فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیمانهای الهی با اهل ایمان

کتاب پیمانهای الهی با اهل ایمان
جلد نهم

نسخه الکترونیک کتاب پیمانهای الهی با اهل ایمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پیمانهای الهی با اهل ایمان

پاسخ هایی که در این مجموعه برای سوالات مطرح شده در ذیل آیات مورد بحث ارائه شده است . اولا در حد بضاعت ناچیز نویسنده بوده است و به هیچ وجه ادعای کامل بودن پاسخ ها را ندارد و ثانیا در سطح معلومات جوانان و دانشجویان نوشته شده است و از پرداختن به مسائل تخصصی در حوزه تفسیر اجتناب شده است تا سهل و روان بودن متن حفظ شود، و ثالثا آغاز راه می باشد و باید گام های بلندتری برای فهم عمیق تر این آیات برداشته شود.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.8 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پیمانهای الهی با اهل ایمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

امام صادق(ع)

(لذه ما فی النّدا ازال تعب العباده و العناء). (۱)

لذّت و شیرینی خطاب «یا ایها الّذین آمنوا» آ ن چنان است که سختی و مشقّت عبادت را از بین می برد.
خدواند متعال ۸۹ بار در قرآن بندگان مومن خود را با عبارت زیبا و دلنشین «یا ایها الذین آمنوا» مخاطب قرار داده و خواست های خویش از اهل ایمان را در این قالب عاطفی و سرشار از محبّت بیان کرده است.
فرمان های الهی و تذکرات تربیتی خداوند که در ذیل این آیات به اهل ایمان داده شده است نشانگر این مطلب دقیق است که مبادا اهل ایمان خیال کنند همین که ایمان آورده اند، پس به مقصد و مقصود رسیده اند و همای سعادت بر دوش آنها نشسته و بهشت برین جایگاه آنان گشته است.
گرچه ایمان آوردن شرط اساسی بندگی و رسیدن به عاقبت نیکوست، امّا فقط گام اوّل به شمار می رود و گام های متعدد دیگری نیز در این راه نیاز است تا مسیر طی شود و قله ها فتح گردند و مُهر تایید نهایی بر پرونده مومن زده شود.
ایمان آوردن به منزله ورود به مدرسه است، تازه پس از ورود به مدرسه کلاس ها شروع می شود، پس از مدّتی هنگام امتحانات پشت سر هم می رسد، و مدارج و مراتب طی می شود. افرادی با موفقیت یکی پس از دیگری کلاس ها را طی می کنند، عده ای دیگر درجا می زنند، و کسانی هم انصراف می دهند و مدرسه را ترک می کنند.
اهل ایمان وارد مدرسه بزرگ و سرنوشت ساز ایمان شده اند، مدیر این مدرسه، خداوند بزرگ و ربّ مطلق هستی است که این مدرسه را برای رشد و کمال بندگانش بنا نهاده است، معلمان این مدرسه انبیاء و ائمّه نور هستند که خداوند با دقت تمام آنها را انتخاب و برای همین منظور تربیتشان کرده است، شاگردان این مدرسه هم اهل ایمان هستند که دعوت انبیاء را اجابت نموده و آگاهانه و با اختیار در این مدرسه ثبت نام کرده و آمادگی خود را برای گذراندن کلاس های مدرسه و تحمّل سختی های آن اعلام کرده اند.
سختی های تعلیم و تربیت از یک سو، و عیش و نوش و هوی و هوس های بیرون از مدرسه از سوی دیگر جمعی از شاگردان این مدرسه را به تجدیدنظر در انتخاب خویش فرا می خواند و به تدریج وادار به خروج از محیط مدرسه می سازد، پس خطر پشت پا زدن به ایمان برای اهل ایمان و خروج از مدرسه ایمان یک خطر جدی می باشد.
رکود و رخوت، خطر دیگری است که در داخل همین مدرسه گریبان گیر عدّه ای می شود و موجب درجا زدن و توقف و قانع شدن به مقدار اندک می گردد.
نظام تعلیم و تربیت در این مدرسه به گونه ای طراحی شده است که اهل ایمان هر روز گام جدیدتری را برای اعتلا و رشد خویش بردارند و با توان بیشتری از گردنه ها و سختی ها عبور نمایند.
۸۹ دستورالعمل مشخص تحت عنوان «یا ایها الّذین آمنوا» به عنوان منشور جامع بهره مندی از مدرسه ایمان توسط مدیر مدرسه تدوین گردیده و در کتاب راهنما در اختیار اهل ایمان قرار گرفته است.
کتاب حاضر آخرین بخش از ۸۹ دستورالعمل می باشد که تقدیم می گردد و خدا را شاکریم که توفیق تکمیل و به پایان رساندن این مجموعه را عنایت فرمود.
نکاتی درباره این مجموعه قابل ذکر است:
ـ تمامی آیاتی که با «یا ایها الّذین آمنوا» شروع می شوند در مدینه نازل شده اند و آیه ای با این عبارت در دوران سیزده ساله مکه نازل نشده است. گرچه در مکه مومنان راستین و ثبات قدمی در کنار رسول خدا(ص) حضور داشتند و با تمام وجود اسلام را پذیرفته و آماده فداکاری و جانفشانی در راه آن بودند، امّا خداوند آنها را با عبارت «یا ایها الّذین آمنوا» مخاطب خویش نساخته است، شاید رمز این مسئله در این نکته نهفته باشد که تا زمانی که طاغوت ها زمام امر جامعه را در دست داشته باشند و حاکمیت جامعه در اختیار اهل ایمان قرار نگیرد، مدال پر افتخار «یا ایها الّذین آمنوا» بر سینه مومنان نخواهد درخشید. اهل ایمان برای وصول به چنین افتخاری و به دست آوردن چنین لیاقتی باید مبارزه کنند و دست از جهاد برندارند تا جامعه از لوث طاغوت ها پاک و حاکمیت آن در اختیار خداوند قرار گیرد.
ـ لحن خاص و منحصر به فردی که در این آیات وجود دارد و دستورالعمل هایی که در این قالب صادر شده اند، تامّل و تدبّر بیشتر در این آیات را ضروری می نماید، و بر اهل ایمان است که توجّه بیشتری به این آیات داشته، با دقت فراوان سعی در فهم فرامین الهی و سپس تلاش برای جامهعمل پوشاندن به آنها بنمایند.
براستی که برترین دستورالعمل سیر و سلوک برای اهل ایمان همین ۸۹ آیه ایست که با «یا ایها الّذین آمنوا» شروع می شوند و بدون تردید التزام به این دستورها راه وصول به ملکوت هستی و ورود به عرصه عبودیت و اخلاص را هموار خواهد ساخت.
ـ برای تدبّر بهتر و عمیق تر در آیات، ابتدا سوالاتی از متن این آیات استخراج شده است تا زمینه فهم نکات لطیف و دقیق آیات فراهم گردد.
انتظاری که از خوانندگان عزیز و محترم می رود این است که قبل از مطالعه پاسخ ها، فرصتی را برای تفکر و تامّل خویش جهت پاسخ به سوالات اختصاص دهند و پس از آن به سراغ پاسخ ها بروند. قرآن سفره گسترده ای است که برای همه طالبان معرفت توشه ای خاص و هدیه ای مناسب دارد که با تامّل و تفکر و تدبّر می توان به آن توشه دست یافت و چه بسا نکته هایی نصیب خوانندگان گردد که تاکنون نصیب کس دیگری نشده است.
ـ پاسخ هایی که برای سوالات ارائه شده است اوّلاً در حد بضاعت ناچیز نویسنده بوده است و به هیچ وجه ادّعای کامل بودن پاسخ ها را ندارد، و ثانیاً در سطح معلومات جوانان و دانشجویان نوشته شده است و از پرداختن به مسائل تخصّصی در حوزه تفسیر اجتناب شده است تا سهل و روان بودن متن حفظ شود، و ثالثاً آغاز راه می باشد و باید گام های بلندتری برای فهم عمیق تر آیات برداشته شود.
ـ برای انتخاب نام مناسب برای این مجموعه به قرآن تفالی زده شد که این آیات آمد:

(اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَیکمْ یا بَنِی آدَمَ اَنْ لا تَعْبدُوا الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ. وَاَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ)(۲)

«ای فرزندان آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟! و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟!»
تمامی آیاتی که با «یا ایها الذین آمنوا» شروع می شوند در راستای عمل کردن به این عهد و پیمان الهی با بندگانش قرار دارند تا از بندگی شیطان فاصله گیرند، و صراط مستقیم خداوند را که همان بندگی خالصانه است طی نمایند. به همین دلیل نام «پیمان های الهی با اهل ایمان» بر این مجموعه انتخاب شد.
در پایان آخرین بخش از این مجموعه ضمن بجا آوردن شکر و سپاس به درگاه خداوند متعال، به اطّلاع خوانندگان گرانقدر می رساند که انشاءالله جلد دهم این مجموعه که فهارس مربوط به ۹ جلد بوده و شامل فهرست موضوعی نیز می باشد به زودی تقدیم خواهد شد. والحمدلله ربّ العالمین.

محمّد محمّدیان

فصل هشتاد و یکم: دوستی با مغضوبین خدا ممنوع!

(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللّهُ عَلَیهِمْ قَدْ یئِسوا مِنَ اْلآخِرَهْ کما یئِسَ الْکفارُ مِنْ اَصْحابِ الْقُبُورِ)(۳)

ای کسانی که ایمان آورده اید، با مردمی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید،آنان از آخرت مایوسند همان گونه که کافران مدفون در قبرها مایوس می باشند!

سوالات:

۱- معنای ولایت و تولّی چیست؟
۲- نقش ولایت و تولّی در زندگی انسانها و بالاخص مومنان چیست؟
۳- مراد از مردمی که مورد غضب خداوند واقع شده اند چه کسانی هستند؟
۴- اجتناب از تولّی و ولایت مغضوبین چگونه تحقّق می یابد؟
۵- مقصود از یاس از آخرت چیست؟
۶- ارتباط پرهیز از تولّی مغضوبین با یاس آنها از آخرت چیست؟
۷- مقصود از ناامیدی کفار از اصحاب قبور چیست؟

پاسخ به سوالات:

۱- معنای ولایت و تولّی چیست؟

- اصل کلمه تولّی و ولایت «ولی» است که به معنای نزدیک و بدون فاصله بودن می باشد. هرگاه دو چیز بگونه ای کنار هم باشند که میان آن دو فاصله ای نباشد ولاء و توالی گفته می شود. و فرق نمی کند که این نزدیک بودن از لحاظ مکان باشد و یا از جهات معنوی مانند دوستی و رفاقت باشد.
هنگامی که بین دو و یا چند نفر علاقه و محبّت پدید آید از واژه ولایت و تولّی استفاده می شود چون با این محبّت به هم نزدیک شده اند. و اگر کسی در امور زندگی خویش به کسی اعتماد و تکیه کند و از او یاری بخواهد ولایت گفته می شود چون به آن کس نزدیک شده است. و هم چنین اگر کسی تحت مدیریت و سرپرستی کسی قرار گرفت به دلیل از بین رفتن فاصله بین آنان ولایت و تولّی گفته می شود.
- حداقل معنای ولایت، دوستی و رابطه محبّت و مودت است، وقتی بین دو و یا چند تن علاقه و محبّتی ایجاد شود که منجر به صمیمی شدن و برقراری رابطه دوستی گردد، بین آنها ولایت برقرار شده است.
- معنی متوسط ولایت، اعتماد کردن و اطمینان نمودن به شخص دیگر است، وقتی کسی به یک نفر اعتماد کرد و او را قابل اطمینان دید و در چنین فضایی با وی رابطه برقرار کرد و نوع ارتباط خویش را در تعامل با وی بر اساس اعتماد و اطمینان تعریف نمود، بین آن دو رابطه ولایت برقرار می شود.
- معنی کامل ولایت پذیرش مدیریت ولیّ می باشد، اگر شخص چنان اعتقاد و اطمینانی به یک فرد پیدا کرد که حاضر شد امور زندگی و برنامه ریزی خویش را به او محول نماید و طبق خواست و نظر او زندگی کند و به عبارت دیگر دست خویش را در دست او بنهد و زمام امرش را به او بسپارد، در حقیقت ولایت او را پذیرفته است.
- از عبارت تولّی در ارتباط بین شیطان و پیروانش نیز استفاده شده است و تردیدی نیست که این ارتباط فقط یک علاقه و محبّت نیست و بلکه اطاعت و پیروی و سرپرستی نیز در این ارتباط وجود دارد. به این آیات توجّه کنید:

(فَزَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ اَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِیهُمُ الْیوْمَ)

شیطان اعمالشان را در نظرشان آراست و امروز او ولیّ و سرپرستشان است!(۴)


(وَ مَنْ یتَّخِذِ الشَّیطانَ وَلِیا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسرَ خُسْراناً مُبیناً)
و هر کس شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند، زیانِ آشکاری کرده است.(۵)

(وَ مِنَ النَّاسِ مَن یجادِلُ فیِ اللَّهِ بِغَیرْ عِلْمٍ وَ یتَّبِعُ کلَّ شَیطانٍ مَّرِیدٍ - کتِبَ عَلَیهِ اَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فاَنَّهُ یضلُّهُ وَ یهَْدِیهِ اِلیَ عَذَابِ السَّعِیرِ)

گروهی از مردم، بدون هیچ علم و دانشی، به مجادله درباره خدا برمی خیزند و از هر شیطان سرکشی پیروی می کنند.
بر او نوشته شده که هر کس ولایتش را بر گردن نهد، به طور مسلّم گمراهش می سازد، و به آتش سوزان راهنماییش می کند!(۶)

(فاِذَا قَرَاْتَ الْقُرْءَانَ فَاستَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ- اِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلیَ الَّذِینَ ءَامَنواْ وَ عَلیَ رَبِّهِمْ یتَوَکلونَ- اِنَّمَا سُلْطانهُ عَلیَ الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکونَ)

هنگامی که قرآن می خوانی، از شرّ شیطان مطرود، به خدا پناه بر!
چرا که او، بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلّطی ندارد.
تسلّط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده اند، و آنها که نسبت به او [خدا] شرک می ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می نهند)(۷)
- همان گونه که در این آیات مربوط به شیطان ملاحظه می کنید، پذیرش ولایت شیطان فقط به معنای علاقه و محبّت به او نیست، بلکه سخن از سلطان و تسلّط وی بر کسانی است که ولایتش را قبول کرده اند، و سخن از تبعیّت و پیروی از شیطان است که لازمه حتمی ولایت اوست.
بنابراین وقتی از تولّی سخن به میان می آید و به پذیرش ولایت گروهی امر و یا از آن نهی می شود، نباید دایره بحث منحصر در علاقه قلبی و محبّت باشد و به انواع دیگر ارتباطات بی توجّه بود!

۲- نقش ولایت و تولّی در زندگی انسانها و بالاخص مومنان چیست؟

- اگر عنصر محبّت و به تبع آن عنصر عداوت از زندگی انسانها حذف گردد، به طور اساسی هویّت انسانی آنها زیر سوال می رود و دیگر نمی توان نام انسان بر آنها نهاد و باید گفت بحث بر سر موجود دیگری است! آیا می توان انسانهایی را تصوّر کرد که هیچ علاقه و محبّتی در دلهایشان وجود نداشته و نسبت به هیچ کس و هیچ چیزی احساس خوب و یا بدی نداشته باشند؟!
از نابغه ترین انسانها تا ساده ترین آنها، از عالِم ترین انسانها تا کم سواد ترین آنها، از ثروتمندترین انسانها تا فقیرترین آنها، از قدرتمند ترین انسانها تا ضعیف ترین آنها، از اخلاقی ترین انسانها تا بد اخلاق ترین آنها، و بالاخره در میان تمامی انسانها محبّت و علاقه وجود دارد و به تبع آن عداوت و نفرت نیز وجود دارد. البته شدّت و ضعف و گستره و محدوده محبّت و عداوت در میان انسانها متفاوت است و محبوبها و مبغوضها نیز متعدّد و گاهی متضاد می باشند.
- در میان عناصر تاثیرگذار بر محبّت و عداوت انسانها، هیچ عنصری مانند دین و اعتقادات مذهبی یافت نمی شود که بیشترین نقش را در شدّت بخشیدن و عمق دادن به محبّتها و عداوتها داشته باشد.
افراد مومن به خدا و حق باور، از شدیدترین محبّتها برخوردار بوده و نسبت به باطل و دشمنان حقیقت عمیق ترین بغضها را دارند:

(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ اَنداداً یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ)

بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می کنند و آنها را همچون خدا دوست می دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا شدیدتر است.(۸)
- از دیدگاه مومنان، حقیقت دین محبّت است و اصل حاکم بر تمامی روابط شخصی و اجتماعی عشق به خدا و بندگان صالح اوست.
امام باقر(ع) فرمود:

«هَلِ الدِّینُ اِلَّا الْحُبُّ؟»

آیا دین جز محبّت است؟(۹)
از امام صادق(ع) سوال کردند: آیا حب و بغض از ایمان است؟ در جواب فرمود:

«وَ هَلِ الاِیمَانُ اِلَّا الحُبُّ وَ البُغضُ؟ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الآیه: «حَبَّبَ اِلَیکمُ الاِیمانَ وَ زَینَهُ فِی قُلوبِکم وَ کرَّهَ اِلَیکمُ الکفرَ وَ الفُسُوقَ وَ العِصیانَ اُولئِک هُمُ الرَّاشِدُونَ »

آیا ایمان جز حب و بغض چیز دیگری است؟! سپس امام(ع) این آیه را تلاوت کردند: «خداوند ایمان را محبوب شما قرار داد، و آنرا در دلهایتان تزیین کرد، و کفر و فسق و عصیان را منفور شما ساخت و کسانی که چنین باشند هدایت یافتگانند.»(۱۰)
- محبّت مومنان به خداوند فقط علاقه قلبی نیست، این محبّت به تبعیّت و اطاعت منجر می شود و بنده مومن را تسلیم خدا می سازد و در مقام تسلیم است که زمام امر خویش را به دست خداوند می سپارد و مدیریت زندگی خود را به او واگذار می کند. و خداوند نیز تربیت این بندگان را بر عهده می گیرد و راه رشد وکمال را به روی آنها باز می نماید:

(الله وَلِی الَّذینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ)

خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می برد.(۱۱)
و خداوند بندگان صالحش را برای تربیت مومنان بر می گزیند و فیض ولایت خود را از طریق آنان در اختیار مومنان قرار می دهد:

(اِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَنوا الَّذینَ یقیمونَ الصَّلاهْ وَ یوْتُونَ الزَّکاهْ وَ هُمْ راکعُونَ)

سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند همانها که نماز را برپا می دارند، و در حال رکوع زکات می دهند.(۱۲)
- نکته بسیار مهم و حیاتی این است که ولایت و تولّی بدون تبرّی از دشمنان خدا به جایی نمی رسد و خداوند قلبی نیافریده است که جای محبّت خدا و دشمنان خدا باشد، مگر این که ادّعای محبّت خداوند ادّعای دروغین باشد:

(ما جَعَلَ الله لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فی جَوْفِهِ)

خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده است.(۱۳)
- محبّت به کسانی که در جهت مخالف راه خدا قرار دارند و با علم و آگاهی مسیر غلط را می پیمایند، موجب سست شدن بنیان ارتباط با خداوند می شود. این محبّت در صورت ادامه داشتن تبدیل به اعتماد و تکیه به مخالفان راه خدا و دشمنان آن می گردد و نتیجه آن پذیرش سلطه و مدیریت آنها و در نهایت زیر بار سرپرستی آنها رفتن می شود، و رسیدن به این مرحله یعنی سوختن و خاکستر شدن نهال محبّت به خدا!
و برای همین است که در آیات متعدّد قرآن بر موضوع تبرّی از کافران و منحرفان و دشمنان خدا تاکید شده است و چندین مورد از آیاتی که با (یا ایّها الذین آمنوا) شروع می شوند به این موضوع اختصاص یافته است. ما در این مجموعه در چندین فصل پیرامون این موضوع مباحثی را ارائه کردیم:

فصل دوازدهم: کفر: ثمره تلخ پیروی از اهل کتاب!

(یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنوا اِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ الَّذِینَ اُوتوا الْکتابَ یرُدُّوکمْ بَعْدَ اِیمانِکمْ کافِرِینَ - وَ کیفَ تَکفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلی عَلَیکمْ آیاتُ اللّهِ وَ فیکمْ رَسولُهُ وَ مَنْ یعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِی اِلی صِراط مُسْتَقیم)

ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از گروهی از اهل کتاب پیروی کنید، شما را پس از آن که ایمان آورده اید به کفر باز می گردانند.
و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه آیات خدا پیوسته بر شما تلاوت می شود و پیامبر او نیز در میان شماست؟ و هر کس به خدا تمسک جوید قطعاً به راهی راست هدایت شده است.(۱۴)

فصل چهاردهم: اجتناب از غیر خودی ها

(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخذُوا بِطانَهْ مِنْ دُونِکمْ لا یاْلُونَکمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ اَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صدُورُهُمْ اَکبَرُ قَدْ بَینّا لَکمُ اْلآیاتِ اِنْ کنْتُمْ تَعْقِلُونَ- ها اَنْتُمْ اُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا یحِبُّونَکمْ وَ تُوْمِنُونَ بِالْکتابِ کلِّهِ وَ اِذا لَقُوکمْ قالُوا آمَنّا وَ اِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکمُ اْلاَنامِلَ مِنَ الْغَیظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیظِکمْ اِنَّ اللّهَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ- اِنْ تَمْسَسکمْ حَسنَهْ تَسُوْهُمْ وَ اِنْ تُصبْکمْ سَیئَهْ یفْرَحُوا بِها وَ اِنْ تَصبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یضُرُّکمْ کیدُهُمْ شَیئًا اِنَّ اللّهَ بِما یعْمَلُونَ مُحیطٌ)

ای کسانی که ایمان آورده اید، همراز و محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید! آنان در حق شما از هیچ شر و فسادی کوتاهی نمی کنند. آنها دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید و سخت زیان ببینید. دشمنی از دهانهایشان و لحن سخنانشان آشکار است، و آنچه سینه هایشان از دشمنی شما پنهان می دارد، از آن مهمتر است. همانا ما آیات و نشانه ها را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید!
هان شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید، ولی آنها شما را دوست ندارند! و شما به همه کتاب ایمان دارید. هنگامی که با شما برخورد می کنند، می گویند: ایمان آورده ایم! امّا هنگامی که با یکدیگر خلوت می کنند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می گزند! بگو: با همین خشمی که دارید، بمیرید! خدا از اسرار درون سینه ها آگاه است.
اگر به شما خوشی و نیکی برسد، مایه ناراحتی و اندوهشان می شود، و اگر حادثه بد و ناگواری برای شما رخ دهد، خوشحال می شوند. و اگر شما استقامت کنید و اهل تقوا باشید، نیرنگ آنان اندک زیانی به شما نمی رساند، خداوند به آنچه انجام می دهند، احاطه دارد.(۱۵)

فصل شانزدهم: خطر ارتجاع!

(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنوا اِنْ تُطیعوا الَّذینَ کفَرُوا یرُدُّوکمْ عَلی اَعْقابِکمْ فَتَنْقَلِبوا خاسرینَ بَلِ اللّهُ مَوْلاکمْ وَ هُوَ خَیرُ النّاصِرینَ)

ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از کافران پیروی کنید، شما را به گذشته هایتان بازمی گردانند، و سرانجام زیانکار خواهید شد.
(آنها تکیه گاه شما نیستند) بلکه مولای شما خداست، و او بهترین یاری دهندگان است.(۱۶)
فصل بیست و هفتم: ولایت کافران، هرگز!

(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرینَ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُوْمِنینَ اَ تُریدُونَ اَنْ تَجْعَلُوا لِلّهِ عَلَیکمْ سُلْطانًا مُبیناً)

ای کسانی که ایمان آورده اید، به جای مومنان، کافران را ولیّ و تکیه گاه خود قرار ندهید! آیا می خواهید (با این عمل) دلیل آشکاری بر ضدّ خود در پیشگاه خدا پدید آورید؟!(۱۷)

فصل سی و چهارم: هشدار پیرامون روابط خارجی!

(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَتَّخذُوا الْیهودَ وَ النَّصاری اَوْلِیاءَ بَعْضهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْض وَ مَنْ یتوَلَّهُمْ مِنْکمْ فاِنَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ)

ای کسانی که ایمان آورده اید، یهود و نصاری را ولیّ و دوست خود انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند، و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند، خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند.(۱۸)

نظرات کاربران درباره کتاب پیمانهای الهی با اهل ایمان