فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از اینجا تا بی‌نهایت

کتاب از اینجا تا بی‌نهایت
دورنمایی از آینده علم

نسخه الکترونیک کتاب از اینجا تا بی‌نهایت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب از اینجا تا بی‌نهایت

پرسش‌هایی درباره منشأ انسان، حیات در فضا، سرنوشت دور دست ما، و قوانین طبیعت، برای بسیاری از مردم جذاب‌اند. خود من اگر نمی‌توانستم دستاورد کارهای پژوهشی‌ام را با مردم غیر متخصص در میان بگذارم لذت چندانی از کارم نمی‌بردم ــ منظورم از دستاوردها فقط آموخته‌هایمان نیست بلکه کوشش‌هایمان برای درگیر شدن با پرسش‌هایی است که هنوز پاسخی برای آنها نیافته‌ایم و پاسخ برخی از آنها را شاید هرگز نتوانیم پیدا کنیم. گفتار آلفرد نورث وایتهد، فیلسوف انگلیسی ـ آمریکایی، امروز نیز مانند گذشته صحیح است: «فلسفه با شگفتی آغاز می‌شود؛ و در پایان، با این‌که اندیشه فلسفی به بهترین وجهی کار کرده است، شگفتی همچنان برجای می‌ماند.» از این جذابیت ذاتی که بگذریم، دلیلی متفاوت داریم برای این‌که چرا مفاهیم کلیدی علمی چنین انتشار گسترده‌ای دارند و آن این است که اگر حسی نسبت به علم نداشته باشیم (و بلد نباشیم چگونه ریسک و عدم قطعیت را ارزیابی کنیم) نمی‌توانیم به‌عنوان شهروند در زنجیره فزاینده مسائل مهم سیاسی (مانند انرژی، بهداشت، محیط زیست، و از این دست) که وجه علمی دارند مشارکت کنیم.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.83 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از اینجا تا بی‌نهایت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. Christopher Wren
۲. Robert Hooke
۳. Samuel Pepys
۴. عنوان عکسی که در ۱۴ فوریه ۱۹۹۰ کاوشگر وویجر از فاصله شش میلیارد کیلومتری زمین از آن گرفت. ـ م.
۵. Daniel Dennett
۶. Anthropocene era، این اصطلاح به عصر حاضر یعنی از انقلاب صنعتی تا کنون اطلاق می شود و منظور عصری است که در آن بشر نقشی اساسی در دگرگونی زیست بوم و وضعیت اقلیمی کره زمین داشته است. ـ م.
۷. Designer baby، منظور نوزادی است که آرایش ژنتیکی او چنان انتخاب شود که از برخی نقص ها مبرا و دارای ویژگی های خاصی باشد. ـ م.
۸. Martin Ryle
۹. Fred Hoyle
۱۰. Stanley Pons
۱۱. Martin Fleischmann
۱۲. Edward Teller
۱۳. Livermore Laboratory
۱۴. Jacob Bronowski
۱۵. Carl Sagan
۱۶. Bill Bryson
۱۷. منظور کتاب تاریخچه تقریباً همه چیز است که انتشارات مازیار با ترجمه محمدتقی فرامرزی چاپ و منتشر کرده است. ـ م.
۱۸. Arno Penzias
۱۹. به گمانم اشاره نویسنده به گالیله و ایستادگی او در برابر نظام کلیسای کاتولیک است. ـ م.
۲۰. Joseph Rotblat
۲۱. Campaigners
۲۲. Jack Kilby
۲۳. Robert Noyce
۲۴. James Watson
۲۵. Francis Krick
۲۶. این کتاب در سال ۱۳۹۲ با عنوان آخرین قرن ترجمه حسین داوری در انتشارات کتاب نشر چاپ و منتشر شده است. ـ م.
۲۷. Manindra Agrawal
۲۸. Neeraj Kayal
۲۹. Nitin Saxena
۳۰. Neil Turok
۳۱. Edmund R. Leach، مردم شناس معروف نیمه دوم قرن بیستم انگلستان عقیده داشت پیران هرچه زودتر باید کرسی های قدرت را خالی کنند و آنها را در اختیار جوانان بگذارند. خاصه در قلمرو تحقیقات علمی معتقد بود افراد بالای ۵۵ سال نباید در موقعیت اخذ تصمیمات مهم باشند. اورشلیم جدید شهر بهشت آسایی است که خداوند در آخرالزمان به مومنان وعده داده و وصف آن در مکاشفه یوحنا آمده است. ـ م.
۳۲. Steven Weibnerg
۳۳. Asa Gray
۳۴. به گمانم کنایه نویسنده متوجه کسانی چون ریچارد داوکینز، دانیل دنت، و سام هریس است که بر بی دینی پافشاری می کنند. ـ م.
۳۵. Andrei Geim
۳۶. Konstantin Novoselov
۳۷. Ben Martin
۳۸. Puay Tang
۳۹. Melvyn Bragg
۴۰. از معروف ترین گروه های دانشگاهی جهان متشکل از هشت دانشگاه مهم آمریکا. ظاهراً دلیل انتخاب نام Ivy این بوده است که ساختمان های این دانشگاه ها بسیار قدیمی است و نمای آنها با پیچک و پاپیتال پوشیده شده است. ـ م.
۴۱. Klark Kerr
۴۲. Tim Gowers
۴۳. Peter Norvig
۴۴. Sebastian Thrun
۴۵. The Synchrotron-Light for Experimental Science and Applications in the Middle East
۴۶. John Sulston

پیش گفتار

ما بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر علم هستیم: کاربرد علم زندگی ما را دگرگون می کند و یافته های علمی به درک ما از جهان و آنچه ورای آن است عمق می بخشند. این دگرگونی ها عمدتا سودمند هستند اما غالبا با تهدیداتی همراه اند و از نظر اخلاقی ما را به چالش می کشند. در واقع این دگرگونی ها می توانند تمامیت ما را تهدید کنند. در چهل وپنج میلیون قرن تاریخ زمین، این نخستین قرنی است که در آن، نوعی از انواع، یعنی نوع بشر، این قدرت را دارد که سرنوشت سرتاسر زیست کره را رقم بزند. این مسئله مضمون سلسله سخنرانی هایی است که بی بی سی در سال ۲۰۱۰ فرصت آن را به من داد و اینک این کتاب کوچک بر پایه آنها شکل می گیرد.
پرسش هایی درباره منشا انسان، حیات در فضا، سرنوشت دور دست ما، و قوانین طبیعت، برای بسیاری از مردم جذاب اند. خود من اگر نمی توانستم دستاورد کارهای پژوهشی ام را با مردم غیر متخصص در میان بگذارم لذت چندانی از کارم نمی بردم ــ منظورم از دستاوردها فقط آموخته هایمان نیست بلکه کوشش هایمان برای درگیر شدن با پرسش هایی است که هنوز پاسخی برای آنها نیافته ایم و پاسخ برخی از آنها را شاید هرگز نتوانیم پیدا کنیم. گفتار آلفرد نورث وایتهد، فیلسوف انگلیسی ـ آمریکایی، امروز نیز مانند گذشته صحیح است: «فلسفه با شگفتی آغاز می شود؛ و در پایان، با این که اندیشه فلسفی به بهترین وجهی کار کرده است، شگفتی همچنان برجای می ماند.»
از این جذابیت ذاتی که بگذریم، دلیلی متفاوت داریم برای این که چرا مفاهیم کلیدی علمی چنین انتشار گسترده ای دارند و آن این است که اگر حسی نسبت به علم نداشته باشیم (و بلد نباشیم چگونه ریسک و عدم قطعیت را ارزیابی کنیم) نمی توانیم به عنوان شهروند در زنجیره فزاینده مسائل مهم سیاسی (مانند انرژی، بهداشت، محیط زیست، و از این دست) که وجه علمی دارند مشارکت کنیم.
شاید برخی گمان کنند کیهان شناسان چنان غرق در اندیشیدن به گستره بی انتهای فضا و زمان اند که توجهی به رویدادهای سال آینده و هفته بعد یا فردا ندارند. اما از نظر من قضیه برعکس است. وقتی آگاه می شوم حتی در چشم انداز چندین میلیارد ساله آینده و گذشته، قرن حاضر ممکن است لحظه ای حیاتی باشد، نگرانی من به تناسب آگاهی ام عمیق تر می شود. در حال حاضر این خطر واقعی وجود دارد که رفتار و کردار ما، نه تنها آینده نزدیک، بلکه ظرفیت حیات را با تمام گستردگی اش به مخاطره بیندازد. به همین دلیل است که در فصل های پیش رو، در تلفیق تاملاتم درباره خطوط مقدم علم با مباحث مربوط به مسائل عملی سیاست و اخلاق، هیچ گونه ناسازگاری نمی بینم.
سخنرانی های من به احترام جان رایث، اسکاتلندی پارسامنش و پرابهت و نخستین رئیس بی بی سی برگزار شدند. رایث از همان آغاز کارش، نقش سخن پراکنی را در «اطلاع رسانی، آموزش، و سرگرمی» می دید. حتی امروز، با این تنوع عظیم و تحول فراگیری که در جهان رسانه ها پدید آمده است، شاید بی بی سی همچنان یک سازمان سخن پراکنی همگانی برجسته باقی مانده باشد که در سراسر جهان مخاطب دارد.
نخستین سخنرانی از این مجموعه گفتار ها را برتراند راسل فیلسوف در سال ۱۹۴۸ ایراد کرد. از آن زمان تا کنون چهره هایی از قلمرو فرهنگ، علم، و امور عمومی، از جمله چندین شخصیت مشهور آمریکایی، از رابرت اوپن هایمر (۱۹۵۳) و جورج کنان (۱۹۵۷) گرفته تا مایکل ساندل فیلسوف دانشگاه هاروارد (۲۰۰۹) در این مجموعه سخنرانی کرده اند.
عقیده دارم مضامین سخنرانی های من، همان قدر که به مخاطب انگلیسی مربوط می شوند به مخاطب آمریکایی هم ربط دارند. هرچه باشد علم تنها فرهنگ جهانی است که به راستی سراسر مرزهای ملی و عقیدتی را درمی نوردد. از این گذشته، تهدیدهایی مانند دگرگونی اقلیمی و شیوع بیماری های واگیردار مختص یک ملت خاص نیست؛ بنابراین علاوه بر آمریکا و اتحادیه اروپا و ابرقدرت های نوظهور آسیا، همه گروه بندی های بزرگ ژئو پولیتیکی ناچارند هماهنگ عمل کنند. در واقع حتی در برخی از بخش های علم «محض»، هیچ کشوری به تنهایی نمی تواند جلو برود؛ بزرگ ترین شتاب دهنده ها و طرح های فضایی باید در مقیاس جهانی برنامه ریزی شوند.
ایالات متحده در کیفیت و درجات علم پیشتاز جهان است. سیلی از مطالب عالی درباره موضوعات علمی و تفسیر آنها به سوی غیر متخصصان جاری است. در واقع من خودم وقتی در جوانی به علم اشتغال داشتم از کارل ساگان الهام می گرفتم که در سخنرانی ها، مقالات، حضور در رسانه ها، و خاصه سریال تلویزیونی اش کیهان، می کوشید مرزها را فرو بریزد. او به میلیون ها بیینده در سراسر جهان آگاهی می داد و آنان را نسبت به بیم ها و امیدهایی که علم به همراه می آورد حساس می کرد.
آشکارا بگویم، اگر مخاطبان اصلی من آمریکایی ها بودند، درباره چشم انداز و منطق اکتشاف در فضا بیشتر داد سخن می دادم. در رقابت میان ابرقدرت ها در حین جنگ سرد، مقیاس برنامه های ناسا (و ارتش ایالات متحده) فزونی گرفت. «یک گام کوچک» نیل آرمسترانگ بر سطح ماه را همه به یاد دارند ــ که فقط پادزهری روحیه بخش در برابر خبرهای دائمی مربوط به کشتارهای جنگ ویتنام در خلال همان سال ها بود. اما آن جنب وجوشی که عامل چنان دستاوردی بود خیلی زود رنگ باخت. به رغم همسانی های کلی فرهنگی و اقتصادی میان اروپا و آمریکا، فعالیت اروپایی ها در قلمرو فضا کند تر است. به گمان من اروپا نباید به دنبال فرستادن انسان به فضا باشد. اعزام دوباره انسان به ماه یا فراسوی آن، توجیه ندارد مگر به عنوان یک ماجراجویی پرمخاطره یا یک ورزش پرتماشاگر. در عوض، اروپا باید به برنامه هایی رو بیاورد که به جای انسان سازه ها و کاوشگرهای روباتی آنها را هدایت می کنند.
ما اروپایی ها به انبوه دانشمندان بسیار آگاه آمریکایی که از نظر سیاسی نیز فعال هستند به دیده تحسین می نگریم خاصه در قلمرو دفاع و کنترل تسلیحات چون بیشتر صداهای مستقل و پیشگام از مجامع دانشگاهی آمریکا برمی خیزند. در واقع قدرت کارشناسی آمریکا که پیشگام جهان است، در رسیدگی به مسائلی مانند بهداشت، انرژی، جمعیت، و دگرگونی های زیست محیطی، به نحو بی همتایی حرفه ای عمل می کند. از آن طرف، برای جلب توجه سیاستمداران آمریکایی طرح های علمی فراوانی پیشنهاد می شود. رئیس جمهور اوباما به یک «تیم آرمانی» مرکب از دانشمندانی که اعتبار جهانی دارند پست های حساسی در کابینه اش واگذار کرده است. با این همه، مشکلی که در هر دو سوی اقیانوس اطلس، و در واقع در همه دموکراسی ها، به یک میزان ناکامی به بار می آورد این است که راهبردهای درازمدت، با هر درجه ای از اهمیت، عموما فدای موضوعات فوری تری می شوند که در یک دوره انتخاباتی قابل حل اند.
هم ایالات متحده و هم بریتانیا نگران کیفیت مدارس خود هستند؛ و نگران عدم دسترسی یکسان نسل جوان به آموزش باکیفیت، خاصه در رشته علوم. ما با چالشی فزاینده از سوی آسیا روبه رو هستیم چون سطح دستاورد دانش آموزان در آنجا بالاتر است. در آمریکا، آکادمی ملی علوم، و در انگلستان، انجمن سلطنتی (که تا همین چندی پیش من رئیس آن بودم) به این موضوعات توجه نشان داده اند.
به رغم همه اشتراکاتی که ما در انگلستان (و اروپای غربی) با آمریکایی ها داریم، اولویت ها و رویکردهای ما متفاوت اند. در برخی از موارد (مانند حکم اعدام و قانون حمل سلاح گرم) شکاف بین میانگین عقاید در دو سوی اطلس بسیار عمیق است. و تناقض آمیز این که به رغم جایگاه برجسته آمریکا از نظر حجم کار عالی علمی، به نظر می رسد احساسات ضد علمی در آن کشور از همه جا گسترده تر است ضمن این که نفوذ سیاسی هم دارد. در آمریکا جنجال بر سر پژوهش درباره سلول های بنیادی و رویان شناسی، و نیز بر سر تدریس آفرینش باوری همواره فراگیر و خبرساز بوده است. این درگیری ها در انگلستان چندان شدتی نداشته اند. شاید به این دلیل که جامعه انگلستان سکولارتر از جامعه آمریکا است و رهبران جریان اصلی مذهبی کشور از علم پشتیبانی می کنند و بنیادگرایی در اینجا ضعیف تر است. به رغم لفاظی های یک گروه حاشیه ای بی دین ستیزه جو، اکثر دانشمندان انگلستان، چه خودشان پیرو باور خاصی باشند چه نباشند، به حفظ هم زیستی مسالمت آمیز با مذاهب سازمان یافته رضایت دارند. و می پذیرند تصمیم به این که علم چگونه باید به کار گرفته شود ــ و گزینش میانِ چه می توان کرد و چه باید کرد ــ مستلزم یک داوری اخلاقی است؛ و این کاری است که علم به تنهایی توان آن را ندارد. هدف اصلی من در سخنرانی های بی بی سی این بود که در برابر چالش های یادشده دیدگاه های شخصی خودم را بگویم.
سخنی هم درباره ساختار این کتاب دارم. هر چهار سخنرانی من مضمون مشترکی داشتند، اما هر سخنرانی باید به تنهایی کامل می بود و برای جلب نظر بینندگانی از طیف های گوناگون، تنوع لازم را می داشت. از این گذشته سخنرانی ها در حضور مخاطبان و زنده ضبط می شدند. من در برگردان آن سخنرانی ها به کتاب برخی از موضوعات را پرورانده ام و به روز کرده ام با این فرض که اگر هر سخنرانی زمان بیشتری می داشت چه می خواستم بگویم؛ ضمن این که به اظهار نظرهای مخاطبان حاضر و شنوندگانی که برایم نامه یا ایمیل فرستاده بودند نیز توجه داشته ام. با این همه کوشیده ام سبک و سیاق سخنرانی ها را حفظ کنم. مخصوصا تلاش کرده ام هرفصلی هرچند به بهای تکرارهای گاه و بیگاه، مستقلا قابل فهم باشد. در مجموع، دامنه این سخنرانی ها از موضوعات روز در سیاست های علمی گرفته تا جبهه ها و محدودیت های دانش خودمان، و تا خود کیهان (احتمالا بی منتها) را در بر می گیرد. هیچ یک از این موضوعات را نتوانسته ام خوب بشکافم از این رو گفتارهایم به ناچار تلگرافی و دست وپا شکسته اند. پس به تنها چیزی که می توانم دل خوش کنم این است که جلوی مخاطبانم با سلایق گوناگون، بشقابی دست چین شده بگذارم تا کاسه آشی درهم جوش.
سخنرانی ها در جاهای گوناگون ضبط شده اند. از این رو کوشیده ام مضمون هریک از آنها را به فراخور علاقه های احتمالی مخاطبانش تنظیم کنم. نخستین سخنرانی در تالار نشست های خود بی بی سی در ساختمان مرکزی خبرگزاری اجرا شد. طبعا در چنین محیط هایی بهتر است بر تعامل میان دانشمندان با سیاستمداران و مردم تمرکز کنیم. آخرین سخنرانی هم در دانشگاه آزاد برگزار گردید که یک مرکز آموزش غیر انتفاعی است و در زمینه آموزش از راه دور در جهان پیشگام است. در آنجا سخن از این گفته شد که جهانی سازی و ارتباطات مدرن چه اثری بر علم و تحصیل دارند، و اصولا دانشمند بودن یعنی چه. در کاردیف چون تنوع زیادی در میان مخاطبان دیده می شد درباره موضوعی سخن گفتم که مورد توجه همه ماست و آن این که جهان سال ۲۰۵۰ ممکن است چگونه جهانی باشد. فقط در انجمن سلطنتی بود که عمده مخاطبان سخنرانی من اهل علم بودند. از این رو در آنجا تا اندازه ای به خاطر دل خودم بحث را به توسعه خود علم در آینده کشاندم. شاید درست تر این می بود که این اظهارنظرهای گمانه ای و «کیهانی» ختم کلام این مجموعه قرار می گرفت اما به دلایل تدارکاتی و جدول زمانی، این سخنرانی به جای نوبت چهارم در نوبت سوم انجام شد و من هم در تنظیم این کتاب همین ترتیب را مراعات کرده ام.
سخنرانان این مجموعه گفتار ها که به احترام رایث برگزار می شوند دانشمند یا مهندس هستند. در میان ایشان از همه برجسته تر و سخنورتر پیتر مداوار فقید بود که در سال ۱۹۵۹ درباره «آینده بشر» سخن گفت. او با لحنی امیدوار درباره آینده زیست شناسی و ژنتیک به گمانه زنی پرداخت هرچند از جنبه های منفی آنها آگاه بود. و اینک پنجاه سال بعد من می خواهم آخرین جمله او را با اضطرار و ضرورتی بیشتر در اینجا بازتاب دهم:
زنگ هایی که برای نوع بشر به صدا در آمده اند ــ البته بیشتر آنها مانند زنگ هایی هستند که از گردن گاوهای دامنه های آلپ آویخته اند؛ اما واقعیت این است که این زنگ ها به گردن خود ما بسته اند؛ پس اگر صدایی ناخوش و ناموزون دارند ایراد از خود ماست.

۱. شهروند علمی

اجازه دهید سخن را با بازگشتی به دهه ۱۶۶۰، به نخستن روزهای یکی از اولین آکادمی های علمی جهان، یعنی انجمن سلطنتی انگلستان آغاز کنیم. کریستوفر ورن(۱)، رابرت هوک(۲)، ساموئل پپیس(۳)، و سایر «آقایان بی آلایش و کنجکاو» (توصیفی که آنها از خودشان می کردند) پیوسته با یکدیگر دیدار داشتند. شعار ایشان این بود که هیچ چیزی را بر پایه مرجعیت نپذیرند. آنها آزمایش می کردند، به کمک میکروسکوپ ها و تلسکوپ های تازه اختراع شده به مشاهده اشیا می پرداختند، و جانوران عجیب وغریب را به تیغ تشریح می سپردند. اما آنان به همان اندازه که عطش کنجکاوی شان را فرو می نشاندند، در برنامه های عملی روزگار خودشان، از جمله بهبود جهت یابی در دریاها، کشف دنیای جدید، و بازسازی لندن پس از آتش سوزی بزرگ، نیز تامل می کردند.
امروزه علم زندگی ما را دگرگون کرده است. افق دید ما بسیار گسترده تر شده و قاره ای نمانده که کشف نشده باشد. زمین ما، این «نقطه آبی کم رنگ»(۴) در بی کرانه کیهان، دیگر جبهه ناگشوده ای ندارد اما به نظر می رسد تنگ تر و شلوغ تر شده است. به رغم همه این دگرگونی ها، ارزش ها و رویکردهای پایه گذاران انجمن سلطنتی پایدار مانده اند. دانشمندان امروزی متخصص اند نه همه چیزدان؛ ولی مانند پیشینیان خودشان، ضمن این که طبیعت و قوانین آن را با مشاهده و آزمایش می کاوند، باید به طور کلی با امور عامه و جامعه نیز درگیر باشند.
این درگیری در واقع بیش از هر زمان دیگری لازم است. اما علم فقط مختص دانشمندان نیست. همه ما برای اطمینان از این که علم هم در خدمت جهان پیشرفته است و هم در خدمت جهان در حال پیشرفت، و از آن به صورت اخلاقی بهره برداری می شود، باید نظر بدهیم. همه ما باید این نگرانی فراگیر را جدی بگیریم که علم ژنتیک، علم مغز، و هوش مصنوعی ممکن است چنان سریع پیشرفت کنند که «مهار بگسلند». همه ما به عنوان شهروند باید این حس را داشته باشیم که تا چه میزان می توانیم به ادعاهای علم اطمینان کنیم.
علم چون فرهنگ
علم، جدای از اثر فراگیری که بر زندگی ما دارد، اکنون بخشی از فرهنگ ماست. در سال ۲۰۰۹ سالگرد تولد چارلز داروین در سراسر جهان، خاصه در موطنش جشن گرفته شد. تاثیر داروین بر اندیشه سده نوزدهم بسیار ژرف بود، اما تاثیر امروزش بیش از آن زمان است. دانیل دنت(۵) فقط با اندکی مبالغه مفهوم انتخاب طبیعی داروین را «بهترین ایده ای که تا کنون به فکر کسی رسیده است» توصیف می کند. درون نگری داروین در فهم ما از حیات بر روی زمین و آسیب پذیری محیط در برابر رفتار بشر نقش حیاتی دارد. علوم دیگر، سرشت اتم ها، DNA، و ستارگان را بر ما آشکار کرده اند و دید کیهانی ما را گسترش داده اند. اگر قدر چشم اندازی را که کیهان شناسی مدرن و تکامل داروینی (یعنی آن زنجیره پیچیده ای که بدون کنترل بیرونی، از نقطه آغازی که هنوز پر رمز و راز مانده است، به اتم ها، ستارگان، و سیارات در سیر تکاملی بوده است) پیش چشم ما گشوده اند ندانیم، و اگر قدر این را که حیات چگونه روی سیاره ما شکل گرفت و زمین چگونه به صورت زیست کره ای با موجوداتی دارای مغز که بتوانند درباره همه این ها بیندیشند تکامل یافت، از نظر فرهنگی ورشکسته ایم. این فهم مشترک باید بالاتر از همه تفاوت های ملی، و فراتر از همه عقاید جای داشته باشد.
علم به راستی یک فرهنگ جهانی است. جهان روایی علم، خاصه در رشته تخصصی خود من یعنی اخترشناسی، جای چون وچرا ندارد. آسمان شب تاریک میراثی است که تمامی انسان ها در درازنای تاریخ از آن سهم داشته اند. همگان با شگفتی بر این گنبد مینا چشم دوخته اند اما هرکس به شیوه ای متفاوت آن را تعبیر و تفسیر کرده است. پرسش های بزرگ همواره با نوعی افسون طبیعی همراه اند: آیا جهان آغازی داشته است؟ حیات چگونه پدید آمد؟ آیا در فضا زندگی هست؟ و پرسش هایی از این دست.
ساده ترین سنگ بنای جهان ما، یعنی اتم، چنان رفتاری دارد که فیزیک دان ها می توانند آن را بفهمند و محاسبه کنند. نیروها و قوانین حاکم بر رفتار اتم ها نیز شمول جهانی دارند: رفتار اتم ها در همه جای کره زمین یکسان است. در واقع رفتار آنها حتی در دورترین ستارگان نیز همانی است که در زمین ماست. دانش ما درباره این موضوع بنیادی چندان است که مهندسان را به ساختن دستگاه های مکانیکی جهان مدرن، از رادیو گرفته تا موشک، قادر ساخته است. محیط ما بسی پیچیده تر از آن است که بتوانیم جزییات متنوع آن را شرح دهیم اما در زمینه یک پارچه سازی این تنوع، اندیشه های بزرگی شکل گرفته اند که افق دید ما را متحول کرده اند. مثلا نظریه رانه قاره ای، انبوهی از الگوهای جغرافیایی و بوم شناختی برای سراسر کره در اختیار ما می گذارد؛ و بصیرت چشمگیر داروین یک پارچگی فراگیر سرتاسر شبکه حیات بر روی سیاره زمین را بر ما آشکار می کند.
در طبیعت الگوهای فراوانی دیده می شوند. الگوها حتی در رفتار ما انسان ها، رشد شهرها، شیوع بیماری های واگیردار، و چگونگی شکل گیری فناوری هایی مانند تراشه های سیلیکونی به چشم می خورند. هرچه بیشتر جهان را درک می کنیم در شناخت آن کمتر سردرگم می شویم و بیشتر قادر به تغییر آن می شویم.
این الگوها یا «قوانین»، دستاورد بزرگ علم به شمار می آیند. کشف این قوانین نیازمند قریحه ای ناب، و حتی نیازمند نبوغ بوده است. اما دریافت بن مایه این قوانین چندان دشوار نیست: بیشتر ما از موسیقی حظ می بریم بی آن که بلد باشیم آهنگی بسازیم یا بنوازیم. به همین سان می توان گفت همگان می توانند به ایده های کلیدی علم دست پیدا کنند و از آن لذت ببرند. البته جنبه های فنی قضیه ممکن است دشوار باشند اما این جنبه ها برای بیشتر ما اهمیت چندانی ندارند و می توان آنها را به متخصصان وانهاد.
سیاست و عدم قطعیت علمی
سده بیست ویکم سده ای حیاتی است. زمین مدت ۴۵ میلیون سده زیسته است اما این نخستین بار است که در آن، یکی از انواع، یعنی نوع بشر، می تواند سرنوشت سرتاسر زیست کره را، خوب یا بد، برای همیشه رقم بزند. در بخش اعظم تاریخ، تهدیدات از سوی طبیعت می آمده اند، از جمله بیماری، زلزله، سیل، و مانند این ها. اما اینک این خود ما هستیم که تهدید به شمار می آییم. اکنون گام به دوره ای نهاده ایم که برخی آن را «عصر آنتروپوسن»(۶) می نامند.
به رغم این نگرانی ها دلایل نیرومندی برای خوش بینی داریم. برای بیشتر مردم در میان بیشتر ملت ها، هیچ عصری بهتر از عصر حاضر برای زیستن نبوده است. نوآوری هایی که پیشران اقتصاد هستند مانند فناوری اطلاعات، زیست فناوری، و فناوری نانو، می توانند هم در خدمت کشورهای پیشرفته باشند و هم در خدمت کشورهای در حال پیشرفت. خلاقیت های علمی و هنری در قیاس با گذشته از قدرت و توان بیشتری برخوردارند و در سرتاسر جهان طیف بسیار گسترده تری از مردم به آنها دسترسی دارند. جهان در فضایی مجازی غوطه ور است که در آن هرکس از هرجا می تواند به تمامی اطلاعات و فرهنگ جهان دست یابد و با بیشتر ساکنان روی زمین ارتباط برقرار کند. به کمک فناوری های سده بیست ویکم هرکس می تواند سبکی از زندگی پیشه کند که دست کمی از زندگی مطلوب ساکنان امروزی آمریکا و اروپا نداشته باشد و در عین حال زیانی به محیط زیست نرساند و بر منابع طبیعی یا انرژی کمتر فشار بیاورد.
برخی تحولات با سرعتی سرسام آور رخ می دهند. در کمتر از دو دهه، اینترنت و تلفن همراه زندگی را دگرگون کرده اند. در هر دو سال قدرت رایانه ها دو برابر می شود. محصولات جانبی حاصل از توسعه ژنتیک به زودی می توانند به همان میزانی فراگیر شوند که در مورد محصولات جانبی حاصل از توسعه ریزتراشه ها شاهد بودیم. این پیشرفت های پرشتاب و پیشرفت های سایر قلمروهای علم، پرسش های بنیادینی را پیش می آورند از جمله: چه کسانی باید به اطلاعات موجود در رمز ژنتیک شخصی ما دسترسی داشته باشند؟ افزایش طول عمر ما چه آثاری بر جامعه دارد؟ برای این که چراغ ها خاموش نشوند آیا بهتر است انرژی هسته ای به کار بگیریم یا مولد بادی؟ آیا از آفت کش بیشتر استفاده کنیم یا در ژن غلات دست ببریم؟ آیا قانون باید تولد «نوزاد طراحی شده»(۷) را مجاز بدارد یا نه؟ فناوری رایانه تا چه میزان باید اجازه ورود به حریم خصوصی ما را داشته باشد؟
این گونه پرسش ها در فعالیت انتخاباتی ملی هیچ کشوری چندان مطرح نمی شوند تا حدودی به این دلیل که از سیاست های حزبی فراترند. اما دلیل دیگرش این است که این پرسش ها مسائلی درازمدت هستند و تقدم به موضوعات سیاسی فوری تر داده می شود. لیکن اثر علم بر زندگی ما هم غالبا فوریت دارد. بنابراین دولت ها، بنگاه ها، و اشحاص به مشاوره متخصصان نیاز پیدا می کنند تا میزان عدم قطعیت و درجه اطمینان موضوع را به شیوه ای متعادل برای ایشان روشن نمایند.
اتفاق خبر نمی کند. برای مثال آتشفشانی که در آوریل سال ۲۰۱۰ در ایسلند رخ داد و رفت وآمد هوایی شمال اروپا را مختل کرد درباره دانش شناخت آتشفشان ها، الگوهای وزش باد، و این که غبارهای آتشفشان چه اثری بر موتورهای جت دارند پرسش هایی فوری پدید آورد. در این مورد خاص، دانش مورد نظر اساسا در دسترس بود؛ چیزی که نبود هماهنگی و توافق بر سر میزان ریسک قابل قبول بود. پس از این رویداد دستورالعملی تنظیم گردید که کمک می کند در آینده رویدادهای مشابه بهتر مدیریت شوند. اما گاهی دانش کلیدی در دسترس نیست. شیوع جنون گاوی در دهه ۱۹۸۰ در انگلستان نمونه جالبی از این مورد است. در آغاز متخصصان گمان داشتند این بیماری زیانی برای انسان ندارد چون شبیه بیماری اسکراپی گوسفندان بود و این مرض بیش از ۲۰۰ سال بود که در میان گوسفندان شیوع داشت بدون این که به انواع دیگر سرایت کرده باشد. این گمانه زنی منطقی می نمود و به سیاستمداران و مردم آرامش می بخشید اما معلوم شد نادرست است. سپس آونگ به سوی دیگر نوسان کرد. مثلا وقتی با نگاه امروزی به گذشته می نگریم می بینیم ممنوع کردن فروش گوشت گاو با استخوان واکنشی افراطی بوده است. اما این کار در آن زمان اقدامی دوراندیشانه بود چون بیم آن می رفت فاجعه ای با ابعادی بسی گسترده تر از آنچه که در عمل رخ داد به بار آید.
همین طور اقدام دولت ها به ذخیره کردن واکسن آنفلوآنزای خوکی از روی دوراندیشی بود هرچند خوشبختانه تا کنون معلوم شده است قدرت سرایت این بیماری کمتر از آنی است که در آغاز گمان می رفت. در واقع اگر ما همان روش پیشگیرانه ای را که برای محاسبه حق بیمه به کار می بریم (یعنی احتمال وقوع رویداد ضرب در اثرش)، برای کنترل بیماری های واگیردار نیز به کار ببندیم، بی گمان به این نتیجه می رسیم که برای مهار این گونه وضعیت های اضطراری در واقع باید اقدامات گسترده تری به عمل بیاوریم. (و اجرای این اقدامات نیز در گرو همکاری جهانی است. این که یک بیماری در سطح جهان شیوع پیدا کند یا نه ممکن است مثلا بستگی به این داشته باشد که فلان مرغ داری در ویتنام با چه سرعتی بتواند فلان بیماری عجیب و غریب را گزارش کند.)
مردم درباره ریسک های بسیار متنوع و میزان جدی بودن آنها برداشت های ضد و نقیضی دارند. ما درباره وجود مواد سرطان زا در خوراکی ها و پرتونگاری خفیف بیش از اندازه نگران می شویم. اما درباره رویدادهایی که احتمال وقوعشان کم است ولی عواقب سنگینی دارند و باید بیشتر مورد توجه باشند بی تفاوت می مانیم. فروپاشی مالی اخیر چنین رویدادی بود. اما رویدادهایی از این دست که هنوز رخ نداده اند، مثلا بیماری های واگیردار کشنده، باید در صدر برنامه کاری ما قرار گیرند.
موضوعات گوناگونی که تا اینجا به آنها اشاره کردیم نشان می دهند علم در زندگی ما و سیاست های عمومی چه حضور پردامنه ای دارد. این نکته را رئیس جمهور اوباما بی گمان خوب درک کرده بود که برخی از پست های کابینه اش را به یک «تیم آرمانی» از دانشمندان تراز اول واگذار کرد. عقیده او این بود که باید به توصیه ایشان «حتی اگر نابه جا بنماید ــ و در واقع مخصوصا وقتی که نابه جا می نماید» توجه شود. در انگلستان ما در بیشتر اداره های دولتی، جدای از مشاوران مستقل، یک مشاور عالی علمی هم داریم.
وینستون چرچیل مشاوره دانشمندان را (که به راستی در جنگ جهانی دوم نقش حیاتی داشت) ارج می نهاد، اما آنان را در جای خودشان نگاه می داشت چون معتقد بود آنها باید «دم دست باشند، نه بالادست». در واقع این سیاستمداران منتخب هستند که باید تصمیم بگیرند. اما نقش مشاور علمی فقط این نیست که به دادن اطلاعات بسنده کند؛ این هم نیست که به پشتیبانی از سیاست های از پیش تعیین شده برخیزد. متخصصان باید آماده باشند، تصمیم گیران را به چالش بکشند و به آنها کمک کنند امواج عدم قطعیت را درنوردند. اما یک چیز را مشاوران علمی نباید فراموش کنند. در مواردی مانند سلاح اتمی، انرژی هسته ای، طبقه بندی داروها، یا مخاطرات بهداشتی، کمتر اتفاق می افتد تصمیم سیاسی صرفا بر پایه علم اتخاذ شود. در چنین تصمیماتی پای اخلاق، اقتصاد، و سیاست های اجتماعی نیز به میان می آید. ولی دانشمند برای سخن گفتن در زمینه های بیرون از قلمرو تخصصی خودش اقتداری بیش از یک شهروند عادی ندارد.

نظرات کاربران درباره کتاب از اینجا تا بی‌نهایت

این بهترین کتاب است که تا به حال خواندم
در 7 ماه پیش توسط WhenThereIsaWish ThereIsaWay
محتوای کتاب جالبه امامتاسفانه از ترجمه بسیار ضعیفی برخوردار است.
در 2 سال پیش توسط سید امین پزشکی