فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نسل نواندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نیمه تاریک جویندگان نور

کتاب نیمه تاریک جویندگان نور

نسخه الکترونیک کتاب نیمه تاریک جویندگان نور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نیمه تاریک جویندگان نور

این کتاب را با دقت بخوانید. یک بار بخوانید و دوباره بخوانید. سپس برای بار سوم بخوانید تا مفاهیم آن را خوب درک کنید و تمرینات آن را انجام دهید. آری شما را به چالش دعوت می‌کنم. حتی دوباره به چالش می‌طلبم. اما اگر نمی‌خواهید زندگی‌تان تغییر کند نه این کتاب را بخوانید و نه تمرینات آن را انجام دهید. همین حالا کتاب را زمین بگذارید. آن را در بالاترین قفسه کتابخانه خود پنهان کنید جایی که دیگر هیچ‌گاه دست‌تان به آن نرسد. یا آن را به دوستی بدهید. زیرا تقریبا غیرممکن است که این کتاب را بخوانید و تغییری شگرف در زندگی خود احساس نکنید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نسل نواندیش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.29 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نیمه تاریک جویندگان نور

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

در زمان کودکی احساس چندان خوبی درباره خودم نداشتم. راستش را بخواهید حتی مواقعی از خودم متنفر بودم. فکر می کردم در کل دنیا تنها کسی هستم که تا آن اندازه بی عرضه و بی دست پا است و تا آن اندازه مورد تمسخر جوّ پسرانه اطرافش قرار می گیرد، دارودسته ی برادرانم که با ناامیدی هر چه تمام تر سعی می کردم خود را میان آ ن ها جا کنم.
وقتی بزرگ تر شدم نیز اوضاع تفاوت چندانی نکرد. فکر می کردم وارد بازی جدیدی شده ام. حتی به شهری جدید نقل مکان کردم که در آن جا هیچ کس مرا نمی شناخت. جایی که هیچ کس نمی دانست در کودکی برای آنکه نادیده شمردن خود را جبران کنم مدام در حال خودنمایی بودم. هیچ کس نشنیده بود که در دوران نوجوانی "بوالهوس" خطابم می کردند و بالاخره هیچ کس قدرت نمایی های مرا ندیده بود که چگونه وارد جمعی می شدم و چنان فضا را پر می کردم که دیگر جایی برای کسی نمی ماند. بنابراین ناتوانی های اجتماعی من هرگز برای کسی آشکار نمی شد.
اما پس از مدتی متوجه شدم تغییر مکان چیزی را عوض نمی کرد چرا که از همه مهم تر خودم را با خود به آن جا برده بودم.
تا اینکه روزی در بخش پیشرفت های شغلی محل کارم به پسرفت رشد فردی خود پی بردم. کارشناس امور پیشرفت کارمندان چیزهایی به من گفت که هرگز فراموش نخواهم کرد.
او گفت: " همه ی به اصطلاح اشتباهات تو، همه ی چیزهایی که درباره ی خودت دوست نداری بزرگترین سرمایه های تو هستند. فقط کمی در آ ن ها زیاده روی شده است و اغراق آمیز هستند. صدای آ ن ها کمی بلند است. کافی است اندکی صدای آ ن ها را کم کنی. به زودی هم خودت و هم دیگران ضعف هایت را نقطه قوت و نکات منفی ات را ویژگی مثبت خواهند دید. آ ن ها به ابزاری قوی برای رشد و پیشرفت کار تو تبدیل خواهند شد. تنها کاری که باید انجام دهی این است که یاد بگیری از این ویژگی های شخصیتی به مقدار مناسب و در جای مناسب استفاده کنی. باید تشخیص دهی چه مقدار از این ویژگی های فوق العاده را به کار ببری و زیاده روی نکنی."
احساس کردم جرقه ای درونم به شعله درآمد. پیش از آن هرگز چنین حرف هایی نشنیده بودم. اما در درون می دانستم حقیقت دارد. "خودنمایی" من چیزی نبود جر اعتمادبه نفسی اغراق آمیز، صفاتی مانند "بوالهوس" و "سر به هوا" نیز که در نوجوانی به من نسبت می دادند چیزی نبود جز جسارت و مثبت اندیشی البته باز هم اغراق آمیز و بالاخره "حضور پر سر و صدایم" نیز چیزی جز توانایی رهبری، قدرت کلام و تمایلم به یافتن راه نبود. این ها سه نت اصلی آهنگ زندگی ام بودند که آ ن ها را خیلی بلند می نواختم.
آن زمان بود که متوجه شدم ممکن است زمانی برای این جنبه های وجودم مورد تقدیر و قدردانی قرار بگیرم. طبیعی بوده که گیج شده باشم.
و درست همان زمان بود که به "سایه وجودم" نگاه کردم و به وضوح دیدم که چرا گاهی دیگران آن را رفتارهای منفی می نامند و البته هدایایی را که در هر یک از آ ن ها نهفته بود نیز دیدم. تنها کاری که باید انجام می دادم این بود که از آن ویژگی ها به گونه ای متفاوت استفاده می کردم. نیازی نبود آ ن ها را سرکوب کنم یا کنار بگذارم فقط کافی بود از آ ن ها به شیوه ای متفاوت استفاده کنم.
اکنون به اهمیت خارق العاده یک زندگی منسجم پی برده بودم. این که ابتدا به خود اجازه دهم همه جنبه های وجودم را ببینم و سپس آ ن ها را در هم آمیزم، همه ی آن چه بودم، آن چه دیگران مثبت نامیده بودند و آن چه خودم و دیگران منفی قلمداد کرده بودیم، باید همه را در وجودی بزرگتر در هم می آمیختم.
در این فرایند دست کم با خودم دوست شده بودم. اما آه که چقدر طول کشید تا به این نقطه رسیدم. و البته این راه با بینش عمیق و خرد بی نظیری که در این کتاب دبی فورد یافتم بسیار کوتاه تر شد.
این کتاب را با دقت بخوانید. یک بار بخوانید و دوباره بخوانید. سپس برای بار سوم بخوانید تا مفاهیم آن را خوب درک کنید و تمرینات آن را انجام دهید. آری شما را به چالش دعوت می کنم.
حتی دوباره به چالش می طلبم.
اما اگر نمی خواهید زندگی تان تغییر کند نه این کتاب را بخوانید و نه تمرینات آن را انجام دهید. همین حالا کتاب را زمین بگذارید. آن را در بالاترین قفسه کتابخانه خود پنهان کنید جایی که دیگر هیچ گاه دست تان به آن نرسد. یا آن را به دوستی بدهید. زیرا تقریبا غیرممکن است که این کتاب را بخوانید و تغییری شگرف در زندگی خود احساس نکنید.
من اعتقاد دارم زندگی را باید به وضوح زیست. یعنی با شفافیت کامل. بی هیچ پنهان و هیچ انکاری! حتی آن بخش از وجودم را که نمی خواهم به آن بنگرم و آن بخشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است باید عریان کنم. اگر شما نیز مانند من اعتقاد دارید که شفافیت کلید اصالت و اصالت دروازه ای به سوی خود حقیقی تان است، شما نیز چون من از اعماق وجودتان از دبی فورد برای نگاشتن این کتاب سپاسگزاری خواهید کرد چرا که این کتاب مستقیم شما را به سوی آن دروازه خواهد برد، آن جا که لذتی ماندگار، آرامشی درونی و فضایی وسیع برای عشق ورزیدن به خود و در نهایت عشق بدون شرط به دیگران خواهید یافت!
و هنگامی که این چرخه آغاز می شود نه تنها زندگی خود را تغییر می دهید بلکه به راستی دنیا را تغییر خواهید داد.

نیل دونالد والش
آشلند، اورگان
مارچ ۱۹۹۸



خواننده گرامی:

کتاب های انتشارات نسل نواندیش
در تمامی مراحل تولید از «تالیف و ترجمه، حروف چینی و صفحه آرایی و ویرایش» تا «طراحی جلد، امور چاپ و صحافی» با کیفیتی بسیار باالا تولید شده و با قیمت چاپی پشت جلد در اختیار شما قرار می گیرد.
چنانچه کتاب حاضر فاقد این ویژگی ها باشد، تقلبی محسوب می شود.
خواهشمندیم در صورت مواجهه با هر یک از این موارد با تلفن ۹ - ۸۸۹۴۲۲۴۷ واحد حقوقی نسل نواندیش تماس حاصل فرمایید.







این کتاب را به مادر عزیزم شِیلا فیورست پیشکش می کنم
از تو برای آنکه به من جان بخشیدی و مادرم شدی سپاسگزارم.

دبی فورد

نظرات کاربران درباره کتاب نیمه تاریک جویندگان نور

کتاب خوبیه برای مواجه شدن با قسمتهای تاریک و طرد شده وجودمون
در 1 ماه پیش توسط امید رهنما
بهتر بجای خوندن این کتاب، کتاب نیمه تاریک وجود رو بخونید چون تقریبا مطالبش عین همین کتابه و حتی مطالبش گسترده تر و بیشتره... من این کتاب رو نخوندم ولی از عناوین و نمونه اش معلمومه شبیه کتاب نیمه تاریک وجوده این دو کتاب نویسندش یکیه ینی دبی فورده
در 1 سال پیش توسط ویکی لیکس✔✔
لطفا کتاب نیمه ی تاریک وجود رو هم بزارید
در 1 سال پیش توسط mah...995
من نیمه تاریک وجود رو خوندم عالیه
در 2 هفته پیش توسط zahra znz
کتاب خوبیست ممنون
در 2 سال پیش توسط علی زیدی
بسیار عالی
در 3 ماه پیش توسط عباسعلی امیدبخش
was prfct book
در 1 سال پیش توسط eln...378
was a prfct book
در 1 سال پیش توسط eln...378
یه بار خوندم این کتاب رو و تمریناتش رو تا جایی که تونستم انجام دادم ولی راستش نفهمیدم که چی سد حالا
در 1 ماه پیش توسط عاطفه❤️ احمدی پور
این کتاب بدون شک یکی از بهترین کتاباییه که تا حالا خوندم
در 10 ماه پیش توسط Hadis L