فیدیبو نماینده قانونی نشر شورآفرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رژه‌ی پیروزی در بندر آرتور

کتاب رژه‌ی پیروزی در بندر آرتور
داستان‌های کوتاه ژاپنی از آغاز تا امروز

نسخه الکترونیک کتاب رژه‌ی پیروزی در بندر آرتور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رژه‌ی پیروزی در بندر آرتور

ژاپن یا آن‌طور که مردمانش می‌گویند «نیهون» یا «نیپون کوکو»؛ که به معنای خورشید و روز، و ریشه و آغاز است یا خدای خورشید، شرقی‌ترین کشور جهان است؛ همین دو تلاقیِ خورشید و شرق، برای ژاپنی‌ها، سرزمین‌شان را «سرزمین تابان» یا «سرزمین آفتاب تابان» تصویر کرده؛ نخستین سرزمینی که خورشید از آن طلوع کرده است. دنیای عجیبِ مردمانِ چشم‌بادامیِ شرقِ دور، پُر است از زیبای‌های خاص و منحصر‌به‌فردی که توانسته طی این سال‌ها، معتبرترین جوایز سینمایی و موسیقایی را از آن خود کند؛ و همین زیبایی‌های رازآلود شرقِ دور است که ادبیات ژاپن را در عرصه‌ی ادییات جهان خاص و متمایز ساخته، و اقبال عمومی و نگاه منتقدین را به دنبال خود گسیل کرده: دنیای سامورایی‌ها و سلحشوری‌ها، دنیای آیین‌ها و مناسک و سنت‌ها و اسطوره‌ها هنوز هم از پس قرن‌ها در هاله‌یی از رمزوراز به حیات خود ادامه می‌دهد، و همین رازآلودگی با ورود به ادبیات ژاپن که سابقه‌یی دیرینه دارد، داستان‌های امروز ژاپنی را سرشار از قصه و کنش داستانی کرده. این ادبیات، هم‌پای سینمای (و از سوی دیگر، موسیقی) ژاپن پیش می‌رود؛ از اقتباس‌های بسیار موفقی که از ادبیات ژاپن شده، تا موفقیت روزافزون نویسندگان و فیلم‌سازان ژاپنی که هر یک به فراخور اهمیت، توانسته‌اند جوایز معتبر ادبی و سینمایی را برای سینما و ادبیات ژاپن به ارمغان بیاورند: از نویسندگان نوبلیست ژاپنی و برنده‌ی دیگر جوایز ادبی گرفته: یاسوناری کاواباتا، کنزابورو اوئه، یوکو اوگاوا، کازئو ایشی‌گورو و هاروکی موراکامی تا فیلم‌سازان برنده‌ی اسکار، کن، ونیز، برلین، بفتا و دیگر جوایز معتبر سینمایی: یاسیجرو اوزو، شوهئی ایمامورا، کنجی میزوگوچی و آکیرا کوروساوا.

ادامه...
  • ناشر نشر شورآفرین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.55 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رژه‌ی پیروزی در بندر آرتور

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

دنیای عجیب چشم بادامی ها

ژاپن یا آن طور که مردمانش می گویند «نیهون» یا «نیپون کوکو»؛ که به معنای خورشید و روز، و ریشه و آغاز است یا خدای خورشید، شرقی ترین کشور جهان است؛ همین دو تلاقیِ خورشید و شرق، برای ژاپنی ها، سرزمین شان را «سرزمین تابان» یا «سرزمین آفتاب تابان» تصویر کرده؛ نخستین سرزمینی که خورشید از آن طلوع کرده است.
ژاپن، نامی است - از دیرباز و به ویژه امروز در جهان - که وقتی به آن برمی خوریم، به احترامش کلاه از سربرمی داریم؛ کشوری با مردمانی منضبط، قانون مند، فعال و سختکوش؛ کشوری در شرق دور، با آداب و رسوم کهن، با تاریخ و اساطیری دیرین، که برمی گردد به دوره ی پساپارینه سنگی، که هنوز خاطره ی تلخ و زخم دیرینِ هیروشیما و ناگازاکی را بر یاد و سینه دارد؛ بااین حال، ژاپنی که بعد از حمله ی اتمی آمریکا «به کلی ویران شده» توصیف شده بود، اکنون جزو پنج اقتصاد بزرگ دنیا به شمار می آید.
دنیای عجیبِ مردمانِ چشم بادامیِ شرقِ دور، تنها به آیین ها و مکاتب بشری و عرفانی خلاصه نمی شود؛ در این گوشه از جهانِ پررمزوراز شرق، ادبیات ژاپن روی دیگر سرزمینی را در دنیای کلمات بازتاب می دهد، که هم چون سینما و موسیقی اش پُر است از زیبای های خاص و منحصر به فردی که توانسته طی این سال ها، معتبرترین جوایز سینمایی و موسیقایی را از آن خود کند؛ و همین زیبایی های رازآلود شرقِ دور است که ادبیات ژاپن را در عرصه ی ادییات جهان خاص و متمایز ساخته، و اقبال عمومی و نگاه منتقدین را به دنبال خود گسیل کرده: دنیای سامورایی ها و سلحشوری ها، دنیای آیین ها و مناسک و سنت ها و اسطوره ها هنوز هم از پس قرن ها در هاله یی از رمزوراز به حیات خود ادامه می دهد، و همین رازآلودگی با ورود به ادبیات ژاپن که سابقه یی دیرینه دارد، داستان های امروز ژاپنی را سرشار از قصه و کنش داستانی کرده و خواننده را به دنبال خود می کشاند.
این ادبیات، هم پای سینمای (و از سوی دیگر، موسیقی) ژاپن پیش می رود؛ از اقتباس های بسیار موفقی که از ادبیات ژاپن شده، تا موفقیت روزافزون نویسندگان و فیلم سازان ژاپنی که هر یک به فراخور اهمیت، توانسته اند جوایز معتبر ادبی و سینمایی را برای سینما و ادبیات ژاپن به ارمغان بیاورند: از نویسندگان نوبلیست ژاپنی و برنده ی دیگر جوایز ادبی گرفته: یاسوناری کاواباتا، کنزابورو اوئه، یوکو اوگاوا، کازئو ایشی گورو و هاروکی موراکامی تا فیلم سازان برنده ی اسکار، کن، ونیز، برلین، بفتا و دیگر جوایز معتبر سینمایی: یاسیجرو اوزو، شوهئی ایمامورا، کنجی میزوگوچی و آکیرا کوروساوا. به این فهرست موزیسین های بزرگ ژاپنی را که امروزه پرآوازه ترین موزیسین های جهان هستند، نیز اضافه کنید: یوکو کانو، کیوکه آبه، تورو تاکه میتسو، ریوایچی ساکاموتو و کیتاروی بزرگ.
موضوعاتی که ادبیات ژاپن به آن ها می پردازد بیانگر شرایط جغرافیایی و اجتماعی ژاپن است. قرارگرفتن در منطقه یی زلزله خیز و توفان خیز باعث شده که ژاپن سرزمینی باشد که در آن ممکن است ناگهان و بدون هیچ هشداری، چیزی به پایان خود برسد. این عدم امنیت جغرافیایی، ناپایداری زندگی و لذت های زودگذرش در ادبیات ژاپن نمود بسیار پیدا کرده. از لحاظ اجتماعی نیز جایگاه هایی که بر اساس شغل، جنسیت و مقام تعیین شده در گونه های ادبی مختلفی خود را بروز داده. از طرفی داستان های غنایی در ادبیات ژاپن فراوان است و از طرف دیگر خشونت افراطی داستان های سامورایی و داستان هایی مانند آن. این ویژگی ها در کنار مسایل دیگری باعث تمایز ادبیات ژاپن از سایر کشورها و جذابیت آن برای خواننده های ژاپنی و سایر ملل شده است.
در سال های اخیر، ادبیات ژاپن هم چنان به تغییر و تحول خود ادامه داده. تاثیر پسامدرنیته، و از بین رفتن مرزهای جنسیتی در ادبیات امروز ژاپن مشهود است. برخی از تغییرها ریشه در پیشرفت های علمی دارد، مثلا ظهور گونه یی به نام «رمان های تلفن همراه» که در میان جوانان در ژاپن پُرطرفدار شده. داستان های مصور یا «مانگا» هم از محبوبیت بسیاری برخوردار است و بسیاری از آثار ادبیات کلاسیک ژاپن به شکل مصور بازسازی شده. ترجمه ی روزافزون آثار ادبی ژاپن باعث افزایش چشمگیر خوانندگان این آثار در کشورهای غربی شده. از طرف دیگر، همین موضوع بسیاری از منتقدان ادبی را نگران کرده که ادبیات ژاپن در حال از بین رفتن است. البته ادبیات در گذشته هم با چنین چالش هایی مواجه بوده و با موفقیت آن ها را گذرانده. در آغاز دوره ی مِیجی (۱۹۱۲-۱۸۶۸) نیز چنین نگرانی هایی درباره ی ادبیات ژاپن وجود داشت، ولی همین تحولات عمیق در جامعه ی ژاپن در آن دوران باعث نوآوری و تقویت ادبیات ژاپن شد. این میراث، نشان دهنده ی آینده یی پُربار و پُرطراوت، هرچند پیش بینی ناپذیر، برای ادبیات معاصر ژاپن است.
ادبیات ژاپن را می توان به دور ی کهن، کلاسیک، میانه و مدرن تقسیم بندی کرد که از این دوره ها، ادبیات مدرن به دو دوره ی پیشامدرن و مدرن تقسیم می شود.
اولین آثار ادبی ژاپن در دوره ی کهن یا «نارا» (۷۹۴-۷۱۰ میلادی) خلق شده؛ دوره یی که شهر «نارا»ی فعلی پایتخت ژاپن بود.
ادبیات کلاسیک در ژاپن عموما به ادبیاتی اطلاق می شود که دوره ی «هِیان» (۱۱۸۵-۷۹۴) نوشته شده؛ دوره یی که به عصر طلایی ادبیات ژاپن نیز مشهور است. بسیاری از گونه های ادبی و شعریِ ژاپنِ امروز ریشه در داستان ها و شعرهایی دارد که در آن دوره نوشته شده.
ادبیات قرون وسطا در ژاپن (۱۶۰۳-۱۱۸۵) که تحت عنوان دوره ی «میانه» از آن یاد می شود، تحت تاثیر جنگ های داخلی زیادی است که در این کشور رخ داده. این جنگ های داخلی منجر به ظهور طبقه یی از سلحشوران شد. ادبیات این دوره به موضوعاتی مانند مرگ و زندگی، ساده زیستی، و رستگاری با مرگ می پردازد.
ادبیات دوره ی «پیشامدرن» در ژاپن محصول دوره ی عمدتا آرام حکومت خاندان توکوگاوا (۱۸۶۸-۱۶۰۳) است. ظهور طبقه ی کارگر و متوسط در این دوره در پایتخت جدید ژاپن، یعنی اِدو (توکیو)، منجر به ظهور گونه های ادبی عامه پسند در ژاپن شد. گونه های ادبی جدیدی در این دوره وارد ادبیات ژاپن شد که این امر ناشی از افزایش سطح سواد در شهرنشینان و توسعه ی کتاب خانه های عمومی بود. اگرچه ادبیات غرب به میزان بسیار ناچیزی از طریق بازرگانان هلندی یی که به ناگازاکی رفت وآمد داشتند وارد ژاپن می شد، داستان های محلی چینی بزرگ ترین منبع خارجی در ادبیات ژاپن در دوره ی «پیشامدرن» به شمار می آمد. در دوره ی توکوگاوا، همانند دوره های پیش از آن، نوشته های تحقیقی و علمی هم چنان به زبان چینی منتشر می شد که اهمیتش در ژاپن به همان اندازه ی زبان لاتین در اروپا بود.
ادبیات مدرن (۱۸۶۸-۱۹۴۵) و پسامدرن نیز به صورت مفصل در مقدمه ی جِی توماس رایمر و ون سی جِسِل که برگرفته از کتاب «منتخبی از داستان های ادبیات مدرن در ژاپن» است و انتشارات دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۱۱ چاپ کرده، آمده.
«رژه ی پیروزی در بندر آرتور»، برگزیده یی است از همه ی دوره های داستان نویسی ژاپن، از آغاز تا امروز: دوره ی کهن (باستان)، دوره ی کلاسیک، دوره ی میانه، دوره ی پیشامدرن، و دوره ی مدرن و پسامدرن. در این کتاب، سعی شده تا از هر دوره، داستان هایی ترجمه شود، تا خواننده ی فارسی زبان بتواند سیر تحول داستان نویسی ژاپن و بالاخص داستان کوتاه ژاپنی را دنبال کند، با این نکته که هر داستان نیز نمایانگر دوره ی خاص خودش است. در مجموع، از دوره های کهن، کلاسیک و میانه، از هر دوره یک داستان از یک نویسنده ترجمه شده، و از دوره ی پیشامدرن، دو داستان از دو نویسنده، و درنهایت از دوره ی مدرن و پسامدرن نیز نوزده داستان از چهارده نویسنده: هاروکی موراکامی، کوبو آبه، یاسوناری کاواباتا، ریونوسوکه آکوتاگاوا، یوکیو میشیما، سوسِکی ناتسومه، یوکو اوگاوا، اوسامو دازای، ادوگاوا رانپو، اوگای موری، پاتریک لفکادیو هِرن، هیاکِن اوچیدا، آکیناری وِدا، ایکوجیرو رن، باکین تاکیزاوا، اونو یاسومورو و دو نویسنده ی ناشناس، مجموع بیست داستان نویس ادوار مختلف داستان نویسی ژاپن در این کتاب هستند.

ادبیات ژاپن

جی توماس رایمر، وان سی جسِل

ادبیات مدرن در ژاپن، مانند ادبیات در سایر نقاط دنیا، تحت تاثیر جغرافیا و سیاست است. این مسیر، در مورد ژاپن، با گشودن مرزهای این کشور به روی دنیا در میانه ی قرن نوزدهم شروع شد. گرچه ژاپن، به همراه تایلند، تنها کشورهایی در شرق آسیا بودند که تحت استعمار قدرت های اروپایی قرار نگرفته بودند، ولی دولت ژاپن خطر حمله از طرف این قدرت ها را احساس می کرد. ژاپن، در طول تاریخ طولانی اش، تا پیش از جنگ دوم جهانی به اشغال هیچ کشور خارجی یی درنیامده بود. درحالی که حکومت ژاپن درباره ی قراردادهای نابرابری که با کشورهای غربی بسته شده و این کشور را مجبور کرده بود درهایش را به روی دنیا بگشاید نگران بود، نویسندگان و هنرمندان ژاپنی در طول سال های منتهی به دهه ی ۱۸۸۰ به فرهنگ غرب علاقه ی شدیدی پیدا کردند، مخصوصا به این دلیل که مدت ها از تاثیرات و انگیزه های دنیای خارج به دور بودند. این علاقه ناشی از کنجکاوی و اشتیاق بود و نه ملزومات فرهنگی و سیاسی. اگرچه فرهنگ اروپایی، روشنفکران ژاپنی را مدت ها جذب خود کرده بود، آن ها هیچ ارتباطی با دنیای خارج نداشتند، جز تعداد اندکی کتاب، که عمده ی آن ها به زبان هلندی بود و از خارج از مرزها به آن ها رسیده بود، تا این که ژاپن به طور رسمی در سال ۱۸۶۸ مرزهایش را به روی دنیای خارج گشود. بخشی از این علاقه به فرهنگ اروپایی در اواخر قرن نوزدهم، البته به طور غیرمستقیم، ناشی از تسلط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اروپا در جهان بود. با وجود این، نویسندگان ژاپنی، مانند نویسندگان آمریکایی، به نویسندگان فرانسوی، آلمانی و انگلیسی بسیار علاقه مند بودند.
شرایط خاصی نیز سبب شد که این ادبیات جدید در ژاپن به سرعت رشد کند. اول این که میزان باسوادی در این دوران در ژاپن مساوی با، یا حتا بالاتر از، آمریکا و اروپا بود. از قرن هفدهم تا نوزدهم، جمعیت شهری در اِدو (توکیوی فعلی)، کیوتو و اوزاکا گسترش یافت، جمعیت شهری یی که دارای سلایق خاص و کنجکاویِ روشنفکرانه بود و به مسایل جدید و روز علاقه داشت. همان طور که میزان باسوادی افزایش پیدا کرد، آثار کلاسیک ادبیات ژاپن - داستان کهنِ قصه ی گِنجی، شعرهای درباری، و آثاری از قرون وسطا مانند مقاله هایی درباره ی تنبلی نوشته ی کِنکو یوشیدا - خوانندگان روزافزونی پیدا کرد که گذشته ی فرهنگی خود و ارزشش را در ادبیات می جست. در طول دوره ی پیش از جنگ دوم جهانی، ادبیات گذشته و حال، یکی از راه های ویژه ی دسترسی به فرهنگ ژاپن بود.
بسیاری از داستان هایی که پیش از جنگ در ژاپن نوشته شد، سه منبع اصلی داشت؛ اولین منبع، آثار کلاسیک خودِ ادبیات ژاپن بود. نویسنده هایی مانند ریونوسوکه آکوتاگاوا داستان های قدیمی را به سبک خود بازگو می کردند تا عناصر روان شناختی این داستان ها را، که در متن اصلی تنها به صورت گذرا مورد توجه قرار می گرفت، برجسته کنند. این نویسندگان لایه های جدید و جنبه های مخفی متون قدیمی را، که اغلب به عقده های روحی - روانی یا مسایل جنسی مربوط بود، برای خواننده های خود برملا می کردند. بنابراین گذشته به حیات خود در زمان حال ادامه می داد و خواننده ها این امکان را می یافتند که هم به متن اصلی و هم به پیچیدگی تغییراتی که این نویسنده ها در متون اصلی می دادند دست پیدا کنند.
با وجود این که علاقه ی ژاپنی ها به سنت های ادبیِ خارجی از آسیا، و خصوصا چین، به سمت اروپا تغییر پیدا کرد، برخی از تاثیرهای ادبیِ آسیا باقی ماند که از آن می توان به عنوان دومین منبع اصلی داستان نویسی در ژاپن یاد کرد. تا پیش از شروع جنگ بین چین و ژاپن (۱۸۹۵-۱۸۹۴)، ادبیات سنتی چین دیگر جایگاه خود را نزد خوانندگان ژاپنی از دست داده بود، ولی شعر چینی برای مدت بیش تری اهمیتش را حفظ کرد. نسل اول روشنفکران ژاپنی در دوره ی مِیجی (۱۹۱۲-۱۸۶۸)، آثار کلاسیک چین را مطالعه و تحسین می کرد. نویسنده های دوره ی مِیجی مانند اوگای موری و سوسِکی ناتسومه شعرهایی به سبک کلاسیک چینی (کانشی) می نوشتند و درواقع این سبک به ناتسومه امکان داد که عمیق ترین افکارش را نیز بیان کند. تاکیدِ بسیاری از نویسنده های دوره ی مِیجی بر درستکاری و اخلاق گرایی، که یکی از آثار مکتب فکریِ کنفسیوس بود، بر جایگاه عظیمِ آن ها افزود.
سومین منبع گسترش ادبیات ژاپن در این دوره، نویسندگان اروپایی بود. ادبیات اروپا به شکلی فراتاریخی وارد ژاپن شد. نویسندگان غربی از دوران تاریخی مختلفی تقریبا به طور هم زمان در ژاپن کشف شدند، از شکسپیر و گوته گرفته تا چخوف و مِرِدیت(۱). ورود این اشکال ادبیِ متناقض، تاثیرهای مختلفی ایجاد کرد و دهه ها طول کشید تا این تاثیرات جذب شود و مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه ی دوران مِیجی، این فرصت ادبی با سفر نویسندگان ژاپنی به اروپا تقویت شد و این نویسندگان در زمره ی چهره های سرشناس ادبیِ ژاپن پیش از جنگ قرار گرفتند. اوگای موری به آلمان، سوسِکی ناتسومه به انگلستان و کافو ناگای به فرانسه سفر کردند.
شاید مهم ترین تغییری که در این دوران در ادبیات ژاپن به وجود آمد، گسترش و استفاده از راه های جدید برای تحقیق درباره ی ساختار جامعه بود. این جنبش های جدید برای نخستین بار نقد اجتماعی و دیدگاه های سیاسی را وارد حوزه ی ادبیات کرد. چنین اعمالی در دوره ی اِدو (۱۸۶۸-۱۶۰۳) ممنوع بود، ولی در این دوران، و تا پیش از افزایش سانسور دولتی در دهه ی ۱۹۲۰ و پس از آن، طیف گسترده یی از تفکرات سیاسی، که به اشکال ادبی بیان می شد، جای خود را در ادبیات باز کرد. نویسنده های زیادی، آگاهی های روزافزونِ خود از ابهام ها و نابرابری های اجتماعی را برای خلق داستان هایی به کار بردند که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، به نقد جامعه می پرداخت.
تا آغاز دهه ی ۱۹۳۰ و پیش از جنگ اقیانوس آرام، بخش بزرگی از ادبیات ژاپن از لحاظ زبانی و احساسی در جامعه ی معاصر ژاپن به موفقیت دست یافته بود. بیش تر نوشته های این دوره لحنی جدی داشت. با توجه به تحولات این دوره، زلزله ی مرگبار سال ۱۹۲۳ در توکیو، و ظهور نظامی گری در دهه ی ۱۹۳۰، لحن جدی داستان ها تعجب برانگیز نیست.
تا شروع جنگ اول جهانی و پایان دوره ی مِیجی، اولین نسل نویسنده های مدرن ژاپن آثار مهم و ماندگار خود را خلق کرده بودند و برای نخستین بار این امکان را به وجود آوردند که گفت وگویی روشنفکرانه و هنری میان نسل های مختلف نویسنده های ژاپنی شکل بگیرد. درنتیجه، نویسندگان جوان تر با نیم نگاهی به موفقیت های اسلاف خود، شروع به نوشتن کردند. سایه ی اوگای موری و سوسِکی ناتسومه هم چنان بالای سرشان بود.
جنگ اقیانوس آرام پایانی بود بر بسیاری از این اشتیاق ها و تعهدات روشنفکرانه. در شش دهه ی پس از جنگ، ژاپن از ویرانه ی حاصل از جنگ تبدیل به یکی از قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان شد. با توجه به این تغییر سریع و اساسی، مایه ی تعجب نیست که بگوییم ادبیات ژاپن هم چنین تکامل و گوناگونی یی را تجربه کرده و جنبش ها و سبک هایی که در این سال ها به وجود آمده به همان تعداد مدل هایی است که شرکت های خودروسازی تویوتا یا هوندا به بازار عرضه کرده اند.
پس از پایان جنگ اقیانوس آرام در سال ۱۹۴۵، ژاپن تحت اشغال آمریکا درآمد و ساختارهای اجتماعی این کشور به طور کامل دگرگون شد. پس از جنگ جهانی، نویسنده های آلمانی جنایت های حکومت نازی را گناهی جمعی به شمار می آوردند و بر پذیرش جمعی مسوولیت تاکید داشتند، ولی مردم ژاپن، رهبران نظامی را مسوول این جنگ خانمان سوز می دانستند. صرف نظر از این که این امر ناشی از تبلیغات سیاسی یا مسوولیت ناپذیریِ شخصی بود، تعداد بسیار کمی از داستان هایی که در سال های نخست پس از جنگ نوشته شد مردم ژاپن را مقصر جنگ قلمداد کرد. پس از آن که امپراتور ژاپن اعلام کرد که این کشور بی هیچ پیش شرطی تسلیم می شود، مردم به بقای کشورشان شک داشتند. میلیون ها ژاپنی در طول سال های طولانی جنگ، که در اوایل دهه ی ۱۹۳۰ در چین آغاز شده بود، جان شان را از دست داده بودند. پس از پایان جنگ اقیانوس آرام، بیش از یک میلیون سرباز ژاپنی در خارج از مرزهای این کشور، در سرتاسر چین و جنوب اقیانوس آرام، مستقر بودند، و هیچ نشانی از این که آیا می توانند به خانه و خانواده های شان بازگردند وجود نداشت، البته اگر جنگ و بمب های اتمی چیزی از خانه شان باقی گذاشته بود. ژاپن در سال ۱۹۴۵ در آستانه ی سقوط بود، ملتی تحقیرشده و وحشت زده از این که انتقام گیری نیروهای اشغالگر، باقی مانده ی فرهنگ شان را از بین ببرد، ولی چنین نشد.
بسیاری از این تنش ها در ادبیات سال های ابتدایی پس از جنگ، بین ۱۹۴۵ و تقریبا ۱۹۷۰، نمود پیدا کرد. تصویر غالب ادبیات پیش از جنگ، که تصویر مردی غالب بود که حضورش به عنوان راوی در داستان بسیار اهمیت داشت، با تجربه ی جنگ و شکست در آن کاملا از بین رفت. در حقیقت، شکست ارتش ژاپن به منزله ی از بین رفتن انسانیت بود، که این عبارت ترجمه ی تحت اللفظی رمان دیگر انسان نیستم است که اوسامو دازای در سال ۱۹۴۸ و کمی پیش از خودکشی اش منتشر کرد. مرگ شخصیت مرد داستان امری عادی است، ولی زنان به زندگی ادامه می دهند، بدون این که امید چندانی داشته باشند، زیرا انتخاب دیگری ندارند.
در دهه ی نخست پس از سال ۱۹۴۵، بسیاری از نویسنده ها تصویرِ ژاپن ویران شده را، از لحاظ جسمی و روحی، در داستان های شان ترسیم می کردند. نویسنده های دیگری بودند که «پدرِ از دست رفته» را با شخصیت مادری بخشنده جایگزین کردند که ضعف قهرمان هایش را می پذیرد و از آن ها در برابر مجازات محافظت می کند. در این زمان، صدای زنان نیز دوباره شنیده شد که این امر تا حدودی به این دلیل بود که زنان دیگر برای کسب اعتبار نیازی به پدران و شوهران غایب و پریشان حال شان نداشتند. نویسنده های قدیمی تری که پیش از جنگ اقیانوس آرام به شهرت رسیده بودند نیر دوباره شروع به داستان نوشتن کردند. ترجمه ی آثار نویسندگان ژاپنی نیز در این دوران بسیار رونق گرفت و باعث شکل گیری «عصر طلایی» ادبیات ژاپن در دنیا و منجر به اعطای جایزه ی نوبل ادبیات به یاسوناری کاواباتا در سال ۱۹۶۸ شد.
تفاوت های محرز بین ادبیات ژاپن در دهه ی ۱۹۷۰ و ابتدای قرن بیست ویکم در سخنرانی های تنها نویسنده های ژاپنی یی که تابه حال برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شده اند به خوبی نمایان است. یاسوناری کاواباتا سخنرانی خود پس از دریافت این جایزه را «ژاپن، زیبا و خودم» نام نهاد. وقتی کنزابورو اوئه این جایزه را در سال ۱۹۹۵ دریافت کرد، از سلف خود پیروی کرد و عنوان سخنرانی اش را «ژاپن، مبهم و خودم» نامگذاری کرد. او در این سخنرانی تبدیل شدن جامعه ی ژاپن را از تمدن بیگانه ی آسیایی به فرهنگی به شدت بین المللی و غرب گرا توضیح داد.
ابهامی که اوئه به وجودش در ادبیات معاصر ژاپن اشاره می کند اشکال مختلفی دارد. نویسنده های معاصر ژاپنی به ندرت به ریشه های ادبیات کلاسیک این کشور توجه می کنند. در حقیقت، اهمیت مکان و توجه به هویت ژاپنی در ادبیات کنونی ژاپن کاملا ناپدید شده است و ادبیات این کشور بیش تر به ادبیات دیگر کشورهای صنعتی شباهت دارد تا به آثار گذشته ی ادبیات ژاپن. بسیاری از نویسنده های ژاپنی از «بیرون» به ژاپن نگاه می کنند، که این موضوع یا ناشی از دیدی است که با زندگی در خارج از این کشور به دست آورده اند یا ناشی از جایگاه «مطرود»ی است که در جامعه ی فعلی ژاپن برای خود قایل اند.
می توان گفت که هاروکی موراکامی اکنون مشهورترین نویسنده ی ژاپن است. دنیاهای پر از اضطراب و پریشانی یی که موراکامی و نویسنده هایی مانند وی با دید پسامدرنِ خود ترسیم می کنند، بیانگر بی قراری همه گیرِ جوامع در دنیا و اشتیاق برای یافتن راه هایی خلاقانه برای رهایی از روزمرگی است. تردیدی نیست که خواننده ها هم چنان به ادبیات روی می آورند تا با دنیاهایی جدید آشنا شوند، از پیله ی خود بیرون بیایند و به دیدگاه های جدیدی دست یابند.

نظرات کاربران درباره کتاب رژه‌ی پیروزی در بندر آرتور