فیدیبو نماینده قانونی لب‌المیزان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب روزه دریچه‌ای به عالم معنا

کتاب روزه دریچه‌ای به عالم معنا

نسخه الکترونیک کتاب روزه دریچه‌ای به عالم معنا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب روزه دریچه‌ای به عالم معنا

بحث «روزه؛ دریچه‌ای به عالَم معنا» سخنرانی استاد طاهرزاده در جمع دانشجویان تربیت معلم است. این بحث به‌جهت نوع نگاهی که به روزه و ماه رمضان دارد مورد استقبال زیاد قرار گرفت، و لذا بر آن شدیم تا به صورتی که ملاحظه می‌فرمایید آن را در اختیار علاقمندانِ به این نوع بحث‌ها قرار دهیم. خصوصیت این بحث در توجه کردن به روزه است در رابطه با نقشی که روزه در ابعاد باطنی و قلبی انسان ایفاء می‌کند. سخنران سعی دارد دست روزه‌دار را بگیرد و به کمک نیتِ نابی که در روزه‌داری‌اش اراده می‌کند، او را به لایه‌های باطنی روح و روان و قلبش سیر دهد و راه‌های ظریف خودشناسی را که انسانِ روزه‌دار می‌تواند طی کند، مقابل او قرار دهد.

ادامه...
  • ناشر لب‌المیزان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب روزه دریچه‌ای به عالم معنا

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.



روزه؛ خزینه حکمت

یک وقت هست که به خودتان القاء می کنید چون ما جوانیم میل به جنس مخالف داریم و نیاز طبیعی و ضروری این گونه میل ها را برای خود حس می کنید، این یک «وَهْم» است. این وَهم و توهّم و این نیاز اِلقایی و تحمیلی خیالی با گرفتن روزه از رونق می افتد، و جدّی نبودنش برای انسان روشن می شود. در همین راستا است که می فرماید: «با گرسنگی، شهوت فَرْج و شهوت سخن رفع می شود» هزاران رحمت در همین مطلب آخر نهفته است، چراکه حرف زدنِ افراطی، روح و قلب آدم را نابود می کند.
حرفِ زیاد، قلب را پریشان می کند و مانع آرامش و حضور قلب می شود آن وقت روزه باعث سکوت می گردد و در نتیجه قلب به تعادل و هوشیاری خود برمی گردد. از پیامبر(ص) روایت داریم که: «اگر این زیاده روی شما در صحبت و بی قیدی و اغتشاش دل های شما نبود، حتماً آن چه من می بینم می دیدید و آن چه می شنوم می شنیدید.» ملاحظه کنید پرحرفی چه نعمت بزرگی را از ما می گیرد و چگونه رابطه ما را با عالم غیب و معنی از بین می برد. دیگر این که «شهوت»، مناجات را مشوّش می کند و باعث می شود شخص، مقصد زندگی را گم کند- پناه به خدا از فراموشی مناجات با خدا- باز در روایت داریم که روزه خواب را کم و بیداری را افزایش می دهد، و معلوم است که زیادی خواب موجب ضایع شدن عمر و سختی دل می شود.
از بزرگان داریم که «گرسنگی کلید در خزانه خداست، به کسی نمی دهد مگر آن که را دوست دارد.» یعنی تا محبت خدا به بنده اش نباشد او را موفق به روزه نمی دارد. اهل دلی می گفت: «زیرکانِ در دین و دنیا، سودمندتر از گرسنگی ندیده اند، طالب آخرت را چیزی زیان کار تر از خوردن نباشد.» باز از بزرگان داریم: «علم و حکمت را در گرسنگی نهاده اند و جهل و معصیت را در سیری.» در حدیث از پیغمبرخدا(ص) هست:

«ما مَلاُ آدَمِی وِعاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِهِ، بِحَسَبِ بْنِ آدَمَ اَکلاتٌ یقِمْنَ صُلْبَهُ، فَاِنْ کانَ لا مَحالَه فَثُلْثٌ طَعامٌ وَ ثُلْثٌ شَرابٌ وَ ثُلُثٌ لِنَفَسِه»(۸)

یعنی برای آدم هیچ ظرفی به اندازه پُربودن شکمش برایش شرّ نیست، به حَسَب آدم بودنش نیاز به لقمه هایی دارد که طاقت ادامه زندگی در او باشد، در این حال، ثلث معده اش برای غذا و ثلث آن برای آب و ثلث آن برای نفس کشیدن باشد.

پس ملاحظه می کنید که طبق سخن رسول خدا(ص) یک سوم معده باید از طعام پر شود و نه بیشتر، پس هرکس بیش ازاین اندازه برای طعام جا باز کند از حسنات خود کم کرده است و در واقع ازحسنات خود خورده است. فرموده اند: «اولیاء به گرسنگی وخاموشی و بی خوابی وتنهایی، اولیاء شده اند.» سِرّ همه نیکویی ها میان آسمان و زمین، گرسنگی است و سرّ همه بدی ها سیری است، هر که نفس خود را گرسنه دارد وسوسه ها از او منقطع می شود. فرموده اند: «اقبال و توجه خدا به بنده، از گرسنگی و بیماری و بلا می باشد.» حکیمی را پرسیدند، نفس را به چه طریق مهار کنیم؟ گفت: به گرسنگی و تشنگی. و نیز فرموده اند:

«هیچ کس را خدا مصفّا نگرداند مگر به گرسنگی، و طی الارض نکردند مگر به گرسنگی، و خدا ایشان را دوست نگرفت مگر به گرسنگی.» ابوطالب مکی می فرماید: «مَثَل شکم، مَثَل طبل است، آواز آن به این خوش است که سبک و تند و تهی باشد، پس چون جوف خالی باشد، تلاوت خوش تر و قیام طولانی تر و خواب اندک باشد.»

از بزرگان داریم که سه کس را خدا دوست دارد: «اندک خُور»، «اندک خواب» و «اندک راحت»را.

روزه؛ دریچه عبادت

از پیامبر(ص) روایت داریم: «لِکلِّ شَیءٍ بَابٌ وَ بَابُ العِبَادَه الصَّوم» یعنی هر چیزی را دری است و دریچه عبادت روزه است. پس تا کسی وارد روزه داری نشود، به حال و حالت عبادت وارد نشده است. چون عالَم عبادت، عالَم خاصی است که با فکر و مطالعه به دست نمی آید. این روایت می خواهد بفرماید: تو را با شکم سیر به باغ عبادت راه نمی دهند. وقتی حالت عبادت در انسان به وجود آمد، احساس می کند در مرکز هستی جای دارد، تمام حرص ها و اضطراب ها از قلب او زدوده می شود، به اصل خود که بندگی خدا است برمی گردد. پس باید متوجه شد روزه وسیله ورود به عالم عبادت است و به تبعِ روزه است که سایر عباداتِ ما حالت و روح عبادت به خود می گیرد.
ملاحظه کرده اید اگر در هنگام سحر، زیاد غذا بخورید، درست نتیجه عکس می گیرید، خوابتان زیاد می شود، ذهنتان آن تیزی را که حاصل روزه است به دست نمی آورد و خلاصه از نتایج روزه محروم می شوید! به ما گفتند روزه بگیرید تا به شما ثابت شود با گرسنگی می توانید توانا و محکم شوید، البته شرطش این است که به خود القاء نکنید که چون روزه گرفته ام ضعیف شده ام، بلکه اگر دقت کنید متوجه می شوید بیش از گرسنگی، پرخوری علت ضعف و سستی است.

آزادی از وَهم

قدیمی ها قصه ای عبرت آموز دارند، می گویند:

بین یک مار و یک زنبور مکالمه ای صورت گرفت، زنبور ادعا کرد زهرِ من کشنده تر از زهرِ تو است ولی چون هیکلم کوچک تر است آدم ها باورشان نمی آید که زهر من می میراند و چون مُردن را به خودشان القاء نمی کنند، زهر من تاثیر واقعی اش را نمی کند و این ترس مردم از هیکل توست که مردم را می کشد و نه زهر تو. بالاخره بنا شد برای اثبات ادعای زنبور برنامه ای ترتیب دهند. قرار بر این شد هر دو بروند در کلونِ -قفل قدیمی- درِ باغی کمین کنند تا وقتی که باغبان آمد و انگشت خود را داخل کلون کرد که در را باز کند، روز اول مار انگشت باغبان را نیش بزند و زنبور بیرون بپرد و روز دوم کار را برعکس کنند، همین کار را کردند. در روز اول، باغبان یک مرتبه احساس کرد چیزی دستش را گزید، دستش را بیرون آورد و دید زنبوری پر زد و رفت، یک کمی مقاومت کرده ودستش را مکید و رفت دنبال کارش، پیش خود گفت زنبور بود و چیزی نبود. روز بعد، زنبور نیش زد و مار خودش را از سوراخ نشان داد، باغبان فریاد زد وای! مار دستم را گزید، و بیهوش شد. البته این یک قصه است ولی نکته روانی دقیقی در آن نهفته است.

با بیان این داستان می خواهیم عرض کنیم بعضی ها از ترس گرسنگی می میرند، نه این که گرسنگی آزارشان دهد، بلکه سیری آزارشان می دهد، ولی متوجه نیستند. ماه رمضان فرصت خوبی است تا اگر انسان خودش خودش را با القائات ذهنی از پا در نیاورد، به انسان ثابت شود چقدر با گرسنگی می توان روح را متعالی کرد. بیایید خوتان را به حداقل غذا عادت دهید، حتی شما جوانان، عصرهای ماه رمضان ورزش کنید، کوه نوردی کنید، تا به شما ثابت شود در اوج گرسنگی بسیار قدرتمندید. به قول مولوی:

قدرت جبریل از مَطبخ نبود
بود از الطاف خَلاّقِ وَدُود

همچنین هم قدرت اَبدال حق
هم زحق دان، نی زاطعام وطَبَق

یعنی پدیده هر چه مجرّدتر باشد قدرتش بیشتر است، و نفس انسان موجودی است مجرد و متعالی، و لذا قدرتی بی کران دارد ولی چون اسیر بدن است برای ما آن قدرت ظهور ندارد. نمونه این قدرت بی کران را شما در حضرت امیرالمومنین(ع) می بینید، همه مردم هم عصر آن حضرت متعجب بودند که ایشان با این غذای کم این همه نیرو را از کجا دارد؟ متوجه نبودند که روح انسان از مقام «روح» که نزدیک ترین مخلوق به خدا است تنزّل کرده تا به مرحله «مِن روحی» رسیده ولی از اصل خود که حقیقتی است فوق ملائکه منقطع نشده، و روزه می تواند همین را به شما ثابت کند که می توانید به غیبِ قدرتمند خود وصل شوید.

روزه؛ عامل نجات از وَهم

اصل روزه یعنی منصرف شدن از دنیا، و متصل شدن به غیب، الاّ این که شیطان نگذارد. شیطان ما را تحریک می کند تا از اصل مسئله محروم شویم، در کجا؟ در «وَهْم». «وَهْم» چیست؟ دروغِ راست نما! دیده اید بعضی آدم ها از مرده می ترسند. حالا چرا می ترسند؟ می گویند چون مرده است! وقتی زنده بود از او نمی ترسیدند، حالا که مرده است آیا خطرناک تر شده یا ازنظر بدنی هیچ شده است؟ قبلاً که زنده بود یک آدم بود، دست و پا داشت، می توانست با ما دعوا کند، حالا که مرده است، هیچ کاری نمی تواند بکند پس چرا از او می ترسی؟ چون هیچی است. از چی می ترسی؟ از هیچی! ملاحظه می کنید که ما در خیال خود یک بُعدی داریم که «هیچی» را برای ما «چیز» می کند و ما را از آن فراری می دهد و از واقعیت دور می کند. حالا اگر بگویند آیا حاضری با این مرده نصف شب توی غسالخانه تا صبح بمانی؟ می گوید نه! چرا؟ چون مرده است. می پرسی؛ آیا مرده است یا زنده؟ می گوید مرده است، می گوییم آیا حاضری تنهایی بدون این مرده در این غسالخانه تا صبح بخوابی؟ می گوید: باز هم می ترسم اما بهتر از قبل است، حالا اگر بگویید حاضری با یک نفر آدم زنده، دونفری باهم در غسالخانه تا صبح بمانید؟ می گوید این بد نیست. باز تکرار می کنیم، حاضری با یک مرده بخوابی؟ می گوید نه! این خطرناک است، می گوییم حاضری با این مرده بخوابی و نصف شب هم مرده زنده شود و تا صبح با هم صحبت کنید؟ می گوید نه، به هیچ وجه، وگرنه من می میرم.
ملاحظه کنید این چه بُعدی از انسان است که دارد سر انسان کلاه می گذارد؟ آن وَهْم است. شما یک «عقل» دارید و یک «وهم». «عقل»، واقع بین است، ولی «وَهْم»، واقع بین نیست و هیچی را چیز می گیرد. شیطان همیشه روی «وَهْم» شما کار می کند، «هیچی» را «چیز» می کند، «چیز» را «هیچی» می کند. می گوید: اگر با یک آدم زنده دونفری در غسالخانه تا نصف شب بنشینیم صحبت کنیم قابل تحمل است، ولی اگر نصف شب مُرده کنار من در غسالخانه زنده شود، من می میرم، در حالی که اگر مرده زنده شود، تازه می شود مثل حالت اول که برایت قابل تحمل بود که با یک آدم دیگر در غسالخانه بنشینی و صحبت کنی. ولی «وَهْم» گوشش به این حرف های منطقی بدهکار نیست. «وَهْم» اگر در روح ما میدان گرفت کار ما را عملاً به جایی می رساند که خواهیم گفت: از خدا کاری نمی آید، اما از حقوق آخر ماه کار می آید. می گوید: اگر حقوقم را ندهند بدبخت می شوم. یعنی چه بدون حقوق بدبخت می شوی؟ یعنی آدم «هیچی» را «چیز» می گیرد، «چیز» را «هیچی» می گیرد. می خواهند روزه بگیرید تا شما این بُعد دروغ ساز را، خلع قدرت کنید، و شیطان نتواند دیگر از طریق «وَهْم» شما را به بیراهه بکشاند. در روایت از رسول خدا(ص) داریم:

«اِنَّ الشَّیطانَ لَیجْرِی مِنْ بَنِی آدَمَ مَجْرَی الدَّمِ فَضَیقُوا مَجارِیهُ باِلْجُوعِ.»(۹)

یعنی شیطان مثل خونِ در بدن شما، در روح شما جاری می شود، از طریق گرسنگی جای او را تنگ کنید. همچنان که حضرت می فرمایند: «اَلصَّومُ یسَوِّدُ وَجْهَهُ»(۱۰) یعنی روزه موجب سیاه رویی شیطان است و دیگر نمی تواند انسان را تحت تاثیر قرار دهد.

روزه می خواهد به تو بگوید که «وَهم» را بکش، این بهترین نتیجه روزه است. آدم می گوید اگر غذا نخورم می میرم. آقا! این گوی و این میدان، آرام آرام شروع کن، شاید ابتدا، باورت نیاید، وسط ماه رمضان به خودت ثابت کن که این طور نیست که غذا و شکمِ پر، موجب سلامت و قدرت ما باشد.
در شرح حال پیغمبر(ص) داریم که: آن قدر گرسنگی می کشیدند که روی شکمشان سنگ می گذاشتند و شال روی آن می بستند که به معده شان فشار نیاید. چون اگر معده خالی باشد گرسنگی به معده مقداری فشار می آورد، اگر جدار معده به همدیگر نزدیک بشود، و به هم بچسبد فشار گرسنگی کم می شود. آن وقت حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: وقتی عرصه جنگ سخت می شد به پیامبر(ص) پناه می بردیم. یعنی این هم قدرت آن پیامبری که خود را بیشتر وقت ها گرسنه نگه می داشت. در همین نهج البلاغه هست که پیامبر(ص) وقتی در جنگ می خروشیدند، هیچ کس جرات نمی کرد در چشم های حضرت نگاه کند، از شدت عظمت و خشونت و ابّهت. حتماً شنیده اید؛ در جنگ حُنین، تک و تنها ایستادند در حالی که همه فرار کردند. باز داریم که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) با آن عظمت، وقتی بچه بودند دلشان برای پدرشان یعنی حضرت امیرالمومنین(ع) سوخت، نکند پدرشان مریض بشود که این قدر کم غذا می خورد، درِ کیسه آرد پدرشان را باز کردند و مقداری روغن را با آردها قاطی کردند که آردها روغنی بشود تا بعداً که نان برای پدرشان می پزند یک کمی هم حضرت روغن خورده باشند، حضرت اعتراض کردند که این چه کاری بود کردید؟

حداقلِ غذا، حداکثرِ قدرت

با روزه و با مطالعه زندگی و سیره معصومین(ع) باید به شما ثابت شود که با حداقلِ غذا حداکثرِ قدرت را می توانید داشته باشید، به شرطی که داستان آن باغبان و قضیه زنبور و مار فراموش نشود، نگویی نه این حرف ها بی خودی است، من اگر خیلی غذا نخورم می میرم، آن وقت مطمئن باش واقعاً می میری. شما از روزه و انصراف از غذا، حقایق غیبی طلب کنید تا همان حقایق نصیب شما شود، اصلاً روزه برای همین است. شما موجودی غیر مادی هستید، موجود غیر مادی اگر به ماده نظر داشته باشد به این جهت است که فعلاً منزلش ماده است، من و شما یک موجود غیر مادی هستیم. منزل اصلی موجود غیر مادی کجاست؟ مسلّماً منزل اصلی انسان غیب است، شما نظرتان را از این ماده کم کنید خودتان را در عالم غیب می بینید. شما همه جایی هستید، اما فعلاً نظرتان کجاست؟ به ماده بدن. حالا اگر بخواهید خودتان را در عالم غیب حس کنید باید نظرتان را از ماده کم کنید، شما جنستان از جنس غیب است و لذا خودتان را در عالَم غیب حسّ می کنید. مولوی همین را در اول مثنوی می گوید که:

بشنو از نی، چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

یعنی همه حرف انسان ها وقتی در عمق آن بروی، ناله ای است از این که از آن مقام مجرد غیبی جدا شده اند. حالا روزه کمک می کند که لااقل به آن عالَم سری بزنیم.
می فرماید: «روزه؛ صفای دل و افروختگی خاطر و تیزی بصیرت می آورد» بصیرت آدم تیز می شود، چون حجاب ارتباط با حقایق غیبی اش ضعیف می شود. آیا آدم های پرخور را دیده اید که هم عمرشان کوتاه و هم اندیشه شان ضعیف است؟ این یک قاعده است، یک مسئله علمی است، آدم های پرخور هم خیلی زود می میرند، هم آن فرصت رسیدن به تعالی را از دست می دهند و هم کم عقلند. نکته خوبی از بزرگان داریم، می گویند: «سیری، کندی ذهن و کوری دل می آورد و گرسنگی، نفسانیت و هوس را خوار می کند و دل را با عالَم سماوی ربط می دهد.»
فرمایش پیامبر(ص) هست که می فرمایند :

«حَیوا قُلُوبَکم بِقِلَّه الضِّحْک وَ طَهِّرواها بِالجُوعِ، تَصْفُو وَ تَرِقْ»

قلب هایتان را زنده نگه دارید به کمی خنده و پاک نگه دارید با گرسنگی، تا صاف و رقیق شود.

اشک شب قدر، از گرسنگی طولانی ماه رمضان به دست می آید، دل باید رقیق باشد، دلی که رقیق باشد اشک هم می ریزد، دلی که اشک ریخت یعنی درِ غیب را دارند برایش باز می کنند، اگر درِ غیب برایتان باز شد اصلاً حرص دنیا را نمی خورید، ادراکتان عوض می شود و نوع تجزیه و تحلیلتان از حوادث تغییر می کند. امام خمینی«رحمه الله علیه» یک طور انقلاب را می دیدند، رادیوی بی بی سی هم یک طور می بیند. پیغمبر و امام زمان«صلواه الله علیهما» یک جور دنیا را می بینند و مردم معمولی هم یک طور. ان شاء الله خدا با روزه، یک قلب مورد پسند امام زمان(عج) به شما می دهد.
گفته اند: «گرسنگی چون رعد است و قناعت چون ابر و حکمت چون باران.» رعد و برق باران می دهد، حکمت یعنی؛ دقیق اندیشی. می گوید: اگر گرسنگی بکشید و قناعت پیشه کنید حکیم می شوید.
از پیامبر(ص) روایت شده است که: «مَنْ اَجاعَ بَطْنَهُ عَظُمَت فِکرَتُه وَ فَطَنَ قَلْبُهُ» یعنی: هر کس شکمش را گرسنه نگه دارد فکرش بلند و قلبش بیدار و تیزبین می گردد.
نه این که در افطار آن چه را نخورده است تماماً جبران کند که در این حال مزه دینداری را نمی چشد، آن وقت می گویید چی شد آمدیم توی این دنیا؟ خدا می گوید آمدی توی این دنیا که نورانی و دیندار بشوی، وقتی که آدم منطبق بر دستور شریعت عمل نکند مزه دینداری را نمی چشد و وقتی مزه دینداری را نچشید فلسفه زندگی دنیایی را نخواهد فهمید. پیامبر(ص) فرمودند: «اگر کسی شکمش را گرسنه نگه دارد، فکرش بزرگ می شود و قلبش زیرک می شود» لذا معنی زندگی را می فهمد، گفت:

هرکه غافل گشت ازکشت بهار
اوچه داند قیمت این روزگار

کسی قیمت و ارزش زندگی را در این دنیا خواهد فهمید که فرصت های به کمال رساندن خود را از دست ندهد.
باز روایت داریم: «هر کس سیر بخوابد، قَسِی الْقَلب است». واقعاً عرض می کنم سحر ماه رمضان خیلی غذای سنگین نخورید، کار زشتی است، نترسید ضعیف و مریض نمی شوید. این شیطان است که شما را می ترساند. در اول بحث عرض کردیم؛ روایت داریم: شکمِ پُر چراگاه شیطان است. بیایید غذای سبک بخورید و بعد از غذا نخوابید. با سبک غذاخوردن، خواب بر شما مسلّط نمی شود که مجبور شوید بخوابید. یک کمی قدم بزنید، ذهنتان تیز می شود، دعا بخوانید، درس بخوانید. به شما عرض می کنم من مطمئنم اگر مقداری از درس های دینی تان، مثل معارف اسلامی را در ماه رمضان مطالعه بکنید حتماً ثواب قرآن خواندن را هم می برید ، البته جمع آنها بهتر است.
مفاتیح را نگاه کنید در اعمال شب بیست و یک و بیست و سوم داریم که: «مَنْ اَحْیا هاتَینِ الَّیلَتَینِ بِمُذاکرَه الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ» یعنی اگر این دو شب را با مذاکره علمی احیا کنید و بیدار بمانید، افضل است، چون در چنین شب هایی اندیشه و تدبّر در معارف الهی، زمینه ریزش حقایق معنوی را به قلب زیاد می کند، و قلب زمینه پذیرش انوار ملائکه و روح را پیدا خواهد کرد. البته این نکته به آن معنی نیست که از دعاهای این دو شب که راه ارتباط قلب با عالم غیب است، غافل شوید. منظور آن است که جایی برای تقویت معارف هم باز کنید.
علامه طباطبایی«رحمه الله علیه» در جلد آخر المیزان می فرماید: «تَمَّ الکتاب...فی لیله القدر المبارکه الثلاثه والعشرین من لیالی شهر رمضان». یعنی؛ علامه«رحمه الله علیه» در شب قدر تفسیرشان را می نوشتند که در آن شب تمام کرده اند. شما در این ماه رمضان یکی از چیزهایی که ان شاءالله برایتان منشا برکت می شود این است که کتاب های معارف اسلامی را عمیق بخوانید، قرآن هم بخوانید ولی بدانید شما چون در موضع طلب علم هستید، خودِ درس خواندن هم برایتان عبادت است، البته اگر برای خدا باشد.
در یکی از سال های جنگ تحمیلی در ماه رجب همراه برادران سپاه پاسداران، خدمت استاد آیت الله حسن حسن زاده آملی«حفظه الله تعالی» رسیدیم، از ایشان سوال شد که: حاج آقا! کدام یک از اعمال ماه رجب را افضل می دانید که اگر خدا توفیق بدهد انجام دهیم؟ ایشان گفتند: «سریعاً اعمال واجبتان را انجام دهید و بروید کارهای جنگ را بکنید، این کار از همه کارها برای شما واجب تر است.» لذا یکی از کارهایی که در این ماه برای شما مفید است، خوبِ خوب خوب کار فکری کردن در معارف دینی است تا بتوانید در جنگ فرهنگی با دشمنان اسلام هم خودتان را تقویت کرده باشید، و هم به بقیه کمک کنید که ضربه نخورند.
حتماً قرآن بخوانید ولی سعی کنید قرآن را بفهمید، در روایت داریم: «اَلا! لاخَیرَ فِی قَراءَه لَیسَ فِیها تَدَبُّر»(۱۱) یعنی هیچ خیری در خواندنی که در آن تدبّر نباشد، نیست. به جای این که یک سوره را بخوانید و نفهمید، یک آیه را بخوانید و بفهمید. این که گفته اند، اگر قرآن بخوانید این قدر ثواب دارد، یادتان باشد مخاطبان امام(ع) در این روایت، مردم عرب زبان بودند که دیگر مشکل فهم قرآن را نداشتند، در حالی که ما فارسی زبانیم و مشکل فهمیدن قرآن داریم. پس ما باید دو کار بکنیم، هم یک سوره را بخوانیم و هم آن را بفهمیم. این که خوب وقت صرف کنیم تا کمی از قرآن را بفهمیم چه اشکالی دارد؟ از اول ماه رمضان تا آخر ماه رمضان یک سوره را خوب بفهمید و بخوانید، این ثوابش حتمی است، اما در این که یک دور قرآن را ختم کنید در حالی که می توانید بفهمید ولی نفهمید باید احتیاط کرد. باید به مردم معمولی بگوییم حتی ظاهر قرآن را بخوانید، یادتان باشد بالاخره خواندن قرآن ثواب دارد، نگاه کردن روی خط قرآن هم ثواب دارد. منتها بی سواد باید روی خط قرآن نگاه کند ، اما شما چی؟ شما در موضع تحصیل کرده و طلبه اید. شما باید وظیفه دیگری را بر خودتان حمل کنید، شما باید قرآن را بفهمید، شما می توانید بفهمید، پس باید بفهمید، ولی به هرحال خواندن قرآن به هر صورتش ثواب دارد و اجر می برید.
نکته دیگری که لازم می بینم متذکر شوم، این که در اثر روزه آنچنان درخواست های انسان متعالی می شود که خواست خود را با خواست انسان های متعالی یعنی با امامان تا حدّی، یکی می یابید. این دعاها، راز و نیاز امامان است با خدای خودشان، ما هم در خود احساس می کنیم که دلمان می خواهد این دعاها را بخوانیم، چون می بینیم بهتر از این نمی شود با خدا سخن گفت. دعاهای این ماه با تزکیه و استمرار، زبان حال و فریاد جان شما می شود، و به مقام اتصال به حق می رسید «ان شاء الله» و اسماء و صفات حق نُقل و نبات قلب شما می گردد.
گفت:

درِ لقمه چوبستی، زِ هر حیله برستی
وگر حرص بنالد بگیریم کری ها

خیلی خوب گفته است، حرص می گوید آخر گرسنه ام، ما نمی شنویم و محلش نمی گذاریم، «وگر حرص بنالد، بگیریم کری ها». دیده اید وقتی با کسی حرف می زنید، هرچه فرزندتان می گوید بابا، بابا، و مزاحم حرف زدن شما می شود محلش نمی گذارید؟ حالا می خواهید در ماه رمضان با چه کسی حرف بزنید؟ با خدا، هر چقدر حرص می گوید: آی! من هم هستم، می گوییم نیستی، «وگر حرص بنالد بگیریم کری ها». در رابطه با خدا و از طریق روزه این گونه باید بشویم. خدایا به حق امام زمان(ع) ما را از روزه داران قرار بده.

آثار منتشر شده از استاد طاهرزاده
  • معرفت النفس و الحشر (ترجمه و تنقیح اسفار جلد ۸ و ۹)
  • گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی
  • علل تزلزل تمدن غرب
  • آشتی با خدا ازطریق آشتی باخود راستین
  • جوان و انتخاب بزرگ
  • ده نکته از معرفت النفس
  • ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا
  • کربلا، مبارزه با پوچی ها (جلد ۱و۲)
  • زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین(ع)
  • فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت(عج)
  • مبانی معرفتی مهدویت
  • از برهان تا عرفان (شرح برهان صدیقین و حرکت جوهری)
  • جایگاه رزق انسان در هستی
  • زیارت آل یس، نظر به مقصد جان هر انسان
  • فرهنگ مدرنیته و توهّم
  • دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی
  • معاد؛ بازگشت به جدّی ترین زندگی
  • بصیرت فاطمه زهرا(س)
  • جایگاه و معنی واسطه فیض

مقدمه

باسمه تعالی

بحث «روزه؛ دریچه ای به عالَم معنا» سخنرانی استاد طاهرزاده در جمع دانشجویان تربیت معلم است. این بحث به جهت نوع نگاهی که به روزه و ماه رمضان دارد مورد استقبال زیاد قرار گرفت، و لذا بر آن شدیم تا به صورتی که ملاحظه می فرمایید آن را در اختیار علاقمندانِ به این نوع بحث ها قرار دهیم.
خصوصیت این بحث در توجه کردن به روزه است در رابطه با نقشی که روزه در ابعاد باطنی و قلبی انسان ایفاء می کند.
سخنران سعی دارد دست روزه دار را بگیرد و به کمک نیتِ نابی که در روزه داری اش اراده می کند، او را به لایه های باطنی روح و روان و قلبش سیر دهد و راه های ظریف خودشناسی را که انسانِ روزه دار می تواند طی کند، مقابل او قرار دهد.
می گوید: ای انسان! به اندازه ای که در روزه داری عزم بلند داشته باشی، روزه برای تو ثمره به همراه خواهد آورد و لذا سعی دارد آن نوع از عزم های بلندی را که انسان روزه دار می تواند اراده کند، به او متذکر شود.
توجه به روایات و سخنان عرفا در مورد روزه موجب تقویت اراده در روزه داری می گردد، لذا با مطالعه روایات مورد بحث، انسان احساس می کند با روزه داری خود راه های گمشده اش را می تواند بیابد.
پیشنهاد ما این است که سعی شود هر سال قبل از ماه رمضان یک بار این بحث مرور شود تا عزیزان با شعف و شور بیشتری با روزه خود کنار بیایند و اُنس بگیرند.

گروه فرهنگی المیزان

جایگاه دعای سحر

سعی کنید اعمال این ماه را خوب انجام دهید، مثلاً در دعای سحری که از حضرت امام باقر(ع) نقل شده؛ شما در این دعا چه می خوانید؟ فقط خدا را. دیده اید؛ آدم کسی را که خیلی دوستش دارد، دلش می خواهد همین طور با او حرف بزند، چرا؟ چون حرف زدن با او برایش مطلوب است، چرا؟ چون دوستش دارد، می خواهد با او حرف بزند، صِرف اُنس با او برایش هدف است. خداوند یک کلمه در کوه طور از موسی(ع) پرسید، این چیست در دستت؟ گفت: عصایم است «هِی عَصَای»، حضرت موسی(ع) دید دلش می خواهد باز هم گفتگو را ادامه دهد گفت: «اَتَوَکوُا عَلَیها» به آن تکیه می دهم، دید باز هم دلش می خواهد حرف بزند گفت: «اَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی» با آن برگ ها را برای گوسفندانم می ریزم، همچنان دلش می خواست چیزی بگوید دید دیگر چیزی ندارد ولی تمایل حرف زدن دارد گفت: «وَلِی فیها مَآرِبُ اُخْری» و با آن کارهای دیگر هم می کنم، چون از همین مصاحبت با حق لذت می برد. در دعای سحر شما از خدا چه می خواهید؟ در این دعا، اصلاً چیزی جز ذکر اسماءِ او نمی گویید، مصاحبت او را می خواهید.

خلاف طریقت بود اولیاء
تمنّا کنند از خدا جز خدا

می گویی: «اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک مِنْ بَهَائِک بِاَبْهاهُ» خدایا من از تو می خواهم به حق آن گران قیمت ترین وجود و بهائت «بِاَبْهَاه» وآن هم از خوب خوبهایش و «وَ کلُّ بَهائِک بَهی» و اصلاً همه خوبی ها و الطاف قیمتی تو، قیمتی ترین است.

«اللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک مِن جَمالِک بِاَجْمَلِهِ وَ کلُّ جَمَالِک جَمیلٌ». یعنی؛ خدایا از تو می خواهم و از جمالت هم می خواهم، آن هم از شدیدترین وجه جمالت، در حالی که همه جمالت، شدیدترین است و تو وَجه جمال ضعیف نداری.

ملاحظه می کنید همچنان صفات و اسامی و کمالات خداوند را می شماری، می گویی:

«الّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک بِعِزَّتِک بِاَعَزِّها، وَ کلُّ عِزَّتِک عَزیزَه» خدایا از تو به حقیقت عزّتت و به آن عزیزترین اسمائت می خواهم، و بعد می گویی البته همه اسماء تو عزیز و برتر است. یعنی چه؟ ملاحظه می کنی که همین مصاحبت مطلوب تو است. تا آخر دعا، اسماء او را می شماری و از این تکرار اسماءِ حضرت حق به شعف می آیی و قلبت را محل یاد او قرار می دهی.
به جایی می رسی که در سحرهای ماه رمضان زبان حالت، این می شود که:

من هرچه خوانده ام همه از یاد برده ام
غیراز حدیث دوست که تکرار می کنم

یعنی با تکرار اسماء او، جان را متوجه او می کنی، و آهسته آهسته خود را به او نزدیک می بینی، اول باید نام او را همچنان بر زبان داشت تا آهسته آهسته قلب هم با زبان همراهی کند. داریم که:

دید مجنون را یکی صحرا نورد
در میان بادیه بنشسته فرد

صفحه ای از ریگ و انگشتش قلم
با صلای دل همی می زد رقم

گفت کای مجنون شیداچیست این
می نویسی نامه، بهر کیست این

گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلّی می دهم

چون میسّر نیست برمن کامِ او
عشق بازی می کنم با نام او

آری! «چون میسّر نیست بر من کام او» که بتوانم در مقام فناء و اتحاد با او باشم، با به زبان آوردن اسماء مبارک او، قلب خود را به او نزدیک می نمایم.
این اولِ کار است که باید اسماء او را در سحرهای ماه رمضان صدا کنی ولی می رسی به جایی که از عمق جان خواهی گفت:

هرچیز که دیدم همه بگذاشتنی بود
جزیادتوای دوست که آن داشتنی بود

باز می آیی جلو و جلو تا جایی که خواهی گفت:

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

دیگر جز او را در سراسر هستی نخواهی یافت، در همه این اسماء یک چیز را می یابی و یک مطلوب را جستجو می کنی، تا جایی که این دعاها را مثل یک نسیم می شناسی که پرده از رخ محبوب برمی دارد تا تو بتوانی با معبود خود بیشتر ارتباط پیدا کنی، گفت:

گر باد نبودی که سر زلف تو برداشت
آن عارض زیبای تو ما را که نمودی؟

و روزه، همان نسیم است که موجب می شود قلب متوجه حق بشود و طالب اُنس با او شود.
به هر صورت نقش دعا و استمرار دعا را در این ماه فراموش نکنید. فرصت فوق العاده ای است که بتوانیم هرچه بیشتر به خدا نزدیک و نسبت به آن مقام اعلی آشنا شویم. خدا می داند شاید هدیه ای بزرگ تر از دعای ابوحمزه ثمالی که مومنین در سحر ماه رمضان می خوانند برای روزه دار نباشد، فوق العاده عالی است، اوج ارتباط انسان را با خدا به انسان مرحمت می کند. -اگر نتوانستید هر نیمه شب همه آن را بخوانید، لااقل چندصفحه آن را بخوانید و شب بعد، صفحات بعد را بخوانید.- و بدانیدکه؛ روزه انسان را تا ملاقات با خدا و رویت حق جلو می برد.(۱۲)
هنوز مایلم در مورد روزه و نتایج روحانی آن کمی تاکید کنم تا ان شاءالله نفسِ ما، در نزدیکی به حقیقت روزه، هرچه بیشتر موفق شود و از اهداف روزه غافل نشود.
امام صادق(ع) در کتاب «مصباح الشریعه» در باب روزه می فرمایند : شما باید متوجه باشید بیمارِ گناهانتان هستید و مثل یک بیمار که میل خوردن و نوشیدن از او سلب می شود و همچنان منتظر است تا سلامتی اش به او برگردد، شما هم باید قلبتان را متوجه بیماریتان به جهت گناهان و غفلت هایتان بکنید، و نخورید و نیاشامید و همچنان منتظر بمانید تا از مرض گناهان شفا یابید.

«... وَ اَنْزِلْ نَفْسَک مَنْزِلَه الْمَرْضی، لا تَشْتَهِی طَعاماً وَلا شَراباً، مُتَوَقِّعاً فی کلِّ لَحْظَه شِفَاءَ ک مِنْ مَرَضِ الذُّنُوبِ»

یعنی در حین روزه داری چنین حالتی به خود بگیرید. روزه، روحیه مقاومت و خویشتن داری را در انسان تقویت می کند و به اصطلاح، انسان زورش به خودش می رسد.

رسول خدا(ص) می فرمایند:
«الصَّبْرُ نِصْفُ الاِیمانِ وَ الصَّوْمُ نِصْفُ الصَّبْرِ»(۱۳) یعنی همان طور که پایداری در اعمال دینی، خود نشانه ای از حضور ایمان در قلب است و چنین قلبی به نصف از ایمان دست یافته است و باید ایمان خود را با معارف بیشتر و اخلاق حسنه کامل کند، کسی هم که وارد روزه داری شود به نصف صبر دست یافته است و منوّر به مقداری از ایمان گشته و قلبش در اعمال دینی اش به صحنه آمده است. چرا که ممکن است ما تسلیم دستورات و اخبار دین شده باشیم، ولی قلبمان وارد ادراک و احساس حقایق دین نشده باشد. برای این که قلب وارد چنین میدانی شود، از ابتدا باید بنا را بر این بگذاریم که در دینداری باید پایداری نمود و از این طریق نصف راه را طی کرده ایم. حال اگر وارد روزه داری شدیم، نصف از این میدان صبر را طی خواهیم کرد و خیلی سریع قلبمان وارد ادراک و احساس حقایق دین می شود.
در روایت از رسول خدا(ص) داریم: خداوند مباهات و افتخار می کند در نزد ملائکه به جهت جوان اهل عبادت، و می فرماید: «ای جوان که به جهت رضایت من شهوتت را ترک کردی و جوانیت را خرج بندگی من کردی، منزلت تو نزد من همانند مقام بعضی از ملائکه من است.» یعنی این جوان روحیه ملائکه را پیدا کرده است.

«اِنَّ اللهَ تَعالی یباهِی مَلائِکتَهُ بِالشَّابِ العابِدِ، فَیقُولُ اَیهَا الشَّابُ التّارِک شَهْوَتَهُ لِاَجْلِی الْمُبْذِلُ شَبَابَهُ لی، اَنْتَ عِنْدی کبَعْضِ مَلائِکتی»(۱۴)

و این مقام کمی نیست که انسان از طریق عبادت و ترک شهوات و میل ها، وارد عالم ملائکه شود، عالَمی فوق جسم و جسمانیات و زمین و زمان، چنین جوانی آینده و گذشته برایش چون زمان حال روشن می گردد و دیگر نگران آینده خود نیست.
شما زکات مال را می دهید تا مال پاک شود و بتوانید در آن تصرف کنید و برای شما برکت داشته باشد. روزه، عیناً چنین کاری را با بدن شما می کند، که بدن شما با روزه داری در خدمت شما قرار می گیرد و شما اسیر شهوات آن نخواهید شد و به همین جهت هم در روایت از پیامبر(ص) داریم: «وَ لِکلِّ شَیءٍ زَکاه وَ زَکاه الاَبْدانِ الصِّیام»(۱۵) حالا چنین بدنی در اختیار ما است، نه این که ما در اختیار آن باشیم.
پس به همین جهت است که گفته شده: «زیرکان در دین و دنیا سودمندتر از گرسنگی ندیده اند» و داریم که: «در قیامت عملی دیده نشود فاضل تر از ترک غذای اضافی.» چنانچه سیره پیامبر و ائمه(ع) را ملاحظه کنید متوجه می شوید که آن عزیزان، زمینه نخوردن ها را برای خودشان بیشتر فراهم می کردند و نه زمینه خوردن ها را.
عرض شد که از پیامبرخدا(ص) داریم که هیچ ظرف پُری برای آدم مثل شکم پر، مضر و پر شرّ نیست. «مَا مَلَاُ آدَمی وِعَاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِه»(۱۶) چون شکم پر، روح را از جهت صلاح به جهت فساد سوق می دهد و انسان دیگر مصالح خود را گم می کند.
اصلاً وقتی نور ایمان بر جان تابید و انسان از ایمان حرارت گرفت دیگر دوست ندارد از پر خوری لذت بگیرد، روح مومن زیر بار نمی رود که چون غافلان، سفره دل را در اختیار هوس بگذارد تا هرقدر خواست در آن بریزد.
در روایت از رسول خدا(ص) داریم که یکی از نشانه های مومن و منافق همین است که منافق جراتِ بسیار خوردن دارد و مومن نه. حضرت می فرمایند: «المُوْمِنُ یاکلُ فی مِعاءٍ وَاحِدٍ وَ الْمُنَافِقُ یاکلُ فی سَبْعَه اَمْعَاءٍ.»(۱۷) یعنی؛ مومن با یک شکم می خورد و منافق با هفت شکم. وقتی نور ایمان در قلب نیفتد، حرص و شهوت شعله می کشد و خوردن، بهانه برای خاموش کردن این حرص و شهوت می شود، در حالی که با خوردن، حرص و شهوت فرو نخواهد نشست، مثل این است که بخواهیم با دادن هیزم بیشتر به آتش، آتش را سیر کنیم. ولی وقتی نور ایمان در قلب تجلّی کرد، اعتنایی به حرص و شهوت نمی کند که بعداً بخواهد با خوردن، آن را اشباع کند.
پیامبر(ص) فرمود: «اَدِیمُوا قَرْعَ بابِ الْجَنَّه یفْتَحْ لَکمْ» یعنی پیوسته در بهشت را بکوبید تا برای شما باز شود. «قُلْتُ: وَ کیفَ نُدیمُ قَرْعَ بابِ الْجَنَّه؟» پرسیدم: چگونه درِ بهشت را بکوبیم؟
«قالَ: بِالْجُوعِ وَ الظَّمَاِ»:(۱۸) حضرت فرمودند: با گرسنگی و تشنگی. چون وقتی برای رضای هوس، غذا و نوشیدنی نخورد، روح را از زمین و زمینی بودن آزاد می کند و جهت الهی خود را باز می یابد.
در روایت داریم: «اِنَّ اَبْغَضَ النَّاسِ اِلَی الله تَعالی اَلْمُتَّخِمونَ الْمَلَاُ»(۱۹) مبغوض ترین مردم نزد خدا، آنهایی هستند که معده های پُر دارند تا آن حدی که تُخَمِه-ترش- کرده باشند.
فرمود: ترک نکرد بنده خوردن لقمه ای که اشتهای خوردنش را دارد، مگر این که برای او درجه ای در بهشت است. «وَ مَا تَرَک عَبْدٌ اَکلَه یشْتَهیها اِلاّ کانَتْ لَهُ دَرَجَه فِی الْجَنَّه.»(۲۰)
یکی از عرفا می گوید: «عبادت؛ پیشه ای است که دکان آن تنهایی است و بهای آن گرسنگی است.» یعنی در جایگاهی خلوت و با حالت گرسنگی انسان می تواند به عالَم عبادت دست یابد.
داریم که لقمان به پسرش نصیحت کرد که: «ای پسرم، هر گاه که معده ات پر شد، فکرت به خواب می رود و حکمتت گنگ می شود، و اعضایت از توانایی برای عبادت باز می ایستد».

«یا بُنَی اِذَا اِمْتَلَاتِ الْمِعْدَه، نامَتِ الفِکرَه وَ خَرَسَتِ الْحِکمَه وَ قَعَدَتِ الاَعْضاءُ عنِ العِبادَه.»(۲۱)

به هر صورت ما نمی خواهیم بیش از این وقت عزیزان گرفته شود، ولی لازم است به کتاب های اخلاق در مورد روزه و جوع، رجوع کنید و با مراجعه دائمی به آنها روزبه روز اراده خود را در توجه به روزه، تقویت کنید و نگذارید روزه از دستتان برود و از آن نتایج بلندی که می توانید به دست آورید خود را محروم کنید، زیرا رهایی از خود، که حاصل روزه است چیز کمی نیست که بتوانید به آن نظر نداشته باشید، باید از دست خود آزاد شده و اگر از دست خود آزاد شدید، عیدِ آزادی از دست خود، یعنی عید فطر بر شما مبارک باد.
گفت:

رقص آن جاکن که خود را بشکنی
پنبه را از ریش شهوت برکنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند
چون جهند از نقصِ خود رقصی کنند

امیدواریم این سرور و شادی از خود وارستن، به آن انتهای وارستگی برسد و در این ماه به موفقیت کامل دست بیابید.

ان شاء الله

اَلّلهُمَّ اجْعَلْنَا مِنَ الصّائِمِینَ لَک
اَلّلهُمَّ اجْعَلْنَا مِنَ الْقَائِمِینَ لَک

خدایا! در شب های قدر آنچه به اولیائت مرحمت می فرمایی به فضل و کرمت از ما دریغ مدار.
خدایا! قلب امام زمان عزیز(عج) را از ما راضی و خشنود بگردان.
خدایا! فرج پُربرکتش را تسریع بفرما.
خدایا! در شب های پربرکت این ماه، ما را موفق به «قیام» و «ذکر» و «قرائت» بگردان.
خدایا! شیطانِ بسته را بر قلب ما باز مگردان و بهشت باز شده را مبند.

«والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته»

نظرات کاربران درباره کتاب روزه دریچه‌ای به عالم معنا

خیلی عالی
در 9 ماه پیش توسط محمدحسین