فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگی یعنی...گفت‌وگوی‌ صمیمانه و‌بدون ‌خشونت

کتاب زندگی یعنی...گفت‌وگوی‌ صمیمانه و‌بدون ‌خشونت

نسخه الکترونیک کتاب زندگی یعنی...گفت‌وگوی‌ صمیمانه و‌بدون ‌خشونت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگی یعنی...گفت‌وگوی‌ صمیمانه و‌بدون ‌خشونت

یکی از اَشکال گفت و گوی زندگی خراب کن، سرزنش و انتقاد مدام دیگران به بهانه اشتباه کردن یا بد بودن آنهاست. به طور مثال: «می‌دانی! مشکل تو این است که خودخواهی (حسودی، تنبلی، بدجنسی، بی‌لیاقتی، بی‌ظرفیتی و...).» این‌گونه انتقاد اغلب همراه با ناسزا، تحقیر، قضاوت و توجیه است. مضمون اصلی این جمله‌ها همیشه «تو باید این‌چنین باشی» و هدف این سرزنش‌ها «تو نباید این‌گونه باشی که هستی!» است.

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زندگی یعنی...گفت‌وگوی‌ صمیمانه و‌بدون ‌خشونت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل ۱: مقدمه

می خواهم با جریان دلنشین زندگی همراه باشم
و هر کجا که می روم، موجهای عشق را بپراکنم.

می خواهم که ارمغان هر چه می گویم و انجام می دهم
برای شما نیرو، گرما و نور باشد.

دوست دارم پیروزی بدون اجبار را بیاموزیم
زندگی موهبتی است که چاره ای جز پذیرفتن آن  نداریم.

می خواهم هر آن چه از من می تراود
از چشمه انرژی حیات فوران کند.

می خواهم با جریان دلنشین زندگی همراه باشم
و هر کجا که می روم، موجهای عشق را بپراکنم.

مارشال روزنبرگ

زبان خیرخواهی

می خواهم در این کتاب کوچک، روند ایجاد گفت و گوی صمیمانه و بدون خشونت را توضیح دهم. این کار از علاقه من به کشف راههای تقویت تواناییهای انسانی برای بهبود روابط با دیگری و کاهش اختلافها از روی خیرخواهی سرچشمه می گیرد.
وقتی از صمیم قلب و با خیرخواهی عطا می کنیم، در شادی که به زندگی انسانی دیگر می بخشیم شریک می شویم و از انرژی حیاتی بجوش آمده کائنات بهره مند می گردیم. زیرا عطا کردن ما از روی ترس، گناه، شرم یا توقع جبران انجام نگرفته و تنها انگیزه ما سهیم شدن در خوشبختی دیگری است.
در این مبادله، کمّیت ظاهری به طور کامل فاقد اهمیت است. یک لبخند، ساعتی همدلی، خیرخواهی صادقانه، انرژیهای مثبت عظیمی هستند که هدف مندرها می شوند. فراموش نکنیم عطا کردن با صمیمیت و نیکخواهی بیش از آنکه به نفع دیگری باشد، به سود کسی است که می بخشد.
در این حالت گیرنده بدون هیچ نگرانی لطف دهنده را می پذیرد. او می داند که این بخشش کاملاً داوطلبانه، بدون هیچ گونه تحمیل خارجی و یا درونی انجام شده است. دهنده نیز لذتی کمتر از گیرنده ندارد. حتی می توان گفت کیفیت و مقدار شادمانی او بسیار بالاتر از گیرنده است. زیرا با احساس مشارکت در ساختن خوشبختی دیگری، عشق و احترام به خود را بالا می برد.
اما اگر عمل بخشش و عطا کردن تحمیلی و به واسطه ترس، احساس گناه، توقع و حسابگری انجام شده باشد، هر دو طرف ــ دهنده و گیرنده ــ ضرر می بینند: گیرنده به خاطر دریافت هدیه ای که نه تنها انرژی حیاتی مثبت با خود ندارد بلکه مانند بمبی ویرانگر همه چیز را به آتش خواهد کشید و در او احساس کینه و حقارت ایجاد می کند و دهنده نیز علاوه بر خسارت مادی و اتلاف وقت، اعتماد به نفس و روحیه انسانی خود را می بازد.
در این کتاب سعی کرده ام زبان و تعاملهایی را شناسایی کنم که باعث کاهش تواناییهای ما در بخشیدن از سر نیکخواهی می شود. این گونه ارتباط کلامی و گفت و گو را «گفت و گوی زندگی خراب کن» نامیده ام.
از طرف دیگر به بررسی امتیازهای زبان و شگردهایی پرداخته ام که ظرفیت ما برای عطا کردن از سر نیکخواهی را تقویت می کند و الهام بخش دیگران در ادامه این کار می گردد. این گونه ارتباط کلامی را در این کتاب «گفت و گوی صمیمانه و بدون خشونت» نامیده ام.

گفت و گوی زندگی خراب کن

انتقاد
یکی از اَشکال گفت و گوی زندگی خراب کن، سرزنش و انتقاد مدام دیگران به بهانه اشتباه کردن یا بد بودن آنهاست. به طور مثال: «می دانی! مشکل تو این است که خودخواهی (حسودی، تنبلی، بدجنسی، بی لیاقتی، بی ظرفیتی و...).» این گونه انتقاد اغلب همراه با ناسزا، تحقیر، قضاوت و توجیه است. مضمون اصلی این جمله ها همیشه «تو باید این چنین باشی» و هدف این سرزنش ها «تو نباید این گونه باشی که هستی!» است.
انکار مسئولیت
شکل دوم گفت و گوی زندگی خراب کن، به کار بردن پیوسته جمله ها و عبارتهای حاکی از انکار حق انتخاب، حق ابراز عقیده و حتی انکار موجودیت دیگری است. از جمله استفاده از مفاهیمی چون «باید» «مجبور» در این عبارت: «چاره دیگری نداری، چه بخواهی، چه نه» نشان می دهد که مخاطب باید چه دوست داشته باشد و چه دوست نداشته باشد، کارهایی را انجام دهد که گوینده می گوید.
ما معمولاً از پذیرفتن مسئولیت کارهایمان امتناع می کنیم تا تقصیر را متوجه:
  • کارهای دیگران کنیم (من فرزندم را کتک زدم چون پریده بود وسط خیابان).
  • عوامل نامعلوم و ناشناس کنیم (اتاقم را مرتب کردم چون باید این طوری باشد).
  • گذشته، حالتهای روحی، بیماریهای سابق خود کنیم (می نوشم چون معتاد هستم).
  • زورگوها و رئیسها کنیم (به مشتری دروغ می گویم چون صاحب مغازه گفته این کار را بکنم).
  • فشار گروه کنیم (سیگاری شدم چون همه دور و بریهایم سیگاری بودند).
  • سیاست، نظام، قوانین یا مقررات کنیم (به دانش آموزانم نمره دادم چون آموزش و پرورش چنین از ما خواسته است).
  • جنس مخالف، سن و سال، طبقه اجتماعی کنیم (از کارم متنفرم، اما چون متاهلم و پدر خانواده، مجبور به ادامه دادن هستم).
  • عامل غیر قابل کنترل کنیم (شوکولات می خورم چون نمی توانم در برابر انواع مختلف آن مقاومت کنم).
روزی با گروهی از والدین و آموزگاران درباره خطرهای زبان زور صحبت می کردیم. خانمی چنین گفت: «اما مواردی وجود دارد که چه بخواهیم چه نخواهیم، مجبور به زورگویی هستیم. اصلاً نمی فهمم چرا نباید به فرزندانم بگویم که بعضی کارها را مجبورند انجام دهند.» از او خواستم تا مثالی بزند. «خیلی ساده است. مثلاً وقتی از اینجا برگردم خانه، مجبورم غذا درست کنم در حالی که از آشپزی متنفرم. بیست سال است که هر روز این کار را انجام می دهم، حتی وقتی مثل یک سگ مریض گوشه ای افتاده باشم. این از نمونه کارهایی است که باید انجام دهم.»
در پاسخ به او گفتم از این که سالهای طولانی با چنین احساسی به این کار ادامه داده واقعا متاسفم و امیدوارم که با تمرین گفت و گوی صمیمانه و بدون خشونت چشم اندازهای شادی پیدا کند.
باید بگویم که او توانست به پیشرفتهای سریعی برسد. در پایان دوره او به خانواده اش اعلام کرد که دیگر آشپزی نخواهد کرد. سه هفته بعد وقتی او پسرانش را نیز وارد دوره آموزشی کرد به نتایج کارش پی بردم. وقتی از آنها درباره تغییر مادرشان پرسیدم، برادر بزرگتر گفت: «خدا را شکر!» وقتی دلیل خوشحالی اش را پرسیدم ادامه داد: «شاید به خاطر آن که دیگر شاهد غر زدنهای او سر هر غذا نیستم!»
توقعات
سومین نوع گفت و گوی زندگی خراب کن توقع کردن است. در این کتاب من کلمه توقع را برای هرگونه تقاضا و درخواستی استفاده کرده ام که به طور ضمنی یا واضح مخاطب را مجبور به پذیرفتن و یا اطاعت کند. اطاعت از روی اکراه و یا ترس از سرزنش و تهدید. این گونه گفت و گو اغلب یکطرفه و در فضایی بحرانی و ملتهب انجام می گردد.
اظهاراتی که با پاداش یا تنبیه سنجیده می گردند
در چهارمین نوع گفت و گوی زندگی خراب کن زبانی به کار گرفته می شود که بیانگر کارهایی است که شایسته تنبیه و سرزنش و یا تشویق و پاداش هستند. مثلاً: «باید او را به خاطر کاری که انجام داده تنبیه کرد!»

گفت و گوی صمیمانه و بدون خشونت

این نوع گفت و گو توجه ما را بر چهار محور اصلی معطوف می سازد:

۱. آنچه در درون من می گذرد:
  • آنچه مشاهده می کنم (تصور می کنم، به خاطر می آورم) و در احساس خوشبختی و رضایت من تاثیرگذار است (یا نیست).
  • آنچه در ارتباط با مشاهداتم احساس می کنم.
  • انرژی حیاتی (نیازها، امیدها، آرزوها، معیارها) که هیجانات و احساسات مرا می سازد.
۲. آنچه برای بهتر و زیباتر شدن زندگی نیاز دارم
۳. آنچه در دیگری می گذرد (حالات درونی):
  • آنچه دیگری مشاهده می کند (تصور می کند، به خاطر می آورد) و بر احساس رضایت و خوشبختی او تاثیر می گذارد (یا نمی گذارد).
  • نیروی حیاتی (نیازها، امیدها، آرزوها، معیارها) که سازنده احساسات دیگری است.
۴. آنچه دیگری برای بهتر و زیباتر شدن زندگی نیاز دارد.

این کتاب برگردانی است از:
La communication non violente au quotidien
avec
Marshall B. Rosenberg
Éditions Jouvence, France, 2003

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی یعنی...گفت‌وگوی‌ صمیمانه و‌بدون ‌خشونت

حرکت به‌سوی شخصیت یکپارچه و برخوردار از سلامت روانی مستلزم پذیرش تام و تمام مسئولیت خویش است. این فرض مشترک تمام مکاتب روان‌شناختی‌ست، چه آشکارا بیان شده باشد و چه به‌صورت ضمنی در راهبردهای پیشنهادی‌‌شان پنهان باشد. مسئولیت خویش را پذیرفتن یعنی آگاه شدن روز افزون از تمنیات قلبی خویش و متعهد شدن در عمل برای پاسخگویی به آن‌ها. دیگران مسئول نیستند تا مطابق با ارزش‌های ما زندگی کنند، بلکه ارزش‌ها چراغ راه‌نمای ما هستند، وقتی در راستای ارزش‌های خود-برگزیده‌مان حرکت می‌کنیم احساس رضایت باطنی و غنی شدن زندگی حاصل می‌شود. تحلیل از وحیدشاه رضا
در 1 سال پیش توسط lililolin
از حرفای قلمبه سلمبه خیلی از کتابای ب اصطلاح روانشناسی، در این کتاب خبری نیست. موضوعات ظاهرا ساده که فقط باید زندگیشون کنی تا بفهمی چی ب چیه. کتابی بسیار شیرین و کاربردی. کتاب روانشناسی اعتراض هم عالیه👌
در 2 ماه پیش توسط شیرزاد
خوب بود
در 1 هفته پیش توسط