فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اجازه هست شما را بخورم؟!!

کتاب اجازه هست شما را بخورم؟!!
بررسی اخلاقی مصرف غذاهای حیوانی

نسخه الکترونیک کتاب اجازه هست شما را بخورم؟!! به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۵۷۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اجازه هست شما را بخورم؟!!

شمار حیواناتی که برای تهیۀ غذا استفاده می‌شوند تکان‌دهنده است. براساسِ اطلاعاتی که سازمان کشاورزی و غذای سازمان ملل متحد (FAO) ارائه داده‌، سالیانه بیش از پنجاه‌وهفت‌میلیارد حیوان، فقط به‌منظور تهیۀ غذا به دست انسان‌ها کشته ‌می‌شوند. هر یک‌میلیارد یعنی «یک‌هزار‌میلیون»! و تازه این آمار، ماهیان و آبزیان را شامل نمی‌شود. آمارِ مصرف این موجودات نیز در کمترین حالت چیزی در حدود یک‌تریلیون تخمین‌ زده ‌می‌شود. هر یک‌تریلیون یعنی «یک‌میلیون‌میلیون!» این آمارِ درد و مرگ، حقیقتاً تکان‌دهنده است. شاید شما هم مثل خیلی‌ها از حیوانات خوشتان بیاید و حتی خود را انسانی «حیوان‌دوست» بنامید، اما بااین‌حال، گوشت، لبنیات، تخم‌مرغ یا دیگر محصولات حیوانی را هم مصرف کنید. شاید شما هم به این موضوعات فکر کرده‌باشید و احساس بدی از فکرکردن به آن‌ها به شما دست داده باشد. شاید مراحل نگهداری و کشتار حیوانات به نظر شما هم کاملاً وحشیانه آمده، اما واقعاً نمی‌دانید چطور باید به این روند دردناک واکنش نشان داد.

ادامه...

بخشی از کتاب اجازه هست شما را بخورم؟!!

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه نویسنده

شمار حیواناتی که برای تهیه غذا استفاده می شوند تکان دهنده است. براساسِ اطلاعاتی که سازمان کشاورزی و غذای سازمان ملل متحد (FAO) ارائه داده ، سالیانه بیش از پنجاه وهفت میلیارد حیوان، فقط به منظور تهیه غذا به دست انسان ها کشته می شوند. هر یک میلیارد یعنی «یک هزار میلیون»! و تازه این آمار، ماهیان و آبزیان را شامل نمی شود. آمارِ مصرف این موجودات نیز در کمترین حالت چیزی در حدود یک تریلیون تخمین زده می شود. هر یک تریلیون یعنی «یک میلیون میلیون!»
این آمارِ درد و مرگ، حقیقتاً تکان دهنده است.
شاید شما هم مثل خیلی ها از حیوانات خوشتان بیاید و حتی خود را انسانی «حیوان دوست» بنامید، اما بااین حال، گوشت، لبنیات، تخم مرغ یا دیگر محصولات حیوانی را هم مصرف کنید. شاید شما هم به این موضوعات فکر کرده باشید و احساس بدی از فکرکردن به آن ها به شما دست داده باشد. شاید مراحل نگهداری و کشتار حیوانات به نظر شما هم کاملاً وحشیانه آمده، اما واقعاً نمی دانید چطور باید به این روند دردناک واکنش نشان داد.
بسیاری از ما در دوران کودکی با پی بردن به این واقعیت که حیوانات را می خوریم، شوکه شده ایم و فکر کرده ایم چطور ممکن است موجوداتی را که این قدر دوست داریم، بخوریم. بیشترِ پدر و مادرها هم برای آرام کردن ما یکی دو داستان تکراری تعریف می کردند؛ داستان هایی مثلِ اینکه «خدا» از ما خواسته حیوانات را بخوریم، یا اگر محصولات حیوانی نخوریم ضعیف و مریض می شویم، و به این ترتیب ما با آرامش به خوردن حیوانات ادامه دادیم.
همچنان که بزرگ تر شدیم، وجدانمان را هم با بهانه های بسیاری که در این کتاب به بررسیِ آن ها پرداخته ایم، راضی کردیم. همه گیرشدن این بهانه ها از یک سو، و قانع کننده نبودنشان از سوی دیگر، به روشنی نشان می دهد که یک جای کار همچنان می لنگد.
این روزها با ارائه محصولات حیوانیِ «پروش یافته در فضای باز»، و انواع و اقسام محصولات گوشتی و حیوانیِ «بدون خشونت»، قدم تازه ای در جهت برطرف کردن این دغدغه های ما برداشته شده است. اما آیا چاره کار همین است؟ آیا راه حل مسئله، مصرف محصولات حیوانی ای است که با روشی به اصطلاح «انسانی» تولید شده اند؟ یا درست ترین عکس العمل همان واکنش دوره کودکیمان است؟ آیا نباید مصرف تمام محصولات حیوانی را متوقف کنیم؟
واقعاً درمورد موضوع مصرف حیوانات و محصولات حیوانی، چطور باید فکر کرد؟ مسئله گیج کننده ای ا ست. هدف اصلی این کتاب این است که موضوع را کمی ساده تر کند.
ما در واقع می خواهیم از یک قضیه ساده حمایت کنیم و آن هم این است که:

اگر حیوانات، از نظر اخلاقی کمترین ارزشی برای ما داشته باشند، نباید از آن ها و محصولاتشان استفاده کنیم. دراین صورت به روش تغذیه ای وگان،(۱) یا ـ به بیان دیگر ـ برنامه غذایی مبتنی بر مصرف سبزیجات، میوه ها، دانه های مغذی و حبوبات، و عاری از هرگونه گوشت، ماهی، شیر، پنیر و محصولات لبنی و تخم مرغ متعهد خواهیم شد.
ما قصد نداریم درباره حقوق حیوانات بحث کنیم.
قصد نداریم در این زمینه صحبت کنیم که حیوانات و انسان ها از نظر اخلاقی ارزشی یکسان دارند یا نه.
می خواهیم فقط بر دو اصل که مورد تایید هر کسی هستند تمرکز کنیم، و امیدواریم بتوانیم به سادگی و تنها با تکیه بر همین دو اصل، نشان دهیم که مصرف محصولاتِ حیوانی توجیه پذیر نیست. این دو اصل ما را به رژیم غذایی وگان متعهد خواهند کرد.
این اصول که در واقع بینش های اخلاقی مشترک بسیاری از انسان ها هستند و «خرد متعارَفِ» ما را درباره نحوه برخورد اخلاقی با حیوانات شکل می دهند، از این قرارند:

اصل اول: همه ما از نظر اخلاقی متعهدیم که حیوانات را بیهوده رنج ندهیم.

شکی دراین باره وجود ندارد.
البته می شود ساعت ها درباره اینکه «ضرورت» چه معنایی دارد و چه زمانی این رنج قابل اجتناب نیست، بحث کرد؛ اما تعریف «ضرورت» به عنوان یک مفهوم مطلق، هدف بحثِ ما نیست. همین کافی است که توافق کنیم چه مواردی از این درد و رنج ضروری نیستند؛ و همه مان توافق داریم که تحمیل رنج و درد به حیوانات به منظور لذت، سرگرمی یا راحتی ضرورتی ندارد.
بنابراین، با وجود اینکه ممکن است بر سر موارد ضروریِ تحمیل رنج و درد به حیوانات اختلاف نظر داشته باشیم، همه ما زجردادن حیوانات به منظور لذت، سرگرمی یا راحتیِ بیشتر را غیرضروری می دانیم.

اصل دوم: با وجود اینکه حیوانات از نظر اخلاقی برای ما اهمیت دارند، انسان ها برایمان مهم ترند.

بعضی از ما فکر می کنیم چون انسان تجسم خداست و روح دارد، ارزش بیشتری نسبت به حیوانات دارد. بعضی دیگر، جدا از نگاه الهی، باور دارند که انسان به دلیل توانایی های ویژه ای که دارد (مثل سمفونی ساختن، شعرنوشتن، نقاشی کشیدن، ساختمان سازی یا حتی ساختن بمب) به طور کلی ارزشمندتر از حیوان است.
در واقع دلایلی که بیشترِ ما برای ارزشمندتردانستن انسان در ذهن داریم و حتی اینکه این دلایل تا چه حد قابل دفاع هستند، اهمیت چندانی ندارند. با وجود اینکه ما فکر می کنیم دلایل کاملاً قانع کننده ای برای به چالش کشیدن و حتی ردکردن این نظریه وجود دارد ـ دلایلی که در نوشتارهای دیگر و در دفاع از نظریه جامع حقوق حیوانات به آن پرداخته ایم ـ در حال حاضر این طور در نظر می گیریم که این طرز فکر درست است.
نتیجه ضمنی اصل دوم این است که اگر در شرایطی ناگزیر به انتخاب بین انسان و غیر انسان باشیم، درست تر این است که تصمیمی در جهت منفعت انسان بگیریم. مثلاً اگر با یک سگ و یک انسان در قایق نجات نشسته باشیم و به دلیل شرایط اضطراری مجبور به پایین انداختن یکی از آن ها شویم، بدون شک سگ بازنده این میدان خواهدبود. یعنی با وجود اینکه سگ برای ما اهمیت دارد، انسان اهمیت بیشتری دارد.
ادعای ما این است که نه تنها هیچ کس با این دو اصل مخالف نخواهد بود، بلکه کسی در مورد اینکه این اصولِ اخلاقی مورد قبول همه هستند هم تردیدی نخواهد کرد. درست است که بعضی آدم ها ارزش اخلاقی خاصی برای حیوانات قائل نیستند، اما چه نتیجه ای از این موضوع می توان گرفت؟ بعضی آدم ها برای آدم های دیگر هم ارزش اخلاقی چندانی قائل نیستند. همان طور که این واقعیت نمی تواند دغدغه های اخلاقی ما نسبت به دیگر انسان ها را نفی کند، اهمیت ندادنِ افرادی محدود به حیوانات هم نمی تواند این واقعیت را که بیشتر آدم ها برای حیوانات ارزش اخلاقی قائلند انکار کند. در مجموع، تقریباً همه انسان ها تا حدی برای حیوانات ارزش اخلاقی قائلند و حیوانات و اشیا را یکی در نظر نمی گیرند.
در یک جمع بندی کلی، ما ادعا می کنیم که خرد متعارف انسان درباره حیوانات به این ترتیب است:

۱. همه از نظر اخلاقی به این امر متعهدیم که نباید حیوانات را بی دلیل رنج داد. رنج دادنِ حیوانات به منظور لذت، سرگرمی و راحتیِ بیشتر، اصولاً امری غیرضروری است.
۲. حیوانات از نظر اخلاقی ارزش دارند، اما انسان از اهمیت اخلاقیِ به مراتب بیشتری برخوردار است؛ در شرایط نزاع بین منافع انسان و حیوان، حیوان بازنده میدان خواهد بود.
ما قصد به چالش کشیدن این باورهای اخلاقی مشترک را نداریم. بلکه می خواهیم بدونِ دستکاری کردن این باورها به شما نشان دهیم که اگر با همین اصول موافقید، بدون نیاز به فکرکردن به مسئله حقوق حیوانات یا حتی تصور این موضوع، متقاعد خواهید شد که مصرفِ محصولات حیوانی را متوقف کنید.
در مجموع، امیدواریم شما را ترغیب کنیم که برمبنای آنچه خودتان تا الان باور داشته اید، به برنامه تغذیه مبتنی بر گیاهان، یا همان رژیم غذایی وگان متعهد شوید.

دو نکته قبل از مطالعه این کتاب

اول اینکه؛ اگر درحال حاضر محصولات حیوانی مصرف می کنید، ممکن است احساس کنید که ما قصد به چالش کشیدنتان را داریم. اما هدف ما این نیست و دوست نداریم اینطور فکر کنید.
مصرف محصولات حیوانی برای بیشتر ما در طول زندگی امری عادی بوده است. همه ما خاطرات دل انگیزی از تعطیلات و دیگر موقعیت های خاص زندگی داریم که انواع غذاهای حیوانی را در کنار خانواده و دوستان نوش جان کرده ایم.
قصد این کتاب محکوم کردن شما نیست. اصلاً مسئله قضاوت در این باره نیست، بلکه فقط کمک به شما برای شفاف فکرکردن به موضوعی اخلاقی است که قبل از این هم باعث آزار شما بوده. خواهش ما این است که در هنگام مطالعه کتاب هر جا برآشفته یا خشمگین شدید، بگذارید مرحله واکنش آنی تان بگذرد، تا ببینید آنچه گفته شد چقدر منطقی به نظر می آید.
دوم اینکه؛ برای اینکه بتوانیم این کتاب را از نظر سبک و حجم خواندنی و جذاب نگه داریم، از ارائه اطلاعات به شیوه تحقیقاتی و متعارف آکادمیک پرهیز کرده ایم. همچنین از دَرجِ مراجع در قسمت پایان کتاب هم خودداری نموده ایم. اما بخش عمده ادعاهای علمیِ مطرح شده که به طور معمول باید با ذکر منبع همراه باشند، بحث برانگیز نیستند و به سادگی قابل اثباتند.

چو ابلیس پیوسته دید آن سخُن / یکی بندِ بَد را نو افگند بن...
فراوان نبود آن زمان پرورش / که کمتر بُد از خوردنی ها خورش
ز هر گوشت از مرغ و از چارپای / خورشگر بیاورد یک یک به جای...
خورش ها ز کبک و تَذَروِ سپید / بسازید و آمد دلی پرامید

فردوسی

بخش یکم: همه ما مایکل ویک هستیم؛ اسکیزوفرنی اخلاقی ما

۱. مایکل ویک را می‎شناسید؟

آیا از ماجرای این فوتبالیست امریکایی و بازیکن خط حمله تیمِ آتلانتا فالکونز،(۲) و غوغایی که بر سر مشارکتش در جنگ سگ ها در یکی از املاکش در ویرجینیا به پا شد، چیزی می دانید؟
احتمالاً بعضی از شما نام او را شنیده اید. ماجرای او یک بار در سال ۲۰۰۷ و بار دیگر در سالِ ۲۰۰۹، زمانی که از زندان آزاد شد و با تیم «فیلادفیا ایگلز»(۳) قرارداد بست، تا هفته ها در صدرِ اخبار بود. او برای برگزاری جنگ سگ ها هزینه می کرد، در آن مشارکت داشت و از آن نفعِ اقتصادی می برد. از طرف دیگر او نه تنها در این مسابقات مشارکت داشت، بلکه سگ هایی را نیز که عملکرد رضایت بخشی برایش نداشتند به دست خود می کشت.
واکنش مردم به این خبر نه تنها دلخوری از ویک، بلکه خشم شدیدی بود که هنوز هم خیلی ها نسبت به او دارند. حتی بعضی از طرفداران پروپاقرص تیم فیلادلفیا ایگلز، تنها به دلیل حضور او، از طرفداری این تیم دست کشیدند. با وجود عذرخواهی های مکررِ ویک، مردم هرگز او را نبخشیدند و ماجراهای او هنوز هم گاهی در اخبار شنیده می شود.
به نظر شما چرا واکنش به این رفتار تا این حد شدید بود؟
آیا دلیل واکنش ما این است که سگ ها هم حقوقی دارند و ما به هیچ وجه حق نداریم آن ها را زجر بدهیم؟
نه؛ مسلماً به این دلیل نیست. شاید به طور کلی زجرکشیدن سگ ها را دوست نداشته باشیم، اما ممکن است موقعیت هایی هم باشند که دلیل مناسبی برای صدمه زدن به یک سگ داشته باشیم. مثلاً، اگر فارغ از دنیا مشغول قدم زدن باشید و در آن حال سگی به شما حمله کند، ممکن است در وضعیتی قرار بگیرید که مجبور شوید برای دفاع از خود به سگ صدمه بزنید. همچنین اگر فکر کنید در نتیجه استفاده از سگ ها در تحقیقات پزشکی ممکن است درمانی برای برخی بیماری ها پیدا شود، احتمال دارد از این اقدام هم حمایت کنید.
کلید رسیدن به پاسخ این پرسش که چرا ما تا این حد از شنیدن ماجرای ویک ناراحت شده ایم، تمرکز بر روی این دو کلمه است: «دلیل مناسب». ویک عملی بسیار وحشیانه انجام داده بود؛ باعث رنج و مرگ سگ ها شده بود، درحالی که برای این کار دلیلی جز لذت جویی نداشت. تنها دلیلش این بود که از تماشای جنگ سگ ها و شرکت کردن در این فعالیت سرگرم می شد و لذت می برد.

هیچ کس نمی تواند لذت ویک از تماشای جنگ سگ ها را دلیل مناسبی برای توجیه رفتارِ او تلقی کند.
اما چرا؟
پاسخ این سوال هم ساده است.
همه ما قبول داریم که تحمیل رنج و صدمه غیرضروری به حیوانات صحیح نیست، هرچند ممکن است درخصوص مواردی که ضروری به نظر می رسند، توافق نداشته باشیم. مثلاً شاید شما فکر کنید که احتمال جمع آوری اطلاعات از یک آزمایش دردناک پزشکی روی یک سگ، این عمل را توجیه پذیر می کند، درحالی که بعضی دیگر (از جمله خود ما) این طور فکر نمی کنند.
اما به هرحال اکثر ما موافقیم که لذت یا سرگرمی نباید باعث زجردادن سگ ها یا دلیلی برای این کار باشد.
در همین زمینه مثالی را در مورد انسان ها بررسی می کنیم. اگر کسی بگوید رنج دادنِ غیرضروریِ کودکان را از نظر اخلاقی نمی پذیرد و با این حال، کتک زدنشان را ـ آن هم فقط برای لذت ـ از نظر اخلاقی پذیرفتنی می داند، لابد مات ومبهوت می مانید. جدا از اینکه فکر کنیم اصلاً دلیل مناسبی برای زجردادن کودکان وجود دارد یا نه، اگر کسبِ لذت را دلیل خوبی برای آزاردادن کودکان بدانیم، دیگر هیچ دلیلی را بد نخواهیم دانست. در آن صورت هر دلیلی برای کتک زدن کودکان مناسب خواهد بود و هر زجری که کودکان از کتک خوردن بکشند، در ذات خود، ضروری به حساب خواهد آمد. اگر لذت یا تفریح بتواند تحمیل رنج به کودکان را توجیه کند، دیگر تمام اصولی که زجردادن غیرضروری به کودکان را نادرست می شمارند، بی معنی خواهندشد.
درباره کتک زدن سگ ها هم می توان همین تحلیل را به کار بست. هیچ کس با غیراخلاقی دانستن کتک زدن سگ ها صرفاً برای لذت مخالفتی ندارد، حتی اگر مثلاً با کتک زدن سگی که روی فرش ادرار کرده موافق باشد. علت مخالفت ما با رفتار مایکل ویک هم دقیقاً همین است؛ او دلیل مناسبی برای کاری که انجام داد نداشت.
بنابراین موضوع مایکل ویک پای هر دو اصل اخلاقی ای را که قبلاً در موردشان بحث کردیم به میان می کشد. ویک رنجی را به حیوانات تحمیل کرده بود که دلیل کافی برای آن نداشت. با وجود اینکه ما ارزش سگ و انسان را از نظر اخلاقی یکسان در نظر نمی گیریم و بسیاری از ما حاضریم برای درمان برخی بیماری ها سگ ها را «قربانی» کنیم، در این داستان نزاع خاصی بین منافع انسان و حیوان در نگرفته بود که بخواهیم نفع سگ ها را قربانیِ آن کنیم. تنها «نزاع»ی که در کار بود به تمایلات نفسانیِ ویک در استفاده از سگ ها به منظور لذت بردن مربوط می شد که در نهایت به ضرر آن ها بود.
این نزاع نفسانی را نمی توان دلیل مناسبی به حساب آورد.
زجری که ویک به سگ ها تحمیل کرده بود، به طورکلی غیرضروری به حساب می آمد.

۲. مسئله اینجاست: همه ما مایکل ویک هستیم

موضوع این است که خوردن حیوانات و محصولات حیوانی، با نگاهی اخلاقی و موشکافانه، تفاوتی با به جانِ هم انداختنِ سگ ها ندارد.(۴)
ما سالیانه ۵۷ میلیارد حیوان را می کشیم و می خوریم، درحالی که این آمار، ماهیان و دیگر آبزیان را که تعدادشان دست کم به یک تریلیون می رسد به حساب نیاورده است. هر میلیارد یعنی یک هزار میلیون! و هر تریلیون یعنی یک میلیون میلیون! بنابراین ما سالانه مسئولِ چنین میزان وحشتناکی از مرگ و میر هستیم.
بدون شک استفاده از حیوانات به عنوان غذا در بهترین حالت منجر به تحمیلِ رنجی عظیم به آن ها و ضرورتاً منجر به مرگشان خواهد شد. شاید بعضی از ما فکر کنیم مصرف محصولات لبنی و تخم مرغ لزوماً به کشتن حیوانات نمی انجامد، اما همان طور که بعداً با ذکر جزئیات بیشتر خواهیم دید، این موضوع صحت ندارد.
بنابراین، همان تحلیل پیشین را که همه به عنوان امری بدیهی پذیرفتیم، در موردِ استفاده از حیوانات به عنوان غذا نیز به کار می بریم: آیا دلیل مناسبی برای این کار داریم؟ آیا درخصوص این امر ضرورتی در کار است؟
پاسخ کوتاه به این سوال: خیر.
اما صبر کنید. آیا برای حفظ سلامتمان نیاز به خوردن حیوانات و محصولاتشان نداریم؟
خیر.
هیچ کس تایید نکرده است که خوردن غذاهای حیوانی از لحاظ پزشکی ضروری است. حتی آکادمی بسیار محافظه کار مواد غذایی و علوم تغذیه امریکا(۵) چنین گفته است:

آکادمی مواد غذایی و علوم تغذیه امریکا اعلام می دارد رژیم های برنامه ریزی شده گیاهی ـ شامل رژیم های مبتنی بر سبزیجات یا برنامه های غذایی وگان ـ سالم و از نظرِ تغذیه ای مکفی هستند. همچنین این برنامه های غذایی می توانند با پیشگیری از ابتلا به برخی بیماری ها و درمان آن ها برای سلامت سودمند باشند. برنامه های درست گیاه خواری برای تمام مراحل زندگی یک فرد اعم از بارداری، شیردهی، شیرخوارگی، کودکی و نوجوانی، و حتی برای قهرمانان ورزشی مناسبند.

از طرفی، روزبه روز پزشکان بیشتری به مضربودن محصولات حیوانی برای سلامتیِ انسان ها اذعان می کنند.
در اینجا می توانیم درباره مطالعات گسترده ای که بیانگر نقش مضرِّ محصولات حیوانی در سلامتمان هستند، بحثی طولانی را آغاز کنیم؛ اما این کار را نخواهیم کرد، چرا که خواه با مضربودن محصولات حیوانی موافق باشیم خواه نه، بی شک درباره این مطلب که مصرفِ محصولات حیوانی برای دستیابی به سلامت کامل و مطلوب ضروری نیست، بحثی وجود ندارد. به بیان دیگر، حتی اگر اعتقاد نداشته باشیم که با مصرف معقول محصولات وگان سالم تر خواهیم بود، هیچ دلیلی هم نداریم که این محصولات را برای سلامتمان مضر بدانیم.
علاوه بر این، درمورد اینکه دامپروری به یک فاجعه زیست محیطی بدل شده، اتفاق نظرِ گسترده ای وجود دارد. علی رغم برآوردهای متفاوت، تولید غذاهای حیوانی بدون شک استفاده بی رویه و اسرافکارانه ای از پروتئین های گیاهی به حساب می آید، چرا که حیوانات برای تولید یک کیلو گوشت، نیازمند مصرف چندین کیلو غله و علوفه هستند. به عنوان مثال، به گفته دیوید پیمنتل(۶) و مارسیا پیمنتل،(۷) استادان دانشگاه کورنل،(۸)و(۹) برای تولید یک کیلوگرم گوشت گاو ۱۳ کیلو غله و ۳۰ کیلو علوفه، برای یک کیلوگرم گوشت گوسفند ۲۱ کیلو غله و ۳۰ کیلو علوفه، برای یک کیلوگرم گوشت خوک ۹ /۵ کیلو غله، و برای یک کیلو گوشت بوقلمون ۸/ ۳ کیلو غله لازم است. همچنین برای تولید یک کیلوگرم گوشت مرغ ۳ /۲ کیلو غله و برای یک کیلوگرم تخم مرغ ۱۱ کیلو غله مصرف می شود. در عین حال میزانِ غله مصرفیِ چارپایان در امریکا هفت برابرِ غله مصرفی توسط تمام جمعیت این کشور است و این میزان غله قادر خواهد بود ۸۴۰ میلیون انسان با رژیم غذایی گیاهی را تغذیه کند.

نظرات کاربران درباره کتاب اجازه هست شما را بخورم؟!!

good
در 1 سال پیش توسط Nsa...359
یک کتاب مؤجز و مختصر و ساده و بی شیله پیله در دفاع از حقوق حیوانات و وگانیسم
در 6 ماه پیش توسط far...e84
جامع و کامل و مفید
در 4 هفته پیش توسط erf...900