فیدیبو نماینده قانونی نشر شورآفرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شلوغی

کتاب شلوغی

نسخه الکترونیک کتاب شلوغی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شلوغی

در داستان‌های این مجموعه، زمان و مکان‌هایی هستند که نفس مخاطب را می‌گیرند و او را به ستوه می‌آورند. بیش‌تر حوادث معمولا در یک خانه و طی یکی/دو روز اتفاق می‌افتد. لابد می‌پرسید کدام حوادث؟ قسمتی از جواب را می‌توان در یکی از مصاحبه‌های او پیدا کرد: «ادبیات، پروراندن حوادث نیست، بلکه نوشتن احساسات است.» این «برخورد شاعرانه» با ادبیات تنها مختصص نویسنده‌یی است جدی و حرفه‌یی به نام آفاق مسعود.

ادامه...

بخشی از کتاب شلوغی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

ادبیات، سوژه احساس است نه حادثه ها.
ادبیات در اصل یک بازیست، نویسنده آنچه را که میخواهد بگوید، سرگذشتش را، مانند گفتگو با یکی از نزدیکانش، میتواند کوتاه بنویسد، اما او این کار را نمیکند.
چیزهایی را که میخواهد بگوید
در هزار و یک لفافه میپیچد، در حالی که خواننده و گاه خودش را نیز فریب میدهد، از راههایی کج و کوله میرود.

«با احترام،
تقدیم به ناشر کتابم در تهران دوست داشتنی»
آفاق مسعود

«متن اصلی»
ادبیات، حادثه لرین یوخ، حس لرین سوژه سی دیر.
ادبیات اصلینده بیر اویوندو!
یازیچی، دئمک ایسته دیکلرینی، باشینا گلن لری، یاخین آدامینا دانیشان کیمی، قیساجا یازا بیلر، اما او بئله ائله میر.
دئمک ایسته دیک لرینه مین بیر دون گئیندیریر، اوخوجونو، بعضا اوزونو ده چاشدیرا -چاشدیرا، ایری -اویرو یوللارلا گئدیر.

آفاق مسعود



درباره ی نویسنده

آفاق مسعود در سال ۱۹۵۷ در باکو به دنیا آمد. از ۱۹۸۱ به عضویت «اتحادیه ی نویسندگان آذربایجان» که رسمی ترین مرکز ادبی آن کشور است، درآمد. وی از سال ۱۹۹۰ ریاست مرکز «روابط ادبی و ترجمه» را به عهده دارد. مسعود علاوه بر روزنامه نگاری و سردبیری نشریه ی ادبی «خزر»، در نیز سینما فعالیت دارد و فیلم های «پاداش»، «گنجشک ها» و «شب» را بر اساس داستان هایی از خودش برای تلویزیون آذربایجان ساخت. ترجمه به ترکی از دیگر فعالیت های ادبی مسعود است: ترجمه ی رمان «تور عنکبوتی دنیا» از توماس وولف، «پاییز پدر سالار» از گابریل گارسیا مارکز، ترجمه ی متون کهن از جمله «کیمیای سعادت» و «وحدت الاهی» از امام محمد غزالی، و «شرحیات مکه» از ابن عربی.
برخی از مهم تریم آثار داستانی و نمایشی وی عبارت است از: طبقه ی سوم (۱۹۷۶)، شب شنبه (۱۹۸۰)، گذر (۱۹۸۴)، شلوغی (۱۹۹۱)، آزادی (۱۹۹۷) و سرنوشت (۲۰۰۵). و نمایش نامه های «به خاطر جان»، «او من را دوست دارد» و «سرِ راه.»
داستان ها و رمان های آفاق مسعود، تاکنون به زبان های روسی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و اُزبک ترجمه شده است.

خواب ها و کابوس ها

رامیز روشن

رامیز محمدعلی اوغلو علی اف با نام هنری رامیز روشن، شاعر، نویسنده و مترجم بنام آذربایجانی (-۱۹۴۶) است. «باید در را آرام باز کرد و رفت» مجموعه شعری است از وی که با ترجمه رسول یونان منتشر شده.

تقریبا بیست وپنج سال پیش که آفاق مسعود را برای نخستین بار دیدم، هیچ کدام از داستان هایش را نخوانده بودم. می دیدمش که در اتاق های کوچک استودیوی فیلم سازی آرام و بی صدا می نشست و می نوشت. اصلا هم فکر نمی کردم همچین کسی بتواند روزی داستان های خوب و بکری بنویسد.
بعدها که داستان هایش را خواندم، متوجه شدم اصلا شباهتی با خالق اثر ندارند. داستان هایی که خاطرات ترسناک کودکی و دنیای زیر آب را برایم تداعی می کرد.
رفتار مسعود با قهرمان هایش مانند برخورد دکتر با مریض هایش است. دکتر با فشار روی هر قسمتی از بدن بیمار، ناحیه ی درد را پیدا می کند و او نیز با نوشتن پی درپی جملات، مشکلات شخصیت هایش را درمی یابد.
آن اوایل فکر نمی کردم مسعود بتواند آدم های پژمرده و بیمارگونه ی داستان هایش را دوست داشته باشد. بعدها فهمیدم او نیز مانند کودکی که بال ملخی را بشکند و در آرزوی پریدن ملخ باشد یا چندتا از پاهای هزارپا را بکند و منتظر راه رفتن هزار پا بماند، دلش به حال آن ها می سوزد و می خواهد صبر و استقامت آدم هایش را محک بزند. در عین حال وی آن ها را که عموما رفتاری «سرد و سرکش» دارند، همواره خوب پرورش می دهد.
در داستان های این مجموعه، زمان و مکان هایی هستند که نفس مخاطب را می گیرند و او را به ستوه می آورند. بیش تر حوادث معمولا در یک خانه و طی یکی/دو روز اتفاق می افتد. لابد می پرسید کدام حوادث؟ قسمتی از جواب را می توان در یکی از مصاحبه های او پیدا کرد: «ادبیات، پروراندن حوادث نیست، بلکه نوشتن احساسات است.» این «برخورد شاعرانه» با ادبیات تنها مختصص نویسنده یی است جدی و حرفه یی به نام آفاق مسعود.
آفاق نویسنده ی لحظات است، نه احوالات. در آثار او اصلا خبری از سانتی مانتالیسم نیست، بلکه سطرها تلخ اند و در لابه لای آن ها «شیره ی شاعرانگی» به چشم نمی خورد.
به لحاظ مضمونی، نزدیک ترین نویسنده ها به آفاق و داستان هایش، کافکا و کامو هستند. در داستان های این دو نیز چیز خاصی روی نمی دهد. درعین حال شخصیت ها در خانه یی مشترک دور از هم به سر می برند و در هر تماسی چیز اندکی از یکدیگر می گیرند، به طوری که دیگری چیزی عایدش نمی شود. عشق و محبت اینان بیش تر از خشم و نفرت شان ویران کننده است.
«... مادرش او را در خواب به گلوله بسته بود. مانند تانک، سوار ماشین تایپ سیاهش شده بود و به سویش می راند. انگشتش را روی دگمه های ماشین تایپ گذاشت و او را با گلوله سوراخ سوراخ کرد. به بدن زخمی اش نگاهی انداخت و دید چیزهایی که به اش خورده، حروفات سیاه است... سر تا پایش حروف بود و از دست مادرش درمی رفت. چیزی توی شکمش وول می خورد و خوب که دقت کرد، دید حروف بزرگ U است...»
در داستان کوتاه «گنجشک ها»، دختر کوچکی، مادر نویسنده اش را در «خواب بد» چنین می بیند. می پرسید پس «خوابِ خوش» چی؟...» مسعود می نویسد: «... در خواب، مادرش گاهی مهربان می شد. به جای ماشین تایپ با چرخ خیاطی برای او هی لباس می دوخت. لباس ها را تنش می کرد و به آغوش می کشیدش و موهایش را نوازش می کرد. هر بار مادرش به موهایش دست می کشید، تارهای مو روی زانویش و زمین می ریخت. دسته یی از مو نیز کف دست مادرش می ماند. موهایش می ریخت و او دردی حس نمی کرد و در عوض خوابش می آمد.»
این اتفاقات عجیب و غریب و خواب های سوررئال را آفاق در داستان هایش در تداوم زندگی رئال می نویسد. قهرمانان این داستان ها در زیرزمین خانه های تنگ و تاریک که شباهتی به خواب ها دارند، مدام همدیگر را می آزارند.
طبق تقسیم بندی های دهه ی ۶۰، رمان «خویشاوندان و غریبه ها» در آذربایجان شهرت زیادی داشت و یک الگوی کامل ادبی به شمار می آمد، ولی امروزه نمی توان داستان های آفاق را با آن شخصیت های خاص و منحصر به فردش در آن تقسیم بندی گنجاند. اگر بخواهیم به دنبال نامگذاری برای آثار آفاق باشیم، شاید بهترین عنوان این باشد: «بیگانگی آشنایان»

آفاق، اوایل دهه ی نود، داستان بلند «شلوغی» را نوشت. این اثر بی نظیر که در میان آثار ادبی آذربایجان بی بدیل است، به نوعی وداعِ آفاق با آثار مشابه یی است که روزانه به تعداد زیادی نوشته می شوند. آفاق با نوشتن این رمان، توانست صدمات سنگین دوران کودکی اش را به تصویر بکشد و به راحتی از طناب روی دره یی عمیق، به سلامت بگذرد.
در «شلوغی» که اثری کاملا پیشرو است، اتفاقات دم به دم تعویض می شوند و از پی هم می آیند، روند ماجراها نیز کارتون های کودکان را به یاد می آورد. آفاق با این رمان مرحله ی خاصی را در ادبیات آذربایجان به پایان می رساند. بعد از این رمان نیز او از مرزهای زمان و مکان می گذرد، از خانه های تنگ به کوچه ها و میادین بزرگ می رود، نه تنها به دنبال یافتن راهی برای رفع مشکلات یک خانواده، بلکه در پیِ راه چاره ی فشارهای یک کشور و حتا مسایل دشوار دنیا می گردد. به طور مثال، می توان به رمان «آزادی»، «دانشمند»، «جان» و «یوهان دوم» اشاره کرد که در آن ها این مسایل به نوعی مستتر است.
گرچه یکی از شخصیت های اصلی رمان «آزادی»، یک روانشناس است، ولی در دیگر آثار نیز، آفاق به روان شناختی تمام قهرمان هایش می پردازد؛ کسانی که روح شان زیر بار گناه و ترس، حاکمیت و انسان، قدرت و وجدان عذاب می کشد.
نوشتن درباره ی مسایل ازلی و ابدی بشر بسیار دشوار است. در آذربایجان نیز تعداد زیادی از این موضوعات دست نخورده باقی مانده اند و نویسندگان ما در بوته ی آزمایش با سختی های زیادی در این رابطه مواجه اند.
از نگاه حرفه یی، به عینیت درآوردن درونیات و تنگناها و رسیدن به روشنایی در عالم ادبیات، مطمئنا برای مسعود نیز مشکلاتی در پی داشته. در این مسیر مخاطب هم که همواره کلیات هر چیزی را دیده، جزیی نگری نویسنده در وهله ی اول او را آزار خواهد داد. در آثار مسعود، این پروسه خیلی راحت و جذاب اتفاق می افتد.
درعین حال، حرکت بر چنین روندی، و نوشتن موضوعات اجتماعی، خطرِ پس زدن مخاطب را هم در پی دارد. با خواندن آثار اخیر مسعود، این نقصان را من فقط در فصل اول رمان «آزادی» دیدم.
هر چه قدر هم این رمان مضمون سیاسی و اجتماعی داشته باشد، مسعود در این کار نیز هنوز در میدان خود توپ می زند، جواب سوالات دشوار را هم نه در واقعیت، بلکه در خواب قهرمانانش جست وجو می کند. ازاین رو، اولین عنوان رمان «خواب های ممنوعه»، از عنوان فعلی مناسب تر است.
مرز واقعیت و تخیل در آثار مسعود، همانند فیلم های لوییس بونوئل بسیار شفاف است؛ طوری که فردی می تواند ادامه ی خواب دیروز را امشب هم ببیند و مخاطب هم اصلا! از این مساله تعجب نمی کند؛ چون نویسنده، اسلوب نویسندگی و روش خود را پیدا کرده، و خواننده نیز می تواند در داستان ها، خطوط اصلی و حساس را به دقت دنبال، و در حوادث شرکت کند. معجزه ی ادبیات نیز همین است: مشارکت مخاطب در حوادث و روند ماجرا.

نظرات کاربران درباره کتاب شلوغی