فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلام،عرفان،حکمت عملی

کتاب کلام،عرفان،حکمت عملی
کلیات علوم اسلامی ۲

نسخه الکترونیک کتاب کلام،عرفان،حکمت عملی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب کلام،عرفان،حکمت عملی

استاد شهید آیت اللّه‌ مطهری در شمار معدود کسانی بود که از شرایط لازم برای آشنا ساختن نسل امروز با اسلام برخوردار بود. او نماینده راستین حوزه‌های علمیه در دانشگاههای امروز بود. چون زبان نسل جوان را می‌دانست و می‌فهمید، پیغام این نسل را می‌شنید و به حوزه‌های علمیه می‌برد. وی مشکل دوری نسل جوان از فرهنگ اسلامی را به خوبی و بهنگام شناخته و راه حل آن را نیز دریافته بود و بسیاری از آثار خود را دقیقا در جهت رفع این مشکل تألیف کرد. مجموعه کلیات علوم اسلامی که پس از شهادت آن استاد به چاپ می‌رسد از قبیل همین آثار است. این مجموعه را استاد برای جوانانی نوشت که نخستین قدم را در راه آشنایی با معارف اسلامی برداشته‌اند و سعی او همه این بود که در این سلسله، سادگی و اختصار را در عین صحت، اساس قرار دهد و راه را برای ورود آنان به فضای روح پرور فرهنگ اسلامی باز کند.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.17 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب کلام،عرفان،حکمت عملی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول: کلام

درس اول: علم کلام

یکی از علوم اسلامی علم کلام است. علم کلام علمی است که درباره عقاید اسلامی یعنی آنچه از نظر اسلام باید بدان معتقد بود و ایمان داشت بحث می کند، به این نحو که آنها را توضیح می دهد و درباره آنها استدلال می کند و از آنها دفاع می نماید.
علمای اسلامی می گویند مجموع تعلیمات اسلامی سه بخش است:
الف. بخش عقاید، یعنی مسائل و معارفی که باید آنها را شناخت و بدانها معتقد بود و ایمان آورد مانند مسئله توحید، صفات ذات باری تعالی، نبوت عامّه و خاصه و برخی مسائل دیگر؛ و البته فِرَق اسلامی در اینکه چه چیزهایی از اصول دین است و لازم است به آنها ایمان و اعتقاد داشت تا حدودی اختلاف نظر دارند.
ب. بخش اخلاق، یعنی مسائل و دستورهایی که درباره «چگونه بودنِ» انسان از نظر صفات روحی و خصلتهای معنوی است از قبیل: عدالت، تقوا، شجاعت، عفت، حکمت، استقامت، وفا، صداقت، امانت و غیره.
ج. بخش احکام، یعنی مسائل مربوط به کار و عمل که چه کارهایی و چگونه باید انجام شود از قبیل نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، بیع، اجاره، نکاح، طلاق، تقسیم ارث و غیره.
علمی که متصدی بخش اول است «علم کلام» است، و علمی که عهده دار بخش دوم است «علم اخلاق» نامیده می شود، و علمی که بخش سوم را بر ذمّه دارد «علم فقه» نام گرفته است.
در این تقسیم آنچه مَقسم واقع شده است «تعلیمات اسلامی» است، یعنی چیزهایی که جزو متن اسلام است، نه علوم اسلامی که اموری را هم که مقدمه ای است بر تحقیق درباره تعلیمات اسلامی شامل می گردد مانند ادبیات، منطق و احیانا فلسفه.
ثانیا در این تقسیم، جهت ارتباط تعلیمات اسلامی با «انسان» مورد توجه قرار گرفته است؛ چیزهایی که مربوط است به عقل و اندیشه انسان «عقاید» خوانده شده است و چیزهایی که مربوط است به خُلق و خوی انسان «اخلاق» خوانده شده است و چیزهایی که مربوط است به عمل و کار انسان «فقه» نام گرفته است.
همچنان که در درسهای کلیات علم فقه خواهیم گفت، علم فقه هرچند از آن وجهه نظر که فقها بحث می کنند یک علم است، از وجهه دیگر مشتمل بر علوم متعدّده است.
به هر حال علم کلام، علم عقاید اسلامی است. در گذشته به آن «علم اصول دین» یا «علم توحید و صفات» هم می گفته اند.
آغاز علم کلام
درباره آغاز علم کلام و اینکه از چه وقت در میان مسلمین پدید آمد نمی توان دقیقا اظهارنظر کرد. آنچه مسلّم است این است که در نیمه دوم قرن اول هجری پاره ای از مسائل کلامی از قبیل بحث جبر و اختیار و بحث عدل در میان مسلمین مطرح بوده است و شاید نخستین حوزه رسمی این مباحث حوزه درس حسن بصری متوفی در ۱۱۰ هجری است.
در میان مسلمین دو شخصیت از شخصیتهای نیمه دوم قرن اول نام برده می شوند که سخت از اختیار و آزادی انسان دفاع می کرده اند: معبد جُهَنی و غیلان دمشقی. در مقابل، افرادی بوده اند که طرفدار عقیده جبر بوده اند. معتقدان به اختیار و آزادی به نام «قَدَری» و منکران آن به نام «جبری» معروف شدند.
تدریجا موارد اختلاف این دو دسته به یک سلسله مسائل دیگر در الهیات، طبیعیات و اجتماعیات و برخی مسائل مربوط به انسان و معاد کشیده شد و مسئله جبر و اختیار یکی از مسائل مورد اختلاف بود. قدَریون در این دوره ها به نام «معتزله» خوانده شدند و جبریون به نام «اشاعره».
مستشرقین و اتباع آنها اصرار دارند که آغاز بحثهای استدلالی در جهان اسلام را از اینجا و یا امثال آن بدانند. اما حقیقت این است که بحث استدلالی درباره اصول اسلامی از خود قرآن کریم آغاز شده است و در سخنان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و مخصوصا در خطب امیرالمومنین علیه السلام تعقیب و تفسیر شده است، گو اینکه سبک و اسلوب این مباحث با سبک و اسلوبی که متکلمین اسلامی داشتند متفاوت است.
تحقیق یا تقلید
قرآن کریم ایمان را بر پایه تعقل و تفکر گذاشته است. قرآن همواره می خواهد که مردم از اندیشه به ایمان برسند. قرآن در آنچه باید به آن مومن و معتقد بود و آن را شناخت «تعبّد» را کافی نمی داند. علیهذا در اصول دین باید منطقا تحقیق کرد. مثلاً اینکه خداوند وجود دارد و یکی است، مسئله ای است که منطقا باید به آن پی برد، و همچنین اینکه حضرت محمّد صلی الله علیه و آله پیامبر خداست. این جهت باعث شد که علم اصول دین از همان قرن اول پایه گذاری شود.
پیوستن اقوام و ملل مختلف به اسلام با یک سلسله افکار و اندیشه ها، و همزیستی مسلمین با ارباب دیانات دیگر از قبیل یهودیان و مسیحیان و مجوسیان و صابئین، و مجادلات مذهبی که میان مسلمین و آن فرقه ها رخ می داد، و خصوصا پیدایش گروهی به نام «زنادقه» در جهان اسلام که به طور کلی ضد دین بودند با توجه به آزادی ای که خلفای عباسی ـ در حدودی که با سیاست برخورد نداشت ـ داده بودند، و پیدایش فلسفه در عالم اسلامی که به نوبه خود شکوک و شبهاتی برمی انگیخت، موجب شد که بیش از پیش ضرورت تحقیق در مبانی ایمانی اسلامی و دفاع از آنها در میان مسلمین احساس شود و موجب ظهور متکلمان برجسته ای در قرنهای دوم و سوم و چهارم گردید.
اولین مسئله
ظاهرا اولین مسئله ای که در میان مسلمین مورد بحث و قیل و قال و لِمَ و لا نُسَلِّم واقع شد مسئله «جبر و اختیار» بود و این بسیار طبیعی بود، زیرا اولاً این مسئله چون با سرنوشت انسانها مربوط است مورد علاقه هر انسان بالغ الفکری است. شاید جامعه ای یافت نگردد که مردمش به مرحله بلوغ فکری رسیده باشند و این مسئله در آن جامعه طرح نشده باشد. ثانیا قرآن مجید آیات زیادی در این زمینه دارد که محرّک اندیشه ها در این مسئله اساسی می گردد(۱).
علیهذا دلیلی ندارد که ما در جستجوی منشا دیگری برای طرح این مسئله در جهان اسلامی بشویم. مستشرقین معمولاً برای اینکه اصالت علوم و معارف اسلامی را نفی کنند کوشش دارند به هر نحو هست برای همه علومی که در میان مسلمین پدید آمد ریشه ای از خارج از دنیای اسلام خصوصا از دنیای مسیحیت بیابند؛ از این رو کوشش دارند به هر نحو هست ریشه اصلی علم کلام را از خارج بدانند همچنان که نظیر این کار را در مورد علم نحو، عَروض (و شاید معانی، بیان و بدیع) و عرفان اسلامی کرده اند.
بحث جبر و اختیار که ضمنا بحث قضا و قدر هم هست، یعنی از آن جهت که به انسان مربوط است «جبر و اختیار» است و از آن جهت که به خدا مربوط است «قضا و قدر» است، خودْ بحث عدل را به میان آورد، زیرا رابطه ای آشکار میان جبر و ظلم از یک طرف و اختیار و عدل از طرف دیگر دیده می شد.
بحث عدل بحث حسن و قبح ذاتی افعال را به میان آورد و این بحث به نوبه خود بحث عقل و مستقلاّت عقلیه را به میان کشید و اینها همه بحث «حکمت» یعنی غایت و غرض حکیمانه داشتن ذات باری را موجب شد(۲) و کم کم بحث به توحید افعالی و سپس به توحید صفاتی کشیده شد که بعدها در این باره توضیح خواهیم داد.
صف آرایی میان بحثهای کلامی بعدها خیلی توسعه و دامنه پیدا کرد، به بسیاری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل بحث در جواهر و اَعراض و ترکب جسم از اجزاء لایتجزّی و مسئله «خلا» و غیره؛ زیرا متکلمین طرح این مسائل را به عنوان مقدمه ای برای مسائل مربوط به اصول دین ـ خصوصا مسائل مربوط به مبدا و معاد ـ لازم می شمردند.
از این رو بسیاری از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو علم کلام هم قرار گرفت. فلسفه و کلام مسائل مشترک زیادی دارند. اگر کسی کتب کلام را ـ خصوصا کتب کلامیه ای که از قرن هفتم به بعد تالیف شد ـ مطالعه کند می بیند اکثر مسائل کلامی اسلامی همانهاست که فلاسفه ـ خصوصا فلاسفه اسلامی ـ در کتب خود طرح کرده اند.
فلسفه اسلامی و کلام اسلامی در یکدیگر زیاد تاثیر کرده اند. یکی از آن تاثیرات این است که کلام برای فلسفه مسائل جدیدی جبرا مطرح ساخت و فلسفه نیز موجب شد دایره کلام وسعت یابد به این معنی که ضرورت طرح بسیاری از مسائل فلسفی در قلمرو کلام لازم شناخته شد. شاید به یاری خدا ما بعدا توفیق بیابیم و نمونه هایی از هر دو قسم که به آنها اشاره کردیم بیاوریم.
کلام عقلی و کلام نقلی
علم کلام در عین اینکه یک علم استدلالی و قیاسی است، از نظر مقدمات و مبادئی که در استدلالات خود به کار می برد مشتمل بر دو بخش است: عقلی و نقلی.
بخش عقلی کلام، مسائلی است که مقدمات آن صرفا از عقل گرفته شده است و اگر فرضا به نقل استناد شود به عنوان ارشاد و تایید حکم عقل است، مثل مسائل مربوط به توحید و نبوت و برخی از مسائل معاد. در این گونه مسائل استناد به نقل (کتاب و سنت) کافی نیست، صرفا از عقل باید استمداد شود.
بخش نقلی کلام مسائلی است که هرچند از اصول دین است و باید به آنها مومن و معتقد بود، ولی نظر به اینکه این مسائل فرع بر نبوت است نه مقدم بر نبوت و نه عین آن، کافی است که از طریق وحی الهی یا سخن قطعی پیامبر مطلب اثبات شود، مثل مسائل مربوط به امامت (البته به عقیده شیعه که امامت را از اصول دین اسلام می داند) و اکثر مسائل مربوط به معاد.

نظرات کاربران درباره کتاب کلام،عرفان،حکمت عملی