فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی
جلد دوم

نسخه الکترونیک کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

ویژگی‌های ذاتی نهادهای اجتماعی، رفع نیازهای مهم و اساسی آدمی از قبیل تأمین امنیت، رفع نیازهای فیزیولوژیک، جامعه‌پذیری و غیره است. اکنون با توجه به تجارب مثبت بین‌المللی و جهانی باید گفت که شهرداری در قامت یک نهاد عمومیِ غیردولتی باید بتواند بعضی از وظایف نهادهای اجتماعی سنتی، به‌علاوه نیازهای مدرن شهرنشینی، ارتقای کیفیت زندگی شهری در شهرهای جهانی مثل تهران را در دایره شهرْ مدیریت و تمشیت کند و نقش فعالانه‌ای در رفع نیازهای شهروندان در حوزه شهری بیابد. به این ترتیب شهرداری مانند دولت به عنوان، نهاد نهادها عمل می‌کند البته در امور شهری. این مطلب به معنی تصدی کلیه وظایف سازمان‌های تخصصی نیست؛ لذا در این همایش به واکاوی مفاهیم مربوطه، تجارب، ایده‌ها و روش‌های تغییر پرداخته می‌شود.

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.09 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۷۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

شهر، این محصول بشری، مجموعه ای از «کالبد و اجتماع» را دربرمی گیرد و انسان شهرنشین را در سطحی بسیار وسیع و در بستری از ارتباطات پیچیده، به سویی رهنمون می سازد که علی القاعده باید جهت گیری آن در راستای دستیابی او به «کمال انسانیت و حیات طیّبه» باشد؛ چرا که شهر، فقط یک سکونت گاه نیست، بلکه «آبادی» است که باید «روح اجتماع» در آن متبلور شده و هویت بگیرد.
باید پذیرفت که شهر، تجلی گاه «مناسبات و عرصه تولید اجتماعی» است و اساس پیدایش شهر و گسترش شهرنشینی در دنیای امروز برمبنای «همکاری و تعامل نیروهای اجتماعی» ساکن در آن برای «پاسخگویی بهتر به نیازهای مشترک» بوده اما تعمق در سیر و سیره پرفراز و نشیب شهرها، بیانگر آن است که متاسفانه شهر به عنوان یک «محیطِ صرفِ جغرافیایی» که تنها جمعیتی در آن زیست می کنند، نگریسته شده و نه به عنوان یک «سازه اجتماعی» و بستری «پویا و زنده برای تعالی انسان ها» در درون آن؛ و قطعاً تالی چنین نگاهی انسان های درون شهر را ملقب به «شهرنشین» خواهد کرد و نه «شهروند» دارای هویت و روح و روان.
البته، باید اذعان نمود که هر پدیده ای در جامعه شهری ‎ دارای یک «وجه اجتماعی» است که در «ساحت برنامه ریزی شهری» و «ساختار مدیریت شهری» بتوان به گونه ای فعالیت ها را تنظیم کرد که به «توسعه اجتماعی» ذیل محورهای اساسی «معنویت»، «عقلانیت» و «عدالت» کمک کند و طبعاً این امر بیشترین کمک را به ارتقای حس تعلق اجتماعی ، هویت یابی و تامین نیازهای روحی و روانی شهروندان خواهد کرد که متاسفانه خلا این فرایندها در کلانشهرها «محسوس و محرز» است.
کارآمدی سازی شهرداری در ارائه کمّی و کیفی خدمات به شهروندان صرف نظر از «کارکرد اجتماعی» آن، فلسفه رویکرد شهر پایدار را عینیت می بخشد و در این رویکرد ساکنان شهر به عنوان شُرکا و منتفعان اصلی فرایند توسعه خدمات شهری شناخته می شوند که به منظور تحقق آن باید کارکردهای خدماتی را که مبتنی بر زیست شهری استاندارد می باشد، در نظر گرفت؛ زیرا خدمات شهری بخش مهمی از قلمروی شهرداری بوده که همانند «پلی کوچکْ شهر، شهروند و شهرداری» را به هم متصل می کنند و با توجه به این نقش مهم است که باید مدیریت شهری در یابد آسیب شناسی عملکردی، اثربخشی کارکردی اش در فضاهای شهری موجود تا چه اندازه کارآمد و یا ناقص و نامتناسب بوده است.
افزایش «کیفیت زندگی شهری به همراه پررنگ شدن نقش اجتماعات محلی»، از مزایای اتخاذ رویکردهای اجتماعی شهرداری می باشد که اجتماعات محلی را به عنوان «پایه ای اساسی برای توسعه پایدار» می پذیرد؛ اما در رویکرد پیشین، «شهرنشینان» در حد «مردمِ متقاضیِ خدمات شهری» باقی می ماندند؛ لیکن تاکید رویکرد اجتماع محور در مدیریت نوین شهرداری به تبدیل شدن «شهرنشینان به شهروندان فعال» است و در این بین «پدیده خدمات شهری» هم نقشی اساسی دارد.
از آنجا که نگاه مدیریت خردگرای انسان محور به عنوان زیرشاخه ای از گفتمان مدیریت دینی به شهر، شهروند و شهرداری، می طلبد که باید آسایش عینی و آرامش ذهنی شهروندان مورد توجه باشد، ضروری است که گفتمان مدیریت شهری با رویکردی اجتماعی، «پی ریزی» و «پیگیری» شود تا آرمان هایی همچون «شهر انسانی و انسان شهری» محقق گردد؛ ازاین رو می بایست «کالبدِ شهر» و «ساختارِ شهروندی» را اساساً با در نظر گرفتن «کارکرد و عملکرد» اجتماعی شهرداری توسعه دهیم؛ و این به منزله تامین توامان «نیازهای خدماتی» و «خواسته های روحی و روانی» است.
توجه به این امر که شهر و شهرداری با شهروندان معنا می یابد ما را به این امر واقف خواهد کرد که اگر برخی از کلانشهرهای ما و جهان، امروزه با تراکم معضلات اجتماعی که فرساینده کالبد شهر و ساحت شهروندی هستند، شناخته می شوند، دلیل آن چیزی جز «غفلت» از جنبه های اجتماعی در فضای زیست شهری نیست و به همین خاطر بنده بارها تاکید کرده ام که در ساختار مدیریت شهری بایستی درباره سازگار نمودن «تغییرات تکنولوژیک» با «تغییرات اجتماعی» دغدغه دائمی داشت؛ چرا که در رویکرد اجتماعی به مدیریت شهر تاکید می شود که هیچ توسعه و رشد کالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر اینکه از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فکر شده باشد.
در رویکرد اجتماعی قطعاً به این واقعیت برخواهیم خورد که شهرداری متعهد و موظف است که در منش و روش توسعه گرایانه خود، توامان خلقِ «شهر خوب» و تربیتِ «شهروند خوب» را پیگیری کرده و با پیوند زدن توسعه کالبد شهر با تعالی روحی شهروندان، زندگی شهری را برای آنها مومنانه و زیبا و در نهایت به حیات طیّبه رهنمون سازد.
شهرداری تهران درصدد است تا بتواند نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر و شهروندان را از طریق مطالعه و تحقیق علمی به درستی شناسایی کرده و بین یافته های پژوهشی در سطوح راهبردی و کاربردی و سیاست گذاری و برنامه ریزی و اجرا، پیوند کارآمد و مستمر برقرار نماید که برنامه ریزی و اجرای همایش «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» در این راستا ارزیابی می شود.
تلاش و مساعی ما در چند سال اخیر با کاربست رویکرد اجتماعی همین بوده که «شهر ما انسانی تر» و «انسان های ما شهری تر» از پیش باشند تا در بسط و تعمیق پارامترهایی همچون معنویت، عقلانیت پیشرفت و عدالت دست یافتنی تر از گذشته شود؛ اما این نیاز به همراهی و همدلی نخبگان علمی و عملی دارد؛ به گونه ای که تهران به عنوان الگوی ممتاز الهام بخش دیگر شهرهای ما و جهان اسلام باشد که امید است انتشار کتاب هایی پیرامون موضوع «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» نیز مقوّم گام های ما در این مسیر باشد.آمین.

و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب 
محمدباقر قالیباف

مقدمه

تغییر در ماهیت پدیده ها و مسائل کلان استراتژیک یکی از ویژگی های دوران مدرن به شمار می آید. دامنه این تغییر و تحولات در تمامی سطوح خُرد و کلان و در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، بین المللی و مدیریتی مشهود و قابل لمس است. از جمله این مسائل و تحولات، تغییر در ساختار مدیریت شهر است. در اینجا دغدغه ها و مسائل جدیدی از جمله رقابت برای جهانی شدن شهرها، حل مسائل و معضلات شهرنشینی (ترافیک، آلودگی هوا، معضلات اخلاقی، فرهنگی، منابع پایدار مالی، مشارکت شهروندی، مدیریت مسکن و اراضی شهری) برای مدیریت کلان شهرها مطرح می شود و بر این اساس مدیریت شهری به ویژه در کلان شهر موظف و مجبور به تغییر در ساختار اداری ـ نهادی خود و نیز ایجاد تحول در کارکردها و وظایف خود می شوند. در این چهارچوب است که مدیریت شهری باید از وضعیت سنتی و تاریخی خود فاصله بگیرد و از نهادی صرفاً خدماتی و اداری به نهادی پُردامنه و اجتماعی تغییر ماهیت یابد. از آنجا که این تحول به سادگی میسر نیست و به تاملات و بررسی های علمی و پژوهشی نیاز دارد، مشارکت نخبگان و دانشگاهیان برای طی کردن این مسیر و تغییر وضعیت مدیریت شهری حائز اهمیت فراوان است. در همین راستا، شهرداری تهران بر آن شد تا با یاری اساتید، پژوهشگران و دانشگاهیان متخصص در مسائل شهری و علوم اجتماعی، اقتصادی، مدیریت و سایر رشته های مرتبط، همایش تغییر وضعیت شهرداری از نهاد خدماتی به نهاد اجتماعی را برگزار کند.
با توجه به خلا ادبیات در این حوزه، برگزارکنندگان همایش در ابتدا کوشیدند مفهوم محورهای همایش را تنقیح و مشخص نمایند. منظور از تبدیل و یا ارتقا، اصلاح و تغییر وظایف، ماموریت ساختارهای مدیریت شهری تهران از نهاد صرف ارائه کننده خدمات به موقعیت راهبری، تاثیرگذاری، مشارکت جویی و مشارکت طلبی، مدیریت فراگیری مسائل شهری، مدیریت جامع پدیده ها، مسائل، روندها و چالش ها و آسیب های فرهنگی اجتماعی و نهایتاً پذیرش مشروعیت عمومی و حقوقی نهاد شهرداری از سوی نهادهای حاکمیتی و عمومی و شهروندان می باشد. در واقع در این رویکرد شهرداری نباید در کنار سایر نهادهای خدماتی (مثل آب، برق، گاز و...) قرار گیرد و یا صرفاً به عنوان سازمان متولی امور جاری و یا حتی عمرانی شهر شناخته شود بلکه واجد ویژگی ها و صفاتی شود که در سایر نهادهای اجتماعی مثل خانواده، دولت، مذهب، آموزش و پرورش، اوقات فراغت و... قرار می گیرد.
ویژگی های ذاتی نهادهای اجتماعی، رفع نیازهای مهم و اساسی آدمی از قبیل تامین امنیت، رفع نیازهای فیزیولوژیک، جامعه پذیری و غیره است. اکنون با توجه به تجارب مثبت بین المللی و جهانی باید گفت که شهرداری در قامت یک نهاد عمومیِ غیردولتی باید بتواند بعضی از وظایف نهادهای اجتماعی سنتی، به علاوه نیازهای مدرن شهرنشینی، ارتقای کیفیت زندگی شهری در شهرهای جهانی مثل تهران را در دایره شهرْ مدیریت و تمشیت کند و نقش فعالانه ای در رفع نیازهای شهروندان در حوزه شهری بیابد. به این ترتیب شهرداری مانند دولت به عنوان، نهاد نهادها عمل می کند البته در امور شهری. این مطلب به معنی تصدی کلیه وظایف سازمان های تخصصی نیست؛ لذا در این همایش به واکاوی مفاهیم مربوطه، تجارب، ایده ها و روش های تغییر پرداخته می شود.
در پایان باید تصریح کرد شهرداری تهران طی دو دهه گذشته اقدامات مهمی را در این مسیر انجام داده که در اینجا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در واقع پذیرش مسئولیت هایی چون سلامت شهروندان، آموزش شهروندی، ایجاد فضاهای گذران اوقات فراغت برای شهروندان، ورود به حوزه زنان سرپرست خانوار و سالمندان و همچنین برنامه ریزی و فعالیت اجتماعی برای گروه های سنی از جمله کودکان و سالمندان برای بالا بردن کیفیت زندگی، و ورود به رفع آسیب های اجتماعی در فضاهای مختلف شهری، از مهم ترین اقدامات شهرداری در محورهای مختلف مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بوده که ایجاب می کند شهرداری تهران در شکل نهادی اجتماعی مطرح شود.

اهداف کلان همایش

۱. ایجاد فرصتی برای بازاندیشی و تامل در خصوص تغییر رویکرد و ارتقای وضعیت شهرداری تهران توسط نخبگان و جلب توجه به مردم به این موضوع؛
۲. ایجاد زمینه لازم برای انتخاب راهبردهای کلان و اجرایی مدیریت شهری تهران به منظور ارتقای جایگاه آن از نهاد خدماتی به نهاد اجتماعی؛
۳. جلب مشارکت نخبگان، اساتید و صاحب نظران برای تحقق و ارتقای موقعیت اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری تهران.

اهداف خُرد همایش

۱. مرور ادبیات موجود و تجمیع آنها در قالب این همایش؛
۲. بررسی تجارب موفق مدیریت شهری در سایر کشورها برای تبدیل وضعیت مدیریت شهری به نهاد اجتماعی در کلان شهر تهران؛
۳. تعیین و تعریف اهداف و جایگاه مطلوب برای شهرداری تهران به منزله نهاد اجتماعی؛
۴. بررسی راهکارها و راهبردهای مناسب برای حرکت به سمت وضع مطلوب؛
۵. بررسی تجارب و وضعیت موجود در مدیریت شهری.

چهارچوب کلی و مفهوم شناسی



محورهای برگزاری همایش


براساس مباحث مطرح شده در کمیته علمی همایش، محورهای هفت گانه زیر برای برگزاری همایش مشخص شد:

۱. مباحث پایه

۱-۱. مفهوم شناسی؛ تبیین جایگاه و موقعیت، ضرورت ها و ویژگی های مدیریت شهری به عنوان نهاد اجتماعی (ضرورت بازنگری در تعریف شهرداری به منزله یک سازمان خدمات محور)؛
۲ -۱. تبیین نظری شهرداری به منزله نهاد اجتماعی؛
۳ -۱. مطالعه زمینه های لازم برای تحقق مدیریت شهری به منزله نهاد اجتماعی؛
۴ -۱. بررسی تحول جایگاه شهرداری در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور پس از انقلاب اسلامی؛
۵ -۱. جایگاه شهرداری و مدیریت شهری در نظام حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران (تقسیم کار ملی و محلی)؛
۶ -۱. شهرداری و ارتقای جایگاه شهروندی در مدیریت یکپارچه شهری؛
۷ -۱. شهرداری و بازتعریف نیازهای شهروندی در چشم انداز ۱۴۰۴.

۲. تجارب

۱ -۲. تجزیه و تحلیل تجارب جهانی در تبدیل وضعیت مدیریت شهری از سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی (بررسی تطبیقی مدیریت یکپارچه شهری در کشورهای آسیایی و اروپایی)؛
۲ -۲. تجزیه و تحلیل تجارب مدیریت شهری در کلان شهرهای ایران برای ایفای وظایف جدید در قالب نهاد اجتماعی (بررسی ظرفیت ها، امکانات و منابع موجود شهرداری ها)؛
۳- ۲. تحلیل موقعیت کنونی مدیریت شهری از حیث برخورداری از ویژگی های نهاد اجتماعی.

۳. راهبردها و راهکارهای ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی در شهروندان و شهر

۱- ۳. استراتژی های تحقق نهاد اجتماعی در شهر و شهروندان
۱- ۱ -۳. روش ها و راهبردهای فرهنگی حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی در مدیریت شهری؛
۲ - ۱- ۳. روش ها و راهبردهای جلب مشارکت اجتماعی شهروندان در حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۳- ۱ - ۳. روش ها و راهبردهای اقتصادی ـ عمرانی و توسعه ایِ حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۲- ۳. راهکارهای مردمی شدن شهرداری (از مردم، با مردم، برای مردم).

۴. الزامات و زمینه های ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی در حوزه مدیریت شهری

۱ -۴. اهداف، وظایف و ماموریت های جدید مدیریت شهری در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۲ -۴. الزامات ساختاری، سازمانی و تشکیلاتی تحقق نهاد اجتماعی؛
۳ -۴. الزامات مدیریتی، منابع انسانی و آموزشی برای تحقق ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی؛
۴ -۴. بررسی و ارزیابی بسترهای حقوقی ـ قانونی و اداری برای ارتقای موقعیت شهرداری تهران به عنوان نهاد اجتماعی؛
۵ -۴. وضعیت منابع مالی (پایدار) در تبدیل شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۶ -۴. ظرفیت تکنولوژی های اطلاعاتی و رسانه ای در مدیریت شهری یکپارچه؛
۷ -۴. نظارت پذیری شهرداری و شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی.

۵.  چالش ها

۱ -۵. موانع و مشکلات سیاسی و اجرایی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۲ -۵. تداخل و تعارض های وظایف شهرداری آتی با سایر نهادها و سازمان ها و راهکارهای برون رفت؛
۳ -۵. چالش های مدیریتی، تشکیلاتی و ساختاری؛
۴ -۵. موانع و چالش های حقوقی و قانونی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۵ -۵. موانع و چالش های اقتصادی و مالی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۶ -۵. موانع و چالش های فرهنگی و اجتماعی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۷ -۵. موانع و چالش های نظارتی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی.

۶.  ترسیم وضعیت مطلوب شهرداری به منزله نهاد اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴

۱ -۶. وضعیت مطلوب فرهنگی در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۲ -۶. وضعیت مطلوب اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۳ -۶. وضعیت مطلوب مدیریت شهری در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۴ -۶. طراحی شاخص های شهرداری به منزله نهاد اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴.

۷.  قدرت، امنیت و سیاست شهری

۱ -۷. رابطه بین قدرت و نشانه های شهری؛
۲ -۷. فضاهای شهری و نقش آنها در امنیت و ناامنی شهری؛
۳ -۷. طراحی شهری در ارتباط با فضاسازی شهری، نشانه سازی و رابطه آنها با قدرت و حکمرانی در شهر؛
۴ -۷. نقش سیاست گذاری شهری در تحقق شهرداری به منزله نهاد اجتماعی.

سازوکارهای اجرایی

به منظور اجرای هرچه بهتر همایش، از طریق معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران و نیز مدیر کل و کارشناسان اداره کل مطالعات فرهنگی شهرداری تهران، اعضای کمیته علمی همایش مشخص شدند که لیست و اعضای آن در ادامه آمده است. اعضای کمیته علمی همایش در خصوص طراحی محورها، انتخاب مسئولان محورها، اعلام نظر در مورد داوری چکیده مقالات و نحوه داوری آنها، سفارش مقالات و در نهایت داوری مقالات، مشارکت فعالانه و مجدانه ای با کمیته علمی همایش مبذول داشته اند که جا دارد از تک تک این عزیزان سپاسگزاری و قدردانی شود. لازم به ذکر است داوری چکیده مقالات و نیز داوری اصلی مقالات با تعیین محورهای نظری، روشی و ویرایشی مشخص انجام شده است.
داوران همایش: دکتر سید رضا صالحی امیری، دکتر علی اصغر محکی، دکتر تقی آزاد ارمکی، دکتر رحمت الله صدیق سروستانی، دکتر مسعود کوثری، دکتر حمید شفیع زاده، دکتر سروش فتحی، دکتر پرویز پیران، آقای سید رضا مصطفوی (مشاور محترم معاونت اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری)، سردار مرتضی طلایی (رئیس محترم کمیسیون اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری تهران)، احمد مسجدجامعی (عضو محترم شورای اسلامی شهر تهران)، دکتر مهرداد نوابخش، دکتر منصور وثوقی، دکتر سید محمود نجاتی حسینی، دکتر ابراهیم حاجیانی، دکتر محمد سلطانی فر، دکتر داود کریمی، دکتر محمد رضایی، دکتر آیت میرزایی، دکتر حسین ایمانی جاجرمی.

تقدیر و تشکر

کمیته علمی همایش لازم می داند از همکاری کلیه اساتید، پژوهشگران و محققانی که با ارسال مقالات خود بر غنا و محتوای این همایش علمی افزوده اند سپاس گذاری کند. همچنین از کمیته اجرایی همایش که در چاپ و انتشار مجموعه مقالات همایش، قبول زحمت کردند، تقدیر می شود. در پایان از کلیه عزیزانی که در دبیرخانه کمیته علمی برای وصول، ارسال برای داوری، اعمال نظرات داوری، تماس های مستمر با نویسندگان مقاله و آماده سازی آثار، همت و تلاش فراوان مبذول داشته اند، تشکر نماید.

سید رضا صالحی امیری
دبیر علمی همایش

چالش های سلامت روان شهری تهران

دکتر احمدعلی نوربالا(۱)

چکیده

در اساسنامه سازمان بهداشت جهانی «سلامت» به عنوان «نه فقط فقدان بیماری یا معلولیت» بلکه «حالت بهینه خوب بودن جسمی، روانی و اجتماعی» تعریف شده است، اما مفهوم سلامت روانی از نظر سازمان جهانی بهداشت چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است و شامل حداقل شش مقوله به این شرح است: ۱) خوب بودن ذهنی، ۲) ادراک خود کار آمدی ۳) استقلال و خودمختاری، ۴) کفایت و شایستگی، ۵) وابستگی بین نسلی، ۶) خود شکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی.
در جدیدترین پیش بینی سازمان جهانی بهداشت، رتبه بار اختلال افسردگی در کشورهای توسعه یافته از رتبه چهارم در سال ۲۰۰۲م به رتبه اول در سال ۲۰۳۰م و در کشورهای در حال توسعه از رتبه چهارم در سال ۲۰۰۲م به رتبه دوم پس از HIV/AIDS در سال ۲۰۳۰م می رسد. رتبه بار بیماری دیابت که یک اختلال روان تنی است از رتبه بیستم در سال ۲۰۰۲م به رتبه یازدهم در سال ۲۰۳۰م افزایش می یابد. همگی این پیش بینی ها از اهمیت توجه به سلامت روان، در دو دهه آینده پیش رو را در سطح جهانی حکایت می نماید.
آنچه از یافته های پژوهشی بر می آید، سیمای سلامت روان شهری شهر تهران در قیاس با بسیاری از شهرهای دیگر دنیا از وضعیت مطلوب و مناسبی برخوردار نیست. و با کمال تاسف روند حرکت نیز در طی سال های اخیر، امیدبخش نمی باشد.
به نظر می رسد هم وزارت بهداشت که قانوناً مسئول تامین، حفظ و ارتقای تمامی ابعاد سلامت می باشد و هم شهرداری تهران که به عنوان یک نهاد اجتماعی مسئول ارتقای کیفیت زندگی شهروندان می باشد و سرانجام سایر نهادهای تقنینی، اجرایی، قضایی، امنیتی و رسانه ای باید به صورت هماهنگ برای این بُعد نامطلوب سلامت، یعنی سلامت روانی، تدبیر و چاره بیندیشند و تا دیر نشده است با هم فکری صاحب نظران و همکاری تمامی دستگاه های ذی ربط طرحی جامع برای تامین و ارتقای سلامت روان تدوین وپس از تصویب در مراجع ذی ربط، اقدام عملی آن را به منصه ظهور برسانند.
کلیدواژگان: سلامت روان، پرسشنامه سلامت عمومی (28-GHQ2)، کیفیت زندگی، شهر تهران.

مقدمه

نظر به اینکه عنوان «چالش های سلامت روان شهری تهران» ممکن است برای برخی از خوانندگان ابهام برانگیز باشد ضروری است که در آغاز به اجمال، هدف از این مقاله آورده شود. زیرا گروهی ممکن است براین باور باشند که هدف چالش بیماران روان پریش رهاشده در شهر تهران که به غلط گاهی، زیر عنوان انگ زای «دیوانگان و مجانین» ویا «بی خانمان های شهری» از آنها یاد می گردد، باشد وحال آنکه اینجانب بنا دارم به سیمای سلامت روان شهر تهران از نگاه علمی و چالش و کشمکش های فراروی مدیریت این کلان شهر در رابطه با عوامل روانی اجتماعی دخیل در سلامت بپردازم. به همین جهتدر آغاز باید به تعاریف مربوط از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت پرداخته شود.

تعریف سلامت

در اساسنامه سازمان بهداشت جهانی «سلامت» به عنوان «نه فقط فقدان بیماری یا معلولیت» بلکه «حالت بهینه خوب بودن جسمی، روانی و اجتماعی»تعریف شده است. امروزه مقوله اجتماعیبه اصطلاح کلی تعیین کننده های اجتماعی سلامت(۲) اطلاق می گردد که در برگیرنده عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی واقتصادی می باشد (The World Health Report ۲۰۰۱). براساس اظهارنظر کمیسیون تعیین کننده ای اجتماعی موثر برسلامت (SDH) وابسته به سازمان جهانی بهداشت، عوامل زیستی وژنتیک به میزان ۱۵ درصد، عوامل محیط فیزیکی به میزان۱۰ درصد، نظام مراقبت از سلامت به میزان ۲۵ درصد و عوامل اجتماعی به میزان ۵۰ درصد در سلامت تاثیر گذارند. بنابراین کاملاً بدیهی است که تغییرات پیرامونی و اجتماعی نقش با اهمیت و گسترده ای در نظام سلامت دارند.
تعریف سلامت روان
سلامت توسط پژوهشگران از فرهنگ های مختلف، به صورت های متفاوتی تعریف شده است، ولی مفهوم سلامت روانی از نظر سازمان جهانی بهداشت چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است و شامل حداقل شش مقوله به این شرح است: ۱) خوب بودن ذهنی،(۳) ۲) ادراک خود کارآمدی،(۴) ۳) استقلال و خودمختاری،(۵) ۴) کفایت و شایستگی،(۶) ۵) وابستگی بین نسلی،(۷) ۶) خودشکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی...(۸) ازهمین مقوله تعریف مفهومی سلامت روان، می توان به نادرستی برداشت غلط برخی که در برخورد به سلامت روان به گروه اندک و البته مظلوم روان پریش ها اکتفا می نمایند، به صورت نسبی پاسخ داد.

تعریف اختلال روانی

حالات قابل توجه بالینی که با تغییرات درتفکر، خلق و هیجان ویارفتارمشخص باشد و با ناراحتی وتشویش شخصی ویااختلال کارکرد زندگی همراه باشد، به عنوان اختلال رفتاری و روانی نامیده می شود.این تغییرات در محدوده طیف هنجار جامعه قرار نمی گیرند، بلکه به صورت واضح غیرعادی وپدیده بیمارگونه است و مداوم یا عودکننده می باشد.

مظلومیت بیماران روانی

بیماری روانی به هیچ وجه یک شکست یانارسایی فردی محسوب نمی شود. فقط مختص دیگران نیست و هیچ کس از ابتلا به این اختلالات مصون نیست. حدس اولیه بیانگر آن است که در حال حاضر در حدود ۱۵۴ میلیون نفر در جهان از اختلال افسردگی، ۲۵ میلیون نفر از اسکیزوفرنی، ۹۱ میلیون نفر ازاختلال سوء مصرف الکل، ۱۵ میلیون نفر از سوء مصرف مواد، ۵۰ میلیون نفر از صرع، ۲۴ میلیون نفر از آلزایمر وسایر دمانس ها در رنج هستند و هر سال حدود ۸۷۷۰۰۰ نفر به علت خودکشی می میرند. درحالی که تعداد افرادی که اقدام به خودکشی می کنند در حدود ده بیست میلیون نفر تخمین زده می شود.
درحالی که بسیاری از آنها در تنهایی و خاموشی به سر می برند. ورای رنج ناشی از بیماری و ورای فقدان مراقبت لازم، انگ زدن، شرم، طردشدن و بیش از آنچه به آن یعنی مرگ توجه داریم، این عزیزان را مورد تهدید قرار می دهد.

اهمیت سلامت روانی

طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، جهان در طول دو دهه آینده شاهد تغییرات عمده ای در اپیدمیولوژی بیماری ها خواهد بود. اختلالات روانی و بیماریی های روان تنی، به سرعت جایگزین بیماری های واگیردار و عفونی گردیده و در صدر عامل های ایجادکننده ناتوانی و مرگ های زودرس قرار می گیرند. براساس اظهار نظر این سازمان، در سال۱۹۹۰م از ده بیماری که بیشترین میزان ناتوانی را در جهان سبب شده اند، پنج مورد آن مربوط به بیماری های روانی (افسردگی اساسی، سوء مصرف دارو والکل، اختلال خلقی دوقطبی، اسکیزوفرنی و اختلال وسواسی ـ اجباری) است و براساس پیش بینی های پژوهشگران بین المللی، رتبه بار اختلال افسردگی از رتبه چهارم در سال ۱۹۹۰م به رتبه دوم در سال ۲۰۲۰م، رتبه بار حواث و سوانح از رتبه نهم در سال ۱۹۹۰ به رتبه سوم در سال ۲۰۲۰م (قابل ذکر است کشور ما از این بابت درحال حاضر در وضعیت بدتری است)، رتبه بار عوارض جنگ از رتبه شانزدهم در سال ۱۹۹۰م به رتبه هشتم در سال ۲۰۲۰م (احتمال افزایش این رتبه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ وواکنش های بعدی بیشتر شده است)، رتبه بار خشونت از رتبه نوزدهم در سال ۱۹۹۰م به رتبه دوازدهم در سال ۲۰۲۰ م، رتبه بار صدمه به خود از رتبه هفدهم در سال ۱۹۹۰م به رتبه چهاردهم در سال ۲۰۲۰م جابه جا می شود (Cristopher J. L. Murry& Alan D. Lopez).
در جدیدترین پیش بینی سازمان جهانی بهداشت، رتبه بار اختلال افسردگی در کشورهای توسعه یافته از رتبه چهارم در سال ۲۰۰۲م به رتبه اول در سال ۲۰۳۰م و در کشورهای در حال توسعه از رتبه چهارم در سال ۲۰۰۲م به رتبه دوم پس از HIV/AIDS در سال۲۰۳۰م می رسد. رتبه بار بیماری دیابت که یک اختلال روان تنی است از رتبه بیستم در سال ۲۰۰۲م به رتبه یازدهم در سال ۲۰۳۰م افزایش می یابد. (Integrating mental health into primary care) که همگی این پیش بینی ها از اهمیت توجه به سلامت روان، در دو دهه آینده در پیش رو را در سطح جهانی حکایت می نماید. از طرف دیگر براساس ارزیابی که ویلیام و ایتون(۹) از بار کلی ده اختلال عمده روان پزشکی در سال ۲۰۰۸م به عمل آوردند مشخص گردید که این ده اختلال روان پزشکی شامل اختلال وحشت زدگی، فوبی ساده، فوبی اجتماعی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، وابستگی به الکل، وابستگی دارویی، اختلال وسوسی جبری، اسکیزوفرنی، ودمانس بالای ۶۵ سال سالیانه بیش از ۸۲۰ میلیار دلار هزینه وخسارت اقتصادی را بر جامعه تحمیل می نمایند (William W. Eaton et al. 2008) به هرحال در کشورهای مختلف و براساس نوع ابزار به کار گرفته شده در رابطه با اختلالات روان پزشکی، شیوع اختلالات روان پزشکی متفاوت گزارش شده است. مطابق گزارش جدید سازمان بهداشت جهانی، در ۱۶ کشور دنیا، متوسط شیوع اختلالات روانی، به میزان۴/ ۲۶ درصد گزارش شده است (Integrating mental health into primary care, 2008).

سیمای سلامت روانی در ایران

مطالعات انجام شده در زمینه بررسی سلامت روان در ایران را می توان با توجه به زمان انجام به دو دوره تقسیم کرد:
دوره اول ، شامل مطالعاتی می گردد که در طول یک دهه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ قبل از انقلاب اسلامی در ایران انجام گرفته و میزان شیوع اختلالات بین ۹/ ۱۱ تا ۶ /۱۸ درصد بوده است (باش، ۱۳۴۲ و ۱۳۴۶؛ داویدیان، ۱۳۵۰؛ نوربالا و باقری یزدی، ۱۳۸۰).
دوره دوم : شامل مطالعاتی است که پس از انقلاب اسلامی در ایران انجام گرفته و شیوع اختلالات بین ۵/ ۱۲ تا ۲/ ۳۰ درصد متغیر بوده است (نوربالا و باقری یزدی، ۱۳۸۰).
اولین مطالعه گسترده در زمینه بررسی سلامت روان افراد جامعه در ایران ، در سال ۱۳۷۸ و در قالب طرح ملی «سلامت و بیماری » انجام گرفته است . در این مطالعه میزان شیوع اختلالات روانی ۲۱ درصد (در زنان ۹/ ۲۵ درصد و در مردان ۹ /۱۴ درصد) بود. میزان شیوع اختلالات روانی در افراد بالای ۴۵ سال سن، مطلقه ، بیوه ، متاهل ، بیکار، بازنشسته و زنان خانه دار بیش از سایرگروه ها بوده است .شیوع علائم افسردگی و اضطراب بیش ازعلائم اختلال جسمانی سازی و اختلال عملکرد اجتماعی بود (نوربالا، باقری یزدی و یاسمی، ۱۳۸۱).
به منظور اطلاع بیشتر، علاقه مندان را به مطالعه کتاب «نگاهی برسیمای سلامت روان» در ایران تالیف نویسنده و همکاران، جلب می نمایم.
مطالعه سال ۱۳۷۸ که اولین نتایج مطالعات سلامت روان در کشور بود، و در آن دوره اینجانب معاون پژوهشی وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی بودم، تصمیم گرفتیم که خلاصه ای از نتیجه مطالعات سلامت روان و سلامت و بیماری که آن هم در سال ۷۸ انجام شده بود توسط حقیر به همراه جناب آقای دکتر کاظم محمدوجناب آقای دکتر محمد فرهادی، وزیر محترم وقت وزارت بهداشت، در جلسه هیئت دولت جناب آقای خاتمی، ریاست محترم جمهور وقت، ارائه کنیم. پس از پایان ارائه نتایج، هیئت محترم دولت، ضمن تشکر اعلام کرد مقرر است هر ۵ سال یک بار این بررسی کشوری سلامت روان و سلامت جسمی در ایران تکرار شود تا روند صعودی یا نزولی اختلال های جسمی و روانی در سطح کشور مشخص شود و چهارچوبی برای جهت گیری سیاست گذاری ها در امر بهداشت و درمان شکل گیرد، اما با کمال تاسف با وجود پس گیری های زیاد، این مطالعه ها، به این صورت در حد ملی تکرار نشدند.
دومین مطالعه کشوری در زمینه اپیدمیولوژی اختلال های روان پزشکی در ایران، در سال ۱۳۸۰با استفاده از پرسشنامهاختلالات عاطفی و اسکیزوفرنیا انجام گردیده است. شیوع انواع اختلالات روان پزشکی در این مطالعه ۱/ ۱۷ درصد بوده که این شیوع در زنان ۴ /۲۳ درصد و در مردان ۸ /۱۰ درصد بوده است. شیوع اختلالات روان پزشکی در افرادِ گروه سنی ۵۵-۴۱ سال، افراد مطلقه و جداشده، افراد ساکن در مناطق شهری، افراد بی سواد، زنان خانه داروافراد بیکار بیش از سایر افراد در هریک از گروه های ذی ربط بود. در این بررسی ۹/ ۱۰ درصد افراد مورد مطالعه، حداقل دچار یک نوع اختلال روان پزشکی بوده اند (محمدی و همکاران، ۱۳۸۲).
جدول زیر شیوع اختلالات روان پزشکی در ایران در سال ۱۳۸۰ را به خوبی نشان می دهد.

جدول شماره ۱. شیوع انواع اختلالات روان پزشکی برحسب جنس در ایران



منبع: محمدی و همکاران، ۱۳۸۰.

مطالعه دیگری که درباره بار بیماری ها وآسیب ها در کشور توسط جناب آقای دکتر نقوی و همکارانش (که از تیم وزارت بهداشت بودند) در سال ۱۳۸۲ به انجام رسید و نتیجه آن در سال ۸۶ به چاپ رسیده است. نتایج قابل تاملی در زمینه اختلالات روانی نشان می دهد. براساس آن مطالعه، اختلال های رفتاری و روانی بعد از حوادث عمدی و غیرعمدی دومین رتبه بار بیماری های کشور را به خود اختصاص داده اند و زمانی که این بار در مورد جنسیت محاسبه می شود، رتبه اول بار بیماری ها در مورد زنان در ایران، به بیماری های روانی و رفتاری تعلق می گیرد. چون از یک طرف حوادث عمدی و غیرعمدی در مورد خانم ها کمتر است و از طرف دیگر برخی اختلال های روانی و رفتاری در خانم ها شایع ترند. پس مشاهده می شود که رتبه اول بار بیماری ها در خانم های ایران مربوط به اختلالات رفتاری و روانی است.

نظرات کاربران درباره کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی