فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشنایی با قرآن

کتاب آشنایی با قرآن
تفسیر سوره‌های الرحمن، واقعه، حدید، ممتحنه

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آشنایی با قرآن

کتاب حاضر جلد ششم مجموعه آشنایی با قرآن است که شامل تفسیر قسمتهایی از سوره‌های الرحمن، واقعه، حدید، حشر و ممتحنه توسط شهید آیت‌اللّه‌ مطهری می‌باشد. سبک این جلسات مانند همه سخنرانیها و درسهای استاد شهید سبک «سهل و ممتنع» است، از طرفی از بیانی رسا و روان برخوردار است و از طرف دیگر دارای محتوایی غنی است.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.89 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آشنایی با قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تفسیر سوره الرحمن

۱

بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمد للّه ربّ العالمین بارئ الخلائق اجمعین و الصلوه و السّلام علی عبداللّه و رسوله و حبیبه و صفیه سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم محمّد و آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین اعوذ باللّه من الشّیطان الرجیم:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. اَلرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُرْ انَ. خَلَقَ الْاِنْسانَ. عَلَّمَهُ الْبَیانَ. اَلشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسبانٍ. وَ النَّجْمُ وَالشَّجَرُ یسجُدانِ. وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضعَ الْمیزانَ. اَلاّ تَطْغَوْا فِی الْمیزانِ. وَ اَقیموا الوَزْنَ بِالْقِسطِ وَ لاتُخْسرُوا الْمیزانَ. وَ الْاَرْضَ وَضعَها لِلْاَنامِ. فیها فاکهَهٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْاَکمامِ. وَ الْحَبُّ ذُوالْعَصفِ وَ الرَّیحانُ. فَبِاَیِّ الاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ(۱).

سوره مبارکه رحمن است. تنها سوره ای است که خود سوره با یکی از اسماءاللّه آغاز می شود، با اسم مبارک «رحمن». ما در «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» بعد از «اللّه » با اسم «رحمن» روبرو می شویم. «رحمن» از نظر لغوی مبالغه در رحمت است، در عنایت و جود و بخشندگی؛ و این اسم به غیر خداوند اطلاق نمی شود، برخلاف بعضی از اسمهای دیگر مثل «رحیم». به غیر خدا هم «رحیم» می شود گفت. در واقع «رحیم» امری است که فی حد ذاته می تواند مراتب و درجات داشته باشد که شامل به اصطلاح رحمت امکانی هم بشود، یعنی رحمت از آن جهت که منسوب به یک ممکن الوجود است، و لهذا در قرآن به پیغمبر اکرم «رحیم» اطلاق شده است: «لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسکمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکمْ بِالْمُوْمِنینَ رَووفٌ رَحیمٌ»(۲). کلمه های «رووف» و «رحیم» هم از اسماءاللّه است ولی از اسمائی است که اختصاص به خداوند ندارد، یعنی در عین اینکه شانی از شوون الهی را بیان می کند به غیر خدا هم اطلاق می شود؛ یعنی رحمت به آن معنی که در «رحیم» هست و رافت به آن معنی که در «رووف» هست به اصطلاح درجه امکانی هم دارد که می شود آن را به یک ممکن نسبت داد. ولی «رحمن» به آن معنای «مبالغه ای» که دارد، یعنی آن نهایت درجه رحمت و رحمتِ شامله ای که تمام هستی را دربرگرفته است، مثلاً خود پیغمبر هم به تمام وجود خودش مشمول رحمن است، و هر موجود و مخلوق دیگری. این اسم به غیر خدا اطلاق نشده است.
اکثریت قریب به اتفاق آیات این سوره مبارکه تذکر و یادآوری نعمتها و آلاء پروردگار است، ولهذا از یک طرف با لفظ «اَلرَّحْمنُ» شروع می شود [ که] رحمت است و از طرف دیگر مکرر مانند یک ترجیع بند ۳۱ بار این آیه تکرار شده است: «فَبِاَیِّ الاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ». مخاطب، جن و انس هستند: پس به کدام یک از نعمتهای الهی تکذیب می آورید، یعنی کدام یک از نعمتهای الهی را می توانید انکار کنید؟ پس اصلاً روح و سیاق این سوره تذکر و یادآوری نعمتهاست برای اینکه انسان متنبّه و متوجه باشد که نعمتهای الهی را چه ذهنا و فکرا و چه عملاً مورد انکار قرار ندهد و همیشه به آن نعمتها توجه داشته باشد. توجه به نعمت، روح شکر و سپاسگزاری را در انسان به وجود می آورد و انسان را بیشتر متذکر خدا می کند و بیشتر در صراط عبودیت قرار می دهد و از مخالفت و عصیان باز می دارد.

یادآوری نعمتها:

۱. تعلیم قرآن

حال می خواهیم ببینیم که این نعمتها را که خدا در قرآن می خواهد بشمارد چگونه شمارش می کند؟ در این شمارش کردن ها مسلّما حسابی در کار است، [ چون مربوط به] خلقت است، خصوصا که بعد هم همواره صحبت از حُسبان و میزان و نظام موجود در کار عالم است و قهرا نمی تواند خود قرآن که جزئی از کار پروردگار است از حسبان و نظام خارج باشد [ بلکه] این هم خودش حسابی و نظامی دارد. ببینیم خدای رحمن که با اسم «الرحمنِ» خودش با ما مواجه است از چه نعمتی شروع کرده؛ نعمت اول، نعمت دوم، نعمت سوم، و چه را بیان می کند. بلافاصله می فرماید: «اَلرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْانَ» خدای رحمن قرآن را آموخت. ضمیر مفعول یا اسم مفعولش هم بیان نشده [که آیا] قرآن را به پیغمبر آموخت؟ قرآن را به وسیله پیغمبر به مردم آموخت؟ یا قرآن را به پیغمبر و مردم همه آموخت، به پیغمبر از طریق وحی و به مردم از طریق پیغمبر؟ معلوم است که وقتی متعلَّق ذکر نمی شود برای این است که نمی خواهد اختصاص بدهد والاّ می توانست بفرماید: «اَلرَّحْمنُ عَلَّمَک الْقُرْانَ» رحمن، تو را ای پیغمبر قرآن آموخت، چنانکه بعضی جاها داریم: «وَعَلَّمَک ما لَمْ تَکنْ تَعْلَمُ»(۳) و اگر مقصود فقط مردم می بودند، مثلاً می فرمود: «عَلَّمَکمُ الْقُرْانَ» یا «عَلَّمَ الْانْسانَ الْقُرْانَ» که بعد می گفتیم از پیغمبر انصراف دارد. وقتی که متعلَّق ذکر نمی شود معلوم است که نظر به متعلَّق خاص نیست. همین طور که بعضی از مفسرین هم گفته اند، در اینجا نمی فرماید قرآن را نازل فرمود، می فرماید قرآن را تعلیم داد؛ یعنی اول قرآن را به صورت یک حقیقت موجود فرض می کند، که آن حقیقتی که قبلاً وجود داشته تنزیلش همان تعلیمش است و تعلیمش مساوی با تنزیلش است.
قبلاً گفته ایم که از خود قرآن فهمیده می شود که قرآن حقیقتی دارد مافوق کلمات و الفاظ و در آن، تفصیل(۴) و مانند آن وجود ندارد و پیغمبر اکرم یک بار قرآن را به آن صورتِ به اصطلاح جُمْلی خودش تلقّی کرده است و بعد به صورتهای تفصیلی. آنجا که از نزول اجمالی قرآن تعبیر می شود با کلمه «انزال» بیان می شود: «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیلَهِ الْقدْرِ»(۵) تمام قرآن به آن صورت در شب قدر نازل شد، و آنجا که به تفصیل، آیه آیه و به صورت الفاظ [ فرود] می آید با کلمه «تنزیل» بیان می شود. این نشان می دهد که قرآن به عنوان یک حقیقت غیبی ـ که این الفاظ، مظاهر و تنزّل یافته های آن حقیقت غیبی هستند ـ قبل از پیغمبر وجود داشته و بعد پیغمبر به آن می رسد و بلکه قبل از خلقت عالم و قبل از خلقت انسان وجود داشته است چون یک حقیقت مجرد است.

۲. خلقت انسان

قرآن از اینجا شروع می کند: رحمن (خدای رحمن) قرآن را تعلیم داد، که همان تعلیمش عین تنزیلش است (قرآن را به بشر فرود آورد). بعد از این است که می فرماید: «خَلَقَ الْاِنْسانَ». نفرمود: «اَلرَّحْمنُ خَلَقَ الْاِنْسانَ عَلَّمَ الْقُرْانَ» با اینکه انسان این طور فکر می کند که طبق قاعده باید بگوید که خدای رحمن انسان را آفرید و قرآن را تعلیم داد. از نظر انسان اگر حساب کنیم اول انسان آفریده می شود، بعد انسان قرآن و هرچیز دیگر را می آموزد. خلقت انسان بر آموختن انسان قرآن را، تقدم دارد، و بلکه به حسابی (اگر کسی بگوید که قرآن جز همین الفاظ نیست) بر خلقت قرآن هم تقدم دارد چون قرآن بعد از اینکه پیغمبر خلق شده و سال چهلم تولد او فرا رسیده است در طول ۲۳ سال خلق شده است. ولی در اینجا تعلیم قرآن بر خلقت انسان مقدّم شده است. یک وجه آن ـ که همه مفسرین قبول دارند ـ این است که می خواهد به این بیان اهمیت فوق العاده این نعمت را ذکر کند که این نعمتِ هدایت به وسیله قرآن، آنقدر اهمیت دارد که باید قبل از نعمت خلقت ذکر شود. و اما یک وجه دیگر ـ همین طور که عرض کردم و بعضی از مفسرین گفته اند ـ این است که در اینجا عنایت دیگری است به تقدم وجودی قرآن بر انسان به آن نوع وجودی که غیر از وجود الفاظش است. پس باز اول قرآن خلق شده است و بعد انسان. به هر حال نکته ای که برای ما عملاً آموزنده است توجه به اهمیت این نعمت بزرگ یعنی نعمت قرآن است و اهمیت نعمت علم و تعلیم به طور کلّی. گو اینکه اینجا تعلیم قرآن [ ذکر شده] است ولی بالاخره تعلیم است و باب، باب علم است.
در سوره «اقرا» نیز این طور می خوانیم: «اِقْرَاْ باِسمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ. خَلَقَ الْاِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. اِقْرَاْ وَ رَبُّک الْاَکرَمُ. اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْاِنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ»(۶). آنجا هم سخن از خلقت و تعلیم است ولی در آنجا چون سخن از تعلیم قرآن بالخصوص نیست (عَلَّمَ الْاِنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ انسان را چیزی که نمی دانست آموخت، عَلَّمَ بِالْقَلَم قلم را به انسان آموخت، نوشتن را به انسان آموخت) قهرا خلقت مقدم است بر تعلیم و تعلّم؛ اول خلقت انسان یاد شده، بعد تعلیم و تعلّم. اما اینجا که سخن از تعلیم قرآن است، تشریف و احترام و اهمیت و عظمت قرآن اقتضا کرده است که ترتیب در جهت عکس قرار بگیرد، اول سخن از تعلیم بیاید بعد سخن از خلقت.

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با قرآن