نوشتن» از سنگ نوشته های اولیه تا نوشته های الکترونیکی اخیر را دربرمی گیرد.
امروز دیگر نمی توان تنها به شکل های کلاسیک «نوشتن» بسنده کرد. درحال حاضر نویسندگان بسیاری در دنیا مقاله ها و آثارشان را در شبکه جهانی اینترنت منتشر می کنند.

مابازایِ فضایی و تصویری

دکتر علی رفیعی
دکتر علی رفیعی متولد سال ۱۳۱۷ است. وی علاوه بر بازیگری و کارگردانی، ۷ نمایش نامه و ۴ فیلمنامه نوشته و ۵ نمایش نامه را نیز ترجمه کرده است. رفیعی دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد جامعه شناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تئاتر از دانشگاه سوربن پاریس، دیپلم عالی کارگردانی از دانشگاه بین المللی تئاتر فرانسه و دیپلم بازیگری از مدرسه شارل دولن فرانسه است.

در نمایش نامه، اصل بر دیالوگ است. در کنار آن فرعی نیز به نام دستور صحنه وجود دارد. نمایش نامه اساساً کاری است که نویسنده در خلوت و درنهایت فردیت خود با تکیه بر تخیلات، فانتزی ها و خلاقیت ها روی کاغذ می آورد.
دیالوگ در اعصار مختلف تئاتر به دلیل پیشرفت هایی که تدریجاً در سایر شئون و امور اجتماعی پدید آمدند، تحولات بسیار مهمی کرده است. دیالوگ کاربردهای بسیار متعدد داشته است. در شرایطی اطلاعات داده است، در شرایطی از زندگی اجتماعی گفته، در شرایطی برای سرگرمی بوده و در شرایطی به پیچیدگی های روح و روان بشر پرداخته است.
در طول تاریخ نمایش نامه نویسی برای دیالوگ نمی توان فقط یک تعریف قائل شد. ولی آنچه که مسلّم است، هنگامی که به اعصار طلایی تئاتر مراجعه می کنیم، متوجه می شویم که نمایش نامه نویسان احتمالاً کارگردان و بازیگر آثار خود بوده اند. این امر درمورد تراژدی های یونان باستان، تئاتر عصر الیزابت، یعنی زمان «شکسپیر» و «مارلو» در انگلستان و «مولیر» و «راسین» در فرانسه صدق می کند.
جاندارترین، صحنه ای ترین، جاودانه ترین دیالوگ ها و آثار مکتوب نمایشی آثاری بوده اند که یک میرزابنویس یا نمایش نامه نویس، درحالی نمایش نامه اش را خلق می کرده که اثرش هرروزه در محک بازیگران بوده و مابازایِ فضایی، تصویری و نمایشی پیدا می کرده است. به همین دلیل است که نمایش نامه های مولیر و شکسپیر به نظر می رسد برای امروز یا قرون آینده، نوشته شده و معتبر است.
دیالوگ و دیالوگ نویسی زمانی از دست تئاترمردان خارج شد که انقلاب صنعتی آغاز شد و تخصص به وجود آمد. نمایش نامه نویس کسی شد که می توانست به خود اجازه دهد بی هیچ ارتباطی با فضا، محیط صحنه، بازیگر و کارگردان به خلق نمایش نامه بپردازد. بنابراین از آن زمان دیالوگ های تئاتر کاربردهای دیگری پیدا کرد.
از قرن نوزدهم تاکنون، دیالوگ و متن نمایش تحولات و انقلابات مختلفی به خود دیده است. حتی برخی در جهت نفی دیالوگ و نمایش نامه قد علم کرده ا ند.
از قرن نوزدهم به این سو، تئاتر، نمایش نامه و دیالوگ شاهد دوگانگی بوده است. این دوگانگی از آنجا نشئت می گیرد که فردی اثر مکتوبی را خلق می کند و فرد دیگری به نام کارگردان آن اثر را با نگاه، قرائت، تحلیل و برداشت خود می خواهد توسط یک گروه به صحنه بیاورد. یک نفر با ذهنیت های خود اثری را خلق می کند و دیگری با ذهنیت های خود آن اثر را می خواهد اجرا کند. جنگ بزرگ از این زمان آغاز می شود. جنگ بین «آکادمیسین ها» و «پراتیسین ها»، آنانی که به اصطلاح مجری، اهل علم و اهل اجرای صحنه ای هستند.
برخی معتقدند که نمایش نامه به خودی خود هیچ ارزشی ندارد، جز گذاشته شدن در کشوی یک میز، نه حتی در قفسه های کتابخانه. زیرا ما نمی توانیم یک نمایش نامه را بخوانیم و به قدر یک رمان از آن دریافت و برداشت داشته باشیم. دلیلش نیز آن است که رمان برخوردار از «توصیف» است. درحالی که نمایش نامه فقط برخوردار از دیالوگ است. این دیالوگ ها در یک شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانی جامعه ای خلق شده اند و بناست که در شرایط دیگری اجرا شوند. بنابراین قابل تغییر و دگرگونی، برداشت، اقتباس و استحاله هستند.
امّا مهم ترین ویژگی برای دیالوگ و متن نمایشی آن است که بتواند روی صحنه مابازایِ تصویری، فضایی را ایجاد کند. در غیراین صورت دیالوگ محدود می شود به گفته شدن، ادا شدن و بیان شدن از دهان یک بازیگر.
دیالوگ های یک نمایش نامه زمانی ارزشمند است که هنگامی که به صحنه آمد، میزانسن هایش مشخص شد و بازیگر آن را بازی کرد، اگر دیواری دوجداره شیشه ای بین خود و صحنه حائل کنید، به نحوی که فضا و بازی ها را بتوان دید، امّا متن شنیده نشود، بتوان آن را حس کرد، فهمید و درک نمود که چه اتفاقی دارد می افتد. این یعنی مابازایِ فضایی، تصویری و بازیگرانه یک متن یا دیالوگ.
اگر متن فقط برای گفتن باشد، بهتر است برود به درون یک رمان، یا به یک خطابه تبدیل شود. بهتر است که نام نمایش نامه بر آن گذاشته نشود. درهرصورت به رغم هرارزشی که دیالوگ دارد، این دیالوگ ها باید توسط بازیگران، کارگردان و سایر عوامل و عناصر صحنه بتواند تجسم صحنه ای پیدا کند.
رفوزه ها
قرن نوزدهم، قرن انقلاب صنعتی، قرن سرعت و قرنی است که انسانِ جهان غرب به انسانی جهان گشا در تمام زمینه ها تبدیل می شود. کشتی های بادبانی تبدیل به کشتی های بخار می شوند. دلیجان جای خود را به قطار می دهد. پیک تبدیل به تلگرام می شود. نور شمع جای خود را به نور گاز و به مرور به نور برق می دهد. بنابراین کشتی های بخار اقیانوس ها را با سرعتی بیشتر درمی نوردند، قطار و تلگرام مردم و اخبار و رویدادهای جهان را از نقطه ای به نقطه دیگر سریع تر می برند. این امر برای غرب که فضای حیاتی اندکی دارد، اولین نتیجه اش سلطه استعمار و جهان گشایی در سرزمین های دور است. امّا در کنار این جهان گشایان استعمارگر، کسانی نیز هستند که با کنجکاوی های دیگر، با قلم، کاغذ و دوات به مکتوب کردن خاطرات و دیدگاه های خود می پردازند و متون خارجی را در کشورهای دیگر کشف می کنند. آنان فضاهای دکوراتیو عجیب وغریب را با خود به ارمغان می آورند. صحنه های تئاتر تحت تاثیر انقلاب صنعتی مکانیزه می شوند. یعنی صحنه گردان، بالا برنده، پایین آورنده، جرثقیل و انواع و اقسام تجهیزاتی که ما هنوز ابتدایی ترینشان را در ایران نداریم.
مردم ثروتمند، طبقه ثروتمندشده بر اثر انقلاب صنعتی، بورژوازی نوکیسه ای است که تعریف آن با بورژوازی زمان انقلاب کبیر به شدت متفاوت است. زیرا بورژوای انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب را بنیان گذاری می کند. امّا بورژوای سوداگر قرن نوزدهم، سوداگر به معنای واقعی است. او پول دارد امّا تفریح ندارد. در آن زمان مهم ترین تفرج او تئاتر است. بنابراین دکوراتورها با استفاده از طراحان و چیزهایی که از چین وماچین و جهانِ دور آورده اند، تئاتر خلق می کنند. در این زمان نویسندگان، نمایش نامه هایی به درخواست دکوراتورها می نویسند. یعنی دکوراتور، دکور خود را می سازد و از او می خواهد تا برای آن نمایش نامه بنویسد. همچنین مانند سریال نویس های امروز در تلویزیون، نمایش نامه نویسان برای تئاتر سریال می نویسند. در آن زمان هنوز میزانسن و کارگردانی به مفهوم واقعی به وجود نیامده بود. در این شرایط است که نمایش نامه نویسی به شدت رو به قهقرا می رود.
امّا در کنار این وضعیت، نمایش نامه نویسان معترض نیز حضور دارند. همان طور که در کنار نقاشان کلاسیک، نقاشان معترض و حاشیه نشین که «امپرسیونیست ها» باشند، متولد می شوند. در کنار هنرهای رسمی، سفارشی و حمایت شده توسط نظام حاکم که حمایت کننده آن بورژوازی نوکیسه است، آثار معترض نیز شکل می گیرد. بنابراین هنگامی که آثار نقاشان امپرسیونیست رد می شوند و نمایشگاه های رسمی به آنها امکان نمایش آثارشان را نمی دهند، آنان نمایشگاهی ترتیب می دهند و عنوان آن را می گذارند: نمایشگاه رفوزه ها.
مشابه این نقاشان، نمایش نامه نویسان، رمان نویسان و مجسمه سازان هستند. هنرمندانی مانند «رودن»، «بارتلمی» جزء رفوزه ها هستند که کم کم در آغاز قرن بیستم به آنها اعتقاد پیدا می کنند.
ناگهان در این شرایط، یک کارمند شرکت گاز به نام «آندره آنتوان»، از اهالی «لیموژ» که با پدرومادر تنگدستش به پاریس آمده است در یک سالن بیلیارد محله های عقب افتاده پاریس، تئاتری همچون «کارگاه نمایش» ما با حدوداً همان ابعاد تاسیس می کند.
در همین زمان، در فاصله چندهزار کیلومتری از پاریس، شخص دیگری به نام «استانیسلاوسکی» در روسیه گروهی را بنیان گذاری می کند.
آنتوان و استانیسلاوسکی تفکرات و اندیشه هایشان را در مورد تئاتر، متن، اجرا، بازیگری و طراحی صحنه ابراز می کنند، بدون آنکه ارتباطی با یکدیگر داشته باشند. بنابراین انقلاب کارگردانی توسط این دو آماتور در دو کشور با فاصله چند هزار کیلومتری بنیان گذاری می شود. آندره آنتوان نخستین کسی است که می گوید، متن باید براساس دیدگاه، قرائت و تحلیل موشکافانه کارگردان اجرا شود.
این زمان مصادف است با کشف شدن علم تشریح در طب. از طریق علم تشریح از جزء به کل رسیدن مطرح می شود. همچنین روان شناسی وارد علوم می شود. روان شناسی، علم آخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. در این شرایط، این دو کارگردان می گویند که اثر باید تحلیل روان شناسانه و موشکافانه شود. همان گونه که بیماری ها را دیگر به ماوراءالطبیعه نسبت نمی دهند و جستجو تا عضو و سلول ادامه می یابد. حال باید به اجزاء نمایش نامه رسید. بنابراین نمایش نامه های رفوزه ها توسط آنان کشف می شود.
بازرس اثر مِیرهولد، گوگول
کمی پس از آغاز فعالیت استانیسلاوسکی، یکی از شاگردان وی که «مِیرهولد» نام دارد، از او جدا می شود. مِیرهولد بزرگ ترین انقلابی جهان تئاتر است. او تا جایی در قبال متن نمایش، تحلیل آن، چگونگی گفتار دیالوگ ها ملاحظه می کند که وقتی نمایش نامه «بازرس» گوگول را به صحنه می آورد، روی پوستر می نویسد: بازرس اثر مِیرهولد، گوگول. یعنی تا این حد برای بینش، نگاه و تحلیل کارگردان از اثر ارزش قائل است. او به هیچ وجه به دستور صحنه بهایی نمی دهد. وی معتقد است که دستور صحنه حاصل فکر آدمی است که فضولی کرده و این نکات را نوشته است. زیرا آثار کلاسیک و آثار متعلق به عصرطلایی دستور صحنه ندارند. در نمایش نامه های شکسپیر و سوفوکل دستور صحنه وجود ندارد. شکسپیر و سوفوکل دستور صحنه را برای چه کسی باید می نوشته اند؟ آنان نیازی به این امر نداشته اند. چون خود بازیگر یا کارگردان اثرشان بوده اند. ازسوی دیگر آنان در آن زمان به جاودانه شدن نمی اندیشیدند، یا شاید هم باور نداشتند. بنابراین دستور صحنه از زمانی به وجود آمد که انقلاب صنعتی اتفاق افتاد.

نظرات کاربران درباره کتاب چگونه می‌نویسم