فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شهرها و جامعه

کتاب شهرها و جامعه

نسخه الکترونیک کتاب شهرها و جامعه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شهرها و جامعه

جامعه ایران مانند دیگر جوامع طی چند دهه اخیر به سوی جامعه شهری در حال تحول بوده است. اکنون بیش از هفتاد درصد جمعیت ایران در شهرها زندگی می‌کنند و شیوۀ زندگی شهری و شهری‌شدن سایر جمعیت‌های روستایی و ایلی ایران را نیز متأثر ساخته است. شهری‌شدن جامعه ایران هم‌زمان و همراه با تأثیرپذیری از فرایندهای عمومی دیگر مانند رسانه‌ای شدن، صنعتی‌شدن، تجاری‌شدن، مصرفی‌شدن، جهانی‌شدن، فراغتی‌شدن، فردگرا شدن و فرایندهای فرهنگی دیگر است. این تحولات وضعیت جامعه شهری ایران را پیچیده ساخته و آن را به مهم‌ترین مسئله کلیت نظام اجتماعی درآورده است. شهری‌شدن جامعه ایران ضمن خلق فرصت‌های تازه و مهم برای توسعه همه‌جانبه، با چالش‌های گسترده و عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همراه است. ما اکنون بیش از هر زمان دیگر نیازمند روش‌ها و رویکردهای تازه و کارآمد برای شناخت و مدیریت شهری هستیم. ما باید بتوانیم هم‌زمان تجربه‌های مطالعات و مدیریت شهری در سطح جهانی و محلی را شناسایی و آنها را ارتقا بخشیم تا به دانش گسترده و عمیق شهری برای توسعه شهری و مدیریت آن دست یابیم.

ادامه...

بخشی از کتاب شهرها و جامعه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

مجموعه کتاب های فرهنگ و شهر شامل ترجمه ها، تالیف ها و تحقیقاتی است که برای توسعه گفتمان فرهنگ گرا در زمینه شناخت شهر و مدیریت شهری منتشر می شوند. هدف از انتشار این مجموعه، ارائه تازه ترین دیدگاه های معرفت شناسانه و مدیریتی در زمینه شهر است. دیدگاه های تازه در این حوزه معمولاً با نام چرخش فرهنگی شناخته می شوند. چرخش فرهنگی در دهه های اخیر واژه ای کلیدی برای تمام حوزه های مطالعاتی معطوف به جامعه و انسان از جمله شهر بوده است. در این چرخش معرفت شناسانه فرهنگ گرا در گفتمان مطالعات شهری، نه تنها موضوعات معطوف به وجوه نمادین و معنایی شهر (مانند فرهنگ شهر، خرده فرهنگ های شهری، شهروندی، اخلاق شهروندی، سبک های زندگی شهری، بازنمایی های شهر، سیمای شهر، شخصیت شهر، صنایع فرهنگی شهری، اقتصاد فرهنگ، شهر خلاق، هویت شهری، شهر یادگیرنده، تاریخ شهر، تجربه شهری، سیاست فرهنگی شهر، مصرف شهری، فراغت، زندگی روزمره شهری، فضاهای شهری) بلکه رویکرد و روش شناسی کیفی بیش از گذشته در کانون مطالعات شهری قرار گرفته است. این گفتمان فرهنگ گرا، از سویی متاثر از تحولات اجتماعی در زمینه واقعیت شهر و از سوی دیگر تحولات معرفت شناسانه در روش های شناخت و فهم شهر است.
جامعه ایران مانند دیگر جوامع طی چند دهه اخیر به سوی جامعه شهری در حال تحول بوده است. اکنون بیش از هفتاد درصد جمعیت ایران در شهرها زندگی می کنند و شیوه زندگی شهری و شهری شدن سایر جمعیت های روستایی و ایلی ایران را نیز متاثر ساخته است. شهری شدن جامعه ایران هم زمان و همراه با تاثیرپذیری از فرایندهای عمومی دیگر مانند رسانه ای شدن، صنعتی شدن، تجاری شدن، مصرفی شدن، جهانی شدن، فراغتی شدن، فردگرا شدن و فرایندهای فرهنگی دیگر است. این تحولات وضعیت جامعه شهری ایران را پیچیده ساخته و آن را به مهم ترین مسئله کلیت نظام اجتماعی درآورده است. شهری شدن جامعه ایران ضمن خلق فرصت های تازه و مهم برای توسعه همه جانبه، با چالش های گسترده و عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همراه است. ما اکنون بیش از هر زمان دیگر نیازمند روش ها و رویکردهای تازه و کارآمد برای شناخت و مدیریت شهری هستیم. ما باید بتوانیم هم زمان تجربه های مطالعات و مدیریت شهری در سطح جهانی و محلی را شناسایی و آنها را ارتقا بخشیم تا به دانش گسترده و عمیق شهری برای توسعه شهری و مدیریت آن دست یابیم.
مجموعه متون و کتاب های فرهنگ و شهر برای تحقق این هدف بزرگ تهیه و منتشر می شوند. این مجموعه را نه تنها محققان و پژوهشگران رشته های مختلف علوم اجتماعی مانند مطالعات فرهنگی، جامعه شناسی، انسان شناسی، جمعیت شناسی، حقوق، تاریخ، جغرافیا، روان شناسی اجتماعی و تمام کسانی که با حوزه مطالعات شهری مانند برنامه ریزی و مدیریت شهری، طراحی شهری و شهرسازی سروکار دارند؛ بلکه مدیران و کارگزاران شهری می توانند استفاده کنند. مجموعه فرهنگ و شهر برای گسترش و توسعه گفتمان مطالعات شهری در ایران منتشر می شود. امیدواریم انتشار این متون بصیرت ها و رویکردهای تازه ای در مدیریت و مطالعه شهر در ایران امروز ایجاد کند و زمینه گفت وگوی بیشتر را در این زمینه شکل دهد.

نعمت الله فاضلی
دبیر علمی مجموعه «فرهنگ و شهر»

قدردانی

«شهرها و جامعه» نانسی کلنیوسکی را می توان گُلچینی از نوشته های کلاسیکی دانست که تاثیر شگرفی بر رشته مطالعات شهری داشته اند؛ هرچند برخی از آموزه های مطرح شده در آنها می تواند قابل بحث و گفت وگو و نقد باشد. ترجمه و انتشار این کتاب که با اطلاع و اجازه نویسنده آن صورت گرفته است، بدون کمک و یاری مسئولین و دست اندرکاران معاونت اجتماعی شهرداری تهران میسّر نبود. به پاس تلاش های جناب آقای دکتر علی اصغر محکی، مدیریت محترم اداره کل مطالعات اجتماعی شهرداری تهران، جناب آقای دکتر حسن عماری، معاونت پژوهشی اداره کل مطالعات و جناب آقای سید محمدرضا بهلول، مدیر انتشارات که زمینه ترجمه و چاپ کتاب را فراهم کردند و همچنین جناب آقای مجید شمسه، مدیر مطالعات و سنجش افکار اداره کل مطالعات اجتماعی شهرداری تهران که در تمامی مراحل ترجمه این کتاب با زحمات بی دریغ خود اینجانب را یاری دادند به رسم ادب و احترام از ایشان سپاسگزارم. جناب آقای دکتر نعمت الله فاضلی که زحمات ایشان در این حوزه بر کسی پوشیده نیست، با پیشنهادها و نظرهای ارزنده خود در جهت رفع کاستی های این ترجمه کمک بسیاری کرده و نیز دکتر مرتضی قلیچ نکات ارزشمندی را متذکر شدند که از آنها تشکر می کنم.

محمدحسن خطیبی بایگی
اسفند ۱۳۹۳

یادداشت نویسنده بر چاپ فارسی

از ترجمه این کتاب به زبان فارسی، بسیار خوشحالم. بر مبنای اطلاعات اینجانب این ترجمه نخستین نسخه بین المللی از کتاب «شهرها و جامعه» است. نظر به اینکه جهانی شدن یکی از مولفه های کلیدی در فرایندهای شهری است و در مورد این کتاب نیز نقشی چنین برجسته ایفا کرده، امیدوارم پس از این شاهد چاپ نسخه های بین المللی بیشتری از آن باشیم.
«شهرها و جامعه» حاصل مشارکت من با انجمن امور شهری(۱) [در نیویورک] است. در مدت زمانی که یکی از متصدیان این سازمان بودم، با ژورنال امور شهری(۲)، نشریه این انجمن همکاری نزدیکی داشتم. هنگامی که نشریه نامبرده به مالکیت شرکت بلک ول (که حالا وایلی بلک ول(۳) خوانده می شود) درآمد، سردبیر جدید تقاضا کرد مجموعه ای از خوانش ها و مطالعات معاصر را که برای دانشجویان و دانش آموختگان دوره کارشناسی مناسب باشد، گردآوری کنم.
از اینکه مامور به انجام چنین کاری شده بودم خوشحال شدم، هرچند این کار دشوارتر از چیزی بود که در ابتدا تصور می کردم. نخستین چالش من در این زمینه، انتخاب مقاله ها و یا فصل های کتاب هایی بود که چشم انداز گسترده ای از پژوهش های شهری معاصر را پوشش داده، ولی در عین حال از انسجام درونی زیادی برخوردار بودند. انتخاب چنین مجموعه ای از میان صدها متن مختلف که بسیاری از آنها با همکاری نزدیک نویسندگان نوشته شده بود، کار دلسردکننده ای بود. چالش بعدی در این زمینه بررسی و دسته بندی درون مایه های این متون به شیوه ای بود که بتوان برجسته ترین آنها را در هر مقاله مورد تاکید قرار داد. سرانجام، کار دشوار ویرایش نوشته های نویسندگان، تلخیص و خواندنی ترکردن آنها برای مخاطبان عام را نیز بر عهده داشتم.
این مجموعه را با مقاله «شهر به مثابه ماشین رشد: پیش به سوی اقتصاد سیاسی مکان» از هاروی مولوچ (۱۹۷۶) آغاز کردم. تا جایی که به یاد دارم در آن زمان، این مقاله مانیفست مکتبی بود که نام «جامعه شناسی شهری نوین» بر آن نهاده شد. به کمک این مقاله پژوهش ها و نظریاتی تولید شد که توانست پارادایم بوم شناسی انسانی را که از دهه ۱۹۶۰-۱۹۲۰ بر جامعه شناسی شهری حاکم بود، به چالش بطلبد. بسیاری از خوانش های انتخاب شده برای این مجموعه برای نخستین بار در دهه ۱۹۹۰ منتشر شده بود، ولی هنوز هم با مطالعات و یافته های جدید این حوزه همخوانی دارد. برخی از این متون را باید کلاسیک های معاصر دانست. همه ما وامدار نویسندگان چنین متونی هستیم؛ نویسندگانی که بینش آنها نگرش نسل جدیدی از جامعه شناسان شهری را شکل بخشیده است.

نانسی کلنیوسکی
اونیانتا، نیویورک، آگوست ۲۰۱۳

مقدمه: مسائل معاصر در جامعه شناسی شهری

نانسی کِلنیوسکی(۴)

«فورد خطاب به شهر: مُرده را فراموش کنید»؛ این تیتر روزنامه دیلی نیوز(۵) نیویورک در فردای روزی بود که جرالد فورد، رئیس جمهور [امریکا] در سخنرانی خود در ۱۹۷۵ با اعطای وام به شهرداری در حال ورشکستگی نیویورک مخالفت کرده بود. نیویورک اگرچه مشکلات اجتماعی و اقتصادی فراوانی داشت، ولی در این مشکلات تنها نبود. شهرهای ایالات متحده امریکا، بریتانیا و دیگر ملل صنعتی دهه ۱۹۷۰ رفته رفته با مشکلات عدیده ای مواجه می شدند که از تغییرات اقتصادی جهانی نشئت می گرفت. در مجموعه حاضر، تغییرات جهانی، تاثیر آن بر شهرها و واکنش سیاست گذاران نسبت به آن را بررسی خواهیم کرد.
خوانش صورت گرفته در این کتاب به چهار قسمت تقسیم شده که در آنها چهار رویکرد مطالعاتی عمده به شهرها مورد بررسی قرار گرفته است. در نخستین بخش به چشم اندازهای نظری و بحث های مطرح شده در میان پژوهشگران شهری پرداخته شده است. در بخش دوم تاثیر اقتصادِ جهانی بر شهرها مورد بررسی قرار گرفته است. بخش سوم به توصیف اقتصاد شهریِ درحال تغییر و تاثیر آن بر گروه های مختلف اختصاص یافته است. در بخش پایانی نیز برخی از مسائل و گزینه های پیش روی سیاست گذاران بررسی شده است. این مقدمه نیز با بررسی بستر های کلی جامعه شناسی شهری در چهار حوزه یادشده که در کنار هم مجموعه حاضر را تشکیل داده، زمینه بحث را فراهم می کند. درنهایت نیز فهرستی از منابع کلیدی این بحث برای مطالعه بیشتر ارائه شده است.

۱. چشم اندازهای نظری جدید درباره شهرها و جامعه

در طول ۳۰ سال گذشته درک جامعه شناسانه ما از شهرها دچار تغییرات عمده ای شده است. از نخستین روزهای ظهور جامعه شناسی شهری تا دهه ۱۹۷۰، پارادایم (و یا شیوه درک) مسلط در شهرپژوهی ها همان نظریه «بوم شناسی انسانی»(۶) بود. این نظریه که در دانشگاه شیکاگو بسط یافته بود، زندگی شهری و اَشکال مختلف آن را به عنوان امتداد فرایندهای حاکم بر جهان طبیعت تفسیر می کرد. مهم ترین مفروض بوم شناسی انسانی این بود که شهر به ارگانیسم یک موجود زنده شباهت دارد که از بخش های به هم پیوسته ای تشکیل شده است. بر اساس این نظریه، نواحی مختلف شهر (یا بخش های طبیعی آن) بر اساس یک الگوی منظم ترتیب یافته که در مرکز آن یک منطقه تجاریِ مرکزی قرار دارد و اطراف آن را نیز زمین هایی با کاربری های مختلفِ دیگر اشغال کرده است. تغییر در الگوی کاربری زمین ها یا نواحی مسکونی عمدتاً به سبب رقابت بر سر تصاحب مکان ها و فضاها صورت می گیرد؛ رقابت هایی که بر اساس آن هر گروهی که قادر به پرداخت بهای بیشتری باشد، موقعیت مکانی بهتری به چنگ می آورد. همچنین فرض بر این است که الگوهای مربوط به هنجارهای اجتماعی که زندگی شهری را از زندگی روستایی متمایز می کند، در نتیجه اسکان جمعیت های بزرگ، متراکم و ناهمگن در شهرها و جمعیت های کوچک، کم تراکم و همگن در روستاها به وجود آمده است.
نظریه بوم شناسی انسانی نیز حجم وسیعی از پژوهش ها را تولیدکرده که در آنها مسائل و فرایندهای حاکم بر شهرها مورد مداقه قرار گرفته است، درحالی که تا پیش از دهه ۱۹۷۰ مشکلات و واقعیت های شهریِ جدید پژوهشگران را وامی داشت تا فایده مندی رویکرد بوم شناسی انسانی را به عنوان ابزاری پژوهشی مورد تردید قرار دهند. برخی از این مسائل جدید عبارت بود از کاهش جمعیت در مرکز شهرها، شدت گرفتن قطب بندی های نژادی، مداخله دولت در بازار آزاد، ناپایداری های اقتصادی و افزایش تفاوت میان شهرها در کشورهای غنی و فقیر. نظریه بوم شناسی انسانی از تبیین این پدیده ها عاجز بود و همین پژوهشگران را مجبور می کرد به فکر جایگزینی برای این چشم اندازهای نظری باشند.

۲. ظهور نظریه اقتصاد سیاسی

در دهه ۱۹۷۰ چندین نفر از جامعه شناسان فرانسوی توجه خود را به مطالعات شهری معطوف کردند و بعضی از نخستین آثار آنها در این زمینه برای مخاطبان انگلیسی زبان نیز ترجمه شد. جامعه شناسان فرانسوی می کوشیدند رابطه میان شرایط واقعی حاکم بر بازار، دولت و آن دسته از سیاست های اجتماعی را که به شورش های شهری بزرگی منجر شده بود، درک کنند. دیگر منبع نوآور در این زمینه، کار جغرافی دانان و جامعه شناسان بریتانیایی بود که مطالعات آنها به بازتفسیر مسائل شهری کمک زیادی کرد. نوشته های جدیدی که در این زمینه تولید می شد مجموعه ای از گردهمایی ها و انتشار شماری از آثار را در پی داشت و موجب شد پژوهشگران مختلف زیر چتر یک پارادایم پژوهشی و چشم انداز نظری مشخص که نظریه اقتصاد سیاسی نامیده می شد، گرد هم آیند. (دیگر برچسب هایی که به این دیدگاه نوظهور زده می شد عبارت بود از دیدگاه نومارکسیستی، نووبری و جامعه شناسی شهری نوین).
شاید بتوان ظهور رویکرد اقتصادِ سیاسی در ایالات متحده را هم از سال ۱۹۷۶ دانست؛ زمانی که هاروی مولوچ(۷) نخستین مقاله از مجموعه خود را که «شهر به مثابه یک ماشین رشد: پیش به سوی اقتصاد سیاسی مکان» بود، منتشر کرد. ظهور این مقاله نیز اهمیت نمادین فوق العاده ای داشت؛ زیرا نشریه «ژورنال امریکایی جامعه شناسی»(۸)، که این مقاله در آن منتشر شد، به وسیله نظریه پردازان بوم شناسی انسانی دانشگاه شیکاگو بنیان گذاری شده بود. درحالی که مولوچ از اصطلاح اقتصاد سیاسی برای توضیح رشد شهرها بهره می جست، شمار دیگری از دانشمندان این اصطلاح را برای تبیین کاهش جمعیت شهرنشین، بازتوسعه شهرها، تداوم فقر و نابرابری های نژادی به کار می بردند. عمده پژوهش های این حوزه در دو اصل با هم مشترک بودند: یکی اینکه اقتصاد سرمایه داری فرصت ها را به گونه ای ساماندهی می کند که میزانِ دسترسی گروه های اجتماعی و مناطق مختلف به آنها متفاوت می شود و دیگر اینکه تغییرات اقتصادی بر زندگی سیاسی و اجتماعی افراد نیز موثر است. در اولویت های پژوهشی استخراج شده از این مطالعات، از «درک پدیده دگرگونی ساختار اقتصادی»(۹) به عنوان یکی از پیش شرط های کلیدی برای درک دیگر مسائل شهری یاد می شود.
برای دریافتن اینکه چرا دگرگونی ساختار اقتصادیِ اواخر سده بیستم از چنین اهمیتی برخوردار است، نخست باید بستر و گستره جهانیِ کشورها و شهرها را فهم کنیم. از اواخر سده نوزدهم تا اواسط سده بیستم میلادی، کارخانجات تولیدی موتور محرکه رشد اقتصادی و شهری بود. در دوره پس از این مرحله ـ یعنی از پایان جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵ تا اوایل دهه ۱۹۷۰ ـ ملل صنعتی جهان دوره ای از رشد اقتصادی پایدار و ارتقای استانداردهای زندگی را تجربه می کردند. رشد طبقه متوسط ساکن حومه ها نیز تولید انبوه کالاهای مصرفی مانند خودرو و کارافزارهای برقی خانگی را می طلبید (و صنعت نیز این نیازها را برآورده می کرد). اتحادیه های کارگری پرقدرت نیز توانستند دستمزد و مزایای کارگران را افزایش داده و در مقابل فضایی کم اعتصاب و آرام را بر بازار نیروی کار حاکم کنند. با وجود نابرابری های اجتماعی و نژادی، دستمزدهای واقعی افزایش یافت، بیکاری در سطح نسبتاً پایینی ماند و طبقه متوسط نیز به رشد و شکوفایی خود ادامه می داد. در همین زمان، دولت ها در اروپا و امریکای شمالی نظام های جامعی را در زمینه رفاه اجتماعی نهادینه می کردند که خدماتی از قبیل آموزش، سلامت و بهداشت، مستمری بازنشستگی و حمایت از رفاه کودکان را شامل می شد.
در دوره پس از جنگ اقتصادِ جهانی رفته رفته به شیوه ای تغییر کرد که ثبات و پایداری را از اقتصادهای صنعتی گرفت. این تغییرات که معمولاً از آن با عنوان «دگرگونی ساختار اقتصادی» یاد می شود، سه روند عمده در خود داشت که به تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی ملل صنعتی انجامید. این سه روند شامل تغییر موتور محرکه اقتصاد از صنایع تولیدی به صنایع خدماتی، تغییر فرایند تولید به سبب ظهور فنّاوری ها و اشکال سازمانی نوین و جهانی شدن وگسترش صنعتی شدگی در سراسر جهان بود. در اینجا ابتدا دو روند نخستین را بررسی کرده، سپس با تفصیل بیشتری به موضوع جهانی شدن می پردازیم:
رشد اقتصاد خدماتی: مورخان حوزه اقتصاد عموماً با این نظر موافقند که تا پیش از دهه ۱۸۸۰، کشاورزی، معدن کاوی و دیگر صنایع استخراجی هسته اقتصاد امریکا را تشکیل می داد. از دهه ۱۹۵۰ ـ ۱۸۸۰ صنایع تولیدی موتور محرکه رشد اقتصادی این کشور بود. تا پیش از دهه ۱۹۶۰ نیز بخش خدماتی رفته رفته رشد می کرد و در مقایسه با صنایع تولیدی نیرویِ کار بیشتری را به کار می گرفت. حرکت به سمت یک اقتصاد خدماتی فرصت های شغلی جدید زیادی ایجاد کرد که در این زمینه می توان به صنایعی مانند ارتباطات، فنّاوری های اطلاعاتی، خدمات مالی، خدمات حقوقی، هتلداری و دیگر صنایع غیرتولیدی اشاره کرد. با توجه به اینکه در بخش خدمات، دستمزدها بیشتر بر مبنای دو نوع شغل پردرآمد (مانند پزشکی و وکالت) و کم درآمد (مانند فست فودفروشی و نگهبانی) تقسیم می شد، رشد مشاغل خدماتی تاثیر عمیقی بر توزیع درآمد در سطح جامعه داشت که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
ظهور فناوری ها و اشکال سازمانی نوین: مهم ترین ویژگی اقتصادهای سرمایه داری همان نظام های اقتصادی و سیاسی است که تحلیلگران (پس از اگلیتا(۱۰) در ۱۹۷۶) از آنها با عنوان «رژیم های انباشت»(۱۱) یاد می کنند. از ۱۹۷۰ـ۱۹۴۰ که دوره شکوفایی اقتصاد تولیدی بود، رژیم فوردیسم(۱۲) حاکم بود. فوردیسم عبارت بود از یکپارچگی عمودی صنایع تولیدی، یکدست سازی کالاها برای مصرف انبوه، اتحادیه ای کردن نیروی کار و پرداخت دستمزدهایِ کمابیش خوب به آنها و خدمات دولتی که در قالب تورهای حمایتی تامین اجتماعی(۱۳) عرضه می شد. یکی از کارخانه های بزرگ فورد را تصور کنید که از یک سو سنگ آهن وارد آن می شود و از سوی دیگر خودروهای جدید بیرون می آید؛ کارخانه ای که کارکنان آن همگی عضو اتحادیه های کارگری بوده و تا هنگام بازنشستگی برای این شرکت کار کرده و از حقوق و مزایای بالایی نیز برخوردار هستند. این کارخانه ها که خود نتیجه سرمایه گذاری های بزرگی بود، برای تولید میلیون ها خودرو یکدست و مشابه ساخته شده بود و کارگران آن نیز وظایف تخصصی خود را در هر خط تولید تکرار می کردند.
رژیم فوردیسم به تدریج جای خود را به رژیم تولید انعطاف پذیر(۱۴) داد (که گاهی از آن با عنوان پسافوردیسم(۱۵) یاد می شود). رژیم تولید انعطاف پذیر به جای اینکه از شرکت های به هم پیوسته عمودی تشکیل شود، از شبکه ای از شرکت های کوچک تشکیل می شود که هریک قطعات و نیازمندی های دیگری را تولید می کند. یک شرکت تولیدکننده کالاهای برقی را تصور کنید که با تامین کنندگان کوچک قراردادهای درجه دو امضا می کند تا مدارهای موردنیاز آن شرکت را بسازد و آنها را برای مونتاژ و استفاده در محصولات مختلف تحویل دهد. راه اندازی چنین کارخانه هایی سرمایه گذاری کمتری را می طلبد و تجهیزات رایانه ای را نیز می توان به آسانی برای ساخت کالاهای مختلف تغییر داد. برنامه تولید در پایگاه های مونتاژ بسته به سفارش های دریافتی نیز پیوسته تغییر می کند. قطعات مختلف نیز از سوی چندین پیمانکار که نیروی کار خود را به صورت عنداللزوم و با دستمزدهای نسبتاً کم و بی هیچ امنیت شغلی استخدام کرده اند، به مراکز مونتاژ فرستاده می شود.
اگرچه تحلیلگران درباره آثار بلندمدت شیوه تولید انعطاف پذیر اتفاق نظر ندارند، بر سر این نکته هم نظرند که این شیوه در کوتاه مدت به جابه جایی بسیاری از کارگرانی می انجامد که تا پیش از این از نظام فوردیستی بهره می بردند. همچنین با توجه به اینکه بسیاری از اجتماعات در مناطق صنعتی امریکای شمالی و اروپا در اطراف کارخانجات تولیدی شکل گرفته اند، تغییر از فوردیسم به نظام تولید انعطاف پذیر کل اجتماعات و مناطق صنعتی را متاثر می سازد.

۳. جنسیت و شهرپژوهی ها

جامعه شناسان شهری از دیرباز به شهرها به چشم نژاد، قومیت و طبقه اجتماعی نگریسته اند. آنها تا پیش از دهه ۱۹۸۰ به ندرت درباره شیوه های متفاوت زندگی زنان و مردان و یا واقعیت های متفاوتی که به تجربه این دو جنس درمی آمده است، بحث یا مطالعه می کردند. نخستین مطالعات مربوط به جنسیت در این زمینه به ویژه در میان جغرافی دانان فمینیست ساکن بریتانیا و کانادا صورت گرفت که در مورد تجربه های متفاوت دو جنس در زندگی روزمره به پژوهش پرداخته اند. آنها در مطالعات خود بر مسائل جنسیتی مربوط به نیازهای خانه داری، محلِ کار، حمل و نقل، فرصت های تفریح و سرگرمی، کارهای بدون دستمزد در خانه و مشارکت در اجتماع تمرکز کرده بودند. پس از این بود که پژوهشگران رفته رفته به بحث درباره شیوه ها و رویکردهایی پرداختند که برنامه ریزان شهری از آنها در ترکیب بندی منازل مسکونی، طراحی مسیرهای حمل ونقل به گونه ای که به سود کارگران مرد باشد و تشویق [شهروندان] به جدا کردن خانه ها از مدارس، فروشگاه ها و دیگر اماکن موردنیاز در زندگی روزمره استفاده می کردند.
پژوهش های شهری که بر شالوده چنین مطالعات تجربی استوار شده است، به تدریج ادبیات وسیع تری درباره جنسیت، به ویژه درباره کار زنان، الگوهای درحال تغییر ِخانواده و جایگاه سیاسی و اقتصادی زنان را در بر گرفت. برای نمونه دافنه اسپین(۱۶) به عنوان سهم خود از این مجلد (فصل ۳) به بررسی رابطه متقابل میان سه متغیر جنسیت، فضا و جایگاه پرداخته است. این بخش نه تنها به ما کمک می کند زنان را در بستر شهرها فهم کنیم، بلکه کمک می کند دریابیم جنسیت چگونه به عنوان یکی از عوامل کلیدی زندگی اجتماعی عمل می کند. این بخش ها مبنای مناسبی را برای مجموعه درحال رشد پژوهش های مربوط به جنسیت و زندگی شهری به دست می دهد.

۴. پسامدرنیسم و نظریه شهری

آیا شهرهای قرن بیست ویکم با شهرهای قرن بیستم تفاوت اساسی و بنیادینی دارند؟ برخی از تحلیلگران شهری معتقدند شهرهای کنونی اهمیت شهرهای قرن بیستم را که آغازگر عصر جدیدی بودند، ندارند؛ عصر پسامدرنیسم. درباره پسامدرنیسم تعاریف دانشگاهی زیادی وجود دارد که هر کدام سطوح مختلفی از عینی تا انتزاعی را برای آن قائل هستند. نخستین این سطح ها معماری است؛ پسامدرنیسم در این رویکرد به عنوان روندی تعریف می شود که در آن شماری از سبک های نامتشابه معماری در یک بنا با هم ترکیب می شود. در دهه ۱۹۸۰ این سبکِ التقاطی در حد وسیعی جای سبک مدرنِ استفاده از کابینت های شیشه ای و فلزی ساده در ساخت وساز را گرفت. سطح دوم به خود شهر مربوط است؛ تصور می شود شهرهای پسامدرن از چندین مرکز تشکیل شده اند بی آنکه هیچ گونه سازمان دهی مکانی خاصی بر آنها اعمال شده باشد (همچون لوس آنجلس) برعکسِ شهرهای صنعتیِ مدرن که دارای یک منطقه تجاری مرکزی و نواحی پیرامونی و حومه ای بودند (مانند شیکاگو). سطح سوم مفهومِ پسامدرنیسم به فرایندهای فکری نظریه پردازان مربوط است؛ درحالی که مدرنیست ها از یک فرایند تفکر خطی استفاده می کرده و معتقد به پیشرفت بوده و می کوشیدند چرایی وقوع اتفاقات را درک کنند، پسامدرنیست ها از یک فرایند تفکر ملغمه ای (یا التقاطی) استفاده می کنند و واقعیت های چندگانه و متناقض را در کنار هم می بینند و اعتقادی به این دیدگاه ندارند که تبیین های صورت گرفته از واقعیت (یا ابََرروایت ها) معنای عینی و مشخصی به جز آنچه به وسیله افراد به آنها داده شده است، دارند.
بسیاری از نویسندگان پسامدرن به جای اینکه شهرها را پایگاه های عینی بدانند، بر تجربه های متفاوت افراد در شهرها و دیدگاه های متفاوت آنها از زندگی و وقایع شهری تاکید می کنند. یکی از نمادهای دیدگاه تماشاگرانه پسامدرن نسبت به شهر مفهوم پرسه زن(۱۷) یا دوره گرد است ـ یعنی کسی که عامدانه دیگران را تماشا می کند، از مشاهده تجربه هایی که برای دیگران پیش می آید لذت می برد، ولی به صورت مستقیم با دیگران به عنوان عضوی از گروه اجتماعی آنها وارد مشارکت نمی شود.

۵. جهانی شدن و تاثیر آن بر شهرها

اگرچه کشورهای جهان حداقل چهار قرن است که به یک نظام اقتصادی مشترک پیوسته اند، ولی پیشرفت های جدیدی که در زمینه حمل ونقل و فنّاوری های ارتباطی صورت گرفته، روند یکپارچگی جهانی را شدت و شتاب بیشتری بخشیده است. افول امپراتوری های استعمارگر و فروپاشی های اخیرِ اقتصادهای کمونیستی به یکدستی و یکپارچگی بازارِ جهانی کالاها، خدمات و نیروی کار کمک کرده است. چنان که در بالا اشاره شد جهانی شدن اقتصادی یکی از مهم ترین وجوه توسعه است که در طول سه دهه گذشته بر شهرها نیز تاثیر گذاشته است.
جهانی شدن اقتصاد، موانع پیش روی جریانِ نقل وانتقال اطلاعات، کالاها، پول و حتی انسان ها در میان مرزهای ملی را از میان برداشته و یا آنها را تضعیف کرده است؛ برای نمونه ملاحظه کنید جهانی شدن چگونه ماهیت و مکان کارخانه های تولیدی را تغییر داده است. شرکت های تجاری نیز که تحت تاثیر نیروی رقابت به دنبال نیروی کار ارزان تری هستند، واحدهای تولیدی خود را به کشورهای درحال توسعه جهان سوم منتقل می کنند. حمل ونقل جهانی و فنّاوری های ارتباطی نیز شرکت ها را قادر کرده است که با همکاری یکدیگر یک فرایند تولید را تشکیل دهند که هر بخش آن در یک نقطه از جهان قرار دارد. این «خط مونتاژ جهانی» دستمزد کارگران واحدهای تولیدی را کاهش داده و مشاغل تولیدی را نیز به خارج از کشورهای صنعتی منتقل کرده است.
جهانی شدن، محیط جدیدی را برای شرکت ها و کسب وکارها خلق کرده است؛ محیطی که مستلزم یکپارچگی فرایندهای تولید و برنامه ریزی واحدهایی است که از لحاظ جغرافیایی نسبت به هم پراکنده هستند. جنبه تناقض آمیز ماجرا اینجاست که اگرچه شرکت ها و واحدهای زیرمجموعه آنها از لحاظ جغرافیایی از یکدیگر دور هستند، مرکز ثقل سازوکاری که فرایند تولید را کنترل می کند در شهرهای بزرگ قرار دارد. عناصر این سازوکارهای کنترلی عبارتند از: مقامات شرکت ها، بانک های بزرگ و خدمات مالی و خدمات پیشرفته ویژه کسب وکارها (مانند شرکت های تبلیغاتی، حسابداری و حقوقی) که شرکت های جهانی بزرگ به آنها نیازمندند. تعداد نسبتاً معدودی از «شهرهای جهانی» که در کشورهای صنعتی قرار دارند به مراکز اقتصاد جهانی تبدیل شده اند.
جهانی شدن تاثیرات شگرفی نیز بر بازار کار داشته است. در کشورهای صنعتی، بسیاری از کارگران باتجربه از مشاغل تولیدی پردرآمد و پایدار (همچون مشاغل فولادسازی) رانده شده و به ناچار وارد بخش خدماتی شده اند. هم زمان مشاغل تولیدی جدیدی نیز در بخش های صنعتی کم دستمزد و نازل (همچون تولید پوشاک) ایجاد شده است که در آن کارگران ملل صنعتی ناچارند با کارگران دیگر بخش های جهان رقابت کنند. در مللی همچون چین که به سرعت در حال صنعتی شدن هستند، جهانی شدن برای زنانی که پیش از این قادر به یافتن مشاغلِ درآمدی برای خود نبودند، فرصت های شغلی جدیدی ایجاد کرده است. در این جوامع، صنعتی شدن روند شهری شدن را نیز بیش از هر زمان دیگری شدت بخشیده است؛ زیرا روستاییانی که قادر به تامین نیازهای معاش خود از طریق مزارعشان نیستند به شهرها مهاجرت کرده و از این طریق بر فشار مشکلات بخش خدمات و مسکن می افزایند.
جهانی شدنِ اقتصاد به تشدید مهاجرت نیز می انجامد؛ زیرا جهانی شدن سبب می شود نقل وانتقال پول، ایده ها، کالاها و حتی انسان ها در سطح جهان با آزادی بیشتری صورت گیرد. مردمان کشورهای فقیر مزارعشان را رها کرده و در شهرها به جست و جوی شغل و زندگی بهتری می پردازند. به همین دلیل نیز مردمان شهرهای کمتر صنعتی شده به کشورهای صنعتی تر در سراسر جهان مهاجرت می کنند؛ به عنوان نمونه تعداد زیادی از مهاجران مکزیکی و فیلیپینی وارد امریکا می شوند، ساکنان هند و جامائیکا وارد بریتانیا می شوند، مهاجران اسپانیایی و ساکنان یوگسلاوی سابق به آلمان رفته و کره ای ها و چینی ها نیز به ژاپن مهاجرت می کنند. مهاجرانی که در رشته های شغلی خاصی تحصیل کرده اند، اگر از مهارت های زبانی لازم نیز برخوردار باشند خواهند توانست مشاغل حرفه ای مطمئنی به چنگ آورند؛ ولی دیگران ناچارند مشاغل کم درآمدتری در بخش های تولیدی، غیررسمی (یا اقتصاد زیرزمینی) و خدمات قومیت محوری همچون رستوران ها و فروشگاه ها برای خود دست وپا کنند.

۶. اقتصاد شهریِ درحال تغییر

از ۱۹۷۵ دگرگونی ساختار اقتصادی که با تشدید جهانی شدن همراه شده بود، تاثیرات شگرفی بر انواع مشاغل موجود در ایالات متحده امریکا، بریتانیا و دیگر ملل صنعتی برجای گذاشت. درحالی که در این کشورها از مشاغل صنعتی کاسته شد، بر مشاغل بخش فنّاوری های رایانه ای، خدمات پزشکی، خدمات شرکتی، هتلداری و گردشگری افزوده شد. این مشاغل یا بسیار پردآمد بودند یا بسیار کم درآمد. در حال حاضر نیز وضعیت اشتغال به این شکل است که فرصت ها برای افراد دارای تحصیلات عالی در حال افزایش است، ولی کارگران دارای تحصیلات کمتر از عالی شاهد کاهش فرصت های شغلی مناسب و پایدار برای خود هستند.
داده های مربوط به درآمدها نشان می دهد که در نتیجه این تغییرات نابرابری اجتماعی در حال شدت گرفتن است. طبقه متوسط که در ایالات متحده امریکا تا سال ۱۹۷۳ در حال رشد و شکوفایی بود، از آن زمان به بعد در حال تنزّل و افول است و در عین حال نسبت افراد ثروتمند یا فقیر نیز در حال افزایش است. یکی از پیامدهای ملموس این روند این است که آمار فقرای بی خانمان در شهرها به سبب کاهش درآمدها، قطع خدمات اجتماعی و افزایش هزینه مسکن به شکل پایداری در حال فزونی گرفتن است. دیگر پیامد دگرگونی ساختار اقتصادی «اعیانی سازی»(۱۸) یا هجوم خانواده های ثروتمند به سمت مناطقی با سکونت طبقه کارگر است. اعیانی سازی دلایل زیادی دارد که ازجمله آن می توان به مواردی همچون افزایش اعضای طبقه متوسط دارای مشاغل حرفه ای در شهرها، قیمت بالای مسکن در مناطق حومه ای، دسترس پذیر بودن ساختمان های قدیمی و پرجذبه در شهرها و رشد خانواده های بدون فرزندی که به دنبال جایگزینی برای منازل حومه ای هستند (این خانواده ها هم جوانان مجرد را شامل می شود و هم والدینی که فرزندانشان از خانواده جدا شده اند) اشاره کرد.
بسیاری از شهرها در واکنش به تغییر اقتصاد شهری راهبردهای ویژه ای را برای توسعه اقتصادی در پیش گرفته تا از طریق آنها بتوانند وضعیت اشتغال را بهبود بخشند. بخشی از راهبردهایی که برای شهرها انتخاب می شود باید گزینه هایی همچون حمایت از صنایع جدید (مانند گردشگری)، تقویت صنایع موجود (همچون بانکداری) و جذب صنایع سیّار (مانند تولید فنّاوری های پیشرفته و عملیات اداریِ پشتیبان مانند حسابداری) را شامل شود. افزون بر این بسیاری از شهرها به اجرای برنامه های نوسازی شهری رو آورده اند تا ساختمان ها و بناهای فیزیکی شهرها را مدرن تر کنند. طرح های نوسازی معمولاً شامل تخریب کارخانه ها، منازل و خطوط حمل ونقل قدیمی و جایگزین کردن آنها با زیرساخت هایی است که با صنایعی که قرار است جذب شهر شود، تناسب بیشتری دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب شهرها و جامعه