فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درس پارسایی

کتاب درس پارسایی

نسخه الکترونیک کتاب درس پارسایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درس پارسایی

بی‌شک یکی از اساسی‌ترین مفاهیمی که در تمامی ادیان به ویژه در اسلام مورد توجه و تأکید قرار گرفته، مفهوم «تقوا» است. در قرآن کریم بیش از ۲۵۰بار واژۀ تقوا و مشتقاتش به‌کار رفته و در بیش از ۸۰بار امر به مراعات تقوا شده و آثار فردی و اجتماعی بسیاری برای آن معرفی شده است. بر این اساس، جامعه‌ای دینی‌تر و به مقاصد شریعت نزدیک‌تر است که رایحۀ تقوا از در و دیوار آن به مشام برسد و روح پارسایی و خداترسی در کالبد زندگی فرد و اجتماع دمیده شده باشد. اما با دردمندی باید گفت این کیمیای سعادت در جوامع بشری، حتی در جوامعی که داعیۀ دینداری دارند، بسیار کمیاب بلکه چون کبریت احمر است. مدعیان آن بسیار و دارندگان آن اندک‌اند. تجربۀ انقلاب اسلامی نیز نشان داد که جز در سایۀ پرهیزگاری و پارسایی نمی‌توان به آرمان‌های بزرگ دینی دست یافت و به ساختن جامعه‌ای اسلامی و الهی توفیق حاصل کرد. اگر تقوا نباشد ادعاها همه پوچ و بی‌اساس و شعارها همه فریب و نیرنگ است. آرمان دینی تنها در بستری از پرهیزگاری و پاکی می‌بالد و می‌شکفد. البته بین تقوای حقیقی و تقوای سطحی و ظاهری تفاوت زیاد است. اولی چون میوه‌ای است که بر درخت ایمان می‌روید، و دوّمی چون کفی است که بر روی آب می‌نشیند.

ادامه...

بخشی از کتاب درس پارسایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

بی شک یکی از اساسی ترین مفاهیمی که در تمامی ادیان به ویژه در اسلام مورد توجه و تاکید قرار گرفته، مفهوم «تقوا» است. در قرآن کریم بیش از ۲۵۰بار واژه تقوا و مشتقاتش به کار رفته و در بیش از ۸۰بار امر به مراعات تقوا شده و آثار فردی و اجتماعی بسیاری برای آن معرفی شده است. بر این اساس، جامعه ای دینی تر و به مقاصد شریعت نزدیک تر است که رایحه تقوا از در و دیوار آن به مشام برسد و روح پارسایی و خداترسی در کالبد زندگی فرد و اجتماع دمیده شده باشد. اما با دردمندی باید گفت این کیمیای سعادت در جوامع بشری، حتی در جوامعی که داعیه دینداری دارند، بسیار کمیاب بلکه چون کبریت احمر است. مدعیان آن بسیار و دارندگان آن اندک اند. تجربه انقلاب اسلامی نیز نشان داد که جز در سایه پرهیزگاری و پارسایی نمی توان به آرمان های بزرگ دینی دست یافت و به ساختن جامعه ای اسلامی و الهی توفیق حاصل کرد. اگر تقوا نباشد ادعاها همه پوچ و بی اساس و شعارها همه فریب و نیرنگ است. آرمان دینی تنها در بستری از پرهیزگاری و پاکی می بالد و می شکفد. البته بین تقوای حقیقی و تقوای سطحی و ظاهری تفاوت زیاد است. اولی چون میوه ای است که بر درخت ایمان می روید، و دوّمی چون کفی است که بر روی آب می نشیند. اولی از عمق وجود آدمی سر برمی کشد و سرتاسر سرزمین هستی انسان را فرامی گیرد، دومی پدیده ای سطحی و قشری است که جز ظواهر رفتار آدمی را دربر نمی گیرد. اولی برخضوع و افتادگی آدمی می افزاید و خشوع قلبی می آفریند، دومی منیت و غرور تقدّس به ارمغان می آورد که از هر بی تقوایی دیگر بدتر و مذموم تر است. گرچه مراعات ظواهر نیز داخل در مفهوم تقواست و نمی توان آن را نادیده گرفت چراکه همراهی و هماهنگی ظاهر و باطن امری لازم و ضروری است، اما به طور قطع در آن خلاصه نمی شود. تنها آراستن ظاهر و رعایت پاره ای آداب و فراهم آوردن ظاهری دینی و امثال آن به معنای پارسا بودن نیست. با منیت ها و خودخواهی ها درافتادن و قدم بر روی نفس سرکش گذاشتن و در پیکار درون، خصم باطن را مغلوب خود ساختن و آب خویشتن داری بر آتش شهوات و امیال حیوانی پاشیدن و... لازمه دستیابی به تقوایی است که قرآن کریم آن را بهترین زاد و توشه ای می داند که موجب نجات و رستگاری آدمی است:

وَتَزَوَّدُوا فاِنّ خیرَالزّادِ التقوی (بقره، ۱۹۷)
و توشه برگیرید (و بدانید) که بهترین توشه تقواست.

اما تحصیل چنین تقوای حقیقی بی تردید کاری سهل و آسان نیست بلکه امری سترگ است و هرکس به اندازه ای که در توان دارد، مامور به تحصیل آن است. مربیانی شایسته و کارآزموده و راهنمایانی دلسوز و پاک نهاد لازم است تا پرتو چنان فضیلتی را در دل های آدمیان بپراکنند و قلوب مستعده را به روشنایی آن روشن سازند. این مهم از تعلیم و تربیت های سطحی و بی اثر که در آن چه بسا مربی محتاج تر از متربی به اصلاح خویش است، برنمی آید و آبی از این آتش گرم نمی شود. در انتظار گشایشی از سوی این اقداماتِ به اصطلاح تربیتی نشستن و امید به تعلیم و تربیت های رسمی بستن، جز تلف کردن عمر و دل به امری ناممکن سپردن چیز دیگری نیست همچنان که تا به امروز نیز کسی میوه ای از این درخت نچیده و حاصلی از این شوره زار برنگرفته است!
آنان که به حقیقت «درس پارسایی» به مردم داده اند، کسانی بوده اند که قبل از همه خود قبای زیبای تقوا را بر تن کرده و الگویی زنده و پویا از پارسایی و پرهیزگاری ارائه کرده اند. آنان گام اول را بر دل خویش نهاده و پیروزمندان عرصه پیکار با نفس سرکش بوده اند. دیگران را خطاب قراردادن و خود را به فراموشی سپردن شیوه این رادمردان نبوده است. آن ها عملاً نشان داده اند هر درسی که می دهند و هر دعوتی که می کنند به ناکجاآباد نیست، درختی است که در عمل باروبر داده است.
در راس این مردان بزرگ، شخصیت های آسمانی قرار دارند که الگوی حقیقی تقوا را در قالب زندگی و اعمال و رفتار خود به همه جویندگان ارائه کرده اند. در این میان، کسی که رفتار و گفتارش بر تارک تاریخ می درخشد و زندگی عملی اش به گونه ای حیرت انگیز ترجمان تقوا و «درس پارسایی» است، امام علی بن ابی طالب (ع) است. کسانی که با زندگی او آشنایی دارند، می دانند که او به طور قطع بزرگ ترین معلم پارسایی در جهان ما و بزرگ ترین قهرمان این میدان است. مروری بر تاریخچه زندگانی او وآثار برجای مانده از او نشان می دهد که او مجسمه تقوا و پارسایی بود و عظمت روحی حاصل از تقوای بی نظیر در تمامی گفتار و کردار او موج می زد. نه یک یا چند عرصه از شخصیت او، که تمامی عرصه های وجودی او حکایت از تقوایی بی بدیل دارد که مورد اعتراف هر دوست و دشمنی است. ما در این دفتر کوشیده ایم دامنی از گل های زیبا، از خرمن شخصیت او، تا آن جا که توانسته ایم و تا آن جا که مجال محدود این نوشته اجازه می داد، برچینیم اما هرگز این داعیه را نداشته ایم که توان شناخت آن مردِ مردان را، آنچنان که هست و آنچنان که باید، داریم چراکه این مهم در توان امثال صاحب این قلم نیست، امّا گفته اند مالَم یدرَک کلُّه لَم یتْرَک کلُّه اگرچه همه را نتوان به وصف کشید، بالمرّه نمی توان از آن چشم پوشید.

آب دریا را اگر نتوان کشید 
هم به قدر تشنگی باید چشید

این دفتر قبلاً به درخواست «دانشنامه امام علی (ع)» فراهم آمد و در اختیار آن دانشنامه وزین قرار گرفت و در جلد چهارم آن به چاپ رسید. اینک برای تعمیم فایده، پس از ویرایشی مجدد و افزودن مطالب جدید بر آن به صورت مستقل به چاپ می رسد. نگارنده بر آن بود که بیش از این به تکمیل و تفصیل آن همت بگمارد ولی اشتغالات دیگر اجازه آن را نداد. در هر حال، امید آن که همگی با چنگ زدن بر دامان آن امام همام بتوانیم گام هایی استوار در صراط مستقیم ایمان و تقوا برداریم.

مولف
خرداد ۱۳۹۲

تقوا

تقوا، اسم مصدر از ماده «وقایه» به معنای حفظ و نگهداری خود از ضرر و خطر است.(۱) در مفهوم تقوا «ترس» نهفته نیست، اما چون حفظ و صیانت، زمانی معنا پیدا می کند که خوف از ضرر و خطری در میان باشد، آن را معمولاً به معنای خوف به کار می برند. مثلاً اتّقواالله را «از خدا بترسید» ترجمه می کنند، و مراد این است که از عذابی که از سوی خدا متوجه شما می شود، اجتناب ورزید. بنابراین کاربرد کلمه تقوا در معنای ترسیدن، در واقع استعمال کلمه در معنای التزامی آن است.
در عرف شریعت، خطری که آدمی باید خویشتن را از آن نگاه دارد، خطری است که سعادت ابدی او را تهدید می کند یا نقصانی در آن پدید می آورد. (۲)

مراتب تقوا

سعادت جاودانی انسان، مراتب و درجاتی دارد، و از همین رو تقوا نیز دارای مراتب و درجاتی است:

۱. اولین مرتبه تقوای دینی و الهی، پرهیز از گناهان است؛ زیرا گناهان، بزرگ ترین خطر برای سعادت ابدی انسان اند و چون فروگذاردن واجب نیز گناه است، پس عمل به واجبات و ترک محرمات، نخستین مرتبه از مراتب تقوا است:

المُتّقی مَنِ اتّقَی الذُنوبَ(۳)
پارسا کسی است که از گناهان بپرهیزد.

یعنی، هیچ امری را فرونگذارد و هیچ نهیی را مرتکب نشود. در این جا باید از این نکته غفلت نکرد که مراعات واجبات و محرمات کاری نه چندان سهل و آسان است که بتوان به سادگی به این هدف دست یافت. دامنه واجبات و محرمات بسی گسترده است و منحصر در چند حکم نیست. گاه تشخیص مصادیق آن ها امری دشوار و نیازمند دقت و هوشیاری است. به عنوان نمونه، یکی از احکام کلّی در رابطه با دیگران حرمت آزار مومن است اما این که مصادیق این آزار چیست، بدون برخورداری از بصیرت های لازم ممکن نیست و از این رو چه بسیارند کسانی که دیگران مدام از دست و زبان آن ها در رنج و آزارند امّا آنان خود را معاف و مصون از مسئولیت می شناسند و چه بسا به داشتن تقوایی هرچند سطحی و ظاهری بر خود می بالند.
واقعاً اگر همه مصادیق آزار دیگران را بشناسیم و در عمل از آن دوری بجوئیم، زندگی اجتماعی ما چه رنگ و بویی به خود خواهد گرفت؟ پس در باب واجبات و محرمات تنها به عناوین مشهوری چون شرب خمر و زنا و ربا و امثال آن بسنده کردن و از بقیه عناوینی که ظاهراً در چشم نمی آیند، مانند حرمت اسراف، تضییع حقوق دیگران و حرمت رنجاندنِ غیر و امثال آن را از نظر دور داشتن، ما را نه به تقوای واقعی بلکه به شبحی از تقوا راضی و خشنود می سازد و حوزه وسیعی از مسئولیت های دینی را مغفول می دارد. با توجه به این گستردگی و ظرافت در تشخیص واجبات و محرّمات، اگر کسی حقاً موفق به مراعات آن ها شود و از گناه و معصیت دوری گزیند، توانسته است قدم اساسی را در راه تقوا بردارد و زندگی پاک و حیات طیبه را تجربه کند.

نظرات کاربران درباره کتاب درس پارسایی