فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جهان‌بینی توحیدی

کتاب جهان‌بینی توحیدی
مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی ۲

نسخه الکترونیک کتاب جهان‌بینی توحیدی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جهان‌بینی توحیدی

کتاب مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی که شامل شش مجلد می‌باشد آخرین اثر قلمی شهید آیت‌اللّه‌ مطهری است. این کتاب در واقع یک دوره اصول عقاید اسلامی است و مطالعه آن برای عارف و عامی سودمند و فرح‌زاست. مجلدات کتاب مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی عبارتند از: انسان و ایمان، جهان‌بینی توحیدی، وحی و نبوت، انسان در قرآن، جامعه و تاریخ، زندگی جاوید یا حیات اخروی. مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی نظام هماهنگ تفکر اسلامی را به مطالعه‌کننده ارائه می‌دهد و قوّت فکر اسلامی را در قیاس با مکاتب بشری آشکار می‌سازد.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جهان‌بینی توحیدی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه چاپ بیست و دوم

کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی که شامل شش مجلد می باشد آخرین اثر قلمی شهید آیت اللّه مطهری است. این کتاب در واقع یک دوره اصول عقاید اسلامی است و مطالعه آن برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست. در اصل، این کتاب شامل هفت مجلد بوده که استاد شهید فرصت نگارش جلد ششم آن یعنی امامت و رهبری را پیدا نکردند و به دست منافقان کوردل به شهادت رسیدند و البته مباحث «امامت» آن شهید در انجمن اسلامی پزشکان پس از شهادت آن بزرگمرد علم و ایمان و مجاهدت، با نوشته دیگری از آن شهید در این باب به عنوان پیشگفتار، به صورت مستقل تحت عنوان «امامت و رهبری» توسط «شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهری» منتشر شد.
مجلدات کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی عبارتند از: انسان و ایمان، جهان بینی توحیدی، وحی و نبوت، انسان در قرآن، جامعه و تاریخ، زندگی جاوید یا حیات اخروی.
این مجموعه برای همه اقشار به ویژه دانشجویان و طلاب علوم دینی مفید و حاوی نکات بدیع و جالب توجه است. نثر روان و شیوای آن نیز به جاذبه این کتاب افزوده است، همچنان که استحکام و اتقان مطالب کتاب که توسط یک اسلام شناس مسلّم به رشته تحریر در آمده است از امتیازات این کتاب است.
استقبال کم نظیر از این مجموعه ـ که تعداد چاپ آن بهترین گواه بر آن است ـ حاکی از آن است که امتیازات و ویژگیهای این کتاب برای مردم شریف ایران و سایر بلاد اسلامی حتی غیر اسلامی (از راه ترجمه آن) محسوس و ملموس است. چاپ اول آن به سال ۱۳۵۷ باز می گردد و از آن زمان تا کنون به شکل چند جلدی یا «مجموعه آثار ۲» بارها تجدید چاپ شده است.
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی نظام هماهنگ تفکر اسلامی را به مطالعه کننده ارائه می دهد و قوّت فکر اسلامی را در قیاس با مکاتب بشری آشکار می سازد.
جهان بینی توحیدی که جلد دوم این مجموعه است، برای آن که از ظاهری آراسته تر برخوردار باشد، از نظر علامت گذاری و غیره بازبینی و از نو حروفچینی شد و طرح جلد آن نیز تغییر کرد. امید است مورد پسند علاقه مندان آثار آن متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام و آن حاصل عمر و پاره تن امام خمینی (ره) قرار گیرد.

خرداد ۱۳۸۵ برابر با جمادی الاولی ۱۴۲۷

۱. جهان بینی

یک مسلک و یک فلسفه زندگی خواه ناخواه بر نوعی اعتقاد و بینش و ارزیابی درباره هستی و بر یک نوع تفسیر و تحلیل از جهان مبتنی است.
نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره جهان و هستی عرضه می دارد، زیرساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار می رود. این زیرساز و تکیه گاه اصطلاحا «جهان بینی» نامیده می شود.
همه دینها و آیینها و همه مکتبها و فلسفه های اجتماعی متکی بر نوعی جهان بینی بوده است. هدفهایی که یک مکتب عرضه می دارد و به تعقیب آنها دعوت می کند و راه و روش هایی که تعیین می کند و باید و نبایدهایی که انشاء می کند و مسئولیتهایی که به وجود می آورد، همه به منزله نتایج لازم و ضروری جهان بینی ای است که عرضه داشته است.
حکما حکمت را تقسیم می کنند به حکمت عملی و حکمت نظری. «حکمت نظری» دریافت هستی است آنچنان که هست، و «حکمت عملی» دریافت خط مشی زندگی است آنچنان که باید. اینچنین «باید»ها نتیجه منطقی آنچنان «هست»هاست، بالاخص آنچنان «هست»هایی که فلسفه اولی و حکمت مابعدالطبیعی عهده دار بیان آنهاست.

جهان احساسی و جهان شناسی

بدیهی است که از کلمه «جهان بینی» که ماده دیدن در آن به کار رفته است نباید به اشتباه بیفتیم و جهان بینی را به معنی «جهان احساسی» تلقی کنیم. جهان بینی به معنی جهان شناسی است و به مسئله معروف «شناخت» مربوط می شود. شناخت از مختصات انسان است، برخلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر جانداران است؛ لهذا جهان شناسی نیز از مختصات انسان است و به نیروی تفکر و تعقل او بستگی دارد.
بسیاری از حیوانات از نظر جهان احساسی از انسان پیشرفته ترند، یا از نظر اینکه مجهز به بعضی حواس اند که انسان فاقد آن حس است آنچنان که گفته می شود برخی پرندگان از نوعی حس رادار برخوردارند، و یا در حواس مشترک با انسان از انسان بسی حساس ترند آنچنان که در باصره عقاب، شامه سگ یا مورچه و سامعه موش گفته می شود. برتری انسان از سایر جانداران، در شناخت جهان یعنی نوعی بینش عمیق درباره جهان است. حیوان فقط جهان را احساس می کند، اما انسان علاوه بر آن، جهان را تفسیر می کند.
شناخت چیست؟ چه رابطه ای است میان احساس و شناخت؟ چه عناصری غیر از عناصر احساسی در شناخت وارد می شوند؟ آن عناصر از کجا و چگونه وارد ذهن می شوند؟ مکانیسم عمل شناخت چیست؟ معیار شناخت صحیح از شناخت غلط چیست؟...
اینها یک سلسله مسائلی است که رساله ای مستقل را تشکیل می دهد(۱) و ما فعلاً نمی توانیم وارد بحث آنها بشویم. آنچه مسلّم است این است که احساس یک چیز غیر از شناخت آن است. یک صحنه را، یک نمایش را همه کسان می بینند و یکسان می بینند، اما فقط افراد معدودی آن را تفسیر می کنند و احیانا مختلف تفسیر می کنند.

انواع جهان بینی

جهان بینی یا جهان شناسی، به عبارت دیگر تعبیر و تفسیر انسان از جهان، به طور کلی سه گونه است یعنی از سه منبع ممکن است الهام شود: علم، فلسفه، دین. پس جهان بینی سه گونه است: علمی، فلسفی، مذهبی.

جهان بینی علمی

اکنون ببینیم علم چگونه و در چه حدودی به ما بینایی و بینش می دهد. علم مبتنی بر دو چیز است: فرضیه و آزمون. در ذهن یک عالم برای کشف و تفسیر یک پدیده، اول فرضیه ای نقش می بندد و سپس آن را در عمل، در لابراتوار مورد آزمایش قرار می دهد. اگر آزمایشْ آن را تایید کرد به صورت یک اصل علمی مورد قبول واقع می شود و تا فرضیه ای دیگر جامع تر که آزمونها بهتر آن را تایید کند پدید نیامده است آن اصل علمی به اعتبار خود باقی است و به محض وارد شدن فرضیه ای جامع تر میدان را برای او خالی می کند.
علم به این طریق به کشف علتها و کشف آثار و معلولها می پردازد؛ با آزمایش عملی، علت چیزی و یا اثر و معلول چیزی را کشف می کند و باز به سراغ علت آن علت و معلول آن معلول می رود و تا حد ممکن به کشف خود ادامه می دهد.
کار علم از آن جهت که بر آزمون عملی مبتنی است، مزایایی دارد و نارساییهایی. بزرگترین مزیت کشفیات علمی این است که دقیق و جزئی و مشخص است. علم قادر است که درباره یک موجود جزئی هزاران اطلاع به انسان بدهد؛ از یک برگ درخت دفتری از معرفت بسازد. دیگر اینکه چون قوانین خاص هر موجود را به بشر می شناساند، راه تصرف و تسلط بشر بر آن موجود را به او می نمایاند و از این راه، صنعت و تکنیک را به وجود می آورد.
اما علم به موازات اینکه دقیق و مشخص و جزئی است و درباره هر امر جزئی قادر است هزاران مسئله بیاموزاند، دایره اش محدود است. محدود است به چه؟ به آزمون. تا آن حد پیش می رود که عملاً بتواند آن را تحت آزمایش درآورد. اما مگر می توان همه هستی را و همه جنبه های هستی را در بند آزمون درآورد؟ علم مثلاً در تعقیب علتها و سببها و یا در تعقیب معلولها و اثرها عملاً تا حد معینی پیش می رود و بعد به «نمی دانم» می رسد. علم مانند نورافکن قوی در یک ظلمت یلدایی است که محدوده ای معین را روشن می کند بدون اینکه از ماورای مرز روشنایی خبری بدهد. آیا اینکه جهان آغازی و فرجامی دارد یا از هر دو طرف بی نهایت است قابل آزمایش است، یا عالِم وقتی که به این نقطه می رسد، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر شهپر فلسفه می نشیند و اظهار نظر می کند؟
از نظر علم، جهان کهنه کتابی است که اول و آخر آن افتاده است، نه اولش معلوم است نه آخرش. این است که جهان بینی علمی، جزءشناسی است نه کل شناسی. علم، ما را به وضع برخی اجزاء جهان آشنا می کند نه به شکل و قیافه و شخصیت کل جهان. جهان بینی علمی علما مانند فیل شناسی مردمی است که در تاریکی فیل را لمس می کردند؛ آن که گوش فیل را لمس کرده بود فیل را به شکل بادبزن و آن که پای فیل را لمس کرده بود آن را به شکل ستون و آن که پشتش را لمس کرده بود آن را به شکل تخت می پنداشت.
نارسایی دیگر جهان بینی علمی از نظر تکیه گاه بودن برای یک ایدئولوژی این است که علم از جنبه نظری، یعنی از جنبه ارائه واقعیت آنچنان که هست و از نظر جلب ایمان به چگونگی واقعیت هستی، متزلزل و ناپایدار است. چهره جهان از یک دیدگاه علمی روز به روز تغییر می کند، زیرا علم بر فرضیه و آزمون مبتنی است نه بر اصول بدیهی اوّلیِ عقلی. فرضیه و آزمون ارزش موقت دارد. به همین جهت جهان بینی علمی یک جهان بینی متزلزل و بی ثبات است و نمی تواند پایگاه ایمان واقع شود. ایمان پایگاه و تکیه گاهی محکم تر و تزلزل ناپذیرتر، بلکه تکیه گاهی که رنگ جاودانگی داشته باشد می طلبد.
جهان بینی علمی به حکم محدودیتی که ابزار علم (فرضیه و آزمون) برای علم جبرا به وجود آورده است، از پاسخگویی به یک سلسله مسائل اساسی جهان شناسی که خواه ناخواه برای ایدئولوژی پاسخگویی قطعی به آنها لازم است، قاصر است، از قبیل: جهان از کجا آمده است؟ به کجا می رود؟ ما در چه نقطه و موضع از مجموع هستی هستیم؟ آیا جهان از نظر زمانی، اول و آخر دارد یا ندارد؟ از نظر مکانی چطور؟ آیا هستی در مجموع خود صحیح است یا غلط؟ حق است یا پوچ؟ زشت است یا زیبا؟ آیا بر جهان سنتهای ضروری و لایتغیر حاکم است یا هیچ سنت غیرقابل تغییری وجود ندارد؟ آیا هستی در مجموع خود یک واحد زنده و باشعور است یا مرده و بی شعور، و وجود انسان یک استثناء و تصادف است؟ آیا موجود معدوم می شود؟ آیا معدوم موجود می شود؟ آیا اعاده معدوم ممکن است یا محال؟ آیا جهان و تاریخ عینا مو به مو ـ هرچند پس از میلیاردها سال ـ قابل تکرار است (نظریه دور و کور)؟ آیا به راستی وحدت حاکم است یا کثرت؟ آیا جهان تقسیم می شود به مادی و غیرمادی، و جهان مادی بخشی کوچک از مجموع جهان است؟ آیا جهان، هدایت شده و بیناست یا کور و نابینا؟ آیا جهان با انسان در حال داد و ستد است؟ آیا جهان در برابر نیکی و بدی انسان عکس العملی نیک و بد دارد؟ آیا پس از این حیات فانی یک حیات باقی وجود دارد؟ و امثال این پرسشها.
علم در پاسخ همه این پرسشها به «نمی دانم» می رسد، زیرا نمی توان اینها را آزمود. علم به مسائل محدود و جزئی پاسخ می دهد، اما از تصویر کلی جهان ناتوان است. با یک تمثیل مطلب را توضیح می دهیم:
ممکن است فردی درباره تهران اطلاعات منطقه ای و محلی داشته باشد، مثلاً جنوب تهران یا قسمتی از آن را دقیقا و مشخص بشناسد به طوری که بتواند از حافظه خودْ خیابانها و کوچه ها و حتی خانه های آن منطقه را رسم کند؛ دیگری منطقه دیگر را، سومی و چهارمی و پنجمی مناطق دیگر را به همین ترتیب بشناسند، به طوری که اگر اطلاعات همه آنها را جمع آوری نماییم نسبت به جزء جزءِ تهران اطلاع کافی به دست می آوریم. ولی آیا اگر تهران را این گونه شناختیم، تهران را از هر جهت شناخته ایم؟ آیا می توانیم به این وسیله یک تصویر کلی از تهران به دست آوریم که مثلاً آیا تهران در مجموع خود چه شکلی دارد؟ آیا به شکل دایره است، مربع است، به شکل برگ درخت است؟ برگ کدام درخت؟ منطقه ها با یکدیگر چه روابطی دارند؟ خطوط اتوبوسرانی که چند منطقه را به یکدیگر متصل می کند چه خطوطی است؟ آیا تهران در مجموع خود شهری زشت است یا زیبا؟ البته خیر.
اگر بخواهیم اطلاعاتی در این زمینه پیدا کنیم، اگر مثلاً بخواهیم بفهمیم شکل تهران چه شکلی است، آیا زشت است یا زیبا، سوار هواپیما می شویم و از بالا با یک دید کلی همه شهر را می بینیم.
این است که علم از پاسخ به اساسی ترین مسائلی که برای جهان بینی لازم است، یعنی برداشتهای کلی درباره مجموع و اندام جهان، ناتوان است.

نظرات کاربران درباره کتاب جهان‌بینی توحیدی

خیلی خوب
در 2 هفته پیش توسط ? ?