فیدیبو نماینده قانونی نشر ورجاوند و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ره‌‌نمای تاب‌آوری

کتاب ره‌‌نمای تاب‌آوری

نسخه الکترونیک کتاب ره‌‌نمای تاب‌آوری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ره‌‌نمای تاب‌آوری

فرض رویکرد تاب‌آوری در کار با جوانان این است که بزرگسالان با برآوردن نیازهای رشدی جوانان همچون نیاز به امنیت، حس تعلق، احترام، موفقیت، قدرت و معنا، به رشد مثبت جوانان کمک می‌کنند و بدین طریق از بروز مشکلاتی همچون سوء مصرف الکل و سایر مواد مخدر، بارداری در سنین نوجوانی، خشونت، بزهکاری و شکست تحصیلی جلوگیری می‌کنند. این دیدگاه نه‌تنها توسط قوی‌ترین پایگاه تحقیقات ممکن ـ مطالعات آینده‌نگر طولی بر رشد انسان ـ بلکه به‌وسیله‌ی مطالعاتی که بر روی خانواده‌های سالم، مدارس تأثیرگذار، جوامع کارآمد، تغییرات موفقیت‌آمیز، سازمان‌های فراگیرنده و ارزیابی‌هایی که در برنامه‌های موفق صورت گرفته است، نیز به اثبات رسیده است. آنچه این پژوهش‌ها را از نظر اهمیت دیگران متمایز می‌سازد، این است که رشد موفق در هر نظام انسانی منوط به برآوردن این نیازها از طریق روابط، باورها و فرصت‌های موجود در نظام مربوطه است. همچنین پِژوهش‌های انجام شده نشان داده‌اند که در شرایط طبیعی، روابط مراقبتی که انتظارات بالایی را ایجاد می‌کنند - ازجمله باوری عمیق به تاب‌آوری ذاتی جوانان ـ و فرصت‌هایی را برای مشارکت و همکاری مداوم فراهم می‌سازند، کلید رشد موفق در هر نظام انسانی و نیز رشد مثبت جوانان هستند. با این‌حال، آنچه که در رویکرد تاب‌آوری تاکنون به‌طور جامع به آن پرداخته نشده است، مداخله‌ای پیشگیرانه، برنامه‌ریزی و ارزیابی شده است که بر روی این رابطه‌ی حفاظتی تمرکز داشته باشد.

ادامه...
  • ناشر نشر ورجاوند
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.9 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ره‌‌نمای تاب‌آوری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: قدرت رابطه در ایجاد تغییرات فرد(۱)

فرض رویکرد تاب آوری در کار با جوانان این است که بزرگسالان با برآوردن نیازهای رشدی جوانان همچون نیاز به امنیت، حس تعلق، احترام، موفقیت، قدرت و معنا، به رشد مثبت جوانان کمک می کنند و بدین طریق از بروز مشکلاتی همچون سوء مصرف الکل و سایر مواد مخدر، بارداری در سنین نوجوانی، خشونت، بزهکاری و شکست تحصیلی جلوگیری می کنند. این دیدگاه نه تنها توسط قوی ترین پایگاه تحقیقات ممکن ـ مطالعات آینده نگر طولی بر رشد انسان ـ بلکه به وسیله ی مطالعاتی که بر روی خانواده های سالم، مدارس تاثیرگذار، جوامع کارآمد، تغییرات موفقیت آمیز، سازمان های فراگیرنده و ارزیابی هایی که در برنامه های موفق صورت گرفته است، نیز به اثبات رسیده است. آنچه این پژوهش ها را از نظر اهمیت دیگران متمایز می سازد، این است که رشد موفق در هر نظام انسانی منوط به برآوردن این نیازها از طریق روابط، باورها و فرصت های موجود در نظام مربوطه است. همچنین پِژوهش های انجام شده نشان داده اند که در شرایط طبیعی، روابط مراقبتی که انتظارات بالایی را ایجاد می کنند - ازجمله باوری عمیق به تاب آوری ذاتی جوانان ـ و فرصت هایی را برای مشارکت و همکاری مداوم فراهم می سازند، کلید رشد موفق در هر نظام انسانی و نیز رشد مثبت جوانان هستند. با این حال، آنچه که در رویکرد تاب آوری تاکنون به طور جامع به آن پرداخته نشده است، مداخله ای پیشگیرانه، برنامه ریزی و ارزیابی شده است که بر روی این رابطه ی حفاظتی تمرکز داشته باشد.

«جالب ترین نتایج، تاثیر بازدارنده بر شروع مصرف الکل و مواد مخدر است و نیز تاثیرات مثبتی که تجربه ی راهنمایی بر عملکرد تحصیلی می گذارد.»

پابلیک / پرایویت ونچرز (P/PV)، یک شرکت تحقیقاتی غیرانتفاعی ملی مستقر در فیلادلفیا، چهارمین و آخرین مجلد ارزیابی سه ساله ی دو میلیون دلاری خود را از پروژه ی برادران / خواهران بزرگتر آمریکا (BB/BS) منتشر کرد ـ این مطالعه درباره ی تاثیر قدیمی ترین و ساختار یافته ترین تلاش مستمر راهنمایی در ایالات متحده آمریکا بود. برطبق نظر نویسندگان، این مطالعه که با عنوان "ایجاد تغییر" انتشار یافت، "شواهد روشن و امیدبخشی در روابط مراقبتی میان بزرگسالان و جوانان به دست آمد که می توان توسط برنامه هایی به همین منظور ایجاد و حمایت شوند و طیف گسترده ای از منافع محسوس را به همراه داشته باشند." (ص د) به علاوه، "جالب ترین نتایج، مربوط به تاثیر بازدارنده بر شروع مصرف الکل و مواد مخدر است و نیز تاثیرات مثبت کلی که تجربه راهنمایی بر عملکرد تحصیلی می گذارد." (ص د) در اصل، رویکرد تاب آوری / رشد جوانان به اثبات می رساند که رشد سلامت و یادگیری موفق در این ارزیابی از نظر علمی معتبر است.

مروری بر مطالعه

به طور خلاصه، P/PV با استفاده از یک روش تحقیق کلاسیک تجربی با تخصیص تصادفی، مطالعه ای تطبیقی بر روی ۹۵۹ فرد ۱۰ تا ۱۶ ساله انجام داد که بین سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۳ در هشت شهر ـ از لحاظ جغرافیایی ـ متنوع در برنامه های BB/BSشرکت کرده بودند. نیمی از این جوانان به صورت تصادفی در یک گروه درمان قرار داده شدند که برای آنها جفت هایی از BB/BSانتخاب می شدند و نیم دیگر در لیست های انتظار قرار داشتند. بعد از ۱۸ ماه، دو گروه مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که افرادی که در برنامه BB/BS شرکت کرده بودند، شروع به مصرف مواد مخدر و الکل در آنها کمتر اتفاق افتاده بود؛ یعنی به طور دقیق ۴۶% کمتر احتمال داشت که مواد مخدر غیرقانونی مصرف کنند و ۲۷% کمتر احتمال داشت که الکل مصرف نمایند. با این وجود، این تاثیر در مورد گروه "برادران و خواهران کوچک" حتی قوی تر هم بود، بدین صورت که نسبت به سایر گروه های مشابه جوانان، ۷۰% کمتر احتمال داشت که شروع به مصرف مواد مخدر نمایند. برادران و خواهران کوچک حدودا یک سوم کمتر از گروه کنترل احتمال داشت که کسی را بزنند. آنها نصف روزهای جوانان گروه کنترل از مدرسه جیم می شدند، در انجام تکالیف مدرسه احساس توانمندی بیشتری می نمودند و از کلاس های کمتری غیبت می کردند، "کمی افزایش در میانگین نمرات شان "مشاهده می شد ـ که بیشترین افزایش میانگین نمرات مربوط به اقلیت خواهران کوچک بود و (ص ج) سرانجام، روابط آنها با والدین و همسالان شان نیز نسبت به همتایان گروه کنترل بهبود یافت.
آنچه درخور توجه ویژه می باشد این است که تمامی این جوانان ـ چه در گروه درمان و چه کنترل ـ جوانان با "ریسک بالا" تلقی می شدند:
  • ۹۰ از آنها با یکی از والدین شان زندگی می کردند.
  • بیش از ۸۰% شان از خانواده ای فقیر بودند.
  • بیش از ۴۰%، بن غذا یا کمک هزینه دولتی دریافت می کردند.
  • ۴۰% آنها از خانواده هایی با سابقه سوء مصرف الکل و مواد مخدر بودند.
  • تقریبا ۳۰% از خانواده هایی با سابقه خشونت خانوادگی بودند.
  • تقریبا ۳۰% قربانیان بدرفتاری عاطفی، جسمی یا جنسی بودند.
برعکس، بیشتر برادران / خواهران بزرگتر جوانانی تحصیلکرده بودند. حدود ۶۰%، از آنها دانشگاه فارغ التحصیل شده بودند، در حدود دو سوم آنها درآمد کل خانواده شان بالای ۲۵۰۰۰ دلار بود (که از آن میان ۴۰% آنها بالای ۰۰۰, ۴۰ دلار بودند.) همچنین نکته درخور توجه این بود که حدود سه چهارم داوطلبان سفیدپوست بودند. دراصل، علی رغم این فاصله ی اجتماعی چشمگیر میان جوانان و داوطلبان، آنها توانستند روابط موفقی را ورای تفاوت های طبقاتی و نژادی شان برقرار نمایند. حال باید پرسید که P/PVاین دستاورد را از طریق چه عاملی به دست آورده است؟

«روابط بادوام روابطی بودند که در آنها راهنما خود را به مثابه ی یک دوست می دید، نه یک معلم یا موعظه گر»

سه مطالعه ی پیشین در ارزیابی چهاربخشی P/PV از BB/BS به این پرسش پاسخ می دهند. این مطالعات پیشین به ترتیب به (۱) روال برنامه (اجرای مدل برنامه)، (۲) جذب و غربالگری داوطلبان و (۳) ماهیت روابط بین داوطلبان و جوانان (این که چگونه شکل می گیرند، تداوم می یابند و پایان می پذیرند) پرداختند. براساس این آزمایش های اولیه، پژوهشگران دلیل نتایج موفق را به دو ویژگی کلی نسبت می دهند: رابطه ی تک به تک و زیرساخت حمایتی برنامه.

ویژگی های روابط تک به تک موثر

اول از همه، رابطه دارای شدت کافی بود. براساس ۱۵ سال تجربه ام در بررسی تحقیقات مربوط به ارزیابی پیشگیری، می توانم بگویم که فقدان شدت پیاپی، به عنوان مانعی جدی بر سر راه نتایج مثبت است. بنابراین از ۴۰۰ جفت مورد مطالعه در این پژوهش، بیش از ۷۰% ماهانه سه بار و به طور میانگین ۳ تا ۴ ساعت در هر ملاقات، با یکدیگر دیدار می کردند و ۵۰% هفته ای یک بار ملاقات می کردند. در مجموع حدود ۱۴۴ ساعت تماس مستقیم در سال، بدون احتساب تماس های تلفنی.
دومین عامل این بود که علی رغم این که در مطالعه ی نتایج، ماهیت رابطه بین بزرگسالان و جوانان بررسی نشد، اما در مطالعه تطبیقی سوم (ایجاد رابطه با جوانان در جریان برنامه، ماه مه، ۱۹۹۵) ماهیت روابطی که دارای شدت و دوام کافی جهت ایجاد این نتایج بودند، روشن گردید. در این مطالعه روابط بادوام به مثابه روابطی دیده می شد که در آنها راهنما خود را به عنوان یک دوست می دید، نه یک معلم یا موعظه گر و نتایج به دست آمده از آن نه تنها جای شگفتی نداشت، بلکه تایید محکمی بر دیدگاه تاب آوری نیز بود. (مطالعه ی سوم، ص ۵۱) این روابط "رشدی" ریشه در این باور راهنما داشتند که او مسئول برآوردن نیازهای رشدی جوانان ـ تامین حمایت و ایجاد فرصت هایی که جوانان از آنها بی بهره بودند ـ بود.
اگرچه اغلب داوطلبان "رشدی" در نهایت امیدوار بودند که بتوانند به جوانان شان کمک کنند تا در مدرسه پیشرفت نمایند و مسئولانه تر رفتار کنند، اما در طول مطالعه توانستند مشارکت و توقعات شان را بر ایجاد یک رابطه ی مطمئن و اعتمادآمیز متمرکز کرده و دامنه ی تلاش هایشان را صرفا با تقویت رابطه گسترش دهند. (مطالعه ی سوم، ص. ج)
ایجاد روابط لذت بخش و مفرح برای هر دو طرف اولویت این داوطلبان بود. به همین منظور آنها همیشه در کنار افراد جوان بودند، به دور از قضاوت به آنها گوش می دادند، به دنبال علایق و نقاط قوت جوانان بودند و آنها را در فرآیند تصمیم گیری در مورد فعالیت هایشان سهیم می ساختند (یعنی به آنها امکان اظهارنظر و انتخاب می دادند.) از دیدگاه تاب آوری، آنها سه عامل حفاظتی موثر در یک رابطه مراقبتی که باعث توقعات مثبت و احترام آمیز می شود و فرصت های مداوم مشارکتی ایجاد می کند را فراهم ساختند ـ و خطراتی که در محیط بود و نه مخاطراتی را که در وجود خود جوانان بود، می دیدند.

«برآوردن نیازهای راهنمایان همان قدر اهمیت دارد که برآوردن نیازهای جوانان.»

در تباین با این روابط رشدی (که خوشبختانه در ۸۲ مورد بررسی شده دو سوم آنها روابط رشدی داشتند!)، روابط "تجویزی" قرار داشتند. در این گونه روابط فرد بزرگسال بر این باور بود که هدف اصلی اش هدایت جوان به سوی ارزش ها، دیدگاه ها و رفتارهایی است که از دیدگاه خوداش مثبت تلقی می شود. "در این روابط، بزرگسالان اهداف، حدود، و اصول اساسی را خودشان تعیین می کردند. داوطلبان مایل نبودند توقعات شان از جوانان یا انتظارشان از سرعت تغییر رفتار جوانان را تعدیل نمایند." (مطالعه ی سوم، ص. ج) بسیاری از این داوطلبان که به روابط تجویزی باور داشتند، اساسا قصدشان تادیب جوانان بود یعنی عموما می خواستند عملکرد تحصیلی جوانان را بهبود بخشند ـ و بیشتر زمانی را که در کنار هم می گذراندند را به صحبت درباره ی نمرات و رفتار بچه ها در کلاس ـ و نه فعالیت های سرگرم کننده ـ سپری می کردند. برای این داوطلبان، خطر در وجود خود جوانان بود.
آنچه که در نظر این داوطلبان تجویزی برجسته می نمود بیش از آن که نقایص موجود در محیط پیرامون جوانان باشد ـ به ویژه از جهت اخلاقیات و ارزش ها ـ نواقص موجود در وجود خود جوانان بود، نواقصی که داوطلبان تجویزی پیوسته سعی در برطرف نمودن آنها داشتند. (مطالعه ی سوم، ص. ج)
جای شگفتی نیست که در پایان بزرگسالان و جوانان هر دو، رابطه شان را خسته کننده و غیرحمایتی یافتند. از بین این روابط تجویزی، تنها ۲۹% به طور مداوم ملاقات می کردند (درمقایسه با ۹۳% در روابط رشدی) و در ادامه ی دوره ۱۸ ماهه، تنها ۳۲% مداوم بودند. (درمقایسه با ۹۱% در روابط رشدی) (مطالعه ی سوم، ص ۱۸) آنچه به ویژه در هنگام خواندن برخی مصاحبه ها با جوانان و داوطلبان تجویزی نگران کننده می نمود، این واقعیت بود که این روابط احتمالاً بیش از آن که مفید باشند، آسیب رسان بودند؛ یعنی خود این رابطه داشت به یک عامل ریسک دیگر تبدیل می شد و این برای جوانانی که زندگی شان پیشاپیش پرتنش بود، بسیار بغرنج تر می نمود. نمونه ای از این روابط تجویزی را در مصاحبه ی زیر می توانید ببینید:
جوان: «وقتی با "برادر بزرگترم" بیرون رفتم، گفت... خیلی خوب، بیا بریم کارت کتابخانه را برداریم و برویم کتابخانه و یک کتاب امانت بگیریم. اما من تمام روز توی کتابخانه ماندم و او مدام برمی گشت و به من می گفت هنوز اطلاعات کافی ندارم. بنابراین تا موقع تعطیلی کتابخانه آنجا ماندم و مطالعه کردم. آنجا نشسته بودم و یک گزارش در مورد وزغ ها و قورباغه ها می نوشتم و وقتی او برگشت، گزارشم را تمام کرده بودم. اما من نسخه ی پیش نویس ننوشتم و فقط کلمه به کلمه از روی کتاب نوشته بودم. او به من گفت، این کار تقلب است.»
مصاحبه گر: «او گفت این کار تقلب است!؟»
جوان: «من فقط آنجا نشستم و گریه کردم.»
مصاحبه گر: «چرا گریه کردی؟»
جوان: «خوب این چیزی بود که نمی توانستم توی دلم نگه دارم...»
مصاحبه گر: «چرا این حرف ناراحتت کرد؟»
جوان: «نمی دانم. نمی خواستم آنجا بمانم. فکر می کردم که گزارش را باید به زبان خودم بنویسم. منظورم این است که برخی قسمت ها را از کتاب درآوردم و برخی دیگر هم از ذهن خودم بیرون آمد... اما مجبور بودم دوباره انجامش بدهم.»
مصاحبه گر: «مجبور بودی دوباره انجامش بدهی؟!»
جوان: «بله، و او آمد کتابخانه دنبالم. هوا هم بارانی بود.»
(مطالعه ی سوم، ص ۶۳)
در مقابل، این حرف های یک داوطلب رشدی است:
او درباره ی جوانی که نمره بدی گرفته بود، این طور به من توضیح داد: «من ابتدا درباره ی سایر نمراتش از او پرسیدم. او گفت که در درس های دیگر نمرات خوبی گرفته است. بعد از او پرسیدم که آیا او هم دلش می خواهد در این درس هم عملکرد بهتری داشته باشد و اگر این طور است، چگونه می تواند به این نتیجه برسد. و جواب ساده بود؛ چون او فقط دو گزارش را ننوشته بود، بنابراین تصمیم گرفتیم که اگر بخواهد، برای گزارش های بعدی من به او کمک کنم و ما دو بار این کار را انجام دادیم. می دانید، مثل این بود که بپرسیم ما با هم برای انجام این کار چه می توانیم بکنیم... وقتی به خانه می آمدم و نمره ی B یا -A گرفته بودم، گاهی به من می گفتند چرا منفی گرفتی، خوب این طور نبود که بگویند کارت عالی بود. بنابراین، به این مسئله حساس بودم.» (مطالعه ی سوم، ص ۵۹)
رویکرد جوان ـ محور ـ یعنی پرسش از جوان راجع به این که به چه چیزی نیاز دارد و چه می خواهدـ و سپس پیشنهاد کمک در قالب فعالیتی مشترک، همچنین تمرکز بر نقاط قوت، حساسیت و همدلی ابراز شده توسط این داوطلب در تضاد شدید با داوطلب قبلی بود که از جوان نپرسیده بود که چه می خواهد و او را تنها و بدون کمک رها کرده بود، و این که خودش به تنهایی تصمیم گرفته بود که جوان باید وقتش را در کتابخانه بگذراند، و صرفا فقدان حساسیت و همدلی را بروز داده بود. برطبق نظر پژوهشگران، شرکت در برنامه ی BB/BSاهدافی دگرگون کننده را به دنبال دارد [نتایجی مانند کاهش مصرف الکل]، حال آن که اتخاذ رویکرد رشدی، از این نظریه حمایت می کند که [از قضا!] برنامه های جوانان زمانی بیشترین تاثیر را در دستیابی به اهداف خود دارد که حمایتگران رویکردی حمایتی تر و کل نگر به جوانان داشته باشند. (مطالعه ی سوم، ص ۵۱.)
قطعا، این مطالعه حقیقت عمیق موجود در گفته ی نل نادینگز (۱۹۸۸) را تایید می کند: "واضح است که کودکان به خاطر کسانی که دوست می دارند و به آنها اعتماد دارند، سخت تر کار خواهند کرد و حتی کارهای عجیبی مثل جمع زدن اعداد کسری را هم انجام خواهند داد."

نظرات کاربران درباره کتاب ره‌‌نمای تاب‌آوری