فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نسل نواندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تریلوژی عشق

کتاب تریلوژی عشق
عشق درون را آزاد سازيد

نسخه الکترونیک کتاب تریلوژی عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تریلوژی عشق

شور و شعف یا به عبارتی خلسه‌ی عشق هنگامی دست‌یافتنی است که زندگی خویش را قرین عشق و شور زندگانی کرده باشید و سپس با جرأت و شهامت پای در سفر زندگانی بگذارید و با صلابت و اشتیاق مراحل آن را یکی پس از دیگری بگذرانید. در این کتاب خواهید آموخت: چگونه زخم‌ها و صدمه‌های عاطفی و روانی خود را التیام بخشید تا بتوانید خلسه‌ی عشق را مجدد احساس کنید. چگونه خلسه‌ی عشق فرمی است از انرژی که واجد سه بعد فیزیکی یا جسمانی، خیالی یا اسطوره‌ای و نیز«شور و شعف مقدس» می‌باشد. چگونه خلاقیت و شهوت و معنویت می‌توانند به همراه یکدیگر به بالندگی هرچه بیشتر جسم و روح شما کمک کنند. چگونه ظلمت و تاریکی روحی و معنوی خویش را متحول و دگرگون سازید و زندگیتان را قرین معنا و مفهوم و هدف کنید. چگونه انرژی جنسی خود را کانالیزه کنید و آن را در جهت آزادی، سرزندگی، خلاقیت، عشق و شور زندگانی آن هم در تمام ابعاد و زوایای زندگی به جریان بیندازید.

ادامه...

بخشی از کتاب تریلوژی عشق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:





دفتر اول: عشق و روح انسانی

لی لی فورنی یی: در این برنامه به جست وجو درباره ی میل و نیاز عمیق و همیشگی خود به عشق خواهیم پرداخت. این میل و نیاز اصیل و جاودانه که عشق بورزیم و دوست بداریم و نیز دوستمان بدارند؛ جست وجویی بی پایان به دنبال عشق و شور و حرارت آن هم نه فقط شور و حرارت جنسی بلکه شور و اشتیاق به زندگی و زنده بودن و بازگشت به اصل، ماهیت و هویت واقعی خودمان.

بخش اول: عشق و شور زندگانی

باربارا دی انجلیس: معتقدم جست وجوی بشر به دنبال عشق و شور زندگانی در سرتاسر طول تاریخ نمود و بروزی است از جست وجوی او در پی معنویت.

اریکا جون: بحران قرن بیستم و بیست و یکم و زمانه ی امروز ما این است که زن و مرد در طول زندگی مشترک خود هرگز فرصت پیدا نمی کنند که با یکدیگر تنها باشند و به دور از هر مزاحمتی با هم صمیمی و نزدیک شوند. چنانچه به دنبال صمیمیت و نزدیکی واقعی و راستین هستید می بایست آن را یکی از اولویت های زندگی خود قرار دهید.

جان گری: چنانچه درک درستی از روابط جنسی نداشته باشیم در روابط خود هرگز موفق نخواهیم بود. رابطه ی جنسی ارتباط، یگانگی و پیوندی است جنسی میان زن و مرد آن هم در سطح روحی، احساسی، عاطفی و نیز فکری و معنوی.

ماریان ویلیامسون: معتقدم ما انسان ها با عشق رمانیتک به حالتی روحی معنوی دست می یابیم و این نیاز متقابل و دوجانبه نه تنها شهوانی و بد نیست بلکه نیازی است بسیار عمیق، اصیل، با معنا، با شکوه و زیبا.

توماس مور: عشق واقعی و راستین آن است که به عشق درون خود اجازه ی ظهور دهید. آن هم تا جایی که نمای زندگی تان را از خود متاثر سازد. عشق راستین آن است که بدانید قلب و روح تان را هرگز به روی عشق نبسته اید و از تمامی ظرفیت، توان و گنجایش خود در عشق ورزیدن و دوست داشتن استفاده نموده اید.

هارویل هندریکس: معتقدم عشق رمانتیک طعم اکسیر و جوهره ی ذاتی و واقعی وجود و طبیعت دست نخورده و یکپارچه و نخستین خودمان است. به عبارتی دیگر عشق رمانتیک نمونه ی کوچک و کوتاهی است از حالت روحی، احساسی و معنوی همیشگی خودمان. شمه ای از حالت روحی، احساسی و معنوی ای که در اوایل تولد تجربه می کردیم و متعاقب شرطی شدن های اجتماعی و عشق مشروط والدین که منجر به سرکوبی و صدمه دیدن برخی از بخش های وجودی ما شدند، آن را برای همیشه گم کردیم و از دست دادیم. می توان گفت عشق رمانتیک قسمتی از همان احساسات خوشایند نخستین و نیز احساس وحدت وجودی را که با کل هستی داشتیم مجدد در ما زنده می کند. عشق رمانتیک «مزمزه ای» است از احساس سرزندگی، سرخوشی و با تمامی وجود زنده بودن و از زندگی لذت بردن.

ماریان ویلیامسون: هنگامی که عروس و دامادها را «عقد» می کنم همواره خطاب به مرد می گویم این زن هدیه ای از جانب خداوند است آن هم نه فقط هدیه ای به تو، بلکه هدیه ای به جهان و جهانیان. زیرا عشق و آرامش و آغوش گرمی که تو به او خواهی داد قادر است او را به انسان بهتر و بزرگ تری برای این دنیا و مردم آن بدل کند. انسانی به مراتب بهتر و بزرگ تر از آن چه قرار بود باشد اگر تو را هرگز ملاقات نکرده بود. سپس به زن می گویم این مرد نیز هدیه و موهبتی است از جانب خداوند به تو. خداوند او را سر راه تو قرار داد تا بتواند رشد کند و بزرگ تر شود و برای جهان و جهانیان نیز بزرگ تر و بهتر ظاهر شود. زیرا با عشق توست که قادر خواهد بود مردانه تر باشد و تا سر حد امکان توانایی های بالقوه ی خود را آشکار کند و شکوفا و بالنده شود و هدف از ازدواج و عشق نیز همین است.

توماس مور: هرگاه دعوت عشق را می پذیرید و عشق انسانی دیگر را به قلب و زندگی تان راه می دهید به زندگی در دنیای محدود و بسته ی خود پایان می دهید و دیگر غرق در خود و دنیاهای تان نیستید. می توان گفت قدم در راهی گذاشته اید که شما را به کشف خویشتن حقیقی خودتان خواهد رساند. هنگامی که عاشق می شوید دید و نگرش شما نسبت به زندگی و کل هستی نیز تغییر خواهد کرد و این آغاز راه است.

ماریان ویلیامسون: معتقدم عشق و روابط رمانتیک آزمون هایی الهی هستند که خداوند با آن ها ما را می آزماید و محک می زند. هرگاه دو انسان خود را وقف رشد و آموختن از یکدیگر می کنند زندگی و ازدواج آن ها به نمایشی بزرگ و بی نظیر بدل می شود. نمایشنامه ای که در هر قطعه ی آن پرده از اسرار روح آدمی برداشته خواهد شد.

توماس مور: تضاد و تناقض جالب این است که هرگاه خود را تمام و کمال وقف همسر می کنید نه تنها چیزی از دست نمی دهید بلکه چیزهایی به دست می آورید. هنگامی که خود را فراموش می کنید و در همسر حل می شوید ماهیت و هویت تان را از دست نمی دهید بلکه خود را می یابید و به خویشتن حقیقی خویش می رسید و با تمام وجود احساس امنیت و آرامش می کنید. چنان چه طرف مقابل، عشق شما را بپذیرد و با روی باز دریافت کند آن گاه این عشق، عشقی دو طرفه خواهد بود. این همان امری است که عشق ورزیدن را با ترس های بزرگ و بسیاری توام می کند. زیرا همه ی ما به طرزی طبیعی می ترسیم که تا این حد از خودمان مایه بگذاریم. می ترسیم آن را قبول نکنند و نپذیرند. گاهی اوقات نیز از این می ترسیم که مبادا به فرد نامناسب عشق ورزیده باشیم و در انتخاب خود اشتباه کرده باشیم. اما به دلیل این ترس نباید عشق ورزیدن را فراموش کنیم یا به تعویق بیندازیم.

باربارا دی انجلیس: راز موفقیت در ازدواج هیچ گونه ارتباطی با شخص طرف مقابل ندارد بلکه مربوط به خود شماست. چنان چه با تمام وجود و با حداکثر توان و ظرفیت قلب تان در عشق و عشق ورزیدن، عشق بورزید و دوست بدارید، آن هم نه فقط معشوق را بلکه هر چیز و هر کس دیگری را، آن گاه می توان گفت به انسانیت خویش نزدیک شده اید. قلب و روح آدمی یک دریچه دارد. هرگز نمی توانید آن را به روی همه چیز و همه کس ببندید آن را به روی همسر مناسب یا زوج الهی خود باز کنید.

باربارا دی انجلیس: میزان توانایی شما در عشق ورزیدن، پایه و اساس یک ازدواج خوب است، همین و بس. یعنی این که ظرفیت و گنجایش تان در عشق ورزیدن و عشق و شور زندگانی در شما به چه اندازه است. اگر فکر می کنید شخص مقابل می بایست کارهایی بکند تا او را دوست داشته باشید، سخت در اشتباه اید. عشق شما، زندگی و هویتی مستقل و جداگانه دارد و توانایی تان در عشق ورزیدن هیچ ارتباطی به همسر ندارد. بلکه به این حقیقت وابسته است که تمایل و آمادگی قلب تان برای پریدن به میان آتش و ذوب شدن در آن تا چه حدی است.

جان گری: در گذشته های دور ازدواج ها هرگز با عشق و عاشقی ارتباطی نداشتند. اغلب مردم این حقیقت مهم را نمی دانند. زیرا فیلم های هالیوودی کلوئوپاترا و... هرگز چنین امری را نشان نمی دهند. اغلب مردم فکر می کنند کافی است عاشق شوند و سپس عشق و شور و حرارت میان آن ها روز به روز رشد کند. هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. هیچ وقت هم نیفتاده است. البته چندان نیز امر محال و ناممکنی نیست. به همین دلیل مردم همیشه درباره ی آن رویاپردازی می کنند. در دنیای امروز زن ها روز به روز احساس استقلال مالی و اقتصادی بیشتری می کنند و نیاز آن ها به حضور مردها در زندگی شان برخاسته از نیاز به امنیت و بقاء نیست بلکه برای احساس صمیمیت و نزدیکی است. هرگاه مردها بیاموزند که نیاز زن ها به صمیمیت و نزدیکی را برآورده سازند زن ها نیز می توانند نیاز مردشان را به صمیمیت و ارتباط برآورده سازند. در چنین شرایطی است که به ناگهان زمینه ی مساعدی برای رشد و تداوم عشق و شور و حرارت فراهم می شود.

بخش دوم: میل جنسی

اریکا جون: معتقدم مردها و زن ها در انتهای قرن بیستم و ابتدای قرن بیست و یکم دچار بحرانی جدی اند. وقت آن رسیده است که روش های ارتباطی مان را تغییر دهیم. شاید علاوه بر نبرد قدرتی که در عشق و ازدواج میان زن ها و مردها شکل می گیرد بخش اعظم مشکل فقط مشکل ارتباطی باشد. هنوز نمی دانیم و یاد نگرفته ایم که چگونه با یکدیگر رفتار و برخورد کنیم.
هنوز دخترها و زن های جوان زیادی وجود دارند که به درستی نمی دانند چگونه با مرد زندگیشان ارتباط برقرار کنند. به آن ها آموزش صحیح نداده اند. تنها کاری که این زن ها و دخترهای جوان بلدند آن است که بگویند چه احساساتی دارند. نتیجه این می شود که ازدواج و رابطه ی موفقی ندارند. از همان ابتدا، زن ها در غارهای اولیه از مردهایشان دلربایی می کردند این بازی زیبا و اغواگرانه ای است که میل جنسی را بیدار می کند و به آن شور و حرارت می بخشد و به هیچ وجه ناراستی یا بی عفتی نیست. بلکه دلربایی است که به زندگی زن و مرد گرما می بخشد.

توماس مور: آن چه باعث می شود روابط جنسی در بسیاری از موارد غیر اخلاقی جلوه کند آن است که هنر عشق ورزی را به درستی نمی دانیم. ما همواره چنین فکر می کنیم که دلربایی کردن می بایست به رختخواب ختم شود. پس تصمیم می گیریم آن را برای همیشه کنار بگذاریم. در حالی که چرا نباید از میل جنسی خود آن هم در هر سنی که هستیم به شیوه ی مشروع لذت ببریم و بهره مند شویم.

جان گری: درک این مطلب برای زن ها مشکل است که تفاوت های اساسی میان زن و مرد وجود دارد و هرگز نمی توان آن ها را کنار زد و بر آن ها غلبه کرد. تلاش برای تغییرشان بیهوده و بی ثمر خواهد بود. یکی از همین تفاوت های اساسی در زیربنای آن است که مرد نیاز دارد تعقیب کننده باشد. اگر مردی را بیش از آن چه او شما را تعقیب می کند، تعقیب نمایید او را به طعمه تبدیل می کنید، در حالی که مردها دوست دارند شکارچی باشند. این کار باعث می شود مرد تماسش را با این نیاز و میل اصیل و درونی خود که زن را بطلبد و تعقیب کند و هم چنین انگیزه اش را برای تلاش به منظور جلب علاقه و عشق زن از دست بدهد.
مردها نیاز دارند احساس کنند فاصله ای میان آن ها و زن مورد علاقه شان وجود دارد که می بایست به منظور رسیدن و تصاحب او این فاصله را بپیمایند. زن ها درباره ی این حقیقت می گویند: «آه، این که بازی کردن و بازی دادن دیگران است.» بله، هرگز با کسی بازی نکنید و او را نیز بازی ندهید اما استانداردها و خواسته های خودتان را هم زیر پا نگذارید. به عبارتی، خود را راحت در اختیار دیگران قرار ندهید. خیلی تلاش نکنید همه ی کارها را برای مردها ساده کنید. بگذارید برای بدست آوردن شما تلاش کنند سپس موفقیت را برای آن ها ساده نمایید. به آنان کمک کنید تا موفق شوند.

اریکا جون: خیلی طول کشید تا فهمیدم مردها نیاز دارند شکارچی و تعقیب کننده باشند تا زن را به دست بیاورند. خیلی جوان نبودم و کمابیش پیر شده بودم که این حقیقت مهم را درک کردم. اما همان موقع هم ارزشش را داشت. می توان گفت که خیلی آن را تایید نمی کنم و حتی قبولش هم ندارم اما چه کار می توان کرد. گویی که دنیا این طوری کار می کند!؟ اگر این نکته را همواره در نظر داشته باشید در روابط خود با مردها موفق تر خواهید بود.
همیشه به دخترم می گویم: گاهی اوقات (البته نه همیشه) بگذار کمی دلش برای تو تنگ شود تا دوباره شوق دیدارت را داشته باشد. بگذار کمی هم او تو را تعقیب کند و بیشتر به تو زنگ بزند. بگذار بیاید و پیدایت کند. اما دخترم از توصیه ی من انتقاد می کند و می گوید که زیادی بدبین و منفی بافم و تماس خود را با واقعیت از دست داده ام. او می گوید زمانه تغییر کرده است و مردم با هم صادق ترند. اما حالا خودش می گوید مامان حق با توست. باید به مرد کمک کنی به این نیاز درونی و اصیل خودش برسد تا راضی شود و احساس قدرت و شکارچی بودن کند.

جان گری: اما زن ها از این راز سر در نمی آورند که چگونه می توانند به مردها کمک کنند تا تعقیب شان نمایند؟ پاسخ: «تعقیب را برای مرد ناممکن و دشوار نکنید و ارزش تعقیب شدن را داشته باشید.» مگر هدف مردها از تعقیب کردن زن ها چیست؟ مردها به دنبال زنی هستند که فکر می کنند می تواند خوشحال و خوشبخت شان کند.
پس هر بار که به مرد زندگیتان این پیام را مخابره می کنید که توانایی آن را دارد تا شما را خوشبخت کند و به شما خدمت نماید یا به عبارتی همان «شوالیه»تان باشد او نیز برای تعقیب شما انگیزه پیدا خواهد کرد. اما در عمل، زن ها تلاش می کنند تا مرد را به دست بیاورند. هنگامی که تلاش می کنید عشق مردی را به دست بیاورید برعکس آن را از دست می دهید. بگذارید او، عشق شما را به دست بیاورد و نکته ی ظریف نهفته در این موضوع، همین است. موفقیت در تعقیب را برای مرد ساده کنید اما همواره بگذارید او شما را تعقیب کند. هیچ وقت دنبال او ندوید و تعقیبش نکنید.

ماریان ویلیامسون: معتقدم جنبش آزادی، برابری و تساوی حقوق برای زن ها در برخی از مسائل اشتباه کرده است. ظرف سی سال گذشته خیلی از ما زن ها فکر می کردیم آزادی و برابری حقوق بدین معناست که شبیه مردها بشویم، در نتیجه جایگاه مردها و زن ها و نیز روابط میان آن ها دگرگون شد.
متقاعد شده ام که در برخی از زمینه های زندگی به ویژه در شغل و حرفه که زن ها به مراتب بیش از گذشته «تامین کننده» و کمتر «دریافت کننده» و «تامین شونده»اند و نیز در روابط با واگذاری نقش های جنسی بهتر است بگذاریم مردها «مرد» باشند و زن ها «زن».

توماس مور: اشکالی ندارد که گاهی اوقات مردها و زن ها از روابط جنسی برای کنترل یکدیگر استفاده کنند. همه ی مشکلات و دشواری ها از این جا ناشی می شود که روابط جنسی دارای چنان قدرت، تاثیر و نفوذی است که از آن می ترسیم. استفاده ی واقعی از روابط جنسی برای رسیدن به قدرت و اقتدار شخصی و واقعی، آن است که معنویت، اعجاز و زیبایی را در آن باز جوییم. چنان چه در روابط جنسی زیبایی های این رابطه را با چشمی نو ببینیم و تحسین کنیم آن گاه می توانیم روح خود را بی نیاز و سیراب سازیم. زیرا غذای روح چیزی جز «زیبایی» نیست.
سپس نگرش و در نتیجه برخوردی کاملاً متفاوت در برابر روابط جنسی خواهیم داشت.

ماریان ویلیامسون: در طی سی سال گذشته این پیام کنایی، کمابیش در میان ما امریکاییان جا افتاده است که زن ها دو حق انتخاب بیشتر ندارند. یا این که زیبا و دلربا باشند و یا جدی، خشک، باهوش و روشن فکر و تحصیل کرده، گویی نمی توان هم روشن فکر و تحصیل کرده و باهوش بود و هم زیبا و دلربا. معتقدم باید این دوگانگی و شکاف را از میان برداریم و به این ظلم و ستم پایان دهیم. بسیاری از زن ها طی بیست سال گذشته خود را مثل مردها کرده اند و از این که خودشان باشند و زنانگی یا خود واقعی شان را نشان دهند می ترسند. در قرون وسطی زن ها را Witch یا همان جادوگر می نامیدند. چنان چه به مفهوم لغوی واژه ی Witch که به معنای زن عاقل، بصیر و فرزانه است نگاهی بیندازیم خواهیم دید همواره در طول تاریخ عاقل ترین، بصیرترین و فرزانه ترین زن ها کسانی بودند که با یکپارچگی و تمامیت وجود و زنانگی خویش در تماس کامل بودند.

اریکا جوُن: چنان چه با خودمان رو راست باشیم خواهیم دید اگر زن ها کاری بکنند که با جنسیت، زیبایی یا لذت طلبی آن ها مربوط باشد باعث می شود تا سرزنش و نکوهش شوند.
ما در جامعه و با فرهنگی زندگی می کنیم که لذت طلبی در آن بسیار نکوهیده و منفور است ولی برای مردها لذت طلبی بیشتری را مجاز می شمارد. این مشکلی است بسیار جدی، بزرگ و زشت که اغلب اوقات نیز ناخودآگاه است. مردم خودشان هم متوجه نیستند با فرهنگی «ضدلذت» زندگی می کنند که زن ها را برای هرگونه لذت طلبی سرزنش و محکوم می کند، می بایست این مساله را تغییر داد.

ماریان ویلیامسون: میل جنسی نه فقط بخشی از هویت اصلی و وجود ماست بلکه قسمتی از اقتدار شخصی زن ها را نیز تشکیل می دهد. این قدرت و توانایی که نوازش دهیم درست مانند تردستی و شعبده بازی یا مثل یک ذوق و استعداد است. این یکی از توانایی های وجودی ما زن هاست که تحریک کننده باشیم و حسی را در روح و جسم مرد زندگی مان زنده کنیم و به جنبش و حرکت وا داریم. چنانچه زنی این توانایی را نداشته باشد نمی توان او را زیاد جدی گرفت. درست مانند مردی که اخته شده و از مردانگی محروم شده باشد.
اگر این توانایی و اقتدار را از زن ها بگیرند آن ها را نیز ناقص و معیوب کرده اند. فقط شناخت و خودآگاهی است که کلید حل معماست. زن ها می بایست بتوانند بگویند که: «مایلم با همه ی وجود و نه کمتر و با تمام میل جنسی و اقتدار و یکپارچگی ام در این امر شرکت کنم.»

توماس مور: حال چگونه می توان ضدیت با جنسیت و لذت طلبی مشروع را از این فرهنگ گرفت؟ معتقدم می توانیم دنیایی را که در آن زندگی می کنیم زیباتر کنیم. منظورم همه ی این دنیاست. تمام چیزهایی که هر روز پیرامون خود می بینیم. خانه هایمان، خیابان هایمان و محل کارمان. ساختمان ها و اماکن عمومی و دولتی و اداری و خلاصه هر چیز دیگری که اطراف ما وجود دارد. فرهنگ های کهن و دیرینی که به مسائل جنسی بسیار اهمیت می دادند مجسمه های سمبولیک و نمادینی داشتند که بدن و جنسیت مردانه و زنانه را به تصویر می کشید و نمایش می داد. این نشانی است از زنده بودن و بودن در این دنیا به شیوه ای بسیار حسی و شهودی.
رنگ ها، تصویرها، اجسام، احجام و... با میل جنسی ارتباط بسیار نزدیک دارند. حتی غذا نیز بر میل جنسی تاثیر دارد، به تازگی فیلم جالبی تماشا کردم که ارتباط میان غذا و غریزه ی جنسی را بسیار زیبا به تصویر کشده بود. دیدن این فیلم را به همگان توصیه می کنم. در حالی که این روزها بیشتر غذاهای سرپایی و سریع یا غذاهای کنسرو شده یا پروسه شده مصرف می کنیم. شاید این همان جایی باشد که میل جنسی را از آن جا سرکوب و فدا می کنیم. زیرا بوییدن، چشیدن، لمس کردن و بلعیدن غذا یکی از لذت بخش ترین و حسی ترین تجربه های این دنیا محسوب می شوند. چنان چه جای چیزی در این دنیا خالی است یا کمبود آن احساس می شود همین چیزهاست.

نظرات کاربران درباره کتاب تریلوژی عشق

فصل اول و دوم این کتاب به شما میگوید که چگونه یک مرد به سمت زنی برای ازدواج می رود
در 2 سال پیش توسط زینب دارایی
کتاب تریلوژی عشق یه کتاب بسیار پرباره و عشق رو از زوایایی مورد بررسی قرار داده که کمتر توسط نویسندگان بهش پرداخته شده من که دیدم واقعا نسبت به موضوع عشق و روابط عاشقانه عوض شد خوشحالم که با این کتاب آشنا شدم
در 4 هفته پیش توسط