فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمان‌ها با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات

کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمان‌ها با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات

نسخه الکترونیک کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمان‌ها با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمان‌ها با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات

کتاب حاضر برای دانش‌پژوهان و دانشجویان در رشته‌های مدیریت با گرایش‌های مختلف ـ فناوری اطلاعات، علوم سیاسی ـ در مباحث مربوط به دولت و سیاست‌گذاری و رشته اقتصاد قابلیت استفاده را دارد و نیز برای مدیران و کارکنان سازمان‌هایی که قصد گام نهادن در مسیر دانشی نمودن محیط خود را دارند مفید خواهد بود. این کتاب شامل شش فصل است: فصل اول به مفاهیم قدرت و قدرت نرم پرداخته و دانش و فناوری را به عنوان کلیدی‌ترین مصادیق قدرت نرم در جوامع معرفی کند. فصل دوم به تاریخچه مدیریت دانش، اهمیت و ضرورت و نسل‌های مدیریت دانش پرداخته است. فصل سوم مفاهیم زبربنایی مدیریت دانش، مدیریت دانش و مزایا و موانع آن را مورد توجه قرار داده است. فصل چهارم به فرایندهای مدیریت دانش و برخی از مهم‌ترین مدل‌های ارائه‌شده توسط صاحب‌نظران و همچنین معرفی برخی از کلیدی‌ترین گام‌های پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان توجه می‌کند. فصل پنجم به معرفی مهم‌ترین زیرساخت‌های مدیریت دانش اختصاص یافته است. فصل ششم به فناوری اطلاعات و اثربخش‌ترین ابزارهای تکنولوژی اطلاعات که می‌توانند در ارتقای مدیریت دانش مثمرثمر واقع شوند، اختصاص یافته است.

ادامه...

بخشی از کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمان‌ها با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

تغییر در پارادایم مفهومی قدرت و تبدیل شدن دانش به عنصر اصلی قدرت در هزاره سوم و نیز افزایش حجم اطلاعات و به دنبال آن افزایش دانش و سرمایه های فکری در سازمان ها و لزوم استفاده موثر از آن ها در تصمیمات سازمانی، موجب ضرورت مدیریت نمودن دانش شده است. هزاره سوم هزاره تشدید روندهای جهانی شدن و عصر انفجار اطلاعات و انقلاب ارتباطات نامیده شده است. اگر قرن هجدهم با انقلاب صنعتی، دنیا متحول شده و صورت بندی جدیدی از رشد و توسعه، پیشرفت و قدرت در جهان شکل گرفت، در آستانه قرن بیست ویکم، انقلاب ارتباطات صورت بندی و شکل جدیدی از ابعاد مختلف زندگی بشر اعم از رشد، توسعه، سبک زندگی، نگرش ها، گرایش ها و... را به وجود آورد. در دهه های اخیر دستیابی به دانش، زمینه اصلی قدرت را در جهان رقم زده است. به تعبیر مارشال مکلوهان(۱) در دوره ای تسلط بر زمین و در دوره ای تسلط بر دریا و نیز در دوره ای تسلط بر آسمان پایه قدرت را تشکیل می دادند. در هزاره سوم تسلط به شاه راه های اطلاعاتی پایه های قدرت را تشکیل می دهند. به یک مفهوم دیگر حرکت از قدرت سخت به قدرت نرم پارادایم دوره اخیر شناخته می شود. شواهد نشان می دهد تعداد قابل توجهی از کشورهای جهان از دهه ۷۰ میلادی به این سو استراتژی های توسعه خود را به سمت توسعه تکنولوژی های اطلاعاتی سوق داده و سرمایه گذاری های قابل توجهی در این زمینه انجام داده اند. بدین سان پیش بینی می شود که در دو دهه آتی بیشترین تعداد شاغلین در این صنعت به کار گرفته شوند.
مطالعات پیرامون سازمان های ایرانی که توسط اینجانب انجام شد نیز نشان می دهد انتقال تجارب، کسب دانش جدید، توجه به دانش گذشته در سازمان های ایرانی از جایگاه بسیار پایینی برخوردار است. به نظر می رسد گسترش مطالعات دانشگاهی و آکادمیک و تحلیل شرایط سازمان ها و جامعه ایران از لحاظ آمادگی زیرساخت های گسترش دانش، شناخت آسیب پذیری ها، مشکلات و موانع پیاده سازی روندهای مدیریت دانشی در سیاست گذاری کلان جامعه و چشم انداز سازمان ها نه تنها منجر به کمک به رقابتی نمودن و رشد و توسعه سازمان ها شده بلکه ضرورت توسعه کلان کشور به حساب می آید. از سویی برنامه ریزی حساب شده بر اساس سیاست گذاری ها در خصوص گسترش فناوری اطلاعات، توجه بیشتر به تولید خبرگان در این زمینه و گسترش فعالیت هایی در حوزه نرم افزاری نیز از الزامات حیاتی در این روند به شمار می روند. مطالعه ما نشان داده است که در سال های اخیر سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه سخت افزار صورت پذیرفته اما این سرمایه گذاری ها بدون توجه به آینده در حال تغییر و بدون تناسب با مهارت های انسانی و فرهنگ سازمانی و سایر عوامل موثر صورت پذیرفته است.
در جهان امروزه کشورهای در حال توسعه و در حال گذار مانند ایران اگر خواهان توسعه و رقابت در عرصه جهانی می باشند ناگزیر نیاز به توجه به توسعه تکنولوژی های اطلاعاتی و دانشی نمودن سازمان ها دارند. به نظر می رسد سوخت و سوز دانش یکی از آسیب پذیری ها و نارسایی های سازمان های اداری در کشورهای در حال توسعه باشد. بنابراین چنان چه کشور ایران بخواهد مطابق سیاست های مصوب نظام، در جهت تبدیل شدن به قدرت منطقه ای حرکت نماید، توجه و تاکید و سرمایه گذاری در زمینه دانش و ایجاد جامعه دانش محور و مبتنی بر خرد و توسعه زیرساخت های اطلاعاتی امری اجتناب ناپذیر بوده و در غیر این صورت رشد و توسعه دلخواه و موثر به دست نخواهد آمد.
مطالعات انجام شده حاکی از نقش و اهمیت بسزای فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی در جهت گسترش مدیریت دانش و تبدیل سازمان ها به سازمان های خردمحور می باشد. شاید اغراق آمیز نباشد اگر بیان شود که گسترش دانش بدون حرکت مناسب در فضای مجازی و ایجاد سیستم های پشتیبان اطلاعاتی موثر در دنیای امروزه امکان پذیر نیست. این کتاب سعی نموده تا الگوهایی از مدیریت دانش را ارائه و چگونگی به کارگیری فناوری اطلاعات را بررسی و بیان نموده و درنهایت چهارچوب های به کارگیری این سیستم ها را بیان نماید.
این کتاب سعی نموده در میان سایر تالیفات پیرامون مدیریت دانش با دیدگاهی نو، گامی در راستای اشاعه تفکر دانشی با رویکردی فناوری محور ارائه نماید.
کتاب حاضر برای دانش پژوهان و دانشجویان در رشته های مدیریت با گرایش های مختلف ـ فناوری اطلاعات، علوم سیاسی ـ در مباحث مربوط به دولت و سیاست گذاری و رشته اقتصاد قابلیت استفاده را دارد و نیز برای مدیران و کارکنان سازمان هایی که قصد گام نهادن در مسیر دانشی نمودن محیط خود را دارند مفید خواهد بود.
این کتاب شامل شش فصل است:
فصل اول به مفاهیم قدرت و قدرت نرم پرداخته و دانش و فناوری را به عنوان کلیدی ترین مصادیق قدرت نرم در جوامع معرفی کند.
فصل دوم به تاریخچه مدیریت دانش، اهمیت و ضرورت و نسل های مدیریت دانش پرداخته است.
فصل سوم مفاهیم زبربنایی مدیریت دانش، مدیریت دانش و مزایا و موانع آن را مورد توجه قرار داده است.
فصل چهارم به فرایندهای مدیریت دانش و برخی از مهم ترین مدل های ارائه شده توسط صاحب نظران و همچنین معرفی برخی از کلیدی ترین گام های پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان توجه می کند.
فصل پنجم به معرفی مهم ترین زیرساخت های مدیریت دانش اختصاص یافته است.
فصل ششم به فناوری اطلاعات و اثربخش ترین ابزارهای تکنولوژی اطلاعات که می توانند در ارتقای مدیریت دانش مثمرثمر واقع شوند، اختصاص یافته است.
در پایان بخشی به عنوان دستنامه که شامل تحقیقات میدانی مولفین، پیرامون وضعیت زیرساخت های مدیریت دانش در واحدهای دانشگاهی آمده است و در ادامه راهکار و ابزارهای فناوری مناسب برای ارتقای زیرساخت ها و تحقق راهکارهای پیشنهادی، ارائه شده است.
از جناب آقای دکتر داود کریم زادگان مقدم که در پربارتر نمودن کتاب حاضر یاری نمودند و انتشارات تیسا که امکان چاپ اثر را فراهم آوردند سپاسگزاری می نمایم.

دکتر علی ربیعی
دانشیار دانشگاه پیام نور

فصل اول: جهان آینده؛دانش و تکنولوژی اطلاعاتی

مقدمه

عصر جدید را می توان با دو مشخصه تغییر پارادایم در مفهوم قدرت به نحوی که قدرت سخت آرام آرام جای خود را به عناصر قدرت نرم داده است و همچنین انباشت روزافزون اطلاعات در عرصه های جدید دانشی معرفی نمود. با توجه به اینکه این کتاب در نظر دارد تا دو عامل مهم ـ مدیریت دانش و تکنولوژی اطلاعاتی ـ در جهت عملیاتی نمودن قدرت و دانش در جوامع و سازمان ها را بررسی نماید، در این فصل به مفاهیم قدرت و قدرت نرم پرداخته و دانش و فناوری اطلاعات را به عنوان کلیدی ترین ابزارهای قدرت نرم در دنیای امروزه مورد توجه قرار می دهد.

۱. قدرت

مفهوم قدرت یکی از کلیدی ترین مباحث مهم سیاست، مدیریت، روانشناسی، روابط بین الملل، جامعه شناسی و حتی مطالعات اسلامی است. علی رغم تمام پیچیدگی ها ماهیت قدرت بر نوعی رابطه علی و تاثیر و تاثر دلالت می کند. قدرت در مفهوم کلی آن عبارت از «توان الف در تحمیل اراده خود بر ب است. به طوری که در صورت فقدان آن توان، ب مجبور، متمایل یا مشتاق به اطاعت از اراده الف نمی باشد»
در مطالعه راهبردی، انواع و چهره های مختلف قدرت در قالب دو نوع یا گونه کلی سخت و نرم قابل دسته بندی است. واقعیت های جهانی بیانگر این است که اغلب کشورها درصددند قدرت سخت را به قدرت نرم، زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع تبدیل کنند، بنابراین مشخص است که حرکت به سوی بعد نرم افزاری قدرت در دستور کار بیشتر کشورها قرار دارد.

۲. قدرت نرم

قدرت هدایت کردن، جذب کردن و سرمشق بودن است. قدرت نرم یعنی توانایی یک کشور برای جذب دیگر کشورها، ایده ها، ارزش ها و ایدئولوژی خود یا توانایی یک کشور برای واداشتن سایر کشورها به اینکه آن ها نیز مانند او بیاندیشند. این قدرت ارتباط تنگانگی با قدرت های بی شکل نظیر فرهنگ، ایدئولوژی و... دارد. توانایی یک کشور برای تعیین هنجارها، قواعد و رژیم ها، از منابع کلیدی قدرت آن کشور به شمار می آید. اثرگذاری قدرت نرم به میزانی است که در صورت استفاده صحیح آن می توان به پیشرفت و امنیت جهانی دست یافت. امروزه دانش و فناوری اطلاعات به عنوان اساسی ترین و کلیدی ترین مصادیق قدرت نرم در هر کشور محسوب می شوند.(۱۲۰)

۳. آینده قدرت در جهان

این اعتقاد به صورت گسترده وجود دارد که جوامع بشری در یک فرایند مهم گذار به سر می برند. اکنون با گذشت حدود سه قرن از شروع عصر صنعتی (عصری که با جانشین شدن کار مکانیکی به جای قدرت حیوان و تولید انبوه متمایز می شود). عقیده بر این است که جامعه در آستانه عصر جدیدی قرار دارد که اساساً با حضور یک انقلاب میتنی بر علم شناخته می شود. ولی این تصور به هیچ وجه تازه نیست. در سال ۱۹۷۳ دانیل بل(۲) در تحقیقی جدید با عنوان «پیدایش جامعه فراصنعتی»؛ تلاشی برای پیش بینی اجتماعی استدلال کرد که به زودی برای برقراری کنترل اجتماعی و هدایت نوآوری و تغییر جامعه «به دور محور دانش سازمان یافته» ظهور خواهد کرد. کتاب او راه برای مطالعات دیگر هموار کرد. ولی این اندیشه دست کم به تصور عموم، زمانی جان تازه یافت که آلوین تافلر(۳) و هیدی تافلر(۴) اظهار داشتند که میکرو الکترونیک جدید، پردازش و ذخیره کردن داده ها و فناوری ارتباطات که اکنون در همه جا محسوس است، چیزی کمتر از موج سوم تکامل تمدن نیست. این موج همانند موج های کشاورزی و صنعتی قبل از خرد، اساساً ریشه در تغییرات عمیقی دارد که در آنچه مارکس شیوه تولید در حیات مادی می نامید، روی داده است. این تغییرات همان قدر از نوآوری های علمی و فنی مایه می گیرد که از الگوی روابط اقتصادی درون جامعه. تاآنجاکه این تغییرات تجربه خود را به صورت ذاتی «انقلاب فناوری اطلاعات» نشان می دهد و تشکیل دهنده تکامل عصر اتوماسیون است که در آن ترکیب رایانه و قدرت ارتباطی شبکه های ارتباطی وعده تغییر اشکال سازمانی و نیز تغییر توزیع قدرت در بین جوامع و در روابط بین آن ها را می دهد. ظهور انقلاب فناوری اطلاعات از نظر هواداران آن هم بدیع است و مهم. مسلما پیش درآمدهای این فناوری ها به سده نوزدهم برمی گردد که در آن، تلگراف، کابل زیردریایی و تلفن شدند و منادی تحولات بعدی در توانمندی های نظامی گردیدند. این اختراعات با اختراع رادیو، تلویزیون و رایانه در نیمه اول سده بیستم کامل تر شد و از دهه ۵۰ به بعد که الکترونیک حالت جامد و تراشه سیلیکون همراه با تمام نوآوری های میکروالکترونیک دست به دست هم دادند تا این چهل سال عجیب را از تمامی تاریخ پیش از خود متمایز کنند، به طور سامان مند خواص انقلابی پیدا کردند. در یک تجزیه و تحلیل، این پویایی چنین خلاصه شده است؛ از دهه ۵۰ وسایل ارتباطی، پردازش، دسترسی، ذخیره، مدیریت و بهره برداری از اطلاعات، درواقع رشد انفجاری داشته اند. هیچ جنبه ای از حیات انسان از جمله جمعیت یا تخریب محیط زیست، به نظر نمی رسد که چنین سریع رشد کرده یا دستخوش تغییر شده باشد. فقط در همین یک دهه گذشته، اندازه انقلاب اطلاعات تقریبا در تمام ابعاد آن، یعنی تعداد (مدارهای تلفنی، گیرنده های تلویزیون، ضبط ویدئو، دوربین ویدیوئی یا دستگاه نمابر)، ظرفیت (ظرفیت مخابره رسانه ها، وسایل ذخیره، یا نمایش اطلاعات) بسیار چشم گیر بوده است. فناوری اطلاعات منابعی پایان ناپذیرند و مانند سایر عوامل تولید چون نیروی کار و سرمایه دستخوش زوال و نابودی نمی شوند. شاید مهم ترین نیروی پیش برنده جهانی شدن اقتصاد، انقلاب در فناوری اطلاعات و ارتباطات است که هزینه های ارتباط از راه دور را کاهش داده و از این رو اهمیت فاصله را در فعالیت های اقتصادی به حداقل رسانده است. ارتقای صحیح استفاده از فناوری اطلاعات در اقتصاد و تجارب موجب افزایش اطلاعات و رشد گردش اطلاعات موجود در سیستم اقتصادی گردیده و از این طریق موجب افزایش فضای رقابتی حاکم بر فعالیت های اقتصادی شده و بالتبع آن منافع ناشی از رقابت مندی حاصل می شود. به بیان دیگر استفاده از فناوری اطلاعات موجب کاهش هزینه جست وجو، دسترسی بیشتر به اطلاعات، کاهش و حذف محدودیت های بازار، افزایش تعداد عرضه کنندگان کالاها، بالارفتن قدرت انتخاب مصرف کنندگان، افزایش بهره وری، کاهش هزینه و بهای تمام شده و درنهایت افزایش توان رقابت و رقابت مند شدن سازمان ها، بخش ها و اقتصاد ملی می شود. گسترش فناوری اطلاعات درعین حال موجب کاهش هزینه های تولید ناشی از صرفه جویی های مقیاس شده و بدین وسیله امکان گسترش بازار، افزایش تولید و افزایش اشتغال را فراهم می سازد. همچنین اشاعه و استفاده از فناوری اطلاعات موجب کاهش نیاز به سایر امکانات فیزیکی در بخش های اقتصادی و غیراقتصادی شده و از این طریق صرفه های مادی و معنوی فراوان را ایجاد می کند. استفاده از فناوری اطلاعات در هر بخش دارای اثر اشاعه به سایر بخش هست و لذا اثرات آن به صورت فزاینده در اقتصاد یک کشور و درنهایت در اقتصاد جهانی نمایان می گردد، به طوری که می توان گفت استفاده از فناوری اطلاعات در سطوح مختلف سازمان موجب بهبود و اصلاح نظام مدیریت و روان سازی امور گردیده و بدین ترتیب ضمن کاهش هزینه ها و آزادسازی نیروها و منابع فیزیکی و انسانی، کارایی اقتصادی را افزایش داده و موجب افزایش توان رقابتی یا رقابت مندی در سطح بین الملل می گردد. اگر اهمیت سیاسی و اقتصادی عظیمی که به آن ها نسبت داده نمی شود هم نبود، صرف تازگی این تغییرات نیز جالب بود. مثلا تافلرها با وضع کردن استعاره موج سوم اظهار می دارند که فناوری های اطلاعات، درواقع ماهیت عصر صنعتی را تغییر خواهند داد، زیرا رژیم های فناوری اطلاعات، جانشین تولید (به عنوان منبع ثروت و رشد) خواهند شد. در این جهان بینی، که اکنون در سرتاسر جهان با پذیرش گسترده ای روبه رو شد، خدمات جانشین تولید خواهد شد و ساختار سلسله مراتبی جامعه جای خود را به سازمان های مسطح (تخت) یا شبکه بندی شده خواهد داد و به طورکلی، تاکید بر تولید انبوه که در سرتاسر عصر صنعتی شاهد آن بوده ایم، جای خود را به تولید مناسب تری خواهد داد که در آن کارایی با معیار توانایی راضی کردن مجموعه کوچک تر اما تشخیص دهنده تر مشتریان عرضه می شود. البته تغییرات در شیوه تولید در حیات مادی نشانه انقلاب نظامی نیز هست، به طوری که در اثر مشهور تافلرها با نام «جنگ و ضدجنگ» به وضوح بیان شده که این تغییر قابل ملاحظه در اقتصاد جهانی یک انقلاب موازی در ماهیت جنگ را به همراه دارد زیرا «اینکه چگونه جنگ را می سازیم بازتاب این است که چگونه جنگ را به وجود می آوریم» بنابراین تغییرات سیستم تولید ثروت ناگریز انقلاب یا انقلاب هایی را در سیستم جنگ سازی به دنبال خواهد داشت. این فرضیه ای است که به نظر می رسد در ادبیات بورژوازی مربوط به اثرات انقلاب بر جنگ آینده آشکارا فراوان است، زیرا چنین دانسته می شود که فناوری های جدید اطلاعات، شانس و عدم قطعیت در جنگ را کاهش می دهد. اینکه آیا فناوری های جدید اطلاعات واقعاً قادر به برآوردن این انتظارات عظیم هستند یا نه، چیزی است که فقط زمان نشان خواهد داد اما درعین حال، می توان متوجه شد که آن فناوری ها اثر کاملا مشخص تر خواهند داشت. در یک سطح، پیامدهای انقلابی مربوط به جنگ که ناشی از فناوری های نوظهور اطلاعات باشند، می توانند به سادگی در سطح فنی ـ نظامی عینیت پیدا کنند، به این معنی که روابط اساسی بین دفاع، مکان و زمان و آتش و مانور را جانشین سلاح های غیرهوشمند کنونی و اشکال سنتی سازمان نظامی کنند. در سطح دیگر می توانند به اشکال جدید اجتماعی جنگ مانند حملات اطلاعاتی بر زیرساخت هایی مانند برق، ترافیک هوایی، ارتباطات مالی و شبکه های نفت و گاز که نتیجه آن خنثی شدن بسیاری از شبکه های حساس بدون هر نوع انهدام فیزیکی است، منجر گردند. اما اغلب گفته می شود که در اساسی ترین سطح، فناوری های نوظهور اطلاعات به تجدید ساختار خود نظم سیاسی علم در درون کشورها و هم بین آن ها منجر می شود. این نتیجه، بسیار دگرگون کننده تر از پیامدهایی است که در دو سطح پایین تر به وجود می آید. درواقع عده ای معتقدند که انقلاب های سیاسی مهمی که در سال های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ در اروپای شرقی روی داد، اولین نمود مهم عصر جدیدی است که در آن منابع و قدرت و ماهیت منازعات به علت شبکه بندی و کوچک شدن دنیا که نتیجه افزایش عظیم جریان اطلاعات است، دستخوش تغییر اساسی شده است. اگر این فرض درست باشد که فناوری اطلاعات می تواند این دستاوردها را همواره خود بیاورد. پس شگفت آور نیست اگر در یک نظرسنجی متفکرانه نتیجه گیری کنیم بعید نیست که قدرت اطلاعات به ابزار مهمی برای دولت ها تبدیل شود زیرا از اطلاعات می توانن به نحو موثری برای جلوگیری از جنگ یا ایجاد آن استفاده کرد و یا آن را برای به کمال رساندن یا نابود کردن جوامع مورد بهره برداری قرار داد.
در سال های آینده تکنولوژی های نرم افزاری پیچیده تر و جدیدتر، تمدن را هرچه بیشتر به دنیایی تقریبا بدون کارگر نزدیک خواهد ساخت. (۱۲۱).

جدول شماره ۱. میزان استفاده از اینترنت در جهان از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۱۲



جدول فوق به خوبی نشانگر رشد فزاینده میزان استفاده از اینترنت در دهه اخیر است. پیش بینی می شود این روند در دهه آتی سیر صعودی تری در پیش بگیرد.
بحث پیرامون آینده جهان و جوامع اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه با تحول در حوزه دانش معنایابی می شود. مطالعات نشان می دهد تولید علم و دانش در دهه های اخیر بسیار فشرده شده و نسبت بین تولید علم در طول زمان هرچه به آستانه ۳۰۰۰ نزدیک تر می شویم به طور فزاینده روند رو به رشدی گرفته است. هرچند رشد و توسعه جوامع، بهبود زندگی اجتماعی و تغییرات رفتار انسانی ناشی از تکامل دانش در دوره های مختلف وجود داشته اما این تغییرات بسیار بطئی و کم شتاب بوده است. از عصر صنعتی به این سو شتاب در تغییرات دانشی روز به روز گسترده تر شده و بدین سان دوران اخیر را عصر دانش معرفی نموده اند. شعار مطرح در دهه های اخیر مبنی بر معادل دانستن قدرت(۵) و دانش(۶) در دستورالعمل سیاست گذاران جوامع قرار گرفته است. تغییر نیروی کار از کارگر به کاربران، تغییرات در ابزارهای تولید ثروت در حوزه های تکنولوژی های اطلاعاتی به مفهوم کارگران دانشی، مفاهیم متداولی است که به عنوان صفت جوامع امروز به کار گرفته می شود. در حقیقت می توان گفت که دانایی و مدیریت آن برای تمامی جوامعی که خواهان ارتقا و پیشرفت هستند، به عنوان یک نیاز استراتژیک مطرح می شود. مدیریت دانایی با تغییر شکل مدام اهداف، رسالت ها، مقاصد، فرایندها و با ارائه نوآوری ها، سازمان هاو جوامع را پویا و متحول می سازد و لذا لازمه پویایی جوامع همانا شناخت دانایی و مدیریت دانایی است که به منزله روح حاکم در کالبد جوامع می باشد. همان گونه که گفته شد مدیریت دانایی در هزاره سوم گریزناپذیر است و هر جامعه ای که زودتر به ابزار کارآمد و استراتژیک دانایی دست یابد از قدرت بالاتر و بیشتری برخوردار است و لاجرم جهت دستیابی کشور ایران در آینده ای که چندان دور نیست و تحقق اهداف سند چشم انداز می بایست با این اسلحه قدرتمند و استراتژیک تجهیز شود، علاوه بر این تمامی سازمان ها باید مکلف شوند تا استراتژی های خود را براساس اهداف ذکر شده در چشم انداز تنظیم نمایند.

۴. مدیریت دانایی

فرایندی که امکان یافتن اطلاعات مهم و ساماندهی و انتشار تخصصی آن را فراهم می سازد تا درک کردن، آموختن پویا و تصمیم گیری به موقع محقق شود. مدیریت دانایی نقش حمایتی در حمایت از یادگیری سازمانی ایفا می کند، زیرا تسهیم اثربخشی دانایی سازمان را تسهیل می کند. مدیریت دانایی فرایند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان را شناسایی، مدیریت و تسهیم کند. این دارایی ها شامل پایگاه های اطلاعاتی، اسناد، سیاست ها و رویه ها می شود. علاوه بر این، هم دانش آشکار و هم دانش ضمنی کارکنان را شامل می شود، و از روش های متنوع و گسترده برای تصرف، ذخیره سازی و تسهیم دانش در داخل یک سازمان استفاده می کند. (۱۲۲)

۵. اهمیت علم در سند چشم انداز و برنامه پنجم

یکی از اهداف اصلی و مهم سند چشم انداز بیست ساله کشور رسیدن به جایگاه اول منطقه خاورمیانه پیرامون علم و فناوری است. «چشم انداز ذکر شده در این بخش براساس برشی ۵ ساله از چشم اندازهای تهیه شده مرتبط با این حوزه است که در دو سند طرح تحول راهبردی علم و فناوری و نقشه جامع علمی کشور به آن اشاره شده است. همچنین بر اساس احکام کلی برنامه توسعه پنج ساله کشور تلاش برای نیل به جایگاه اول علمی و فناوری در منطقه در افق چشم انداز یا تثبیت جایگاه دوم ایران در تولید علم و فناوری تا پایان برنامه پنجم، براساس مجموعه شاخص ها به ویژه شاخص های محوری مورد توجه قرار گرفته است. براساس بند ۹ عناوین مباحث فناوری برنامه پنجم توسعه مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام بر شاخص های؛ سهم تولید ثروت از علم و فناوری در تولید ناخالص داخلی، میزان ثبت اختراع، هزینه کرد در تحقیق و توسعه، که به عنوان شاخص های محوری در حوزه فناوری تاکید شده است. آنچه مهم است این است که پرداختن به این شاخص ها نقشی اساسی را در تحقق چشم انداز و تبدیل شدن کشور به قدرت منطقه ای ایفا می کند. همچنین نیاز به درک چگونگی اتخاذ سیاست های علمی و علوم سیاست به منظور شکل گیری نظام علمی مناسب است. دستیابی به آینده متصور و متجسم در چشم انداز بیست ساله کشور در حوزه فناوری از یک سو و لزوم بهره گیری از فناوری که به عنوان موتور محرک رشد اقتصادی و ارتقا دهنده امنیت ملی از سوی دیگر شرایطی را فراهم آورده است که برنامه ریزی برای توسعه فناوری به عنوان یک الزام کلیدی در توسعه کشور مطرح است. دستیابی به یک جامعه دانش بنیان و ارتقا امنیت ملی به طور قطع بدون برنامه ریزی هدفمند برای توسعه فناوری محقق نخواهد شد.(۱۲۳)

فصل دوم: تاریخچه و ضرورت مدیریت دانش

مقدمه

در دهه های اخیر تغییرات چشمگیر در فضای کسب وکار تمرکز سازمان ها را از دارایی های ملموس به سوی دارایی های ناملموس معطوف کرده است که در این میان دانش از برجسته ترین این دارایی ها محسوب می شود. در این فصل به ضرورت و اهمیت مدیریت دانش، تاریخچه و دلایل پیدایش آن می پردازیم.

۱. تاریخچه

۱-۱. تاریخچه مدیریت دانش


مباحث چندی در مورد مدیریت دانش وجود دارد اما بیشتر آن ها برگرفته از نظرات جامعه شناسانی چون اتیزونی(۷) در دهه ۷۰ می باشد.
کنکاش در مورد مدیریت دانش به قدمت تاریخ تفکر انسان است. همه اندیشمندان از افلاطون گرفته تا دکارت و کانت در جست وجوی اصطلاحی بودند که ماهیت دانش را بیان کند.
استوارت می گوید که اصطلاح سرمایه هوشی اولین بار توسط فی ول(۸) در سال ۱۹۶۹ در نامه ای که به گالبریث نوشت به کار رفت. بعدها ادوینسون، اسکاندیا و سالیوان نیز اصطلاح سرمایه هوشی و ارزش های پنهان را به عنوان دانشی که قابلیت تبدیل به ارزش را دارد، به کار بردند.
کارل اریک سیوبی(۹) حسابدار سوئدی در دهه ۹۰ میلادی زمانی که مشغول ارزیابی ترازنامه مالی چند شرکت بزرگ سوئدی بود، متوجه نکته جالبی شد. بسیاری از این شرکت ها پس از انجام عملیات طولانی حسابداری، ارزشی در حدود چند کرون سوئد و حتی یک کرون نشان می دادند. حال آنکه قیمت واقعی این شرکت ها که سهامداران حاضر به فروش آن ها بودند، بسیار بیشتر از قیمت هایی بود که سرمایه حسابداری نشان می داد. سیوبی پس از بررسی های مختلف متوجه گردید که بخش اعظم از این اختلاف (اختلاف بین ارزش شرکت ها در بازار سهام و قیمت دارایی های مشهود این سازمان ها) به «سرمایه های دانشی» درون سازمان برمی گردد و برخاسته از توان دانشی این سازمان در حل مسائل تخصصیشان است. اما نکته جالب وارد نشدن این دارایی ها در ترازنامه های حسابداری بود، چرا که اساساً چیزی تحت عنوان «سرمایه های ناملموس(۱۰)» وجود نداشت. از سال ها پیش (تقریباً از جنگ جهانی دوم) محدود بودن سرمایه های ملموس(۱۱) و فیزیکی و نیاز به افزایش برنامه ریزی شده آن ها، منجر به خلق شاخه های علمی مختلف شده بود. به عنوان مثال، برنامه ریزی خطی و پژوهش عملیاتی، مکان یابی و تخصیص، طراحی کارخانه، تعمیرات و نگهداری، بهره وری ماشین آلات، برنامه ریزی تولید و... همگی در جهت مدیریت سرمایه های ملموس ایجاد شده بود اما «سرمایه های ناملموس» تا آن زمان مورد توجه قرار نگرفته بود.
فعالیت سیوبی و پس از آن بک من(۱۲)، نوناکا(۱۳)، ویگ(۱۴) و... باعث گردید توجه صنعتگران و عالمان علوم صنعتی به سرمایه ای بس عظیم، یعنی سرمایه ای که با وجود تولید اکثریت ارزش افزوده کالا، کمتر مورد مدیریت و ساماندهی و برنامه ریزی افزایشی قرار می گرفت، جلب شود.
ظهور وب جهانی در اواسط دهه ۱۹۹۰، تحرک تازه ای به حوزه مدیریت دانش بخشید. شبکه بین المللی مدیریت دانش در اروپا، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده فعالیت های خود را در اینترنت گسترش دادند. در سال ۱۹۹۵، اتحادیه اروپا طی برنامه ای به نام اسپریت بودجه قابل ملاحظه ای را برای اجرای طرح های مدیریت دانش اختصاص داد. به تدریج شرکت های بزرگی مانند ارنست و یانگ، بوزآلن و همیلتون و ده ها شرکت دیگر، به شکل تجاری وارد عرصه مدیریت دانش شدند. اکنون مدیریت دانش در سال های آغازین قرن ۲۱ برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است. شرکت های بزرگ اروپایی از سال ۲۰۰۰ به بعد، حدود ۵۵% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند.

نظرات کاربران درباره کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمان‌ها با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات

کتابی است که رشد فناوری را در مدیریت دانش بررسی میکند
در 1 هفته پیش توسط moh...and