فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بررسی تفسیری و فقهی آیه‌ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»

کتاب بررسی تفسیری و فقهی آیه‌ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»

نسخه الکترونیک کتاب بررسی تفسیری و فقهی آیه‌ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب بررسی تفسیری و فقهی آیه‌ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»

محور اصلی این کتاب بررسی تفسیری و حقوقی آیه «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» می‌باشد. این نوشتار در چهار فصل تنظیم شده است. فصل اول اختصاص دارد به کلیات این پژوهش در فصل دوم شأن نزول و برداشت‌های تفسیری و فقهی از آیه‌ی لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ بیان شده، در فصل سوم نظرات مفسران در تفسیر آیه شریفه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است و فصل چهارم را اختصاص داده‌ایم به بحث و نتیجه گیری از مطالبی که ارائه شده است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات مینوفر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.5 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بررسی تفسیری و فقهی آیه‌ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه

بی شک فهم یک متن، غیر از معنای آن است. تفسیر یک متن نیز هنگامی ضرورت پیدا می کند، که ابهامی وجود داشته باشد. ابهام نیز زمانی به وجود می آید، که افق فهم معاصران آن متن از جهان و انسان، با فهم مفسران آن متفاوت باشد.
معمولاً ما در فهم متون، به تفسیر نیاز پیدا می کنیم که نه با اعیان و اشیاء بلکه با تجربه های انسانی با چگونه بودن و چگونه زیستن انسان و امکانات مختلف این زیستن در ارتباط اند.(۱) از جمله متونی که نیازمند تفسیر است متن قرآن کریم است. اینک ما در آیه ای از قرآن بحث می کنیم که از جهاتی ابهام دارد، زیرا اگر بپذیریم که دین، خطاب خداوند به انسان از طریق وحی است پس دین دو جنبه دارد یکی الهی و دیگری بشری. بدین معنا که یک طرف دین خداوند است و طرف دیگر آن انسان.
در همین راستا سوالاتی درباره ی آیه ی شریفه ی «لا اکراه فی الدین»(۲) مطرح است که پاسخ گویی به این سوالات تبیین نو و دوباره از آیه می طلبد و این جز با رجوع به تفاسیر و استمداد از افکار و اندیشه های صاحبان آن آثار امکان پذیر نیست، به همین جهت سراغ تفاسیر قرآن اعمّ از شیعه و سنی می رویم تا بتوانیم ارزیابی دقیق تری به عمل بیاوریم.

بیان مسئله

لااکراه فی الدین قد تبین الرشدُ مِن الغَی فَمَن یکفر بالطاغُوتِ وَ یومِن بالله فقد استمسک بالعروه الوُثقی لاانفصامِ لها و الله سمیعٌ علیم.(۳)
در دین هیچ اجباری نیست و راه از بیراهه بخوبی آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفرورزد، و به خدا ایمان آوَرَد، به یقین، به دستاویزی استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنوای داناست.
گفتگو پیرامون این آیه شریفه راه گشای ما در رفع بسیاری از ابهامات، اجرای احکام اسلام می باشد. و می تواند به عنوان یک اصل راهبردی و درخشان در سر لوحه نظام مترقی اسلام، معرفی گردد.
متاسفانه این روزها بعضی از انسانها برداشت های سوء و منفی از آیات الهی می کنند که این خود آثار بسیار منفی و خطرناکی را بر زندگی آنها تحمیل می کند این آیه شریفه «لا اکراه فی الدین» معنایش این نیست که هر کسی در رعایت نکردن مسائل دینی آزاد است و کسی حق ندارد او را اجبار کند و این همان برداشت منفی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من فسّر القرآن برایه فلیتبوا مقعده من النار؛ یعنی هر کس قرآن را از پیش خود تفسیر و توجیه کند جایگاهش آتش دوزخ خواهد بود».
اگر معنای لااکره فی الدین این است که هر کس در اجتماع آزاد است هر کاری دلش می خواهد بکند پس این همه آیاتی که مسلمانان را دستور به نماز روزه، خمس،جهاد، زکات، حج، حجاب و غیره غیره کرده یعنی چه؟ آیا معقول است خداوند از یک طرف دستور اکید دهد زنان مسلمان حجاب خودشان را رعایت کنند و از طرفی بفرماید در دین اجباری نیست و می توانند رعایت نکنند آیا این مطلب به نظر شما تناقض نیست؟ از یک طرف خداوند بگوید بر همگان واجب است نماز را بپا دارند و روزه را بگیرند و از طرفی هم بگوید «لا اکره فی الدین» یعنی اجباری در کار نیست اگر هم ترک کردند اشکالی ندارد؟ این دو مطلب که تناقض روشن است!؟
پس معنای «لا اکره فی الدین» این نیست که هرکس در دین آزاد است بلکه معنای آن آیه این است که اسلام برای پذیرش دینش هرگز غیر مسلمانان را اجبار نمی کند بلکه با منطق و برهان آنها را دعوت به اصل پذیرش اسلام می نماید.

تعریف واژه های پژوهش

لااکراه

کره: ناپسند داشتن، امتناع(۴) چنان که در قرآن مجید می خوانیم: لیحق الحقَّ و یبطِلَ الباطِلَ ولو کرِه المجرمونَ(۵)... و «اکراه» به معنی اجبار و بدون رضایت می باشد.
لا، حرف نفی جنس و «اکراه» اسم آن است.(۶) و عبارت «لااکراه فی الدین» می تواند، جمله خبری باشد و بیانگر حقیقت تکوینی باشد،که «در پذیرش دین و باورهای قلبی، اجبار وجود ندارد» و حتی محال است. و می تواند، «لااکراه فی الدین» یک جمله انشائی و حکم تشریعی باشد: که از اجبار و تحمیل در دین، نهی کرده باشد.(۷)

الدین

دین: در لغت به معنای «جزا» و «طاعت» آمده است.(۸) و برخی «دین» را به معنای عادت و روش معنا کرده اند.(۹) «دین برای انقیاد و اطاعت از شریعت، اعتبار شده است»(۱۰) ولی در قرآن مجید، «دین» در هر سه معنا استعمال شده است(۱۱):

۱. به معنای شریعت و مجموعه احکام و دستورات؛...وَ مَا جَعل علیکم فی الدین مِن حرج(۱۲) و افغیرَ دین الله یبغون(۱۳)
۲. به معنای جزاء و محاسبه: اِنَّما تُوعدُونَ لصادق و اِنَّ الدّینَ لواقِع(۱۴)
۳. به معنای اطاعت و انقیاد: وَ مَن احسنُ دینا ممّنْ اَسلَمَ وَجهَهُ لله و هو محسن(۱۵)

ولی آنچه مناسب با آیه شریفه مورد بحث است، معنای اول و سوم می باشد؛ به این معنا که «دین» مجموعه ای از اعتقادات و دستورالعملها می باشد؛ و شخص دیندار کسی است که با اطاعت و انقیاد، از باورهای باطنی و سلوک ویژه ای در ظاهر بهره مند باشد. که بهترین آن در شریعت اسلام و اسلام بندگان تجلی می کند.
قابل ذکر است که ال در الدین یا بر عهد است، و اشاره به دین و شریعت اسلام دارد؛ و یا بدل از اضافه است و منظور دین الله و آئین اسلام می باشد.(۱۶)
برای توضیح بیشتر، اشاره به مطالب ذیل شایسته است:

۱. گاهی دین به معنای «اعم» بکار می رود، و هر مجموعه اعتقاد و راه و روش را شامل می شود. چنان که در قرآن مجید خطاب به کافران و مشرکان می خوانیم: لکم دینکم و لی دین.(۱۷) «دین شما برای خودتان و دین من برای خودم»
۲. و گاهی دین به معنای «عام» به کار می رود، و منظور از آن اسلام به معنی «اعم» و تسلیم در برابر خداوند می باشد. که تمامی پیامبران و پیروان حقیقی آنان را در هر عصر و زمان شامل می شود.
چنان که در قرآن می خوانیم: وَ وَصَّی بِهَا اِبراهیمُ بنیه و یعقوب یبنی اِنَّ الله اصطفی لکم الدینَ فلاتموتُنَّ اِلاَّ و اَنتم مُسلمون(۱۸)
و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان (آیین) سفارش کردند؛ که «ای فرزندان من خداوند برای شما این دین را برگزید پس البته نباید جز مسلمانان بمیرید.»
۳. و گاهی دین به معنای «خاص» به کار می رود. و منظور از آن شریعت اسلام به معنی خاص، و پیروی از پیامبر خاتم(ص) می باشد. چنان که در قرآن مجید، خطاب به پیروان ادیان دیگر پس از آگاهی به حقانیت پیامبر اسلام(ص) می خوانیم: وَ مَن یبتغِ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه.(۱۹)
البته ممکن است، اشتهار پیروان پیامبر خاتم(ص)، به نام «اسلام» از آن جهت باشد که اینان به تمام آنچه از سوی خداوند نازل شده و از آن جمله شریعت پیامبر خاتم(ص) ایمان دارند و «تسلیم» فرمان خداوند می باشند. ولی پیروان دیگر ادیان، بعد از آگاهی از ظهور پیامبراسلام و دستور خداوند به اطاعت از او، تسلیم فرمان خداوند نشده اند. چنان که در قرآن مجید می خوانیم: اِن الدین عند الله الاسلام و مَااختلف الذین اوتوا الکتب اِلاّ مِن بعد مَا جاءَ هم العِلم بغیا بینهم.(۲۰)

نفی اکراه و اجبار در دین

در جمله:" لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ"، دین اجباری نفی شده است، چون دین عبارت است از یک سلسله معارف علمی که معارفی عملی به دنبال دارد، و جامع همه آن معارف، یک کلمه است و آن عبارت است از" اعتقادات"، و اعتقاد و ایمان هم از امور قلبی است که اکراه و اجبار در آن راه ندارد، چون کاربرد اکراه تنها در اعمال ظاهری است، که عبارت است از حرکاتی مادی و بدنی (مکانیکی)، و اما اعتقاد قلبی برای خود، علل و اسباب دیگری از سنخ خود اعتقاد و ادراک دارد و محال است که مثلا جهل، علم را نتیجه دهد، و یا مقدمات غیر علمی، تصدیقی علمی را بزاید.
معنای رشد و غی و فرق آن دو با هدایت و ضلالت
معنای رشد و غی و فرق آن دو با هدایت و ضلالت کلمه" رشد" که هم با ضمه" راء" و هم با ضمه" راء و شین" خوانده می شود به معنای رسیدن به واقع مطلب و حقیقت امر و وسط طریق است، مقابل "رشد" کلمه "غی" قرار دارد، که عکس آن را معنا می دهد، بنا براین "رشد" و "غی" اعم از هدایت و ضلالت هستند، برای اینکه هدایت به معنای رسیدن به راهی است که آدمی را به هدف می رساند، و ضلالت هم (بطوری که گفته شده) نرسیدن به چنین راه است ولی ظاهرا استعمال کلمه" رشد" در رسیدن به راه اصلی و وسط آن از باب انطباق بر مصداق است.
ساده تر بگویم: یکی از مصادیق رشد و یا لازمه معنای رشد، رسیدن به چنین راهی است، چون گفتیم رشد به معنای رسیدن به وجه امر و واقع مطلب است و معلوم است که رسیدن به واقع امر، منوط بر این است که راه راست و وسط طریق را پیدا کرده باشد، پس رسیدن به راه، یکی از مصادیق وجه الامر است.
پس حق این است که کلمه" رشد" معنایی دارد و کلمه" هدایت" معنایی دیگر، الا اینکه با اعمال عنایتی خاص به یکدیگر منطبق می شوند، و این معنا واضح است و در آیات زیر کاملا به چشم می خورد:" فَاِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً"(۲۱) و " وَ لَقَدْ آتَیْنا اِبْراهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ"(۲۲)
و همچنین کلمه" غی" و" ضلالت" به یک معنا نیستند، بلکه هر یک برای خود معنایی جداگانه دارند، اما این دو نیز با اعمال عنایتی مخصوص، در موردی هر دو با یکدیگر منطبق می شوند، و به همین جهت قبلا گفتیم که "ضلالت" به معنای انحراف از راه (با در نظر داشتن هدف و مقصد) است، ولی "غی" به معنای انحراف از راه با نسیان و فراموشی هدف است، و "غوی" به کسی می گویند که اصلا نمی داند چه می خواهد و مقصدش چیست.

تعریف ارتداد

ارتداد همان طوری که در لغت آمده عبارت است از رجوع و برگشت. «ارتدد و ارتدعنه تحول»(۲۳) و سپس می گوید «و منه الرده عن الاسلام ای الرجوه عنه و ارتد فلان عن دینه ازا کفربعد اسلامه» یعنی.. رده از اسلام بکسر راء بمعنی رجوع و برگشت از اسلام است و گفته می شود فلانی از دینش مرتد گردید یعنی پس از اسلام به کفر رجوع کرد.

تعریف آزادی

مولف کتاب حقوق اساسی، آزادی را اینطور تعریف می کند، آزادی عبارت از این است که اشخاص بتوانند هر کاری را که صلاح و مقتضی بدانند انجام دهند، مشروط بر اینکه اقدامات و عملیات آنها صدمه ای بحق دیگران وارد نساخته و با حقوق جامعه منافات نداشته باشد.(۲۴)

اهداف پژوهش

۱. شناسایی و درک بهتر از دین
۲. بررسی رابطه ی آیه ی لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ با آیات دیگر
۳. بررسی تعامل آیه لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ با ادیان دیگر
۴. بررسی اینکه آیه ی لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ علاوه بر احکام نظری، شامل نظام عملی نیز هست
۵. بررسی این موضوع که آیه ی لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ تاب مفهوم پلو رآلیسم را دارد یا نه
۶. آشنایی و شناخت برخورد مسلمانان و غیر مسلمانان در طول تاریخ با آیه ی لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ

سوالات پژوهش

۱. چه برداشت های تفسیری و فقهی در طول تاریخ از آیه ی لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ می توان داشت؟
۲. سیر تاریخی فهم مخاطبان از آیه لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ چگونه بوده است؟
۳. رابطه ی آیه ی لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ با آیات دیگر چگونه است؟
۴. آیا لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ علاوه بر احکام نظری، شامل نظام عملی نیز هست؟
۵. آیه لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ تاب مفهوم پلو رآلیسم را دارد یا نه؟
۶. عملکرد مسلمانان و غیر آنان در طول تاریخ چه بوده است؟

روش پژوهش

با عنایت به اینکه پژوهش حاظر در حوزه ی علوم اسلامی صورت می پذیرد،از روش تاریخی - توصیفی استفاده شده است.
در این روش با اتکا به اسناد و مدارک تاریخی،سعی کرده ایم آنچه را وابسته به گذشته است بررسی، تحلیل و تبیین نماییم. همچنین با تکیه بر اطلاعات جمع آوری شده به توصیف گفته های راویان (تحقیق توصیفی موردی) پرداخته ایم. جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای با بهره گیری از مواد متنوع کتابخانه ای اعم از کتاب ها و نشریات الکترونیکی و مصاحبه ها صورت پذیرفته است و در مباحث مربوط به حقوق اسلامی از منطق و روش شناختی استنباط و اجتهاد پذیرفته شده بهره گرفته شده و برای تجزیه و تحلیل مباحث حقوقی از منطق استنباط حقوقی تبعیت گردیده است.

پیشینه پژوهش

از گذشتگان دور تا به امروز تحقیقات بیشماری در زمینه های مختلف در خصوص آیه ی «لاَ اِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» انجام شده است. اما این تحقیق به سبب موضوع خاص "بررسی تفسیری و حقوقی آیه ی «لاَ اِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» می توان گفت یک موضوع جدید می باشد و تا کنون در مرکز پژو هش های جمهوری اسلامی ایران، تحقیقی با این موضوع یافت نشده است. که در یک نوشتار به اختصار و بصورت جامع به این موضوع پرداخته شود. در ذیل به برخی از تحقیقات انجام شده اشاره می کنیم:

* آزادی در قرآن

نویسنده: محمد علی ایازی- سال چاپ: ۱۳۷۹‎- ناشر: ‎تهران، دفتر تحقیقاتی و نشر ذکر
طرح مسئله آزادی در قرآن و اثبات آن، بویژه با خصلت کلی دین که نوعی الزام و تقید و تکلیف را برای پیروان خود به ارمغان می آورد اندکی و نیازمند توضیح است.اصولاً هر دینی که الزامات فکری و عملی را رهنمود می دهد، نمی تواند مروج رهایی و بی قیدی باشد.انسانی که دین را پذیرفت، یعنی پذیرفته است که در چارچوب معینی که دین مشخص کرده است گام بردارد.

نظرات کاربران درباره کتاب بررسی تفسیری و فقهی آیه‌ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»