فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تاریخ فلسفه سیاسی  - جلد دوم

کتاب تاریخ فلسفه سیاسی - جلد دوم
قرون وسطا

نسخه الکترونیک کتاب تاریخ فلسفه سیاسی - جلد دوم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تاریخ فلسفه سیاسی - جلد دوم

در طول قرون وسطا، نوشته‌های مقدس برای اظهارنظرهای خاص در مسائل سیاسی و اجتماعی زیر ذره‌بین قرار گرفتند. این قطعات، خارج از بستر تاریخی‌شان، بنیان نظریه‌پردازیهای بعدی قرار گرفتند. بسیاری از این قطعات را در این فصل خواهیم آورد. امّا، چنانکه خواهیم دید، کار تفسیر این قطعات، بدون اعتنا به انسجام کلّی آنها، از نیروی حتی اظهارنظرهای صریح درباره موضوعات جدلی می‌کاست.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.99 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تاریخ فلسفه سیاسی - جلد دوم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اوّل: پس زمینه عهد جدیدی

در طول تمامی قرون وسطا، تعالیم عهد جدید تاثیری قاطع بر اندیشه سیاسی و اجتماعی داشت. عهد جدید مجموعه ای است از بیست و هفت نوشته مقدس که در اوایل تاریخ کلیسا گردآوری شده است. اجزای اصلی این مجموعه متشکل هستند از چهار انجیل مرقس، لوقا، متی، و یوحنا؛ اعمال رسولان؛ و مجموعه ای از رساله ها، که سیزده تایشان رساله های پولس رسول و بقیه رساله های آبای نخستین، یعقوب، پطرس، و یوحنا هستند. واپسین قطعه مکاشفه یوحناست. از نظر ترتیب تاریخی، نخستین نوشته ها رساله های پولس رسول هستند که احتمالاً در حدود سالهای پنجاه تا شصت میلادی نوشته شده اند. در طول زندگی عیسی، گزارشهای شفاهی از تعالیم و اعمال او میان پیروانش سینه به سینه می گشت. اناجیل از این مطالب برآمدند. نخستین انجیلی که نوشته شد انجیل مرقس، مربوط به حدود ۶۸ میلادی، و در دوران تعقیب و آزارهای نرونی بود.۱ محققان به این نتیجه رسیده اند که نویسندگان اناجیل لوقا و متی، که هر دو در حوالی اواخر قرن اوّل میلادی نوشته شده اند، اتکایشان به انجیل مرقس و مطالب شفاهی اضافی بوده است. انجیل یوحنا احتمالاً چند سالی بعدتر، در فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۵ میلادی نوشته شده است. به دلیل شباهتهای زیادی که اناجیل مرقس، لوقا، و متی دارند به این اناجیل «اناجیل هم نظر» نام داده شده است.
مطالب عهد جدید به قلم نویسندگان مختلف، در دوره های مختلف، و برای مقاصد مختلف است. علاوه بر این، پولس رسول، که بسیار فرهیخته بوده و دانش فلسفی عمیقی داشته است، درک متفاوت و ممتازی از عیسی و ماموریت او داشته است. در چشم او، دو واقعه بزرگ در رسالت عیسی مرگش و رستاخیزش بودند، که به واسطه آنها عیسی مردمان را از بند گناه رهانید. درک خاص پولس از این وقایع لزوما منطبق بر نظر سایر نویسندگان عهد جدید نیست. امّا، از منظر تاریخ فلسفه سیاسی، اختلافات احتمالی میان نویسندگان عهد جدید اهمیت چندانی ندارد. اگرچه اینکه دقیقا چه فهمی از عهد جدید وجود داشت حائز اهمیت بسیار است، امّا این مربوط به کلیت عهد جدید است و نه مربوط به رابطه میان قسمتهای مختلف آن. متفکران بعدی، عهد جدید را مجموعه ای منسجم از نوشته ها می دانستند که حاصل وحی الاهی و واجد انسجام درونی بود. چون اعتقاد بر این بود که نوشته های مقدس کلام خداوند است، به ناسازگاریهای آشکار میان نوشته های مختلف توجه چندانی نمی شد، و درعوض قطعات منفردی به آسانی از بستر تاریخی شان منفک می شدند و اهمیت زیادی بر آنها بار می شد.
مطالبی که در این فصل مورد بررسی قرار خواهیم داد تفسیر واحدی ندارد و مدافعان مذاهب گوناگون تفاسیر مختلفی بر آنها نوشته اند و هیچ تفسیری نیست که محل بحث و منازعه نباشد. آنچه کار را دشوارتر می کند این است که عهد جدید واجد یک فلسفه سیاسی ساخته و پرداخته نیست. عیسی و آبای نخستین کلیسا در اکثر موارد عمیقا ضدسیاسی بودند. فقط با زحمت زیاد می توان دیدگاههای سیاسی آنان را استخراج کرد و به نوعی وصله پینه کرد. امّا به هر روی آنها دیدگاه سیاسی منسجمی را از خود بروز می دهند که نه تنها نظریه پردازیهای بعدی را شکل داد، بلکه از جهات بسیار مهمّی تفاوتهای اساسی با اندیشه های سیاسی یونانیان داشت.
در طول قرون وسطا، نوشته های مقدس برای اظهارنظرهای خاص در مسائل سیاسی و اجتماعی زیر ذره بین قرار گرفتند. این قطعات، خارج از بستر تاریخی شان، بنیان نظریه پردازیهای بعدی قرار گرفتند. بسیاری از این قطعات را در این فصل خواهیم آورد. امّا، چنانکه خواهیم دید، کار تفسیر این قطعات، بدون اعتنا به انسجام کلّی آنها، از نیروی حتی اظهارنظرهای صریح درباره موضوعات جدلی می کاست.

ملکوت آسمان

جوهر پیام عیسی، طلوع «ملکوت خداوند» یا «ملکوت آسمان» بود. تعالیم عیسی تا حدودی با آموزه های یهودی سازگار بود. عهد عتیق آکنده از کلام پیامبرانی است که وعده فرارسیدن عصر الاهی را می دادند و این عصر به شیوه های گوناگون تفسیر می شد. عبارت «ملکوت خداوند» در عهد عتیق نیامده است. امّا یهودیت دین انتظار است ــ انتظار آمدن مسیح، انتظار حاکمیت مستقیم خداوند در قلمرو بازسازی شده داوود، که حدود هزار سال پیش از عیسی می زیست، و انتظار حاکمیت خداوند بر قلمروی آسمانی. پیام عیسی را باید با توجّه به پس زمینه تعالیم پیامبرانه عهد عتیق تفسیر کرد. نویسندگان عهد جدید عیسی را در این پرتو می دیدند؛ به تحقق رساندن پیشگوییهای عهد عتیق به دست عیسی یکی از مضامین اصلی در اناجیل است. چنین است که انجیل مرقس با کلمات زیر آغاز می شود:

ابتدای انجیل عیسی مسیح پسر خدا.
چنانکه در اشعیا نبی مکتوب است:
«اینک رسول خود را پیش روی تو می فرستم، تا راه تو را پیش تو مهیا سازد.
صدای نداکننده ای در بیابان
که راه خداوند را مهیا سازید و طرق او را راست نمایید.

صدای نداکننده در بیابان یحیای تعمیددهنده بود که راه را برای عیسی مهیا می ساخت، و آمرزش گناهان به تعمید توبه را موعظه می کرد (Mk. 1:4). اناجیل متی و لوقا هم پیشگوییهای مشابهی دارند (Mt. 3:1-12; Lk. 3:4-6). متی می گوید پیام یحیی این بود که: «توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است» (3:2).
چون موعظه عیسی پژواکی بی واسطه داشت، عیسی دقیقا توضیح نمی داد که منظورش از «ملکوت آسمان» چیست. ما برخی از پیامدهای این ابهام را بعدا مورد بررسی قرار خواهیم داد. امّا تعالیم عیسی از یک جهت اساسی بسیار اصیل و بکر بود. در سنت یهودی امیدهای پر از انتظار معطوف آینده بود، حال آنکه عیسی فرارسیدن ملکوت خداوند را هم اینک اعلام می کرد. عیسی می گفت ملکوت خداوند فرارسیده است؛ و از طریق او پیشگوییهای کهن تحقق یافته اند (یا در حال تحقق یافتن هستند):

و به ناصره، جایی که پرورش یافته بود، رسید و به حسب دستور خود در روز سبت به کنیسه درآمده، برای تلاوت برخاست. آنگاه صحیفه اشعیا نبی را بدو دادند و چون کتاب را گشود، موضعی را یافت که مکتوب است «روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شکسته دلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را به بینایی موعظه کنم و تا کوبیدگان را آزاد سازم، و از سال پسندیده خداوند موعظه کنم.» پس کتاب را به هم پیچیده به خادم سپرد و بنشست و چشمان همه اهل کنیسه بر وی دوخته می بود. آنگاه بدیشان شروع به گفتن کرد که «امروز این نوشته در گوشهای شما تمام شد (Lk. 4:16-21).

عیسی پایان چیزها را چنانکه می دانیم پیشگویی کرد. زمانِ مصیبت عظیمی خواهد بود پیش از آنکه «پسر انسان» با فرشتگانش بر جلال خداوند بیاید و افراد را بنا به سزاواریشان داوری کند (Mt. 24:27). تعالیم سیاسی عهد جدید بر این دو نکته استوار است: الف) عظمت آنچه در کار آمدن است، و ب) این عظمت، اگر هم هنوز نیامده باشد، به زودی می آید. مصایب روزهای آخر در انجیل متی در قطعه ای طولانی آمده است که فقط بخشی از آن را در اینجا نقل می کنیم:

و چون به کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزد وی آمده، گفتند: «به ما بگو که این امور کی واقع می شود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست». عیسی در جواب ایشان گفت: «زنهار کسی شما را گمراه نکند! زانرو که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید. زنهار مضطرب نشوید زیرا که وقوع این همه لازم است، لیکن انتها هنوز نیست. زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطی ها و وباها و زلزله ها در جای پدید آید. امّا همه اینها آغاز دردهای زه است.» (Mt. 24:3-8)

همه اینها پیش درآمد آمدن «پسر انسان» و داوری اوست. این واقعیت که همه این وقایع قریب الوقوع است به کرّات مورد تاکید قرار می گیرد:

هرآینه به شما می گویم تا این همه واقع نشود، این طایفه نخواهد گذشت. آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد. (Mt. 24:34-5)

هرآینه به شما می گویم که بعضی در اینجا حاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می آید، ذائقه موت را نخواهند چشید. (Mt. 16:28)

...زیرا هرآینه به شما می گویم تا پسر انسان نیاید، از همه شهرهای اسرائیل نخواهید پرداخت. (Mt. 10:23)

پیامدهای اجتماعی و سیاسی فرارسیدن «ملکوت آسمان» از حد و حساب بیرون است. زندگی انسانی آنگونه که بود دیگر نخواهد بود. آن چیزهایی که مردمان بدانها اهمیت می دادند دیگر در برابر وقایع پیش رو رنگ می بازند. موقعیت تا حدودی شبیه همان غار افلاطون است. مردمان زندگیهایشان را وقف فعالیتهایی کرده بودند که واقعیت نداشتند. عیسی موضع خویش را بر یک نظریه متافیزیکی روشن شبیه نظریه صُوَر افلاطون بنا نمی کند. امّا برخلاف جهان گذران، که در آن دوام و بقایی نیست، «ملکوت آسمان» ابدی است. در قیاس با ملکوت، سایر چیزها اهمیتی ندارند. هیچ ارزشی بیرون از این ملکوت وجود ندارد؛ هر چیز دیگری را باید کنار گذاشت و فقط به دنبال این ملکوت رفت.
عیسی به روشنی نمی گوید چگونه باید به دنبال «ملکوت آسمان» رفت. آنچه روشن است این است که برای این کار باید از گناهان توبه کرد و دل را متحول کرد. علاوه بر این، خواستاران باید مقام و موقعیت عیسی را به جا بیاورند. بنابراین، در انجیل لوقا، وقتی که یکی از جانیان به صلیب کشیده شده مقام و موقعیت الاهی عیسی را به جای آورد، عیسی در پاسخ می گوید: «هرآینه به تو می گویم امروز با من در فردوس خواهی بود» (23:43). آنجا که عیسی به روشنی از رفتار کسانی سخن می گوید که به دنبال ملکوت او هستند، پیامش نیاز به پایبندی و تعهّد کامل است. برای رسیدن به زندگی ابدی، باید این زندگی را وانهاد. مردمان باید تمام توجهشان را معطوف «ملکوت آسمان» کنند:

و گنجها برای خود بر زمین نیندوزید، جایی که بید و زنگ زیان می رساند و جایی که دزدان نقب می زنند و دزدی می نمایند. بلکه گنجها به جهت خود در آسمان بیندوزید، جایی که بید و زنگ زیان نمی رساند و جایی که دزدان نقب نمی زنند و دزدی نمی کنند. زیرا هرجا گنج تو است، دل تو نیز در آنجا خواهد بود... بنابراین به شما می گویم از بهر جان خود اندیشه مکنید که چه خورید یا چه آشامید و نه برای بدن خود که چه بپوشید. آیا جان، از خوراک و بدن از پوشاک بهتر نیست؟ مرغان هوا را نظر کنید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبارها ذخیره می کنند و پدر آسمانی شما آنها را می پروراند. آیا شما از آنها به مراتب بهتر نیستید؟... و برای لباس چرا می اندیشید؟ در سوسنهای چمن تامل کنید، چگونه نموّ می کنند! نه محنت می کشند و نه می ریسند! لیکن به شما می گویم سلیمان هم با همه جلال خود چون یکی از آنها آراسته نشد... لیکن اوّل ملکوت خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما مزید خواهد شد. پس در اندیشه فردا نباشید، زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است (Mt. 6:19-34).

اگر این سخنان را به معنای تحت الفظی شان بگیریم، تعالیم عیسی همه چیز را زیر و زبر می کند. با اعتقاد قطعی به قریب الوقوع بودن «ملکوت آسمان»، دیگر هیچ چیزی اهمیت ندارد. امور جهانی گذرا هستند؛ و جهان به پایانش می رسد. در دل جماعات، در درون خانواده ها، آنهایی که ایمان آورده اند باید آنهایی را که ایمان نیاورده اند پشت سر بگذارند. عیسی نیک آگاه است که پیامدهای پیام او برای روابط آشنای انسانی چیست:

گمان مبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بگذارم. نیامده ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را، زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خویش و عروس را از مادرشوهرش جدا سازم. و دشمنان شخص، اهل خانه او خواهند بود. و هر که پدر یا مادر را بیش از من دوست دارد، لایق من نباشد و هرکه پسر یا دختر را از من زیاده دوست دارد، لایق من نباشد. و هرکه صلیب خود را برنداشته، از عقب من نیاید، لایق من نباشد. هرکه جان خود را دریابد، آن را هلاک سازد و هرکه جان خود را به خاطر من هلاک کرد، آن را درخواهد یافت (Mt. 10:34-39).

وظیفه افراد در قبال مردگان نیز بر همین وجه است. یکی از شاگردان عیسی به او می گوید: «خداوندا اوّل مرا رخصت ده تا رفته، پدر خود را دفن کنم»، و عیسی به او می گوید: «مرا متابعت کن و بگذار که مردگان، مردگان خود را دفن کنند (Mt. 8: 21-22). پطرس خاطرنشان می کند که حواریون «همه چیز را واگذاشته بودند» تا از عیسی متابعت کنند (Mk. 10:28).
اقتضائات بی قید و شرط پیام عیسی با درگذشتن خود او درنگذشت. رابطه میان آخرالزمانِ در راه و بریدگی آن از بافت جهان را پولس رسول در رساله اوّل خود به قرنتیان به وضوح بازگو می کند:

امّا ای برادران، این را می گویم وقت تنگ است تا بعد از این آنانی که زن دارند مثل بی زن باشند و گریانان چون ناگریانان و خوشحالان مثل ناخوشحالان و خریداران چون غیرمالکان باشند و استعمال کنندگان این جهان مثل استعمال کنندگان نباشند، زیرا که صورت این جهان درگذر است (1Cor. 7: 29-30).

عالیترین گواه ارزش «ملکوت آسمان» شهیدان اولیه مسیحی هستند که مشتاقانه به سوی مرگ می رفتند. در برابر زندگی ابدی، آنان بهایی به زندگی فانی نمی دادند. تصمیم شهیدان، با علم بر واقعیت «ملکوت آسمان»، هرگز غیرمنطقی نبود. وانگهی، ایمان آنان را انتظارشان قوّت می بخشید. عصر تازه ای در حال طلوع بود؛ ملکوت آسمان در حال دمیدن بود.
تقریبا هفتاد سال پس از مرگ عیسی (در حدود سال ۱۰۰)، ایگناتیوس، اسقف آنتیوخ، در رساله اش به افسوسیان، که یکی از نخستین اسناد بر جای مانده کلیساست، نکاتی حیاتی را بیان می کند:

پایان همه چیز نزدیک است. از اکنون به بعد، ما باید فروتنی پیشه کنیم، و در برابر صبر خداوند بر خود بلرزیم، مبادا که این صبر بدل به داوری ما شود. بیایید یا از خشم آتی او بگریزیم، یا رحمت کنونی اش را دربر بگیریم؛ این دو فرقی با هم ندارند، زیرا که در هر دو صورت ما در پناه عیسی مسیح در برابر زندگی حقیقی مان خواهیم بود. جز «او» هیچ چیز دیگر در چشم ما ارزشی ندارد، امّا در «او»، حتی این زنجیرهایی که بر پا دارم، چون گردن آویزی از مرواریدهای روحانی در بر من است...۲

زنجیرهایی که ایگناتیوس بدانها اشاره می کند زنجیرهایی بودند که رومیانی بر پای او بسته بودند که به اسارتش درآورده بودند. این رساله را ایگناتیوس زمانی نوشته است که در انتظار شهادتش بود که مشتاقانه به سوی آن می رفت.

نظرات کاربران درباره کتاب تاریخ فلسفه سیاسی - جلد دوم

جلد ۳ نمیاد؟
در 2 سال پیش توسط moh...zad
جلد سوم کی میاد چون من میخوام سه جلد رو با هم هدیه بدم و برای خودم هم بخرم؟
در 1 سال پیش توسط محمدرضا امامی