فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب نیستان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زمزمه‌های چرنوبیل

کتاب زمزمه‌های چرنوبیل
تاریخ شفاهی

نسخه الکترونیک کتاب زمزمه‌های چرنوبیل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زمزمه‌های چرنوبیل

روز ۲۵ و ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ سیستم ایمنی رآکتور شماره چهار چرنوبیل برای انجام آزمایشی، غیر‎فعال و کندکننده‌های نوترون از آن خارج شد. در نتیجه این اقدام، رآکتور بدون کندکننده مناسب، از کنترل خارج شد و دیگر امکان کنترل رآکتور نبود و دمای آن به بیش از حرارت خروجی طرح‎ریزی‌ شده رسید. در این زمان، با وجود نبود میله‌های کنترل‎کننده، قدرت در داخل منطقه فعال نیروی رآکتور به ۷ درصد افزایش یافت. در ساعت ۱:۲۴ بامداد ۲۶ آوریل اولین انفجار، پوشش ۱۰۰۰ تنی بالای رآکتور را بلند و راه را برای خروج مقدار زیادی بخار آب هموار کرد و این مقدمه‌ای برای انفجار دوم بود که ناشی از هیدروژنی بود که احتمالا، حاصل ترکیب بخار آب لوله‌های ترکیده و زیرکونیوم و یا حتی گرافیت هسته رآکتور بود. انفجار دوم، سقف رآکتور را شکافت و ۲۵ درصد از تأسیسات هسته رآکتور را از بین برد. در عرض چند ساعت نشانه‌های دریافت تشعشع رادیواکتیو در شمار زیادی از کارکنان تأسیسات بروز کرد. بر اثر انفجار راکتور شمارۀ ۴ چرنوبیل، در ساعات اولیه پنجاه آتش‌نشان و کارشناس این نیروگاه کشته شدند. بیش از پنج هزار نفر نیز تاکنون بر اثر ابتلا به سرطان جان باخته‌اند و تا سال ۲۰۱۰ آمارها حاکی از ابتلای شش هزار نفر به سرطان تیروئید در نتیجۀ انتشار تشعشعات رادیواکتیو است. اکنون پس از گذشت سال‌ها از این حادثه، هنوز تا فاصلۀ ۳۰ کیلومتری این نیروگاه خالی از سکنه است. بیش از ۱۶۰ هزار نفر از ساکنان این منطقه مجبور به تخلیۀ منازل خود پس از این انفجار شدند...

ادامه...

بخشی از کتاب زمزمه‌های چرنوبیل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه مترجم

روز ۲۵ و ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ سیستم ایمنی رآکتور شماره چهار چرنوبیل برای انجام آزمایشی، غیر‎فعال و کندکننده های نوترون از آن خارج شد. در نتیجه این اقدام، رآکتور بدون کندکننده مناسب، از کنترل خارج شد و دیگر امکان کنترل رآکتور نبود و دمای آن به بیش از حرارت خروجی طرح‎ریزی شده رسید. ساعت ۱۰:۱۱ شب ۲۵ آوریل ۱۹۸۶ دستور کاهش میزان قدرت رآکتور برای تست، به نیروگاه چرنوبیل ابلاغ شد و کاهش قدرت رآکتور شماره چهار تا ۳۰ درصد آغاز شد و این آغاز حادثه چرنوبیل بود. در ‎واقع حادثه چرنوبیل معلول دو اشتباه بود: اولین اشتباه زمانی بود که کنترل کننده رآکتور، به اشتباه و به سبب تنظیم‎ نکردن میله های جذب نوترون، نیروی رآکتور را تا یک درصد کاهش داد و قدرت رآکتور بیش از پیش کاهش یافت. در همین زمان، ماموران دومین اشتباه را انجام دادند و تقریباً تمامی میله های کنترل را از داخل رآکتور بیرون کشیدند. این ادغام را می توان به وضعیت اتومبیلی تشبیه کرد که در آن واحد هم گاز بدهد و هم ترمز بگیرد. در این زمان، با وجود نبود میله های کنترل‎کننده، قدرت در داخل منطقه فعال نیروی رآکتور به ۷ درصد افزایش یافت. در ساعت ۱:۲۴ بامداد ۲۶ آوریل اولین انفجار، پوشش ۱۰۰۰ تنی بالای رآکتور را بلند و راه را برای خروج مقدار زیادی بخار آب هموار کرد و این مقدمه ای برای انفجار دوم بود که ناشی از هیدروژنی بود که احتمالا، حاصل ترکیب بخار آب لوله های ترکیده و زیرکونیوم و یا حتی گرافیت هسته رآکتور بود. انفجار دوم، سقف رآکتور را شکافت و ۲۵ درصد از تاسیسات هسته رآکتور را از بین برد. در عرض چند ساعت نشانه های دریافت تشعشع رادیواکتیو در شمار زیادی از کارکنان تاسیسات بروز کرد. عده افرادی که در بیمارستانها بستری شدند، تا ساعت ۶ صبح همان روز به ۱۰۸ و تا پایان روز اول به ۱۳۲ تن رسید. پس از انفجار، ابتدا محیط اطراف تاسیسات به امواج رادیواکتیو آلوده شد و به تدریج، ابرهای آلوده به نواحی دورتر سرکشیدند و بارش باران سبب شد که بخش های وسیعی از اروپا به مواد رادیواکتیو آلوده شود. در اثر انفجار در رآکتور بلوک چهار تاسیسات اتمی چرنوبیل، مواد رادیواکتیو برای ساختن حدود ۱۰۰ بمب اتمی آزاد شدند. در آن سال مقامات وقت اتحاد شوروی، پخش هر گونه خبری را در مورد این فاجعه به شدت ممنوع کردند. بیانیه رسمی دولت شوروی چند خط بیشتر نبود: «حادثه ای در مجتمع هسته ای چرنوبیل اتفاق افتاده و یکی از راکتورهای اتمی صدمه دیده است. اقدامات لازم برای از بین بردن اثرات حادثه انجام شده است. به قربانیان حادثه کمک و یک کمیسیون دولتی تعیین شده است». ولی واقعیت این بود که واژه «صدمه» بیانگر وخامت سانحه اتمی نبود که در آن هسته مرکزی راکتور اتمی ذوب شده بود، قسمت گرافیت آن در آتش می سوخت و ستون مواد رادیواکتیو آن هزاران متر به آسمان می رفت. بیانیه رسمی مقامات شوروی فقط برای شمار کمی از افراد خارج از کشور، قابل استناد بود، درحالی که مردم این کشور که بیش از همه در معرض تشعشعات اتمی بودند، چیزی در مورد حادثه نمی دانستند. البته شایان ذکر است، این بیانیه زمانی صادر شد که دیپلمات های سوئدی اذعان کردند درصدد «اعلام خطر رسمی» به مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی هستند؛ چرا که دو روز پس از حادثه، ذرات رادیواکتیو حتی در سوئد هم کشف شد، ولی مقامات شوروی در ابتدا از قبول اینکه یک حادثه غیرعادی اتمی در آن کشور اتفاق افتاده امتناع کردند.
از نظر زیان های مالی و انسانی، حادثه چرنوبیل بدترین حادثه نیروگاه های هسته ای در جهان به شمار می آید. در اثر آن نزدیک به ۵ میلیون نفر آسیب دیدند، حدود ۵ هزار مرکز مسکونی در بلاروس، اوکراین و فدراسیون روسیه با ذرات رادیواکتیو آلوده شدند که از این میان، ۲۲۱۸ شهر و روستا با جمعیت حدود ۲ /۴ میلیون نفر در محدوده اوکراین قرار داشتند. در شوروی، اشخاصی که بیش از همه در معرض تشعشعات هسته ای قرار گرفته بودند کمتر از همه در مورد حادثه اطلاع داشتند. برای نمونه، مردم در پریپیات، شهری که برای زندگی کارکنان چرنوبیل و خانواده های شان در دو کیلومتری آن مجتمع ساخته شده بود، به زندگی عادی خود ادامه می دادند. این شهر ۳۶ ساعت پس از وقوع حادثه تخلیه شد و تخلیه ساکنان روستاهای مجاور نیز هفته ها به طول انجامید. در کیف پایتخت اوکراین، مردم پنج روز پس از حادثه، بدون اطلاع از اینکه در معرض تشعشعات هسته ای هستند، مراسم «رژه ماه مه» را برگزار کردند. غیر از اوکراین، جمهوری بلاروس و فدراسیون روسیه، کشورهای فنلاند، سوئد، نروژ، لهستان، بریتانیا و برخی کشورهای دیگر نیز اثرات فاجعه را احساس کردند. عوامل اصلی فاجعه انجام آزمایش بدون فراهم بودن شرایط، سطح ناکافی ایمنی در رآکتور و اشتباهات پرسنل اعلام شد. عملیات اطفاء و مهار عواقب فاجعه در نیروگاه چرنوبیل، از نیمه دوم روز ۲۶ آوریل۱۹۸۶، تحت ریاست کمیسیون دولتی شوروی آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ ادامه یافت. در اولین گام یک منطقه ورود ممنوع، در محدوده ۳۰ کیلومتری اطراف نیروگاه چرنوبیل، تعیین شد. از ۲۷ آوریل سال ۱۹۸۶، حکومت اوکراین ساکنین شهرهای پریپیات و چرنوبیل، و روستاهای داخل منطقه ۳۰ کیلومتری (حدود ۱۰۰ هزار نفر) را به خارج این محدوده انتقال داد.
پنهان‎کردن اطلاعات مربوط به فاجعه چرنوبیل سبب شکل‎گیری و گسترش شایعات باور‎نکردنی پیرامون فاجعه شد. ریاست شوروی از پذیرش همکاری بین المللی برای انجام عملیات امحاء نتایج فاجعه هسته ای امتناع کرد. در سال ۱۹۸۹ بود که حکومت شوروی از آژانس انرژی اتمی به منظور ارزیابی کارشناسی عملیات امحاء و مهار، درخواست کمک کرد. فاجعه چرنوبیل وضعیت تشعشع در محدوده های بسیاری از کشورهای اروپایی را به شدت تغییر داد، طوری که در ماه می سال ۱۹۸۶، در تمامی کشورهای نیمکره جنوبی، در اقیانوسهای آرام، اتلانتیک و منجمد شمالی آثار مواد رادیواکتیو مشاهده شدند.
بر اثر انفجار راکتور شماره ۴ چرنوبیل، در ساعات اولیه پنجاه آتش نشان و کارشناس این نیروگاه کشته شدند. بیش از پنج هزار نفر نیز تاکنون بر اثر ابتلا به سرطان جان باخته اند و تا سال ۲۰۱۰ آمارها حاکی از ابتلای شش هزار نفر به سرطان تیروئید در نتیجه انتشار تشعشعات رادیواکتیو است. اکنون پس از گذشت سال ها از این حادثه، هنوز تا فاصله ۳۰ کیلومتری این نیروگاه خالی از سکنه است. بیش از ۱۶۰ هزار نفر از ساکنان این منطقه مجبور به تخلیه منازل خود پس از این انفجار شدند.

درباره نویسنده اثر

سویتلانا آلکسییویچ متولد ۳۱ می ۱۹۴۸ شهر استانیسلاو در شرق اوکراین از پدری بلاروسی و مادری اوکراینی است که هر دو معلم مدرسه بودند. خانواده او پس از مدتی به بلاروس مهاجرت کردند. سویتلانا تحصیلات خود را در سال ۱۹۶۵ به پایان رساند و به عنوان معلم تاریخ و زبان آلمانی و همچنین روزنامه نگار مشغول به کار شد. در سال ۱۹۷۲، دانشکده روزنامه نگاری دانشگاه ملی بلاروس را به پایان رساند و در روزنامه های آن زمان فعالیت خود را آغاز کرد و در سال ۱۹۸۳ عضو «اتحادیه نویسندگان شوروی» شد. مدتی در فرانسه و آلمان زیست و از سال ۲۰۱۳ مجددا به بلاروس بازگشت.
به او لقب «آرشیو حافظه» داده اند. تمام کتاب های او بر مبنای مصاحبه های طولانی با افرادی است که حادثه یا رویداد مهمی را گذرانده اند و یا اینکه نزدیکان آنها، آن را درک کرده اند.
شهرت این نویسنده مرهون آثار مستندی همچون «جنگ چهره زنانه ندارد»، «بچه هایی از جنس روی»، «زمزمه های چرنوبیل» و «دوران سوخته» است که بیشتر به اواخر دوران شوروی و دوران پساکمونیستی می پردازد که مملو از رنج و درد انسانی است.
اولین کتاب او به نام «من از روستا رفتم» مجموعه ای از تک گویی های ساکنان روستایی در بلاروس است که روستا را ترک می کنند و به شهر می روند. کتاب در سال ۱۹۷۶ آماده چاپ شد ولی بخش تبلیغات حزب کمونیست بلاروس، به دلیل نقدی که بر نظام حاکم موجود در آن بود، اجازه چاپ کتاب را نداد.
اولین کتاب چاپ شده وی با عنوان «جنگ چهره زنانه ندارد» در سال ۱۹۸۳ نوشته شد که رمانی مستند بر اساس مصاحبه با زنان شوروی است که در جنگ جهانی دوم شرکت داشته اند. قهرمانان این کتاب زنانی هستند که به عنوان پرستار، خلبان، تک تیرانداز، مترجم، پزشک، بی سیم چی و... در جنگ حضور داشته اند و تجارب خودشان از جنگ را بیان می کنند. البته باز هم بخش هایی از کتاب به دلیل سانسور، از چاپ های اولیه حذف شدند. اما، در سال ۱۹۸۵ کتاب به‎صورت کامل و با تیراژ دو میلیون نسخه منتشر و بر اساس آن نمایشنامه های زیادی اجرا شد. در طی سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ هفت مجموعه فیلم مستند بر اساس این کتاب توسط کارگردانی به نام ویکتور داشوک تولید شد.
دومین کتاب او با عنوان «آخرین شاهدین» در سال ۱۹۸۵ چاپ شد که با عناوینی دیگری همچون «تک خوانی کودکان»، «صد گهواره بزرگسال»، «صد داستان برای بزرگسالان» نیز منتشر شد و این اثر بر مبنای خاطرات کودکانی بود که در زمان جنگ از ۶ تا ۱۲ سال سن داشتند.
سومین کتاب او با عنوان «بچه‎هایی از جنس روی» در سال ۱۹۸۹ منتشر شد که به تهاجم نظامی شوروی به افغانستان می پردازد و دلیل انتخاب چنین اسمی تابوت هایی از جنس روی بود که جسد سربازان شوروی با آنها به میهن شان بازگردانده می شدند. مبنای این کتاب مصاحبه با مادران سربازانی است که در جنگ جان شان را از دست داده بودند و یا مصاحبه با خود سربازانی است که از جنگ بازگشته اند.
کتاب «مشعوفین مرگ» به خودکشی هایی می پردازد که در دوران شوروی سابق صورت گرفتند و در سال ۱۹۹۳ چاپ شد. در سال ۱۹۹۷ کتاب «زمزمه های چرنوبیل» منتشر شد که بر مبنای گفتگو با شاهدان فاجعه اتمی چرنوبیل است. در ادامه عنوان این کتاب نوشته شده «مستنداتی برای آینده» که همزمان نشان دهنده دو فاجعه است، یکی فاجعه تکنولوژیکی و دیگری فاجعه سوسیالیسم که در نتیجه آن، قاره عظیم سوسیالیستی به زیر آب رفت.
در سال ۲۰۱۳ کتاب «دوران سوخته» منتشر شد که به آلام انسان بعد از فروپاشی سوسیالیسم می‎پردازد.
کتاب های وی به زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، سوئدی، لهستانی، چینی، نروژی، فارسی و بسیاری زبان های دیگر ترجمه شده اند، تعداد چاپ شده کتاب «زمزمه های چرنوبیل» به زبان های غیر روسی، به بیش از ۴ میلیون نسخه رسیده است.
تا سال ۲۰۱۵ وی برنده جوایز بسیاری، از جمله برنده جایزه «ریمارک» (۲۰۰۱)، جایزه ملی نقد (ایالات متحده ۲۰۰۶)، نشان خوانندگان جایزه «کتاب بزرگ» (۲۰۲۴) برای کتاب «دوران سوخته» و بسیاری از جوایز دیگر شد و در سال ۲۰۱۳ برنده مدال طلای جمهوری بلاروس با عنوان «برند سال ۲۰۱۳» شد.
در سال ۲۰۱۳ سویتلانا آلکسییویچ، نامزد دریافت جایزه نوبل ادبی شد ولی موفق به دریافت آن نشد، ولی در سال ۲۰۱۵ به دلیل «آثار چند صدایی و خاطرات رنج و شجاعت زمان ما» موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی برای کتاب «زمزمه های چرنوبیل» شد. او اولین برنده جایزه نوبل در جمهوری بلاروس و اولین نویسنده روس زبانی است که از سال ۱۹۸۷ موفق به دریافت این جایزه بزرگ ادبی شد و این اولین باری بود که ظرف ۵۰ سال گذشته یک روزنامه نگار برای ادبیات مستند، در طول تاریخ اهدای جایزه ادبی نوبل، موفق به دریافت این جایزه شد.
خانم آلکسییویچ بیش از ۱۰ سال با بیش از ۵۰۰ شاهد این فاجعه، از جمله آتش نشانان، مهارکنندگان، سیاستمداران، پزشکان، فیزیک دانان و برخی دیگر از شهروندان مصاحبه کرد. این کتاب شرح غم انگیز روحی و شخصی افرادی است که تحت تاثیر فاجعه اتمی چرنوبیل قرار گرفتند.
متن این رمان اولین بار در سال ۱۹۹۷ و در مجله «دروژبا ناروداف» منتشر شد و جایزه برتر مجله را از آن خود کرد و در همان سال نیز به‎صورت کتاب نیز چاپ شد و همزمان ترجمه انگلیسی آن نیز در همان سال منتشر شد. ترجمه انگلیسی آن در سال ۲۰۰۵ جایزه انجمن ملی منتقدین کتاب ایالات متحده امریکا را کسب کرد.
ژان روسیو، جامعه شناس سوئیسی در نقدی بر کتاب «زمزمه های چرنوبیل» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، نوشت: «نویسنده این کتاب، قصد محکوم‎ کردن کسی را ندارد، ولی خوانندگان را مجبور می کند که بر یک حافظه دسته جمعی درباره عواقب انسانی و اجتماعی فاجعه چرنوبیل فکر کنند. به نظر من کمک به انتشار کتاب های خانم آلکسییویچ «ضرورتی اخلاقی» است».

مترجم این اثر بر خود واجب می داند که از آقای دکتر صفرعلی فرساد منش بدلیل زحمات شان در آشنایی با الفبای زبان روسی و شکل گیری علاقه به این زبان و همچنین همکار و دوست قدیمی آقای دکتر حسین شیخی و سرکار خانم نازگل مرادی برای زحماتی که کشیدند صمیمانه تشکر و قدردانی نماید. همچنین باید تشکری ویژه شود از آقای مجتبی راشدی که از نظرات و کمک های بی دریغ ایشان در چاپ این اثر، بی‎نهایت بهره ها برده شد.

شهرام همت­زاده

ما هواییم،
ما خاک نیستیم...

م. مامارداشویلی(۱)

گواهی تاریخی

کشور بلاروس... ما برای مردم دنیا، سرزمینی ناشناخته ایم. ترجمه نام کشور ما «روسیه سفید» است. همه، مطالبی درباره چرنوبیل می دانند، اما فقط اوکراین و روسیه را برای آنها تداعی می کند. ما باید درباره خودمان صحبت کنیم...(۲)
ساعت یک و ۲۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه بامداد ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ ، راکتور و ساختمان شماره چهار نیروگاه هسته ای چرنوبیل که در نزدیکی مرز بلاروس قرار داشت، بر اثر انفجار تخریب و فاجعه چرنوبیل، بزرگ ترین حادثه صنعتی قرن بیستم شکل گرفت.
برای کشوری کوچک همچون بلاروس (با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر) که حتی یک نیروگاه هسته ای هم از آن خود نداشت، این حادثه بدبختی و فاجعه ملی بود. بلاروس از دیرباز، کشوری حاصلخیز و زراعی با مردمی کشاورز بود. طی سال های جنگ جهانی دوم، آلمانی های فاشیست، ۶۱۹ روستا به همراه ساکنانشان را در بلاروس از بین بردند.
پس از حادثه چرنوبیل، ۴۸۵ روستا و قصبه آن از بین رفت که از این تعداد ۷۰ روستا برای همیشه در زمین مدفون شد.
در جنگ نیز یک چهارم بلاروس ها کشته شدند و امروزه نیز یک پنجم بلاروس ها هنوز در سرزمین آلوده به مواد رادیواکتیو زندگی می کنند، یعنی دو میلیون و صد هزار نفر که هفتصد هزار نفرشان کودک هستند. در میان عوامل کاهش جمعیت، رادیواکتیو مهم ترین نقش را داراست.
در مناطق گومل(۳) و ماگیلیف(۴) واقع در بلاروس (که بیش ترین سهم را از حادثه چرنوبیل داشته اند)، مرگ و میر ۲۰% بیش از زاد و ولد است.
در نتیجه این فاجعه، ۵۰×۱۰۶ کوری انواع رادیونوکلویید وارد جو زمین شد که ۷۰% آن روی بلاروس فرود آمد. ۲۳% مساحت بلاروس آلوده به رادیونوکلوییدهای عنصر سزیم ۱۳۷، با چگالی بیش از ۱ کوری بر کیلومتر است. برای مقایسه می توان گفت که این آلودگی در اوکراین ۸/۴% و در روسیه ۵/ ۰% مساحت این کشورها را شامل می شود. مساحت خاک حاصلخیز با چگالی آلودگی ۱ کوری بر کیلومتر و بالاتر، بیش از ۸ /۱ میلیون هکتار است و آلودگی به استرونسیوم ۹۰ با چگالی ۳ /۰ کوری بر کیلومتر و بالاتر، نزدیک به ۵ /۰ میلیون هکتار است. ۲۶۴ هزار هکتار اراضی کشاورزی، دیگر قابل کشاورزی نیست و از چرخه کشاورزی خارج شده است. بلاروس، کشور جنگل هاست، اما ۲۶% جنگل ها و بیش از نیمی از مراتع حاشیه رودهای «پریپیات»، «دنیپر» و «سوش» از جمله مناطق آلوده به مواد رادیواکتیو است.
از جمله عواقب تاثیر همیشگی دُزهای کم مواد رادیواکتیو، افزایش سالانه تعداد بیماران مبتلا به سرطان، عقب ماندگی ذهنی، اختلالات روانی و عصبی و جهش های ژنتیکی در بلاروس است...(۵)
«بنا به مشاهدات صورت گرفته، ۲۹ آوریل ۱۹۸۶، میزان بالای مواد رادیواکتیو در لهستان، آلمان، اتریش، رومانی و ۳۰ آوریل در سوئد و شمال ایتالیا، اول و دوم ماه می در فرانسه و بلژیک، هلند، انگلستان، یونان شمالی و سوم می در فلسطین اشغالی، کویت و ترکیه... ثبت شده است.
مواد فرّار و گازی شکلی که به ارتفاع زیادی رها شده بودند، جهان را دربرگرفتند: این مواد دوم ماه می، در ژاپن و چهارم می، در چین و پنجم ماه می، در هند و پنجم و ششم ماه می، در ایتالیا و کانادا هم مشاهده و ثبت شده اند. در کمتر از یک هفته چرنوبیل دغدغه کل جهان شد...»(۶)
«راکتور شماره ۴ که مجموعه «پوشش» نامیده می شود، در درون خود که از جنس سرب و بتن مسلح است، همچون گذشته نزدیک به ۲۰۰ تن مواد هسته ای دارد که در آنجا سوخت به صورت جزئی با گرافیت و بتون مخلوط شده است. کسی نمی داند در این زمان، با این مواد، در آنجا چه اتفاقی می افتد.
تابوتی(۷)که با موفقیت ساخته و احداث شد، ساختاری منحصربه فرد داشت و شاید مهندسان و طراحان پتر(۸) هم بتوانند به آن افتخار کنند. طول عمر آن برای ۳۰ سال در نظر گرفته شده بود، ولی آن را به صورت «کنترل از راه دور» نصب کردند و صفحات به کمک ربات و بالگرد کنار هم گذاشته شدند که به همین دلیل درزهایی بینشان وجود داشت. امروز براساس برخی داده ها، مساحت کلی درزها و ترک ها بیش از ۲۰۰ متر مربع است که از خلال آنها همچنان گازهای رادیواکتیوی خارج می شود. اگر باد از شمال بوزد، در آن صورت در جنوب خاکستر فعال حاوی اورانیوم، پلوتونیوم و سزیم مشاهده می شود. حتی روز آفتابی هم ، اگر چراغ ها خاموش باشد، می توان در سالن راکتور ستون نوری را دید که از بالا وارد می شود. این یعنی باران هم به داخل نفوذ می کند و در صورت ورود رطوبت به محفظه نگهدارنده سوخت، امکان واکنش های زنجیروار وجود دارد...
تابوت، مرده ای است که نفس می کشد: نفس مرگ. اینکه چه مدت دیگر می تواند ادامه دهد را هیچ کس نمی داند. تاکنون امکان نزدیک شدن به بسیاری از قسمت ها و ساختارهای آن وجود نداشته تا بتوان اطلاع حاصل کرد که استحکام باقی مانده آنها چقدر است، ولی در عوض همه می دانند که تخریب «پوشش» می تواند منجر به عواقبی به مراتب وحشتناک تر از حادثه سال ۱۹۸۶ گردد...»(۹)
«قبل از حادثه چرنوبیل به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ساکن بلاروس، ۸۲ مورد بیماری سرطان وجود داشت. امروز آمار نشان می دهد که به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر، ۶ هزار بیمار سرطانی وجود دارد. و این یعنی افزایش ۷۴ برابری.
مرگ و میر در ۱۰ سال گذشته به میزان ۵ /۲۳ % افزایش یافته است. از هر ۱۴ نفر مستعد به کار، بین ۴۶ تا ۵۰ سال، فقط یک نفر به دلیل کهولت سن می میرد. معاینات پزشکی در آلوده ترین مناطق حاکی از آن است که از هر۱۰ نفر، ۷ نفر بیمار هستند. اگر به روستاها بروید، مساحت قبرستان هایی که گسترش یافته، شما را شگفت زده می کند....»
«تاکنون بسیاری از آمار و ارقام مشخص نشده است و همچنان محرمانه محسوب می شود. اتحاد جماهیر شوروی در مجموع ۸۰۰ هزار سرباز خدمت فوری و افراد مهارکننده به محل حادثه اعزام کرد که سن متوسط مهارکنندگان ۳۳ سال بود. پسرها بلافاصله پس از مدرسه به ارتش فراخوانده می شدند...
فقط در بلاروس ۴۹۳،۱۱۵ نفر در فهرست مهارکنندگان قرار داشتند. بر اساس آمار وزارت بهداشت از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۳، ۵۵۳،۸ نفر از مهارکنندگان درگذشتند. یعنی به طور متوسط روزی دو نفر....»
«ماجرا این گونه آغاز شد...
سال ۱۹۸۶، در ستون اول روزنامه های شوروی و خارجی، گزارش هایی درباره دادگاه متهمین حادثه چرنوبیل منعکس شد...
ولی اکنون... یک خانه پنج طبقه خالی را تصور کنید. خانه ای بدون سکنه، اما دارای وسایل، مبل، لباس که هیچ کس و هیچ زمانی نمی تواند از آنها استفاده کند، زیرا این خانه در چرنوبیل واقع است...، اما دقیقاً در چنین خانه شهر مرده ای، نشست خبری کوچکی برای روزنامه نگاران از سوی کسانی برگزار شد که باید دادگاه متهمین فاجعه اتمی را به پایان برسانند. در عالی ترین سطح حکومتی، یعنی در کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، تصویب شد که پرونده باید در محل وقوع جنایت، یعنی در خود چرنوبیل بررسی شود. دادگاه در ساختمان خانه فرهنگ محلی برگزار شد.
...روی نیمکت متهمان، شش نفر نشسته اند: ویکتور بروخانوف، رئیس نیروگاه هسته ای؛ نیکلای فومین، سرمهندس؛ آناتولی دیتلوف، معاون سرمهندس؛ بوریس راگوشکین، مسئول شیفت؛ الکساندر کاوالینکو، مسئول کارگاه راکتور ویوری لااوشکین، بازرس سازمان دولتی نظارت بر انرژی اتمی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی.
...جایگاه تماشاچیان خالی است. فقط یک گروه خبرنگار نشسته اند و کسی دیگر در این شهر زندگی نمی کند. شهر را به عنوان «منطقه کنترل شدید مواد رادیواکتیو» تخلیه کرده اند. آیا به همین دلیل نیست که این شهر را به عنوان محل دادگاه تعیین کرده اند؟ بلی... هرچه شاهد کمتر، سر و صدا هم کمتر خواهد بود. خبری از فیلم بردارن تلویزیونی و یا روزنامه نگاران غربی نیست. البته همه دوست داشتند که ده ها تن از مسئولان عالی رتبه حکومت، از جمله مقامات مسکو را هم روی نیمکت متهمین ببینند. علم نوین هم باید مسئولیت خود را می پذیرفت، اما در نهایت توافق شد تا «قربانیان دون پایه» محاکمه شوند.
احکام صادره به این صورت بود: ویکتور بروخانوف، نیکلای فومین و آناتولی دیتلوف به ۱۰ سال حبس و بقیه به مدت کمتری محکوم شدند. آناتولی دیتلوف و یوری لااوشکین به دلیل قرار داشتن در معرض تشعشعات شدید مواد رادیواکتیو در زندان درگذشتند. سرمهندس نیکلای فومین دیوانه شد...، رئیس نیروگاه، ویکتور بروخانوف تمام ۱۰ سال حبسش را به ملاقات و مصاحبه گذراند و مدام خویشاوندانش و تعدادی روزنامه نگار به ملاقاتش می آمدند. تمام این وقایع بی سر و صدا به پایان رسید.
اکنون رئیس سابق در شهر کیف زندگی می کند و به عنوان یک کارگزار ساده در شرکتی مشغول به کار است...
و این گونه ماجرا به پایان می رسد...»
«... به زودی اوکراین دست به کار ساخت و ساز عظیمی خواهد زد. روی تابوتی که در سال ۱۹۸۶ بلوک تخریب شده شماره ۴ نیروگاه اتمی چرنوبیل را پوشانده، پوشش جدیدی به نام «آرک» ساخته خواهد شد. برای این طرح ۲۸ کشور داوطلب شده اند و به زودی سرمایه گذاری اولیه با بیش از ۷۶۸ میلیون دلار اختصاص می یابد. طول عمر پوشش جدید نه ۳۰ سال، بلکه باید ۱۰۰ سال باشد و به مراتب عظیم تر طراحی شده است، زیرا باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا بتوان در آنجا کارهای مربوط به دفن مجدد ضایعات و فضولات هسته ای را انجام داد. به فوندانسیون عظیمی نیاز است که از خاک ماسه ای مصنوعی، بتن مسلح و ورق ساخته شده باشد. سپس باید انباری تدارک دید تا فضولات رادیواکتیوی را که از زیر تابوت قدیمی خارج می شود به آنجا منتقل کرد. پوشش جدید از فولاد با کیفیت بالایی ساخته خواهد شد که قادر است از انتشار اشعه گاما جلوگیری کند. فقط اگر مصرف فلز را بخواهیم برآورد کنیم، هجده هزار تن فلز لازم است...
آرک، سازه ای بی نظیر در تاریخ ساخت و ساز بشری و ابعادش باعث حیرت همگان خواهد شد. این سازه یک دیواره دو لایه با ارتفاع ۱۵۰ متر طراحی شده و از لحاظ زیبایی، با برج ایفل برابری خواهد کرد...»(۱۰)

نظرات کاربران درباره کتاب زمزمه‌های چرنوبیل

کتابی بسیار عالی با ترجمه ای روان که از متن روسی ترجمه شده و کامل است و همچنین پاورقی های آن اطلاعات خوبی بدست می دهد
در 2 سال پیش توسط aza...ahi
کتاب‌خوب‌و‌تاثیرگذاری‌که‌واژه‌به‌واژه‌و‌سطر‌به‌سطر‌شما‌رو‌با‌اندوه‌و‌دردهای‌بی‌پایان‌کسانی‌که‌بصورت‌مستقیم‌و‌غیرمستقیم‌با‌فاجعه‌چرنوبیل‌مربوط‌بودند،‌سهیم‌می‌کنه.
در 2 سال پیش توسط مجتبی