فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشنایی با قرآن

کتاب آشنایی با قرآن
تفسیر سوره‌های صف، جمعه، منافقون، تغابن

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آشنایی با قرآن

جلد هفتم مجموعه آشنایی با قرآن مشتمل است بر تفسیر سوره‌های مبارکه صف، جمعه، منافقون و تغابن توسط شهید آیت‌اللّه‌ مطهری، تا حدی که نوارهای آنها موجود بوده است. این مجلد نیز همچون سایر مجلدات از محتوایی غنی و بیانی روان برخوردار است. در این شماره، به تناسب آیات، برخی موضوعات اجتماعی سیاسی مانند نماز جمعه و مسئله نفاق مورد بحث قرار گرفته است.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.47 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آشنایی با قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

بسمه تعالی
جلد هفتم مجموعه آشنایی با قرآن مشتمل است بر تفسیر سوره های مبارکه صف، جمعه، منافقون و تغابن توسط شهید آیت اللّه مطهری، تا حدی که نوارهای آنها موجود بوده است. شرح این جلسات تفسیر در مقدمه جلد پنجم این مجموعه ذکر شده است. این مجلد نیز همچون سایر مجلدات از محتوایی غنی و بیانی روان برخوردار است. در این شماره، به تناسب آیات، برخی موضوعات اجتماعی سیاسی مانند نماز جمعه و مسئله نفاق مورد بحث قرار گرفته است. همچنین بر خلاف مجلدات قبلی، فهرستهای آیات قرآن کریم، احادیث و غیره در آخر کتاب اضافه شده است.
از خداوند متعال توفیق بیشتر برای نشر مجلدات بعدی این مجموعه خواستاریم.

۲۲ بهمن ۱۳۷۷

تفسیر سوره صف

۱

بسم اللّه الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعالَمینَ وَ الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلی عَبْدِاللّه وَ رَسولِهِ وَ حبیبِهِ وَ صَفِیهِ سَیدِنا وَ نَبِینا وَ مَوْلانا اَبِی الْقاسمِ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله وَ عَلی آلِهِ الطَّیبینَ الطاهِرینَ الْمَعْصومینَ اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ:

وَ اِذْ قالَ عیسی ابْنُ مَرْیمَ یا بَنی اِسْرائیلَ اِنّی رَسُولُ اللّهِ اِلَیکمْ مُصَدِّقا لِما بَینَ یدَیَّ مِنَ التَّوْراهِ وَ مُبَشِّرا بِرَسولٍ یاْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ اَحْمَدُ فَلَمّا جاءَهُمْ بِالْبَیناتِ قالوا هذا سِحْرٌ مبینٌ * وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنِ افتری عَلَی اللّهِ الْکذِبَ وَ هُوَ یدْعی اِلَی الاْسلامِ وَ اللّهُ لایهدِی الْقوْمَ الظالِمینَ * یریدُونَ لِیطْفِئوا نورَ اللّهِ باَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَوْ کرِهَ الْکافِرونَ * هُوَ الَّذی اَرْسلَ رَسولَهُ بِالْهدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ(۱).

دو رکن رسالت عیسی علیه السلام

درباره این آیات کریمه بحث می کردیم(۲) و گفتیم که حضرت عیسی بن مریم، عیسای مسیح، پیامی که برای مردم آورد دو نکته بیشتر نبود. یکی تایید تورات بود؛ می فرمود: من نیامده ام که چیزی از تورات کم کنم یا زیاد کنم. همان طور که قرآن مجید نقل کرده، حضرت عیسای مسیح قسمت خیلی کمی از احکام شریعت حضرت موسی را تغییر داد، یعنی ایشان پیغمبر صاحب شریعت بود نه اینکه صاحب شریعت نبود، ولی شریعت او اختلاف کمی با شریعت موسی داشت و لهذا خود را مصدّق تورات، کسی که برای تایید تورات آمده است، یعنی برای این نیامده است که این کتاب را به کلی نفی کند [ معرفی کرد]. نکته دیگر اینکه می فرمود به عنوان مبشّر آمده، یعنی خودِ بشارت، رسالت حضرت عیسای مسیح بوده است.
توضیح اینکه یک وقت است که پیغمبری در ضمن تعلیماتش، مبشر هم هست، یعنی بشارت هم می دهد به پیغمبری که بعد از او می آید یا مثلاً با اسلام نبوت پایان یافته است، ولی مسئله بشارت ظهور حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه مطرح شده است. البته جزء تعلیمات اسلامی، این مطلب هم هست، اما نه این است که پیغمبر ما آمده است برای دادن این بشارت، که اصلاً رکن رسالت پیغمبر این بشارت باشد. حضرت مسیح رکن رسالتش بشارت بوده، یعنی درواقع عیسای مسیح یک رکن رسالتش جنبه پیشقراولی و جنبه مقدّمی بوده است برای پیغمبری که بعد از او می آید و اوست که جهان باید منتظر او باشد و اوست که آن شریعت را می آورد. این مطلبی است که قرآن با یک لطافت مخصوص بیان کرده است و ما به حکم اینکه قرآن برای حضرت عیسای مسیح عظمت و جلالت قائل است، برای ایشان جلالت قائل هستیم و او را یکی از پنج پیغمبر بسیار بزرگ عالم می شماریم ولی در عین حال این نکته باید مشخص باشد که عیسی علیه السلام همین دو جنبه را داشت: مصدِّق و موید تورات بود با تغییرات بسیار کمی: «وَ لاِءُحِلَّ لَکمْ بَعْضَ الَّذی حُرِّمَ عَلَیکمْ»(۳) و دیگر اینکه مبشِّر بود؛ آمده ام برای اینکه به شما آمدن پیامبری را که بعد از من خواهد آمد نوید دهم و لهذا تواریخ در این جهت اتفاق دارند و فرنگیها هم این مطلب را قبول دارند که دوره ماموریت حضرت عیسای مسیح برای ابلاغ رسالت، بسیار کوتاه بوده است. حضرت عیسی همان طور که خود مسیحیها هم اعتراف دارند تا سی سالگی رسالت خود را هیچ ابراز نکرد و در سی سالگی رسالت خود را ابراز کرد. بعد یا در سی و سه سالگی به قول بعضی و یا در سی و شش سالگی و حداکثر سی و هفت سالگی، عیسی به قول آنها کشته شد؛ می گویند بعد از سه سال و یا شش سال و یا هفت سال کشته شد. عیسای مسیح دوره زیادی نداشت، علتش این است که تعلیمات زیادی نداشت که دوره زیادی بخواهد؛ آمده بود برای تصدیق و تایید تورات و برای اصلاح مردم براساس شریعت موسی و بعد هم برای همین بشارت، و لهذا نام کتاب عیسی علیه السلام (انجیل)(۴) در اصل افاده معنای بشارت می کند. از اینجا می توان فهمید که چقدر مسئله بشارت در رسالت عیسی علیه السلام اساسی بوده و رکن رسالت ایشان بوده که اصلاً اسم کتاب ایشان «بشارت» است که همان جنبه مقدمیت را می رساند.
آیه هم درست همین مطلب را می فهماند که حضرت عیسی علیه السلام که آمد اساس تعلیماتش این دو امر بود: احیای شریعت موسی علیه السلام و تایید تورات و اصلاح بنی اسرائیل براساس تعلیمات تورات، و دیگر بشارت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله.
«وَ اذْ قالَ» یاد کن یا ذکر کن آنگاه که عیسی پسر مریم خطاب به بنی اسرائیل گفت: «انّی رَسولُ اللّه الَیکمْ» من فرستاده خدا هستم به سوی شما، در حالی که «مُصدِّقَا لِما بَینَ یدَیَّ مِنَ التَّوْراهِ» تایید و تصدیق می کنم کتابی که قبل از من آمده است که آن تورات است؛ کتاب موسی و شریعت او را تصدیق و تایید می کنم درحالی که مبشر و نویددهنده به پیامبری هستم که بعد از من می آید و نام او احمد صلی الله علیه و آله است.
اینجا گفتار حضرت عیسی تمام می شود و دیگر کلام خود قرآن است: «فَلَمّا جاءَهُمْ بِالْبَیناتِ قالوا هذا سِحْرٌ مبینٌ». با این همه بشارتی که عیسی به بنی اسرائیل یعنی یهودیها داده بود، وقتی که احمد صلی الله علیه و آله با دلایل بسیار روشن آمد، گفتند: گفتار این فرد یک جادوی آشکار است.
در آن هفته عرض کردم که در انجیل، مخصوصا در انجیل یوحنّا، [ این بشارت]، مکرر و با عبارات مختلف آمده است و عرض کردم که حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در مجمعی که مامون تشکیل داده بود، همین موضوع را در مباحثه ای یادآوری کردند.
اخیرا تحقیقاتی شده است از طرف خود فرنگیها و از طرف بعضی از مسلمینی که در این قضایا مطالعه داشته اند، راجع به بشارتهایی که در کلمات حضرت عیسی یا پیغمبران دیگر آمده است، و مخصوصا همان طور که در هفته پیش گفتم، بعضی از علمای مسیحی که اطلاعات بسیار عمیقی در مسیحیت داشتند و بعد مسلمان شدند، این اطلاعات را دراختیار مسلمین قرار دادند که گفتیم در میان کتابها ـ البته من اطلاعاتم در این زمینه آنقدر زیاد نیست ـ تا آنجا که ما اطلاع داریم آن که از همه بهتر است همین کتاب انیس الاعلام فخرالاسلام است. فخرالاسلام یک عالم بزرگ مسیحی بوده و بعد مسلمان شده و یک مسلمان بسیار مخلصی است و به زبان عبری و سریانی هم ظاهرا آشنا بوده است. او متن این بشارتها را به آن زبانهای اولی نقل می کند.
برای اینکه ذکر خیری از مرد دیگری هم که در این زمینه خیلی خدمت کرد، ولی مجهول القدر ماند، شده باشد عرض می کنیم که در زمان نزدیک به ما که شاید امثال ما هم آن زمان را درک نکرده باشیم، در عتبات عالمی بوده به نام شیخ جواد بلاغی. مرحوم شیخ جواد بلاغی از آن افراد استثنایی است که برای خدمت از مسیر عمومی خارج می شوند.

فداکاری علمی در حوزه های علمیه

این نکته را توجه داشته باشید که خیلی وقتها افرادی وقتی که می خواهند کاری انجام بدهند که آن کار خدمت است، اگر از مسیر عمومی کارهای حوزه های علمیه خارج باشد، این مساوی است با خرد شدن و از بین رفتن آنها و این جریانات به هر حال هست. در حوزه های علمیه اگر کسی در رشته فقه و اصول کار کند و استعداد زیادی داشته باشد به مقامات عالیه ای می رسد و مردم هم از او تقدیر و تجلیل می کنند، و اخیرا رشته های علوم عقلی مثل فلسفه هم تا حدودی چنین حالتی پیدا کرده است. ولی از این حدود اگر خارج شود هر اندازه هم خدمت عظیم و بزرگ باشد دیگر جز یک فداکاری هیچ چیز دیگری نمی تواند باشد. ما نمونه اش را دیده ایم که چقدر افرادی از بین رفتند، البته نه خودشان بلکه از نظر اجتماع.
ما ابتدا از کسی نام می بریم که ایشان البته به جهت دیگری نه تنها از بین نرفته، الحمدللّه یک شخصیت بزرگ اجتماعی است یعنی استاد خودمان علامه طباطبایی. این مرد بزرگ از آن استعدادهای فوق العاده است و در همه رشته های علوم اسلامی کار کرده و زیاد هم کار کرده است. ایشان احساس کرد که ما از نظر تفسیر خیلی جای خالی داریم و در این زمینه احتیاج داریم. ولی تفسیر یک علمی است که اگر کسی چهل سال هم روی آن کار کند هیچ وقت اجتماع برایش قدری قائل نیست. ایشان بیست سال تمام زحمت کشید تا اینکه این تفسیر المیزان را در بیست جلد نوشت. در مورد وضع مالی ایشان در جوانی، چون الحمدللّه فعلاً مستغنی است(۵) می گویم که در سالهای اولی که من به تهران آمده بودم ایشان گاهی از من پنج یا شش تومان پول قرض می گرفت. حالا چنانکه گفتم الحمدللّه مستغنی است و خیال هم نمی کنم در همه ایام سال پیش بیاید که یک نفر هدیه ای به منزل این مرد ببرد. ولی خدمتی کرده که گرچه الآن تا حدودی شناخته شده است و از ایشان تقدیر می شود ولی تدریجا بهتر شناخته خواهد شد. آقای بروجردی مسلّما صد سال دیگر فراموش می شود ولی آقای طباطبایی صد سال دیگر خیلی اهمیت بیشتری از حالا خواهد داشت، چون اثری به وجود آورده است که او را زنده نگه می دارد.
همین حضرت آقای خویی که الان مرجع تقلید هستند، ایشان مدتی در نجف درس تفسیر شروع کردند و یک جلدش هم از چاپ بیرون آمده به نام البیان که یک مقدمه ای است. این کتاب نشان می دهد این مرد چقدر در این کار استعداد دارد، ولی ای کاش ادامه می دادند، ولی ادامه ندادند. در یک سخنرانی گفته ام که یکی از علمای تهران وقتی با ایشان صحبت کرده بود، گفته بود: دیگر نمی توانم، دارم از بین می روم. طلبه های فاضلی که تا دیروز به درس من می آمدند دیگر نمی آیند. از ایشان پرسیده بود پس آقای طباطبایی چطور در قم این کار را کردند؟ ایشان پاسخ داده بود: ایشان تضحیه کردند یعنی خودشان را قربانی کردند.

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با قرآن