فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آینده انقلاب اسلامی

کتاب آینده انقلاب اسلامی

نسخه الکترونیک کتاب آینده انقلاب اسلامی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آینده انقلاب اسلامی

کتاب حاضر شامل مجموعه سخنرانیها و مصاحبه‌های استاد شهید آیت‌اللّه‌ مطری درباره انقلاب اسلامی ایران است که بخش اعظم آن در فاصله زمانی پیروزی انقلاب اسلامی تا شهادت آن عالم ربانی (یعنی دو ماه و بیست روز) انجام شده است. دو سخنرانی از این مجموعه در زمان اوج نهضت اسلامی ایراد شده، اولی تحت عنوان «اهداف روحانیت در مبارزات» که در آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه صنعتی شریف در همایشی به نام «همبستگی» صورت گرفته و دومی تحت عنوان «مفهوم آزادی عقیده» در دوم بهمن ۱۳۵۷ در دانشکده الهیات و معارف اسلامی ایراد شده است. این دو سخنرانی بخش اول و دوم این کتاب را تشکیل می‌دهند. از استاد شهید دو سخنرانی دیگر درباره «آزادی عقیده» موجود بود که در سال ۱۳۴۸ در حسینیه ارشاد انجام شده است. نظر به این که این دو گفتار با مباحث این کتاب سنخیت داشت و خصوصا مکمل بخش دوم بود، در پایان کتاب به صورت بخش ضمیمه آورده شد. بخش سوم این کتاب «تحلیل انقلاب ایران» نام گرفته است که مجموع دو سخنرانی همراه با پرسش و پاسخ آن متفکر شهید است و در فروردین ۱۳۵۸ در انجمن اسلامی پزشکان و در محل مسجد الجواد تهران ایراد شده است. بخش چهارم، مجموع سخنرانیهای آن شهید عزیز در موضوع «آینده انقلاب اسلامی ایران» است که در اسفند ۱۳۵۷ در محل مسجد فرشته تهران صورت گرفته که شامل هفت سخنرانی است در این موضوعات: ماهیت انقلاب ایران، ریشه‌های انقلاب اسلامی، عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی، معنویت در انقلاب اسلامی، روحانیت و انقلاب اسلامی، نقش زن در جمهوری اسلامی. همچنین دو مقاله از استاد وجود داشت، یکی با عنوان «وظایف حوزه‌های علمیه» و دیگری با عنوان «نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران». مناسب دیده شد که اولی پس از بحث «روحانیت و انقلاب اسلامی» و دومی پس از بحث «نقش زن در جمهوری اسلامی» درج گردد. بخش پنجم این کتاب «درباره جمهوری اسلامی» است و شامل یک مصاحبه مطبوعاتی و سه مصاحبه تلویزیونی است. در ابتدای مصاحبه‌های تلویزیونی مناسب دیده شد که مطلبی از یادداشتهای استاد درباره شبهاتی که درباره «جمهوری اسلامی» مطرح است آورده شود.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۳۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آینده انقلاب اسلامی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه چاپ بیست و پنجم

کتاب حاضر شامل مجموعه سخنرانیها و مصاحبه های استاد شهید آیت اللّه مطری درباره انقلاب اسلامی ایران است که بخش اعظم آن در فاصله زمانی پیروزی انقلاب اسلامی تا شهادت آن عالم ربانی (یعنی دو ماه و بیست روز) انجام شده است. دو سخنرانی از این مجموعه در زمان اوج نهضت اسلامی ایراد شده، اولی تحت عنوان «اهداف روحانیت در مبارزات» که در آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه صنعتی شریف در همایشی به نام «همبستگی»(۱) صورت گرفته و دومی تحت عنوان «مفهوم آزادی عقیده» در دوم بهمن ۱۳۵۷ در دانشکده الهیات و معارف اسلامی ایراد شده است. این دو سخنرانی بخش اول و دوم این کتاب را تشکیل می دهند. از استاد شهید دو سخنرانی دیگر درباره «آزادی عقیده» موجود بود که در سال ۱۳۴۸ در حسینیه ارشاد انجام شده است. نظر به این که این دو گفتار با مباحث این کتاب سنخیت داشت و خصوصا مکمل بخش دوم بود، در پایان کتاب به صورت بخش ضمیمه آورده شد.
بخش سوم این کتاب «تحلیل انقلاب ایران» نام گرفته است که مجموع دو سخنرانی همراه با پرسش و پاسخ آن متفکر شهید است و در فروردین ۱۳۵۸ در انجمن اسلامی پزشکان و در محل مسجد الجواد تهران ایراد شده است. بخش چهارم، مجموع سخنرانیهای آن شهید عزیز در موضوع «آینده انقلاب اسلامی ایران» است که در اسفند ۱۳۵۷ در محل مسجد فرشته تهران صورت گرفته که شامل هفت سخنرانی است در این موضوعات: ماهیت انقلاب ایران، ریشه های انقلاب اسلامی، عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی، معنویت در انقلاب اسلامی، روحانیت و انقلاب اسلامی، نقش زن در جمهوری اسلامی. همچنین دو مقاله از استاد وجود داشت، یکی با عنوان «وظایف حوزه های علمیه» و دیگری با عنوان «نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران». مناسب دیده شد که اولی پس از بحث «روحانیت و انقلاب اسلامی» و دومی پس از بحث «نقش زن در جمهوری اسلامی» درج گردد.
بخش پنجم این کتاب «درباره جمهوری اسلامی» است و شامل یک مصاحبه مطبوعاتی و سه مصاحبه تلویزیونی است. در ابتدای مصاحبه های تلویزیونی مناسب دیده شد که مطلبی از یادداشتهای استاد درباره شبهاتی که درباره «جمهوری اسلامی» مطرح است آورده شود.
کتاب را با یک «دیباچه» آغاز کرده ایم شامل قطعه شعری از استاد شهید در غم فراق امام خمینی که آن را در ایام حبس در زندان موقت شهربانی پس از قیام ۱۵ خرداد سروده اند، و نیز شامل متن خیر مقدم به امام خمینی در فرودگاه مهرآباد تهران است که به قلم آن فیلسوف و مجاهد شهید به رشته تحریر در آمده است.
بخش عمده این کتاب، قبلاً به صورت کتابهای پیرامون انقلاب اسلامی و پیرامون جمهوری اسلامی منتشر شده است. کتاب پیرامون انقلاب اسلامی که اولین بار سال ۱۳۵۹ و قبل از تشکیل «شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید» منتشر شده است، از نظر نحوه تنظیم که مبتنی بر تلفیق سخنرانیها و حذف برخی قسمتهاست با معیارهای این شورا که مبتنی بر عدم تلفیق و حفظ امانت است سازگار نبود، لذا لازم دیده شد که از نو به دقت تنظیم گردد. البته نوار دو سخنرانی «عدالت اجتماعی» و «معنویت در انقلاب اسلامی» موجود نبود و همان متن قبلی آنها با ویرایش جدید آورده شد. در تنظیم مجدد، معلوم شد که قسمتهای اندکی در آن چاپ حذف گردیده است.
بنابراین، این چاپ با تنظیم دقیق و برخی اضافات عرضه می گردد، ضمن این که با حروفچینی جدید و قطع و طرح جلد جدید منتشر می شود. همچنین مطالب کتاب فصل بندی و تیترگذری شده است و در مجموع با مزایای فراوان نسبت به چاپهای قبلی دو کتاب مذکور تقدیم علاقه مندان و روشنفکران آن اسلام شناس گرانقدر می گردد، امید است مورد قبول و پسندشان قرار گیرد.
این کتاب را باید از شاهکارهای آیت اللّه مطهری به حساب آورد، زیرا اکثر مطالب این کتاب محصول سخنرانیهای آن شهید در زمان اوج نهضت اسلامی و در فاصله هشتاد روز پیروزی انقلاب تا شهادت ایشان است، یعنی ایامی که استاد به شدت درگیر مسائل انقلاب از قبیل ماموریت تشکیل شورای انقلاب از سوی امام(ره) و ریاست کمیته استقبال از امام و سپس اداره شورای انقلاب و به طور کلی رتق و فتق امور انقلاب بوده اند و فرصتی برای مطالعات علمی نبوده است، در عین حال می بینیم این گفتارها از غنا و عمق زیاد برخوردار است و این حاکی از گستردگی مطالعات آن شهید و آمادگی برای چنین روزی بوده است.
استاد شهید ـ چنان که ویژگی ایشان بود ـ همه مسائلی را که حدس می زدند در آینده نزدیک در متن جامعه انقلابی مطرح خواهد شد، از قبیل آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، استقلال فرهنگی و ولایت فقیه در این گفتارها مطرح کرده اند و به بهترین نحو تحلیل نموده اند به طوری که می توان ادعا کرد در خصوص مسائل فکری مربوط به انقلاب اسلامی کتابی به جامعیت و عمق این کتاب یافت نمی شود. حال اگر منافقان فرصت ادامه حیات به آن شهید می دادند چه محصولات فکری که از این درخت تناور پدید می آمد!
نکته قابل ذکر این است که برخی مطالب مشترک در بخشهای مختلف کتاب هست که ناشی از اشتراک موضوع است. نکته دیگر این که بجاست که نظریات آن متفکر شهید در خصوص حفظ و تداوم انقلاب اسلامی بیشتر مورد توجه ما واقع شود. به عنوان نمونه ایشان در چند موضع این کتاب تاکید دارند که روحانیون حتی در جمهوری اسلامی پستهای دولتی را نپذیرند و از دولتی شدن بپرهیزند و همچنان در کنار مردم باقی بمانند، چنان که در چند موضع دیگر بر مسئله تشکیل دایره امر به معروف و نهی از منکر که زیر نظر روحانیت باشد و بر امور گوناگون مردم و دولت نظارت داشته باشد تاکید نموده اند، همچنان که در چند موضع بر «آزادی تفکر و بیان» خالی از نفاق اصرار ورزیده اند.
امید است این اثر آن متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام که حاصل عمر و پاره تن امام خمینی بود و رهبر معظم انقلاب آثار او را مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی دانسته و خود را شاگرد ایشان به شمار آورده اند، همچون دیگر آثار آن عالم ربانی شهید در آشنایی مسلمانان با معارف اسلامی و خصوصا در ادامه راه درست انقلاب اسلامی مفید و موثر افتد.

دی ماه ۱۳۸۵
برابر با ذیحجه ۱۴۲۷

متن خیر مقدم بازگشت امام خمینی به ایران که در فرودگاه

مهرآباد تهران قرائت شد (به قلم استاد مطهری)

بسم اللّه الرحمن الرحیم
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهوقا.(۲)
فَاِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبونَ.(۳)
ای روح خدا و ای ابراهیم بت شکن اسلام و ای بنده پاکباز حق و ای جان عزیز ملت ایران! به عرض برسانم که:

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

ملت ایران چه چیزی از جان عزیزتر دارد که نثار مقدم فرخنده رهبر فداکار و روشن بین اش نماید، و چه ثنایی بالاتر از این سراغ دارد که او را بنده پاکباز حق بخواند.
ای بنده پاکباز خدا! ای مسلمان محمدی! ای شیعه صادق! ای آیت خدا! ملت ایران در شخصیت شما و از تجربه زندگی شما بالاخص در شانزده سال اخیر زعامت امت که به شما سپرده شد مصداق عینی وعده خدا به رزمندگان و پویندگان راهش را مشاهده می کند که اگر به یاری خدا بشتابید به یاری شما می شتابد و شما را ثابت قدم نگاه می دارد، و هر کسی از آنِ خدا باشد خدا از آن اوست.
هجرت شما از وطن عزیز در ۱۴ سال پیش تحت فشار و اجبار سمبلهای استبداد و استعمار، یادآور هجرت جدّ مکرمتان رسول خدا صلی الله علیه و آله و یاران بزرگوار اوست که به گناه خواستاری جامعه توحیدی از شهر و دیار خود رانده شدند (اَلَّذینَ اُخْرِجوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ اِلاّ اَنْ یقولوا رَبُّنَا اللّهُ)(۴) و بازگشت امروزتان یادآور فتح مبین و عظیم مکه است که سمبلهای زر و زور و بتهای فلزی و گوشتی یکی پس از دیگری از مقرّ حکمرانی به زیر آورده شدند و حکومت خدایی جایگزین حکومت طاغوتی گردید. لَقَدْ صَدَقَ اللّهُ رَسولَهُ الرُّوْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ اِنْ شاءَ اللّهُ امِنینَ(۵).
ملت ایران، جان بر کف در انتظار فرمان رهبر عظیم الشان خویش است و تا برقراری جامعه توحیدی، جامعه ای که در آن، انسان از قید بندگی انسان آزاد باشد و بهره کشی انسان از انسان ملغی گردد و از ناهمواریها و نابرابریهای مصنوعی اثری نماند و بتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یکسره سرنگون گردند و مساوات، برابری و برادری به معنی واقعی کلمه برقرار شود و آثار استبداد ۲۵۰۰ ساله و استعمار ۴۰۰ ساله محو گردد و در یک کلمه، بندگی از آنِ خدا و حکومت، حکومت الهی باشد، از پای نخواهد نشست.
جای چندین هزار شهید، شهیدان ۱۵ ساله اخیر که حرکت انقلاب مقدس اسلامی ما را با خون خود سرعت بخشیدند، خالی است که بازگشت مظفرانه رهبر خود و شکوفه های به ثمر رسیده نهال انقلاب را به چشم خود ببینند. اگر امروز در میان ما نیستند ارواح پاکشان ناظر و شاهد خواهد بود.
وَ السَّلامُ عَلَیک وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بفِنائِک وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُه.
برقرار باد جامعه توحیدی و جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی.

بخش اول: اهداف روحانیت در مبارزات

اهداف روحانیت در مبارزات(۶)

بسم اللّه الرحمن الرحیم
خدایا به یاد تو و به نام تو و به امید تو. موضوع سخن «اهداف روحانیت در مبارزات» است. من در این جلسه ضمن این که به اهداف کلی روحانیت در مبارزات خود در طول تاریخ اشاره می کنم، بیشتر می خواهم هدفهای روحانیت را در نهضت اسلامی معاصر موجود تشریح کنم.
ما امروز نهضتی اسلامی و تاریخی و عظیم و کم سابقه ـ اگر نگوییم بی سابقه ـ داریم موجود که از بطن جامعه ما برخاسته است و ما در متن آن قرار گرفته ایم و روحانیت ما این نهضت را رهبری می کند. می خواهیم هدفهای این نهضت را بشناسیم. اگر می گوییم هدفهای روحانیت یعنی هدفهای این نهضت، چون می دانیم که امروز تمام قشرها و طبقات مختلف ملت ایران در روحانیت تجسم پیدا کرده است و روحانیت در آن شخص بسیار بسیار بزرگ تاریخی (گریه استاد) که نامش و یادش قلب مرا به لرزه می آورد یعنی استاد بزرگوار ما آیت اللّه العظمی آقای خمینی تجسم یافته است.
ابوالعلای معرّیِ معروف در جلسه ای که با سید مرتضی علم الهدی برای اولین بار ملاقات کرد و شخصیت و عظمت او را دید، بعد که از او سوال کردند چه دیدی و کجا بودی و چگونه آدمی دیدی؟ شعر معروفی دارد، می گوید:

لَوْ جِئْتَهُ لَرَاَیتَ النّاسَ فی رَجُلٍ
وَ الدَّهْرَ فی ساعَهٍ وَ الاَرْضَ فی دارٍ

اگر بیایی آنجا ببینی، تمام مردم را در یک فرد و تمام دهر و روزگار و ساعات را در یک لحظه و تمام زمین را در یک خانه منحصر می بینی.

کمتر در تاریخ سابقه دارد که ملتی و خواسته های ملتی در یک فرد، اینچنین تشخص و تجسم پیدا کند و این همیشه در جایی است که آن فرد از فردیت خودش خارج شده است و تجسم ایده های عالی جامعه است. بنابراین هدفهای روحانیت یعنی هدفهای این نهضت و هدفهای این نهضت یعنی هدفهای روحانیت.

نهضتهای قرن اخیر

ما اگر بخواهیم هدفهای این نهضت را تشریح کنیم، آنهم در یک جلسه، بهتر این است که یک مقایسه اجمالی بکنیم میان هدفهای این نهضت و هدفهایی که بعضی مصلحان اسلامی مثل سید جمال الدین اسدآبادی به صورت فردی در قیامهای اصلاحی خود داشته اند و نیز هدفهای نهضتهای صدساله اخیر که یا به رهبری روحانیت و یا با شرکت و تایید روحانیت صورت گرفته است و هر کدام هدفی داشته است، مثل جنبش تنباکو که یک نهضت ضد استعماری، آنهم ضد استعمار اقتصادی بود و یا نهضت استقلال عراق که آن هم مانند نهضت تنباکو به رهبری روحانیت صورت گرفت. بعد از جنگ بین الملل اول و متلاشی شدن حکومت عثمانی، انگلیسها عراق را احتلال و اشغال کردند، روحانیت شیعه در آنجا قیام کرد، آیت اللّه میرزای شیرازی کوچک(۷) فرمان جهاد داد، مسلمانان کشته های زیادی دادند تا بالاخره استقلال عراق را به دست آوردند. آن نهضت هم یک مبارزه ضد استعماری بود ولی ضد استعمار سیاسی. و دیگر مبارزه و جنبش مشروطیت که در آن، روحانیت یکی از دو شریک بزرگ بود، یعنی روحانی و غیر روحانی هر دو در آن شرکت داشتند. جنبشی بود که ماهیت سیاسی داشت و ضد استبدادی بود. و دیگر جنبش ملی شدن صنعت نفت در بین سالهای ۲۹ تا ۳۲ که آن هم جنبش بزرگی در کشور ما بود؛ یک جنبش ضد استعمار اقتصادی که باز در این نهضت روحانیت شریک و موید بود ولی منحصر به روحانیت نبود. این نهضت هم ماهیت ضد استعماری داشت. بنابراین جنبش تنباکو ماهیت ضد استعمار اقتصادی، جنبش عراق ماهیت ضد استعمار سیاسی، جنبش مشروطیت ماهیت ضد استبداد و جنبش ملی شدن صنعت نفت ماهیت ضد استعمار اقتصادی داشته است.
ما می توانیم نهضت امروز را با هر یک از این نهضتها مقایسه کنیم، ببینیم آیا شبیه یکی از اینها هست و شبیه کدام یک از اینهاست و یا شبیه هیچ کدام نیست؟
یک سلسله حرکتها و نهضتهای کوچک و بزرگ دیگر هم در کشور ما وجود داشته و دارد: نهضتهایی برای آزادی، نهضتهایی برای دموکراسی، نهضتهایی به نام حقوق بشر، نهضتهایی بر ضد استثمار. این نهضت را با هر یک از اینها هم می توان مقایسه کرد که آیا شبیه یکی از اینهاست (و اگر هست شبیه کدام یک است) و یا شبیه هیچ کدام نیست؟
تشریح هدفهای یک نهضت از ماهیت آن نهضت جدا نیست، همچنان که از رهبری آن نهضت جدا نیست. ما نمی توانیم رهبری یک نهضت را تشریح کنیم بدون آن که ماهیت یا هدفهای آن نهضت را بشناسیم، یا هدفهایش را تشریح کنیم بدون آن که توجه به ماهیتش داشته باشیم، و یا ماهیتش را تعریف کنیم بدون آن که توجه به هدفها و رهبریهایش داشته باشیم.

آیا نهضتها تک ماهیتی هستند یا چند ماهیتی؟

نهضتها و جنبشها اولا خود یک واقعیتی دارند؛ یعنی هر جنبشی خودش یک پدیده عینی اجتماعی است نه مجموع یک سلسله کارهای پراکنده، یک واحد واقعیت دار اجتماعی است. ثانیا بعضی چنین خیال می کنند که نهضتهای اجتماعی دنیا شکلهایشان فرق می کند اما ماهیت و هدفهای آنها همیشه یک چیز بیشتر نیست. شکل نهضتهاست که یک نهضت سیاسی است، یک نهضت فرهنگی است (فلسفی، ادبی، علمی، صنعتی) و یک نهضت مذهبی است. خیال می کنند که اینها به شکل نهضتها مربوط است و به ماهیت و محتوای آنها مربوط نیست. کما این که در این صورت قهرا هدفهای اصیل هم در همه جا یکی است. صورت و ظاهر هدفها و مقصدها متفاوت است؛ یکی را آدم خیال می کند سیاسی است، یکی را خیال می کند فرهنگی است، یکی را خیال می کند نظامی است، یکی را خیال می کند ادبی است، یکی را خیال می کند اقتصادی است؛ ولی ماهیت همه یکی است.
این البته نظریه بسیار نادرستی است و از نشناختن انسان و جامعه انسان ناشی می شود. یکی از تحقیرهای بزرگی که به انسانیت شده است همین است که خواسته اند برای تمام جامعه ها، برای تمام نهضتها و جنبشها ماهیت مادی قائل شوند و جنبه های معنوی یعنی جنبه های انسانی و انسانیت را یک امر غیر اصیل و روبنایی و فرعی و طفیلی و یک امری که مقوّم واقعیت نهضتها نیست بدانند؛ یعنی در هر نهضتی، برداشتی اقتصادی از تاریخ و برداشتی تاریخی از اقتصاد و برداشتی تاریخی و اقتصادی از انسان بدون برداشتی انسانی از تاریخ و جامعه و اقتصاد؛ و تحقیری از این بالاتر بر انسان وارد نشده است. جنبشها مسلّما متفاوت است؛ بعضی ماهیت سیاسی دارد، بعضی ماهیت فرهنگی دارد، بعضی ماهیت علمی دارد، بعضی ماهیت مذهبی دارد. اینها با یکدیگر مختلف و متفاوت است.

اهداف اصلاحی سید جمال

سید جمال را به عنوان یک فرد در نظر می گیریم. اهداف او مشخص است و خودش مشخص کرده است. شخصیتی بود ضد استبداد و ضد استعمار در هر سه شکل استعمار: استعمار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، که همه اینها در کلمات سید جمال مطرح است. مردی بود طرفدار بازگشت به اسلام نخستین، به قرآن و سنت و سیره سلف صالح به قول خودش و مبارزه با خرافاتی که به اسلام در طول تاریخ بسته شده است. مردی بود طرفدار یک نهضت فرهنگی در جهان اسلام و طرفدار علم، و بالخصوص مردی بود که همبستگی دین و سیاست را تبلیغ کرد و این را در حدودی که برای یک فرد مقدور بود به جامعه اسلامی تفهیم کرد که مسئله جدایی دین از سیاست نیرنگی است که سیاست بازان عالم ساخته اند. در دین، بالخصوص دین اسلام، سیاست یکی از عزیزترین اجزاء است و جدا کردن سیاست از اسلام به معنی جدا کردن یکی از عزیزترین اعضای اسلام از پیکر اسلام است. و دیگر مسئله اتحاد اسلام به تعبیر خود او. یکی از هدفهای سید جمال اتحاد اسلام بود؛ یعنی می خواست با این تفرقه هایی که استبدادها در طول حدود چهارده قرن و استعمار در طول سه چهار قرن اخیر به وجود آورده است، چه تفرقه های به صورت مذهبی و چه تفرقه های به صورت ملی و چه به صورتهای دیگر، مبارزه کند و معتقد بود که یک روح واحد بر تمام ملل اسلامی حاکم است و نیازمند به بیداری است.

مقایسه هدفهای این نهضت با نهضتهای قرن اخیر

ممکن است بپرسید آیا در نهضت فعلی، هدفهای روحانیت همان هدفهای سید جمال است؟ جواب این است: آری و نه. آری، یعنی تمام هدفهای سید جمال در هدفهای این نهضت مندرج است. می بینیم رهبران نهضت، همه اینها را طرح کرده اند و در مردم ما هم آگاهی نسبت به همه اینها پیدا شده است. امروز در مردم ما آگاهی ضد استبداد، ضد استعمار، ضد خرافه، طرفداری از اتحاد و وحدت اسلام، طرفداری از همبستگی دین و سیاست، طرفداری از علم و مدرسه و فرهنگ، همه اینها هست. اما «نه» یعنی هدفهای این نهضت محدود به هدفهای سید جمال نیست. هدفهای سید جمال به عنوان یک مصلح بزرگ اسلامی یک جزء و یک قسمت از هدفهای نهضت اسلامی بزرگ ماست.
آیا هدف این نهضت همان هدف جنبش تنباکو است، یعنی ضدیت با استعمار اقتصادی؟ آری و نه. آری، یعنی آن هم جزء هدفهای این نهضت است، و نه: اما منحصر به آن نیست. آیا ضد استعمار سیاسی است نظیر انقلاب عراق؟ باز آری و نه، آن هم جزء هدفهاست ولی محدود به آن نیست. آیا ضد استبداد است؟ آری و نه. آیا ضد استعمار اقتصادی است، مثل نهضت ملی شدن صنعت نفت؟ باز آری و نه. آیا این نهضت ضد استثمار است؟ آری و نه، ضد استثمار هست اما محدود به آن نیست. آیا برای آن چیزی است که امروز آن را حقوق بشر می نامند؟ باز آری و نه؛ ما به آنچه که طرفداران حقوق بشر می گویند احترام می گزاریم ولی به عنوان جزئی از هدفهای نهضت اسلامی خودمان نه به عنوان تمام هدفهای این نهضت. دموکراسی چطور؟ باز آری و نه.

ماهیت اسلامی این نهضت

علتش این است که این نهضت ماهیت صد در صد اسلامی پیدا کرده و در تمام اقشار جامعه ما نفوذ کرده است، آنهم چه نفوذی! وقتی که مثلا یک دعوت به تعطیلی، دعوت به اعتصابی از ناحیه رهبران و بالخصوص رهبر بزرگ صادر می شود، در تمام اقشار این مملکت طنین می افکند، در شهر همان مقدار طنین دارد که در روستا، در میان باسواد همان مقدار طنین دارد که در میان بی سواد، در میان کارگر همان مقدار طنین دارد که در میان کارمند و در میان کشاورز و در میان معلم و در میان طلبه و دانشجو، چون سر و کارش با یک نوع آگاهی دیگری است که نامش خدا آگاهی است. تذکرات، تذکرات پیامبرانه است؛ همه هدفها را با نورافکن خودآگاهی خدایی می بیند. ما هیچ نهضتی از نهضتهای صدساله اخیر و نیز قبلش را و هدفهای هیچ مصلحی و هیچ قیامی (چه اسلامی و چه غیر اسلامی) را نمی شناسیم که بتوانیم نهضت موجود و هدفهایش را با آن مقایسه کنیم. تنها نهضتی که شاید بشود این نهضت را با آن مقایسه کرد و در واقع نهضت ما بچه و خلف صالح آن نهضت است، نهضت صدر اسلام است مادام که در تحت رهبری رسول اکرم یا امیرالمومنین علی علیه السلام بود و یا در دوره ای که همان رهبری تا حد زیادی حکومت می کرد. نهضت صدر اسلام محدود به هیچ یک از این حدود نیست.
این است که این نهضت در ابتدای کار دست انداخته است روی حساسترین و اساسی ترین نقطه ها، یعنی همان کاری که در صدر اسلام شد. در دوره های بعد، روحانیت فکر می کرد نوعی تقسیم کار میان خودش و مومنین برقرار کرده است و آن این است که وظیفه خودش را گذشته از وظایف خاص روحانی (تعلیم و آموزش اسلام و تربیت اسلامی) نظارت و کنترل جامعه در حد امر به معروف و نهی از منکر می دانست و می خواست مسلمانان دیگر، طبقات و قشرهای دیگر، این وظیفه [ یعنی تشکیل حکومت اسلامی] را به درستی انجام دهند. این بود که با انحرافات مبارزه می کرد ولی بیش از این دیگر جلو نمی آمد. ولی امروز نهضت ما دارد از نهضت صدر اسلام پیروی می کند، یعنی قبل از هر چیزی به سراغ نظام حاکم فاسد می رود و به اینجا رسیده است که تا نظام حاکم فاسد وجود دارد هر اقدام دیگری یا بی فایده است یا کم فایده. این است که شما می بینید در صدر برنامه نهضت روحانیت ما مسئله حکومت اسلامی مطرح است، در صورتی که در جنبشهای دیگر این مسئله یا اصلا مطرح نبوده و یا اگر بوده به این صراحت مطرح نبوده است. این هدف در صدر همه هدفهای نهضت روحانیت ما قرار گرفته است و امروز رهبری روحانیت در اثر تجربه های زیاد و طولانی به همین نتیجه که گفتم رسیده است و معتقد است که تا آن اساس، درست و اصلاح نشود و در حقیقت تغییری بنیادین در تشکیلات اجتماعی به وجود نیاید کوشش برای تامین سایر هدفها به نتیجه نمی رسد و در حقیقت باید گفت بی مورد است.

پدیده استعمار

البته نهضتهای اسلامی در عین این که از نظر اصول کلی از یک کادر معین خارج نیستند، از نظر اهداف کوچک و جزئی [ متفاوت اند. مثلا امروز یکی از هدفهای نهضتهای اسلامی مبارزه با استعمار است(۸)] ولی در صدر اسلام، ما پدیده ای به نام استعمار به مفهومی که امروز وجود دارد نداشته ایم. این که ملتی ملت دیگر را در خدمت خودش قرار بدهد، بر مقدّرات آن ملت حکومت کند، به جای آن ملت بر آن ملت سیاست براند و حکومت کند، به جای آن ملت از منابع اقتصادی او استفاده کند، فرهنگ خودش را با لطایف الحیل بر فکر و مغز آن مردم تحمیل کند، یک پدیده جدید است، مربوط به عصر جدید است و از عمرش سه چهار قرن بیشتر نمی گذرد که ملتی در حالی که خودش را آزاد می پندارد، به ظاهر هم خودش را آزاد و مستقل می بیند و همه چیز دارد، در باطن تحت قیمومت یک ملت دیگر است و آن ملت با دستهای نامرئی خود دارد او را غارت می کند. این یک پدیده جدید است. ولی مبارزه با این پدیده جدید در کادر کلی اصولی اسلامی وجود دارد. اسلام که در صدر برنامه خودش مبارزه با ظلم و غارتگری را قرار داده است، وقتی که ظلم و غارتگری فرد را تحمل نمی کند به طریق اولی ظلم و غارتگری یک ملت را بر ملت دیگر تحمل نمی کند چون اسلام در تعلیماتش نشان داده است که برای حقوق جامعه حساسیت بیشتری از حقوق فرد قائل است.
امیرالمومنین در جمله ای که در یکی از نامه هایشان در نهج البلاغه است می فرماید: اَعْظَمُ الْخِیانَهِ خِیانَهُ الاُمَّهِ وَ اَفْظَعُ الْغِشِّ غِشُّ الاَئِمَّهِ(۹). بزرگترین خیانتها خیانت به جامعه است، خیانت به فرد هرگز در حد خیانت به جامعه نیست.
بنابراین اسلام با استعمار هم مبارزه دارد گو این که استعمار در آن زمان نبوده. در زمان امیرالمومنین مبارزه بر ضد استعمار آنچنان که در این زمانها وجود دارد وجود نداشته ولی در برنامه و طرحهای اسلام چیزهایی که شامل مبارزه با استعمار هم بشود به نحو اکید و شدید وجود دارد؛ اصول کلی هست که این اصول کلی در همه جا وجود دارد.
جمله هایی است در نهج البلاغه و عین همین جمله ها در یکی از خطابه های حسین بن علی علیه السلام هست که آن خطابه در آن مجتمع معروف در دوره دیکتاتوری و اختناق عجیب معاویه ـ که دو نفر اگر می خواستند حدیثی در فضیلت علی علیه السلام نقل کنند، در صندوقخانه هم به زحمت جرات می کردند ـ ایراد شده است. حسین بن علی علیه السلام از اجتماع حج در منی و عرفات استفاده فرمود، کبار اصحاب را در آنجا جمع کرد و تصمیم قیام اصلاح طلبانه خودش را اعلام کرد و همین جمله ها را که از پدرش است به آنها فرمود. این جمله ها کلیاتی را برای همه هدفهای اسلامی به طور کلی، گذشته از این که هر زمانی خصوصیاتی دارد که زمان دیگر ندارد، مشخص می کند.
آن جمله ها این است: اَللّهُمَّ اِنَّک تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یکنِ الَّذی کانَ مِنّا مُنافَسَهً فی سُلْطانٍ وَ لاَ الِتماسَ شَیْ ءٍ مِنْ فُضولِ الْحُطامِ یعنی خداوندا تو خودت می دانی که حرکتها، جنبشها، قیامها، اعتراضها، جنگیدنها و مبارزه های ما رقابت در کسب قدرت نبود، برای تحصیل قدرت برای یک فرد نبود، به عنوان جاه طلبی نبود، برای جمع آوری مال و منال دنیا و برای زیاده طلبی در مال و منال دنیا نبود و نیست. پس هدف چیست؟ وَلکنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دینِک وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فی بِلادِک فَیاْمَنَ الْمَظْلومونَ مِنْ عِبادِک وَ تُقامَ الْـمُعَطَّلَهُ مِنْ حُدودِک(۱۰). این چهار جمله یک کادر کلی را مشخص می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب آینده انقلاب اسلامی

خیلی دروغگو هستید برای تبلیغ زدید برای اولین خرید ۵۰ تخفیف ولی دروغه کل مبلغ رو از من کم کرد. شرم آوره که به حرفتون پایبند نیستید.
در 8 ماه پیش توسط محمد بهمن آبادی