فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در قرآن

کتاب رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در قرآن

نسخه الکترونیک کتاب رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در قرآن

قرآن مالامال از صحنه‌های مواجهه مؤمن و کافر، صالح و طالح، موافق و منافق، دوست و دشمن، خود مدار و خدا مدار، دنیا طلب و آخرت گرا، مصلح و مفسد، سست عنصر و ثابت قدم، پرهیزکار و گنه پیشه، مستکبر و مستضعف، راهبر و راهزن، مرحومین و محرومین و در نهایت خوش عاقبت‌ها و بد عاقبت‌هاست که گروهی در قوس صعود و به اوج قله کمال و تقرب الهی نایل گردیده‌اند و گروهی در قوس نزول به دره‌های هولناک حیوانیت فرو غلتیده‌اند و قرآن در حکایت‌های بیدارگری از حال و وضع این دو گروه آشکارا پرده برداشته و سیمای آنان را به روشنی به نمایش در آورده است. از آنچه گفته شد معلوم می‌شود که روش «مقابله» در قرآن از دامنه‌ای بسیار گسترده و وسیع برخوردار است و این شیوه، آنچنان نیست که به گونه‌ای حاشیه‌ای و یا اجمالی در قرآن به کار رفته باشد، بلکه شاید بتوان گفت هیچ صفحه‌ای از صفحات نورانی قرآن را نمی‌توان سراغ گرفت مگر آن که جلوه‌ای از این موضوع در آن نمایان است و تابلویی از جبهه آرایی مظاهر حق و باطل در برابر هم در آن به تصویر در آمده است.

ادامه...

بخشی از کتاب رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: کلیات

تعریف مقابله

مقابله در لغت به معنای مواجهه و روبه رو شدن با یکدیگر است.(۱)
و هنگامی که گفته می شود چیزی را با چیز دیگر مقابله کرد؛ یعنی آن دو را با هم مقایسه و اندازه گیری کرد تا وجه مشابهت یا اختلاف آن ها را به دست آورد.(۲)
اما مقابله از نظر اصطلاحی؛ یعنی ذکر کردن دو لفظ یا بیشتر و سپس آوردن اضداد آن ها به ترتیب.(۳)
خطیب بغدادی در تعریف مقابله آورده است:
«مقابله آن است که دو معنای سازگار یا چند معنای به هم سازگار را بیاورند آن گاه آنچه مقابل آن است به ترتیب ذکر کنند.»(۴)
مانند این کلام الهی که فرموده است:
فامّا مَنْ اَعْطی وَاتقی * وَصدَّقَ بِالحُسْنی * فَسَنُیسرُهُ لِلْیسْری * وَاَمّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنی * وَکذَّبَ بِالحُسْنی * فَسَنُیسرُهُ لِلْعُسْری؛
اما آن کس که در راه خدا انفاق کند و پرهیزکاری پیش گیرد و جزای نیک [الهی] را تصدیق کند ما او را در مسیر انسانی قرار می دهیم، اما کسی که بخل ورزد و [از این راه] بی نیازی طلبد و پاداش نیک را انکار کند او را در مسیر دشواری قرار می دهیم. (اللیل، آیه ۵ ـ ۱۰).
یا می فرماید:
فَضُرِبَ بَینَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَهُ وَظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ العَذابُ؛
در این هنگام دیواری میان آن ها زده می شود که دری دارد درونش رحمت است و از طرف برونش عذاب. (حدید، آیه ۱۳).
و در آیه دیگر آمده است:
اَذِلَّهٍ عَلَی المُوْمِنِینَ اَعِزَّهٍ عَلَی الکافِرِینَ؛
در برابر مومنان، متواضع و در برابر کافران، سرسخت و نیرومندند. (مائده، آیه ۵۴).
و نیز آن جا که می فرماید:
یاْمُرُهُمْ بِالمَعْرُوفِ وَینْهاهُمْ عَنِ المُنْکرِ وَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیباتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبائِثَ؛
[همان پیامبری که] آنان را به کار پسندیده فرمان می دهد و از کار ناپسند باز می دارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را حرام می گرداند. (اعراف، آیه ۱۵۷).
یا می توان به این سخن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اشاره نمود که به انصار فرمود:
انّکم لتکثرون عند الفزع و تقلّون عند الطمع؛(۵)
شما به هنگام ترس، زیاد می شوید و به هنگام طمع، کم می شوید.
و در میان سروده های سعدی ـ علیه الرحمه ـ می توان به این مقابله نغز اشاره داشت که:

بی تو گر در جنّتم نا خوش شراب سلسبیل
با تو گر در دوزخم خرّم هوای زمهریر

سکاکی می گوید:

از خواص مقابله آن است که اگر در اولی چیزی شرط شود در دومی ضد آن شرط می گردد. مانند این فرموده خدای متعال که: «فَامّا مَنْ اَعْطی وَاتقی...» (اللیل، آیات ۵ ـ ۱۰) که بین عطا و بخل، پرهیزکاری و بی نیازی، تصدیق و تکذیب، آسانی و دشواری مقابله نموده است و چون آسانی در اول بین اعطا و اتقا و تصدیق مشترک قرار داده شد، ضد آن که دشواری است در بین اضداد آن مشترک است.(۶)

برخی از دانشمندان علوم بلاغت، تفاوتی میان «مقابله» و «مطابقه» قائل نیستند و هر دو را هم معنا می دانند. به عنوان مثال: ابن اثیر در تعریف مطابقه می گوید: «و آن جمع کردن میان یک چیز و ضد آن در جمله است. مانند سیاه و سفید، شب و روز».(۷)
و مقابله را نیز به همین معنا تعریف نموده و طباق را یکی از انواع مقابله خوانده است.(۸)
زرکشی نیز به دنبال تعریف مقابله، آن را از حیث معنا قریب به معنای مطابقه می داند،اما دو تفاوت نیز میان آن ها قائل است:
نخست این که: طباق، غالبا جز در میان دو ضد واقع نمی شود، در حالی که مقابله غالبا در بیش از آن هم روی می دهد.
دیگر آن که: طباق، جز در بین اضداد صورت نمی پذیرد، ولی مقابله در مورد اضداد و غیر آن ها نیز شکل می گیرد.(۹)
اما امروزه و در اصطلاحات جدید «مقابله» تعریف وسیع تری نسبت به آنچه پیشینیان از آن یاد نموده اند دارد، چرا که در تعریف مقابله به معنای امروزی آن آمده است:
«مقابله روش خاصی در تعبیر است که مبنای آن بر اساس ضدیت دو فکر یا دو تعبیر یا دو لفظ که مفهومی متضاد یا مقابل هم دارند بنا گردیده است».(۱۰)
بر این اساس، مقصود از واژه «مقابله» در این تحقیق، معنای مصطلح امروزی آن است که بر اساس آن هرگونه مواجهه و رویارویی الفاظ و معانی و افکار با یکدیگر را «مقابله» می خوانیم.

نقش و اهمیت مقابله

دنیایی را تصور کنید که در آن تنها زندگی باشد و از مرگ خبری نباشد، و یا تنها روز باشد و پرده تاریک شب هیچ گاه بر زمین سایه نگسترد، یا پیوسته گرما باشد و بشر به عمر خود سرمایی را تجربه نکند، یا تمام زمین یک پارچه خشکی باشد و از رودها و دریاها خبری نباشد، یا سطح زمین را سراسر کوه ها فراگرفته باشند و مکان مسطحی که بتوان در آن سکنا گزید یافت نشود و....
روشن است که زندگی در چنین دنیایی برای انسان و دیگر موجودات آن نه تنها سخت و طاقت فرساست، بلکه غیر ممکن می نماید و بیشتر به جهنم سوزانی شباهت خواهد داشت که ادامه حیات در آن حتی برای لحظه ای امکان پذیر نیست.
از این رو تقابل میان اشیا و پدیده ها در دنیا و زندگی انسان امری است اجتناب ناپذیر و اساسا خداوند حکیم نظام این جهان را براساس مقابله و ترکیب بدیعی از اضداد طراحی نموده و در اشاره به این حقیقت چنین فرموده است:

وَمِنْ کلِّ شَی ءٍ خَلَقْنا زَوْجَین لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ؛
و از هر چیز دو جفت آفریدیم شاید متذکر شوید. (ذاریات، آیه ۴۹)

جاحظ در این باره می گوید:

بدان که مصلحت چنین اقتضا می کند که از شروع دنیا تا خاتمه یافتن آن خیر با شر، و ضرر با سود، غم با شادی، پستی با بلندی، و کثرت با قلّت در آمیخته باشد، زیرا اگر تنها شر محض باشد بشر هلاک خواهد شد و اگر تنها خیر محض باشد آزمایش انسان ها معنای خود را از دست می دهد و زمینه های پویایی اندیشه از میان خواهد رفت.(۱۱)

بر همین اساس است که حتی عقل بشری نیز در اصل خلقت خود به گونه ای طراحی شده که دایما در حال مقابله میان امور متضاد است، و هرچه را که می بیند یا تصور می کند چیز دیگری نیز در نقطه مقابل آن برایش تداعی می شود؛ یعنی هرگاه طعم شیرینی را می چشد یاد می کند که طعم تلخی هم وجود دارد و هنگامی که شی ء نرمی را لمس می کند، در مقابل، زبری نیز در نظرش تداعی می شود و هنگامی که از حق یاد می کند، باطل نیز بی اختیار به ذهنش خطور می کند. تو گویی اشیا و معانی همه زنده اند و بقای هویت آن ها نیز به وجود مقابل و مخالفشان است. هم چنان که در عالم زندگان، این حقیقت سریان دارد و بقای آن ها به وجود مذکر و مونث در میان آن هاست.(۱۲)
ویژگی طبیعی انسان طوری است که اشیا را از راه مقایسه با هم و مقایسه با نقطه مقابلشان می شناسد و اگر نقطه مقابل نباشد نمی تواند آن ها را بشناسد، گر چه در کمال ظهور باشند. مثل نور و ظلمت، علم و جهل، قدرت و عجز، خیر و شر، حرکت و سکون، حدوث و قدم و فنا و ابدیت.(۱۳)
از این رو بهترین و مهم ترین شیوه برای تشخیص و تمایز اشیا از یکدیگر شناخت آن ها در قالب مقایسه و مقابله است و از همین روست که گفته اند: «تعرف الاشیاء باضدادها».
الوین تافلر می گوید:

هرگاه خواستید حقیقتی یا آثار وجودی چیزی را دریابید لازم است آثار عدم وجود آن یا آثار و پیامدهای وجودی نقطه مقابل آن را نیز بشناسید.(۱۴)

علاوه بر آنچه گفته شد نقش بی بدیل ترکیب های متضادی که در جهان طبیعت به کار رفته و مقابله های شگفتی را پدید آورده، نقشی انکار ناپذیر است. آری، در قالب همین مقابله های بدیع است که جهان آفرینش جذابیتی خیره کننده به خود گرفته، و زندگی روح و معنا پیدا کرده است، که اگر چنین نبود با جهانی سرد و خاموش مواجه بودیم که هیچ شوری در دلی نمی آفرید و هیچ عاطفه و احساسی را بر نمی انگیخت.
از این جهت، جهان طبیعت را می توان به تابلویی تشبیه نمود که تمام زیبایی آن در سایه روشن ها و رنگ های متنوع و خطوط صاف و منحنی آن است که اگر چنین نبود دیگر دنیا بوم سفید ویا سیاهی بیش نبود و به تعبیر دیگر: «ابرو اگر راست بُدی کج بودی.»
چه نغز سروده است آن شاعر عرب که:

الوجه مثل الصبح مبیضُّ
والشعر مثل اللیل مُسودُّ

ضدّان لمّا استجمعا حَسُنا
و الضدّ یظهر حُسنه الضدُّ(۱۵)

«چهره، همچون صبح روشن است و مو، همچون شب سیاه، این دو ضد، آن هنگام که در کنارهمند نیکویند و این ضد است که از جمال ضد خود پرده بر می دارد.»

مقابله در قرآن

یکی از جلوه های زیبا و با شکوه قرآن، مقابله های نغز و حکیمانه آن است که از یک سو باعث جذابیت بخشیدن به کلام وحی گردیده و از سوی دیگر در تبیین حقایق و پرده برداشتن از معارف ژرف، نقشی بی بدیل ایفا نموده است.
«چندان جای تعجب نخواهد بود اگر در قرآن، شاهد رویارویی فراوان صحنه ها با یکدیگر باشیم، چرا که تصاویر قرآنی برگرفته از طبیعت هستند و طبیعت، تماما صحنه ها و تصاویری است رویاروی هم. آسمان و زمین، شب و روز، خشکی و حاصل خیزی، پستی وبلندی، خشونت و نرمی همه و همه در کنار یکدیگر نظام هستی را شکل داده اند و به زندگی روح و معنا بخشیده اند.»(۱۶)
قرآن کریم مشحون از تعابیر و تصاویری است که در آن ها دو حقیقت در مقابل یکدیگر به نمایش در آمده اند و این رویارویی صحنه ها با یکدیگر، نقش موثری در تاثیر گذاری بر مخاطب و برانگیختن نیروی فکر و عاطفه او ایفا می کند، زیرا بدیهی است که ارائه یک صحنه در مجالی خاص، نخواهد توانست همان تاثیری را از خود به جای بگذارد که در رویارویی آن صحنه با طرف مقابلش پدید می آید، ضمن این که این فرصت را به مخاطب نیز می دهد تا با شناخت هر دو جنبه به مقایسه آن دو با یکدیگر بپردازد و به انتخاب آگاهانه یکی از آن دو مبادرت نماید.(۱۷)
در سراسر قرآن، دو چهره نیک و بد، ایمان و کفر، عدالت و ظلم، عقل و جهل، دنیا و آخرت، خیر و شر، هدایت و ضلالت و به طور کلّی، حق و باطل در کنار هم معرفی شده اند تا شناخت هر دو راحت تر امکان پذیر شود.
تقابل های بسیاری در میان واژگان قرآنی به چشم می خورد که می توان آن ها را «زوج های قرآنی» نام نهاد.
استاد شهید مرتضی مطهری درباره این زوج ها و جایگاه مهم آن ها در قرآن می گوید:

زوج های قرآن؛ یعنی آن واژه های اعتقادی و اجتماعی که دو به دو در برابر یکدیگر قرار گرفته اند و به کمک یکدیگر بهتر شناخته می شوند. از قبیل: توحید و شرک، ایمان و کفر، هدایت و ضلالت، عدل و ظلم، خیر و شر، اطاعت و معصیت، شکر و کفران، استکبار و استضعاف و غیره.
برخی از این زوج های متضاد از آن جهت کنار یکدیگر مطرح می شوند که یکی باید نفی و طرد شود و دیگری جامه تحقق بپوشد....(۱۸)

روش مقابله، یکی از روش های بیانی مهم و تاثیرگذار است که قرآن از آن برای انتقال معارف ژرف خود فراوان بهره جسته و از این ابزار کارآمد استفاده های بسیاری در جهت تحقق اهداف تربیتی و هدایت خود کرده است.
هنگامی که مومنان، قرآن را در پیش روی خود می گشایند و آن را تورّق می کنند غالبا در هر صفحه آن خود را با صحنه های گوناگونی از انواع مقابله ها و مقایسه ها مواجه می بینند که این رویارویی صحنه ها خود، شور و نشاط خاصی به اهل ایمان می بخشد، چرا که آنان خود را با نثری خشک و بی روح مواجه نمی بینند، بلکه در پیش رویشان صحنه هایی از جبهه آرایی اعتقادات و افکار و روحیات مختلف را مشاهده می کنند که گویی بر پرده نمایش، حاضر شده اند و با خود موجی از حرکت و نشاط می آفرینند.
نکته قابل توجه در برخی سوره های قرآن این است که گاه ساختار و پیکره یک سوره بر پایه اصل مقابله استوار گردیده و روح حاکم بر آن سوره در اصل ترسیم دقیق ویژگی های دو طرف یک مقابله است.
به عنوان مثال: روح حاکم بر سوره محمّد صلی الله علیه و آله مقابله و مقایسه مومنان و کافران با یکدیگر و بیان ویژگی ها و سرنوشت هر یک از این دو گروه است. و یا ساختار اصلی سوره واقعه بر پایه رویارویی سه گروه از انسان ها در قیامت شکل گرفته است. هم چنین در سوره های کوتاهی همچون: عادیات، عصر، تین و کافرون، جان مایه کلام را همان مقابله خداپرستان و هواپرستان و هدایت یافتگان و ضلالت پیشگان تشکیل می دهد.
نگاهی گذرا به مقابله های قرآنی، بیان گر این حقیقت است که دایره و دامنه این گونه مقابله ها به موضوع خاصی محدود نمی شود، بلکه تمامی موضوعات اعتقادی، اخلاقی، عبادی، سیاسی و اجتماعی و پدیده های گوناگون آفرینش را شامل می شود که از این جنبه می توان مقابله های قرآنی را یکی از گسترده ترین اسلوب های بیانی در کلام وحی به شمار آورد.
هم چنین باید گفت رویارویی تعابیر و تصاویر با یکدیگر در قرآن تنها برای زینت بخشیدن به کلام به کار نرفته است، بلکه گاه حقیقت یک موضوع جز با روش مقابله نمود پیدا نمی کند. از این رو، روش دیگری جز مقابله نمی تواند در تبیین آن حقیقت و پرده برداری از ماهیت آن جایگزین آن گردد.

انواع مقابله در قرآن

هر چند دانشمندان علوم بلاغی برای مقابله، تقسیم بندی های متعددی ذکر کرده اند(۱۹) که مهم ترین آن ها تقسیم بندی مقابله از نظر عددی و از نظر لفظ و معناست، اما سعی ما برآن است که از منظر دیگری به مقابله های قرآنی بنگریم و تقسیمات جدیدی را براساس ساختار مقابله ها ارائه نماییم که ذیلاً به آن اشاره می کنیم:

۱. مقابله مفرد به مفرد و جمله به جمله

مقابله مفرد به مفرد، زمانی است که دو واژه در تقابل معنایی با یکدیگر باشند. مانند آیات:

ـ خافِضَهٌ رافِعَهٌ؛
[واقعه عظیم قیامت] گروهی را پایین می آورد و گروهی را بالا می برد. (واقعه، آیه ۳).
ـ یدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً؛
و از روی بیم و امید ما را می خوانند. (انبیاء، آیه ۹۰)
ـ یدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً؛
آن ها پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند. (سجده، آیه ۱۶)

اما مقابله جمله به جمله آن است که یکی از دو جمله، معنایی متفاوت با دیگری داشته باشد. مانند آیات:

ـ وَجَعَلَ کلِمَهَ الَّذِینَ کفَرُوا السُّفْلی وَکلِمَهُ اللّهِ هِیَ العُلْیا؛
و گفتار [وهدف] کافران را پایین قرار داد [و آن ها را با شکست مواجه ساخت] و سخن خدا [و آیین او] بالا [و پیروز] است. (توبه، آیه ۴۰).
ـ سَیذَّکرُ مَنْ یخْشی * وَیتَجَنَّبُها الاَشْقی؛
به زودی آن که از خدا می ترسد متذکر می شود و بدبخت ترین افراد از آن دوری می گزیند. (اعلی، آیه ۱۰ ـ ۱۱).
ـ اِنَّ رَبَّک لَذُو مَغْفِرَهٍ لِلنّاسِ عَلی ظُلْمِهِمْ وَ اِنَّ رَبَّک لَشَدِیدُ العِقابِ؛
پروردگار تو نسبت به مردم ـ با این که ظلم می کند ـ دارای آمرزش است و پروردگارت سخت کیفر است. (رعد، آیه ۱۶).

۲. مقابله مستقیم و غیر مستقیم

مقابله مستقیم آن است که در یک یا چند آیه که به دنبال هم ذکر گردیده اند تقابل در لفظ یا معنا باشد. مانند آیات:

ـ فَلْیضْحَکوا قَلِیلاً وَلْیبْکوا کثِیراً؛
آن ها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند. (توبه، آیه ۸۲).
ـ لِکیلا تَاْسَوْا عَلی ما فاتَکمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاکمْ؛
تا برای آنچه از دست داده اید تاسف نخورید و به آنچه به شما داده شده شادمان نباشید. (حدید، آیه ۲۳).
یا مانند دو آیه ذیل که در یکی، از مومنان و نیک بختی آنان و در دیگری از کافران و نگون بختی شان چنین یاد شده است:
***
مومنان
فَاَمّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ فَهُمْ فِی رَوْضَهٍ یحْبَرُونَ
اما آنان که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند، در باغی از بهشت شاد و مسرور خواهند بود. (روم، آیه ۱۵).

کافران
وَاَمّا الَّذِینَ کفَرُوا وَکذَّبُوا بِآیاتِنا وَلِقائِ الآخِرَهِ فَاُولئِک فِی العَذابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که به آیات و لقای آخرت کافر شدند در عذاب الهی احضار می شوند. (روم، آیه۱۶).
***
اما مقصود از مقابله غیر مستقیم، رویارویی میان آیاتی است که به دنبال هم ذکر نشده اند، بلکه از کنار هم قرار دادن آیاتی که به صورت متفرق در قرآن یاد شده، چنین مقابله هایی شکل می گیرد. مانند دو آیه ذیل که در یکی، از اوصاف مومنان (بقره، آیه ۲۵۸) و در دیگری از اوصاف کافران (نساء، آیه ۱۳۶) چنین یاد شده است:
***
مومنان
وَالمُوْمِنُونَ کلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلائِکتِهِ وَکتُبِهِ وَرُسُلِهِ...
و همه مومنان به خدا و فرشتگان و کتاب های او و فرستادگانش ایمان آورده اند... (بقره، آیه ۲۸۵).

کافران
وَمَنْ یکفُرْ بِاللّهِ وَمَلائِکتِهِ وَکتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالیوْمِ الآخِرِ...
کسی که به خدا و فرشتگان او و کتاب ها و فرستادگانش و روز واپسین کافر شود.... (نساء، آیه ۱۳۶).
***

۳. مقابله خبری و پرسشی

مقابله های قرآن، گاه در قالب جمله های خبری و گاه در قالب جمله های پرسشی طرح گردیده اند. از جمله مقابله های خبری قرآن می توان به نمونه های ذیل اشاره داشت:

ـ وَلا تَسْتَوِی الحَسَنَهُ وَلا السَّیئَهُ؛
[هرگز] نیکی و بدی یک سان نیست. (فصلت، آیه ۳۴).
ـ لا یسْتَوِی الخَبِیثُ وَالطَّیبُ؛
[هیچ گاه] ناپاک و پاک مساوی نیستند. (مائده، آیه ۱۰۰).
ـ لا یسْتَوِی اَصْحابُ النّارِ وَاَصْحابُ الْجَنَّهِ؛
[هرگز] دوزخیان و بهشتیان یک سان نیستند. (حشر، آیه ۲۰).
ـ لا یسْتَوِی القاعِدُونَ مِنَ المُوْمِنِینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ وَالُمجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ؛
مومنان خانه نشین که زیان دیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند یک سان نمی باشند. (نساء، آیه ۹۵).
ـ وَما یسْتَوِی البَحْرانِ هذا عَذبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَهذا مِلْحٌ اُجاجٌ؛
دو دریا یک سان نیستند: این یکی دریایی است که آبش گواراست و نوشیدنش خوش گوار است و آن یکی شور و تلخ و گلوگیر. (فاطر، آیه ۱۲).
و برخی مقابله های پرسشی قرآن عبارتند از:
ـ هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لا یعْلَمُونَ؛
آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یک سانند؟ (زمر، آیه ۹).
ـ هَلْ یسْتَوِی الاَعْمی وَالبَصِیرُ اَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَالنُّورُ؛
آیا نابینا و بینا یک سانند؟ یا ظلمت ها و نور برابرند؟ (رعد، آیه ۱۶).
ـ اَفَمَنْ کانَ مُوْمِناً کمَنْ کانَ فاسِقاً لا یسْتَوُونَ؛
آیا کسی که با ایمان باشد، همچون کسی است که فاسق باشد؟ نه، هرگز این دو برابر نیستند. (سجده، آیه ۱۸).
ـ اَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللّهِ کمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللّهِ؛
آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشمی از خدا دچار گردیده است؟ (آل عمران، آیه ۱۶۲).

نظرات کاربران درباره کتاب رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در قرآن