فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مقدمه‌ای بر روان‌‌شناسی شهری

کتاب مقدمه‌ای بر روان‌‌شناسی شهری
جلد دوم

نسخه الکترونیک کتاب مقدمه‌ای بر روان‌‌شناسی شهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مقدمه‌ای بر روان‌‌شناسی شهری

باید با شناخت مکانیسم‌های رفتاری شهروندان در محیط کالبدی که به شکل‌گیری مکان رفتارها منتهی می‌شود، به شناسایی اصول اساسی در قابلیت سازی محیطی پرداخت و ضمن تبیین ویژگی‌های مکان رفتارهای شهری، امکان انطباق فضاهای شهری با فرآیندهای طراحی را فراهم کرد تا بار دیگر فضاهایی چند عملکردی، منعطف و درعین‌حال پاسخ‌گو به شهروندان، خاصه در عرصه فضاهای شهری و جمعی فراهم شود . سؤالی که به ذهن خطور می‌کند، این است‌، کدام شاخه علمی می‌تواند پاسخ‌گوی این بخش از نیازهای روانی انسان باشد؟ برای پاسخ به این سؤال شاخه‌ای با عنوان روان‌شناسی شهر وجود دارد که به بررسی شهرها و کالبد روانی آن‌ها می‌پردازد.

ادامه...

بخشی از کتاب مقدمه‌ای بر روان‌‌شناسی شهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

توجه به حضور در طبیعت و اهمیت دقت به بافت و طراحی شهری در میان صاحب نظران در طول تاریخ بسیار متفاوت بوده است. حضور در شهرها سبب دوری ما از محیطی شد که آن را آرامش بخش می دانستیم. آغاز شکل گیری شهرها به انقلاب صنعتی بازمی گردد، یعنی زمانی که انسان ها تصمیم گرفتند از روستاهای مملو از آرامش خود به امید زندگی بهتر به شهرها بیایند، اما غافل از آن که بهبود شرایط اقتصادی ناشی از زندگی شهری قادر به افزایش کیفیت زندگی آن ها در تمام زمینه ها نخواهد بود. پس از بروز انقلاب صنعتی و رشد روزافزون شهرها اهمیت توجه به انسان کم کم به دست فراموشی سپرده شده از صحنه شهرها محو شد و اثرهای زیانباری بر جای گذاشت که امروز به صورت کمبودهای فیزیکی و روانی گوناگون در انسان ها نمایان است (اسپیرن(۱)، ۲۰۰۳).
لازمه انقلاب صنعتی و صنعتی شدن زندگی، حضور در شهرها و زندگی در آن ها است. اما آیا آمادگی حضور در این محیط شهری را داریم؟ آیا شهرهای ما به گونه ای طراحی شده که زمینه ایجاد آرامش را برایمان فراهم کند و از طرفی برای ما مفید فایده باشد؟
وقتی نتایج مطالعات از تاثیرهای مخرب شهرنشینی بر رفتار انسانی حکایت دارند (سلطان زاده، ۱۳۷۷)، زمانی که ثابت می شود، در شرایط شهرهای شلوغ الگوهای رفتار غریزی انسان تغییر می کنند، هنگامی که درمی یابیم، میزان وقوع بیماری های روانی با شهرنشینی افزایش یافته و بیشترین میزان شیوع اسکیزوفرنی در مراکز شهرها دیده می شود، وقتی ثابت می شود تنها یک پنجم جمعیت شهرهای بزرگ در شرایط به نسبت دور از نشانه های آسیب شناسی به سر می برند (همان منبع)، یعنی شهرهای امروز باوجود تلاش های فراوان برای توسعه شهری، خواسته یا ناخواسته به فروپاشی الگوهای رفتار غریزی در انسان ها دامن زده اند و انسان را هرچه بیشتر از شرایط روانی مناسب دور کرده اند (مک اندرو، ترجمه محمودی، ۱۳۸۷).
کلان شهر تهران که در آن زندگی می کنیم، بزرگ ترین شهر و پایتخت ایران و دارای جمعیتی بالغ بر ۸۲۴۴۵۳۵ نفر است و هجدهمین شهر پرجمعیّت جهان به شمار می آید و با مساحت ۷۳۰ کیلومتر مربّع، یکی از بزرگ ترین شهرهای غرب آسیا و بیست و هفتمین شهر بزرگ جهان است. از دهه ۱۳۴۰، تهران مرکز جذب مهاجران زیادی از سرتاسر ایران بوده است (سرشماری، ۱۳۸۵). باوجودآن که ساکنان اصلی تهران اقوام فارسی زبان بودند، هم اکنون این شهر اقوام مختلفی دارد. با توجه به این که دیگر اقوام ساکن تهران آذربایجانی، گیلک، مازندرانی، ارمنی، عرب، کرد و لر هستند، لزوم توجه به مسائل فرهنگی و تفاوت های قومی یکی از مهم ترین مسائلی است که باید به آن توجه ویژه کرد. الگوهای طراحی شهری بومی گرا و در نظر گرفتن نیاز هر دوره با توجه به شکل زندگی مردم آن منطقه، موضوعی بسیار مهم در طراحی شهری است. آمارها نشان می دهد، تراکم جمعیّت در تهران بین ده هزار و هفتصد تا بیش از یازده هزار نفر در هر کیلومتر مربّع است که بنا براین آمار، شانزدهمین شهر پرتراکم جهان به شمار می آید (سرشماری، ۱۳۸۵). ازآنجا که تراکم بر سلامت روان افراد اثرگذار است (لنگ، ۱۳۸۶)، باید در این زمینه نیز تدابیری اندیشید. آنچه در شهری همچون تهران رخ داده، آن است که گسترش روزافزون ساخت وسازهای نامناسب و شهرک سازی ها، بدون در نظر گرفتن عوامل روان شناختی سبب گسسته شدن پیوند بین انسان و طراحی شهری شده است. این موضوع امری است که در سال های اخیر، شهرداری تهران به آن توجه ویژه ای داشته و در تلاش است تا پیاده روها و فضاهای اجتماعی انسان را در شهر گسترش دهد. روان شناسی محیط امروز در بسیاری از کشورها علاوه بر مطالعه فضاسازی ها، معماری ، نحوه و جانمایی خدمات و مبلمان شهری، به مطالعه اثرهای محله های مختلف زندگی انسان مثل محله های کم ارتفاع و ویلایی، آپارتمانی، فقیرنشین و غیره بر پیدایش الگوهای رفتاری می پردازد. امروزه، مدیریت شهری بسیاری از شهرهای بزرگ با اشراف بر موضوع روان شناسی شهر، محیط و منظر شهری به گونه ای طراحی می شود که از میزان تاثیرهای مخرب بر روان ساکنان شهرها بکاهد، اما مدیریت شهری در پایتخت کشورمان و به تبع آن در دیگر شهرهای کشور، هنوز به این موضوع ورود پیدا نکرده یا این ورود جامع و کافی نبوده است.
مقایسه شهر تهران از لحاظ طراحی شهری و تاثیر آن بر سلامت روان انسان ها نسبت به سایر کشورها، نشانگر نواقصی عظیم در این عرصه است که عدم توجه به آن ها سبب می شود، وامدار شهری باشیم که بی هویتی و بی قوارگی تمام سطوح آن را در برگرفته است و شهروندان به جای آن که در آن احساس آرامش کنند، از آن فراری هستند. یکپارچگی جامعه شهری تهران نیازمند مهندسی با دید فرهنگی و استفاده از مبانی و اصول روان شناسی در طراحی شهری است تا بیش از گذشته بتوانند پاسخگوی نیازهای انسانی باشند.
بر این اساس، بررسی روان شناسانه محیط های مصنوعی شهری و انجام مداخله هایی در روند طراحی این فضاها ضروری به نظر می رسد تا شاید با این روش به ایجاد محیطی پاسخ گو به نیازهای شهروندان و درعین حال متناسب با نیازهای عملکردی و رفتاری شهری منتهی شود. این امر از آن جهت اهمیت دارد که با نگاهی به ساختار شهری امروز می توان دریافت که نوع و چگونگی به کارگیری شهر و به خصوص فضاهای شهری به وسیله شهروندان، با نحوه طراحی ساختار شهر هماهنگی ندارد و از همین رو، میزان رضایت شهروندی از ساختار کالبدی شهر سیر نزولی دارد.
پس باید با شناخت مکانیسم های رفتاری شهروندان در محیط کالبدی که به شکل گیری مکان رفتارها منتهی می شود، به شناسایی اصول اساسی در قابلیت سازی محیطی پرداخت و ضمن تبیین ویژگی های مکان رفتارهای شهری، امکان انطباق فضاهای شهری با فرآیندهای طراحی را فراهم کرد تا بار دیگر فضاهایی چند عملکردی، منعطف و درعین حال پاسخ گو به شهروندان، خاصه در عرصه فضاهای شهری و جمعی فراهم شود (لنگ، ۱۳۸۶).
سوالی که به ذهن خطور می کند، این است ، کدام شاخه علمی می تواند پاسخ گوی این بخش از نیازهای روانی انسان باشد؟ برای پاسخ به این سوال شاخه ای با عنوان روان شناسی شهر وجود دارد که به بررسی شهرها و کالبد روانی آن ها می پردازد.
روان شناسی شهر ابزاری فراهم می سازد تا چگونگی تاثیر موقعیت ها و شرایط موجود بر احساس ها، دیدگاه ها، روابط انسانی و عادت ها را درک کنیم. این رشته به ما کمک خواهد کرد تا نحوه به کارگیری اصول روان شناسی را در طراحی شهری دریابیم و به ما بینشی خواهد داد که از طریق آن به علت موفقیت برخی شهرها پی خواهیم برد (مک اندرو، ترجمه محمودی، ۱۳۸۷). از طریق این دیدگاه متوجه می شویم که چرا مردم بعضی از شهرها استرس کمتری را تجربه می کنند و چرا ساکنان برخی شهرها از سایرین شادتر هستند.
از ابتدای دهه ۱۹۷۰، شاخه دیگری از علم روان شناسی به نام روان شناسی محیط، با انجام مطالعاتی در زمینه رفتار پا به عرصه وجود گذاشت و این دو رشته در کنار یکدیگر زیربنای مطالعات تاثیر محیط بر نگرش ها و رفتارهای شهروندان قرار گرفتند. هدف مطالعات روان شناسی محیط، بررسی تاثیر محیط های مصنوعی بر رفتارها و ذهن های ساکنان بود (صفا ری نیا،۱۳۹۱).
کریک (۲۰۰۱) روان شناسی محیطی را کنکاش روان شناختی در رفتار آدمی می داند که معطوف به زندگی در محیط کالبدی شهر است و نوع، میزان و چگونگی به کارگیری فضاهای شهری توسط شهروندان را مورد ارزیابی قرار می دهد. کریک به این نکته اشاره دارد که ساختارهای شهری هنگام طراحی فضایی و کالبدی باید هماهنگ و همگون با نیازهای رفتاری شهروندان باشند تا بتوان با تسهیل استفاده کاربران شهری از فضاها و ساختارهای شهری، امکان ایجاد نتایج کارآمد و موثر در حوزه مداخلات شهری را فراهم کرد.
در نتیجه می توان گفت، «روان شناسان محیطی» به بررسی روان شناسانه فضاها و محیط شهری با شناسایی تعامل رفتارهای آدمی در محیط کالبدی می پردازند تا در بستر این شناخت، امکان طراحی مناسب با نیازهای عملکردی و منطبق با مکانیسم های رفتاری شهروندان فراهم شود. بی توجهی به نیازهای فیزیولوژیکی و روانی در طراحی می تواند سبب عدم کارایی فضاهای طراحی و استفاده نکردن کاربران شود.

روان شناسی شهر

در کنار روان شناسی محیط، روان شناسی شهر شاخه ای است که به طور مستقیم به مطالعه شهر می پردازد. سوالی که در این بخش در پی پاسخ به آن هستیم، این است که روان شناسی شهر چیست و چگونه می تواند در طراحی شهری به ما یاری رساند؟
روان شناسی شهر شاید موضوعی تازه به نظر برسد، اما یافته های تاریخی بیانگر آن است که جورج زیمل(۲) ۱۰۰ سال پیش مقاله ای را با عنوان «شهرنشینی و زندگی روانی» تدوین و سخنرانی را در سال ۱۹۰۳ در برلین بر همین مبنا ایراد کرد. وی در سخنرانی اش سوالی را مطرح کرد با این عنوان که «آیا بین محیط زندگی افراد و وضعیت روانی آن ها رابطه ای وجود دارد؟» پاسخ به این سوال ده ها سال بعد سبب شکل گیری علمی به نام «روان شناسی شهر» شد.
سوال زیمل آغازگر راهی بود که بعدها جامعه شناسان دیگر آن را ادامه دادند. زیمل مفاهیم جامعه شناسی شهری خود را از فردی به نام فردینال تونیس وام گرفت. لوئیس ویرف یکی از پیروان زیمل بود که در سال ۱۹۳۸ مقاله ای را با عنوان «شهرنشینی روشی برای زندگی» به چاپ رساند.
علم روان شناسی شهر بعدها همسو با رشد شهرها توسعه یافت و هیچ گاه کاملاً از صحنه خارج نشد و جامعه شناسان، روان شناسان و طراحان شهری در حوزه های مختلف از آن نام بردند. در اوایل دهه ۷۰، رویدادی در میان علوم مرتبط با محیط رخ داد و آن این که حتی با وجود طراحی های زیبا و مدرن باز هم انسان ها در محیط های شهری احساس آرامش نمی کردند. ازاین رو، حرکتی نوین میان معماران و روان شناسان شکل گرفت. در میان روان شناسان پیشگام این حوزه که کمتر نامی از او برده می شود، استنلی میلگرام است که بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد خود مقاله ای با عنوان «تجربه زندگی شهری» به چاپ رساند. شاید بتوان گفت کارهای میلگرام، آغازگر تحولی نوین در روان شناسی شهر بود. او پس از نگارش این مقاله، تحصیلات خود را در حوزه روان شناسی شهر در دوره دکتری ادامه داد و به بررسی بافت شهری پاریس و نیویورک پرداخت. بین مهروموم های ۱۹۵۹-۱۹۶۰ او به بررسی تفاوت های شکلی و فضایی محیط پرداخت. در این میان، او دانشجویان را برای مشاهده افراد در محیط های طبیعی و بررسی علت رفتار آن ها ترغیب می کرد. میلگرام در سال ۱۹۷۲ به پاریس بازگشت و به بررسی نقشه شناختی مردم پاریس و نیویورک پرداخت. کارهای میلگرام آغازگر رسمی رشته روان شناسی شهر بود (تاکوشین، ۲۰۰۵).
از اوایل دهه ۷۰، نبود چنین اندیشه هایی در معماری کم کم آشکار شد و بناهایی که مسائل مربوط به انسان، رفتارهای او، خصوصیات فردی و اجتماعی و... را مدنظر قرار نداده بودند، رو به نابودی گذاشتند که شاخص ترین آن ها مجموعه «پروت ایگو» بود که در سال ۱۹۷۲ پس از ۲۲ سال ویران شد.
در پی کارهای میلگرام در ۱۹۷۰، به زودی پژوهش های فراوانی در این زمینه انجام شد که از میان آن ها می توان به شهر و (میلگرام و فرام، ۱۹۷۲) مقاله چاپ شده در زمینه روان شناسی شهر در مجله مسائل اجتماعی (کراپت(۳)، ۱۹۸۰)، محیط و رفتار (سادالا و استی(۴)، ۱۹۷۸) و محیط شهری (بام و سینگر والینز(۵)، ۱۹۷۸) اشاره کرد (به نقل از تاکوشین(۶)، ۲۰۰۵).
روشن است که تاریخچه روان شناسی شهر را می توان در چند جمله خلاصه کرد: زیمل، به عنوان آغازگر راه حدود ۱۰۰ سال پیش موضوعی را مطرح کرد که میلیون ها نفر ده ها سال بعد با آن مواجه شدند، اما میلگرام در سال ۱۹۷۰ جان تازه ای به آن داد و این موضوع را دوباره به طراحان شهری یادآور شد که لازمه طراحی، توجه به انسان، نیازها و خواست های روانی اوست و نباید فقط به زیباشناسی طراحی توجه کرد.
از زمانی که شهرها درهای خود را به روی پژوهشگران اجتماعی و فرهنگی باز کردند یا این گونه بگوییم از زمانی که پژوهشگران عرصه فرهنگ و اجتماع نگاه خود را از آسمان به زمین دوختند، بین علوم مختلف انسانی تجربه های متفاوتی چه ازلحاظ کمیت تولید ادبیات، رویکردها و روش ها و چه از منظر زمان توجه و کیفیت این تعمق حاصل شده است. بی تردید، همین که اندیشمندان این عرصه ها فضاها و مناظر علمی پیش روی متعددتری را تجربه می کنند، افق های بیشتری را نیز در آینده می توان انتظار کشید. چه بسا در آینده نه چندان دور، شاهد نهادینه شدن برنامه ریزی های متنوع شهری در قالب های فرهنگی و اجتماعی و با استفاده از بینش های حاصل از علوم ا نسانی چندوجهی و بین رشته ای باشیم. همچنان که برنامه ریزی شهری در غرب و کشورهای پیشرفته تر شاهد ظهور و بروز این نوع رویکرد در تمام سطوح است و زمان شروع آنان نیز در مقایسه با شهرهای ما بسیار پیش روتر است، اما ما اکنون در گیر شبه معمای حضور یا عدم حضور علوم انسانی در توسعه شهرها هستیم یا این که آیا اصلاً علوم انسانی بومی شده ما، جوابگوی نیازهای نوشونده شهرهای ما است و اندیشمندان علوم انسانی سطح بینش و دانش خود را در این زمینه ارتقا داده اند. در حقیقت، همان گونه که اشاره شد، در ایران علوم انسانی نیز دیدی متفاوت به شهرها داشته و در همگرایی و توان افزایی این رویکردها در جهت بهبود وضعیت شهرها نشده است؛ جامعه شناسی به سبب پیش رو بودنش در غرب، در پرداختن به مسئله شهر همواره به عنوان نزدیک ترین حوزه مطالعاتی به شهرها بوده است؛ هر چند خود جامعه شناسان نیز چه در غرب و چه در کشور ما، از کم اقبالی مدیران شهری به این حوزه رنجش دارند، اما در مقایسه با سایر شاخه های علوم انسانی دانش مناسب تر و رویکردهای بهتری از این حوزه به شهرها تزریق شده و در لایه های برنامه ریزی شهرها ردپای مبانی نظری جامعه شناسی را می توان دید. بهتر بگویم امروزه، شهامت اعتمادبه نفس جامعه شناسان در پرداختن به مسائل شهرها بیشتر از سایر علوم انسانی در مقایسه با قبل است. در همین شهر تهران متخصصان علوم اجتماعی با طرح چرخش فرهنگی، ماتریس اجتماعی و فرهنگی، برنامه ریزی استراتژیک فرهنگی و به تازگی با رویکرد هوشمندانه زندگی شهری که در حوزه اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و با تلاش های همکاران اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تدوین یا نهادینه شده، توانسته اند نگاه ها و برنامه های نوینی را بر شهر بیفزایند. البته نگاه انسانی مدیران ارشد به شهر نیز غیرقابل چشم پوشی است که توانسته تا حدودی از سیطره تفکر مهندسی در شهر بکاهد. هرچند به نظر می رسد، با سیطره تاریخی صدساله تفکر مهندس محور در شهر تهران کار بسیار دشواری پیش روی متخصصان این حوزه علوم اجتماعی و انسانی خواهد بود.
هرچند زمانی که در حوزه مطالعات اجتماعی و فرهنگی در خدمت اساتید و دانشجویان این حوزه بوده ام، همواره با خودم می گفتم ردپای روان شناسی و علوم رفتاری در مطالعات شهری کجاست؟ آیا شهرهای بزرگی چون تهران را به جز از منظر علوم اجتماعی نمی توان با مبانی و رویکردهای روان شناسی واکاوی کرد؟ برای ردیابی این موضوع مطابق معمول سری به تجربه ها و اندوخته های خارجی زدم. بسیار کتاب ها و نوشته های بسیاری را در خصوص روان شناسی شهر یا روان شناس اجتماعی شهر دیدم، هرچند تاریخ شروع این منظر در روان شناسی به عقب تر از سال ۱۹۷۰ و تلاش های آقای استنلی میلگرام برنمی گردد، اما به نظر می رسید، تعبیر من از رویکرد روان شناسی بیشتر یک دید کل نگر است و نه خُردگرایانه. کما اینکه در بیشتر آثار غربی بررسی مسائل و حالت های افراد در شهرها مدنظر و تحلیل قرارگرفته و روان شناسی در کنار سایر علوم انسانی و در تعامل نظری با آنان و در جهت نزدیکی به شناخت کل گرا از شهرها نبوده و هرچند به عنوان جزئی از علوم انسانی است، اما کار و راه خود را با همان نگاه پوزیتویستی تر از سایر علوم انسانی یا دست کم در یک آمیزش نمایشی دنبال می کند.
در داخل کشور نیز مقاله های خوبی در خصوص روان شناسی محیط، استرس در شهر و اختلالات روان شناختی در شهرها، به ویژه در کلان شهرها به همت روان شناسان و گاهی علاقه مندان به حوزه های روان شناسی در سایر علوم مانند شهرسازی منتشرشده لیکن کتابی که درآمدی باشد بر نگاه روان شناسانه بر شهر منتشرنشده بود به جز کتابی که با عنوان «روان شناسی شهر» بنده با همت دکتر صفاری نیا و خانم الهام بهشتی مقدم همزمان با کتاب حاضر ترجمه و تالیف کردیم که فکر می کنم تنها درآمدی بر این حوزه با توجه به فقر ادبیات ما بوده باشد.
با دریافت مشورت و راهنمایی اساتید علوم اجتماعی، به خصوص اساتید شورای علمی مطالعات اجتماعی شهرداری آقایان دکتر نعمت الله فاضلی، دکتر علی ساعی، دکتر سعید ذکایی، دکتر بهرام بیات، دکتر حسن نمک دوست و همراهی و مساعدت مدیران ارشد به ویژه آقایان حجت الاسلام والمسلمین میثم امرودی، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، دکتر علی اصغر محکی، مدیرکل مطالعات اجتماعی، دکتر سید رضا مصطفوی، دبیر شورای فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران و با تدوین طرح و پروژه روان شناسی شهری در اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و تصویب آن در شورای اسلامی شهر در ابتدای سال ۱۳۹۱ و مساعدت تمام همکاران پژوهشی اداره کل مطالعات آقایان مجید شمسه، محمدرضا اسکندری، حسین دارابی، علی اکبر صادقی، دکتر حسین شیخ زاده و سید محمدرضا بهلول مرحله جدیدی در عرصه مطالعات شهری تهران پدید آمد و با همراه سازی انجمن روان شناسی اجتماعی کشور به ویژه شخص آقای دکتر مجید صفاری نیا (رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی کشور) و کمک گروه پژوهشی که اسامی آنان به عنوان همکاران مولف آمده است طی جلسه های متعدد کاری، مبانی نظری کار و تجربه دیگر کشورها بررسی و درنهایت به سرفصل های کاری مشترک برای تدوین و تالیف کتابی با عنوان مقدمه ای بر روان شناسی شهر رسیدیم که کتاب حاضر حاصل فرایند ذکرشده بود. از آثار دیگر این جلسه های مشترک، راه اندازی کرسی روان شناسی شهر در انجمن روان شناسی اجتماعی و نیز اختصاص محوری با نام روان شناسی شهر در نخستین همایش شهر و زندگی روزمره شهری در سال ۱۳۹۲ شد که امیدواریم، شروعی باشد برای این منظر از مطالعات شهری در همراهی نظری با سایر علوم انسانی.

حسن عماری

بخش اول:رفتارهای مغایر شهروندی

مقدمه

روان شناسی شهری با توجه به ویژگی شهرها و شهروندان آن ها، در سال های دهه ۱۹۷۰ با انجام آزمایش های استانلی میلگرم پا به عرصه هستی گذاشت. این رشته علمی روان شناسی، در آغاز مطالعات خود «مفهوم اضافه بار» را بررسی کرد. در فضای گسترده شهرها، ذهن و سیستم عصبی به دلیل ورود محرک های متعدد و فراوان محیط های شهری، دچار اضافه بار شناختی می شود و همین عامل ممکن است سبب بی توجهی به بسیاری از متغیرهای اجتماعی نیز شود. کمک رسانی، مسئولیت پذیری اجتماعی و نوع دوستی ممکن است از متغیرهایی باشد که به دلیل اضافه بار مورد غفلت ساکنان شهرهای بزرگ قرار بگیرند. لذا، ساکنان شهرهای بزرگ نیاز به روان شناسی خاصی دارند که آن ها را از شهرهای کوچک و حومه متفاوت می کند. به شکل خلاصه می توان روان شناسی شهر را چنین تعریف کرد: «علم مطالعه تاثیر زندگی شهری بر افکار، رفتار، احساسات و فرایندهای ذهنی شهروندان». بر این اساس، بسیاری از رفتارهای شهروندان در مقوله بررسی این رشته نوظهور روان شناسی قرار می گیرد (صفاری نیا، ۱۳۹۲).
از مباحثی که روان شناسی شهری به ویژه در ایران به آن توجه می کند، رفتارهای مغایر شهروندی است. شهر تهران به دلایل مهاجرت، ازدحام، گمنامی و تراکم، شاهد رفتارهای مغایر شهروندی متداول یا گاهی هنجارشده در شهر است. انحراف به چپ، جرزنی، بی توجهی به حقوق سایرین، تجاوز به پیاده رو، سد معبر، گران فروشی، سرقت از منابع محیط کار، خشونت، تعهدنداشتن به پیمان ها و وفای به عهد، متلک پرانی یا آزار کلامی و بسیاری دیگر ازاین قبیل رفتارها، در دسته رفتارهای مغایر شهروندی قرار می گیرند. متاسفانه مهاجرت بی رویه به شهرهای بزرگ و عدم آموزش و تربیت شهروندی، ساکنان را با تنوعی از رفتارهای غیرشهروندی روبه رو ساخته است و به دلایل مختلف به بروز رفتارهای مغایر شهروندی در تهران و سایر شهرهای بزرگ منتهی شود. از جمله: ۱) پرهیاهوبودن، سردر گمی در شهرهای بزرگ و تغییرات متعدد و متنوع؛ ۲) گمنامی، ناآشنایی ساکنان شهر؛ ۳) ازدحام و تراکم در شهرهای بزرگ؛ ۴) عدم آموزش رفتارهای شهروندی؛ ۵) فقدان الگوهای اجتماعی صحیح. بخش از کتاب تلاش می کنیم بر بررسی اجمالی این رفتارها تمرکز کنیم. این تمرکز به معنای بررسی همه جانبه این قبیل رفتارها در شهرهای بزرگ نیست، بلکه مقدمه ای است برای طرح مسئله و آشنایی برنامه ریزان و پژوهشگران برای آشنایی با مفاهیم و مشکلاتی از این دست است.

فصل اول:از فرایند شهرنشینی تا شهروندی

از فرایند شهرنشینی تا شهروندی

رشد و توسعه شهرنشینی و پیامدهایی که از تحولات زندگی شهری حاصل می شود، این ضرورت را ایجاب می کند تا در چهارچوب نگاهی جامع، فرایند شهرنشینی بررسی و ارزیابی شود. با گسترش شهرنشینی و پیچیده ترشدن روزافزون سازوکارها و روابط انسانی، افکار عمومی و اقشار گوناگون اجتماعی بیشتر تمایل دارند امکان مشارکت مستقیم خود را در مدیریت زندگی و سامان دادن به وضعیت عمومی و زندگی افزایش دهند. شروع این فرایند سال هاست نه فقط در کشورهای توسعه یافته، بلکه در کشورهای درحال توسعه، از خلال گسترش و تعمیق فعالیت های سازمان های دولتی، غیردولتی منطقه ای و بین المللی و تاثیرگذاردن ویژه بر جوامعی با رشد شهرنشینی تصاعدی آغاز شده است. سال هاست فرایند شهرنشینی با مجموعه ابزارهای قانونی، روان شناختی، مالی و فرهنگی، در حال مبدل شدن به مجموعه رفتارهای شهروندی است. شهرنشینان با پیچیدگی وضعیت شهرنشینی، به دنبال تبدیل شهرنشینی به شهروندی هستند، اما اینکه تا چه میزان می توان از شهرنشینی به یک شهروند دارای حقوق و تکالیف رسید، درجوامع مختلف با درنظرگرفتن معیارهای اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و حتی نگاه ویژه به حکمرانی مطلوب حکمرانان و مردم سالاری مشارکتی متفاوت است (فکوهی، ۱۳۸۸). گذار از محله شهرنشینی به مرحله شهروندی، نوعی گذار از مرحله رعیتی به شهروندی است. شهروندی که دارای حقوق و تکالیف است، ازشهرنشینی و داشتن تکالیف صرف رعیتی خارج شده است. دولت نیز در قبال این شهروند تکالیفی برعهده دارد. در قبال این تکالیف و حقوق، شهروند نیز تکالیفی در مقابل دولت و دیگرشهروندان دارد. هرچه این دایره تقابل برای وقوع رفتار مناسب شهروندی پویاتر و جامع تر باشد، سلامت روان، بهداشت و امنیت در شهر بیشتر خواهد شد.
با توجه به مباحث یادشده می توان گفت بعد از شهرنشین شدن، مهم ترین موضوعاتی که ذهن را مشغول می کند، تمایز رفتارهای شهروندی و رفتارهای مغایر شهروندی است؛ بنابراین، ابتدا باید پرسید رفتارهای مناسب شهروندی و مغایر شهروندی چگونه رفتارهایی است؟ سوال مهم دیگری که در این نوشتار مدنظر قرار می گیرد، بررسی عواملی است که به رفتارهای مغایر شهروندی منجر می شود. به این معنا که در برخی جوامع شهری، حتی باوجود قوانین و حقوق شهروندی مدون، بی شهروندی یا رفتارهای مغایر شهروندی رواج گسترده دارد. بنابراین برای داشتن شهری سالم و گریز از بی شهروندی، همه علوم اجتماعی باید دست به دست هم دهند تا معیارهای مناسب کنار هم جمع شوند. هیچ گاه نمی توان تنها با مجموعه ای از قوانین یا علم روان شناسی به شهر سالم دست یافت؛ بلکه یافته های روان شناسانه و جامعه شناسانه و قوانین می توانند در کنار هم نیل به این هدف را آسان تر کنند. در بسیاری از مواقع دیده شده است باوجود حقوق مدون شهروندی در جامعه، به دلیل تعامل نداشتن با روان شناسان و جامعه شناسان، رفتارهای ضد و مغایر شهروندی در جامعه رواج می یابد. برای پاسخ به سوالات یادشده و تبیین همکاری بین علوم اجتماعی برای برقرای رفتارهای مناسب شهروندی و نیز پرهیز از رفتارهای مغایر شهروندی، در این نوشتار سعی شده که در فصل هجدهم، مباحث نظری همچون تاریخچه و مبانی نظری حقوق و مفهوم شهروندی، به ویژه تفاوت مرحله شهرنشینی با شهروندی مشخص شود. همچنین براساس آگاهی بین مردم (دانشجویان رشته های روان شناسی و حقوق دانشگاه پیام نور، واحد تهران و شهرری) لیستی از مجموعه رفتارهای مطابق با شهروندی و انتظارات دانشجویان از مسئولان برای تحقق این رفتارها ارائه می گردد. در فصل نوزدهم نیز به بررسی عوامل موثر در رفتارهای مغایر شهروندی و علل و عوامل آن پرداخته خواهد شد. همچنین در فصل بیستم، به ارائه راهکارهای مناسب پرداخته خواهد شد.

مفهوم شهروندی و تاریخچه آن در ایران

شهروندی همان طور که روشن است، واژه ای از مشتقات شهر است. شهروندی را قالب پیشرفته «شهرنشینی» می دانند. به باور برخی کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیت های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند، به «شهروند» ارتقا یافته اند (افضلی و حسام، ۱۳۸۹).
مطالعه علمی شهروندی و فرهنگ آن از قرن ۱۹ شکل گرفته است. در زبان فارسی، پسوند «وند» در اصطلاح شهروند نوعی مالکیت را برای اهالی و ساکنان شهر به عنوان صاحب و مالک آن بیان می کند. در حوزه فرهنگ شهروندی، شهروندی شامل مسئولیت پذیری شهری، قانون مندبودن شهروندان و هنجارپذیری از الگوهای شهرنشینی است. ابن خلدون در قالب «علم عمران» به بررسی پدیده شهروندی و شکل گیری فرهنگی آن اشاره می کند. هابز از نخستین نظریه پردازان سیاسی است که در اندیشه های خود، به فرهنگ شهروندی و بسط نظریه های مشارکت شهروندی اشاره می کند. در اندیشه مارشال در حوزه فرهنگ شهروندی، اشاره به سه نوع حقوق (مدنی، سیاسی و اجتماعی) شده و در اندیشه ترنر، در حوزه فرهنگ شهروندی و شکل گیری آن اشاره به چهار منبع اساسی «هویت، حقوق، فرهنگ، منابع اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جماعت» شده است (همتی، ۱۳۸۶).
پارسنز در حوزه شهروندی، ابتدا بر حفظ دموکراسی در امریکا و ارزش های فرهنگی ریشه دار جامعه و استمرار آن در حوزه زندگی اجتماعی تاکید کرده است. پوپر نیز با تکیه بر هویت مدنی در قالب مفهوم فرهنگ شهروندی، این موضوع را دنبال کرده است (شیبانی و دادوندی، ۱۳۸۹). اما در ایران قبل از انقلاب مشروطه، حقوق شهروندی مدون و منّقحی وجود نداشت. البته فقدان حقوق مدون، به معنای فقدان حقوق شهروندی نبوده است. در ایران، از دیرباز اقلیت های مختلف مذهبی و قومی روزگار می گذراندند و اقلیت های مذهبی در احوال شخصیه نیز تابع مقررات و آیین دینی خود بودند. به دنبال انقلاب مشروطه، ایران برای نخستین بار صاحب قانون اساسی مدون شد. قانون اساسی مشروطه به عنوان میثاقی میان دولت و ملت، قدرت مطلق پادشاه را محدود می ساخت. در متمم قانون اساسی مشروطه که در ۱۳۲۵ هجری قمری به تایید نهایی رسید، در فصلی با عنوان «حقوق ملت»، مهم ترین حقوق فردی و شهروندی در هجده اصل (اصول ۸ تا ۲۶) مورد تاکید قرار گرفت (هاشمی، ۱۳۸۷).
در قانون اساسی مشروطه، برخورداری تمام شهروندان ایرانی از حقوق و امتیازات فردی و شهروندی تایید شده است. طبق اصول مزبور، اقلیت های قومی، نژادی، مذهبی و اهل کتاب مانند مسلمان و شیعه، از امتیازات عمومی حقوق شهروندی برخوردارند.
بعد از انقلاب اسلامی ایران، در قانون اساسی معنی و مفهوم اصلی حقوق شهروندی، رعایت و حفظ حقوق افراد و انسان ها در بخش کلان جامعه است. بنابراین اصطلاح «حقوق شهروندی» از نظر مفهومی، پدیده نوظهوری در جمهوری اسلامی ایران تلقی نمی شود؛ زیرا پیش از این در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سایر قوانین عادی و حتی در فرمان هشت ماده ای امام در سال۶۰، حقوق مردم و حقوق عمومی تصریح شده است که در محل و جای خود به آن اشاره می شود. همچنین در سال های اخیر، اصطلاح و واژه «حقوق شهروندی» برای اولین بار با صدور بخش نامه رئیس وقت قوه قضاییه، در ۲۰فروردین۱۳۸۳ در مورد رعایت حقوق شهروندان وارد نظام حقوقی ایران شد (طباطبایی، ۱۳۸۸).
در مقدمه این بخش نامه ۱۴بندی، خطاب به مراجع قضایی، انتظامی و اطلاعاتی کشور این گونه به حقوق شهروندی اشاره شد: «ازآنجاکه حفظ کرامت و ارزش والای انسانی و احترام به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی و رعایت اصول و ارزش های اسلامی، در گروی اقدامات صحیح و عادلانه مسئولان قضایی، انتظامی و اطلاعاتی کشور می باشد، توجه کلیه قضات شریف، ضابطین و بازجویان و ناظران زندان ها و بازداشتگاه های سراسر کشور را به نکات ذیل [منظور ۱۴بند ذیل بخش نامه] جلب می نماید» (نجفی، ۱۳۸۰).
مفاد بخش نامه مذکور ناظر به رعایت برخی حقوق شهروندان در بُعد قضایی است. امتیاز مهم دیگر بخش نامه در این است که به رعایت جزئیات حقوق شهروندان در مرحله های مختلف قضایی از تعقیب تا صدور حکم تاکید شده است که در نوع خود اگر بی نظیر نباشد، کم نظیر است. پس تا قبل از این در ایران، شهروندی تنها از منظر شهر و شهرنشینی مطرح می شد و شهروندی رابطه متقابل یک شهرنشین با شهر و مدیران شهری و شهرداری دیده می شد و حقوق شهروندی را در گرو تصویب نقشه جامع شهر می دیدند. اما، استفاده از واژه شهروند و شهروندی یا حقوق شهروندی، در سال های اخیر در میان حقوق دانان و مجامع قانونی و حقوقی دید جامع تری یافته است.
درمباحث بالا، چه از سوی اندیشمندان غربی و چه در تاریخ کشور ایران، مشخص شد دیدگاه های متفاوتی درباره مفهوم شهروندی ارائه شده است. از این تعاریف، تعریف شهروند مدنی است. در تعریف شهروند مدنی می توان گفت شهروند کسی است که حقوق فردی و جمعی خود را می شناسد و از آن ها دفاع می کند، قانون را می شناسد و به آن عمل می کند و از طریق آن مطالبه می کند، از حقوق معینی برخوردار است و از بار معنوی ویژه برخوردار است. برای نمونه، واژه «اهل» در فرهنگ ایرانی حاکی از سنخیت (هویت) شهروند با محل فرهنگ زندگی اش است. واژه «ساکن» نیز از روابط روانی شهروندان با محل زندگی خویش و نقش آنان حکایت دارد. امروزه در ایران، پدیده شهروندی و فرهنگ آن در مطالعات علمی ما متاثر از جامعه مدنی (غرب) است و ما در تکامل فرهنگ شهروندی خود باید به تنظیم امور بر اساس مبانی و معیارهای الگوی «ملی، منطقه ای و محلی» اشاره کنیم.

بنابراین در فصل حاضر، مفهومی از شهروندی مدنظر قرار دارد که به وضعیت شهرنشینان پرداخته و متولی استیفای آن را در معنای خاص، شهرداری و در معنای عام، حکومت محلی می دانند. این حقوق در قالب وظایف و ماموریت های شهرداری فهرست شده اند که در تعریف عملیاتی حقوق شهروندی، از آن استفاده شده است. قابل تامل است که حقوق شهروندی باید در اسناد موضوعه و وظایف شهرداری منعکس شوند تا ضمانت اجرایی بیابند و مبنایی برای طرح شکایت های شهروندان ایجاد شود. دراین راستا، وظایف و ماموریت های شهرداری شامل موارد زیر است: آموزش دادن ضوابط و مقررات مربوط به ساخت وساز شهری و انواع عوارض، ایجاد زمینه زندگی سالم و باکیفیت پس از بازنشستگی، اقدام برای احیا و بازسازی بافت فرسوده، آموزش استانداردهای ساختمان سازی و نوسازی به شهروندان، آموزش روش های تامین ایمنی در منزل و پیشگیری از حوادث خانگی، توسعه وسایل حمل ونقل عمومی مناسب و تسهیل رفت وآمد در شهر، ارائه آموزش های زیست محیطی درباره راهکارهای مبارزه با آلودگی هوا به شهروندان، سامان دهی صنایع و مشاغل مزاحم شهری و انتقال آن ها به خارج شهر، آموزش روابط و مناسبات اجتماعی و شیوه ارتباط با نهادها، آموزش چگونگی استفاده از تجهیزات ترافیکی، معابر شهری و پارکینگ ها برای کاهش ترافیک، ایجاد شهر سالم و عاری از آسیب های اجتماعی نظیر متکدیان، اعتیاد و مفاسد اجتماعی، تاسیس مراکز کافی برای معاینه فنی خودرو، تامین زمینه برخورداری از مشاوره های فردی و خانوادگی و بهداشت روانی و معنوی برای شهروندان، تامین فضای سبز کافی متناسب با نیازهای شهروندان، احیای هویت معماری سنتی و اسلامی در شهر، اصلاح نقاط حادثه خیز شهر و پیشگیری از حوادث، تامین تسهیلات کافی برای صرف اوقات فراغت فرهنگی و مذهبی مانند تئاتر، سینما، کتابخانه وغیره در شهر، توسعه باشگاه های ورزشی ارزان قیمت در شهر، تفکیک زباله و آموزش آن به شهروندان، مناسب سازی محیط شهر برای تردد معلولان، فراهم کردن دسترسی شهروندان به موادغذایی اصلی نظیر میوه و تره بار و آموزش امداد و نجات و مقابله با حوادث غیرمترقبه. همه موارد یادشده هم به قانون گذاری واجرای قانون دولتمردان و هم به اجرا، احترام و مشارکت شهروندان نیاز دارد. نظرسنجی روی ۱۰۲ نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دختر و پسر رشته های حقوق و روان شناسی دانشگاه پیام نور واحد تهران و شهر ری (۱۳۹۱) مبنی برتعیین ویژگی های مطلوب شهروندی و اقدامات مورد نیاز به منظور ترغیب رفتارهای مطلوب شهروندی در شهر تهران با استفاده از مصاحبه و پرسش نامه انجام شد. یافته ها به شرح زیر ارائه می شود. در جدول ۱، مجموعه رفتارهای شهروندی که هر شهروند محترم باید اجرا و اعمال کند و در جدول ۲، پیشنهاد اقدامات اجرایی که ارگان های دولتی برای کمک به رعایت حقوق و مفهوم شهروندی باید برای شهروندان دنبال کنند، مشخص شده اند.

نظرات کاربران درباره کتاب مقدمه‌ای بر روان‌‌شناسی شهری