فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشنایی با قرآن

کتاب آشنایی با قرآن
شناخت قرآن

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آشنایی با قرآن

مقاله‌ای که پیش رو دارید حاصل پنج سخنرانی استاد شهید آیت‌اللّه‌ مطهری در دانشگاه صنعتی شریف به سال ۱۳۵۲ است. شناخت قرآن ـ نامی که خود استاد برای آن سلسله سخنرانیها انتخاب کرده بودند ـ بنا بود مدخلی باشد برای یک رشته از بحثهای عمیق و اساسی عقیدتی که عبارت بود از: خدا در قرآن، قرآن در قرآن، پیامبر در قرآن، انسان در قرآن، تاریخ در قرآن، شناخت در قرآن و... که مجموعه‌ای پرشماره و غنی از معارف و اندیشه‌هایی را که در اسلام، این آخرین و کاملترین پیام الهی مندرج است در برمی‌گرفت. مقاله حاضر گرچه ناتمام است و بحث کاملی را دربر نمی‌گیرد با این حال همچون همه دیگر سخنان و افکار استاد شهید بکر و آموزنده است.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.62 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آشنایی با قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



شناخت قرآن

شناخت قرآن برای هر فرد عالم به عنوان یک فرد عالم و برای هر فرد مومن به عنوان یک فرد مومن، امری ضروری و واجب است. اما برای یک عالم انسان شناس و جامعه شناس، شناخت قرآن از آن جهت ضروری است که این کتاب در تکوین سرنوشت جوامع اسلامی و بلکه در تکوین سرنوشت بشریت موثر بوده است. نگاهی به تاریخ این نکته را روشن می کند که عملاً هیچ کتابی به اندازه قرآن بر جوامع بشری و بر زندگی انسانها تاثیر نگذاشته است(۱) و به همین جهت است که قرآن خود به خود وارد حوزه بحث جامعه شناسی می شود و جزو موضوعات مورد بررسی این علم قرار می گیرد. معنای این سخن این است که بررسی و تحقیق پیرامون تاریخ جهان در این چهارده قرن عموما و شناختن جوامع اسلامی خصوصا، بدون شناخت قرآن میسر نیست.
و اما ضروری بودن شناخت قرآن برای یک مومن مسلمان از آن جهت است که منبع اصلی و اساسی دین و ایمان و اندیشه یک مسلمان و آنچه که به زندگی او حرارت و معنی و حرمت و روح می دهد قرآن است.
قرآن مثل بعضی کتابهای مذهبی نیست که یک سلسله مسائل رمزآسا در مورد خدا و خلقت و تکوین مطرح کرده باشد و حداکثر یک سلسله اندرزهای ساده اخلاقی هم ضمیمه کرده باشد و بس، به طوری که مومنین ناچار باشند دستورها و اندیشه ها را از منابع دیگر اخذ کنند. قرآن اصول معتقَدات و افکار و اندیشه هایی را که برای یک انسان به عنوان یک موجود «باایمان» و صاحب عقیده لازم و ضروری است و همچنین اصول تربیت و اخلاق و نظامات اجتماعی و خانوادگی را بیان کرده و تنها توضیح و تفسیر و تشریح و احیانا تطبیق اصول بر فروع را بر عهده سنت و یا بر عهده اجتهاد گذاشته است. این است که استفاده از هر منبع دیگر موقوف به شناخت قبلی قرآن است. قرآن مقیاس و معیار همه منابع دیگر است. ما حدیث و سنت را باید با معیار قرآن بسنجیم تا اگر با قرآن مطابق بود بپذیریم و اگرنه نپذیریم.
معتبرترین و مقدسترین منابع ما، بعد از قرآن، در حدیث، کتب اربعه است، یعنی کافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب، استبصار، و در خطب، نهج البلاغه و در ادعیه صحیفه سجادیه است. اما همه اینها فرع بر قرآنند و به اندازه قرآن قطعیت صدور ندارند؛ یعنی حدیث کافی آن قدر می تواند معتبر باشد که با قرآن منطبق باشد و با تعلیمات آن جور درآید و اختلاف نداشته باشد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار می گفتند احادیث ما را بر قرآن عرضه بدارید، اگر بر قرآن منطبق نبود بدانید که ساختگی و جعلی است و آن را به ما بسته اند؛ ما چیزی خلاف قرآن نمی گوییم.

اقسام شناخت قرآن

حالا که ضرورت شناخت قرآن مشخص شد باید ببینیم راه شناخت این کتاب چیست؟ به طور کلی در بررسی و مطالعه هر کتابی سه نوع شناخت ضروری است.

۱. شناخت سندی یا انتسابی

در این مرحله می خواهیم بدانیم انتساب کتاب به نویسنده آن تا چه اندازه قطعی است؟ مثلاً فرض کنید که می خواهیم دیوان حافظ و یا خیام را بشناسیم. اولین کاری که باید بکنیم این است که ببینیم آیا آنچه که به نام دیوان حافظ مشهور شده همه آن از حافظ است و یا تنها بعضی از قسمتهایش به حافظ تعلق دارد و بقیه اش الحاقی است؛ و همچنین در مورد خیام و دیگران. اینجاست که پای نسخه ها در میان می آید، آنهم قدیمی ترین و معتبرترین نسخه ها. می بینیم که هیچ یک از این کتابها از این نوع شناخت بی نیاز نیست. حافظی که مرحوم قزوینی چاپ کرده و در آن معتبرترین نسخه ها را ملاک قرار داده با حافظهای معمولی که در ایران یا بمبئی چاپ می شد و در خانواده ها وجود داشت بسیار متفاوت است. حافظ هایی که سی چهل سال پیش چاپ کرده بودند در حدود دو برابر حافظ هایی است که امروز نسخه شناسها معتبر می دانند، در حالی که میان اشعاری که نسخه شناسها آنها را به اصطلاح «منحول»(۲) و مجعول می دانند احیانا اشعاری یافت می شود در سطح اشعار عالی حافظ. و یا وقتی به رباعیات منسوب به خیام نگاه می کنید شاید حدود دویست رباعی پیدا کنید که همه تقریبا در یک سطح قرار دارند و اگر اختلافی هست در همان حدودی است که میان اشعار همه شاعران است حال آنکه هرچه از نظر تاریخی به عقب بروید و به عصر خیام نزدیکتر شوید می بینید که از این تعداد آنچه قطعا منسوب به اوست شاید کمتر از بیست رباعی باشد و باقی یا در صحت انتسابشان تردید است و یا قطعا به دیگران تعلق دارد.
بنابراین اولین مرحله در شناخت یک کتاب این است که ببینیم آنچه در دست ماست از نظر اِسناد به گوینده و آورنده اش چقدر اعتبار دارد؟ آیا اسناد همه آن درست است یا آنکه قسمتی درست است و قسمتی نادرست؟ در این صورت چه درصدی از مطالب را می توانیم از نظر انتساب تایید کنیم؟ بعلاوه به چه دلیل می توانیم بعضی را قطعا نفی و برخی را قطعا اثبات و پاره ای را مشکوک تلقی کنیم؟
این نوع شناخت آن چیزی است که قرآن از آن بی نیاز است و از این نظر کتاب منحصر به فرد جهان قدیم محسوب می شود. در میان کتابهای قدیمی کتاب دیگری نتوان یافت که قرنها بر آن گذشته باشد و تا این حد بلاشبهه باقی مانده باشد. مسائلی از این قبیل که فلان سوره مشکوک است، فلان آیه در فلان نسخه هست و در فلان نسخه نیست، در مورد قرآن اساسا مطرح نیست. قرآن بر نسخه و نسخه شناسی پیشی گرفت. جای کوچکترین تردیدی نیست که آورنده همه این آیات موجود حضرت محمّد بن عبداللّه است که آنها را به عنوان معجزه و کلام الهی آورد و احدی نمی تواند ادعا کند و یا احتمال بدهد که نسخه دیگری از قرآن وجود داشته و یا دارد. هیچ مستشرقی هم در دنیا پیدا نشده که بخواهد قرآن شناسی را از اینجا شروع کند که بگوید باید به سراغ نسخه های قدیمی و قدیمی ترین نسخه های قرآن برویم و ببینیم در آنها چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست. اگر در مورد تورات و انجیل و اوستا و یا شاهنامه فردوسی و گلستان سعدی و هر کتاب دیگر این نیاز هست، برای قرآن چنین نیازی نیست.
سرّ این مطلب ـ همان طور که گفته شد ـ پیشی گرفتن قرآن بر نسخه و نسخه شناسی است. قرآن گذشته از اینکه یک کتاب مقدس آسمانی بود و پیروان با این چشم بدان می نگریستند، اساسی ترین دلیل و برهان صدق دعوی پیامبر و بزرگترین معجزه او محسوب می شد. بعلاوه قرآن مانند تورات نبود که یکباره نازل شود و بعد این اشکال به وجود بیاید که نسخه اصلی کدام است، بلکه آیات قرآن به تدریج و در طول ۲۳ سال نازل شد و از همان روز اول نزول، مسلمین مانند تشنه بسیار سوزانی که به آب گوارایی برسد آیات قرآن را فرا می گرفتند و حفظ و ضبط می کردند، بخصوص که جامعه آن روز مسلمین جامعه ای بسیط بود و کتاب دیگری وجود نداشت تا مسلمانان، هم ناگزیر به حفظ آن باشند و هم ناچار از ضبط این. ذهن خالی و حافظه قوی و نداشتن سواد خواندن و نوشتن سبب شده بود تا مسلمانان اطلاعاتشان را تنها از راه آنچه که می دیدند و می شنیدند کسب کنند؛ از این رو پیام قرآن که با احساس و عاطفه آنان سازگار بود همچون نقشی که در سنگ کنده شود در قلب آنان نقش می بست و چون آن را کلام خدا می دانستند نه سخن بشر، برایشان مقدس بود و به خود اجازه نمی دادند که حتی یک کلمه یا یک حرف را در آن تغییر دهند و یا پس و پیش کنند و پیوسته تلاششان این بود که با تلاوت این آیات به خدا نزدیکتر شوند.
مزید بر همه اینها پیامبر اکرم از همان روزهای اول عده ای نویسندگان خاص برای قرآن انتخاب کرد که به «کتّاب وحی» معروفند. این امر امتیازی برای قرآن محسوب می شود که هیچ کدام از کتابهای قدیمی از آن برخوردار نبوده اند. نگارش کلام خدا از همان آغاز، از جمله علل قطعی حفظ و مصون ماندن آن از تحریف بود.
***
یکی دیگر از جهاتی که سبب حسن پذیرش قرآن در میان مردم می گردید جنبه ادبی و هنری فوق العاده قوی آن بود که از آن به «فصاحت و بلاغت» تعبیر می شود. جاذبه ادبی شدید قرآن باعث می شد مردم توجه شان به آن جلب شود و آن را به سرعت فرا گیرند و اما برخلاف سایر کتابهای ادبی نظیر دیوان حافظ و اشعار مولوی که علاقه مندان به دلخواه در آن دست می برند تا آن را به خیال خود کاملتر کنند، احدی به خود اجازه دست بردن در قرآن را نمی داد زیرا بلافاصله این آیه: «وَ لَوْ تَقوَّلَ عَلَینا بَعْضَ الاْقاویلِ. لاَخَذْنا مِنْهُ بالْیمینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الوَتینَ»(۳) و آیات دیگری که عظمت دروغ بستن بر خدا را آشکار می کند، در ذهنش نقش می بست و از این امر منصرف می شد.
به این ترتیب قبل از آنکه تحریف در این کتاب آسمانی راه پیدا کند آیات آن متواتر شد و به مرحله ای رسید که دیگر انکار و یا کم و زیاد کردنِ حتی یک حرف از آن غیرممکن شد.
بنابراین درباره قرآن نیازی نداریم که از این جهت بحثی بکنیم؛ همچنان که هیچ قرآن شناسی در دنیا خود را نیازمند به این گونه بحث نمی بیند. اما یک نکته لازم است که یادآوری شود و آن اینکه در اثر توسعه سریع قلمرو اسلام و اقبال چشمگیر مردم جهان به قرآن و نیز به واسطه دور بودن عامه مسلمین از مدینه که مرکز صحابه و حافظان قرآن بود این خطر وجود داشت که تدریجا لااقل در نقاط دورافتاده به عمد یا اشتباه کم و زیادها و تغییراتی در نسخه های قرآن رخ دهد، ولی هوشیاری و موقع سنجی مسلمین مانع این کار شد. مسلمانان در همان نیم قرن اول متوجه این خطر شدند و لهذا از حضور صحابه و حافظان قرآن استفاده کردند و برای جلوگیری از کم و زیادهای سهوی یا عمدی در نقاط دورافتاده، نسخه هایی تصدیق شده از مدینه به اطراف پراکندند و برای همیشه جلو اشتباهکاری را مخصوصا از طرف یهود که قهرمان چنین کارهایی به حساب می آیند گرفتند.

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با قرآن