فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نظریه فراغت، اصول و تجربه‌ها

کتاب نظریه فراغت، اصول و تجربه‌ها

نسخه الکترونیک کتاب نظریه فراغت، اصول و تجربه‌ها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نظریه فراغت، اصول و تجربه‌ها

کتاب نظریه فراغت را بدون تردید باید از مهم‌ترین آثار نظری روژک در معرفی رویکرد فرهنگ‌نگرانه به فراغت نگریست. از نظر او بسط عرصه فرهنگی، اهمیت کار به‌مثابه علاقه‌محوری زندگی در جامعه معاصر را کاهش داده است و درنتیجه مفهوم جامعه پس از کار می‌تواند آزادی افزون‌تری را برای فرد در ایجاد فراغت بیشتر فراهم سازد. روژک در غالب آثار خود تلاش کرده دایره مفهوم‌سازی‌ها، رویکردها و دستورکارهای مطالعات فراغت را گسترش دهد و آن را با طیف متنوعی از پدیده‌های اجتماعی و اقتصادی پیوند زند که در نگاه نخست و با تصورات سنتی‌تر از آن تشابهی به فراغت ندارند. در نگاه روژک، فراغت توأمان دربرگیرنده فعالیت‌های مولد و غیرمولد، الهام‌بخش و غیرالهام‌بخش، جدی و غیرجدی و مستمر و منقطع است. به همان سان روژک ابزارهای مفهومی و نظری را در تحلیل‌های خود به کار می‌گیرد که هم ملهم از رویکردهای نظری کلاسیک و هم وامدار رویکردهای ترکیبی و متأخر است. رویکرد متمایز و جدیدی که روژک در سال‌های اخیر در پی بسط آن بوده و در کتاب حاضر نیز به آن می‌پردازد، تحلیلی از صورت‌های کنش فراغتی است که توأمان دربرگیرنده نظریه، عمل و اخلاق است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.45 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۲۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نظریه فراغت، اصول و تجربه‌ها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

بیش از چهار دهه از ارائه نخستین درس های جامعه شناسی فراغت در دانشگاه های ایران می گذرد. سنت مطالعات فراغت که تا چندی پیش در ایران کم وبیش در حاشیه دروس نظری تر و به ظاهر جدی تر و مهم تر قرار داشت، در سال های اخیر در ایران جایگاه و ماهیتی متفاوت یافته است و به حوزه ای جذاب و پویا تبدیل شده است. جامعه شناسی فراغت در ایران تقریباً تا اوایل سال های دهه ۸۰ خورشیدی دنباله رو چهارچوبی سنتی بود که جست وجوی عوامل و زمینه های فردی و ساختاری موثر بر نگرش و رفتار فراغتی افراد و گروه ها اجتماعی را هدف قرار می داد. در این نگاه که نوعاً غیرانتقادی و متکی به مفروضات کارکردی بود، تجربه کمّی و کیفی فراغت غالباً به مثابه متغیری وابسته دیده می شود که برای تببین تغییرپذیری های آن گزینش طیفی از متغیرهای فردی، بین فردی و ساختاری ضروری است. به موازات، و گاه در مقابل این نگاه در سال های اخیر به واسطه تغییرات نهادین و ساختاری چون اهمیت یافتن فرهنگ فراغتی و مصرفی در کلان شهرها، تفکیک اجتماعی و رشد واسطه های فرهنگی در شهرهای بزرگ، اهمیت یافتن سبک زندگی و همچنین رواج آموزش ها و پژوهش های بین رشته ای در فضای دانشگاهی و خارج از آن، چرخشی در مطالعات فراغت ایران حاصل شده است. مطالعات فراغت اینک بیش از هر زمان دیگری وجهی نظری تر، بین رشته ای تر، تفسیری تر و انتقادی تر یافته است. وام گیری از مفاهیم نظری و رویکردهای طیفی از رشته هایی چون جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی، اقتصاد، مطالعات فیلم و سینما، مردم شناسی و مانند آن دستور کارهای متنوعی را برای این رشته به ارمغان آورده است. به همان سان، در سطحی عینی تر، گسترش فرهنگ عامه پسند و رونق روزافزون تولیدها و مصرف های مربوط به آن، فضای تازه و متفاوتی را برای مطالعات فراغت ایرانی به وجود آورده اند و آن را بیش ازپیش در تلاقی سنت های نظری جدید قرار داده اند. پرداختن به بی واسطه ترین (عادی ترین) و معاصر ترین جنبه های زندگی روزمره و نیز مطالعه هیجان ها و هنجارهای رفتاری جدید و تغییریافته در متن زندگی شهری جدید (به عنوان دستاوردهای فرهنگ عامه پسند)، چهره تازه ای به تاملات و پژوهش های فراغتی ایران داده اند. مطالعات فراغت متاثر از رشد ارزش های فردگرایانه، رشد آگاهی ها و انتخاب افراد، همه گیر شدن فرهنگ رسانه های نو و درمجموع بستر و متن تغییریافته جامعه معاصر ایران، ناگزیر پیوند بیشتری با سبک های زندگی جدید می یابند.
کریس روژک ـ استاد جامعه شناسی و فرهنگ در دانشگاه ناتینگهام ترنت انگلستان ـ را بدون تردید باید از تاثیرگذارترین چهره های ترویج دهنده سنتی از مطالعات فراغت دانست که ماهیت فرهنگی آن را در کانون توجه خود دارد. در بیش از دو دهه فعالیت علمی، روژک آثار متنوع و تاثیرگذاری را در پیشبرد سنت جدیدی از مطالعات فراغت به رشته تحریر در آورده است که از جمله آنها می توان به شیوه های گریز (تحولات مدرن در فراغت و سفر)(۱)، فراغت برای فراغت: رساله هایی انتقادی(۲)، فراغت و فرهنگ(۳) و مرکززدایی از فراغت: بازاندیشی در نظریه فراغت(۴) اشاره کرد.
کتاب نظریه فراغت را بدون تردید باید از مهم ترین آثار نظری روژک در معرفی رویکرد فرهنگ نگرانه به فراغت نگریست. از نظر او بسط عرصه فرهنگی، اهمیت کار به مثابه علاقه محوری زندگی در جامعه معاصر را کاهش داده است و درنتیجه مفهوم جامعه پس از کار می تواند آزادی افزون تری را برای فرد در ایجاد فراغت بیشتر فراهم سازد. روژک در غالب آثار خود تلاش کرده دایره مفهوم سازی ها، رویکردها و دستورکارهای مطالعات فراغت را گسترش دهد و آن را با طیف متنوعی از پدیده های اجتماعی و اقتصادی پیوند زند که در نگاه نخست و با تصورات سنتی تر از آن تشابهی به فراغت ندارند.
در نگاه روژک، فراغت توامان دربرگیرنده فعالیت های مولد و غیرمولد، الهام بخش و غیرالهام بخش، جدی و غیرجدی و مستمر و منقطع است. به همان سان روژک ابزارهای مفهومی و نظری را در تحلیل های خود به کار می گیرد که هم ملهم از رویکردهای نظری کلاسیک و هم وامدار رویکردهای ترکیبی و متاخر است. رویکرد متمایز و جدیدی که روژک در سال های اخیر در پی بسط آن بوده و در کتاب حاضر نیز به آن می پردازد، تحلیلی از صورت های کنش فراغتی است که توامان دربرگیرنده نظریه، عمل و اخلاق است. مبنای کلاسیک این تحلیل در آرای وبر و تعامل گرایی نمادین قرار دارد؛ بااین همه روژک تلاش می کند مفهوم کنش را در ارتباط با تجربه های بدنی، تجربه های مکانی و متن و موقعیت کنش قرار داده، مراقبت از خود و دیگران را مبنایی برای مطالعات فراغت قرار دهد.
در کتاب حاضر، روژک مفاهیم و سازه های نظری بنیادین در تحلیل فراغت را به بحث می گذارد. در سراسر این کتاب پیوند و تاثیرپذیری فراغت از قدرت، گفتمان ها و بازنمایی ها به روشنی نشان داده می شود و برخلاف تصورات خوش بینانه و کم وبیش آرمانی که فراغت را با آزادی، انتخاب و عاملیت پیوند می دهند، تاثیرپذیری این تجربه از متن و موقعیت های اجتماعی و فرهنگی خود و نیز نقش مولفه های فردی و ساختاری چون جنسیت، دوره زندگی، نژاد، سرمایه های فرهنگی و منزلت در شکل دهی به معنا و قالب آن را نشان می دهد.
سبک شیوا و آموزشی متن (معرفی بحث، شرح مفاهیم انتزاعی و محوری و نیز نتیجه گیری کوتاه از هر بخش) به مخاطب امکان می دهد مفاهیم انتزاعی را به شیوهای ملموس و در پیوند با مسائل واقعی زندگی روزمره فراگیرد. کتاب نظریه فراغت در عین پیچیدگی و غنای نظری، برای خواننده آماتور قابل استفاده و جذاب است.
آقای عباس مخبر با ترجمه این کتاب آموزشی پیشرو و عمیق و ترجمه تخصصی، دقیق و وفادارانه خویش بدون تردید خدمت بزرگی به دانشجویان علوم انسانی و اجتماعی در ارتقای سنت مطالعات و پژوهش های فراغتی در ایران کرده اند. کتاب حاضر منبع آموزشی مستقیم و یا تکمیلی مناسبی برای دروس مختلف حوزه فراغت و فرهنگ در دپارتمان های علوم انسانی و علوم اجتماعی به شمار می آید و یا به صورت جایگزین می تواند خودآموز و مرجعی برای پاسخ گویی به نیازهای خوانندگان و علاقه مندان به حوزه رو به رشد و جذاب مطالعات فراغت قرار گیرد.

محمد سعید ذکایی
دانشیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

مقدمه

در زمانه چالش ها(۵) و نبود قطعیت هایی زندگی می کنیم که در آن مسائل مربوط به ماهیت و مقاصد فراغت، پیچیده تر از سی سال قبل هستند. باورهای قدیم درباره توانایی علم و فنّاوری به حل مشکلات فراغت و پی ریزی یک جامعه فراغت، جای خود را به اضطراب از انواع فراغت، به ویژه آن صورت هایی از فراغت داده است که انحراف به شمار می آیند. استفاده تفریحی از مواد مخدر غیر مجاز و نسخه برداری غیرقانونی از آثار موسیقی، فیلم و نرم افزار با استفاده از شبکه اینترنت از این جمله هستند. اعتماد سنتی شاغلان حقوق بگیر، وابستگان آنها و صاحبان سرمایه به داشتن حق فراغت، با نگرانی های تازه ای گره خورده است. موقتی شدن اشتغال حقوق بگیری و پیامدهای آن برای سلامت و دوران بازنشستگی، هزینه های زیست محیطی گذران فراغت، خطرهای گوناگون رژیم های غذایی، بیماری های مقاربتی، استمرار نابرابری و نقش شرکت های چندملیتی فراغت در تشدید شکاف توسعه ای از جمله این نگرانی ها هستند. در منشور فراغت که در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۰ به تصویب هیئت مدیره جهانی فراغت رسید، این گونه آمده است:
«تامین فراغت برای کیفیت زندگی همان قدر اهمیت دارد که تامین سلامت و آموزش».[۱] بااین حال، دولت ها در برنامه های هزینه عمومی خود، کمتر به این مطلب توجه کرده اند و به طور معمول از رابطه میان فراغت و کیفیت زندگی درک درستی ندارند.
همگان اتفاق نظر دارند که در دمکراسی های غربی، رابطه میان فرد و حکومت از لحاظ حقوق و مسئولیت های مدنی، به طور عمیق مورد تجدیدنظر قرار گرفته است. دوران ما دورانی از تردید و اضطراب است که در آن بسیاری از باورهای سنتی سال های پس از جنگ ـ که شالوده انواع صورت ها و تجربه فراغت بود ـ از قبیل آموزش رایگان، مالکیت خانه، امنیت شغلی و پایداری محیط زیست، دود شده و به هوا رفته است. دولت بسیاری از کارکردهای سنتی خود را رها کرده یا آنها را کاهش داده است. این مطلب به ویژه در عرصه های افزایش مستمری متناسب با تورم، آموزش و بهداشت رایگان و امکانات رفاهی فراگیر مصداق دارد. درباره حفاظت محیط زیست و فضیلت های مدنی، شرکت های خصوصی مسئولیت ها و فرصت های تازه ای پیدا کرده اند. گسترش سواد و ارتباطات همگانی، نوع جدیدی از شهروند را پدید آورده است که نسبت به گذشته بیشتر در معرض آموزش نهادی قرار می گیرد و از طریق رسانه ها، دسترسی بی سابقه ای به اطلاعات و سیاست گذاری دارد. این تـحولات، موجب پیدایش روایت تازه ای از «شهروندی فعال»(۶) شده که بر تشریک مساعی میان افراد، سازمان های داوطلب، شرکت های چندملیتی و دولت استوار است.
***
پیرابند شماره ۱. شهروندی فعال
شهروندی فعال مبتنی بر الگوی توانمندشده ای از فرد است که از حقوق و مسئولیت های مدنی خود آگاه است و آنها را به کار می بندد. این الگو بر دو سطح استوار است؛ این دو سطح عبارتند از: نخست، وجود جامعه ای مدنی که شهروندان را از گزینه های سبک زندگی و انتخاب های سیاسی آگاه سازد؛ دوم، تشریک مساعی میان شهروندان، سازمان های داوطلب، بازرسان ویژه و دولت به منظور دستیابی به مشارکت فعال در حقوق و مسئولیت ها.
***
ویژگی های این تشریک مساعی هنوز روشن نیست. افزون بر این، بسیاری از گروه های ذی نفع که می خواهند جهان به همین صورت باقی بماند، در مقابل آن مقاومت می کنند، ولی در وجود این روند جای تردید نیست.
مفهوم شهروندی فعال در پی عملی کردن روایت تجدیدنظرشده ای از حقوق شهروندی است و مسئولیت های شهروندی جدید را درباره حفاظت داوطلبانه از «سرمایه اجتماعی»(۷) و گسترش آن می پذیرد.
***
پیرابند شماره ۲. سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی به سرمایه گذاری داوطلبانه در اجتماع محلی و نیز ثروت مدنی گفته می شود. درحالی که ثروت معمولاً در قالب اصطلاحات اقتصادی تعریف می شود، سرمایه اجتماعی به ارزش افزوده ناشی از کمک و مراقبت اطلاق می شود. حفاظت داوطلبانه از محیط زیست، کمک به مراقبت از کودکان و سالخوردگان، راه اندازی اجتماعات غیرانتفاعی فراغت و فعالیت های تفریحی از نمونه های آن به شمار می آیند.
***
پس از حادثه ۱۱ سپتامبر دیگر امکان ندارد که در مقابل جهانی شدن و پیامدهای آن مانند کبک، سر در برف فرو ببریم. دیگر نمی توان گفت تجربه گذران وقت آزاد به بقیه جامعه ارتباطی ندارد. پیامدهای این وضع برای صورت ها و تجربه های گوناگون گذران فراغت، پردامنه و برگشت ناپذیر است. درحقیقت هر دو سند بیانیه سائوپولو (که در سال ۱۹۹۸ از سوی انجمن جهانی فراغت و تفریح منتشر شد) و منشور فراغت (در سال ۲۰۰۰) از دولت ها و دانش پژوهان فراغت می خواهند که برای یک دنیای جهانی شده برنامه ریزی کنند و با تهدیدهای ملی و بین المللی رویاروی فراغت به مبارزه برخیزند.[۲] این قبیل دعاوی جسورانه بر چه پایه ای استوارند؟
نظریه پردازان رادیکال در دهه ۱۹۶۰ بر اعتیاد عمومی به فرهنگ مصرفی و نگرش های سیاست زدوده و فرمان بردارانه همراه با آن، مویه می کردند. هربرت مارکوزه ( ۱۹۶۴ ) تاخت وتاز «آگاهی شاد» را به باد سرزنش گرفت و منظورش این باور درون نگر و سطحی مصرف کنندگان غربی بود که افزایش مصرف و بهره وری تا ابد پیش خواهد رفت و مسائل دنیای قدیم از قبیل جهل، فقر، بدبختی و نیاز را با موفقیت حل خواهد کرد. در آن زمان، نظریه پردازان فراغت در زمره نظریه پردازان اجتماعی رادیکال قرار نمی گرفتند. مطالعات فراغت به تازگی وارد برنامه های درسی دانشگاه شده بودند و نظریه فراغت دوران طفولیت خود را می گذراند. بااین همه، پژوهندگان این رشته به طور معمول باورهای مغرورانه و قهرمانانه آن روز را منعکس می کردند و صاحب نظرانی مانند ویلنسکی ( ۱۹۶۰ ) و پارکر ( ۱۹۸۳ ) به جدایی فراغت از کار و سایر عرصه های زندگی به نوعی اشاره می کردند که گویی این تمایزها را می توان از نظر علمی تایید کرد. شماری دیگر از قبیل کر و همکاران ( ۱۹۷۳ )، بل ( ۱۹۷۴ )، تورن ( ۱۹۷۱ ) و کاپلان ( ۱۹۷۵ )، رشد جامعه فراغت را پیش بینی می کردند. فراغت در همه این برداشت ها، قلمرو جداسازی شده ای از تجربه بشری به شمار می آمد که به گونه ای جادویی از بقیه زندگی جدا شده و مقدر بود که در هویت و سبک زندگی رسوخ کند. این برداشت، اغلب بدون قصد و ناآگاهانه رواج یافته بود.
بررسی تاریخی دهه ۱۹۶۰ نشان می دهد که مارکوزه و دیگرانی که مانند او می اندیشیدند، احتمالاً به پیروی از روح زمانه، درباره قوت استدلال خود مبالغه می کردند تا بر تاثیر سخن خود بیفزایند. فاصله گرفتن مصرف کنندگان غربی از مسائل فقر در جهان سوم، توهم مصرف مهارگسیخته به عنوان ابزاری برای حل مسائل شخصی و جمعی و مخاطرات زیست محیطی ناشی از مصرف و تولید بی رویه، هیچ گاه آن طور که مارکوزه فکر می کرد، تمام عیار و بدون مخالف نبود. الگوهای تکه پاره و تجزیه شده فراغت و همراه با آن پروژه جامعه فراغت به عنوان نوعی خیال پردازی مغشوش با انتقاد روبه رو شد. مفهوم فعالیت تکه پاره و تجزیه شده با مفهوم «انسان کلی»(۸) که الهام بخش نظریه و سیاست مترقی بود، مغایرت داشت (میلز، ۱۹۵۳).
این مجادله ها در دنیایی صورت می گرفت که به نظر می رسید دیگر منقرض شده است. جهانی شدن، دسترسی گسترده به آموزش و گسترش ارتباطات همگانی در سلول های جامعه مدنی، رابطه افراد معمولی با فراغت را به کلی تغییر داده است. در دنیای قدیم سفر به دیگر کشورهای جهان، اقدامی تجملی به شمار می آمد، ولی امروز آن دنیا جای خود را به دنیایی داده است که در آن سفر به عنوان حقی شهروندی به رسمیت شناخته می شود. ما از جامعه ای که در آن از هر ده نفر، یک یا دو نفر به آموزش عالی راه می یافتند، به جامعه ای رسیده ایم که از هر ده نفر، چهار یا پنج نفر وارد دانشگاه می شوند. ما نظام ارتباطات همگانی را که بر مشتی ایستگاه های زمینی رادیو و تلویزیون استوار بود، پشت سر گذاشته ایم و وارد وضعیت جدیدی شده ایم که در آن صدها ایستگاه صداوسیمای ماهواره ای در ۲۴ساعت شبانه روز، اخبار و عقاید مربوط به امور جاری را در سراسر جهان منتشر می کنند. برای اغلب غربی ها پرداختن به سطح سوم آموزش، یعنی قرارگرفتن در معرض کانال های اطلاعاتی و سفر به اقصی نقاط جهان، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ طولانی شده و این وضعیت همه چیز را تغییر داده است.
امروزه، مردم هنوز فراغت را هدفی فی نفسه به شمار می آورند، ولی این کار را در بستری از آموزش، ارتباطات و گردشگری همگانی انجام می دهند که بر فرض وجود رابطه ای متفاوت میان فرد، رفتار فراغت و شهروندی استوار است. جامعه مدنی سبب شکل گیری جریان های اطلاعاتی چندگانه و اغلب ناهمخوان شده است؛ جریان هایی که به پزشکی، ژنتیک، خطرات زیست محیطی، نابرابری و حقوق بشر می پردازند و امکان نظرپردازی درباره فراغت را به مثابه پدیده ای جداشده از زندگی منتفی می سازند. برعکس، درست در فراغت است که ما بیش از هر زمان دیگری در معرض اطلاعات و گزینه های سیاست گذاری مرتبط با حقوق و مسئولیت های شهروندی فعال و اخبار مربوط به نقض این شرایط قرار می گیریم. تجربه فراغت، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، شهروند فعال را در معرض جریان های اطلاعاتی مربوط به گزینه ها و خطرهای جاری سبک زندگی قرار می دهد. فراغت هیچ گاه وقت «آزاد» نبوده است، ولی در حال حاضر بخش قابل توجهی از آن، صرف مقابله با انواع خطرها می شود؛ از کاهش مصرف نوشابه های الکلی گرفته تا ترک سیگار، کنترل رژیم غذایی، توجه به هشدارهای تروریستی هنگام دیدار از کشورهای خارجی، داشتن رابطه جنسی سالم و مطلع بودن از خطرهای زیست محیطی ناشی از انتشار گاز کربن.
بدیهی است که شهروندان فعال، تمام فراغت خود را صرف رصدکردن انواع خطر نمی کنند؛ ولی وقتی افراد به اوقات فراغت هایی روی می آورند که برای خودشان و دیگران خطراتی به همراه دارند، پاره ای از ملاحظات اخلاقی خود به خود مطرح می شوند.
خود من در سال های میانی دهه ۱۹۹۰ و در جریان سفری دریایی با قایق در یکی از جزیره های تایلند از این مسئله آگاه شدم. در جریان این سفر، یک گردشگر استرالیایی میانسال همراه با خانواده اش شروع به نوشیدن آبجو کردند. هنگامی که نخستین قوطی خالی را به دریا انداخت، دیگر گردشگرانی که روی عرشه بودند، با حرکات و نگاه هایشان، آشکارا نارضایتی خود را از این عمل نشان دادند. او به نوشیدن ادامه داد و می خواست دومین قوطی خالی را هم به دریا بیندازد که با اعتراض یک زن جوان آلمانی روبه رو شد و دیگر گردشگران نیز به این اعتراض پیوستند. آنچه ده سال قبل و در جریان گذران فراغت، اقدامی متداول بود، یعنی ریختن پسماندهای تجزیه ناپذیر در دریا، اکنون با فشار اجتماعی روبه رو می شود.
در نمونه ای که دیگر ماجرایی روایتی نیست، سیگارکشیدن را در نظر بگیرید. سیگارکشیدن هنگام گذران فراغت در سال های قرن بیستم در غرب، اقدامی متداول بود. این مسئله تنها به حیطه اختیار و وجدان فردی بستگی داشت؛ ولی با انتشار گزارش انجمن جراحان امریکا در سال ۱۹۶۴ که میان سیگارکشیدن و ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی ـ عروقی، رابطه روشنی برقرار می کرد، اوضاع تغییر کرد. از این زمان به بعد اختیار و وجدان فردی درباره تصمیم به سیگار کشیدن، برای سلامت فرد و جامعه پیامدها و اثرات مالی و اجتماعی با خود به همراه داشت؛ زیرا با تصمیم فرد برای کشیدن سیگار، مالیات دهندگان و دولت مجبور بودند بهای این کار را با پرداخت مالیات های بیشتر برای افزایش هزینه های درمانی بپردازند؛ به همین ترتیب، با پیشرفت دانش مربوط به اثرات زیان بار و ثانویه سیگارکشیدن و آلودگی محیط زیست، مسئله هزینه اجتماعی و اقتصادی آن برای جامعه، یعنی غیرسیگاری ها در مقابل فرد سیگاری، در کانون توجه قرار گرفت و نگرانی درباره اثرات احتمالی و ثانویه سیگارکشیدن افزایش یافت. از سال ۱۹۶۴ به بعد، سیگاری ها با شکل گیری این اندیشه علمی و سیاسی و در پی آن این باور عمومی روبه رو بودند که سیگارکشیدن در فراغت، اقدامی زیان بار است. این موضوع سبب شد، بسیاری از کشورهای غربی سیگارکشیدن را در وسایل نقلیه عمومی و ساختمان های دولتی ممنوع کنند؛ در مدارس به آموزش های بهداشتی ضدسیگار بپردازند و جنبش حذف سیگار از همه اماکن عمومی را ترویج کنند. تغییرات صورت گرفته عمیق بوده است.
افزون بر این، با افزایش آگاهی نسبت به خطرات بسیاری از شکل های دیگر فراغت از قبیل نوشیدن الکل، رژیم غذایی پرکلسترول، تنش در مناسبت های شخصی، رانندگی با خودروهایی که گاز مونواکسید فراوان متصاعد می کنند، آلودگی صوتی و شکار حیوانات برای لذت بردن همراه بوده است. چنانچه بخواهیم گزارشی کلی از این تغییرات گوناگون ارائه دهیم، می توانیم بگوییم که دو اصل متقاعدکننده اخلاقی، عامل شکل گیری آنها بوده اند؛ مراقبت از خود و مراقبت از دیگران. مراقبت از خود به فرایندهای گوناگون خود، بازنگری برای دست یافتن به سلامت جسمی و ذهنی بازمی گردد. مراقبت از دیگران به گسترش مشارکت سیاسی و افزایش مسئولیت در قبال رفاه جامعه و به طورکلی دنیای طبیعی اشاره دارد.
این دو اصل، تفکر درباره فراغت را به عنوان لذت جویی صرف محدود می کنند. علم، ما را به اطلاعات بیشتری درباره تاثیر رژیم غذایی، فرهنگ و محیط فیزیکی بر سازو کارهای زیستی جسم انسان مجهز کرده است. همچنین ما را بر بعضی خطرهای گذران مهارگسیخته فراغت آگاه کرده است؛ برای مثال علم این مطلب را نشان می دهد که آلودگی محیط زیست، لایه اُزن را تخلیه می کند و به گرم شدن کره زمین منجر می شود. مهندسی ژنتیک، شکل گیری شرایط تازه ای از جسمیت یافتن، جریان زندگی و ابتلا به بیماری را پیش بینی می کند. در میانه ثروت عظیمی که غرب در آن غوطه ور است و اعتیاد عمومی ما به مصرف انواع کالا ها، نگرانی های تازه ای درباره تاثیر کار بیش ازحد و «کمبود وقت»، بر فراغت و زندگی خانوادگی سایه می افکند (شور ۱۹۹۲، هوخشیلد ۱۹۸۹، ۱۹۹۷). هم زمان تجاری شدن که بر بیشتر فعالیت های غیرکاری ما سیطره یافته است، جداسازی گذران فراغت از مصرف را دشوار می سازد. مسئله دست اندازی چندملیتی ها به رفتار ما در وقت «آزاد» از طریق تبلیغات و شکل دادن به روندها و طراحی کالا، امری کاملاً آشکار است.
شما می توانید با درنظرگرفتن خودتان به عنوان یک منبع در تجربه ای ساده، این موضوع را امتحان کنید. از پنج خطر عمده سلامتی که با گذران کنونی فراغت همراه است، فهرستی تهیه کنید. چنین فهرستی می تواند شامل این موارد باشد: رژیم غذایی که در آن گوشت قرمز و غذاهای پرکلسترول غالب باشد؛ رفتار جنسی نامطمئن در روابط موقت؛ سیگارکشیدن و رانندگی کردن بدون استفاده از فنّاوری های ضدآلودگی. اکنون از والدین، پدربزرگ و مادربزرگ های خود بخواهید که آنها هم فهرستی از چنین خطرهایی تهیه کنند که وقتی هم سن شما بودند، انجام می دادند. اگر برهان من درست باشد، آگاهی شما بر خطرهای انواعی از گذران فراغت برای سلامتی و یکپارچگی محیط زیست، بسیار بیشتر است. این مسئله تنها به اصل اخلاقی مراقبت از خود محدود نمی شود. بستر گذران فراغت در دنیای معاصر، تحت تاثیر اصل مراقبت از دیگران نیز دگرگون شده است.
پیشرفت در عرصه ارتباطات همگانی، سفر و افزایش درآمد واقعی در کشورهای توسعه یافته، گزینه های ما را در گذران فراغت به میزان زیادی افزایش داده است؛ ولی ما بیش از هر نسل دیگری می دانیم که بسیاری از کالاها و خدمات فراغتی که در غرب مصرف می شوند، از کشورهای درحال توسعه ای به دست می آیند که کارگرانی را با دستمزد پایین و سطوح نامناسبی از سواد و امید به زندگی به خدمت گرفته اند (کلاین، ۲۰۰۱). بهره گیری غرب از محوطه های فراغتی و گردشگری کشورهای درحال توسعه، آگاهی ما را بر کالایی شدن فراغت، تراکم وسایل نقلیه و آفت زدگی معماری افزایش داده است. همچنین نسل جدیدی از کارگران را به وجود آورده که اغلب به صورت پاره وقت یا در قالب قراردادهای ثابت کار می کنند. این گروه تازه برخلاف کارگران دوران پس از جنگ، فاقد قطعیت های اشتغال کامل و مالکیت خانه هستند. الگوهای ازهم گسیخته پرداخت مالیات و بیمه بر گذران فراغت تاثیر مستقیم دارند؛ زیرا سبب کاهش حقوق بازنشستگی و دیگر مزایای رفاهی می شوند.
جهانی شدن با ملاحظه های دیگری نیز همراه است که با اقتصاد و اخلاقیات چندان ارتباطی ندارند و بیشتر به آداب و رسوم تعامل اجتماعی مربوط می شوند. این مسئله را در جریان سفری به ورشو در سال ۲۰۰۴ متوجه شدم. درباره ورشو باید یادآور شد که نازی ها در واکنش به قیام ورشو در سال ۱۹۴۴، کل شهر قدیم ورشو را با خاک یکسان کردند. افزون بر این، اشغال ورشو به وسیله نازی ها پس از سال ۱۹۳۹ با برنامه ای نظام یافته برای نابودکردن یهودیان همراه بود. پس از جنگ نیز فرایند بازسازی این شهر به کندی صورت گرفت. لهستانی ها تصمیم گرفتند بقایای ساختمان های اصلی را بازسازی کنند که قربانی سیاست زمین سوخته نازی ها شده بود. البته هدف از انجام این کار، حفظ خاطره نابودی یهودیان به دست نازی ها بود.
در خیابانی بازسازی شده در محل شهر قدیم، توده ای آجر از گتوی ورشو بر زمین ریخته شده و پرچمی برافراشته روی این توده آجر، چهره های شماری از قربانیان یهودی هولوکاست را نشان می دهد. لهستانی ها و گردشگران از این آجرها به عنوان پایه ای برای روشن کردن شمع های یادبود استفاده می کنند. من در سپتامبر سال ۲۰۰۴ آنجا بودم. شخصی که به گمانم گردشگری امریکایی بود، تابلویی مقوایی را در میان این آجرها قرار داد که روی آن نوشته شده بود: «۱۱ سپتامبر را به خاطر بسپارید». به نظر من این کار اقدامی بی مزه و تعرض آمیز بود. در حمله به مرکز جهانی تجارت در سال ۲۰۰۱ حدود ۳۰۰۰ نفر کشته شدند، حال آنکه در برنامه نابودی یهودیان ورشو، سیصد هزار یهودی قتل عام شدند.

نظرات کاربران درباره کتاب نظریه فراغت، اصول و تجربه‌ها