فیدیبو نماینده قانونی انتشارات پویان‌مهر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ادبیات آئینی

کتاب ادبیات آئینی
اصول سخنگویی با رویکرد مداحی

نسخه الکترونیک کتاب ادبیات آئینی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ادبیات آئینی

سخنگوئی هنری است متعالی که بی واسطه باهوش و ذوق انسانی مربوط میگردد به همین جهت گفته اند: سخنگو همچون آئینه ایست در برابر جامعه و به منزله ی روحی است در پیکر اجتماع. سخنگو عاشق است و حقیقت را می ستاید منِ سخنگو منِ اجتماعی است نه منِ فردی، به همین دلیل باید متعهد و مسئول باشد. او به فضای عاطفی انسانها راه می یابد و از خیابانهای عینی و تجربی تاریخ عبور می کند و هرچیزی را به پای تجربه می گیرد. او به مدد الهام بدون اینکه در برج عاج بنشیند در یک ارتفاعِ معنوی با اشیاء محیط خود با انسانها نوعی رابطه ذهنی پیدا می کند. جوهر اندیشه ی سخنگو رنگی است در نقاشی نه رنگرزی که این امری است خدادادی. حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ قبول خاطر اهل سخن خدا داد است هنر گوینده بیان افکار و احساسات بوسیله ی کلمات است کارش تلاش هنرمندانه است در قالب الفاظ و پیام رسانی.

ادامه...

بخشی از کتاب ادبیات آئینی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

الگوسازی و الگودهی

خطبا و گویندگان ندای وجدان جامعه هستند یا به عبارت دیگر روحی هستند در پیکر جامعه اگر بالاتر از یک شاعر و نویسنده نباشند کمتر هم نیستند لذا این بلبلان نغمه سرای گلزار اهل بیت در جامعه نقش آفرین هستند، یک گوینده می تواند هم خوب حرف بزند و هم حرف خوب بزند، حرفِ خوب زدن مستلزم وسعت اندیشه و دانش و بینش و به خصوص علم روز است. سخنگو هرچه بیشتر بداند بهتر می تواند بگوید، اما خوب حرف زدن مستلزم آگاهی به فن بیان و اصول سخنگوئی و فنون دستوری دارد چنانکه:

کسی را که ایزد فزونی دهد
سخنگوئی و رهنمونی دهد
(فردوسی)

گفته اند: الانسان مخبوءًفی طی لِسانه لا فی طیلسانه – آدمی پنهانست در زیر زبان.
«شخصیت انسان در زبانش میباشد نه در لباسش»

دودهان داریم گویا همچونِی
یک دهان پنهانست در لبهای وی
(مولوی)

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
(سعدی)

تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
(سعدی)

بی کمالیهای انسان در سخن پیدا شود
پسته ی بی مغز چون سرواکند رسوا شود
(صائب)

به قول سعدی:

دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن
به وقت گفتن گفتن به وقت خاموشی

گفته اند: خیر الکلام ما وافق الحال «بهترین کلام آن است که مطابق با زمان و مکان و حال شنونده باشد».

فهم سخن چون نکند مستمع
قوّت طبع از متکلم مجوی

فسحت میدان ارادت بیار
تا بزند مرد سخنگوی گوی
(سعدی)

صورت ظاهر امر

عبارت است از آراستگی سرو وضع، نوعِ لباس، بکاربردن نوع لحن، زیرو بم صدا و ریتم و آهنگ کلام. چنانکه گفته اند: الظاهر عنوان الباطن «ظاهر یک نشانه ای از باطن است.
(معانی چو مغزند و الفاظ پوست)

ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
(مولوی)

اما حفظ ظاهر یکی از لوازم فن گوینده است، لباس گوینده باید ساده و دور از هر گونه زرق و برق ظاهری و فریبنده باشد. رعایت مبادی آداب نشانگر شخصیت گوینده است، درست ایستادن، به کاربردن صدای رسا اما نه خشونت صدا ادای حق کلمات سر زیر نیانداختن و یا به یک نقظه تنها نگاه نکردن و یا تکان دادن بی رویه دست و سر و گردن و از همه مهم تر فاصله گرفتن با میکروفن، فاصله دهان تا میکروفن حداقل باید به فاصله یک وجب دست باشد. متاسفانه در بسیاری از مجالس مشاهده شده که گوینده برای نفوذ کلام خود دهانش را روی میکروفن آنچنان می چسباند که عواقب وخیم این امر بسیار به سلامت جامعه لطمه زده و موجب بسیاری از مشکلات اجتماعی گردیده. از جمله نفرین و شکایت همسایگان به خصوص افراد مریض و به خاطر ناهنجار شدن صدای گوینده آسیب رسانی به گوش مستمعین و بالاخره ایجاد آفت های صوتی و آسیب حنجره گوینده، شکی نیست که هر انسانی هنگام دم، اکسیژن هوا را می گیرد اما هنگام باز دم بسیاری از میکروبها از دهان خارج و به صورت ویروس در میکروفن خانه میکنند و مجدداً وارد حلق و حنجره گوینده می شوند و گاهی منجر به بیماریهای حنجره و گرفتگی صدای گوینده میگردد. اینجانب دلسوزانه به گویندگان سفارش می کنم که خودشان را از این عادتی که خلاف موازین عقلی و شرعی و سلامت جامعه است نجات دهند و برای اعتدال صوت و رسائی کلام با بلند گو فاصله بگیرند و حرکات طبیعی باشد.

حفظ باطن امر:

گفته اند: سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند. گوینده باید باطنی پاک و قلبی سلیم و روحی والا داشته باشد.

با نظر پاک ببین پاک را
***
تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید
***
چنانکه:
دیده فرو بسته ام از خاکیان
تا نگرم جلوه ی افلاکیان

بسیاری از حرفها و اشعار تکراری است اما از بین همین تکرار مکررها گاهی یک حرف که از سوز دل گفته شود به زوایای دلها تاثیر میگذارد.

تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
(مولوی)

کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن
(مولوی)

اینکه گوید از زبانم راز کیست
بشنوید این صاحب آواز کیست
(عمان سامانی)

سخن کز سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب از او آبی ندارد
(وحشی بافقی)

الهی سینه ای ده آتش افروز
درآن سینه دلی آن دل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست
(وحشی بافقی)

کسی که می خواهد مردم را پند دهد و راه سعادت را به آنها نشان دهد خود باید از هرگونه عیبی مبرا باشد گفته اند:
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی. تا گوینده پرچمدار راه حق و حقیقت نباشد نمی تواند دیگران را به همراه خود بکشاند.
قرآن می فرماید: لیس فی قلوبهم ما بافواههم «آنچه به زبانشان هست به قلبشان نیست»
لم تقولون مالا تفعلون«چرا می گوئید که به آن عمل نمی کنید» (قرآن کریم)

ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند
(سعدی)

زمانی حرف گوینده تاثیرپذیر است که خود سالک مسلک طریقت و ناهج مهنج حقیقت باشد.
***
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذولجلال چو بی پا و سر شوی

یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
(حافظ)
* * *
یا رب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
چشم روشن جان روشن دیده بیدار ده

مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت
یک زمانی هم مرا کردار بی گفتار ده
(صائب)

الهی به مستان میخانه ات
به عقل آفرینان دیوانه ات

به میخانه ی وحدتم راه ده
دل روشن و جان آگاه ده
(رضی الدین آرتیمانی)

بخش اول: ادبیات آیینی و فنون سخنگویی و آرایه های ادبی و نکات دستوری

پیش گفتار

ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز

به نام آنکه نامش راحت روح است و یادش مفتاح فتوح، قادری که آثار قدرتش چون روز روشن تابان و انوار حکمتش در شب تاری درخشان و به انسان این زبده و نخبه ی عالم امکان، مقام (علمه البیان) ارزانی داشت و حرمت و شرافت قلم را سر لوحه ی دفتر معرفت انسانی فرمود به حکم: «ن و القلم و ما یسطرون»
با نظری و گذری به امر خطیر گویندگان و نقش سازنده ی سخن سرایان و رسالت بزرگی که بر دوش دارند بر این شدم که در این مجموعه به این مسئله حیاتی و سرنوشت ساز اشاراتی داشته باشم. باشد که به توفیق الهی این هنر متعالی جایگاه اصلی خود را در عرصه ی گسترده فرهنگ اسلامی باز نماید.
مداح کسی است که ضمن بیان مصائب اهل بیت به بیان سجایای ملکوتی و فضائل اخلاقی ائمه ی اطهار (ع) بپردازد اگرچه، باید گفت:

آب دریا را گر نتوان کشید
هم به قدر ذرّه ای باید چشید

چنانکه:

کتاب مدح تو را آب بحر کافی نیست
که ترکنم سر انگشت و صفحه بشمارم

شعائر الله

قال الله تعالی: وَمَن یُعظم شعائرالله فانها مِن تَقَوی القلوب.

دست ما هرجا رسد تبلیغ دانش می کنیم
کار ما جز نشر علم و دانش و فرهنگ نیست

سخنگوئی هنری است متعالی که بی واسطه باهوش و ذوق انسانی مربوط میگردد به همین جهت گفته اند: سخنگو همچون آئینه ایست در برابر جامعه و به منزله ی روحی است در پیکر اجتماع. سخنگو عاشق است و حقیقت را می ستاید منِ سخنگو منِ اجتماعی است نه منِ فردی، به همین دلیل باید متعهد و مسئول باشد. او به فضای عاطفی انسانها راه می یابد و از خیابانهای عینی و تجربی تاریخ عبور می کند و هرچیزی را به پای تجربه می گیرد. او به مدد الهام بدون اینکه در برج عاج بنشیند در یک ارتفاعِ معنوی با اشیاء محیط خود با انسانها نوعی رابطه ذهنی پیدا می کند.
جوهر اندیشه ی سخنگو رنگی است در نقاشی نه رنگرزی که این امری است خدادادی.

حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر اهل سخن خدا داد است

هنر گوینده بیان افکار و احساسات بوسیله ی کلمات است کارش تلاش هنرمندانه است در قالب الفاظ و پیام رسانی.

شعائر اسلامی:

اِنَ الدینَ عِندَاللهِ الاسلام «همانا دین نزد خدا دین مبین اسلام است». شعائر دینی بر اساس اعتقادات قلبی و معتقدات معنوی انگیزه ایست جهت استحکام مبانی و اصول تلازم دین و دانش همچون تلازم دوبال پرنده است، چنانکه دین دانی و دینداری نمی توانند از هم جدا باشند. دین دانی موجب بصیرت و بینش انسان است، دانش به تنهائی نتوانسته ضامن سعادت بشر باشد.

بار درخت علم ندانم به جز عمل
با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری
(صائب)

چه بسا انسان با همین پر و بال دانش به آسمانها می رود و با فشار تکمه ای انسانهای بیگناه را با خاک خون پیوند می دهد و عواطف را چون لقمه زیر دندانها له میسازد.

چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا
(سنائی)

حاصل کلام لازمه ی دینداری دین دانی است و معرفت دینی نیز از توحید شروع می شود به استناد: اول الدین معرفته«اولین پایه ی دین خداشناسی است»(علی ع)

اخلاق سرلوحه ی برنامه ی اسلام

تمام دستورات شارع مقدس اسلام از روی حکمت و دقت و علت از ناحیه ی قدس الهی صادر شده و در حکم الهی هیچگونه تغییری نیست. لاتبدیل لحُکم الله. لذا اگر تاریخ اسلام را نگاه کنیم یکی از علل اصلی توسعه اسلام تا قلب اروپا مسئله ی اخلاق اسلامی بوده که نمونه ی بارز آن اخلاق پیامبر (ص) اسلام بود. پیامبر(ص) با سِلاح اخلاق در کار تبلیغ موفق گردید و خداوند در جای جای قرآن اخلاق پیامبر را مورد تجلیل و تمجید قرار داد. و انک لعلی خلق عظیم «آفرین بر این اخلاق پسندیده تو باد» (قرآن کریم)
وَلوکنَت فَظاً غلیظ القلب لا نفضوا مِن حُولک «ای پیامبر اگر تو بد اخلاق بودی و چین بر جبین می انداختی مردم پروانه وار به گرد شمع وجود تو جمع نمی شدند». (قرآن کریم)

مردان روزگار به اخلاق زنده اند
قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است
(بهار)

بدیهی است هرجامعه ای که مبانی اخلاق را زیر پا گذارد رو به ضعف و زوال میرود. پیامبر فرمود: بُعِثت لاتمم مکارم الاخلاق «برانگیخته شدم برای کمال رساندن اخلاق بشری»

رابطه ی عقل و دین

دین و عقل لازم و ملزوم همند زیرا تمام دستورات دین بر اساس موازین عقلی است. عقل اولین موجود عالم است، چنانکه گفته شده: اَول ماخَلَق الله العَقل «مغز انسان مرکز فرماندهی کل قوای بدن است» و عقل در سر انسان چنانکه علم در سینه انسان و شهوات در شکم انسان و عقل وجه امتیاز بین انسان و حیوان است، انسان نسبت به حیوانات دو امتیاز متمایز دارد یکی عقل است و دیگری بیان و زبان. حیوانات دارای هوش و حواس و قدرت و شناخت و تشخیص هستند اما چون عقل ندارند مطیع نوامیس طبیعی هستند و دچار خور و خواب و خشمند.

خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز مکان آدمیت
(سعدی)

عقل عالیترین مشاور صمیمی انسان است و اگر با عقل زندگی کنیم از بسیاری پرتگاهها و لغزشها نجات پیدا می کنیم. و شاورهم فی الامر. (قرآن کریم)

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
(حافظ)

عقل اول راند بر عقل دوم
ماهی از سر گنده گردد نی زدم
(مولوی)

رابطه عقل و دین چنانست که گفته اند:
کُل ما حَکَم به الشَرع حکم به العقل وکل ما حَکَم به العقل حَکَم به الشرع«هر چیزی که عقل حکم کرد شرع نیز حکم می کند و هرچیزی که شرع حکم می کند عقل نیز حکم می کند».
انسان با نیروی عقل به آسمانها راه یافته و با افکار فلک سیر به اختراعات و اکتشافات و پدیده ها ی صنعتی دست یافته. چون عقل در وجود انسان یک نیروی فعال و جوهر سیال است.

هدف انبیاء

اگر تاریخ انبیاء را از آدم تا خاتم نگاه کنیم به یک نقطه ی مشترک می رسیم و آنهم مسئله ی توحیدو وحدانیت خداست، در طول تاریخ انبیاء ۱۲۴ هزار پیامبر آمدند و همه یک راه را به ما نشان دادند و آن راه مستقیم است. هذا صراط المستقیم«در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست». هدف همه ی پیامبران یکی بوده و آن سعادت بشر و نجات انسان از دست شیطان و هواهای نفسانی هیچکدام پیامبران بر هیچکدام برتری نداشتند، همه با یک هدف آمدند چنانکه در سوره حدید آیه ۲۵ آمده:
لَقَد اَرسلنا رُسلَنا بِالبَیّنات وَ اَنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط و اَنزلنا الحَدید فیه باس شدید و منافعٌ لِلناس.
ما پیامبران را با دلائل روشن (در قالب ارسال رسل) فرستادیم و بدست هرکدام کتابی دادیم (در قالب انزال کتب) تا مردم را به عدالت دعوت کنند و همچنین آهن را هم فرستادیم تا از آن بترسند و منافع مردم در همین است.
و این سیر العباد الی المعاد است که همه ما به سوی معاد حرکت می کنیم.

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست
یا رضای دوست باید یا بقای خویشتن

نفس تو جویای کفر است و خرد جویای دین
گربقا خواهی به دین آ، ار فنا خواهی به تن
(سنائی)

اخلاق و رفتار اسلامی

اسلام دین جامع و در عین حال شریعت آسان است دین اصالت عمل است ملاک اسلام بر تقواست به استناد: اِنَ اکرمکم عند اللهِ اتقیکم. چنانکه: نیت المومِن خیر من عمله و الاعمال بالنیات.(زهد با نیت پاک است نه با جامه پاک)
از اختصاصات اسلام حیاتبخش و زندگی ساز آداب مجالست و محاورت و مصاحبت و معاشرت می باشد، انسان طبعًا خلق و خوی اجتماعی دارد. الانسان مدنی بالطبع و اصلاً هنر انسان در جامعه ظهور می کند بدین منظور شخصیت انسان در نوع رفتار انسان نمودار می شود.

طبعی بهم رسان که بسازی به عالمی
یا همتی که از سر عالم توان گذشت
(کلیم)

چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند
(عرفی)

حُسن آغاز

دلپسندترین حُسن آغاز برای گوینده بیان رباعی صلوات و سلام است.

خواهی که تو را بهشت باشد درجات
آید به سراغ تو علی وقت ممات

با مهر علی و عشق اولاد علی
یکجا بفرست بر محمد صلوات
(شهیر)

از محضر حق سپاس بی حد داریم
چون نام به افتخار احمد داریم

از دست نمی دهیم جنات نعیم
تا دست به دامان محمّد داریم
(شهیر)

اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار حی توانا
(سعدی)

معمولا دیباچه هر سخن با یاد خدا و نعت رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار و آیات بینات قرآن زینت می یابد. گفتن بسم الله الرحمن الرحیم: عالیترین و زیباترین حسن مطلع است چنانکه:

بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
(نظامی)

ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
(فردوسی)

گفته اند هرکاری که در آن بسم الله الرحمن الرحیم نباشد آن کار ناقص است، گویندگان میتوانند با گفتن حُسن مطلع بسم الله الرحمن الرحیم فضای مجلس را معطر به ذکر صلوات نمایند. با رعایت وقت و مقتضای حال و هوای مجلس سخن خود را با حُسن آغاز حُسن ختام دهند. نازم به حُسن مطلع و حُسن ختام آن.

تسلط بر بیان و توجیه مطالب

گوینده ای موفق است که بتواند بیانات خود را به راحتی به شنونده منتقل نماید. برای انتقال مطالب آگاهی از فنون ادبی و اصول بلاغی برای گوینده ضروری است. جمله بندی، بکاربردن مبتدا و خبر و ترکیب کلمات، مناسب گوئی، برش طولی و عرضی کلام، تسلط بر مطالب، احتراز از رو خوانی، اطمینان به حافظه، قدرت تخیل، نازک خیالی، دقت نظر، باریک بینی، باریک اندیشی، آگاهی به امثال و حکم، ضرب المثلهای معمول و متداول، تک بیت های منتخب متناسب با موضوع سخن، تناسب در رفتار، بیان سخن فصیح و شیوا و رعایت حال و احوال شنونده همه دلالت بر تسلط بر کلام دارد. چنانکه شرف المکان بالمکین «ارزش هر مکانی مربوط به مستمعین است»

وقت شناسی

توجّه به وقت مجلس و ظرفیت فکری مستمعین یکی از هنرهای بارز گوینده است. هرچه بیشترین سخن در کمترین زمان گفته شود به زوایای دلها تاثیر بیشتری دارد.
ان خیر الکلام قُل وَدَل و لَم یُمَل (اعدلوا هو اقرب للتقوی)

زبان در دهان ای خرمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر

چو در بسته باشد نداند کسی
که جوهر فروش است یا پیله ور
(سعدی)

ابزار گوینده زبان است و زبان دو نقش دارد یک نقش سازنده دوم نقش خراب کننده لذا گوینده باید از زبان به عنوان نقش سازنده استفاده کند. زبان اگر در جهت صحیح به کار رود بزرگترین سلاح پیشبرد اهداف جامعه است و اگر خدای نکرده بد بکار رود تیغ دادن در کف زنگی مست است. گفته اند: اول اندیشه وانگهی گفتار.
به قول سعدی: اندیشه کردن که چه بگویم به از پشیمانی خوردن که چراگفتم.
زبان اگر بد به کار افتد بیش از ۱۷۰ آفت دارد. چرا که زبان (جِرم صغیر و جُرم کبیر). از لحاظ جسم کوچک است ولی از لحاظ جرم بزرگ.

الگو دادن و الگو گرفتن

برای راهیابی به اصول صحیح زندگی و ترویج معتقدات دینی و اخلاقی و معنوی، الگودهی نقش بسیار موثری را به عهده دارد و برای این امر خطیر لازم است گوینده از بسیاری منابع تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، دانش روز و ارتباط دین و سیاست آگاهی داشته باشد، اگر خدای نخواسته موضوعی غلط به جامعه منتقل گردد رفع آن به سادگی انجام نمی پذیرد. بعضی از وقایع و مسائل تاریخی به مرور زمان تحریف شده و دشمنان مسائل را طور دیگر جلوه داده اند گاهی کلمه ی حق را گرفته اند و از آن اراده ی باطل نموده اند. (کلمه الحق و یُراد بها الباطل) و این ترفند دشمن است در قالب تهاجم و یا شبیخون فرهنگی. گویندگان، خاصه مداحان باید از مسایل روز با خبر باشند از طریق مطالعه و تحقیق بتوانند حقایق را درک کنند و روایات صحیح را از ناصحیح جدا سازند. چنانکه (در علم درایه) علم جدا سازی روایت غلط از روایات صحیح است که این مستلزم مطالعه و تحقیق و دوره های کارآموزی است. قرآن می فرماید: هرچیزی که نمیدانی از آن پیروی مکن. سوره اِسرا آیه ۳۶ می فرماید:
وَلاتَقفُ ما لیسَ لَکَ بِه عِلمٌ اِن السمَعَ و البَصرَ و الفوادَ کُلُ اولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً.
«ای انسان هر چیزی را که نمیدانی از آن پیروی مکن زیرا خداوند به تو سه ابزار شناخت داده گوش، چشم و قلب. با گوش جان بشنو و با چشم دل ببین و با قلب که مرکز ادراکات است به مقام قرب حق متصل شو (القلب حرم الله)
بنا به قول بانوی بزرگ بانو مجتهده امین(ره): در طبیعت صداهایی است که هر گوشی یارای شنیدن آنرا ندارد.

کیست این پنهان مرادر جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن

اینکه گوید از زبانم راز کیست
بشنوید این صاحب آواز کیست؟

جمله ذرات جهان روز و شبان
با تومیگویند پنهان و عیان

ما سمیعیم و بصیریم و هشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم
عمان سامانی

به همین دلیل است که ایشان در کتاب (نفحات الرحمانیه) که (واردات قلبی است) میگویند: من صدای ذکر گلها و ریاحین را می شنیدم که همه ی آنها با هم می گفتند:
یُسَبِحُ للهِ ما فی السمواتِ و ما فی الارض (همه ی عالم تسبیح گوی خداست).

هرجا نگرم جلوه گه شاهد غیبی است
او را نتوان گفت کجا هست و کجا نیست

اینما تولوافتم وجه الله (قرآن کریم)

در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو
عالم پر است از تو خالی است جای تو
(صائب)

الله نور السموات و الارض(خداوند نور آسمانها و زمین است)(قرآن کریم)

در خرابات مغان نور خدا می بینم
این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم
(حافظ)

هستی عالم یکیست و آن ذات باری تعالی است.

به نزد آنکه جانش در تجّلی است
همه عالم کتاب حق تعالی است
***
هرگیاهی که از زمین روید
وحده لا شریک له گوید

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتریست معرفت کردگار
(سعدی)

عارفان که جام حق نوشیده اند
رازها دانسته و پوشیده اند

نظرات کاربران درباره کتاب ادبیات آئینی