فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگی موثر

کتاب زندگی موثر
قوانین دستیابی به زندگی موثر

نسخه الکترونیک کتاب زندگی موثر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگی موثر

قالب نقل و قول‌هایی در مجموعه‌ای جدید و الهام‌بخش طراحی شده است، چه برای نسلی که در آغاز راه است و چه آن‌هایی که دکنر کاوی از دیرباز مشوق آن‌ها بوده که انسانهایی جست‌وجوگر باشند و کار و زندگی‌شان را بر پایه اصول بنا کنند. این کتاب بیش از یک الهام‌دهنده است و معرف اصول مهمی است که برای داشتن زندگی موثر به آن‌ها نیاز می‌باشد.

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.93 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زندگی موثر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. مکان و میعادگاه و محل برگزاری فستیوال در آمریکا.
۲. به عمل کار برآید به سخندانی نیست. ـــ م.
۳. قبلاً توضیح داده شد. ـــ م.
۴. اصطلاح اصلی این جمله این است:
We must remain open to new challenges and opportunities.
با آغوش باز، پذیرای د شواری ها و فرصت های پیش آمده در زندگی باشید. به قول سهراب سپهری: چشم ها را باید شست ــ زیر باران باید رفت. ــ م.
۵. Chief Executive officer.
۶. اشاره به کتاب هفت عادت مردمان موثر. ــ م.
۷. درختی عظیم الجثّه، همیشه سبز و سر به فلک کشیده در آمریکا. در این جا اشاره نویسنده به این درخت، به عنوان نماد همبستگی و پیوند است.
۸. منظور انتخاب گزینه ای غیر از فرهنگ غرب و فرهنگ اسلامی است. ــ م.

آغاز



دم. بازدم. تکرار.

این کاری بود که جف (jeoff) می خواست انجام دهد. برای دقایقی می خواست خودش را از همه چیز رها کند. می خواست از هوای دلپذیر لذّت ببرد. می خواست روی نیمکت زهوار در رفته بنشیند و از سر و صدای دخترش مولی (molly) لذت ببرد که توی پارک بازی می کرد.
نمی خواست نگاهی به تلفن همراهش بیندازد. نمی خواست گوشش را به صدای (پینگ) تلفنش بسپرد که دائم پیامی تازه می داد. نمی خواست...
پینگ!
وقتی آن صدا را شنید، دلش نمی خواست پیام را ببیند و حتی به آن جواب بدهد. مگر این که مخاطب همسرش باشد که کاری فوری داشته باشد. در عین حال نمی خواست به خاطر پاسخ ندادن، خودش را به دردسر بیندازد. شاید بد نبود نظری می انداخت...
جف، وقتی صدای زمزمه ای را پشت شانه اش شنید، کارش را متوقّف کرد. «پدر! پدر!»

جف به طرف صدا برگشت که ببیند زمزمه دخترش برای چیست. این مولی بود. مولی بر این باور بود که نجوا کردن، فریادی آرام و آکنده از خشم است. دقیقاً موضوعی داشت اتّفاق می افتاد.
«پدر، نگاه کن! یک کفشدوزک!»
در واقع، روی دست مولی، یک کفشدوزک کوچک خال دار حرکت می کرد که می خواست خودش را از حفره زندانش رها کند.
«پدر، خال هاش رو بشمار، این طوری می تونیم بفهمیم چند سالشه!»
«چی گفتی؟ با شمردن خال هاش؟ فکر نمی کنم واقعیّت داشته باشه.»
«پدر! این حرف معلّم مونه، خال هاش رو بشمار. کفشدوزک ها، هرسال، در سالگرد تولّدشون، یک خال جدید پیدا می کنن!»
جف با اصرار و کمی با تحکّم گفت که این موضوع حقیقت ندارد. امّا دست از مبارزه و بگومگو کشید ــ چرا که مولی اصرار داشت بگوید معلّمش یک نابغه است امّا پدرش مطلقاً این طور نیست ــ تا این که کفشدوزک سرانجام به یاد آورد که بال هایی دارد و از روی دست کوچک مولی پرواز کرد.
جف پرسید: «در حیرتم چرا آن ها این کار را می کنند؟»
«چه کار می کنند؟»

جف لبخندی زد و گفت: «چرا این قدر طول می کشه تا کفشدوزک ها بفهمن که بال دارند؟... آن ها درجا می زنند در حالی که می توانند هر زمان که بخواهند پرواز کنند امّا این کار را نمی کنند. احتمالاً آدما هم بعضی وقت ها این موضوع را از یاد می برند.»
«چه چیز را فراموش می کنند پدر؟»
«این که ما، در درون خود، قدرتی مثل پرواز کردن داریم.»
مولی پوزخندی زد و گفت: «پدر، تو که نمی تونی پرواز کنی.»
جف آه کشید. نه، نمی توانست. این موضوع حیرت آور بود. و به طور قطع، این مساله، زمان خسته کننده رفت و آمد او را کاهش می داد.
«دوشیزه مولی، تو نمی دونی که پدرها و مادرها هم می تونند کارهای خارق العاده انجام بدن. ممکنه ما نتونیم پرواز کنیم. ما هنوز خیلی خونسرد و عادی به نظر می رسیم. امّا گاهی وقت ها مسائل را فراموش می کنیم.»
«چه چیز را فراموش می کنیم؟»
جف جواب داد: «ما کمی سردرگم می شویم. یادت میاد وقتی کفشدوزک روی دستات سرگردان بود و نمی دونست چه کار کنه؟ آدم ها هم همین طورند. آن ها کمی در لاک خودشان فرو می روند و فکر می کنند. این یه چیز معمولیه. برای این که حشره دیگری هم است که دقیقاً همین کار رو انجام میده. امّا ما روی دستان کوچک یک دختر قرار نداریم. چیزی که ما انجام می دیم اسمش رو می ذاریم کار کردن، دید و بازدید، کنفرانس دادن و حتی بازی های فوتبال کودکان.»
مولی پرسید: «تو چسبیدی به بازیهای من؟»
«نه. در بازی های فوتبال، من به یاد بال هایم می افتم. من تماشات می کنم که داری بازی می کنی و برتری داری. من این ها رو به یاد می یارم. به یاد می یارم که می تونم پرواز کنم، چون تورو دارم. تو شگفت انگیزی.»
مولی نجوا کرد: «پدر» و با صدای بلند و خشم زیاد گفت: «پدر، تو فکر می کنی من هم بال دارم؟»

دیدن، خواستن و طلبیدن است.
همه درس هایی که باید یاد بگیریم، دورو بر ماست.

استفان. آر. کاوی

استفان. آر. کاوی اعتقاد داشت که بزرگترین درس ها را با نگاه به طبیعت، می توانیم بیاموزیم. درحقیقت، عادتش این بود که همایش های هدایت کننده را در نشست هایی که در میحط طبیعت برگزار شود، پیشنهاد کند و به حضار این وعده را می داد و می گفت:

اگر آغوش خود را به محیط طبیعت باز کنید، به آدم های دوروبرتان، و به اصول پایان ناپذیر، در مورد چالش های رهبری و فرصت هایی که با آن مواجه می شوید، پاسخ های شخصی و ویژه ای پیدا خواهید کرد.

به یاد میعادگاه محبوب رابرت ردفورد (Robert Redford) و خلوتگاه بسیاری از رهبران دیگر، او آن را وعده ساندنس (۱)(Sundance Promise) نامید.

به نظر جف، مولی هم به سرعت درسی آموخت که برگرفته از یک کفشدوزک بود. دکتر کاوی اعتقاد داشت که طبیعت همیشه درس هایی بزرگ به ما می آموزد، مشروط بر این که ما خود مشتاق یادگیری باشیم.
صفحات کتاب محتوی اصولی پایان ناپذیر از حقیقت است که دکتر کاوی نگاشته و به خصوص در ارتباط با حقایق زندگی است که هر کسی می تواند آن را از طبیعت فراگیرد. هر پیامی، نقل قولی مستقیم از اوست و این درس جاودانی را به ما می آموزد که چطور یک زندگی موثر داشته باشیم.

قدرت و زیبایی پیام اهمیّتی ندارد. آنچه مهم است، این است که پیام او به مرحله ی عمل درآید. پیام او موقعی سودمند است که آن را کاملاً درک کرده در خود نهادینه کنیم. همچنان که دکتر کاوی می گوید: «علم بدون عمل، علم نیست.»(۲)
یک زندگی موثر، یک زندگی راحت طلبانه نیست، راهکار این کتاب این نیست که با حداقل تلاش های فردی، زندگی بهتری داشته باشید. این کتاب ارائه دهنده این موضوع است که چطور در یک زندگی موثر با انتخاب موارد زیر شریک و سهیم شوید:

* بگذار طبیعت، قوانین ذاتی خود را به تو بیاموزد.
اصولی را که در قوانین طبیعت وجود دارد، شناسایی و الگوبرداری کنید.

* بگذار طبیعت، خودآگاهی تو را افزایش دهد.
نمونه ‎ها ی شخصی را که بیشتر با خصوصیّت شما تطبیق دارد، تجربه کنید و به مسئولیت های فردی خود عمل کنید.

*بگذار طبیعت، به تو بیاموزد چگونه روابط خود را پرورش دهی.
در آن زمان که لازم است در زندگی شخصی و در روابط تان، رهبری و پیشگامی را به عهده بگیرید، موقعیت ها را دریابید و این کار را با تمرکز روزانه روی افراد، نه روی اشیا انجام دهید.

* بگذار طبیعت، تو را در انتخابت هدایت کند.
توانایی و اقتدار را با انتخاب های صحیح به دست آورید.

* بگذار طبیعت به تو نشان دهد که چطور تغییر را جشن بگیری.
از دگرگونی های اطراف بهره گیرید.

این کتاب برای آن طراحی نشده است که به شکلی گذرا و به سادگی آن را مطالعه کنید. این کتاب برای تجربه اندوزی طراحی شده است. پیام این کتاب، قوی، عملی و به فوریت قابل اجراست و ارتباط شما را از طریق نقل قول ها، تجربیات و اطّلاعات ترسیمی برقرار می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی موثر

کتاب خوبیه میشه مثل کتاب ۷عادت مردمان مؤثر از همین نویسنده است
در 1 سال پیش توسط سید مهدی قبله
کتاب خوبیست ممنون
در 2 سال پیش توسط علی زیدی
کتابای استفان کاوی عالیه
در 2 سال پیش توسط Alireza taheri
این کتاب فوق العاده هستش. حتما به دوستان توصیه میکنم خوندنشو.
در 2 سال پیش توسط pej...esh