فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشنایی با قرآن

کتاب آشنایی با قرآن
تفسیر سوره‌های مزّمّل، مدثر، قیامة

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آشنایی با قرآن

جلد دهم آشنایی با قرآن مشتمل بر تفسیر سوره‌های مزّمّل و مدّثّر و قیامة قرآن کریم است و همچون مجلدات قبلی محصول جلسات تفسیر قرآن است که در سالهای قبل از انقلاب اسلامی در منطقه قلهک تهران با یک جمع عمومی تشکیل می‌شده است. در این مجلد مفاهیم عمیق قرآنی با بیانی روشن و روان ارائه شده است به طوری که برای عارف و عامی مفید و روحبخش و فرحزاست.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.41 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آشنایی با قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. تفسیر سوره مزّمّل

بسم اللّه الرحمن الرحیم

الحمد للّه رب العالمین بارئ الخلائق اجمعین و الصلوه و السلام علی عبد اللّه و رسوله و حبیبه و صفیه، سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم محمّد صلی الله علیه و آله و آله الطّیبین الطاهرین المعصومین اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم:

بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. یا اَیهَا الْمُزَّملُ. قُمِ اللَّیلَ اِلاّ قَلیلاً . نِصفَهُ اَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً. اَوْ زِد عَلَیهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً. اِنّا سَنُلْقی عَلَیک قولاً ثَقیلاً . اِنَّ ناشئَهَ اللَّیلِ هِیَ اَشَدُّ وَطْاً وَ اَقْوَمُ قیلاً. اِنَّ لَک فِی النَّهارِ سَبْحا طَویلاً. وَ اذْکرِ اسْمَ رَبِّک وَ تَبَتَّلْ اِلَیهِ تَبْتیلاً(۱).

سوره مبارکه مزّمّل است که گفته شده است دومین یا سومین سوره نازل بر رسول اکرم است. اگر آیات اول سوره اِقْرَاْ را ـ نه تمامش را ـ یک سوره به حساب بیاوریم و سوره یا اَیها المدَّثِّر را که بعد از این سوره است و مسلّم بعد [ از سوره اِقْرَاْ] نازل شده است در نظر بگیریم سوره یا اَیهَا المُزَّمِّل سومین سوره نازله خواهد بود. ظاهرا نظر کسانی که گفته اند این سوره سومین سوره است به همین است. به هر حال خواه دومین سوره و یا سومین سوره، جزو اولین سوره هایی است که بر رسول اکرم نازل شده است. جمله اول این سوره مثل جمله اول سوره یا اَیهَا المدَّثِّر است، هم از نظر ظاهر لفظ و وزن و آهنگ، و هم از نظر معنا. مزَّمِّل که در اصل مُتَزَمِّل است(۲) یعنی کسی که خود را به جامه ای پیچیده است یا بگوییم جامه ای را به خود پیچیده است.

شان نزول سوره

یا اَیهَا الْمُزَّمِّل یعنی ای آن که خود را در جامه پیچیده ای. آیه در حالی نازل می شود که رسول اکرم جامه ای را به خود پیچیده و آماده خوابیدن است، یعنی این آیه وضع ظاهری رسول اکرم را در حین نزول وحی بیان می کند و ظاهرا ـ همین طوری که گفته اند ـ یک اشاره به حالت روحی حضرت رسول هم هست، آن حالت روحی که علت شده بود برای اینکه ایشان به بستر پناه ببرند و برای استراحت بروند. اوایلی بود که وحی بر ایشان نازل شده بود و ایشان دعوت خودشان را ظاهر کردند و با مخالفتهای خیلی شدید و تهمتها و نسبتها و نارواها مواجه شدند، یکی گفت: تو دیوانه شده ای، کسی گفت: تو جادوگر شده ای، و دیگری گفت: تو شاعر هستی. اینها حضرت را خیلی ناراحت کرد. انسان در حالی که ناراحت و خسته می شود، گاهی این خستگی روح در جسم او هم اثر می گذارد. خستگی روح و خستگی جسم ملازم با یکدیگر هستند. در حال خستگی جسم، روح انسان هم آمادگی برای کار خود ندارد، همچنان که در حال خستگی روح، جسم آمادگی برای کار خودش را ندارد.این است که یک استراحت، ولواستراحت جسمی باشد، هم برای روح مفید است و هم برای جسم.
شنیدن این سخنان ناراحت کننده روح حضرت را ناراحت کرد، آمدند برای اینکه استراحت کنند. در حالی که آن جامه(۳) را به خود پیچیده و برای استراحت آماده شده بودند [ این آیه نازل شد.] ای کسی که خود را در جامه پیچیده و آماده استراحت است؛ قُمِ اللَّیلَ اِلاّ قَلیلاً دستور روحی به پیغمبر اکرم می دهد برای آمادگی بیشتر جهت تحمل سنگینی رسالت. آن دستور، دستور شب خیزی است که البته دستوری تنها به شخص ایشان نیست (در آیات بعد می خوانیم) بلکه همچنین به اصحاب پیغمبر و مومنین و مسلمانهاست. اگرچه واجب نیست ولی از شرایط ایمان است.
قُمِ اللَّیلَ شب را بپاخیز، در شب قیام کن، قائم باش، بپاخیز، به تعبیر خود ما شب خیز باش. اِلاّ قَلیلاً مگر کمی. در همین دستور اول، آن حالت اعتدالی که در اسلام همیشه هست، فورا رعایت می شود، که خود رسول اکرم نیز همیشه می فرمود. شب خیز باش، نه به معنی اینکه شب اساسا نخواب؛ چون آیات دیگر قرآن هست که می فرماید: خداوند شب را سَکنْ و زمان آرام گرفتن و استراحت کردن قرار داده است. افرادی که بنایشان را بر این می گذاشتند که شب هیچ نخوابند و تمام شب را به عبادت بیدار باشند، پیغمبر اکرم آنها را از این کار نهی می کرد و می فرمود: دین من و سنت من این نیست. من در شب قسمتی می خوابم و قسمت دیگری بیدارم و شب خیز.
قُمِ اللَّیلَ اِلاّ قَلیلاً بپاخیز شب را مگر کمی. این «مگر کمی» آیا مقصود این است که مگر کمی از شب، یعنی کمی از شب را حتما استراحت کن و بخواب و باقی را به شب خیزی و عبادت بگذران؟ ـ که ظاهر هم همین است ـ یا مقصود این است که مگر قلیلی از شبها که وضع استثنایی دارد و در آن شبها این دستور قیام لیل قهرا به آن ترتیب عملی نیست، مثلاً در مسافرتها، در جنگها، در اوضاع خاص که قهرا برنامه در آن وقت بهم می خورد؛ چون این امر بر پیغمبر اکرم واجب بوده است، حال یا واجب بوده به همین معنای معمول و متعارفی که ما می گوییم، یا واجب بوده به معنای اینکه ایشان مانند یک امر واجب با آن رفتار می کرده اند یعنی هرگز آن را ترک نمی کرده اند.
این «قُمِ اللَّیلَ اِلاّ قَلیلاً» (بپاخیز شب را مگر کمی) را در آیه بعد بیشتر توضیح می دهد. بپاخیز مگر کمی، چگونه؟ «کمی از شب» نسبت به نوع کاری که می خواهد صورت بگیرد، خیلی متفاوت است. یک وقت ما از اول شب تا آخر شب را حساب می کنیم می گوییم از اول غروب تا اول طلوع صبح. بعد بگوییم کم یا زیاد؟ اگر از نصف کمتر باشد کم است، اگر نصف باشد برابر است و اگر بیشتر باشد، دیگر قلیل هم نمی شود گفت، باید گفت کثیر. و یک وقت نسبت به زمان خوابیدن در نظر می گیریم، به حسب آنچه که معمولاً مردم می خوابند. چون معمولاً مردم مثلاً هفت ساعت در شب می خوابند اگر کسی پنج ساعت بخوابد می گویند شب کم خوابید، یعنی نسبت به آنچه که دیگران می خوابند او کم خوابید.

مقدار شب خیزی

آیه بعد موضوع را توضیح می دهد که قُمِ اللَّیلَ اِلاّ قَلیلاً یعنی چه؟ می فرماید: نِصفَهُ یعنی منظور از این دستور که «شب را بپاخیز مگر کمی از شب را» این است که نیمی از شب را بپاخیز. اَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً یعنی این مقدار یک حد مشخص و معینی که به اصطلاح معروف مو لای درزش نرود نیست، مقصود آن حدود است: نِصْفَهُ اَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً نصف آن یا چیزی از نصف کمتر. اَوْ زِدْ عَلَیهِ یا چیزی از نصف بیشتر. پس کانه این جور می شود که در حدود نیمی از شب را بپاخیز و نخواب. قُمِ اللَّیلَ اِلاّ قَلیلاً که توضیحش آیه بعد است: نِصْفَهُ اَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً اَوْ زِدْ عَلَیهِ نیمی از آن یا از نیمْ چیزی کمتر یا چیزی زیادتر.
وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرْتیلاً و قرآن بخوان در شب، و خواندنت قرآن را به نحو ترتیل باشد. اولاً مقصود از اینکه قرآن بخوان چیست؟ آیا مقصود این است که قرآن خواندنت غیر از نماز خواندنت باشد، قرآن در خارج نماز بخوان؛ یعنی در شب علاوه بر نماز، قرآن خواندن هم مستقل از نماز داشته باش؟ یا مقصود همان قرآنهایی است که در نماز خوانده می شود؟ چون سوره حمد را که ما می خوانیم قرآن است و هر سوره ای غیر از سوره حمد اگر بخوانیم باز هم قرآن است. و می دانیم که در نمازهای واجب میان شیعه و سنی اختلاف نظر است از نظر سوره که در نماز خوانده می شود. از نظر ما که شیعه هستیم در نمازهای واجب بعد از حمد حتما باید یک سوره کامل خوانده بشود نه یک سوره ناقص. ولو یک آیه هم کسری داشته باشد اشکال پیدا می کند. ولی از نظر اهل تسنن مقداری قرآن بعد از حمد باید خوانده بشود اعم از آنکه یک سوره کامل باشد و یا یک سوره ناقص. و لهذا دیده اید که در مکه و مدینه آنها بعد از حمد گاهی از وسط یک سوره شروع می کنند، پنج آیه، ده آیه، پانزده آیه، بیست آیه را می خوانند، اعم از اینکه آن سوره به آخر برسد یا به آخر نرسد؛ به یک مقطع معین که می رسد تمام می کنند. البته این را هم توجه داشته باشید که معمولاً آن امامهایی که واردند، حساب شده این کارها را می کنند. چند آیه مربوط به هم را از یک جا شروع می کنند و به یک جا پایان می دهند که آن آیاتی که به یکدیگر مربوط بوده پایان پذیرفته است. در قرآنهایی که آنها چاپ کرده اند اغلب می بینید یک «ع» در حاشیه های قرآن نوشته اند که این علامت رکوع است. یعنی از هرجا شروع کردید، به اینجا که رسیدید رکوع کنید، چون قسمت دیگری شروع می شود. قهرا اینها قسمتهای متناسب را می خوانند.
از نظر ما اگر در نمازهای واجب مثلاً سوره یس را شروع کنیم، باید از اول تا آخرش بخوانیم، سوره بقره را هم شروع کنیم باید از اول تا آخرش بخوانیم، منتها این امر سبب شده که ما شیعه ها به حساب تنبلی همیشه آن راه آسانتر را بگیریم، یعنی همیشه سوره های کوچک و کوتاه قرآن را در نماز بخوانیم؛ سوره قل هو اللّه ، سوره انّا اعطینا، سوره انّا انزلنا، سوره و العصر، این سوره های کوتاه را بخوانیم. چون می خواهیم سوره تمام بخوانیم یک سوره کوچک انتخاب می کنیم. این در نمازهای واجب.
در نمازهای مستحب اولاً خواندن سوره لازم نیست و اگر کسی نخواند به نافله مستحبی ضرر نمی زند. و اگر بخواند، هر اندازه بخواند مانعی ندارد؛ یعنی در نماز مستحبی ضرورت ندارد انسان یک سوره کامل بخواند، بلکه شما می توانید چند آیه از قرآن بخوانید.
به هر حال غرض این جهت بود که در خود نماز، قسمتی قرآن خوانده می شود. این «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً» شامل این قسمت هم هست. آیا اختصاص دارد به آنچه که در نماز است؟ یا مقصود این است که قرآنهایی را که در شب می خوانی اعم از قرآنی که در نماز می خوانی یا قرآنی که در خارج نماز می خوانی به نحو ترتیل بخوان؟

معنی ترتیل

معنی ترتیل چیست؟ این، دستورالعمل خاصی است که نمی فرماید قرآن بخوانید، آن مفروض است، می گوید: قرآن را اگر می خوانی مُرَتَّل بخوان. مرتّل چیست؟ در باب ترتیل احادیث وارد شده است و این احادیث شبیه یکدیگر است. حدیثی را از حضرت امیر علیه السلام برای شما می خوانم. از حضرت امیر سوال کردند معنی اینکه ما قرآن را به ترتیل بخوانیم چیست؟ فرمود: یعنی بَینْهُ تَبیینا. وقتی قرآن می خوانید حروف و کلمات را آشکار کنید، آشکار بخوانید. وَ لا تَهذُّهُ هَذَّ الشعْرِ وَ لا تَنْثُرْهُ نَثرَ الرَّملِ. در وقت خواندن نه آنچنان تند و پشت سر همدیگر بخوانید که گویی حروف و کلمات از یکدیگر جدا نمی شوند، و نه مانند اینکه ریگ می پاشید اینها را از یکدیگر جدا کنید. یعنی یک وقت انسان قرآن می خواند به این نحو که کلمات را از یکدیگر خیلی جدا می کند. فرض کنید سوره حمد است، می گوید: اَلْحَمْدُ بعد فاصله می شود، لِلّهِ، بعد دومرتبه فاصله می دهد، رَبِّ الْعالَمین. نه، باید کلمات با یکدیگر نحوی اتصال داشته باشند. از طرف دیگر کلمات نباید مثل گلوله تفنگ پشت سر یکدیگر بیاید. باید در یک حالت حد وسط باشد که کلمات نه خیلی از یکدیگر جدا باشد و نه خیلی تند پشت سر یکدیگر گفته شود که اصلاً دل آدم خبردار نشود که زبانش چه گفت. فرمود این حالت وسط؛ نه آن طوری که یک شعر را پشت سر یکدیگر می خوانید و نه آن طوری که سنگریزه می پاشید. ولکن افْزِعوا (یا: افِرغوا) قُلوبَکمُ الْقاسیهَ وَ لایکنْ هَمُّ اَحدِکمْ آخِرَ السّورَه(۴) طوری بخوانید که (اگر اَفْزِعوا بخوانیم) این دلهای سنگین خودتان را با خواندن قرآن به فزع بیندازید. یعنی چه؟ یعنی اصلاً خواندن قرآن برای این است که انسان معانی قرآن را تلقی کند و به قلب خودش برساند. به تعبیر امروز، خواندن قرآن باید برای خود انسان حالت تلقینی داشته باشد.
تلقین یک امر فوق العاده ای است. تفاوت خطبا با یکدیگر از نظر موثر بودن حرفها در قدرت تلقین است. بعضی از خطبا ممکن است خیلی شیرین هم صحبت کنند. در قدیم خیلی معمول بود که با آهنگ صحبت می کردند. از ابتدا که شروع می کرد: بسم اللّه الرحمن الرحیم، اصلاً با آهنگ بسم اللّه را می گفت و الحمدللّه با آهنگ و بعد حرفهایش را هم با آهنگ می گفت. حتی بعضیها در وسط صحبت آهنگ را تغییر می دادند و با آهنگ دیگری سخن می گفتند. مرحوم طبسی ـ هرکسی که منبرهایش را دیده باشد می داند ـ با آهنگ خیلی خوبی صحبت می کرد، بعد وسطها یکدفعه آهنگ را تغییر می داد؛ یک آهنگ تقریبا هیجان آوری بلکه بگویم رقص آوری بود. ما زمانی که جوان بودیم، پای منبرش می رفتیم. با اینکه وقتی ما منبر او را دیده بودیم تازه به ما می گفتند این سینه اش خراب شده و آن وقتی که سینه اش خوب بوده قیامتی و غوغایی بوده است. این جور سخن گفتنها خیلی زیبا خواهد بود یعنی آدم خوشش می آید گوش کند ولی هیچ خاصیت تلقینی ندارد.
اما یک نفر ممکن است که کلمه به کلمه و جمله به جمله با انسان حرف بزند ولی هر کلمه اش مثل سربی که در ماده نرمی بیندازند در روح انسان فرو برود. به طوری که انسان وقتی که از آن مجلس بیرون می آید تا مدتها و شاید تا آخر عمر آهنگ و معنی آن حرف در روح او اثر می گذارد، با اینکه هیچ زیبایی ظاهری ندارد. یعنی ممکن است شخص، خوش صدا و خوش آهنگ نباشد ولی سخن او قدرت تلقینی داشته باشد. و معمولاً سخنهای تلقینی آن سخنهایی است که همین جور گفته می شود، نه تندتند و نه خیلی از یکدیگر جدا و وارفته، به یک حالت حد وسطی که هر کلمه اش حالت القائی در روحِ انسان دارد یعنی این حرف را که می گوید آن معنا در روح انسان القاء می شود.
قرآن باید به این شکل خوانده شود که گویی خود شخص به خودش تلقین می کند. آنوقت است که روی انسان اثر می گذارد؛ یعنی اگر چند آیه بخواند، به خودش مطلب را تلقین کرده و خودش را متوجه معنی قرآن کرده است. به تعبیر امیرالمومنین دل سنگش به هیجان و به فزع درمی آید.
بعد فرمود: وَ لایکنْ هَمُّ اَحَدِکمْ آخِرَ السّورَهِ هرگز این طور فکر نکنید که همتتان این باشد که کی سوره تمام بشود. این خیلی اشتباه است در قرآن خواندن که انسان به کمّیت نگاه کند. مثلاً من می خواهم روزی یک جزء بخوانم. بسیار خوب، یک جزء بخوان، زیاد نیست. اما من می خواهم یک جزء را در یک ربع بخوانم! تو حساب وقتت را بکن. حساب کن چقدر وقت می خواهی به قرآن خواندن بدهی. می گویی من بیش از یک ربع وقت ندارم. حالا چه ضرورتی دارد که تو در یک ربع یک جزء بخوانی که بعد تندتند بخوانی و کلمات را در هم ادا کنی. ببین در یک ربع چقدر می توانی قرآن را با ترتیل بخوانی. و لهذا یکی از آداب قرآن خواندن، قرآن خواندنِ با آواز خوش است. در اینجا مقصود از آواز خوش آوازی است که قدرت تلقین داشته باشد، متناسب با قرآن باشد. ممکن است کسی قرآن را با یک آهنگی بخواند که به اصطلاح متناسب مجالس لهو و لعب است؛ آن که سبب غفلت از قرآن می شود نه اینکه انسان را متوجه به قرآن می کند. باید با آهنگهای معنوی خوانده شود، آهنگهایی که حس معنوی انسان را بیدار می کند. و لهذا در احادیث درباره پیغمبر و هرکدام از ائمه این مطلب هست که وقتی قرآن می خواندند با صدای بلند و با آهنگ خوش می خواندند که قهرا برای هرکسی که می شنید خاصیت تلقینی داشت.
نظیر همین حدیث را در کلمات خود حضرت رسول هم اهل تسنن نقل کرده اند. همین جمله های امیرالمومنین هم نشان می دهد که ایشان از رسول اکرم استفاده کرده اند. جمله های اضافه ای از رسول اکرم نقل شده است؛ فرمود: قِفوا عِنْدَ عَجائِبِهِ. یعنی قرآن را با تامّل و تدبّر بخوانید. آنجا که به شگفتیهای قرآن می رسید توقف کنید، زود رد نشوید. اگر به نکته ای برخورد کردید همان جا بایستید و روی آن تامل و تفکر کنید. وَ حَرِّکوا بِهِ الْقُلوبَ(۵) دلها را به وسیله قرآن به حرکت درآورید.
پس ترتیل معنایش این است که وقتی در شب بپا می خیزید و در نماز یا خارج نماز قرآن می خوانید قرآن را با این حالت تلقینی بخوانید. مثلاً اگر انسان همین سوره حمد را بخواهد بخواند، این خیلی فرق می کند که انسان وقتی می خواهد بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ اول معنی آن را در ذهن خودش خطور بدهد و بعد از روی خلوص قلب بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ که واقعا همان معنی حمد باشد. اَلرَّحْمنِ. رحمانیت خداوند، سعه رحمت رحمانی خداوند را در نظر بگیرد که همه اشیاء را دربر گرفته است و چیزی نیست که از این رحمت محروم باشد. الرَّحیمِ رحمت رحیمیه او که شامل کسانی است که در راه او قدم برمی دارند. این معانی را انسان ابتدا در ذهن خودش تصور کند، بعد این جمله ها را بگوید که آنها را به قلب خودش نفوذ بدهد. مالِک یوْمِ الدّینِ. فورا تصور قیامت و فکر قیامت را در ذهنش بیاورد: خدایی که مالک و مَلِک روز جزاست، روزی که در آن روز انسان به نتایج اعمال خودش می رسد. اِیاک نَعْبُدُ وَ اِیاک نَسْتَعینُ. این معنا را انسان درست در ذهن خودش فکر کند؛ تا همچنین بفهمد چقدر راست می گوید و چقدر دروغ می گوید. وقتی که خوب معنایش را فکر کند این امر انسان را می سازد و این گونه قرآن خواندن سازندگی دارد: پروردگارا! ما فقط و فقط تو را پرستش می کنیم، معبودی جز تو نداریم، فقط و فقط از تو کمک می خواهیم. اِیاک نَسْتَعینُ را به نیت استمداد و استعانت از خداوند متعال بگوید؛ و همچنین جمله های بعد را. آنوقت است که اثر می گذارد.
پس این، دستور قرآن خواندن است. خلاصه اش این شد که ترتیل یعنی قرآن را از نظر لفظ، نه خیلی تند خواندن و نه خیلی [ کند] خواندن، بلکه در یک حالت متوسط و با وضعی خواندن که حالت القایی و حالت تلقینی برای انسان داشته باشد؛ اعم از آنکه قرآنی باشد که انسان در نماز می خواند یا قرآنی باشد که انسان در خارج نماز می خواند؛ چون در خارج نماز هم به هر حال خواندن قرآن خوب است در هر وقت و بالخصوص در شب.

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با قرآن