فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری

کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری

نسخه الکترونیک کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری

کتاب حاضر مشتمل بر سه فصل است. فصل اول مقاله‌ای است به قلم دانشمند محترم جناب حجة‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی تحت عنوان «شهید مطهری، آن طور که من می‌شناسم». فصل دوم این کتاب مقاله‌ای است با عنوان «سیری در زندگانی استاد مطهری» که توسط یکی از علاقه‌مندان استاد به رشته تحریر درآمده و فصل سوم را نامه‌های استاد شهید در باره مسائل حسینیه ارشاد تشکیل می‌دهد که درواقع ضمیمه‌ای است بر فصل دوم.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.39 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

باسمه تعالی

مقدمه چاپ چهارم

چاپ چهارم این کتاب با حجمی بیش از دو برابر چاپهای قبل منتشر می شود. چاپهای قبل این کتاب با استقبال زیاد علاقه مندان استاد مطهری و انقلاب اسلامی مواجه شد و همین امر موجب گشت که به فکر تکمیل این مجموعه بیفتیم.
کتاب حاضر مشتمل بر سه فصل است. فصل اول مقاله ای است به قلم دانشمند محترم جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی تحت عنوان «شهید مطهری، آن طور که من می شناسم». در این مقاله، نویسنده محترم ضمن بیان سابقه آشنایی خود با استاد مطهری، نقش اجتماعی و سیاسی استاد شهید را در قبل و بعد از قیام پانزده خرداد و در جریان این قیام، به خوبی ترسیم کرده و در پایان اظهار امیدواری نموده است که دو فصل دیگر زندگانی استاد یعنی فصل بعد از تبعید امام خمینی(ره) تا آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، و فصل دوره جدید نهضت اسلامی تا شهادت استاد نیز بررسی و تحلیل شود.
در فصل دوم این کتاب درواقع این خواست نویسنده محترم آن مقاله حتی المقدور تحقق یافته است. این فصل مقاله ای است با عنوان «سیری در زندگانی استاد مطهری» که توسط یکی از علاقه مندان استاد به رشته تحریر درآمده و علاوه بر بیان و تحلیل وقایع زندگانی آن بزرگمرد انقلاب اسلامی از تولد تا شهادت، شامل خاطراتی شنیدنی از دوستان و نزدیکان استاد است و مخصوصا به آن دو فصل از زندگانی ایشان بیشتر پرداخته است.
فصل سوم را نامه های استاد شهید در باره مسائل حسینیه ارشاد تشکیل می دهد که درواقع ضمیمه ای است بر فصل دوم.
تدوین زندگینامه دقیق و مستند استاد مطهری که درواقع تدوین بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی نیز خواهد بود کاری است بسیار ضروری و مفید؛ و البته کاری است سترگ و محتاج به زمان که جز با اراده ای منبعث از عشق و ارادت به آن مجاهد و متفکر فرزانه و علاقه به آینده انقلاب اسلامی به انجام نمی رسد.
رساله حاضر مقدمه ای است برای آن کار بزرگ. بسیاری از زوایای زندگانی استاد مطهری، به ویژه مبارزات سیاسی ایشان، برای اکثریت جامعه ما، خصوصا جوانان، چندان شناخته نیست، در حالی که تک تک وقایع زندگانی آن استاد شهید و تک تک موضع گیریها و اظهار نظرها و اقدامات عملی آن شهید بزرگوار می تواند برای جامعه ما راهگشا باشد، خصوصا که استاد مطهری مورد عنایت خاص رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و نیز رهبر گرانقدرمان حضرت آیه اللّه خامنه ای بوده و هست. از خدای متعال توفیق در این راه را مسالت می نماییم.

اول مرداد ۷۶ برابر با هفدهم ربیع الاول ۱۴۱۸
انتشارات صدرا

بسمه تعالی

شهید مطهری، آن طور که من می شناسم

حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی

قسمت فوقانی بخش جنوب شرقی حجرات مدرسه فیضیه در آن زمان ارزش و اعتبار خاصی داشت؛ رفت و آمدها و توجه صاحبنظران به آن نقطه، حس کنجکاوی هر تازه واردی را تحریک می کرد. من هم که در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی در سن ۱۴ سالگی از روستای بهرمان فوق رفسنجان به قم آمده بودم، همانند دیگر جدیدالورودها، توجهم به آن نقطه جلب شد. می دیدم فضلا و مدرسین و شخصیتهای علمی و اجتماعی و افراد وزین و موقّر گوناگون که اکثرشان را نمی شناختم به آنجا آمد و رفت داشتند، بخصوص آمد و رفت امام که آن روزها در میان دوستانشان معروف به «حاج آقا» بودند جلب توجه می نمود.
اوج مبارزه نهضت ملی کردن نفت و شور اقدامات روح افزای فداییان اسلام در آن تاریخ و هیجان و عشق و علاقه ای که حوادث جاری سیاسی به طلبه های جوان داده بود، حس کنجکاویم را جسورتر و فعالتر کرده [بود] و نمی گذاشت که بی اطلاع از «قطب جاذب» این همه انسانهایی که به نظرم خیلی جالب و محترم می آمدند بمانم.
تلاش این حس تحریک شده کنجکاوی، به ضمیمه سادگی و بی پیرایگی و عدم رودربایستگی که در طبیعت جوانان روستایی معمولاً وجود دارد خیلی زود جواب سوالم را تحصیل کرد.
آنجا حجره محل زندگی «استاد مطهری» بود که زود شناختمش و به بهانه گرفتن جواب چند پرسش، که معمولاً افرادی مثل من از آن خالی نبوده و نیستند، رابطه شاگردی غیر رسمی با ایشان برقرار کردم؛ غیر رسمی به این جهت که من طلبه ای مبتدی بودم و شاگردان رسمی ایشان در آن زمان طلاب درس خوانده و سطح بالا بودند.
سادگی و بساطت و بی تکلفی رفتار ایشان با فقر و بی بضاعتی که لباس و حجره ایشان نشان می داد، برای جذب بیشتر من روستایی، عوامل خوبی بودند. وقتی که در همان هفته های اول، همدرس و هم بحث و یار همیشه توامش آیه اللّه منتظری را که از نظر قیافه و رفتار و گفتار به مراتب از ایشان روستایی تر و بی آلایش تر و طبیعی تر می نمود، در هر برخورد با ایشان می دیدم این جذبه بیشتر شد؛ گرچه بجا بود به خاطر اینکه این رفیق در میان حرف آن دیگری می دوید و بخشی از جواب سوالی را که از آقای مطهری کرده بودم با عجله می داد دلخور بشوم، ولی روی هم رفته از اینکه می دیدم دو نفر طلبه روستایی منش و بی آلایش فقیر این همه معظم و محترمند و مورد توجه خاص آیه اللّه بروجردی که آن زمان متشخص ترین شخصیت محبوب و مکرّم همه ایران و حوزه بود و بخصوص از نزدیکان صمیمی امام عظیم الشان امروز و استاد عالیقدر حوزه آن روز، آیه اللّه خمینی، و با هم خیلی صمیمی و نزدیکند و خیلی هم چیز می دانند، خوشحال بودم. از اینکه به این آسانی توانسته بودم با این دو هم بحث باسواد که خوب هم جواب سوالات را می دادند آشنا شوم احساس شادی و غرور زیادی داشتم؛ و امروز می فهمم که اگر آن روزها فکر شهید شدن استاد به مخیله ام خطور می کرد علاقه و ارادتم به مراتب بیشتر می بود؛ و با همه اشتیاقی که به نزدیکتر شدن به ایشان داشتم و شاید تلاش هم کرده باشم، در آن سالهای اول پیشرفتی در این جهت نداشتم.
گرچه آن روزها از این عدم موفقیت دلخور بودم ولی بعدا اعتراف کردم که توقع بیجایی بود، زیرا نه سطح معلومات من و نه سن من، چنین حق و اجازه ای به من نمی داد و بایستی از همان آشنایی محدود که بعدا وسیعتر و عمیقتر شد شاکر باشم و اکنون هستم.

هجرت شهید مطهری از قم

چه روزهای تلخی بود وقتی که خبر شدیم استاد فلسفه و فقه و اخلاق از حوزه قم رفته است، و تلختر وقتی شد که شنیدیم ایشان تحت فشار فقر و نیاز مادی مجبور شده اند حوزه را (که محیطش سخت مورد علاقه شان بود و تا آن اواخر عمر هم آرزوی برگشت به محیط حوزه قم را داشتند) ترک کنند. ایشان تصمیم به ازدواج گرفته بودند و دیگر نیاز به مسکن خارج از مدرسه و طبیعتا بودجه بیشتری داشتند. از شما چه پنهان برای اولین بار در قلب خودم نسبت به آیه اللّه بروجردی که آن زمان مرجع و مسوول بودند، احساس آزردگی کردم که چرا با آنهمه امکانات که دارند اجازه دادند حوزه قم چنین استادی را از دست بدهد، ولی کم کم که آثار حضور ایشان در تهران و خبر سخنرانیهای موثرشان در مجالس دانشگاهیان و روشنفکران مرکز که در آن زمان خیلی از حوزه و از روحانیت فاصله داشتند برایمان روشن شد، کمی از این قضا و قدر و آن هجرت راضی شدیم، گرچه خلا ناشی از هجرت ایشان روز به روز در حوزه محسوستر می شد و زاویه از رونق افتاده مدرسه فیضیه و قیافه محزون آیه اللّه منتظری هم که پس از هجرت همدرس و هم بحثشان تنها شده و بی شباهت به «ایتام» نبودند رنجمان را تازه می کرد.

«مکتب تشیع» وسیله آشنایی و همکاری

تاسیس «انتشارات مکتب تشیع» در سال ۱۳۳۶ با همکاری جمعی از دوستان در قم و نیاز شدیدمان به مقالات و راهنماییهای استاد مطهری باعث شد که با ایشان ارتباط بیشتری برقرار کنیم. در آن فصل جدید برخورد و معاشرت، همکاری من با ایشان جدی و ثمربخش تر گردید، ضمن اینکه چند سال تحصیل و رشد هم به من این امکان را می داد که بتوانم در اموری از آن قبیل که مبدا شروع همکاری شده بود با ایشان مذاکره و احیانا همفکری و همکاری کنیم، که کردیم.
همین جا لازم است تاکید کنم که مقالات ایشان در میان مطالب و مقالات مکتب تشیع که اکثرا به قلم و با فکر شخصیتهای وزین علمی و اجتماعی کشور تهیه می شد از وزن و اعتبار خاصی برخوردار بود و بدون اغراق وسیله اعتبار و ارزش آن سلسله انتشارات بود، که هنوز هم مرجعی برای محققان است.

دوران سازندگی

این چند سال را به حق باید «دوران سازندگی» نامید. رژیم پهلوی پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد مشغول تحکیم مواضع نظامی و پلیسی خویش و سرکوب مخالفان و آزادیخواهان بود.
نیروهای مذهبی در همان شرایط در سایه وجود شخصیتهایی مثل شهید مطهری و به کمک انتشارات نوپای مکتب تشیع و مکتب اسلام و... و تلاشهای اساتید فاضل و متدین دانشگاه و دانشجویان پرجرات و مسلمان و طلاب فاضل جوان فعالیتهای سازنده ای داشتند که در جریان مبارزات شانزده ساله روحانیت به رهبری امام خمینی آثار این تلاشها به خوبی محسوس بود.
نقش مرحوم مطهری در آن تلاشهای سازنده قابل توجه و تقدیر است. ایشان تغذیه ایدئولوژیک نهضت سازنده را از طریق خطابه ها و مقالات فلسفی و اجتماعی و مناظره ها بیش از هر کس به عهده داشت؛ جوابگوی شبهات و سمپاشیهای فکری فراوانی بود که از سوی عمّال شرق و غرب برای انحراف نسل جوان مسلمان از طریق رسانه های جمعی با خواست رژیم کودتا پخش می شد؛ در عین حال به دلیل حضور در دانشگاه و مدارس علوم دینی پلی بود میان دو قشری که سالها با توطئه های شرق و غرب از هم جدا نگه داشته شده بودند. طلبه و دانشجو که طبیعی ترین وسائل همکاری و همفکری را در اختیار دارند و کانال عمیقی به دست دشمنان حفر شده و آنها را از همدیگر دور کرده بود، در وجود استاد مطهری نقطه ارتباط و اتصال خود را دیدند و به هم نزدیک شدند و ثمره این تقارب را در سالهای مبارزه با رژیم، روزهای پیروزی و پس از پیروزی لمس کردند.
سخنرانیهایش در جلسات مکتب توحید و سمینارها و کنفرانسهای دانشگاهیان و مساجد و تکایا، که همه جا ترکیبی از مسلمانان دانشگاهی و فرهنگی و بازاری و روحانی، شنوندگان را تشکیل می داد، مظهر وحدت جناحهای از هم دور شده بود و مسجد و دانشگاه و مدرسه جدید و قدیم را به هم وصل می کرد.
من شخصا در دوران هفت ساله فعالیت مکتب تشیع با مرحوم مطهری رفت و آمد داشتم و از فکر و عمل ایشان استفاده ها بردم و درسها آموختم و به ابعاد تلاشهای ایشان و آثار وجودشان به خوبی پی بردم.
در میان ابعاد گوناگون تلاشهای سازنده، بعد سیاسی ـ مذهبی آن برایم جاذبه بیشتری داشت، که می دیدم مردم مسلمان که از شکستهای پی درپی نهضتهای اسلامی ـ سیاسی گذشته دچار یاس شده بودند، از تعلیمات جدید جان و نشاط می گیرند و با تحلیلهای مناسب زمان، برای پذیرش مسوولیت ایجاد نهضت اسلامی ـ سیاسی آمادگی پیدا می کنند. آثار این دوره را که به صورت امید در دلها داشتیم با پریدن اولین جرقّه اش، مبارزه روحانیت در سال ۱۳۴۱، به صورت عینی در جریان دیدیم.

نقش استاد مطهری در مبارزات اسلامی

موضع گیری قاطع روحانیت به رهبری امام امت، آیه اللّه خمینی، در برابر رژیم محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۱ بدون شک نقطه عطفی در تاریخ ایران و روحانیت و اسلام است. کاری به این بزرگی که به نتیجه ای به این عظمت رسید نیاز به تشکیلات و سازمان منظم و پیچیده ای داشت که آن روز و تا زمان پیروزی در اختیار نداشتیم. این کمبود بایستی به شکل دیگری جبران گردد که خوشبختانه جبران شد و آن خلا را امکانات دیگری پرکرد که من به دو سه مورد آن اشاره می کنم.
گذشته از اهمیت روحیه مذهبی مردم و تکیه رهبری روی همین عامل و فساد عمیق و اعمال ضد دینی رژیم که این احساسات نیرومند مردم را جریحه دار می کرد، عوامل زیر در سرعت پیروزی قابل توجه است.

۱. صلاحیت رهبر

امام مرجع تقلید بود و صاحب رساله و از دیدگاه مقلدان، واجب الاطاعه و در مقام نایب امام زمان؛ و این موقعیت و مقام با موقع رهبران سیاسی و اجتماعی و مکتبی معمولی خیلی تفاوت دارد. در آنجا اعتماد و وظیفه فرمانبرداری و اطاعت، شکل و عمق و اصالت اینجا را ندارد. اینجا مردم به عنوان یک وظیفه دینی که اجرای آن از سوی پاسداری همیشه بیدار چون وجدان مذهبی تاکید می شود، به دنبال تحقق بخشیدن به فرمان رهبر حرکت می کنند و آنجا چنین وصفی نیست.
بعلاوه رهبر در قم حوزه درسی عظیم داشتند که اکثریت قاطع فضلای درسخوان و متعهد با عشق و ایمان در آن گرد می آمدند؛ شاگردانی که به صلاحیت و صداقت استاد خود ایمان کامل داشته و هریک به نوبه خود در شهری یا شهرهایی مرجع و ملجا فکری و عملی مردم بودند. بنابراین حوزه درس امام و موقعیت خاص ایشان نقاط مثبت و موثر یک حزب و سازمان را داشت بدون اینکه آلوده به نقاط ضعیف بوده و مشکلات رقابت و اتهامات جاه طلبی سیاسی احزاب را داشته باشد.

۲. سازمان روحانیت

روحانیت گرچه به شکل قراردادی و حساب شده سازمان و تشکیلاتی نداشت و ندارد ولی به طور طبیعی به صورت یک شبکه گسترده در سراسر کشور حضور داشت. مساجد و تکایا و مراکز مقدس دیگر و خانه ها و منازل روحانیون، پایگاه و جایگاه این شبکه عظیم بود. حوزه قم مرکزی بود بسیار محترم و مقبول برای این مراکز متفرق و در عین حال مربوط به هم که با ایده ها و افکار و برنامه های اسلامی بدون قرار قبلی هماهنگ حرکت می کردند، بخصوص که هر سال بارها و بارها به مناسبتهای مختلف، گروههای مبلّغ از حوزه قم به همه جای ایران منتشر می شوند و دوباره به مرکز برمی گردند.
بنابراین روحانیت خاصیتهای مثبت و سازنده یک حزب را در جریان مبارزات می توانست به عهده بگیرد که گرفت؛ و جالب این است که ناظران خارجی در یک سال آخر مبارزه در تحلیلهای خود در مورد پیروزی اعجاب آور نهضت اسلامی ایران روی این عامل خیلی حساب می کردند.

۳. شخصیتهای اسلامی

وجود شخصیتهای اسلامی مورد اعتماد مردم در بسیاری از نقاط کشور از عوامل مهم و موثر در پیشرفت انقلاب اسلامی بود. این چهره های محبوب و متعهد و صاحبنظر و مخلص برای جلب اعتماد و ایمان مردم به انقلاب نقش عمده ای ایفا کردند.
شهید مطهری هنگام شروع مبارزه، از این نظر نقش و اثر ممتازی داشت. امام خمینی رهبر مبارزه، سخت به ایشان اعتماد داشت که به تعبیر خود امام ایشان و آیه اللّه منتظری را ثمره عمر خود می دانست و به همین جهت مسوولیتهای عمده ای را به ایشان محول می کرد. روحانیت و مراجع دیگر هم با اعتماد کاملی که به صلاحیت علمی و عملی ایشان داشتند از مسوولیت پذیری استاد مطهری راضی و خشنود بودند. قشر تحصیل کرده و دانشگاهیان مبارز هم در وجود مرحوم مطهری، اسلام شناسی متعهد و قابل اعتماد می دیدند. توده مردم آشنا با ایشان و مخصوصا بازاریان مسلمان که سهم شایان توجهی در پیشبرد انقلاب می توانستند داشته باشند، ایشان را از هر جهت شایسته و لایق می دانستند.
من که در مراحل اول در حدود یک مرید با شهید مطهری رابطه داشتم و از سال ۳۶ تا ۴۱ در حد مشورت و همکاری مطبوعاتی و تبلیغات با ایشان نزدیک شده بودم، از زمان شروع انقلاب به خاطر مسوولیتهایی که در جریان نهضت پذیرفته بودم و در ایجاد هماهنگی بین فعالیتهای قم و تهران ذی نقش بودم، به اقتضای ضرورت، با ایشان خیلی نزدیک شده بودم و می توان گفت همرزم و همسنگر بودیم و به همین جهت حق اظهار نظر در باره نقش ایشان در انقلاب را دارم، و نظرم این است که در مراحل اول نهضت اسلامی ایران آقای مطهری نقش عظیمی ایفا می کرد و سهم بزرگی در شکل گرفتن و توسعه انقلاب داشت.
ایشان به خاطر مقبولیتی که در میان جبهه های مختلف در تهران و قم داشت، نقطه اتصال و ارتباط این گروهها و واسطه انتقال تجربیات گروهها و افراد ورزیده و باسابقه در مبارزه و سیاست به توده مسلمان و جامعه روحانیت و مهمتر از همه یکی از وسایل معتبر ارتباط مقام رهبری با مردم تهران و مردم با رهبر بود، که در آن زمان این نقطه ارتباط، بسیار ارزنده و کارآمد و حلاّل بسیاری از مشکلات انقلاب جوان ما بود.

هیئتهای موتلفه اسلامی

می دانیم که «هیئتهای موتلفه اسلامی» نقش عظیمی در گسترش نهضت اسلامی در ایران داشتند. این سازمان نوپا از ائتلاف گروههای مذهبی که اکثرا در گذشته به منظور انجام مراسم عزاداری و تشکیل مجالس وعظ و تبلیغ به وجود آمده بودند، پدید آمد. افراد و اعضای این گروهها مردمی مسلمان ناب و خالص ولی اکثرا فاقد تجربه سیاسی و سازماندهی و حتی معلومات کافی و عمیق مذهبی و اجتماعی بوده و به کمکهای فکری و تعلیمات دینی و سیاسی و سازماندهی نیاز داشتند.
مرحوم مطهری و چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی با اجازه و تصویب امام متکفل این مسوولیت شده، هدایت و تغذیه معنوی «موتلفه» را به عهده گرفتند که کتاب انسان و سرنوشت محصول همان درسهایی است که استاد مطهری در جلسات سرّی دبیران موتلفه به آنها می داد و موتلفه با تکیه بر صداقت و ایمان و جوهر اسلامی افراد خود و به کمک رهبرانی چون مطهری که نظرش برای آنها، هم حجت بود و هم راهنما، با جوش و خروشی کم نظیر شهر تهران را زیر پوشش خود گرفت و از طریق روابط تجاری و کسب و کار و مراکز مذهبی و دینی نفوذ خود را به شهرستانهای دوردست گسترش داد.
همگامی موتلفه با حوزه علمیه قم و مبلّغان و ائمه جماعات، نیروهای عظیم مردم مسلمان ایران را با روابطی دینی و طبیعی (بدون سازمان و تشکیلات) در پشت سر امام و مراجع دیگر وارد میدان مبارزه کرد.
رژیم که در نیمه اول سال ۱۳۴۱ در جریان مزوّرانه انجمنهای ایالتی و ولایتی سخت شکست خورده و مفتضحانه عقب نشینی کرده بود، تصمیم داشت در مبارزات مردم مسلمان علیه توطئه «انقلاب سفید» ایستادگی کند و قاطعیت نشان دهد و آماده هرگونه خشونت و قساوت شده بود.

نظرات کاربران درباره کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری