فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اعجاز قرآن با ایجاز حذف

کتاب اعجاز قرآن با ایجاز حذف
مطالعه موردی جزء ۲۹

نسخه الکترونیک کتاب اعجاز قرآن با ایجاز حذف به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اعجاز قرآن با ایجاز حذف

قرآن نور هدایت و نجات‌بخش آدمی و معجزه‌ی جاویدان پیامبر و منشور مبارزه‌ی رسول خدا با تمامی مظاهر جهل و ستم و استکبار و پلیدی بوده و تنها کتابی است که در میان سایر کتب آسمانی دیگر، تاکنون از هرگونه دستبرد و تحریف، مصون مانده و خواهد ماند؛ زیرا خداوند می‌فرماید: «إنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَ وَ إنّا لَهُ لَحافِظونَ».(حجر،۹) این کتاب مقدس از همان آغاز امر، توجه پیروان خود را جلب کرده و اهتمام آنان را درراه حفظ و صیانت و فهم و درک آن برانگیخته، صیانت از کلام وحی، تنها منحصر به زمان صدر اسلام نیست، بلکه در تمام دوره‌های اسلامی و قرون متمادی از آن حراست شده است. گرچه قرآن کریم، از تحریف لفظی مصون مانده، اما به نظر نگارنده توسط برخی از معتقدین به آن، دچار تحریف معنوی شده و بدیهی است مسلمانانی که حق قرآن را تنها با خواندن عبارات آن کافی دانسته، به این کلام الهی توجه خاص مبذول نداشته و قرآن را دچار تحریف معنوی کرده‌اند.

ادامه...

بخشی از کتاب اعجاز قرآن با ایجاز حذف

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

قرآن نور هدایت و نجات بخش آدمی و معجزه ی جاویدان پیامبر و منشور مبارزه ی رسول خدا با تمامی مظاهر جهل و ستم و استکبار و پلیدی بوده و تنها کتابی است که در میان سایر کتب آسمانی دیگر، تاکنون از هرگونه دستبرد و تحریف، مصون مانده و خواهد ماند؛ زیرا خداوند می فرماید: «انّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَ وَ انّا لَهُ لَحافِظونَ».(حجر،۹) این کتاب مقدس از همان آغاز امر، توجه پیروان خود را جلب کرده و اهتمام آنان را درراه حفظ و صیانت و فهم و درک آن برانگیخته، صیانت از کلام وحی، تنها منحصر به زمان صدر اسلام نیست، بلکه در تمام دوره های اسلامی و قرون متمادی از آن حراست شده است. گرچه قرآن کریم، از تحریف لفظی مصون مانده، اما به نظر نگارنده توسط برخی از معتقدین به آن، دچار تحریف معنوی شده و بدیهی است مسلمانانی که حق قرآن را تنها با خواندن عبارات آن کافی دانسته، به این کلام الهی توجه خاص مبذول نداشته و قرآن را دچار تحریف معنوی کرده اند.
مقدمه ی عمل به دستورات قرآن، تلاوت آن است. چه بسا تلاوت کننده ی قرآن، به دلیل عدم اجرای دستورات آن در زندگی اش، مورد لعن قران بوده، هم چنانکه پیامبر اسلام می فرمایند: «چه بسا تلاوت کننده قرآن که مورد لعنت قرار می گیرد.»
دامنه ی تحقیقات قرآنی به دلیل جذابیت قرآن کریم به دانشمندان غربی نیز رسیده، آنان باپشتکار خود به این مهم، اهتمام ورزیده اند، مثلاً در اوایل قرن بیستم میلادی، انجمن علمی مونیخ در کشور آلمان، مصمم گردید تا آنجایی که توانایی دارد، منابع ویژه قرآن و علوم قرآنی اعم از تفسیر و غیره را فراهم آورد.(حجتی، ۱۳۶۵/ ۱۲) بنابراین، لازم است ما مسلمانان نسبت به نشر مفاهیم و علوم گسترده و فانی ناپذیرش وظیفه شناس بوده و اجازه ندهیم در این میدان کسانی که آن ها را کافر می دانیم بر ما سبقت بگیرند.
اگر به تاریخ مبارزات مسلمانان نظری بیفکنیم، ملاحظه می شود دشمنان تنها راه پیروزی خود را در مقابل مسلمانان جدا کردن قرآن از آنان می دانند و قرآن ازنظر آنان عامل اصلی اتحاد مسلمین می باشد.
«گلادستون» یکی از شخصیت های بنام انگلیس از اتحاد مسلمانان به قدری خشمگین می شود که روزی قرآن را روی میز می کوبد و آن را بمب معرفی می کند. وی از هم نظران خویش می خواهد، وقت خود را درراه جنگ با مسلمانان هدر ندهند؛ بلکه از فکر خود برای جداسازی قرآن از میان کشورهای مسلمان استفاده نمایند، کاری که امروزه در سرکوبی بیداری اسلامی مشاهده می شود.(شیخ الاسلامی،۱۳۷۶/ ۱۷)
یکی از امتیازات بالنده ی کلام وحی، جنبه فصاحت و بلاغت آن است. قرآن کریم در آیات فراوانی مردم را در خلق یک آیه و یا یک سوره به مبارزه طلبیده، ازجمله می فرماید: «وَ ان کُنتُم فِی رَیبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلی عَبدِنا فَاتوا بِسورَهٍ مِن مِثلِهِ وَادعوا شُهَداءَکُم مِن دونِ اللهِ ان کُنتُم صادِقینَ».(بقره،۲۳)
اسلوب ایجاز از مهم ترین ویژگی های زبان قرآن است تا جایی که بعضی اساساً زبان عربی را زبان ایجاز و ایجاز را حلیه القران نامیده اند.عرب گرایش به درازگویی نداشته و بلاغت را در رعایت ایجاز می دانسته است.
دانشمندان علوم عربی در قدیم برای حذف بعضی از ارکان جمله و اصل اقتصاد زبانی از اصطلاحاتی مانند حذف و تقدیر استفاده می کردند.امروزه زبان شناسان دراین باره اصطلاح ژرف ساخت را به کار می برند آن ها می گویند هر جمله یکرو ساخت surface sturactur و یک ژرف ساخت deep sturactur دارد روساخت آن است که بر زبان جاری می شود و ژرف ساخت آن است که در ذهن سخنگویان جای دارد.
فصاحت به معنای شیوایی کلمات و روان بودن الفاظ و بلاغت نیز به معنای رسایی و گویایی کلام است. علمای ادب این دو موضوع را تا حد زیادی شرح داده و قواعد و اصول فراوانی را در گفتار، خلق کرده اند. معمولاً شیوایی و روایی سخن اگر با آهنگ دلنشین آمیخته گردد، زیباتر است؛ لذا آهنگ و نوای مخصوص قرآن از همان آغاز نزول موردتوجه بوده است.
در میان سخن گویان و شاعران برجسته عرب که امروزه نیز فصاحت و بلاغت آنان، زبانزد خواص است، سخن گفتن – آن هم از سوی فردی که درس نخوانده است – کاری بس شگرف بوده که تنها از عهده ی کلام الهی برمی آید. یکی از امتیازات ویژه قرآن فصاحت و بلاغت آن است.به اتفاق تمام ادیبان و سخن شناسان عرب، قرآن در فصاحت و بلاغت بی بدیل بوده و نزول قرآن مقارن با شکوفاترین عصر ادبی عرب و روزگار اوج فصاحت و بلاغت می باشد.مشهور است شاعران عرب در ماه های حرام، ارزنده ترین قصاید و سرودهایی خود را در بازار عکاظ عرضه کرده و داوران، برترین نمونه ها را گزینش و معرفی می نمودند.این اشعار بر دیوار کعبه آویخته و مایه ی فخر و مباهات صاحبانش می گردید. معلقات سبع که سروده ی هفت شاعر گران مایه ی عرب است، ازجمله شاهکارهای ادبی عرب محسوب می باشد، اما زمانی که قرآن کریم نازل گردید و آوای آن به گوش همگان رسید، آن قصاید نامدار عرب در برابر عظمت فصاحت و بلاغت قرآن چون شمع در برابر خورشید گردید.شهادت ادیبان بزرگ عرب از صدر اسلام تاکنون دلالت بر اوج فصاحت و بلاغت قرآن است. در اینجا به دو نمونه اشاره می شود: ۱- ولید دشمن اسلام در نزد عرب از توانایی ادبی زیادی برخوردار بوده، پس از شنیدن آیاتی از قرآن می گوید: «وَاللهِ لَقَد سَمعتُ مِن مُحُمَدٍ کَلاماً ما هُوَ مِن کَلامِ الانسِ وَ الجِنِّ وَ انَّ لَهُ لِحَلاوَهٍ وَ انَّ عَلَیهِ لَطاوَهٍ وَ انَّ اَعلاهُ لِمُثمِرٍ وَ انَّهُ لِیَعلو وَ لایَعلی عَلَیهِ».(محمود رشید،۱۹۴۷،۱/ ۱۹۹)
۲- نمونه دیگر، لبید بن ربیعه که از شاعران نامدار عرب و سراینده یکی از قصاید هفتگانه ی مشهور بوده، وقتی با قرآن کریم آشنا شد، شیفته ی آن گردید و دیگر علاقه ی چندانی به شعر نداشت و پیوسته در حال قرائت قرآن بود.وقتی از او سوال می شود چرا شعر را رها کرده ای؟ می گوید: «زمانی که کلام قرآن وجود دارد نمی توانم شعر بسرایم.»(همان)
بنابراین تاکنون کسی نتوانسته است به هماوردی با کلام وحی قیام کند هرچند در طول تاریخ عده ای گمراه، سخنانی را به خیال مقابله با قرآن گفتند.این سخنان دروغین و ساختگی که افرادی مثل مسیلمه کذاب آورده اند به حدی از فصاحت و بلاغت فاصله دارد که هر فرد تازه آشنا به ادبیات عرب را به غیرقابل قیاس بودن آن ها با آیات قرآن، آگاه می سازد.
این جانب از دیرباز مشتاق تحقیق و تفحص در موضوعات قرآنی بودم و خداوند بزرگ را شاکرم که باراهنمایی و هدایت اساتید گروه زبان و ادبیات عرب این فرصت ایجاد شد که با تدوین این رساله، از مرز قرائت و تلاوت صرف گذشته و به برخی از ویژگی های اعجاز قرآن و ژرفای مفاهیم آن برسم و از طرفی بر تلاوت کنندگانی همچون خودم تاسف خورده که عمری را تنها صرف تلاوت این کتاب گران مایه کرده و از دریای معرفت آن قطره ای ننوشیده و تنها به ثواب قرائت آن بسنده کردند.
پس از مشورت با اساتید و برخی از دوستان و آشنایان ابتدا برای جمع آوری مطالب اولیه به کتابخانه آستان قدس رضوی مراجعه کردم. در آنجا پس از تحقیق و پرس وجو متوجه شدم بخشی به عنوان ادبیات و علوم قرآن و حدیث افتتاح گردیده که بسیاری از منابع موردنیازم را در این مکان یافته و همچنین با منابع الکترونیکی مانند جامع التفاسیر آشنا شدم که بسیار تاثیرگذار بودند. درمجموع تفاسیر زیادی را اعم از ادبی و روایی و... موردبررسی قرار داده و پس از دریافت راهکارهای لازم از سوی استاد فاضل و دانشمندم جناب آقای دکتر حسینجانزاده در ترجمه آیات از ترجمه ی آقای فولادوند استفاده نمودم.
این مجموعه از ده فصل تشکیل شده و در فصل اول همچنان که روال کار ایجاب می نماید و ازآنجایی که حذف در زیرمجموعه ایجاز قرار می گیرد، لازم دانستم به تعریف ایجاز، اهمیت و فایده آن پرداخته سپس به شروط حذف و ویژگی های حذف قرآنی اشاره ای کوتاه نمودم.پس از اتمام فصل اول در فصل های بعد به حذف مفعول – حال – فاعل - مبتدا و خبر – جواب شرط و فعل شرط و ادات شرط – صفت و بدل – حروف جر – مضاف و مضاف الیه – فعل پرداختم.
درمجموع صد آیه از آیات جزء بیست ونه قرآن که دارای حذف بوده به این ترتیب مورد تحلیل قرارگرفته است: مفعول با بیست ونه آیه- حال دوازده– فاعل ده - مبتدا و خبر چهارده – شرط ده – موصوف و صفت چهار – حرف پنج – مضاف یا مضاف الیه ده و حذف فعل با شش آیه آمده است.
در تدوین مطالب از صد و ده منبع مطالعاتی استفاده شده که به غیراز قرآن مجید نود منبع از تفاسیر قرآنی و اعراب القرآن مانند الکشاف زمخشری – اعراب القرآن درویش – روح المعانی آلوسی – الجدول صافی – جوامع الجامع شیخ طبرسی و... بوده و بقیه از کتب بلاغی و صرف و نحوی مانند: الصناعتین – الخصائص – شرح المختصر – مغنی اللبیب – حکم الحذف و الاختصار – ویژگیهای بلاغی قرآن وآشنایی با علوم قرآنی و.... می باشد.
در پایان ضمن قدردانی مجدد از زحمات استاد راهنمایم جناب آقای دکتر حسینجانزاده، از عنایت و توجه جناب آقای دکتر حسینی استاد مشاورم تشکر نموده و از زحمات جناب آقای دکتر شایگان مهر استاد عزیز سپاسگزاری کرده و برای تمامی اساتید و یاری کنندگانم طول عمر باعزت و سلامتی را خواهان و خواستارم.

حمید قلندریان

فصل اول: ایجاز

۱-۱- تعریف ایجاز
به اعتراف علمای فصاحت و بلاغت هرگاه بخواهید با مردم صحبت کنید، معانی تعابیر شما در یکی از اشکال سه گانه می باشد.
الف) مساوات: بیان به اندازه معنی.
ب) اطناب: بیان از اندازه ی معنا فزون باشد.
ج) ایجاز: قرار دادن معانی بسیار در الفاظ کم که موردبحث این رساله می باشد.
ازنظر ادبا ایجاز عبارت است از:
الف) ایجاز قرار دادن معانی بسیار در الفاظ کمتر از آن است که همواره با آشکاری و روشنی و وضوع مقصود را برساند، مانند این سخن خدای تعالی: «خُذِ العَفوَ وَ امُر بالعُرفِ وَ اَعرِض عَن الجاهِلینَ».(اعراف،۱۹۹) به این معنا: «گذشت کن و به کار نیک دستور ده و از نادانان روی گردان»، این آیه ی کوتاه تمام بزرگی های اخلاق را فراهم آورده و هم چنین در آیه ۵۴ که می فرماید: «الا لَهُ الخَلقُ وَ الاَمرُ» به این معنا که: «هان خلق و امر از اوست».(هاشمی،۱۳۷۷ / ۱۹۹)
ب) تفتازانی در تعریف ایجاز می گوید: «فَالاِیجازُ اداءُ المقصودِ بِاقَلِّ مِن عِبارَتِ المُتَعارَف» یعنی: «ایجاز، اداء مقصود با کمترین عبارات متعارف است.»(تفتازانی، ۱۴۲۸ /۲۵۴)
ج) ایجاز در لغت به معنای کوتاه کردن و در اصطلاح ایراد سخن با حجم کم و معنای زیاد است، به شرط آنکه متناسب بااستعداد و هماهنگ باحال مخاطب باشد. اگر کوتاهی الفاظ به گونه ای باشد که مخاطب را در فهم معنای کلام دچار مشکل سازد آن را «ایجاز مخل» گویند.(محمدی، ۱۳۸۲ / ۱۹۲)
۱ -۲- اهمیت ایجاز:
ب) به فرزدق گفته شد: «چه چیز تو را به قصار بعد از طوال وا داشته است؟»، گفت: «چون آن را در سینه ها بانفوذتر و در محافل پسندیده تر و بهتر دیدم.»
ج) دختر حطیئه ی شاعر به پدرش گفت: «چه شده که سخنان مختصر تو بیش از سخنان طولانی تو است؟»، او پاسخ داد: «برای اینکه آن ها (سخنان مختصر) به گوش ها وارد شونده­تر و به دهان ها آویخته ترند.»
د) به شاعری گفتند: «چرا شعرت را طولانی نمی کنی؟»، در جواب گفت: «از گردنبند آنچه گردن را فراگیرد برایت بس است.» (هاشمی،۱۳۷۷ / ۱۹۹)
ر) ابن جنی حذف را شجاعت عربی خوانده؛ زیرا که بر سخن شجاعت ورزیده اند.(سیوطی،۱۳۶۳،۲/ ۱۸۷)
۱ -۳- اسلوب ایجاز در زبان عربی:
اسلوب ایجاز از مهم ترین ویژگی های قرآن است تا جایی که بعضی اساساً زبان عربی را زبان ایجاز نام نهاده اند عرب گرایش به درازگویی نداشته و بلاغت را در رعایت ایجاز می دانسته است ابن اثیر ایجاز به حذف را امری شگفت می داند و آن را به سحر تشبه کرده و می گوید: «می بینی که گاه ترک از ذکر فصیح تر است و سکوت درافاده رساتر و خود را آنگاه که نگویی ناطق تر می یابی» (ابن الاثیر،۱۹۳۹/ ۸۱) ازاین روی علمای بلاغت و نقادان به بررسی مباحث ایجاز و تعریف و اقسام آن همت گمارده و به تبیین مواضع آن در کتب خویش روی آورده اند زیرا حذف و ایجاز به طور طبیعی در هر مکانی ستوده نیست بلکه هر مقالی را مقامی مناسب سزاست.
سکاکی هر نوع اقتصاد کلامی که در آن حذفی صورت پذیرفته و با اندک واژه ای معنی بسیار افاده کرده را نوعی سحر کلام دانسته و می گوید: «انَّهُ احدُ انواعِ سِحر الکلام حَیثُ یَتَوصَّل بِتقلیلِ اللفظ الی تَکثیرِ المَعنی کَقَولِهم فی بابِ المُبالِغه فلانٌ یُعطی وَ یَمنعُ وَ یَصلُ وَ یَقطعُ ویَبنی وَ یَهدم وقوله عَزَّ قائلاً: «واللهُ یَدعو اِلی دار السَّلامِ». (سکاکی،۱۹۹۰ /۱۲۸) ابن جنی در تایید اسلوب ایجاز در زبان عربی و در بیان تعلیل آن چنین می گوید: «آنگاه که می بینیم عرب در حال اکثار و توکید از کلام خویش بیمناک و بیزار است، درمی یابیم که آن ها به ایجاز بیشتر گرایش دارند»، سپس به کثرت حذف در قرآن به عنوان دلیل این مدعا اشاره می کند: «الاتَری الی ما فِی القُرآنِ وَ فَصیحِ الکَلامِ مِن کَثرَهِ الحُذوفِ کَحَذف المُضاف و حَذف الموصوف وَ الاِکتفاءِ بِالقَلیلِ منَ الکَثیرِ کالواحدِ منَ الجَماعَهِ وَ کَالتَلویحِ مِنَ التَصریحِ فَهذا وَ نَحوهَ- مِمّا یَطولُ ایرادُه وَ شَرحُه- مِمّا یَزیلُ الشَّکَ عَنکَ فی رِغبَتِهم فیما خَفَّ وَ اوجزَ عمّا طالَ وَ املَّ وانَّهُم متی اضطرّوا الی الاِطالَهِ لِداعی حاجهِ اَبانوا عَن ثِقلِها عَلَیهِم»(ابن جنی، بی تا /۱ /۸۶) بنابراین ایجاز به هنگام نیاز یعنی آن گاه که گوینده بخواهد کلامش مطابق با مقتضای حال باشد ضروری است و هرکدام از ایجاز و اطناب جای خود را دارد.
ابو هلال عسکری هم ایجاز و هم اطناب را ضروری می داند و از دست دادن تدبیر در به کارگیری هرکدام نوعی خطا می پندارد و چنین می افزاید: «فَالحاجَهُ الَی الاِیجازِ فی مَوضِعِهِ کَالحاجِهِ الی الاِطنابِ فی مَوضِعِهِ فَمَن اَزالَ التَدبیرَ فی ذلک فی وُجهته وَ استَعمَلَ الاطنابَ فی مَوضِعِ الاِیجازِ وَ استَعمَل الایجازَ فی مَوضِعِ الاِطنابِ فَقَد اخطَا». (ابو هلال عسکری، الصناعتین،۱۹۵۲ /۱۹۰)
۱ -۴- انواع ایجاز:
ایجاز بر دو قسم است: ۱ - ایجاز قصر ۲- ایجاز حذف
ایجاز قصر آن است که با عبارتی کوتاه، بدون اینکه چیزی از سخن حذف شود معانی بسیاری اراده شود.این نوع ایجاز عالی ترین مرحله ی بلاغت است؛ مانند قول خداوند که می فرمایند: «وَ لَکُم فِی القِصاصِ حَیوهٌ»(بقره،۱۷۹) به این معنا: «و شما را در قصاص، زندگانی است»، خداوند متعال با این عبارت کوتاه، معانی بسیاری را بیان داشته است، به طوری که مفسران درباره ی تفسیر این آیه و نکات بلاغی آن به مطالب بسیاری اشاره کرده اند.
ایجاز حذف عبارت است از حذف جزئی از کلام به دلیل جود قرینه، به طوری که از حجم کلام کاسته شود؛ ولی مفهوم آن کامل باشد.(محمدی، ۱۳۸۲ / ۱۹۲)
۱ -۵- راز حذف:
حذف از هنرهای مهم گفتار و روش دقیق و ظریفی در بیان و ادای معنا است و ترک از ذکر فصیح تر و سکوت در مقام گفتار از گفتار بهتر است و گاه حرف نزدن از حرف زدن روشن تر و گویاتر است. علمای بیان هنر حذف را بسیار ستوده اند و از جنبه های زیباشناختی آن سخن ها گفته اند و به تدوین قواعد و شرایط آن پرداخته اند و ویژگی های آن را نشان داده اند. حذف در قرآن بهترین ابزار و کمک برای علمای بلاغت بوده است تا جنبه های آن را بشناسند و حالت های آن را ثبت و رازهای آن را بیان نمایند و این فن ادبی بدل به معیاری برای هر ادب زیبا و جذاب گردید.
۱ -۶ - شرایط حذف:
هر حذفی باید شرط و علتی داشته باشد. همگان بر آنند که حذف زمانی صورت می گیرد در کلام چیزی به عنوان قرینه محذوف وجود داشته باشد تا کلام دچار ابهام نگردد، چون شرط زیبایی سبک، وضوح و روشنی دلالت است. این شرط ضروری است و نباید از آن غفلت کرد؛ چون هرگاه در جمله قرینه ای نباشد. به لفظ و معنا هر دو ستم می شود و واژگان چنان که گفته اند، ظرف معنا هستند و ناگزیر باید چه مذکور و چه محذوف به آن توجه داشت.
اما علت حذف آن چیزی است که گوینده را به حذف فرامی خواند و حتی آن را واجب می گرداند، اگر موجب زیبایی معنا و گستره تصور آن گردد. در انگیزه و علت حذف راز زیباشناختی بیان موجود است چون یکی از نشانه های مقتضای حال است و موجب القای کلام. جلوه های حذف در قرآن فراوان است اما علمای بلاغت به حذف مفعول بیش از موارد دیگر توجه دارند؛ چون نکته ها در آن بیشتر است.(مطعنی،۱۳۸۸ / ۳۵۲)
۱ -۷- موارد حذف بر اساس محذوف:
در ایجاز حذف، ممکن است محذوف یکی از موارد ذیل باشد:
الف) مضاف؛ مانند: «جاهِدوا فی اللهِ حَقَّ جِهادِه»(حج،۷۸) یعنی: «در راه خدا چنان که حق جهاد درراه اوست جهاد کنید» که در اصل، «فی سَبیلِ اللهِ» بوده و کلمه ی «سَبیل» (مضاف) به قرینه، حذف شده است.
ب) مضاف الیه؛ مانند: «وَ اَتمَمنا بِعَشرٍ»(اعراف،۱۴۲) به این معنا که: «و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم» در اینجا در اصل «بِعَشرِ لَیالٍ» بوده که مضاف الیه محذوف گشته است.
ج) حرف؛ مانند: «وَ لَم اَکُ بَغیاً»(مریم،۲۰) به این معنا که: «و بدکار نبوده ام»، در اصل «لَم اَکُن» بوده حرف نون محذوف شده است.
د) موصوف؛ آنجا که در کتاب آسمانی می فرماید: «اِلّا مَن تابَ وَ ءا مَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً»(مریم،۶۰) یعنی: «مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند» در اینجا نیز موصوف «عَمَلاً» حذف شده است.
ر) صفت؛ مانند: «فَزادَتهُم رِجساً اِلی رِجسِهِم»(توبه،۱۲۵) به این معنا: «پلیدی بر پلیدی شان افزود» در اینجا در اصل «مُضافاً اِلی رِجسِهِم» بوده است.
۱–۸- انگیزه های ایجاز حذف:
برای حذف، انگیزه های گوناگونی وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارت است از:
۱–۸- ۱- اختصار و پرهیز از بیهوده گویی است، به جهت ظهور آن به این معنا زمان کوتاه تر از آن است که محذوف آورده شود، مثل: «ناقَهَ اللهِ وَ سُقیا ها»(شمس،۱۳) در این آیه فعل های «ذَروا» و «اَلزَموا» محذوف می باشند. به عبارت دیگر حذف در موارد به علت ضیق مقام است.
۱–۸- ۲- انگیزه دیگر برای حذف تفخیم و بزرگ شمردن است؛ به جهت ابهامی که در آن وجود دارد. حازم در منهاج البلغاء گفته است: «بدین جهت حذف نیک خواهد بود که دلالت بر آن قوی باشد، یا برشمردن اشیا مختلفی در نظر باشد که شمارش آن ها به درازا بکشد و مایه ی خستگی و ملال گردد، در این صورت حذف گشته و به دلالت حال اکتفا می شود و می گذراند. خود شخص در آن اشیاء که از ذکر آن ها با آوردن بعضی نمونه ها اکتفا شده در درون خود سیر نماید، وی گفته: «و به همین منظور در مواردی که خواسته باشند تعجب و بهت بر نفوس واقع گردد، این امر ترجیح دارد و از این قبیل است؛ فرموده ی خداوند در توصیف اهل بهشت: «حَتّی اذا جاءوها وَ فُِتحَت ابوابُها»(زمر،۷۳) که جواب حذف شده، چون توصیف آنچه در آن هنگام خواهند دید و رسید نامتناهی و تمام نشدنی است، لذا حذف نشانه ای بر تنگ بودن دایره ی سخن از توصیف آنچه مشاهده می کنند، قرار داده شده و گذاشته شده که دل ها خود آنچه بخواهند تخمین زنند باوجوداین به آخر و حقیقت آن نیز دست نیابند و هم چنین در آیه ۲۷ سوره انعام می فرمایند: «وَلَو تَری اذ وُقِفوا عَلَی النّارِ» یعنی اگر ببینی هنگامی که در آتش واقع می شوند، امر سنگینی خواهی دید که شاید نتوان از آن تعبیر کامل آورد.
۱–۸- ۳- سبک کردن عبارت است به جهت بسیار آمدن در کلام؛ چنانکه در حرف ندا مانند: «وَ یوسُفُ اَعرِض»(یوسف، ۲۹) و هم چنین نون در «لَم یَکُ» و جمع سالم در آیه: «وَ المُقیمی الصَّلاه»(حج،۳۵) و یاء در آیه: «وَاللَّیلِ اذا یَسرِ» (فجر،۴) درباره علت حذف در این آیه مورج سدوسی از اخفش پرسید و او جواب داد: «عادت عرب است که هرگاه از معنی چیزی عدول کند، حروف آن را کم می کنند و چون شب راه نمی رود، بلکه در آن راه می روند از آن یک حرف ناقص گردید»، همان طور که خداوند متعال در سوره مریم آیه ۲۸ فرمود: «وَ ما کانَت اُمُّکِ بَغیّاً» که در اصل «بَغیَّه» بوده و چون از اصل خود تغییر داده شده یک حرف از آن حذف گردید.
۱–۸- ۴- ذکر آن برای خداوند صلاحیت نداشته باشد؛ مانند: «عالِمُ الغَیبِ وَ الشَّهادَهِ»(انعام،۲) و یا در سوره هود می فرماید: «فَعّالٌ لِما یُریدُ»(هود،۱۰۷)
۱–۸- ۵- حذف بخاطر شرافت باشد؛ مانند فرموده ی خداوند در سوره شعرا: «قالَ فِرعَونُ وَ ما ربُّ العالَمینَ قاَل رَبُّ السَّمواتِ و الاَرضِ وَ ما بَینَهُما اِن کُنتُم موقِنینَ»(شعرا،۲۳ و ۲۴) که در این آیه مبتدا حذف شده است، یعنی: «هُوَ رَبُّ».
۱–۸- ۶- حذف به خاطر حفظ زبان از ذکر آن محذوف، به جهت تحقیر آن باشد، مانند: «صُمٌّ بُکمٌ»(بقره،۱۸) یعنی: «آن ها، یا منافقین».
۱–۸- ۷- هدف از حذف رعایت فاصله می باشد، مانند آنچه در سوره ضحی مشاهده می کنیم: «ما وَدَّعَکَ رَبُکَ وَ ما قَلی»(ضحی،۱۱)، یعنی: «وَ ما قَلاکَ».
۱–۸- ۸- قصد عموم می باشد، مانند: آیه ی: «وَ اِیّاکَ نَستعینُ»(فاتحه،۵) یعنی: «بر عبادت و تمام امورمان» و هم چنین در: «وَاللهُ یَدعوا اِلی دارِ السَّلامِ»(یونس،۲۵) یعنی: «هر فرد را».
۱–۸- ۹- قصد بیان پس از ابهام می باشد، چنانکه در فعل مشیت آمده: «وَ لَو شاءَ لَهَدَیکُم»(نحل،۹) یعنی: «وَ لَو شاءَ هِدایَتَکم»، اگر شنونده ای بشنود وَ لَو شاءَ، در دلش می افتد که مشیت مردم برعلیه خداوند واقع شود، نمی داند که معنی چیست؟ پس با ذکر جواب واضح می گردد که مقصود چیست؟ و بیشتر بعد از ادات شرط واقع می شود، زیرا که مفعول مشیت در جواب آن ذکر گردیده و ایهام آن را از بین برده است.و گاهی با غیر ادات شرط می باشد به جهت استدلال به غیر جواب، مانند آیه: «وَلا یُحیطونَ بِشیءٍ مِن عِلمِه اِلّا بِما شاءَ»(بقره،۲۵۵) و علمای بیان ذکر کرده اند که مفعول مشیت و اراده ذکر نمی شود مگر درصورتی که غریب یا مبهم باشد، مانند: «لِمَن شاءَ مِنکُم اَن یَستَقیمَ»(تکویر،۲۸)، «لَو اَرَدنا اِن نَتَّخِذَ لَهواً»(انبیاء،۱۷)؛ بدین جهت همیشه یا بیشتر اوقات مفعول مشیت از بین افعال حذف گشته و وجود مشیت مستلزم وجود مشیت شده است، پس مشیتی که مستلزم جواب است، جز همان مشیت جواب نمی تواند باشد، لذا اراده نیز در حذف همیشگی مفعولش مانند آن است.(سیوطی،۱۳۶۳،۲ / ۱۸۴)

نظرات کاربران درباره کتاب اعجاز قرآن با ایجاز حذف