فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مقدمه‌ای بر روان‌شناسی شهری

کتاب مقدمه‌ای بر روان‌شناسی شهری
جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب مقدمه‌ای بر روان‌شناسی شهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مقدمه‌ای بر روان‌شناسی شهری

باید با شناخت مکانیسم‌های رفتاری شهروندان در محیط کالبدی که به شکل‌گیری مکان رفتارها منتهی می‌شود، به شناسایی اصول اساسی در قابلیت سازی محیطی پرداخت و ضمن تبیین ویژگی‌های مکان رفتارهای شهری، امکان انطباق فضاهای شهری با فرآیندهای طراحی را فراهم کرد تا بار دیگر فضاهایی چند عملکردی، منعطف و درعین‌حال پاسخ‌گو به شهروندان، خاصه در عرصه فضاهای شهری و جمعی فراهم شود . سؤالی که به ذهن خطور می‌کند، این است‌، کدام شاخه علمی می‌تواند پاسخ‌گوی این بخش از نیازهای روانی انسان باشد؟ برای پاسخ به این سؤال شاخه‌ای با عنوان روان‌شناسی شهر وجود دارد که به بررسی شهرها و کالبد روانی آن‌ها می‌پردازد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 8.83 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۳۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مقدمه‌ای بر روان‌شناسی شهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

توجه به حضور در طبیعت و اهمیت دقت به بافت و طراحی شهری در میان صاحب نظران در طول تاریخ بسیار متفاوت بوده است. حضور در شهرها سبب دوری ما از محیطی شد که آن را آرامش بخش می دانستیم. آغاز شکل گیری شهرها به انقلاب صنعتی بازمی گردد، یعنی زمانی که انسان ها تصمیم گرفتند از روستاهای مملو از آرامش خود به امید زندگی بهتر به شهرها بیایند، اما غافل از آن که بهبود شرایط اقتصادی ناشی از زندگی شهری قادر به افزایش کیفیت زندگی آن ها در تمام زمینه ها نخواهد بود. پس از بروز انقلاب صنعتی و رشد روزافزون شهرها اهمیت توجه به انسان کم کم به دست فراموشی سپرده شده از صحنه شهرها محو شد و اثرهای زیانباری بر جای گذاشت که امروز به صورت کمبودهای فیزیکی و روانی گوناگون در انسان ها نمایان است (اسپیرن(۱)، ۲۰۰۳).
لازمه انقلاب صنعتی و صنعتی شدن زندگی، حضور در شهرها و زندگی در آن ها است. اما آیا آمادگی حضور در این محیط شهری را داریم؟ آیا شهرهای ما به گونه ای طراحی شده که زمینه ایجاد آرامش را برایمان فراهم کند و از طرفی برای ما مفید فایده باشد؟
وقتی نتایج مطالعات از تاثیرهای مخرب شهرنشینی بر رفتار انسانی حکایت دارند (سلطان زاده، ۱۳۷۷)، زمانی که ثابت می شود، در شرایط شهرهای شلوغ الگوهای رفتار غریزی انسان تغییر می کنند، هنگامی که درمی یابیم، میزان وقوع بیماری های روانی با شهرنشینی افزایش یافته و بیشترین میزان شیوع اسکیزوفرنی در مراکز شهرها دیده می شود، وقتی ثابت می شود تنها یک پنجم جمعیت شهرهای بزرگ در شرایط به نسبت دور از نشانه های آسیب شناسی به سر می برند (همان منبع)، یعنی شهرهای امروز باوجود تلاش های فراوان برای توسعه شهری، خواسته یا ناخواسته به فروپاشی الگوهای رفتار غریزی در انسان ها دامن زده اند و انسان را هرچه بیشتر از شرایط روانی مناسب دور کرده اند (مک اندرو، ترجمه محمودی، ۱۳۸۷).
کلان شهر تهران که در آن زندگی می کنیم، بزرگ ترین شهر و پایتخت ایران و دارای جمعیتی بالغ بر ۸۲۴۴۵۳۵ نفر است و هجدهمین شهر پرجمعیّت جهان به شمار می آید و با مساحت ۷۳۰ کیلومتر مربّع، یکی از بزرگ ترین شهرهای غرب آسیا و بیست و هفتمین شهر بزرگ جهان است. از دهه ۱۳۴۰، تهران مرکز جذب مهاجران زیادی از سرتاسر ایران بوده است (سرشماری، ۱۳۸۵). باوجودآن که ساکنان اصلی تهران اقوام فارسی زبان بودند، هم اکنون این شهر اقوام مختلفی دارد. با توجه به این که دیگر اقوام ساکن تهران آذربایجانی، گیلک، مازندرانی، ارمنی، عرب، کرد و لر هستند، لزوم توجه به مسائل فرهنگی و تفاوت های قومی یکی از مهم ترین مسائلی است که باید به آن توجه ویژه کرد. الگوهای طراحی شهری بومی گرا و در نظر گرفتن نیاز هر دوره با توجه به شکل زندگی مردم آن منطقه، موضوعی بسیار مهم در طراحی شهری است. آمارها نشان می دهد، تراکم جمعیّت در تهران بین ده هزار و هفتصد تا بیش از یازده هزار نفر در هر کیلومتر مربّع است که بنا براین آمار، شانزدهمین شهر پرتراکم جهان به شمار می آید (سرشماری، ۱۳۸۵). ازآنجا که تراکم بر سلامت روان افراد اثرگذار است (لنگ، ۱۳۸۶)، باید در این زمینه نیز تدابیری اندیشید. آنچه در شهری همچون تهران رخ داده، آن است که گسترش روزافزون ساخت وسازهای نامناسب و شهرک سازی ها، بدون در نظر گرفتن عوامل روان شناختی سبب گسسته شدن پیوند بین انسان و طراحی شهری شده است. این موضوع امری است که در سال های اخیر، شهرداری تهران به آن توجه ویژه ای داشته و در تلاش است تا پیاده روها و فضاهای اجتماعی انسان را در شهر گسترش دهد. روان شناسی محیط امروز در بسیاری از کشورها علاوه بر مطالعه فضاسازی ها، معماری ، نحوه و جانمایی خدمات و مبلمان شهری، به مطالعه اثرهای محله های مختلف زندگی انسان مثل محله های کم ارتفاع و ویلایی، آپارتمانی، فقیرنشین و غیره بر پیدایش الگوهای رفتاری می پردازد. امروزه، مدیریت شهری بسیاری از شهرهای بزرگ با اشراف بر موضوع روان شناسی شهر، محیط و منظر شهری به گونه ای طراحی می شود که از میزان تاثیرهای مخرب بر روان ساکنان شهرها بکاهد، اما مدیریت شهری در پایتخت کشورمان و به تبع آن در دیگر شهرهای کشور، هنوز به این موضوع ورود پیدا نکرده یا این ورود جامع و کافی نبوده است.
مقایسه شهر تهران از لحاظ طراحی شهری و تاثیر آن بر سلامت روان انسان ها نسبت به سایر کشورها، نشانگر نواقصی عظیم در این عرصه است که عدم توجه به آن ها سبب می شود، وامدار شهری باشیم که بی هویتی و بی قوارگی تمام سطوح آن را در برگرفته است و شهروندان به جای آن که در آن احساس آرامش کنند، از آن فراری هستند. یکپارچگی جامعه شهری تهران نیازمند مهندسی با دید فرهنگی و استفاده از مبانی و اصول روان شناسی در طراحی شهری است تا بیش از گذشته بتوانند پاسخگوی نیازهای انسانی باشند.
بر این اساس، بررسی روان شناسانه محیط های مصنوعی شهری و انجام مداخله هایی در روند طراحی این فضاها ضروری به نظر می رسد تا شاید با این روش به ایجاد محیطی پاسخ گو به نیازهای شهروندان و درعین حال متناسب با نیازهای عملکردی و رفتاری شهری منتهی شود. این امر از آن جهت اهمیت دارد که با نگاهی به ساختار شهری امروز می توان دریافت که نوع و چگونگی به کارگیری شهر و به خصوص فضاهای شهری به وسیله شهروندان، با نحوه طراحی ساختار شهر هماهنگی ندارد و از همین رو، میزان رضایت شهروندی از ساختار کالبدی شهر سیر نزولی دارد.
پس باید با شناخت مکانیسم های رفتاری شهروندان در محیط کالبدی که به شکل گیری مکان رفتارها منتهی می شود، به شناسایی اصول اساسی در قابلیت سازی محیطی پرداخت و ضمن تبیین ویژگی های مکان رفتارهای شهری، امکان انطباق فضاهای شهری با فرآیندهای طراحی را فراهم کرد تا بار دیگر فضاهایی چند عملکردی، منعطف و درعین حال پاسخ گو به شهروندان، خاصه در عرصه فضاهای شهری و جمعی فراهم شود (لنگ، ۱۳۸۶).
سوالی که به ذهن خطور می کند، این است ، کدام شاخه علمی می تواند پاسخ گوی این بخش از نیازهای روانی انسان باشد؟ برای پاسخ به این سوال شاخه ای با عنوان روان شناسی شهر وجود دارد که به بررسی شهرها و کالبد روانی آن ها می پردازد.
روان شناسی شهر ابزاری فراهم می سازد تا چگونگی تاثیر موقعیت ها و شرایط موجود بر احساس ها، دیدگاه ها، روابط انسانی و عادت ها را درک کنیم. این رشته به ما کمک خواهد کرد تا نحوه به کارگیری اصول روان شناسی را در طراحی شهری دریابیم و به ما بینشی خواهد داد که از طریق آن به علت موفقیت برخی شهرها پی خواهیم برد (مک اندرو، ترجمه محمودی، ۱۳۸۷). از طریق این دیدگاه متوجه می شویم که چرا مردم بعضی از شهرها استرس کمتری را تجربه می کنند و چرا ساکنان برخی شهرها از سایرین شادتر هستند.
از ابتدای دهه ۱۹۷۰، شاخه دیگری از علم روان شناسی به نام روان شناسی محیط، با انجام مطالعاتی در زمینه رفتار پا به عرصه وجود گذاشت و این دو رشته در کنار یکدیگر زیربنای مطالعات تاثیر محیط بر نگرش ها و رفتارهای شهروندان قرار گرفتند. هدف مطالعات روان شناسی محیط، بررسی تاثیر محیط های مصنوعی بر رفتارها و ذهن های ساکنان بود (صفا ری نیا،۱۳۹۱).
کریک (۲۰۰۱) روان شناسی محیطی را کنکاش روان شناختی در رفتار آدمی می داند که معطوف به زندگی در محیط کالبدی شهر است و نوع، میزان و چگونگی به کارگیری فضاهای شهری توسط شهروندان را مورد ارزیابی قرار می دهد. کریک به این نکته اشاره دارد که ساختارهای شهری هنگام طراحی فضایی و کالبدی باید هماهنگ و همگون با نیازهای رفتاری شهروندان باشند تا بتوان با تسهیل استفاده کاربران شهری از فضاها و ساختارهای شهری، امکان ایجاد نتایج کارآمد و موثر در حوزه مداخلات شهری را فراهم کرد.
در نتیجه می توان گفت، «روان شناسان محیطی» به بررسی روان شناسانه فضاها و محیط شهری با شناسایی تعامل رفتارهای آدمی در محیط کالبدی می پردازند تا در بستر این شناخت، امکان طراحی مناسب با نیازهای عملکردی و منطبق با مکانیسم های رفتاری شهروندان فراهم شود. بی توجهی به نیازهای فیزیولوژیکی و روانی در طراحی می تواند سبب عدم کارایی فضاهای طراحی و استفاده نکردن کاربران شود.

روان شناسی شهر

در کنار روان شناسی محیط، روان شناسی شهر شاخه ای است که به طور مستقیم به مطالعه شهر می پردازد. سوالی که در این بخش در پی پاسخ به آن هستیم، این است که روان شناسی شهر چیست و چگونه می تواند در طراحی شهری به ما یاری رساند؟
روان شناسی شهر شاید موضوعی تازه به نظر برسد، اما یافته های تاریخی بیانگر آن است که جورج زیمل(۲) ۱۰۰ سال پیش مقاله ای را با عنوان «شهرنشینی و زندگی روانی» تدوین و سخنرانی را در سال ۱۹۰۳ در برلین بر همین مبنا ایراد کرد. وی در سخنرانی اش سوالی را مطرح کرد با این عنوان که «آیا بین محیط زندگی افراد و وضعیت روانی آن ها رابطه ای وجود دارد؟» پاسخ به این سوال ده ها سال بعد سبب شکل گیری علمی به نام «روان شناسی شهر» شد.
سوال زیمل آغازگر راهی بود که بعدها جامعه شناسان دیگر آن را ادامه دادند. زیمل مفاهیم جامعه شناسی شهری خود را از فردی به نام فردینال تونیس وام گرفت. لوئیس ویرف یکی از پیروان زیمل بود که در سال ۱۹۳۸ مقاله ای را با عنوان «شهرنشینی روشی برای زندگی» به چاپ رساند.
علم روان شناسی شهر بعدها همسو با رشد شهرها توسعه یافت و هیچ گاه کاملاً از صحنه خارج نشد و جامعه شناسان، روان شناسان و طراحان شهری در حوزه های مختلف از آن نام بردند. در اوایل دهه ۷۰، رویدادی در میان علوم مرتبط با محیط رخ داد و آن این که حتی با وجود طراحی های زیبا و مدرن باز هم انسان ها در محیط های شهری احساس آرامش نمی کردند. ازاین رو، حرکتی نوین میان معماران و روان شناسان شکل گرفت. در میان روان شناسان پیشگام این حوزه که کمتر نامی از او برده می شود، استنلی میلگرام است که بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد خود مقاله ای با عنوان «تجربه زندگی شهری» به چاپ رساند. شاید بتوان گفت کارهای میلگرام، آغازگر تحولی نوین در روان شناسی شهر بود. او پس از نگارش این مقاله، تحصیلات خود را در حوزه روان شناسی شهر در دوره دکتری ادامه داد و به بررسی بافت شهری پاریس و نیویورک پرداخت. بین مهروموم های ۱۹۵۹-۱۹۶۰ او به بررسی تفاوت های شکلی و فضایی محیط پرداخت. در این میان، او دانشجویان را برای مشاهده افراد در محیط های طبیعی و بررسی علت رفتار آن ها ترغیب می کرد. میلگرام در سال ۱۹۷۲ به پاریس بازگشت و به بررسی نقشه شناختی مردم پاریس و نیویورک پرداخت. کارهای میلگرام آغازگر رسمی رشته روان شناسی شهر بود (تاکوشین، ۲۰۰۵).
از اوایل دهه ۷۰، نبود چنین اندیشه هایی در معماری کم کم آشکار شد و بناهایی که مسائل مربوط به انسان، رفتارهای او، خصوصیات فردی و اجتماعی و... را مدنظر قرار نداده بودند، رو به نابودی گذاشتند که شاخص ترین آن ها مجموعه «پروت ایگو» بود که در سال ۱۹۷۲ پس از ۲۲ سال ویران شد.
در پی کارهای میلگرام در ۱۹۷۰، به زودی پژوهش های فراوانی در این زمینه انجام شد که از میان آن ها می توان به شهر و (میلگرام و فرام، ۱۹۷۲) مقاله چاپ شده در زمینه روان شناسی شهر در مجله مسائل اجتماعی (کراپت(۳)، ۱۹۸۰)، محیط و رفتار (سادالا و استی(۴)، ۱۹۷۸) و محیط شهری (بام و سینگر والینز(۵)، ۱۹۷۸) اشاره کرد (به نقل از تاکوشین(۶)، ۲۰۰۵).
روشن است که تاریخچه روان شناسی شهر را می توان در چند جمله خلاصه کرد: زیمل، به عنوان آغازگر راه حدود ۱۰۰ سال پیش موضوعی را مطرح کرد که میلیون ها نفر ده ها سال بعد با آن مواجه شدند، اما میلگرام در سال ۱۹۷۰ جان تازه ای به آن داد و این موضوع را دوباره به طراحان شهری یادآور شد که لازمه طراحی، توجه به انسان، نیازها و خواست های روانی اوست و نباید فقط به زیباشناسی طراحی توجه کرد.
از زمانی که شهرها درهای خود را به روی پژوهشگران اجتماعی و فرهنگی باز کردند یا این گونه بگوییم از زمانی که پژوهشگران عرصه فرهنگ و اجتماع نگاه خود را از آسمان به زمین دوختند، بین علوم مختلف انسانی تجربه های متفاوتی چه ازلحاظ کمیت تولید ادبیات، رویکردها و روش ها و چه از منظر زمان توجه و کیفیت این تعمق حاصل شده است. بی تردید، همین که اندیشمندان این عرصه ها فضاها و مناظر علمی پیش روی متعددتری را تجربه می کنند، افق های بیشتری را نیز در آینده می توان انتظار کشید. چه بسا در آینده نه چندان دور، شاهد نهادینه شدن برنامه ریزی های متنوع شهری در قالب های فرهنگی و اجتماعی و با استفاده از بینش های حاصل از علوم ا نسانی چندوجهی و بین رشته ای باشیم. همچنان که برنامه ریزی شهری در غرب و کشورهای پیشرفته تر شاهد ظهور و بروز این نوع رویکرد در تمام سطوح است و زمان شروع آنان نیز در مقایسه با شهرهای ما بسیار پیش روتر است، اما ما اکنون در گیر شبه معمای حضور یا عدم حضور علوم انسانی در توسعه شهرها هستیم یا این که آیا اصلاً علوم انسانی بومی شده ما، جوابگوی نیازهای نوشونده شهرهای ما است و اندیشمندان علوم انسانی سطح بینش و دانش خود را در این زمینه ارتقا داده اند. در حقیقت، همان گونه که اشاره شد، در ایران علوم انسانی نیز دیدی متفاوت به شهرها داشته و در همگرایی و توان افزایی این رویکردها در جهت بهبود وضعیت شهرها نشده است؛ جامعه شناسی به سبب پیش رو بودنش در غرب، در پرداختن به مسئله شهر همواره به عنوان نزدیک ترین حوزه مطالعاتی به شهرها بوده است؛ هر چند خود جامعه شناسان نیز چه در غرب و چه در کشور ما، از کم اقبالی مدیران شهری به این حوزه رنجش دارند، اما در مقایسه با سایر شاخه های علوم انسانی دانش مناسب تر و رویکردهای بهتری از این حوزه به شهرها تزریق شده و در لایه های برنامه ریزی شهرها ردپای مبانی نظری جامعه شناسی را می توان دید. بهتر بگویم امروزه، شهامت اعتمادبه نفس جامعه شناسان در پرداختن به مسائل شهرها بیشتر از سایر علوم انسانی در مقایسه با قبل است. در همین شهر تهران متخصصان علوم اجتماعی با طرح چرخش فرهنگی، ماتریس اجتماعی و فرهنگی، برنامه ریزی استراتژیک فرهنگی و به تازگی با رویکرد هوشمندانه زندگی شهری که در حوزه اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و با تلاش های همکاران اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تدوین یا نهادینه شده، توانسته اند نگاه ها و برنامه های نوینی را بر شهر بیفزایند. البته نگاه انسانی مدیران ارشد به شهر نیز غیرقابل چشم پوشی است که توانسته تا حدودی از سیطره تفکر مهندسی در شهر بکاهد. هرچند به نظر می رسد، با سیطره تاریخی صدساله تفکر مهندس محور در شهر تهران کار بسیار دشواری پیش روی متخصصان این حوزه علوم اجتماعی و انسانی خواهد بود.
هرچند زمانی که در حوزه مطالعات اجتماعی و فرهنگی در خدمت اساتید و دانشجویان این حوزه بوده ام، همواره با خودم می گفتم ردپای روان شناسی و علوم رفتاری در مطالعات شهری کجاست؟ آیا شهرهای بزرگی چون تهران را به جز از منظر علوم اجتماعی نمی توان با مبانی و رویکردهای روان شناسی واکاوی کرد؟ برای ردیابی این موضوع مطابق معمول سری به تجربه ها و اندوخته های خارجی زدم. بسیار کتاب ها و نوشته های بسیاری را در خصوص روان شناسی شهر یا روان شناس اجتماعی شهر دیدم، هرچند تاریخ شروع این منظر در روان شناسی به عقب تر از سال ۱۹۷۰ و تلاش های آقای استنلی میلگرام برنمی گردد، اما به نظر می رسید، تعبیر من از رویکرد روان شناسی بیشتر یک دید کل نگر است و نه خُردگرایانه. کما اینکه در بیشتر آثار غربی بررسی مسائل و حالت های افراد در شهرها مدنظر و تحلیل قرارگرفته و روان شناسی در کنار سایر علوم انسانی و در تعامل نظری با آنان و در جهت نزدیکی به شناخت کل گرا از شهرها نبوده و هرچند به عنوان جزئی از علوم انسانی است، اما کار و راه خود را با همان نگاه پوزیتویستی تر از سایر علوم انسانی یا دست کم در یک آمیزش نمایشی دنبال می کند.
در داخل کشور نیز مقاله های خوبی در خصوص روان شناسی محیط، استرس در شهر و اختلالات روان شناختی در شهرها، به ویژه در کلان شهرها به همت روان شناسان و گاهی علاقه مندان به حوزه های روان شناسی در سایر علوم مانند شهرسازی منتشرشده لیکن کتابی که درآمدی باشد بر نگاه روان شناسانه بر شهر منتشرنشده بود به جز کتابی که با عنوان «روان شناسی شهر» بنده با همت دکتر صفاری نیا و خانم الهام بهشتی مقدم همزمان با کتاب حاضر ترجمه و تالیف کردیم که فکر می کنم تنها درآمدی بر این حوزه با توجه به فقر ادبیات ما بوده باشد.
با دریافت مشورت و راهنمایی اساتید علوم اجتماعی، به خصوص اساتید شورای علمی مطالعات اجتماعی شهرداری آقایان دکتر نعمت الله فاضلی، دکتر علی ساعی، دکتر سعید ذکایی، دکتر بهرام بیات، دکتر حسن نمک دوست و همراهی و مساعدت مدیران ارشد به ویژه آقایان حجت الاسلام والمسلمین میثم امرودی، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، دکتر علی اصغر محکی، مدیرکل مطالعات اجتماعی، دکتر سید رضا مصطفوی، دبیر شورای فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران و با تدوین طرح و پروژه روان شناسی شهری در اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و تصویب آن در شورای اسلامی شهر در ابتدای سال ۱۳۹۱ و مساعدت تمام همکاران پژوهشی اداره کل مطالعات آقایان مجید شمسه، محمدرضا اسکندری، حسین دارابی، علی اکبر صادقی، دکتر حسین شیخ زاده و سید محمدرضا بهلول مرحله جدیدی در عرصه مطالعات شهری تهران پدید آمد و با همراه سازی انجمن روان شناسی اجتماعی کشور به ویژه شخص آقای دکتر مجید صفاری نیا (رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی کشور) و کمک گروه پژوهشی که اسامی آنان به عنوان همکاران مولف آمده است طی جلسه های متعدد کاری، مبانی نظری کار و تجربه دیگر کشورها بررسی و درنهایت به سرفصل های کاری مشترک برای تدوین و تالیف کتابی با عنوان مقدمه ای بر روان شناسی شهر رسیدیم که کتاب حاضر حاصل فرایند ذکرشده بود. از آثار دیگر این جلسه های مشترک، راه اندازی کرسی روان شناسی شهر در انجمن روان شناسی اجتماعی و نیز اختصاص محوری با نام روان شناسی شهر در نخستین همایش شهر و زندگی روزمره شهری در سال ۱۳۹۲ شد که امیدواریم، شروعی باشد برای این منظر از مطالعات شهری در همراهی نظری با سایر علوم انسانی.

حسن عماری

بخش اول: استرس و شهر

مقدمه

شهر مکانی است که تجربیات زیستی و فعالیت های بشری، در آن جمع و انباشته می شود. این تجربیات، هم فعالیت ها و تجربیات مادی مانند ساختمان ها، ابزار و امکانات شهری، کوچه و خیابان ها و جز آن ها را در بر می گیرد و هم تجربیات و سرمایه های فرهنگی و معنوی مانند عقاید و باورها، نگرش ها، معلومات، دانش ها و مطالعات و مواردی جز آن ها را شامل می شود. این تجربیات، نه تنها مهم ترین منبع و سرمشق انسان ها برای راهبری جامعه و شهروندان برای خط مشی گذاری، تصمیم گیری و مدیریت زندگی جمعی یا برپایی زندگی با کیفیت مطلوب است، بلکه حتی اندوخته مناسبی برای بهره برداری نسل آتی برای مدیریت و حل مشکلات پیش روی آن هاست.
استرس از جنبه های فراگیر زندگی نوین است. عوامل مختلفی همچون مسائل شهرنشینی، پیچیدگی روابط اجتماعی، انتظارات، امکان و سهولت دستیابی به نیاز و خواسته ها، بی ثباتی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نداشتن امنیت وغیره، پیوسته شخصیت، جسم و روان آدمیان را تحت تاثیر و فشار روانی قرار می دهد و به تدریج فرسوده می کند. استرس معمولاً یادآور احساس ناخوشایندی در افراد است، اما حداقلی از آن به عنوان عامل برانگیزاننده در زندگی و انجام وظایف و فعالیت ها و تمایل به پیشرفت و رقابت لازم است. پیامدهای استرس شامل آسیب های جسمی و روانی مانند بروز بیماری های مختلف جسمی و روانی و همچنین آسیب های اجتماعی مانند کاهش کیفیت و توان کاری، انزوا و رفتارهای منفعلانه یا واکنش های تهاجمی و پرخاشگرایانه است. در شرایطی که عوامل استرس زا، به طور مستمر بر افراد فشار وارد آورد یا فشار عامل استرس بیش از حد بزرگ و قوی باشد، در جامعه شاهد بروز و افزایش درماندگی و ناکامی و نیز کاهش میزان رضایت خواهیم بود. همچنین توان مفید جامعه رو به کاستی می گذارد و هزینه های جبرانی و ترمیمی را افزایش می دهد؛ در نهایت، این جریان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم رفتارها و تعاملات اجتماعی را در حوزه های مختلف تحت تاثیر قرار خواهد داد. نخستین گام برای مقابله با استرس، شناسایی عوامل و زمینه های استرس زا است. باید توجه کرد که نشانه ها و آثار استرس برای همه یکسان نیست و واکنش افراد در برابر عوامل استرس زا با یکدیگر متفاوت است. این تفاوت به اختلافات فردی، شخصیتی، تجارب زندگی و نحوه تعامل فرد با عامل و منبع فشار یا استرس مربوط می شود.
با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا عوامل استرس زای شهری را در کلان شهری مانند تهران بررسی کنیم. طبق نظرسنجی که روی گروهی از دانشجویان تهران انجام دادیم، به طور کلی مهم ترین عوامل استرس زا در حوزه شهری عبارت است از: آلودگی هوا، نور و صدا، نداشتن امنیت (اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی)، ترافیک، گرانی، خشونت، بیکاری، تکدی گری، ساخت و سازهای نامناسب شهری و مصرف کنندگان مواد مخدر. ما به بررسی تاثیر این عوامل بر شهروندان پرداختیم و مبنای تدوین این بخش از کتاب را این موضوعات قرار دادیم.

فصل اول: استرس

سلامت شهری

مکانی که افراد در آن زندگی می کنند، بر سلامت آن ها تاثیرگذار است. محققان و قانون گذاران نگرانی های روزافزونی در حوزه سلامت مناطق شهری دارند. سلامت شهری شامل برخورداری از رفاه اجتماعی، روانی و جسمانی ساکنان و جوامع شهر هاست. با وجود آنکه سلامت شهری موضوعی جدی در شاخه بهداشت عمومی و جامعه شناسی به شمار می رود، در رشته روان شناسی توجه اندکی به آن شده است. بیشتر نظریه های جامعه شناختی سلامت در قالب چهارچوب زیست محیطی شهری، رویکردی را ارائه می دهند که مبنی بر تاثیر فاصله های طبقاتی بر رفتار و باور های ساکنان شهرهاست (فیتز پاتریک و لاگوری، ۲۰۰۳).(۷) گزارش های متعدد بیان کننده این مطلب است که بیماری های عفونی (سل، ایدز، عفونت HIV و بیماری های قابل انتقال مقاربتی)، تنگی نفس، دیابت، بیماری های قلبی و عروقی، فشار خون، مسمومیت سربی، بیماری های روانی، سرطان، مرگ ومیر نوزادان، سوء مصرف مواد، آسیب ناشی از خشونت و دیگر مشکلات بهداشتی و اجتماعی، در جوامع شهری تشدید یافته اند (موسسه ملی بهداشت و سلامت عمومی، ۱۹۹۵؛ وزارت بهداشت، درمان و خدمات انسانی ایالات متحده، ۲۰۰۱). شمار زیادی از بیماری های جسمیِ شایع و موضوعات مرتبط با سلامتی در جوامع شهری، با فقر در ارتباط هستند که از تغذیه ناکافی، مسکن نامناسب و ناامن، قرار گرفتن در معرض خشونت، آلودگی محیط و کمبود زیرساخت های خدمات اجتماعی نشئت می گیرد (پریوایت،(۸) ۱۹۹۷).
به علاوه، پژوهش های اخیر حاکی از آن است که وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی، در سلامت روان افراد نقش موثری ایفا می کند؛ به طوری که پیش بینی کننده افزایش رشد طیف گسترده ای از مشکلات روانی است. فقر و فشار روانی، احساس ناامیدی در افراد را افزایش می دهد. به رغم عوامل بیماری زای محیطی و اجتماعی مطرح شده، توافق اندکی بر وجود رابطه شهرنشینی، سلامت روان و انحراف های اجتماعی وجود دارد (مارسلا،(۹) ۱۹۹۸). مطالعات مفیدی درباره ویژگی های ساختاری در محله های مختلف انجام شده، اما ویژگی های ساختاری تنها به بخشی از پرسش های مربوط به رابطه میان محل زندگی و سلامت روان افراد پاسخ می دهد. تحقیقات روان شناسی در زمینه فشارهای روانی و جریان های اجتماعی موجود در چنین مناطقی، در حال پر کردن خلا ناشی از مطالعاتی هستند که تنها روی ویژگی های ساختاری انجام شده بودند. اندازه، تراکم جمعیت و معماری شهر بر وضعیت روانی، اجتماعی و رفتار ساکنان آن موثر است. مطالعات درباره اثرات روانی و اجتماعی فضاهای شهر عمدتاً بر مسائلی همچون استرس، بافت های پوسیده، بی نظمی و مورد اخیری متمرکزشده اند که پراکندگی مراکز شهری را شامل می شود. افزایش تراکم جمعیت به ویژه در محل زندگی و وجود سروصدا و بی نظمی به ویژه در حین انجام کارهای اجرایی، به فعالیت بیش از حد سیستم قلبی عروقی، عملکرد نورواندوکرین ها (ایوانس،(۱۰) ۲۰۰۱) روش های مقابله ای مخرب مانند سیگاری (شرک،(۱۱) ۱۹۸۲) و درماندگیِ آموخته شده مرتبط هستند (هایگ و ایوانس،(۱۲) ۱۹۹۵).

تعریف استرس

استرس روانی به سه مفهوم در نظر گرفته شده است (باوم،(۱۳) ۱۹۹۰؛ کوین و هالروید،(۱۴) ۱۹۸۱؛ هابفول،(۱۵) ۱۹۸۹). در رویکرد نخست، استرس به تمرکز بر محیط معطوف است و به عنوان محرکی توصیف شده که شامل واقعه یا رشته ای از شرایط ویژه می شود. وقایع و شرایطی که تهدیدکننده یا زیان بخش هستند و درنتیجه، احساس تنش ایجاد می کنند. در دومین رویکرد، استرس به عنوان پاسخ در نظر گرفته می شود و تمرکز آن بر واکنش مردم به عوامل استرس زاست. از این دیدگاه مردم به تنشی که احساس می کنند، استرس می گویند؛ مانند زمانی که فرد می گوید به هنگام سخنرانی، احساس ترس می کنم. در رویکرد سوم، استرس را فرایندی می دانند که دربرگیرنده عوامل استرس زا و پاسخ فرد است و درعین حال، بُعد مهم دیگری را نیز به آن می افزایند و آن، رابطه میان فرد و محیط است. این فرایند شامل تطابق های دائم میان فرد و محیط است که هر یک بر دیگری اثر می گذارد و از دیگری اثر می پذیرد. بر اساس این نظریه، استرس تنها نوعی محرک یا پاسخ نیست، بلکه فرایندی است که فرد می تواند از طریق راهکارهای رفتاری، شناختی و احساسی، به گونه ای فعال از تاثیرات آن بکاهد. استرس وضعیتی است که درنتیجه تعامل فرد و محیط به وجود می آید و موجب ایجاد ناهماهنگی ـ چه واقعی و چه غیرواقعی ـ میان ملزومات موقعیت و منابع زیستی، روانی و اجتماعی فرد می شود. این اجزا به شرح زیر است:

۱. توان زیستی، روانی و اجتماعی فرد محدود است و استرس از این توان برای سازگاری با وقایع یا مشکل می کاهد. اغلب، استرس بر هر سه سیستم اثر می گذارد؛
۲. عبارت «ملزومات موقعیت»، به مقدار منابعی گفته می شود که برای تطابق با موقعیتی استرس آور مورد نیاز است؛
۳. زمانی که میان ملزومات موقعیت و منابع فرد توازن برقرار نباشد، تضادی به وجود می آید که معمولاً ملزومات موقعیت بیش از منابع فرد است؛
۴. ملزومات، منابع و تضادها را در تعادل با محیط ارزیابی می کنیم.

چه عواملی موجب می شوند موقعیتی را پراسترس ارزیابی کنیم؟ این ارزیابی به دو گروه از عوامل بستگی دارد: عواملی که مربوط به فرد است و عواملی که به موقعیت بستگی دارد. عواملی فردی شامل ویژگی های شخصیتی، هوشی و انگیزش فرد می شود. برای مثال، افراد با عزت نفس بر این اعتقادند که توانایی هایی لازم برای برآوردن نیازهای انواع موقعیت ها را دارند و در صورت مواجهه با موقعیتی پراسترس، ممکن است به جای تهدیدآمیز قلمداد کردن، آن را گونه ای مبارزه طلبی بینند (کوهن(۱۶) و لازاروس،(۱۷) ۱۹۸۳). گروه دوم که بر عوامل موقعیتی متمرکزند، وضعیت ها و شرایطی هستند که فرد را درگیر می کنند؛ مانند سروصدا، آلودگی ها و حوادث طبیعی. در دیدگاه سنتی، استرس مجموعه ای از تقاضاهاست که دستیابی به آن ها فراتر از امکانات و منابع است (بارک،(۱۸) ۱۹۹۸).

جنبه های زیست شناختی استرس

هرکس که واقعه وحشتناکی مانند موقعیتی اضطراری را از سر گذرانده باشد، می داند واکنش های فیزیولوژیکی به استرس چگونه است. برای مثال، ضربان قلب و میزان تنفس بلافاصله افزایش می یابد و کمی بعد ممکن است لرزش بدن شروع شود و بدین ترتیب، بدن برانگیخته و آماده دفاع می شود. سال های پیش فیزیولوژیست معروف، والتر کانون(۱۹) (۱۹۹۲)، چگونگی واکنش بدن به موارد اضطراری را توضیح داد. این واکنش را جنگ یا گریز نامیده اند؛ زیرا موجود زنده را آماده حمله یا فرار می کند. احتمال خطر موجب می شود سیستم عصبی، غدد آدرنال را به ترشح ماده اپی نفرین که موجب برانگیختگی بدن می شود، تحریک کند. کانون معتقد بود این برانگیختگی، هم تاثیرات مثبت و هم منفی دارد. واکنش جنگ یا گریز مفید است؛ زیرا موجود زنده را برای نشان دادن واکنش بسیج می کند. وضعیت برانگیختگی درصورتی که تداوم یابد، برای سلامت زیان آور است.

جنبه های روانی ـ اجتماعی استرس

در مواقع بروز استرس، سیستم های زیستی، روانی و اجتماعی به صورت به هم بافته عمل می کنند. استرس، فعالیت های ذهنی را اغلب به وسیله منحرف کردن توجه مختل می کند. برای مثال، سروصدا استرس زاست و بسیاری از ساکنان شهرها در نواحی پرسروصدا مثلاً در نزدیکی بزرگراه ها، راه آهن و یا در مجاورت خیابان های شلوغ زندگی می کنند. سروصدای دائم چگونه بر فعالیت های شناختی افراد تاثیر می گذارد؟ بسیاری از مردم با تمرکز بر مسائل دیگر و انحراف توجه می توانند با این نوع استرس کنار بیایند. بر اساس نظر شلدون کوهن (۱۹۸۰)، کودکانی که سعی می کنند به این طریق با سروصدا کنار بیابند، ممکن است دچار نقص شناختی تعمیم یافته شوند؛ یعنی ندانند به کدام صداها توجه کنند و به کدام یک اهمیت ندهند. نتایج چند پژوهش نیز این نظریه را تایید کرده اند (کوهن،(۲۰) اونزا،(۲۱) اتستوکز(۲۲) و کرانتز،(۲۳) ۱۹۸۶). برای مثال، در پژوهشی، کودکان کلاس دوم و پنجم که در آپارتمان های پرسروصدا زندگی می کردند، بررسی شدند. این کودکان در تمییز دادن کلمات مشابه مانند خانه و چانه از یکدیگر بیشتر مشکل داشتند.
استرس موجب تغییر رفتارهای مردم در مقابل یکدیگر می شود. در بعضی موقعیت ها افراد ممکن است در مقابل دیگران خشن تر و بی رحم تر عمل کنند و زمانی که استرس با عصبانیت همراه باشد، بیشتر اوقات رفتارهای اجتماعی منفی افزایش پیدا می کند. بررسی ها نشان داده عصبانیت ناشی از استرس سبب افزایش خشونت می شود و پس از پایان رخداد استرس زا، تاثیرهای منفی ادامه پیدا می کند (دانراستاین،(۲۴) ۱۹۷۶).

نظرات کاربران درباره کتاب مقدمه‌ای بر روان‌شناسی شهری