فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب نیستان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ششصد جرعه

کتاب ششصد جرعه
منتخب نهج البلاغه

نسخه الکترونیک کتاب ششصد جرعه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ششصد جرعه

زبان از وصف شخصیت و منزلت مولی الموحدین و أمیرالمؤمنین قاصر است و قلم در بیان عظمت نهج ‌البلاغه ناتوان. سوگمندانه باید پذیرفت که در پیروی از آن حضرت بسیار کوتاهی کرده‌ ایم و در آشنایی با کلمات انسان‌ ساز و گهربار نهج‌ البلاغه تقصیر داریم. اما می ‌توان به ‌قدر ظرفیت از این مائده آسمانی بهره برد و به‌ قدر معرفت، جرعه ‌هایی از دریای معارفش نوشید. انتخاب فرازه یی از متون دینی، راه مناسبی برای آشنا سازی دل‌ها و زنده ‌کردن جان هاست که پیشینه ای قابل توجه دارد. همان‌گونه که از عنوان برمی‌ آید این کتاب در صدد ارائه منتخب منظّمی از نهج ‌البلاغه است.

ادامه...

بخشی از کتاب ششصد جرعه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

زبان از وصف شخصیت و منزلت مولی الموحدین و امیرالمومنین قاصر است و قلم در بیان عظمت نهج­البلاغه ناتوان. سوگمندانه باید پذیرفت که در پیروی از آن حضرت بسیار کوتاهی کرده­ایم و در آشنایی با کلمات انسان­ساز و گهربار نهج­البلاغه تقصیر داریم.
اما می­توان به­قدر ظرفیت از این مائده آسمانی بهره برد و به­قدر معرفت، جرعه­هایی از دریای معارفش نوشید. انتخاب فرازهایی از متون دینی، راه مناسبی برای آشناسازی دل ها و زنده­کردن جان­هاست که پیشینه­ای قابل توجه دارد.
همان­گونه که از عنوان برمی­آید این کتاب در صدد ارائه منتخب منظّمی از نهج­البلاغه است. برخی از آثار قدیم و جدید که به استخراج موضوعات و جملات منتخب نهج­البلاغه پرداخته­اند عبارتند از:

۱. اختیار مصباح السالکین، اثر ابن میثم بحرانی، قرن هفتم هجری، به زبان عربی در ۶۸۶ صفحه، گزینشی مفصل و شرح مطالب به ترتیب نهج­البلاغه.
۲. بخشی از زیبایی های نهج البلاغه (ترجمه روائع نهج البلاغه)، اثر جرج جرداق، ترجمه محمدرضا انصاری، چاپ ۱۳۷۳ شمسی، به زبان فارسی در ۳۲۷ صفحه، ترجمه عبارات منتخب به همراه عناوین جدید بدون ترتیب الفبایی.
۳. پرتوی از نهج البلاغه، اثر محمود طالقانی، چاپ دوم ۱۳۷۴ شمسی، به زبان فارسی و عربی در ۷۲۴ صفحه، اشاره به سند، تاریخ، موضوع و شرح جملات برگزیده ۸۱ خطبه نخست نهج­البلاغه.
۴. تصنیف نهج البلاغه، اثر لبیب بیضون، چاپ سوم ۱۳۷۵ شمسی، به زبان عربی در ۹۹۹ صفحه، دسته­بندی موضوعی فرازهای منتخب در ۹ باب، ۴۸ فصل و ۴۲۵ موضوع با توضیح مختصر در ابتدای فصول.
۵. جلوه­های حکمت، اثر سیداصغر ناظم­زاده، چاپ دوم ۱۳۷۵ شمسی، به زبان فارسی در ۶۲۸ صفحه، دسته­بندی عبارت­های منتخب و ترجمه فارسی آنها در ۲۲۵ موضوع، بدون ذکر ماخذ.
۶. دُرر کلمات امیرمومنان، اثر احمد موسوی اصفهانی، ۱۳۲۲ قمری، به زبان فارسی در ۳۹ صفحه، جملات منتخب طبق حروف الفبا به همراه ترجمه فارسی منثور و منظوم.
۷. الدلیل علی موضوعات نهج البلاغه، اثر علی انصاریان، ۱۳۵۷ شمسی، به زبان عربی در ۱۰۹۸ صفحه، عبارت های منتخب در هفت فصل و ۱۳۲ موضوع بدون شرح یا ترجمه.
۸. سخنان علی(ع) از نهج البلاغه، اثر فضل الله کمپانی، ۱۳۵۳ شمسی، به زبان فارسی در ۴۹۴ صفحه، ترجمه جملات منتخب طبق ترتیب نهج­البلاغه بدون موضوع بندی جدید.
۹. شکوفه­های خرد، اثر ابوالقاسم حالت، ۶۰۱ صفحه، انتخاب ۱۲۰۱ جمله طبق ترتیب الفبا به همراه ترجمه فارسی و انگلیسی و یک رباعی برای هر یک.
۱۰. فرهنگ معارف نهج البلاغه، اثر محمد دشتی، به زبان فارسی در ۸۴۷ صفحه، بخش اول: آدرس­دهی موضوعات مهم نهج­البلاغه طبق حروف الفبا و بخش دوم: استخراج مهم ترین موضوعات طبق ترتیب نهج­البلاغه.
۱۱. فی ظلال نهج البلاغه، اثر محمدجواد مغنیه، ۱۳۹۳ قمری، به زبان عربی در ۴۸۶ صفحه، شرح عبارت های منتخب طبق ترتیب نهج­البلاغه.
۱۲. المعجم الموضوعی لنهج البلاغه، اثر اویس کریم محمد، چاپ اول ۱۳۶۶ شمسی، به زبان عربی در ۴۶۰ صفحه، جمله های منتخب در ۲۳ باب و ۶۰۷ موضوع بدون ترجمه.
۱۳. منتخب نهج البلاغه، اثر احمد علی بابایی، چاپ اول ۱۳۵۱ شمسی، به زبان فارسی در ۱۵۹ صفحه، ترجمه منظوم ۱۵۰ موضوع منتخب به همراه توضیحات مولف بدون اشاره به ماخذ.
۱۴. الهادی الی موضوعات نهج البلاغه، اثر علی مشکینی، ۱۳۶۳ شمسی، به زبان عربی در ۶۲۰ صفحه، دسته­بندی فرازهای منتخب طبق ترتیب الفبایی موضوعات و نشانی ماخذ.
۱۵. هزار گوهر، اثر سیدعطاءالله مجدی، چاپ پنجم ۱۳۷۵ شمسی، به زبان فارسی در ۴۲۱ صفحه، ترتیب ۱۰۰۲ جمله منتخب طبق حروف الفبا و یک رباعی در مورد هر یک.

چنان که ملاحظه شد برخی از این آثار به زبان عربی هستند و استفاده از آنها برای ناآشنایان به این زبان آسان نیست. آثاری که فارسی هستند یا به شرح و توضیح مطالب پرداخته اند یا افزودن اشعار و مطالب پژوهشی باعث شده یا به موضوعات کمی اشاره شود و یا حجم کتاب زیاد و استفاده روزمره از آن دشوار گردد.
بنابراین اهدافی که موجب تدوین این کتاب شد عبارتند از:

ا ) استخراج برخی از مهم ترین جملات نهج­البلاغه؛
ب ) تنظیم آن جملات بر اساس موضوع اصلی و فرعی؛
ت ) ترجمه روان و ساده­ای که برای عموم قابل استفاده باشد.(۱)

طبعاً این اثر مختصر ادعای پرداختن به تمام موضوعات نهج البلاغه را ندارد (چرا که مرحوم دشتی که سیزده هزار ریز موضوع را از نهج البلاغه استخراج و دسته بندی کرده نیز چنین ادعا نکرده اند) و نمی توان انتظار داشت که حقّ تمام موضوعات ادا شود یا پیام و موضوع دیگری از جملات منتخب برداشت نگردد.
همچنین عبارات بسیاری نیازمند شرح و توضیح است که باید با مراجعه به اساتید گران قدر و شرح های ارزشمندی که بحمدالله در دسترس هستند، پاسخ های مناسب را به دست آورد.
این نکته نیز باید در مورد تنظیم عناوین در نظر باشد که بسیاری از موضوعات، اصلی و فرعی هستند و چاره­ای نیست جز اینکه آنها را جداسازی کنیم. به عنوان مثال به این چهار جمله دقت کنید که همگی به نوعی مرتبط با «قرآن» هستند:

۱) لاتُخَاصِمْهُم بِالقُرآنِ فَاِنَّ القُرآنَ حَمّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ... وَ لکِن حَاجِجهُم بِالسُّنَّهِ فَاِنَّهُم لَن یَجِدُوا عَنهَا مَحِیصاً (نامه۷۷، س ۱)(۲)
۲) فَتَجَلّی لَهُم سُبحَانَهُ فی کِتَابِهِ مِنْ غَیرِ اَن یَکُونُوا رَاوهُ بِمَا اَرَاهُم مِنْ قُدرَتِهِ وَ خَوَّفَهُم مِن سَطوَتِهِ (خطبه۱۴۷، س ۲)(۳)
۳) یَعطِفُ الهَوَی عَلَی اُلهُدَی اِذَا عَطَفُوا الهُدَی عَلَی الهَوَی وَ یَعطِفُ الرَّای َ عَلَی القُرآنِ اذَا عَطَفُوا القُرآنَ عَلَی الرَّایِ (خطبه ۱۳۸، س۱)(۴)
۴) اِنَّ القُرآنَ ظَاهِرُهُ اَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لاتَفنَی عَجَائِبُهُ وَ لاتَنقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لاتُکشَفُ الظُّلُمَاتُ اِلاّ بِهِ (خطبه۱۸، س۶)(۵)

ملاحظه می­کنید که با وجود ارتباط هر چهار فراز با «قرآن کریم» نمی­توان همه را در یک محور اصلی طبقه­بندی نمود و مثلاً جمله نخست در بحث احتجاج و استدلال اعتقادی قرار می­گیرد، جمله دوم در موضوع خداشناسی و اثبات وجود پروردگار، جمله بعد مرتبط است با موضوع مهدویت و سیره آن حضرت و فقط عبارت چهارم است که می­تواند در موضوع اصلی «قرآن» طبقه­بندی شود.
بنابراین از خوانندگان محترم درخواست می­شود ضمن ارائه راهنمایی­ها و تذکر کاستی­ها، برای یافتن ریز موضوعات مطلوب، به فهرست تفصیلی پایان کتاب مراجعه فرمایند. همچنین جهت سهولت دستیابی، نسخه نهج­البلاغه دکتر صبحی صالح مبنای ارجاع مطالب قرار گرفته و همانند دو نسخه المعجم­المفهرس و مرحوم دشتی، به شماره سطرها نیز اشاره شده است.

له الحمد و المنّ
عید میلاد با سعادت امیرالمومنین (ع)
سیدمحسن طباطبایی
۲ اردیبهشت ۱۳۹۵

آخرت

۱. فَاِنَّ الغَایَهَ اَمَامَکُم وَ اَن وَرَاءَکُمُ السّاعَهَ تَحدُوکُم تَخَفَّفُوا تَلحَقُوا فَاِنَّمَا یُنتَظَرُ بِاَوَّلِکُم آخِرُکُم (خطبه۲۱، س۱)
قیامت در برابر شماست و مرگ همچنان شما را می راند. سبکبار شوید تا برسید؛ رفتگان در انتظار عقب­ماندگان هستند.

۲.... بَادِرُوا آجَالَکُم بِاَعمَالِکُم وَ ابتَاعُوا مَا یَبقَی لَکُم بِمَا یَزُولُ عَنکُم (خطبه۶۴، س۱)
با اعمال نیک خویش بر مرگتان پیشی گیرید (پیش از آنکه مرگ شما فرا رسد، اعمال نیک به جا آورید) و به وسیله چیزی که از دست شما می رود آنچه برای شما جاودان می ماند خریداری کنید.

اوصاف آخرت

۳. اِنَّ الیَومَ عَمَلٌ وَ لاحِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لاعَمَلَ (خطبه۴۲، س۳)
امروز وقت عمل است نه حساب و فردا وقت حساب است نه عمل.

۴. عِبَادَ اللهِ، زِنُوا اَنفُسَکُم مِن قَبلِ اَن تُوزَنُوا وَ حَاسِبُوهَا مِن قَبلِ اَن تُحَاسَبُوا وَ تَنَفَّسُوا قَبلَ ضِیقِ الخِنَاقِ وَ انقَادُوا قَبلَ عُنفِ السِّیَاقِ (خطبه۹۰، س۸)
ای بندگان خدا، پیش از آنکه مورد سنجش قرار گیرید، خود را بسنجید. قبل از آنکه شما را به حساب بکشند، حساب خود را برسید. تا راه نفَس گرفته نشده، دَم را غنیمت شمارید و پیش از آنکه به زور شما را حرکت دهند، خودتان راه بیفتید.

۵. وَ ذَلِکَ یَومٌ یَجمَعُ اللهُ فِیهِ الاوّلِینَ وَ الآخِرِینَ لِنِقَاشِ الحِسَابِ وَ جَزَاءِ الاَعمَالِ، خُضُوعاً، قِیَاماً، قَد اَلجَمَهُمُ العَرَقُ وَ رَجَفَت بِهِمُ الاَرضُ فَاَحسَنُهُم حَالاً مَن وَجَدَ لِقَدَمَیهِ مَوضِعاً وَ لِنَفسِهِ مُتّسَعاً (خطبه۱۰۲، س۱)
روزی است که خداوند همگان را برای رسیدگی به حساب و جزای کارهایشان جمع می کند. همه در حال خضوع به پا خیزند، عرق [از سر و رویشان فرو می ریزد و] اطراف دهانشان را احاطه کرده، لرزش زمین آنها را می لرزاند، خوشحال ترین افراد در آن روز کسی است که جای پائی یا محلی برای خود به دست آورد.

۶. فَاِنَّ اَمَامَکُم عَقَبَهً کَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَهً مَهُولَهً لابُدَّ مِنَ الوُرُودِ عَلَیهَا وَ الوُقُوفِ عِندَهَا (خطبه۲۰۴، س۱)
گردنه های سخت و دشوار و منزل های خوفناکی در پیش دارید که باید در آنها فرود آئید و توقف کنید.

۷. فَلَیسَ بَعدَ المَوتِ مُستَعتَبٌ وَ لا اِلَی الدُّنیَا مُنصَرَفٌ (نامه۳۱، س۶۳)
پس از مرگ عذری پذیرفته نمی شود و راه بازگشتی به دنیا وجود ندارد.

وعظ و هشدار

۸. رَحِمَ اللهُ امرَاً تَفَکَّرَ فَاعتَبَرَ وَ اعتَبَرَ فَاَبَصَر فَکَاَنَّ مَا هُوَ کَائِنٌ مِنَ الدُّنیَا عَن قَلِیلٍ لَم یَکُن وَ کَاَنَّ مَا هُوَ کَائِنٌ مِنَ الآخِرَهِ عَمّا قَلِیلٍ لَم یَزَل (خطبه۱۰۳، س۳)
رحمت خدا بر کسی که فکر کند و عبرت گیرد و بینا شود. به زودی خواهید دانست که گویا آنچه اکنون از دنیا موجود است اصلاً نبوده و آنچه از آخرت است همواره خواهد بود.

۹. مَا بَالُکُم تَفرَحُونَ بِالیَسیرِ مِنَ الدُّنیَا تُدرِکُونَهُ وَ لایَحزُنُکُمُ الکَثِیرُ مِنَ الآخِرَهِ تُحرَمُونَهُ؟! (خطبه۱۱۳، س۸)
شما را چه شده که با رسیدن به مقدار کمی از دنیا خوشحال می شوید، ولی محروم شدن از [ثواب] فراوان آخرت شما را محزون نمی کند؟!

۱۰. عِبَادَ اللهِ الآنَ فَاعلَمُوا وَ الالسُنُ مُطلَقَهٌ وَ الابدَانُ صَحِیحَهٌ وَ الاَعضَاءُ لَدنَهٌ وَ المُنقَلَبُ فَسِیحٌ وَ المَجَالُ عَرِیضٌ قَبلَ اِرهَاقِ الفَوتِ وَ حُلُولِ المَوتِ (خطبه۱۹۶، س۳)
ای بندگان خدا، الآن به هوش باشید! اکنون که زبان ها آزاد، بدن ها سالم، اعضا و جوارح آماده، رفت و آمد آسان و مجال وسیع است (به هوش باشید) پیش از آنکه فرصت از دست برود و مرگ فرا رسد.

۱۱. فَمَن اَقرَبُ الَی الجَنَّهِ مِن عَامِلِهَا؟ وَ مَن اَقرَبُ الَی النَّارِ مِن عَامِلِهَا؟ (نامه۲۷، س۸)
چه کسی به بهشت نزدیک تر است از کسی که برای بهشت کار می کند و چه کسی به آتش نزدیک تر از کسی است که برای جهنم کار می کند؟!

عذاب آخرت

۱۲. اتّقُوا نَاراً حَرُّهَا شَدِیدٌ وَ قَعرُهَا بَعِیدٌ وَ حِلیَتُهَا حَدِیدٌ وَ شَرَابُهَا صَدِیدٌ. (خطبه۱۲۰، س۳)
از آتشی بپرهیزید که حرارتش شدید است و عمقش زیاد، زیور آن غل و زنجیر آهنین است و آشامیدنی اش آب جوشان.

۱۳. اعلَمُوا اَنّهُ لَیسَ لِهذَا الْجِلدِ الرَّقِیقِ صَبرٌ عَلَی النّارِ فَارحَمُوا نُفُوسَکُم فَاِنَّکُم قَد جَرَّبتُمُوهَا فی مَصَائِبِ الدُّنیَا (خطبه۱۸۳، س۱۵)
بدانید که این پوست نازک [بدن] طاقت آتش ندارد، پس به خودتان رحم کنید، چرا که ضعف خویش را در مصائب دنیا آزموده اید.

احتجاج

امامت

۱۴. لَو کَانَتِ الاِمَامَهُ فِیهِم لَم تَکُنِ الوَصِیَّهُ بِهِم. (خطبه۶۷، س۱)
اگر امامت و رهبری حق انصار بود، توصیه کردن درباره آنان معنی نداشت.(۶)

توحید

۱۵. لَو کَانَ لِرَبّکَ شَرِیکٌ لاَتَتکَ رُسُلُهُ (نامه۳۱، س۴۵)
اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگان او نیز به سوی تو می آمدند.

حق و باطل

۱۶. اَرَایتَ لَو اَن الَّذِینَ وَراءَکَ بَعَثُوکَ رَائِداً تَبتَغی لَهُم مَسَاقِطَ الغَیثِ فَرَجَعتَ اِلَیهِم وَ اَخبَرتَهُم عَنِ الکَلاَ وَ المَاءِ فَخَالَفُوا الَی المَعَاطِشِ وَ المَجَادِبِ مَا کُنتَ صَانِعاً؟ قَالَ کُنتُ تَارِکَهُم وَ مُخَالِفَهُم اِلَی الکَلاِ وَ المَاءِ فَقَالَ (ع) فَامدُد اذاً یَدَکَ (خطبه۱۷۰، س۱)
اگر دوستانت تو را می­فرستادند که محل ریزش باران را برایشان بیابی، سپس به سوی آن ها باز می گشتی و از مکان سبزه و آب آگاهشان می کردی، اگر با تو مخالفت می کردند و به سرزمین های خشک و بی آب و علف می­رفتند تو چه می کردی؟ گفت: آنها را رها می ساختم و به جائی که آب و گیاه بود می رفتم. امام فرمود: پس دستت را دراز کن و بیعت نما.(۷)

دشنام

۱۷. اِنِّی اَکرَهُ لَکُم اَن تَکُونُوا سَبّابِینَ وَلَکِنَّکُم لَو وَصَفتُم اَعمَالَهُم وَ ذَکَرتُم حَالَهُم کَانَ اَصوَبَ فی القَولِ وَ اَبلَغَ فی العُذرِ (خطبه۲۰۶، س۱)
من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید،(۸) اما اگر کردارشان را یادآور می شدید و گمراهی و کارهای ناشایست آنان را بر می شمردید به حقیقت نزدیک تر و در عذرخواهی رساتر بود.(۹)

قرآن

۱۸. لاتُخَاصِمهُم بِالقُرآنِ فَاِنَّ القُرآنَ حَمّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ وَ لکِن حَاجِجهُم بِالسُّنَّهِ فَاِنَّهُم لَن یَجِدُوا عَنهَا مَحِیصاً (نامه۷۷، س ۱)
با آیات قرآن با آنها بحث نکن، چرا که قرآن (برای این لجوجان) تاب معانی مختلف و امکان تفسیرهای گوناگون دارد. تو چیزی می گوئی و آنها چیز دیگر (و سخن به جائی نمی رسد) با سنت پیامبر (ص) با آنها احتجاج کن که در برابر آن پاسخی نخواهند یافت.(۱۰)

اسلام

ارکان ایمان

۱۹. الاِیمَانُ مَعرِفَهٌ بِالقَلبِ وَ اقرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالارکَانِ. (حکمت ۲۲۷)
از امام (ع) درباره ایمان سوال شد فرمود: ایمان، شناخت با دل، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح است.

۲۰. الاِیمَانُ اَن تُوثِرَ الصِّدقَ حَیثُ یَضُرُّکَ عَلَی الکَذِبِ حَیثُ یَنفَعُکَ وَ اَلاّ یکونَ فی حَدِیثِک فَضْلٌ عَنْ عَمَلِک وَ اَن تَتَّقِی اللهَ فی حَدِیثِ غَیرِک. (حکمت ۴۵۸)
ایمان آن است که صداقتی که به تو زیان می رساند، بر دروغی که سود دارد مقدم داری و این که گفتارت بیش از عملت نباشد و دیگر این که هنگام سخن درباره دیگری از خدا بترسی.

نظرات کاربران درباره کتاب ششصد جرعه