فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی
جلد سوم

نسخه الکترونیک کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

ویژگی‌های ذاتی نهادهای اجتماعی، رفع نیازهای مهم و اساسی آدمی از قبیل تأمین امنیت، رفع نیازهای فیزیولوژیک، جامعه‌پذیری و غیره است. اکنون با توجه به تجارب مثبت بین‌المللی و جهانی باید گفت که شهرداری در قامت یک نهاد عمومیِ غیردولتی باید بتواند بعضی از وظایف نهادهای اجتماعی سنتی، به‌علاوه نیازهای مدرن شهرنشینی، ارتقای کیفیت زندگی شهری در شهرهای جهانی مثل تهران را در دایره شهرْ مدیریت و تمشیت کند و نقش فعالانه‌ای در رفع نیازهای شهروندان در حوزه شهری بیابد. به این ترتیب شهرداری مانند دولت به عنوان، نهاد نهادها عمل می‌کند البته در امور شهری. این مطلب به معنی تصدی کلیه وظایف سازمان‌های تخصصی نیست؛ لذا در این همایش به واکاوی مفاهیم مربوطه، تجارب، ایده‌ها و روش‌های تغییر پرداخته می‌شود.

ادامه...

بخشی از کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

تغییر در ماهیت پدیده ها و مسائل کلان استراتژیک یکی از ویژگی های دوران مدرن به شمار می آید. دامنه این تغییر و تحولات در تمامی سطوح خُرد و کلان و در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، بین المللی و مدیریتی مشهود و قابل لمس است. از جمله این مسائل و تحولات، تغییر در ساختار مدیریت شهر است. در اینجا دغدغه ها و مسائل جدیدی از جمله رقابت برای جهانی شدن شهرها، حل مسائل و معضلات شهرنشینی (ترافیک، آلودگی هوا، معضلات اخلاقی، فرهنگی، منابع پایدار مالی، مشارکت شهروندی، مدیریت مسکن و اراضی شهری) برای مدیریت کلان شهرها مطرح می شود و بر این اساس مدیریت شهری به ویژه در کلان شهر موظف و مجبور به تغییر در ساختار اداری ـ نهادی خود و نیز ایجاد تحول در کارکردها و وظایف خود می شوند. در این چهارچوب است که مدیریت شهری باید از وضعیت سنتی و تاریخی خود فاصله بگیرد و از نهادی صرفاً خدماتی و اداری به نهادی پُردامنه و اجتماعی تغییر ماهیت یابد. از آنجا که این تحول به سادگی میسر نیست و به تاملات و بررسی های علمی و پژوهشی نیاز دارد، مشارکت نخبگان و دانشگاهیان برای طی کردن این مسیر و تغییر وضعیت مدیریت شهری حائز اهمیت فراوان است. در همین راستا، شهرداری تهران بر آن شد تا با یاری اساتید، پژوهشگران و دانشگاهیان متخصص در مسائل شهری و علوم اجتماعی، اقتصادی، مدیریت و سایر رشته های مرتبط، همایش تغییر وضعیت شهرداری از نهاد خدماتی به نهاد اجتماعی را برگزار کند.
با توجه به خلا ادبیات در این حوزه، برگزارکنندگان همایش در ابتدا کوشیدند مفهوم محورهای همایش را تنقیح و مشخص نمایند. منظور از تبدیل و یا ارتقا، اصلاح و تغییر وظایف، ماموریت ساختارهای مدیریت شهری تهران از نهاد صرف ارائه کننده خدمات به موقعیت راهبری، تاثیرگذاری، مشارکت جویی و مشارکت طلبی، مدیریت فراگیری مسائل شهری، مدیریت جامع پدیده ها، مسائل، روندها و چالش ها و آسیب های فرهنگی اجتماعی و نهایتاً پذیرش مشروعیت عمومی و حقوقی نهاد شهرداری از سوی نهادهای حاکمیتی و عمومی و شهروندان می باشد. در واقع در این رویکرد شهرداری نباید در کنار سایر نهادهای خدماتی (مثل آب، برق، گاز و...) قرار گیرد و یا صرفاً به عنوان سازمان متولی امور جاری و یا حتی عمرانی شهر شناخته شود بلکه واجد ویژگی ها و صفاتی شود که در سایر نهادهای اجتماعی مثل خانواده، دولت، مذهب، آموزش و پرورش، اوقات فراغت و... قرار می گیرد.
ویژگی های ذاتی نهادهای اجتماعی، رفع نیازهای مهم و اساسی آدمی از قبیل تامین امنیت، رفع نیازهای فیزیولوژیک، جامعه پذیری و غیره است. اکنون با توجه به تجارب مثبت بین المللی و جهانی باید گفت که شهرداری در قامت یک نهاد عمومیِ غیردولتی باید بتواند بعضی از وظایف نهادهای اجتماعی سنتی، به علاوه نیازهای مدرن شهرنشینی، ارتقای کیفیت زندگی شهری در شهرهای جهانی مثل تهران را در دایره شهرْ مدیریت و تمشیت کند و نقش فعالانه ای در رفع نیازهای شهروندان در حوزه شهری بیابد. به این ترتیب شهرداری مانند دولت به عنوان، نهاد نهادها عمل می کند البته در امور شهری. این مطلب به معنی تصدی کلیه وظایف سازمان های تخصصی نیست؛ لذا در این همایش به واکاوی مفاهیم مربوطه، تجارب، ایده ها و روش های تغییر پرداخته می شود.
در پایان باید تصریح کرد شهرداری تهران طی دو دهه گذشته اقدامات مهمی را در این مسیر انجام داده که در اینجا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در واقع پذیرش مسئولیت هایی چون سلامت شهروندان، آموزش شهروندی، ایجاد فضاهای گذران اوقات فراغت برای شهروندان، ورود به حوزه زنان سرپرست خانوار و سالمندان و همچنین برنامه ریزی و فعالیت اجتماعی برای گروه های سنی از جمله کودکان و سالمندان برای بالا بردن کیفیت زندگی، و ورود به رفع آسیب های اجتماعی در فضاهای مختلف شهری، از مهم ترین اقدامات شهرداری در محورهای مختلف مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بوده که ایجاب می کند شهرداری تهران در شکل نهادی اجتماعی مطرح شود.

اهداف کلان همایش

۱. ایجاد فرصتی برای بازاندیشی و تامل در خصوص تغییر رویکرد و ارتقای وضعیت شهرداری تهران توسط نخبگان و جلب توجه به مردم به این موضوع؛
۲. ایجاد زمینه لازم برای انتخاب راهبردهای کلان و اجرایی مدیریت شهری تهران به منظور ارتقای جایگاه آن از نهاد خدماتی به نهاد اجتماعی؛
۳. جلب مشارکت نخبگان، اساتید و صاحب نظران برای تحقق و ارتقای موقعیت اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری تهران.

اهداف خُرد همایش

۱. مرور ادبیات موجود و تجمیع آنها در قالب این همایش؛
۲. بررسی تجارب موفق مدیریت شهری در سایر کشورها برای تبدیل وضعیت مدیریت شهری به نهاد اجتماعی در کلان شهر تهران؛
۳. تعیین و تعریف اهداف و جایگاه مطلوب برای شهرداری تهران به منزله نهاد اجتماعی؛
۴. بررسی راهکارها و راهبردهای مناسب برای حرکت به سمت وضع مطلوب؛
۵. بررسی تجارب و وضعیت موجود در مدیریت شهری.

چهارچوب کلی و مفهوم شناسی



محورهای برگزاری همایش

براساس مباحث مطرح شده در کمیته علمی همایش، محورهای هفت گانه زیر برای برگزاری همایش مشخص شد:
۱. مباحث پایه
۱-۱. مفهوم شناسی؛ تبیین جایگاه و موقعیت، ضرورت ها و ویژگی های مدیریت شهری به عنوان نهاد اجتماعی (ضرورت بازنگری در تعریف شهرداری به منزله یک سازمان خدمات محور)؛
۲- ۱. تبیین نظری شهرداری به منزله نهاد اجتماعی؛
۳ -۱. مطالعه زمینه های لازم برای تحقق مدیریت شهری به منزله نهاد اجتماعی؛
۴ -۱. بررسی تحول جایگاه شهرداری در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور پس از انقلاب اسلامی؛
۵- ۱. جایگاه شهرداری و مدیریت شهری در نظام حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران (تقسیم کار ملی و محلی)؛
۶ -۱. شهرداری و ارتقای جایگاه شهروندی در مدیریت یکپارچه شهری؛
۷ -۱. شهرداری و بازتعریف نیازهای شهروندی در چشم انداز ۱۴۰۴.
۲. تجارب
۱ -۲. تجزیه و تحلیل تجارب جهانی در تبدیل وضعیت مدیریت شهری از سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی (بررسی تطبیقی مدیریت یکپارچه شهری در کشورهای آسیایی و اروپایی)؛
۲-۲. تجزیه و تحلیل تجارب مدیریت شهری در کلان شهرهای ایران برای ایفای وظایف جدید در قالب نهاد اجتماعی (بررسی ظرفیت ها، امکانات و منابع موجود شهرداری ها)؛
۳ -۲. تحلیل موقعیت کنونی مدیریت شهری از حیث برخورداری از ویژگی های نهاد اجتماعی.
۳. راهبردها و راهکارهای ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی در شهروندان و شهر
۱- ۳. استراتژی های تحقق نهاد اجتماعی در شهر و شهروندان
۱-۱ -۳. روش ها و راهبردهای فرهنگی حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی در مدیریت شهری؛
۲ -۱ -۳. روش ها و راهبردهای جلب مشارکت اجتماعی شهروندان در حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۳-۱-۳. روش ها و راهبردهای اقتصادی ـ عمرانی و توسعه ایِ حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۲ -۳. راهکارهای مردمی شدن شهرداری (از مردم، با مردم، برای مردم).
۴. الزامات و زمینه های ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی در حوزه مدیریت شهری
۱ -۴. اهداف، وظایف و ماموریت های جدید مدیریت شهری در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۲- ۴. الزامات ساختاری، سازمانی و تشکیلاتی تحقق نهاد اجتماعی؛
۳ -۴. الزامات مدیریتی، منابع انسانی و آموزشی برای تحقق ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی؛
۴-۴. بررسی و ارزیابی بسترهای حقوقی ـ قانونی و اداری برای ارتقای موقعیت شهرداری تهران به عنوان نهاد اجتماعی؛
۵- ۴. وضعیت منابع مالی (پایدار) در تبدیل شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۶ -۴. ظرفیت تکنولوژی های اطلاعاتی و رسانه ای در مدیریت شهری یکپارچه؛
۷ -۴. نظارت پذیری شهرداری و شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی.
۵. چالش ها
۱- ۵. موانع و مشکلات سیاسی و اجرایی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۲ -۵. تداخل و تعارض های وظایف شهرداری آتی با سایر نهادها و سازمان ها و راهکارهای برون رفت؛
۳ -۵. چالش های مدیریتی، تشکیلاتی و ساختاری؛
۴ -۵. موانع و چالش های حقوقی و قانونی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۵-۵. موانع و چالش های اقتصادی و مالی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۶ -۵. موانع و چالش های فرهنگی و اجتماعی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۷ -۵. موانع و چالش های نظارتی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی.
۶. ترسیم وضعیت مطلوب شهرداری به منزله نهاد اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴
۱ -۶. وضعیت مطلوب فرهنگی در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۲ -۶. وضعیت مطلوب اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۳ -۶. وضعیت مطلوب مدیریت شهری در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۴ -۶. طراحی شاخص های شهرداری به منزله نهاد اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴.
۷. قدرت، امنیت و سیاست شهری
۱ -۷. رابطه بین قدرت و نشانه های شهری؛
۲ -۷. فضاهای شهری و نقش آنها در امنیت و ناامنی شهری؛
۳ -۷. طراحی شهری در ارتباط با فضاسازی شهری، نشانه سازی و رابطه آنها با قدرت و حکمرانی در شهر؛
۴ -۷. نقش سیاست گذاری شهری در تحقق شهرداری به منزله نهاد اجتماعی.

سازوکارهای اجرایی

به منظور اجرای هرچه بهتر همایش، از طریق معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران و نیز مدیر کل و کارشناسان اداره کل مطالعات فرهنگی شهرداری تهران، اعضای کمیته علمی همایش مشخص شدند که لیست و اعضای آن در ادامه آمده است. اعضای کمیته علمی همایش در خصوص طراحی محورها، انتخاب مسئولان محورها، اعلام نظر در مورد داوری چکیده مقالات و نحوه داوری آنها، سفارش مقالات و در نهایت داوری مقالات، مشارکت فعالانه و مجدانه ای با کمیته علمی همایش مبذول داشته اند که جا دارد از تک تک این عزیزان سپاسگزاری و قدردانی شود. لازم به ذکر است داوری چکیده مقالات و نیز داوری اصلی مقالات با تعیین محورهای نظری، روشی و ویرایشی مشخص انجام شده است.
داوران همایش: دکتر سید رضا صالحی امیری، دکتر علی اصغر محکی، دکتر تقی آزاد ارمکی، دکتر رحمت الله صدیق سروستانی، دکتر مسعود کوثری، دکتر حمید شفیع زاده، دکتر سروش فتحی، دکتر پرویز پیران، آقای سید رضا مصطفوی (مشاور محترم معاونت اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری)، سردار مرتضی طلایی (رئیس محترم کمیسیون اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری تهران)، احمد مسجدجامعی (عضو محترم شورای اسلامی شهر تهران)، دکتر مهرداد نوابخش، دکتر منصور وثوقی، دکتر سید محمود نجاتی حسینی، دکتر ابراهیم حاجیانی، دکتر محمد سلطانی فر، دکتر داود کریمی، دکتر محمد رضایی، دکتر آیت میرزایی، دکتر حسین ایمانی جاجرمی.

تقدیر و تشکر

کمیته علمی همایش لازم می داند از همکاری کلیه اساتید، پژوهشگران و محققانی که با ارسال مقالات خود بر غنا و محتوای این همایش علمی افزوده اند سپاس گذاری کند. همچنین از کمیته اجرایی همایش که در چاپ و انتشار مجموعه مقالات همایش، قبول زحمت کردند، تقدیر می شود. در پایان از کلیه عزیزانی که در دبیرخانه کمیته علمی برای وصول، ارسال برای داوری، اعمال نظرات داوری، تماس های مستمر با نویسندگان مقاله و آماده سازی آثار، همت و تلاش فراوان مبذول داشته اند، تشکر نماید.

سید رضا صالحی امیری
دبیر علمی همایش

پیشگفتار

شهر، این محصول بشری، مجموعه ای از «کالبد و اجتماع» را دربرمی گیرد و انسان شهرنشین را در سطحی بسیار وسیع و در بستری از ارتباطات پیچیده، به سویی رهنمون می سازد که علی القاعده باید جهت گیری آن در راستای دستیابی او به «کمال انسانیت و حیات طیّبه» باشد؛ چرا که شهر، فقط یک سکونت گاه نیست، بلکه «آبادی» است که باید «روح اجتماع» در آن متبلور شده و هویت بگیرد.
باید پذیرفت که شهر، تجلی گاه «مناسبات و عرصه تولید اجتماعی» است و اساس پیدایش شهر و گسترش شهرنشینی در دنیای امروز برمبنای «همکاری و تعامل نیروهای اجتماعی» ساکن در آن برای «پاسخگویی بهتر به نیازهای مشترک» بوده اما تعمق در سیر و سیره پرفراز و نشیب شهرها، بیانگر آن است که متاسفانه شهر به عنوان یک «محیطِ صرفِ جغرافیایی» که تنها جمعیتی در آن زیست می کنند، نگریسته شده و نه به عنوان یک «سازه اجتماعی» و بستری «پویا و زنده برای تعالی انسان ها» در درون آن؛ و قطعاً تالی چنین نگاهی انسان های درون شهر را ملقب به «شهرنشین» خواهد کرد و نه «شهروند» دارای هویت و روح و روان.
البته، باید اذعان نمود که هر پدیده ای در جامعه شهری ‎ دارای یک «وجه اجتماعی» است که در «ساحت برنامه ریزی شهری» و «ساختار مدیریت شهری» بتوان به گونه ای فعالیت ها را تنظیم کرد که به «توسعه اجتماعی» ذیل محورهای اساسی «معنویت»، «عقلانیت» و «عدالت» کمک کند و طبعاً این امر بیشترین کمک را به ارتقای حس تعلق اجتماعی ، هویت یابی و تامین نیازهای روحی و روانی شهروندان خواهد کرد که متاسفانه خلا این فرایندها در کلانشهرها «محسوس و محرز» است.
کارآمدی سازی شهرداری در ارائه کمّی و کیفی خدمات به شهروندان صرف نظر از «کارکرد اجتماعی» آن، فلسفه رویکرد شهر پایدار را عینیت می بخشد و در این رویکرد ساکنان شهر به عنوان شُرکا و منتفعان اصلی فرایند توسعه خدمات شهری شناخته می شوند که به منظور تحقق آن باید کارکردهای خدماتی را که مبتنی بر زیست شهری استاندارد می باشد، در نظر گرفت؛ زیرا خدمات شهری بخش مهمی از قلمروی شهرداری بوده که همانند «پلی کوچکْ شهر، شهروند و شهرداری» را به هم متصل می کنند و با توجه به این نقش مهم است که باید مدیریت شهری در یابد آسیب شناسی عملکردی، اثربخشی کارکردی اش در فضاهای شهری موجود تا چه اندازه کارآمد و یا ناقص و نامتناسب بوده است.
افزایش «کیفیت زندگی شهری به همراه پررنگ شدن نقش اجتماعات محلی»، از مزایای اتخاذ رویکردهای اجتماعی شهرداری می باشد که اجتماعات محلی را به عنوان «پایه ای اساسی برای توسعه پایدار» می پذیرد؛ اما در رویکرد پیشین، «شهرنشینان» در حد «مردمِ متقاضیِ خدمات شهری» باقی می ماندند؛ لیکن تاکید رویکرد اجتماع محور در مدیریت نوین شهرداری به تبدیل شدن «شهرنشینان به شهروندان فعال» است و در این بین «پدیده خدمات شهری» هم نقشی اساسی دارد.
از آنجا که نگاه مدیریت خردگرای انسان محور به عنوان زیرشاخه ای از گفتمان مدیریت دینی به شهر، شهروند و شهرداری، می طلبد که باید آسایش عینی و آرامش ذهنی شهروندان مورد توجه باشد، ضروری است که گفتمان مدیریت شهری با رویکردی اجتماعی، «پی ریزی» و «پیگیری» شود تا آرمان هایی همچون «شهر انسانی و انسان شهری» محقق گردد؛ ازاین رو می بایست «کالبدِ شهر» و «ساختارِ شهروندی» را اساساً با در نظر گرفتن «کارکرد و عملکرد» اجتماعی شهرداری توسعه دهیم؛ و این به منزله تامین توامان «نیازهای خدماتی» و «خواسته های روحی و روانی» است.
توجه به این امر که شهر و شهرداری با شهروندان معنا می یابد ما را به این امر واقف خواهد کرد که اگر برخی از کلانشهرهای ما و جهان، امروزه با تراکم معضلات اجتماعی که فرساینده کالبد شهر و ساحت شهروندی هستند، شناخته می شوند، دلیل آن چیزی جز «غفلت» از جنبه های اجتماعی در فضای زیست شهری نیست و به همین خاطر بنده بارها تاکید کرده ام که در ساختار مدیریت شهری بایستی درباره سازگار نمودن «تغییرات تکنولوژیک» با «تغییرات اجتماعی» دغدغه دائمی داشت؛ چرا که در رویکرد اجتماعی به مدیریت شهر تاکید می شود که هیچ توسعه و رشد کالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر اینکه از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فکر شده باشد.
در رویکرد اجتماعی قطعاً به این واقعیت برخواهیم خورد که شهرداری متعهد و موظف است که در منش و روش توسعه گرایانه خود، توامان خلقِ «شهر خوب» و تربیتِ «شهروند خوب» را پیگیری کرده و با پیوند زدن توسعه کالبد شهر با تعالی روحی شهروندان، زندگی شهری را برای آنها مومنانه و زیبا و در نهایت به حیات طیّبه رهنمون سازد.
شهرداری تهران درصدد است تا بتواند نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر و شهروندان را از طریق مطالعه و تحقیق علمی به درستی شناسایی کرده و بین یافته های پژوهشی در سطوح راهبردی و کاربردی و سیاست گذاری و برنامه ریزی و اجرا، پیوند کارآمد و مستمر برقرار نماید که برنامه ریزی و اجرای همایش «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» در این راستا ارزیابی می شود.
تلاش و مساعی ما در چند سال اخیر با کاربست رویکرد اجتماعی همین بوده که «شهر ما انسانی تر» و «انسان های ما شهری تر» از پیش باشند تا در بسط و تعمیق پارامترهایی همچون معنویت، عقلانیت پیشرفت و عدالت دست یافتنی تر از گذشته شود؛ اما این نیاز به همراهی و همدلی نخبگان علمی و عملی دارد؛ به گونه ای که تهران به عنوان الگوی ممتاز الهام بخش دیگر شهرهای ما و جهان اسلام باشد که امید است انتشار کتاب هایی پیرامون موضوع «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» نیز مقوّم گام های ما در این مسیر باشد.آمین.

و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
محمدباقر قالیباف

اهداف، وظایف و ماموریت های مدیریت شهری در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی

دکتر محمد فاضلی(۱)،
سجاد فتاحی(۲)

چکیده

اگرچه ایده شهرداری به منزله نهاد مدتی است مطرح شده و باید کوشید وظایف و ماموریت های شهرداری را تحت این شرایط جدید تعریف کرد، اما نکته مهم تر اینکه هنوز تعریف دقیقی از شهرداری به مثابه نهاد ارائه نشده است. لذا مقاله حاضر ابتدا کوشش می کند بر اساس تحلیل تعاریف موجود از نهاد، شهرداری به منزله نهاد را تعریف کرده و پس از سازوکارهای پیدایش، نهاد را در دو مورد تجربی نشان دهد. سپس، شرایط تبدیل شدن شهرداری به نهاد بر مبنای تعریف ارائه شده از نهاد بررسی شده است. بخشی از این شرایط بر اساس ماموریت ها و اهدافی که برای شهرداری لحاظ شده است، تحلیل می شوند. مقاله کوشش می کند بر مبنای رویکردی نظری توضیح دهد شهرداری برای تبدیل شدن به نهاد اجتماعی، باید در میان مدت و کوتاه مدت چه اهدافی را محقق سازد.

کلیدواژگان: شهرداری، نهاد اجتماعی، حقوق شهروندی، اعتماد، مشارکت.

مقدمه

چند سالی از طرح ایده «شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی» می گذرد و گفته های رسانه ای درباره این ایده بسیار بوده است. اما احساس می شود ما به تبیینی نظری برای این ایده بیش از هر چیز دیگری نیازمندیم. قبل از آنکه بتوانیم فحوای نظری این ایده را آشکار کنیم، هر کسی می تواند از هر نقطه ای شروع کند و مجموعه ای از وظایف را در فضایی مبهم برای نهاد شهرداری مشخص نماید بدون آنکه نسبتِ این وظایف و بایسته ها با آنچه نهاد اجتماعی خوانده می شود مشخص شده باشد. لذا تلاش برای مشخص کردن اهداف، وظایف و ماموریت های شهرداری در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی را می توان در دو مرحله دنبال کرد. ابتدا باید مشخص نمود منظور از نهاد اجتماعی شهرداری چیست. سپس می توان بر مبنای مقتضیاتی که از تعریف نهاد اجتماعی شهرداری نتیجه می شود، اهداف، وظایف و ماموریت ها را برشمرد. ما در این مقاله قصد داریم ابتدا موضعی نظری در قبال این ایده اتخاذ کرده و محتوای نظری آن را آشکار سازیم. برای این کار سه رویکرد به این مسئله را در دستور کار قرار می دهیم. اول، نهادها به مثابه برآورنده نیاز انسانی؛ دوم، برساختن نمونه های آرمانی از نهاد اجتماعی؛ و سوم، بررسی شرایط حضور هر نهاد در فضای نهادی. آنگاه کوشش می کنیم تا نه به صورت مصداقی و برشمردن وظایف عینی، بلکه به صورت کلی اهداف، وظایف و ماموریت ها را در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی شهرداری برشماریم. لیکن علی رغم تلاش برای طرح نظری مبحث، معتقدیم مباحث نهادگرایانه در علوم اجتماعی ایران سابقه چندانی ندارد و آنچه در اینجا آورده شده بیش از آنکه پاسخی به سوال درباره چرایی و چگونگی تبدیل سازمان شهرداری به نهادی اجتماعی باشد، طرح مسئله ای برای تاملات بیشتر در این باره است.

سه رویکرد به نهاد اجتماعی

گهلن(۳) به تبعیت از فردریش نیچه معتقد است: «موجودِ انسانی حیوانی ناتمام است که از نظر زیستی به صورت مناسبی برای کنار آمدن و فایق شدن بر جهان پیرامونش که در آن به دنیا آمده تجهیز نشده... و نیازمند دوره طولانی مدتی از جامعه پذیری برای کسب دانش و مهارت های لازم برای حضور در جهان است.... گهلن مدعی است برای کنار آمدن موفقیت آمیز با زندگی، موجودِ انسانی، جهان فرهنگی ای را برای جایگزینی یا تکمیل جهان غریزی اش آفریده و حفظ می کند. این کامل نبودن است که تبیینی انسان شناسانه برای منشا نهادهای اجتماعی فراهم می نماید» (ترنر، ۲۰۰۶: ۳۱). انسان در جهان پیچیده پیرامونش که برای زیستن در آن تکمیل نیز نشده برای کاهش پیچیدگی محیط پیرامونی دست به ایجاد نهادهای اجتماعی می زند تا پیچیدگی محیط در رابطه با خود را کاهش دهد. انسان موجودی با نیازهای نامحدود و امکاناتی محدود است که برای پاسخگویی به این نیازهای نامحدود گریزی از آفرینش نهادها ندارد، در حقیقت همان گونه که دورکهیم (۱۹۸۲) نیز بیان نموده علت العلل وجود نهادها پاسخگویی به نیازهای انسانی است و اولین پرسشی که در مواجهه با یک نهاد و یا اندیشه تاسیس یک نهاد به میان می آید، این است که این نهاد به چه نیاز انسانی پاسخ می دهد یا قرار است پاسخ دهد؟
اگرچه جامعه شناسان بر این امر که نهادها برخی از نیازهای انسانی را پاسخ می دهند تا حدود زیادی توافق دارند اما معنای مفهوم نهاد و ویژگی های اصلی آن از وضوح چندانی در جامعه شناسی و بین جامعه شناسان برخوردار نیست. همین مسئله سبب می شود صحبت از تبدیل سازمانی چون شهرداری تهران به نهادی اجتماعی پیش از روشن نمودن مراد از مفهوم نهاد امکان پذیر نباشد و اصولاً تلاش در جهت ایجاد وضوح مفهومی درباره نهاد اجتماعی مقدم بر هر بحث دیگری در رابطه با این موضوع باشد. یعنی در نخستین گام باید تعریفی دقیق از نهاد و مشخصات آن به دست آورد یا به بیان وبری نمونه ای آرمانی از آن ترسیم کرد تا در مراحل بعد از میزان انطباق سازمان موجود شهرداری با این نمونه آرمانی و فاصله ای که شهرداری موجود از نمونه آرمانی یک نهاد دارد، سخن به میان آورد. آنگاه با استفاده از همین نمونه آرمانی است که می توان وظایف و ماموریت های شهرداری را در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی مشخص کرد.
همچنین یکی از مباحث مهم در نظریات نهادگرایی(۴) حضور نهاد در فضایی نهادی است؛ یعنی فضایی که نهاد با دیگر نهادهای موجود در جامعه تعامل نموده، بر آنها تاثیر گذاشته و از آنها تاثیر می پذیرد. دو دیدگاه درباره رابطه نهادها در فضای نهادی وجود دارد (نش و اسکات، ۲۰۰۶: ۶۳) یکی دیدگاه دورکهیم و پارسونز است که همه نهادها در جهت ایجاد تعادل در جامعه حرکت می نمایند و دیگری دیدگاه وبر و لومن(۵) که نهادها را در بهترین حالت، پدیده هایی جدا از یکدیگر می دانند که اهداف خاص خود را دارند. این مقاله فرض دوم را به واقعیت نهادها در جامعه نزدیک تر دانسته و از آن تبعیت می نماید.

تعاریف نهاد

پیش از پرداختن به هرگونه بحث دیگری در رابطه با نهاد، باید با تعاریف نهاد که از سوی جامعه شناسان مختلف ارائه شده است، آشنا شده و برای وارد شدن در بحث، یکی یا ترکیبی از این تعاریف را به عنوان تعریف خود از نهاد اختیار نماییم تا بتوان مباحث بعدی را بر پایه این تعریف استوار کرد. این بحث بالاخص از آن جهت اهمیت دارد که به قول «گای پیترز» مفهوم نهاد به طور بی در و پیکری در علوم سیاسی و جامعه شناسی به کار گرفته شده است (پیترز، ۱۳۸۶: ۵۳).
دورکهیم جامعه شناسی را علم مطالعه نهادهای اجتماعی می داند (دورکهایم، ۱۹۸۲). برای او نهاد پدیده ای است که از به هم پیوستن فعالیت های انسانی شکل گرفته و از مجموعه نمادهای شناختی و اخلاقی که کنش را در قالب الگوهایی فراتر از رفتار فردی ثابت می کنند تشکیل شده است. بنابراین، او نهادها را پدیدارشونده می داند که در چرخه زندگی گروه های انسانی شکل می گیرند. یک بار که به وجود آمدند تبدیل به منابعی می شوند که نسبت به فرد جنبه خارجی داشته و موجب تنظیم نمودن رفتارهای انسانی و ثبات بخشیدن به ساختار اجتماعی می گردند (مایر و راون، ۲۰۰۶: ۳۴).
ویلیام گراهام سامنر(۶) معتقد بود که نهاد متشکل از یک مفهوم (ایده، دکترین) و یک ساختار است. ساختار حول مفهوم شکل گرفته و ابزارهایی را برای واقعی نمودن مفهوم در جهان واقعیت ها و کنش ها ایجاد می نماید به گونه ای که در خدمت علایق انسان در جامعه باشد. بنابراین سامنر اگرچه بیان می نماید که نهادها می توانند پدیدارشونده یا وضع شده(۷) باشند اما برخلاف دورکهیم تاکیدش بر وضع است. در واقع او معتقد است که هیچ ساختار اجتماعی ای ـ چه پدیدارشونده باشد و چه وضع شده ـ نمی تواند به صورت کامل نهادمند شود مگر اینکه منافع نخبگانِ قدرتمند را تامین نماید.(۸) البته سامنر آگاه بود که منافعی که به وسیله کنشگران دارای قدرت تعقیب می شود اگر خواهان آن هستند که ظهور نمادی بیابد، باید با ارزش های اصلی و مشخصات هنجاری جامعه ـ به بیان سامنر ـ عرف ها هماهنگ باشد. بنابراین فرایند نهادسازی از دید او تابعی از مشروعیت و قدرت است.
آرتور استینچکام(۹) در راستای تعریف سامنر معتقد است: نهاد، ساختاری است که در آن مردم قدرتمند به برخی ارزش ها و منافع متعهد می شوند. چارلز هورتون کولی همانند دورکهیم، نهادها را به عنوان سیستم های نمادینی که از کنش های متقابل انسانی پدیدار می شوند، تعریف می نماید و می نویسد فرد همواره هم علت و هم معلول نهاد است. اورت هاگز(۱۰) همانند سامنر عناصر ساختاری نهادها را به عنوان ابزارهایی برای واقعی نمودن چیزی که نمادین شده است، می نگرد.... بدین ترتیب، نهادها رفتار انسانی را به گونه ای غیرمستقیم و با عضویت عاملان فردی در یک حوزه مشترک نهادی شده ای از گفتمان و نه با هنجارهای خارجی به صورت مستقیم تنظیم می کنند (مایر و راون، ۲۰۰۶: ۳۴).
تورشتاین وبلن نهادها را روش های ویژه ای برای نظم دادن به زندگی و روابط انسان ها می داند. او تکامل ساختار اجتماعی را فرایندی از انتخاب های طبیعی نهادهای اجتماعی در نظر گرفته و پیشرفتی را که در نهادها روی داده و می دهد، پیامد انتخاب طبیعی مناسب ترین عادت ها و اندیشه ها، و نیز نتیجه فرایند تطابق اجباری با محیطی می داند که همراه با رشد جامعه و با تغییر و دگرگونی نهادهای اجتماعی که افراد تابع آنها هستند، تغییری رو به پیشرفت دارد (وبلن، ۱۳۸۶: ۲۰۹). وبلن نهادها را به عنوان عادت های بسیار متداولی از اندیشه در یک اجتماعِ معین در نظر می گیرد که می توان آنها را با موضوعات فرهنگی مقایسه کرد
(Djelic, ۲۰۱۰: ۲۵). تالکوت پارسونز در نوشته های اولیه اش و بعدها در نظریه کنش خود نهادهای اجتماعی را به عنوان سیستم های هماهنگ کننده کنش های متقابل انسانی که نتیجه آن اقتدار اخلاقی ارزش ها و قواعد رفتار است، تعریف می نماید.... اقتدار اخلاقی و ارزش ها و هنجارها که نسبت به فرد جنبه خارجی دارد از طریق نهادی شدن درونی شده و باعث به وجود آمدن ساختار باثباتی از روابط اجتماعی می شود (مایر و راون، ۲۰۰۶: ۳۵).
ریچارد اسکات(۱۱) نهادهای اجتماعی را به عنوان ساختارهای تنظیم کننده، هنجاری و شناختی و فعالیت هایی که ثبات و معنا را به رفتار اجتماعی می دهند، تعریف کرده است (Ibid: ۲۶). تعریف مارچ و اولسن مبنی بر اینکه «نهادها فهرست های آماده ای از رویه ها دارند و برای انتخاب از میان آنها از قواعدی استفاده می کنند» (پیترز، ۱۳۸۶: ۵۳) نیز به نوعی ثبات بخشی و تنظیم کنندگی مدنظر اسکات را می رساند. مهم اینکه نهادها «اعضای خود را وارد به رفتاری می کنند که حتی ممکن است منافع شخصی آنان را به خطر اندازد» (پیترز، ۱۳۸۶: ۵۴). این تعریف یک پیا مد بسیار مهم دارد و آن هم نشاندن «منطق مناسب بودن» به جای «منطق پیامدی» است. یعنی «اگر نهادی در تاثیرگذاری بر رفتار اعضای اش موثر باشد، اعضا درباره اینکه آیا کاری با هنجارهای آن سازمان هم نواست یا خیر، بیشتر می اندیشند تا درباره اینکه پیامدهای آن عمل برای خودشان چه خواهد بود» (پیترز، ۱۳۸۶: ۵۴).
داگلاس نورث نهاد را به عنوان قواعد بازی تعریف کرده است (Op.cit, ۲۰۱۰: ۲۵). «نهادها قوانین بازی در جامعه اند، یا به عبارتی سنجیده تر قیودی هستند وضع شده از جانب نوع بشر که روابط متقابل انسان ها با یکدیگر را شکل می دهند.... نهادها با در اختیار نهادن ساختارهایی برای زندگی روزمره، عدم اطمینان را کاهش می دهند.... نهادها از طریق تاثیرگذاردن بر هزینه های مبادله و تولید، عملکرد اقتصادها را تحت تاثیر قرار می دهند. نهادها و دانش فنی به کار گرفته شده، توامان هزینه های معاملاتی و هزینه های تبدیل (تولید) یعنی هزینه های کل را تعیین می کنند» (نورث، ۱۳۷۷: ۲۳ـ۲۱). شپسل(۱۲) نهاد را به عنوان ساختاری از همکاری که هزینه مبادلات را به صرفه نموده، فرصت طلبی عاملان را کاهش داده و امکان دست یابی به بهره را از طریق همکاری افزایش می دهد، در نظر گرفته است (Op.cit: ۲۵) گریف(۱۳) نهادها را به عنوان سیستم هایی از قواعد، هنجارها، اعتقادات و سازمان ها می داند که در کنار هم نظمی از رفتار اجتماعی را تولید می کنند (Op.cit: ۲۶). از آنجا که در ادبیات جامعه شناسی برخی جامعه شناسان مفهوم نهاد و سیستم را تقریباً معادل هم به کار برده اند، می توان یکی از تعاریف مهم نهاد را از نظریه سیستمی نیکولاس لومن استخراج کرد (همان: ۷۱-۵۴). لومن معتقد است هنگامی که کنش های چند فرد از طریق کدهای نمادین از قبیل لغات یا سایر روش های بیان مسائل به یکدیگر متصل شوند یک سیستم ـ نهاد ـ اجتماعی تشکیل خواهد شد (ترنر، ۲۰۰۳: ۵۴). به عبارت دیگر از نظر لومن نهاد مجموعه ای از افراد است که کنش هایشان از طریق کدهای نمادین به یکدیگر ارتباط یافته است. از نظر لومن همه سیستم های اجتماعی در یک محیط چندبعدی وجود دارند که به صورت بالقوه دارای پیچیدگی های بی پایانی است که یک سیستم باید با آنها روبه رو شود. برای ادامه حضور و بقا در یک محیط پیچیده، سیستم اجتماعی باید سازوکارهایی را برای کاهش پیچیدگی ایجاد نماید. در نظریه لومن، نهاد سازوکاری است که باعث کاهش پیچیدگی محیط در ارتباط با سیستم می شود. محیط از نظر موارد زیر دارای پیچیدگی است و هریک از سازوکارها در تلاش برای کاهش این پیچیدگی ها هستند: ۱) بعد زمانی؛ ۲) بعد مادی و ۳) بعد نمادین (همان: ۵۴).
جوهانس آرپلینن(۱۴) در مقاله خود با عنوان «منشا نهادهای اجتماعی» با استفاده از تعمیم ایده تعادل کامل خرده بازی(۱۵) در نظریه بازی نهاد را این گونه تعریف کرده است: «نهاد، مجموعه ای از انتظارات فردی به اشتراک گذارده شده درباره رفتار جمعی خودتحکیم بخش(۱۶) در یک موقعیت اجتماعی است» (Urpelainen, ۲۰۱۱: ۲۱۸). در این تعریف رفتار جمعی خودتحکیم بخش رفتاری است که عمل به آن رفتار سبب تقویت خودِ رفتار می گردد. به عبارتی رفتار به خاطر خودِ رفتار انجام می شود و نه دست یابی به چیز دیگری. این معنا هنگامی که در مباحث لومن به مفهوم «موضوع فی نفسه شدن»(۱۷) می رسیم، وضوح معنایی بیشتری خواهد یافت.
آرپلینن در همین مقاله وجوه اشتراک و افتراقی را برای تعاریف مختلف ارائه شده از نهاد از این تعاریف استخراج کرده است که تا حدود زیادی به ارائه یک دسته بندی از تعاریف پراکنده ای که از نهاد صورت گرفته، یاری می رساند. تقریباً تمامی تعاریف ارائه شده از نهاد بر نقش قواعد و محدودیت ها بر رفتار انسانی تاکید کرده اند. علاوه بر محدودیت های فیزیکی و تکنولوژیک بر رفتار فردی، رفتار انسانی به وسیله نهادهایی که اطلاعاتی را درباره و مشوق هایی را برای رفتار جمعی مناسب در موقعیت های اجتماعی مختلف فراهم می نمایند تنظیم شده و ساختار می یابد (Ibid). اما فراتر از این وجوه مشترک در تعاریف نهاد، تمایزات بین این تعاریف سبب شده تا بتوان سه دیدگاه متفاوت از نهاد را از یکدیگر مشخص کرد. اول، دیدگاه بسیاری از تاریخ نگاران و نظریه پردازان اقتصادی است که نهاد را به عنوان قواعد بازی نگریسته اند. بر اساس این دیدگاه، نهادها از نظر تحلیلی «بیرونی»(۱۸) و از نظر تجربی محدودیت های قابل مشاهده ای هستند که انتخاب های فردی را محدود می کنند (Ibid: ۲۱۷). دوم، چهارچوبی مکمل است که درونی بودن و وابستگی نهادها را به اعتقادات فردی مشترک و خودتحکیم بخش برجسته می نماید. این چشم انداز که در علوم اقتصادی و سیاسی متداول است نهادها را نهایتاً «درونی»(۱۹) در نظر گرفته و بر منشا اجتماعی آنها تاکید می نماید.
چشم انداز سوم، به نهادها در جامعه شناسی یافت می شود. جامعه شناسان ماهیتِ مسلم پنداشته شده نهادها و فرایند برون فکنی ای را که سبب می شود الگوهای ثابت رفتاربخشی از واقعیت عینی شود، برجسته می نمایند. مهم ترین مشخصه قابل ذکر این رویکرد، رد نمودن تمرکز صرف بر افراد به عنوان بخش اولیه تحلیل و تاکید بر ماهیت ثابت و معلولی رفتار نهادینه شده است.
اگرچه تقسیم بندی فوق از سوی آرپلینن عاری از اشکال نیست و به نظر می رسد بعضی از تعاریف ارائه شده در چهارچوب جامعه شناسی از نهاد را که در همین بخش به آنها اشاره شد نادیده گرفته است، اما اگر از تقسیم بندی رشته ای او صرف نظر کنیم می توان تعاریف ارائه شده پیرامون نهاد را فارغ از اینکه در چهارچوب علوم سیاسی یا جامعه شناسی باشد در همین سه دسته کلی خلاصه کرد.

برساختن تعریفی برای نهاد

در جهت ادامه مسیر و یافتن تعریفی از نهاد که بتوان از آن در برخورد با موضوع شهرداری به منزله نهادی اجتماعی استفاده کرد، دو استراتژی در رابطه با تعاریف ارائه شده از نهاد، وجود دارد. نخست، انتخاب یکی از تعاریف و حذف سایر تعاریف ارائه شده و استخراج ویژگی های یک نهاد اجتماعی از آن تعریف. دوم، ترکیب عناصر غیرمتناقض در تعاریف مختلف و برساختن تعریفی از نهاد که در برگیرنده ویژگی های اصلی این موضوع دیرین جامعه شناسی باشد. استراتژی دوم به نظر می رسد راهگشاتر بوده و عناصر مهم کمتری را از نظر دور می دارد. این استراتژی به میزان زیادی به روش نمونه آرمانی وبر نزدیک می شود؛ یعنی یک ابزار اندازه گیری در اختیار ما قرار می دهد که در عین آنکه در جهان واقعی وجود خارجی ندارد اما امکان سنجش نهادهای واقعی در جهان اجتماعی با آن را امکان پذیر می سازد. بنابراین ما استراتژی دوم را جهت ادامه مسیر برمی گزینیم. اما پیش از ارائه تعریف خود از نهاد، ویژگی های مستخرج از تعاریف ارائه شده را می توان به صورت زیر و ذیل دو عنوان کلی برشمرد. یک دسته از ویژگی های نهاد به کارکردهای آن ارجاع دارند. از این منظر، نهاد تسهیل کننده مشارکت، تسهیل کننده اعتماد، کاهش دهنده هزینه مبادله، تضمین کننده اجرای وعده ها، درازمدت کننده افق دید کنشگران، برآورده کننده یک نیاز و کاهش دهنده پیچیدگی محیط است.
اما هر نهادی که بخواهد کارکردی داشته باشد، باید راهی برای بقا و قدرتمند بودن خود نیز در پیش بگیرد. از این منظر، دارا بودن یک ابزار ارتباطی، ذوب کردن قواعد و نقش ها در ارزش های دیرین انسانی، استقلال از سایر نهادها جهت مقاومت در برابر تنش های محیطی، خودتحکیم بخشی، دارا بودن سطحی از تقسیم کار و مناسک مشخص که بازتولید انرژی عاطفی و شناخت لازم از قواعد و ساختار نهاد را امکان پذیر می کنند، از ملزومات نهاد است. اگر به تعریف مارچ و اولسن رو کنیم، می توانیم «منطق مناسب بودن» را نیز یکی از استلزامات نهاد بدانیم. کنشگران درون نهاد باید از سر همنوایی با ارزش های نهاد و نه از سر منافع شان در همنوایی با نهاد، قواعد آن را اجرا کنند. البته این ویژگی بسیار ایدئال است. به این ترتیب، زمینه برای ارائه تعریفی از نهاد فراهم می شود.

«نهاد مجموعه ای از انتظارات فردی به اشتراک گذارده شده درباره کنش جمعی خودتحکیم بخش در یک موقعیت اجتماعی است که به یک یا چند نیاز در درون جامعه پاسخ گفته و دارای ابزار ارتباطی خاص خود برای برقراری روابط در درون و بیرون از ساختار خود بوده و اهداف، قواعد و سنت ها درباره اینکه کارها در درون آن چگونه باید انجام بگیرد با ارزش ها اشباع شده است. نهاد به کمک ابزار ارتباطی، اشباع ارزشی و انتظارات فردی مشترکی که میان کنشگران ایجاد می نماید، خصیصه هماهنگ کننده بودن دارد و فایق آمدن بر مسئله هماهنگی برای کنش جمعی را تسهیل می سازد».

شاید بتوان بخش انتهایی تعریف فوق را که از مباحث سلزنیک(۲۰) (مایر و راون، ۲۰۰۶: ۳۷) درباره نهادسازی سازمان ها اخذ شده است، به عنوان تفاوت اصلی سازمان با نهاد در جامعه شناسی بیان کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی