فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشنایی با قرآن

کتاب آشنایی با قرآن
تفسیر سوره‌های انفال و توبه

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب آشنایی با قرآن

کتاب حاضر جلد سوم مجموعه «آشنایی با قرآن» و مشتمل بر تفسیر آیاتی از سوره‌های انفال و توبه توسط متفکر شهید استاد مرتضی مطهری است که طی چهارده جلسه در مسجد الجواد علیه‌السلام (تهران) و در جمع عمومی ایراد شده است. نوارهای این جلسات موجود نیست و این کتاب تنظیم شده متونی است که در همان زمان از نوار استخراج شده و در اختیار استاد شهید گذاشته شده است.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.51 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آشنایی با قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه چاپ سیزدهم

بسمه تعالی

مجموعه آشنایی با قرآن، از جمله جلد سوم، با استقبال خوبی از طرف علاقه مندان به معارف اسلامی مواجه شده است. نظر به اینکه حروفچینی این مجلد در چاپهای گذشته اشکالاتی داشت، این کتاب از نو حروفچینی شد و برخی اغلاط چاپی نیز برطرف گردید و در مجموع به شکل بهتر و زیباتری عرضه می گردد. امید است که مورد توجه خوانندگان محترم واقع شود.
از خدای متعال توفیق بیشتر مسالت می کنیم.

۲۰ مهر ۱۳۷۹
۱۳ رجب ۱۴۲۱

تفسیر سوره انفال

۱

اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم

وَ اذْکروا اِذْ اَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضعَفونَ فِی الاْرْضِ تَخافونَ اَنْ یتَخَطَّفَکمُ الناسُ فآویکمْ وَ اَیدَکمْ بِنَصرِهِ وَ رَزَقَکمْ مِنَ الطَّیباتِ لَعَلَّکمْ تَشکرونَ. یا اَیهَا الَّذینَ امَنوا لا تَخونوا اللّه وَ الرَّسولَ وَ تَخونوا اَماناتِکمْ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمونَ. وَ اعْلَموا اَنَّما اَموالُکمْ وَ اَوْلادُکمْ فِتْنَهٌ وَ اَنَّ اللّه عِندَهُ اَجْرٌ عَظیمٌ. یا اَیهَا الَّذینَ امَنوا اِنْ تَتَّقوا اللّه یجْعَلْ لَکمْ فُرْقانا وَ یکفِّرْ عَنْکمْ سَیئاتِکمْ وَ یغْفِرْ لَکمْ وَ اللّه ذُو الفَضْلِ الْعَظیمِ(۲).

ترجمه آیه اول: به یاد آورید زمانی را که جمعیتی اندک بودید و مردمی ناتوان در روی زمین به شمار می آمدید. بیم آن داشتید که مردمِ دیگر شما را بربایند. پس خدای متعال شما را ماوی داد و با یاری خودش، یاری و تایید و تقویت نمود و شما را از نعمتهای پاکیزه و خوب برخوردار کرد. همه اینها برای این است که شما شاکر و سپاسگزار باشید.
به طور کلی قرآن کریم همواره کوشش می کند که اعتماد مسلمین و مومنین را به ایمانشان جلب کند، یعنی می خواهد به آنها بفهماند که ایمان داشتن و مسلمان درست و واقعی بودن چه آثار و نتایج خوبی دارد. خیلی کوشش می کند که توجه ما را به این نکته جلب کند، و هرگز نتایج خوب ایمان و مسلمانی را تنها محول نمی کند به دنیای دیگر، و به اصطلاح حواله به نسیه نمی کند که به مردم بگوید بیایید چنین عمل کنید، زحمات عبادت را تحمل کنید و نتیجه ایمانتان را فقط در دنیای دیگر از ما بخواهید، بذری است که محصولش انحصارا در دنیای دیگر به انسان می رسد. این یک منطق است ولی منطق قرآن این نیست. البته منطق قرآن یک منطق مادی هم نیست که بگوید بذری که اینجا می پاشید محصولش را همین جا می برید و استفاده می نمایید. این طور نیست که نظر فقط به منافع مادی، آنهم در دنیا باشد. به انسانها ثابت می کند که در همین دنیا آثار و نتایج خوبی می برید، نتایج آن مختص به آخرت و آن دنیا نیست. لذا می فرماید: وَ اذْکروا اِذْ اَنْتُمْ قَلیلٌ... فراموش نکنید آثار را در دنیا؛ اینها را ببینید اعتمادتان جلب می شود، اطمینان بیشتری پیدا می کنید. البته مخاطب، مسلمانان آن روزند: خداوند شما مردم را قبل از اینکه به اسلام گرایش و به خدا ایمان پیدا کنید، در آن وقتی که ضعیف بودید و کفار می خواستند شما را از بین ببرند، در وضع نوینی قرار داد [و به حال شما] بهبودی بخشید. شما جماعتی اندک بودید، از برکت اسلام و ایمان، کثیر شدید و بر عده تان افزوده شد. قرآن می گوید: مُسْتَضعَفونَ فِی الاْرْضِ در روی زمین مردمی ناتوان بوده، به حساب نمی آمدید. کلمه «مستضعف» از ماده ضعف و ضعیف است، یعنی ناتوان شمرده شده.
شما همین حالا بعضی ملتها را می بینید که آنها را به حساب نمی آورند، ولی روی بعضی دیگر حساب می کنند وَ اذْکروا اِذْ اَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضعَفونَ فِی الاْرْضِ به یاد آرید زمانی را که شما ناتوان بودید و روی شما حساب نمی شد، ولی اکنون به خاطر اسلام و مسلمانی روی شما حساب می شود. نه تنها دیگران روی شما حساب نمی کردند بلکه ضعف و ناتوانی شما به قدری زیاد شده بود که خودتان هم روی خودتان حساب نمی کردید. نزدیک بود مردمی حمله کنند شما را بربایند مثل کرکسی که گنجشکی را برباید. ترس داشتید حمله کنند و هستی و نیستی شما را ببرند. ولی پس از ایمان و به کار بستن دستورات اسلام و قرآن، شما را ماوی داد. ببینید! آثارش را خدا در همین دنیا ظاهر می کند: شما ضعیف شدگان را تقویت کرد: «اَیدَکمْ بِنَصرِهِ وَ رَزَقَکمْ مِنَ الطَّیباتِ» از نعمتهای پاکیزه ای که محروم بودید در همین دنیا به شما داد. از این دنیای پر از نعمت که دیگران استفاده می کردند و شما محروم بودید روزیهای پاکیزه ای نصیب شما کرد و شما از آنها استفاده کردید. ولی باید دانست که هدف نهایی این نیست. این مقدمه است برای توجه به خدا و نعمتهای الهی. این، اولِ دادن نعمتهاست برای هدفی که آن، شکر و سپاسگزاری خداست: لَعَلَّکمْ تَشْکرونَ.

معنی شکر

«شکر» کلمه ای است که در قرآن زیاد با آن برخورد داریم. معنی «شکر» این است که انسان در مقابل فردی که از او خیری به وی رسیده است اظهار قدردانی کند و مثلاً بگوید: من ممنون هستم. آیا معنی «شکر خدا» همین است که بگوییم: «الهی شکر»؟ نه، اشتباه است. «الهی شکر» صیغه شکر است نه خود شکر. خود شکر چیز دیگری است. مثل اینکه کلمه «اَسْتَغْفِرُ اللّه » صیغه توبه است نه خود توبه. توبه، پشیمانی از گناه و تصمیم به عدم تکرار است. اظهار «اِلهی اَستَغْفِرُک وَ اَتوبُ اِلَیک» [اظهار صیغه توبه است نه خود توبه]. پس شکر یک معنی دقیقی دارد و آن عبارت است از قدردانی، اندازه شناسی، حق شناسی. لهذا «شکر» هم درباره بنده نسبت به خدا و هم درباره خدا نسبت به بنده به کار می رود: وَ اللّه شَکورٌ حَلیمٌ. خدا شکور است یعنی او طاعت بندگان را قدرشناس است. هر طاعتی که بنده می کند حقی دارد، خدا اجر بنده اش را ضایع نمی گرداند، یعنی از عمل بنده قدردانی می کند، آن را از بین نمی برد. بنده اگر بخواهد قدرشناس و شاکر باشد باید قدر نعمتهای خدا را بداند، یعنی هر نعمتی را بداند برای چه هدف و منظوری است و در همان مورد مصرف کند.
در تعریف «شکر» چنین گفته اند: «اِستِعمالُ الشَّی ءِ فیما خَلَقَ اللّه لاِجْلِهِ» به کار بردن شی ء در راهی که به خاطر آن آفریده شده. آیا شکرِ مثلاً چشم که خدا به ماداده این است که بگوییم: خدایا شکر که به من چشم دادی؟ نه. عقل، فکر، عاطفه، احساسات، فرزند، مال، سلامت، و هر نعمتی که داری، اگر این نعمت را از مسیر خودش منحرف نکنی و در مسیر دیگر استفاده نکنی، شاکری. مثلاً زبان را خداوند عبث نیافریده است. با این زبان می شود حقایق را قلب کرد، دروغ گفت، به مردم آزار رسانید، دشنام داد، بدیهای مردم را پخش کرد، اشاعه فحشاء کرد، جعل کرد، ولی واقعا باید حساب بکنیم آیا دست خلقت زبان را برای همین به ما داده: تهمت، غیبت، دشنام؟ یا اینکه مقاصد خود را به دیگران بفهمانیم. فهماندن مقاصد خود به دیگران، تعلیم، ارشاد، نصیحت، شکر زبان است. پس باید همیشه نعمتها را در راه خودش مصرف کرد. مثلاً فکر و اندیشه صدی هشتاد مردم در راه شیطنتها صرف می شود در حالی که می توان در راه علم و دانش و خیر و صلاح مردم به کار برد.
ای مومنان! ضعیف بودید، محروم بودید، خداوند نعمتهایی نصیب شما کرد و شما را از چنگال دشمنان رهانید. باید بدانید نعمتها را در چه راهی باید مصرف کنید. این معنی لَعَلَّکمْ تَشکرون است. مفاد آیه، توجه دادن مردم به وضع سابق است که عده آنها اندک بود، مردمی ضعیف بودند و خودشان و دیگران آنها را به حساب نمی آوردند، خداوند در کنف قدرت خود آنها را تقویت و تایید کرد، روزیها را نصیب آنان کرد تا آن نعمتها را در راهی که خداوند فرموده و سعادت آنها در آن است مصرف کنند.
یا اَیهَا الَّذینَ امَنوا لا تَخونوا اللّه وَ الرَّسولَ وَ تَخونوا اَماناتِکمْ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمونَ ای اهل ایمان! به خدا و پیغمبر خیانت نکنید زیرا به خودتان هم خیانت می کنید (مضمون آیه این است). در اینجا نهی شده از خیانت به خدا و پیغمبر و مسلمین، و خیانت خودشان به خودشان. احکام الهی امانت است نزد شما، آنها را ترک و تحریف نکنید. همچنین به سنت پیغمبر، به مسلمین و خودتان [خیانت نکنید.] خیانت به مسلمین، خیانت به خدا و پیغمبر هم هست.
شان نزول این آیه این است که در جریان جنگ بدر، یک آدم ضعیف الایمان به خاطر حفظ مال و فرزند خود، یکی از اسرار مسلمین و جامعه اسلامی را افشا کرد، جاسوسی کرد. قرآن می گوید به خدا و پیغمبر و خودتان خیانت نکنید. پیغمبر اکرم اسرار سیاسی را خیلی مکتوم می کرد مگر ضرورت ایجاب می نمود. لذا نوشته اند [اتفاق نیفتاد که] پیغمبر آهنگ و تصمیم جنگی داشته باشد و کسی بداند. فقط می فرمود آماده باشید می خواهیم به این طرف برویم. مگر در مواقعی مانند جنگ تبوک که فرمودند صد فرسخ [راه در پیش داریم]، دشمن قوی است، روم است نه قریش و عرب(۳). بروید به طرف تبوک. سی هزار نفر بدون تجهیز کافی، به طوری که اکثر مرکب عادی نداشتند. زمین حرّه است، آتشفشانی و در مقام تشبیه مانند جگر گوسفند.
در این مواقع پیغمبر اکرم تصمیم خود را به کسی نمی گفت مگر موارد خاص. در جنگ بدر افشا کرد. یکی از مسلمین ضعیف الایمان تصمیم پیغمبر و مسلمین به جنگ با قریش را به آنها خبر داد. زن و بچه و مال او نزد آنها بود و خیال می کرد اگر بگوید، مال و عیال او را حفظ کرده برایش نگهداری می نمایند. آیه، خطاب کلی است ولی نظر به یک شخص معین است: یا اَیهَا الَّذینَ امَنوا لا تَخونُوا اللّه وَ الرَّسُولَ. حضرت امیر در نامه به یکی از حکام می فرماید: اِنَّ اَعْظَمَ الْخِیانَهِ خِیانَهُ الاْمَّهِ وَ اَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الاْئِمَّهِ(۴). بزرگترین خیانتها خیانت به اجتماع است نه فرد. شما خدای نخواسته اگر به مال کسی که نزد شماست یا به ناموس او خیانت کنید خیانت به یک فرد کرده اید به طور مستقیم، و به یک اجتماع به طور غیر مستقیم. خیانت جاسوسی، خیانت به اجتماع است، و فظیع ترین و شنیع ترین خیانتها این است که کسی با پیشوایان مسلمین به غش رفتار کند؛ مانند اینکه در کشتی، کسی ناخدا را که در نهایت صدق نیت کشتی را به ساحل نجات می برد گمراه کند. در این صورت خیانت به ناخدا خیانت به تمام ساکنین کشتی است.
از این آیه انسان می فهمد که قرآن چقدر به مسائل اجتماعی اهمیت می دهد.
وَ اعْلَموا اَنَّما اَموالُکمْ وَ اَوْلادُکمْ فِتْنَهٌ وَ اَنَّ اللّه عِندَهُ اَجْرٌ عَظیمٌ بدانید ثروت و فرزندان، برای شما فتنه یعنی مایه آزمایش هستند (چون خیانت آن شخص به خاطر مال و زن و بچه اش بود.) فتنه در قرآن یعنی آزمایش. بدانید همین مال و ثروت وسیله آزمایشند. یعنی همّ شما زن و بچه نباشد. اینجاست که مساله آخرت پیش می آید. شما نباید به اینها به عنوان ایده آل نگاه کنید بلکه اینها وسیله هستند.
یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللّه یجْعَلْ لَکمْ فُرْقانا وَ یکفِّرْ عَنْکمْ سَیئاتِکمْ وَ یغْفِرْ لَکمْ وَ اللّه ذُو الفَضْلِ الْعَظیمِ. «تقوا» از ماده «وَقْی» به معنی خودنگهداری است، این که انسان در یک حالی باشد که بتواند خود را نگهداری کند. تقوای الهی نگهداری خود است از آنچه بد است، برای خدا.
قرآن می گوید اگر متقی واقعی باشید دو اثر دارد. یکی اینکه گشایش در کار به وجود می آید در اثر تاثیر معنوی آن. واقعا اگر کسی پاک و باتقوا زندگی کند، یک سلسله گره ها برایش پیش نمی آید، و اگر پیش بیاید حل می شود. خاصیت دوم تقوا این است که بر روشن بینی می افزاید. ابتدا به نظر مشکل می آید. روشن بینی چه ارتباطی دارد به تقوا؟! بستگی دارد به مغز و کار آن. تقوا چه تاثیری دارد در بینش؟ ولی این اشتباه است. اگر انسان متقی باشد، روشن بین تر است زیرا تقوا صفای روح می آورد؛ تقوا آن تیرگیهایی را که باعث می شود انسان از روشن بینی هایی که مخصوص خود اوست استفاده نکند از بین می برد.

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد

شما اگر نسبت به موضوعی تعصب بورزید نمی توانید آن را آن طوری که هست بگیرید. تقوا گرد و غبار تعصب را پاک می کند، کینه توزی را فرو می نشاند، در نتیجه عقل، آزاد فکر می کند. سعدی می گوید:

حقیقت سرایی است آراسته
هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هرجا که برخاست گرد
نبیند نظر گرچه بیناست مرد

تو را تا دلت باشد از حرص باز
نیاید به گوش دل از غیب راز

در این زمینه دو جمله از حضرت امیر علیه السلام است که عالی است و مطلب را می شکافد:

۱. اَکثَرُ مَصارِعِ الْعُقولِ تَحْتَ بُروقِ الْمَطامِعِ(۵). «مَصْرَع» به معنی خوابگاه و محلی است که انسان به زمین می خورد. (مثلاً محلی که پشت پهلوان به خاک رسیده است «مصرع» است.) بیشترین نقطه هایی که پهلوانِ عقل به زمین می خورد آن جایی است که برق طمع در دل پیدا می شود.

۲. عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسهِ اَحَدُ حُسادِ عَقْلِهِ(۶). خوشامد انسان از خود، خودپسندی یکی از حاسدان عقل است. حسود، دشمن است با محسود و می خواهد او را زمین بزند و نابود کند. عُجب می خواهد عقل را از مقام خودش ساقط کند. چرا تقوا بینش را می افزاید؟ زیرا تقوا که آمد، طمع نیست، عُجب نیست، هوا و هوس نیست، گرد و غبار نیست، روشنایی است. در فضا اگر مه یا دود بیاید، از یک متری اشیاء را نمی بینیم. تقوا صفاست، صاف بودن فضای روح است.

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با قرآن