چه کنیم که سرمایهی گرانبهای عمر را از دست ندهیم؟ چه کنیم که در ابدیتمان پوچ نباشیم؟ آیا متوجه هستیم که حقیقت ما نه مرد بودن است و نه زن بودن؟ و آیا دقت کردهایم که حقیقت ما بدن ما نیست؟ آری، اگرچه بعضی از بدنها زن و بعضی دیگر مرد هستند، ولی همه انسانند.
انسان یک حقیقت است که در مراحل مختلف، بدنهای مختلف دارد. ما در دنیا بدن دنیایی و در برزخ بدن برزخی و در قیامت بدن قیامتی داریم. بدن دنیایی ما همین جسم خاکی است و بدن برزخی ما همانند بدنی است که در عالم خواب با آن روبهرو هستیم در حالیکه جسم ما در رختخواب آرمیده است، بدنی داریم که در خواب با آن روبهروئیم و بدن قیامتی همان بدنی است که سخن میگوید و قرآن در موردش میفرماید: «...وَ تُکلِّمُنا أَیدیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یکسِبُونَ» دستهای آنها با ما سخن میگوید و پاهایشان به آنچه کردهاند شهادت میدهند.
آنچه همیشه هست نفس ناطقهی شما است و در واقع حقیقت شما همان نفس ناطقه است که زمانی در بدن دنیایی و زمانی در بدن برزخی و زمانی در بدن آخرتی ظهور و تجلی میکند.