فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگی صالحان

کتاب زندگی صالحان

نسخه الکترونیک کتاب زندگی صالحان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگی صالحان

اولین ویژگی انسان‌های صالح، دارا بودن عقاید اصیل اسلامی است. عقایدی که از قرآن برخاسته و از لسان اهل‌ بیت(ع) تراویده باشد. یعنی اعتقاد به اصول پنجگانۀ توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد. دومین ویژگی صالحان، پای‌بند بودن به فروع دین است که عبارتند از: نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تولّیٰ و تبرّی. سومین ویژگی صالحان متخلّق شدن به اخلاق الهی «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللّه‌».(۱۰۸) که شناسایی «رذائل اخلاقی» و حذر کردن از آن‌ها و نیز شناخت «فضایل اخلاقی» و آراستن نفس خویش به آن‌هاست. البته سه ویژگی فوق به نوبۀ خود می‌توانند، ما را به عنوان «تجلّی صالحان» نشان دهند. در صورتی که در پرتو «اخلاص و خلوص» واقعی مورد توجه ما بوده و نفس ما را کاملاً تحت‌الشعاع خود قرار داده، از حوزۀ سلطۀ شیطان و هواهای نفسانی برکنارمان سازند. وگرنه چه بسا که انسان به ظاهر دارای سه ویژگی فوق باشد ولی در باطن مخمور جام آن‌ها نباشد.

ادامه...

بخشی از کتاب زندگی صالحان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: مهم ترین مبانی تربیت انسان صالح

برخی از مهم ترین زیربنای تربیت انسان صالح که در سبک زندگی اش مورد نظر اسلام است عبارتند از:

۱. وراثت، خانواده و جامعه

بدون شک، خصوصیات و ویژگی های روحی و جسمی پدر و مادر، تقریباً به صورت یکسان، از طریق وراثت، به فرزند آن ها منتقل می شود و شالوده و هسته اولیه او طبق وجود والدین شکل می گیرد. این مطلب در فرهنگ اسلام و علوم جدید، امری مسلم و ثابت شده است. تاکیدات فراوانی که در روایات اسلامی برای انتخاب همسر صالح(۲۲)، مهربان(۲۳)، دیندار(۲۴)، و... شده، حاکی این حقیقت است که خلق و خوی و صفات همسر، حتی برادران و خواهران او به فرزندان انتقال می یابد.(۲۵)
بنابراین خصوصیات و خُلقیات او به نسل های بعد انتقال می یابد که گاه آشکار و گاه به صورت نهان پایدار می ماند. امام علی(ع) در سخنانی روشن اهمیت وراثت را در شکل گیری شخصیت آدمی یادآور شده، فرموده است:

«حُسْنُ الاخْلاقِ بُرْهانُ کَرَمِ الاعْراقِ».(۲۶) نیکویی اخلاق دلیل پاکی و فضیلت روحیه خانوادگی است.

و در جایی دیگر فرموده:

«مِن شَرَفِ الاعْراق کَرَمُ الاخْلاق».(۲۷) نیکویی اخلاق و خوی ها از شرافت و بلندی مرتبت اصل و ریشه آدمی حکایت دارد.

آری، امیرمومنان علی(ع) نقش وراثت را نقشی جدی در خلقیات و رفتارهای آدمی معرفی کرده، فرموده است:

«اِذَا کرُمَ اَهْلُ الرَّجُلِ کرُمَ مَغِیبُهُ وَ مَحْضَرُه ».(۲۸) وقتی اصل و ریشه انسان خوب و شریف باشد، نهان و آشکارش خوب و شریف است.

آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر به وی سفارش کرده است که به شخصیت خانوادگی فرماندهان و مدیران ارشد خود نیز توجه کند:

«ثُمَّ الْصقْ بِذَوِی الْمُرُوءَاتِ وَ الْاَحْسَابِ وَ اَهْلِ الْبُیوتَاتِ لصَّالِحَهِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَهِ».(۲۹) سپس کسانی را بگمار که صاحب مروت اند و گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسایند، و از سابقه نیکو برخوردارند.

توجه به خانواده صالح مورد تاکید امام است، زیرا زندگی خانوادگی تاثیر بسزایی در شخصیت ما دارد.
در یکی از تحقیقات روان شناختی آمده است:

«تاثیر محیط در ساختن شخصیت آدمی بسیار مهم است. اگر یکی از ما در قبیله ای از اسکیموها به دنیا آمده بودیم، شخصیتی داشتیم به کلی متمایز از آنچه که اکنون داریم. نه تنها در لباس پوشیدن و خانه ساختن و سخن گفتن و غذا خوردن با آنچه اکنون هست تفاوت فاحش داشت، بلکه تصور او از جهان و از مقام خود در دنیا چیز دیگری بود. مردم شناسان، به حق اهمیت چهارچوب فرهنگی و اجتماعی را در تکوین شخصیت تاکید کرده اند.»(۳۰)

نقش خانواده از جمله، همسر را نمی توان در تربیت انسان صالح دستِ کم گرفت چنان که در قرآن می خوانیم:

«وَاَنْکحُوا الْاَیامَی مِنْکمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمْ وَاِمَائِکمْ».(۳۱)

با انسان بدون همسر از میان بندگان صالح و شایسته گرچه برده و کنیز باشند ازدواج کنید که اگر امکانات لازم زندگی را نداشتید، پروردگار مهربان هوای شما را خواهد داشت و شما را بی نیاز خواهد کرد.
در این رهنمود سخن از ازدواج با بندگان صالح خداست و قید صالح بودن بار تربیتی خاصی را دارد که از تاثیر طرف ازدواج در طرف دیگر ازدواج خبر می دهد. همچنین از تاثیر ازدواج و نسل حاصل از ازدواج سخن می گوید.

اعجاز ازدواج

علامه «سیوری»، یکی از فقهای نامدار سده گذشته در کتاب پر ارج خود کنزالعرفان باب نکاح می نویسد: «نکاح افضل از عبادت است گرچه خود نیز عبادت است.» او این سوال را طرح می کند که: پرداختن به ازدواج برتر است یا پرداختن به عبادت؟ و سپس می گوید: «بعضی پرداختن به ازدواج را افضل دانسته اند و بعضی عبادت را افضل می دانند و سراغ نداریم کسانی را که این دو را مساوی به حساب آورند، ولی به نظر من دیدگاه اول به حقیقت مقرون است «...والحق هو الاول» به خاطر آنکه امام صادق(ع) از قول رسول خدا نقل کرد که آن حضرت فرمود: «کسی بعد از مسلمان شدن، بهره ای در زندگی، بالاتر از به دست آوردن همسری که با ایمان باشد و وقتی به او بنگرد خوشحال گردد و همیشه تحت فرمان او باشد و در صورت غیبت او مال و ناموس او را حفظ نماید... ندارد وانگهی که ازدواج، اصل و اساس عبادت بوده و سبب روی آوردن به عبادت است، با آنکه خود، عبادت است بقاء نسل را نیز در بردارد. چنان که نسل جدید نیز به عبادت خدا خواهد پرداخت.»(۳۲)

ازدواج درمانی

خانواده درمانی نام کتابی است به قلم «آلن کار» که آقای «غلامرضا تبریزی» آن را به فارسی برگردانده است. این کتاب، چنان که در شناسنامه آن آمده است، به جهات درمانی ازدواج توجه دارد و بیشتر از این زاویه به مسئله نگریسته است. این کتاب حدیثی از امام باقر(ع) را به یاد می آورد که امیرمومنان(ع) فرمود:

«اِذَا کانَ بِاَحَدِکمْ اَوْجَاعٌ فِی جَسَدِهِ وَ قَدْ غَلَبَتْهُ الْحَرَارَهُ فَعَلَیهِ بِالْفِرَاشِ قِیلَ لِلْبَاقِرِ یا ابْنَ رَسُولِ اللّه وَ مَا مَعْنَی الْفِرَاشِ؟ قَالَ غِشْیانُ النِّسَاءِ فَاِنَّهُ یسَکنُهُ وَ یطْفِیه ».(۳۳) هنگامی که در بدن خود، دردی احساس کردید و حرارت بدن شما فزونی یافت، با همسر خود آمیزش کنید که سبب آرامش و فرو خواباندن حرارت خواهد بود.

در کتاب های حدیثی بابی است تحت عنوان:

«اسْتِحْبَابِ تَزْوِیجِ الْجَمِیلَهِ الضَّحُوک الْحَسْنَاءِ الْوَجْهِ الطَّوِیلَهِ الشَّعْر».(۳۴) «مستحب بودن ازدواج با دختر زیبای خنده روی خوش چهره دراز گیسو».

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:

«الْمَرْاَهُ الْجَمِیلَهُ تَقْطَعُ الْبَلْغَمَ...، اَنَّهُ شَکا اِلَیهِ الْبَلْغَمَ فَقَالَ اَ مَا لَک جَارِیهٌ تُضْحِک قَالَ قُلْتُ: لَا قَالَ فَاتَّخِذْهَا فَاِنَّ ذَلِک یقْطَعُ الْبَلْغَمَ».(۳۵) امام صادق(ع) به مردی که از بیماری بلغم، شکوه می کرد فرمود: «آیا همسری داری که تو را بخنداند؟ او گفت: نه، آن حضرت فرمود: چنین همسری اختیار کن که بیماری بلغم را از بین می برد.»

مجردها زودتر می میرند!

پژوهشگران با بررسی هزاران زن و مرد در یک دوره ۱۰ ساله دریافتند که یکی از شاخص های مهم فردی زنده بودن افراد، متاهل بودن آن ها در ابتدای این دوره بوده است. اثر مثبت ازدواج در افزایش طول عمر، به اندازه ای است که از نظر آماری، با اثر نکشیدن سیگار برابری می کند.
بر اساس این تحقیق، زندگی در زیر یک سقف، در دوران نامزدی طولانی، اگرچه برخی از فواید زندگی همراه با ازدواج را دارد، اما هرگز با مزایای ازدواج، قابل مقایسه نیست.
همچنین این مطالعه نشان می دهد که ازدواج های دوم و سوم، از لحاظ حفظ سلامتی و طول عمر انسان ها، به اندازه ازدواج اول مفید نیستند. این محققان، با بررسی اطلاعات جمع آوری شده از دیگر نقاط جهان دریافتند کارگران متاهل، حدود ۲۰ درصد، بیشتر از کارگران مجرد درآمد دارند.(۳۶)

همایش دربار مامون (همه دست او را بوسیدند)

در همایش علما و فضلا در حضور مامون در دربار او سخن از بدترین گناه به میان آمده بود «ما اعظم الکبائر»، سخنگوی علمای حاضر در آن همایش گفت:

«وَمَنْ یقْتُلْ مُوْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاوُهُ جَهَنَّمُ خالِداً»؛(۳۷) بالاترین گناه کبیره، آدم کشی است به خاطر آنکه قرآن در این باره می فرماید: کسی که انسان با ایمانی را بدون اجازه خدا به قتل می رساند، برای همیشه در جهنم زندانی خواهد بود.

در این هنگام صدای تحسین حاضران همایش را تکان داد، مامون نگاهی به امام هشتم کرد و گفت: نظر شما چیست؟ امام فرمود: پاسخ شما را علما دادند. ولی با اصرار مامون، امام لب به سخن گشود و فرمود:

«اعظم من القتل اثما واقبح منه بلاء الزّناء لانّ القاتل لم یفسد بضرب المقتول غیره ولا بعده فسادا والزّانی قد افسد النّسل الی یوم القیامه واحلّ المحارم فلم یبق فی المجلس فقیه الا قبّل یدیه واقرّ بما قاله».(۳۸) خطرناک تر از قتل و زشت تر از آن، فحشا و «زناکاری» است زیرا شخص قاتل با عمل ناستوده خود غیر از خود مقتول کسی را از پا درنیاورد و نسل پس از او را فاسد نگرداند، ولی آدم زناکار نسلی را تا روز قیامت فاسد می کند.

در این هنگام همه فقها و اندیشمندان حاضر در همایش از جا برخاسته و دست آن حضرت را به رسم سپاس بوسیدند و به برتری پاسخ آن حضرت اعتراف کردند.
در حدیثی دیگر آمده است: از امام صادق(ع) راجع به استفاده از شیر آن زنی که از راه نامشروع بچه دار شده بود سوال کردند فرمود:

از شیر او و نیز از شیر دختری که از این راه به دنیا آمد بر حذر باشید.(۳۹)

نشانه های همسر شایسته

طبیعت زندگی دنیوی و سراسر وجود دنیا، برخوردار شدن و بهره مند گشتن است و در این عرصه، بهره ای بهتر از همسر صالحه وجود ندارد.
علامه سیوطی در تفسیر درّالمنثور نقل می کند:

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَنَّ الحیاه الدنیا متاع ولیس من متاعه شیء خیراً من المراه الصالحه، التی اذا نظرت الیها سرّتک واذا غبت عنها حفظتک فی نفسک ومالک».(۴۰) زندگی دنیا، متاع (بهره مندی) است و چیزی بهتر از همسر صالحه، وجود ندارد. همسری که، وقتی بدان می نگری (در کنار او هستی)، خوشحال باشی و وقتی به سفر رفتی، ناموس تو و ثروت تو را حافظ و نگهبان باشد.

عاقبت فرزندان نامشروع

حجت الاسلام راشد یزدی در سخنرانی مشهد ضمن بیان خاطرات خود به فرانسه می گفت: «به محل تربیت فرزندان سرراهی رفتیم، در تابلویی نوشته بود: انسان های تربیت شده اینجا به برخی از مشاغل نمی توانند راه بیابند، از جمله: «قاضی»، «پلیس» و «کشیش». از این تذکرنامه به دست می آید آنان نیز به اثر مخفی گریز از ازدواج و خطر وجودی فرزندان نامشروع پی بردند.

چه کسانی بر بدن امام(ع) اسب دوانی کردند

سید بن طاووس در لهوف می نویسد: ۱۰ تن از ناپاک زادگان در کربلا بر بدن امام اسب دوانی کردند. هنگامی که آن ۱۰ نفر به نزد ابن زیاد آمدند و خوش خدمتی خود را اظهار نمودند، اسید بن مالک که یکی از آن ها بود چنین سرود: ای امیر! ما کسانی هستیم که سینه حسین را به وسیله اسبان قوی هیکل تیزتک پایمال کردیم، و بعد پشت او را به زمین کوبیدیم. عبیداللّه بن زیاد گفت: شما کیستید؟ در جواب گفتند: ما کسانی هستیم که به وسیله اسب هایمان پشت حسین را لگدمال کردیم تا اینکه گویی استخوان های سینه اش آسیاب شد.
عبیداللّه بن زیاد دستور داد هدایای ناچیزی به آن ها داده شود. ابوعمر زاهد می گوید: «وقتی خصوصیات و حسب و نسب آن ده نفر را مورد بررسی قرار دادیم مشاهده کردیم که تمام آن ها از «اولاد زنا» می باشند». در روزگار خلافت مختار وقتی که آن ها دستگیر شدند مختار دستور داد تا دست و پاهایشان را بر زمین میخ کوب کردند و اسب ها را بر بدن هایشان تاختند تا سرانجام به هلاکت رسیدند.(۴۱)
پس می توان اینگونه نتیجه گرفت که باید در مسئله ازدواج، دقت کرد:
با فرد اصیل و انسان شایسته و خدادوست، وصلت صورت گیرد و در تربیت فرزند باید مراقبت های لازم را انجام داد.

۲. لقمه حلال و حرام

تغذیه حلال در سرنوشت انسان در باب تربیت انسان صالح نقش چشمگیری دارد، چنان که لقمه حرام قلب را تاریک می کند و بصیرتش را از بین می برد.
در احادیث آمده است:

«الذُّنُوبُ کلُّهَا شَدِیدَهٌ وَ اَشَدُّهَا مَا نَبَتَ عَلَیهِ اللَّحْمُ».(۴۲) همه گناهان خطرناک اند؛ ولی خطرناک تر از آن ها گناهی است که موجب روییده شدن گوشت بدن شود لقمه حرام.

امام صادق(ع) می فرمود:

«سَمِعْتُ اَبَا عَبْدِ اللّه(ع) یقُولُ اِنَّ وَلِی علی(ع) لَا یاْکلُ اِلَّا الْحَلَالَ لِاَنَّ صَاحِبَهُ کانَ کذَلِک وَ اِنَّ وَلِی عُثْمَانَ لَا یبَالِی اَ حَلَالًا اَکلَ اَوْ حَرَاماً لِاَنَّ صَاحِبَهُ کذَلِک».(۴۳) دوست و پیر و علی(ع) جز حلال نمی خورد، چنان که دوست و پیر و عثمان باکی ندارد که حرام بخورد یا حلال.

امام(ع) در روز عاشورا در میان لشکر دشمن خطبه خواند و آخرین پندها را بر زبان آورد ولی آن ها هلهله می نمودند و به سخن آن حضرت توجه نمی کردند. امام درباره علت این عدم توجه به سخن حق فرمود:

«مُلِئَتْ بُطُونُکمْ مِنَ الْحَرَامِ».(۴۴) شکم هایتان از لقمه حرام انباشته شده است.

رابطه قبولی اعمال نیک با لقمه حلال

میان قبولی حسنات با لقمه حلال رابطه انکارناپذیری برقرار است به گونه ای که انجام حسنات با ثروت های حرام، پاداشی را نصیب صاحب خود نمی کند. در آخرین خطبه پیامبر اعظم(ص) آمده است:

«وَ مَنِ اکتَسَبَ مَالًا حَرَاماً لَمْ یقْبَلِ اللّه مِنْهُ صَدَقَهً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً وَ کتَبَ اللّه لَهُ بِعَدَدِ اَجْزَاءِ ذَلِک اَوْزَاراً وَ مَا بَقِی مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ کانَ زَادَهُ اِلَی النَّارِ».(۴۵) کسی که از راه حرام (نامشروع) مالی به دست آورد، اعمال نیک از جمله ادای خمس و زکات و نیز آزادسازی برده، انجام حج و عمره او قبول نیست.

در روایتی از امام باقر(ع) نیز آمده است:

«مَنْ اَصابَ مالًا مِنْ اَرْبَعٍ لَمْ یقْبَلْ مِنْهُ فِی اَرْبَعٍ مَنْ اَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ اَوْ رِبًا اَوْ خِیانَهٍ اَوْ سَرِقَهٍ لَمْ یقْبَلْ مِنْهُ فِی زَکاهٍ وَ لَا صَدَقَهٍ وَ لَا حَجٍّ وَ لَا فی عُمْرَه».(۴۶) کسی که از چهار راه (نامشروع) مالی به دست آورد یعنی از راه غلول، خیانت، ربا و سرقت خدا از او زکات، صدقه، حج، و عمره را نمی پذیرد.

صدوق در من لا یحضره الفقیه نقل می کند:

«رُوِی عَنِ الْاَئِمَّهِ: اَنَّهُمْ قَالُوا مَنْ حَجَّ بِمَالٍ حَرَامٍ نُودِی عِنْدَ التَّلْبِیهِ لَا لَبَّیک عَبْدِی وَ لَا سَعْدَیک».(۴۷) کسی که حج بجای می آورد از طریق ثروت حرام هنگامی که تلبیه می گوید: ندا می رسد: لا لبیک.(۴۸)

عاقبت شریک بن عبداللّه

محدث قمی در «وقایع الایام» می نویسد: در روز اول ذیقعده سال ۱۷۶ شریک بن عبداللّه وفات یافت. او کسی است که مورخ معروف، مسعودی درباره او می نویسد: مهدی عباسی او را به تصدّی امور قضایی کشورش دعوت کرده بود ولی او آن را رد نمود،... روزی که بر مهدی وارد شد مهدی به او گفت: باید یکی از سه مسئله را بپذیری:

۱. مدرس پسران من باشی.
۲. قضاوت منطقه کوفه را قبول کنی.
۳. مهمانی مرا قبول کنی و یک وعده طعام بخوری.

او در مورد این سه امر تامل کرد و سومی را پذیرفت. مهدی به رئیس طبّاخ خانه دستور داد از مخ (و مغز حرام) برّه همراه عسل غذای خوشمزه ای فراهم آورد او وقتی آن را خورد هر سه مسئله فوق مورد نظر مهدی عباسی را پذیرفت. مسئول طباخ خانه گفت: «انّه لن یفلح الشیخ بعد هذه الاُکلَه ابداً» این شیخ پس از صرف این غذای حرام هرگز رستگار نخواهد شد.(۴۹)
علامه شهید مطهری در داستان راستان می نویسد: «او روزی با یکی از مسئولین اداری دربار مهدی عباسی بگومگو می کرد. آن مسئول گفت: مگر چیزی به ما فروخته ای که این گونه چانه زنی می کنی؟! او پاسخ داد: آری، عزیزترین متاع زندگی خود را فروختم؛ دینم را. خودم را به دربار فروختم.»
لقمه از چند جهت می تواند شبهه ناک باشد که یکی از آن ها کوتاهی در پاکسازی اموال از حق اللّه است؛ این مسئله در عدم قبولی عبادات نیز موثر است. لذا رسول خدا (ص) فرمود:

«زَکوا اَمْوَالَکمْ تُقْبَلْ صَلَاتُکمْ».(۵۰) مالیات اسلامی کارهای شرعی را بپردازید تا نماز شما پیش خدا پذیرفته شود.

امام باقر(ع) فرمود:

«اِنَّ اللّه تَبَارَک وَ تَعَالَی یبْعَثُ یوْمَ الْقِیامَهِ نَاساً مِنْ قُبُورِهِمْ مَشْدُودَهً اَیدِیهِم».(۵۱) جمعی را خدا از قبورشان در صحرای محشر حاضر می سازد که دست های آن ها بسته شده است.

سوال شد اینان چه کسانی هستند؟ «هَوُلَاءِ الَّذِینَ اَعْطَاهُمُ اللّه فَمَنَعُوا حَقَّ اللّه فِی اَمْوَالِهِم».(۵۲) امام جواب داد: این ها، حق الهی را از میان اموال خود، رد نکرده اند».
مردی از امام هفتم(ع) پرسید «جواد» کیست؟ آن حضرت پاسخ داد: «جواد از میان انسان ها، کسی است که بدهکاری های شرعی خود را بپردازد و آنچه خدا بر او واجب دانسته را ادا کند و البته آدم بخیل کسی است که از ادای بدهکاری های واجب شرعی خود کوتاهی ورزد.»
پس در عرصه تربیت انسان صالح، مسئله تغذیه حلال را نباید نادیده گرفت.

۳. موعظه و یادآوری

یادآوری، تذکرات و موعظه خیرخواهانه به نوبه خود تاثیر بسزایی در روان آدمی داشته و آدمی را به سوی خیر و فلاح و صلاح سوق می دهد که رهنمود آسمانی (وَذَکرْ فَاِنَّ الذِّکرَی تَنْفَعُ الْمُوْمِنِینَ)(۵۳) موید همین نظر است.
خلفای الهی، (پیامبران و امامان و نایبان آنان) همواره از راه تذکرات و به یادآوری مردم را به صراط تربیت الهی می کشاندند و در این راستا رسول بزرگوار اسلام از مردم جاهلیت خون خوار، انسان هایی بالاتر از ملایک تربیت کرد. در آغاز آخرین خطبه ای که آن حضرت برای امت ایراد فرمودند آمده است که مردی پرسید: ای رسول خدا (ص) فرشتگان برتراند از ما یا ما از آنان برتریم؟ پیامبر(ص) پاسخ داد: «اَنْتُمْ اَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِکهِ».(۵۴)
پس اگر میخواهی حرفت در مردم اثر کند باید خود عمل کنی.

«الکلمه اذا خرجت من القلب وقعت فی القلب و اذا خرجت من اللسان لم تجاوز الآذان».(۵۵) به درستی که موعظه، هنگامی که از قلب خارج شود وارد قلب می شود و هنگامی که از زبان خارج شود از گوش ها تجاوز نمی کند.

ساختن مردم دو گونه است: یکی اینکه انسان با صحبت و موعظه مردم را تربیت کند و دیگری اینکه انسان اعمالش را طوری کند که برای دیگران سرمشق باشد.
حضرت امیرمومنان علی(ع) فرمودند:

«وَ لْیکنْ تَاْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَاْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ».(۵۶) قبل از اینکه مردم را با زبان خود تادیب کنید، با رفتار خود تادیب نمایید.

و باز فرمودند:

«انَّ الوَعْظَ الَّذی لا یَمُجُّهُ سَمْعٌ ولا یَعْدِلُهُ نَفْعٌ ما سَکَتَ عَنْهُ لِسانُ القَوْلِ وَ نَطَقَ بِه لِسانُ الفِعْلِ».(۵۷) همانا موعظه ای که هیچ گوشی از آن دوری نمی کند و هیچ سودی با آن برابری نمی نماید آن است که زبان گفتار، از آن خالی باشد و زبان فعل و عمل، بدان گویا باشد.

این نکته قابل توجه است به کسی که اهل غیبت است و خواستیم غیبت را از آن باز بداریم، از زیان های غیبت بگوییم یا آثار مثبت ترک آن؟ یا از هر دو راه بهره مند شویم. در حدیث آمده است:

«تَرْک الْغِیبَهِ اَحَبُّ اِلَی اللّه عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَشَـرَهِ آلَافِ رَکعَهٍ تَطَوُّعا».(۵۸) خودداری از غیبت محبوب تر است در پیشگاه خدا از انجام ده هزار رکعت نماز مستحبی.

همچنین در احادیث آمده است: «الْغِیبَهُ تَاْکلُ الْحَسَنَاتِ کمَا تَاْکلُ النَّارُ الْحَطَبَ».(۵۹)
در کلام رسول خدا (ص) آمده است:

اربعه تفسد الصوم و اعمال الخیر: الکذب و الغیبه و النمیمه و النظر الی الاجنبی؛ «چهار» چیز روزه و اعمال نیک آدمی را فاسد می سازد که عبارتند از: دروغ، غیبت، سخن چینی و نگاه به نامحرم (چشم چرانی).

در تعریف از غیبت آمده است: «ان یتکلّم خلف انسان مستور بما یغمّه لو سمعه ».(۶۰)
گفتنی است که افراد در باب تذکرپذیری یکسان نیستند بعضی با «وعده» ها و پاداش ها زودتر رام می شوند و بعضی با «وعید»ها و کیفرها زودتر رام می گردند و بعضی با «هر دو»، پس تشخیص موقعیت با شماست.
به تذکرات خیرخواهانه در عرصه اصلاح دیگران باید کوشش کرد و راز وجوب امر به معروف و نهی از منکر اسلامی را می توان در همین مسئله دانست.

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی صالحان