فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جلوه‌های هدایتی سوره مبارک جمعه

کتاب جلوه‌های هدایتی سوره مبارک جمعه

نسخه الکترونیک کتاب جلوه‌های هدایتی سوره مبارک جمعه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جلوه‌های هدایتی سوره مبارک جمعه

تنها نام این سوره «جمعه» و برگرفته از آیۀ نهم سوره است که دربارۀ نماز جمعه سخن می‌گوید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلاة مِنْ یوْمِ الْجُمُعَة فَاسعَوْا إِلَی ذِکرِ اللَّهِ وَذَرُوا البَیعَ ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمونَ».آمدن یک سوره به نام «جمعه» در قرآن کریم، اهمیت فوق‌العادۀ شب و روز جمعه نسبت به بقیۀ ایام هفته را نشان می‌دهد. در عرصۀ زندگانی معنوی انسان‌های متدین، خلوت با خداوند متعالی برای مناجات و راز و نیاز اهمیت بسزایی دارد. در این میان برخی مکان‌ها و زمان‌ها، خلوتکده و خلوتگاه خاصّ مؤمنان برای مناجات با خداوند محسوب می‌شوند. نوشتار حاضر به بیان و تبیین جلوه‌های هدایتی سورۀ مبارک «جمعه» اختصاص یافته است.

ادامه...

بخشی از کتاب جلوه‌های هدایتی سوره مبارک جمعه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه:شناسه سوره جمعه

در ادامه بحث های سلسله دروس قرآن کریم، نوشتار حاضر به بیان و تبیین جلوه های هدایتی سوره مبارک «جمعه» اختصاص یافته است. قبل از ورود به اصل بحثِ تفسیر آیات سوره، مطالبی در معرفی سوره «جمعه» و برخی مباحث مربوط به آن ارائه می شود:

۱. نام سوره و علّت نام گذاری

تنها نام این سوره «جمعه» و برگرفته از آیه نهم سوره است که درباره نماز جمعه سخن می گوید: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِذَا نُودِی لِلصَّلاه مِنْ یوْمِ الْجُمُعَه فَاسعَوْا اِلَی ذِکرِ اللَّهِ وَذَرُوا البَیعَ ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ تَعْلَمونَ».(۱) آمدن یک سوره به نام «جمعه» در قرآن کریم، اهمیت فوق العاده شب و روز جمعه نسبت به بقیه ایام هفته را نشان می دهد. در عرصه زندگانی معنوی انسان های متدین، خلوت با خداوند متعالی برای مناجات و راز و نیاز اهمیت بسزایی دارد. در این میان برخی مکان ها و زمان ها، خلوتکده و خلوتگاه خاصّ مومنان برای مناجات با خداوند محسوب می شوند. مکان هایی مثل مسجدالحرام، مسجدالنبی(ص) و بقاع متبرک معصومان(ع)، خلوتکده های خاصّ مومنان برای عبادت پروردگارند و زمان هایی چون رجب، شعبان، رمضان، شب های قدر و روز عرفه، خلوتگاه های خاصّ دلدادگان ذات اقدس ربوبی. این اختصاص به این معناست که مثلاً قرائت قرآن، نماز، دعا و راز و نیاز با خداوند در این مکان ها و زمان ها حالتی را درون انسان مومن ایجاد می کند که در غیر آن به سهولت فراهم نمی شود.
شب و روز جمعه از زمان های خاصّ خلوت مومنان است که خداوند آن را در پایان شش روز رفت و آمد و تلاش و کوشش برای حیات مادّی قرار داده است تا مومنان آن را فرصت توجه به ذات اقدس حق قرار دهند و از آنات و لحظاتش برای تقرب به پروردگار بهره گیرند. در دیداری که نگارنده با مرحوم آیت الله بهجت(ره) داشتم، ایشان در ابتدا و قبل از هر سخن دیگر به تلاوت سوره مبارک صافات در صبح جمعه سفارش کردند. قرائت مکرر آیات این سوره و تامل بیشتر در مضامین عالی و دقایق مطرح در آن نیز نشان می دهد که فهم دقیق و عمیق آن مضامین جز در یک خلوتگاه زمانی مثل روز جمعه میسر نیست؛ ضمن آنکه در روایات هم به خواندن این سوره مبارک در روز جمعه توصیه شده است.(۲)
از مهم ترین سرمایه های اهل ایمان در مسیر عبودیت و بندگی خداوند، فرصت هایی است که خداوند در اختیار بندگان گذاشته تا با بهره گیری از آن ها به کمال عبودیت نائل شوند، چنان که از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: خداوند در طول دوران زندگی شما فرصت هایی را قرار داده است؛ آگاه باشید که به درک این فرصت ها همت گمارید: «اِنَّ لِرَبِّکمْ فِی اَیامِ دَهْرِکمْ نَفَحاتٍ اَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا».(۳) بخشی از این فرصت ها، فرصت های جهشی اند که سبب می شوند تا انسان در مسیر بندگی خداوند یکباره و ناگهانی به کمال دست یابد، مثل آنکه گناهکاری با شنیدن نوای اذان از ماذنه مسجد، در عظمت و کبریایی ذات اقدس ربوبی محو و غرق شود و با یک انقلاب درونی و تحول ناگهانی از سرکشی و طغیان در پیشگاه خدا دست بردارد و در مسیر اخلاص و دلدادگی به پروردگار قرار گیرد.

ای خوش آن جذبه که ناگاه رسد
ناگهان بر دل آگاه رسد

صاحب جذبه ز خود باز رهد
وز بد و نیک ز خود باز رهد

جای در کعبه امید کند
روی در قبله جاوید کند(۴)

بخش دیگری از فرصت های الهی، فرصت های جبرانی اند که خداوند مهربان در رهگذر عرصه زندگی مادّی قرار داده تا بندگان از برکت و فضیلت این فرصت ها استفاده کنند و با جبران عقب ماندگی ها و تدارک قصور و تقصیرهای خود در عبودیت خداوند، به کمال بندگی نائل شوند، مانند شب قدر و روز عرفه که انسان می تواند در مدت کوتاه چند ساعته تمام گذشته خود را جبران کند.
شب و روز جمعه هم یکی از فرصت های جبرانی است که خداوند متعالی به بندگانش عنایت کرده تا چنانچه در طول هفته قدمی در مسیر تقرب به خدا برنداشته و برای سفر آخرتشان توشه ای آماده نساخته اند، از این فرصت بهره گیرند و در آن به تلاش و کوشش در خط عبودیت خداوند بپردازند. به همین دلیل انجام دادن کارهای خیر و نیک در شب و روز جمعه پاداش مضاعف دارد. از وجود نازنین امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: چنانچه کسی قصد صدقه دادن، روزه گرفتن و انجام دادن کارهای خیر دارد، بهتر است که آن را تا روز جمعه به تاخیر اندازد، چون در این روز پاداش کارهای خیر دو برابر می شود: «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِی الرَّجُلِ یرِیدُ انْ یعْمَلَ شَیئاً مِنَ الْخَیرِ مِثْلَ الصَّدَقَه وَ الصَّوْمِ وَ نَحْوِ هذَا، قالَ(ع): یستَحَبُّ اَنْ یکونَ ذَلِک یوْمَ الْجُمُعَه فاِنَّ الْعَمَلَ یوْمَ الْجُمُعَه یضَاعَفُ.»(۵)

سرِّ ارزش یافتن روز جمعه در پیشگاه خداوند

آن گونه که ارزش، اعتبار و امتیاز ظرف وابسته به مظروف آن است، مکان ها و زمان ها هم به عنوان ظرف تحقق حوادث و وقایع، از رخدادهای صورت گرفته در آن ها، شرافت و فضیلت می گیرند، مثلاً امتیاز مسجد الحرام و کعبه به عنوان یک قطعه از زمین نسبت به سایر مناطق زمین به این خاطر است که روی هیچ قطعه ای از کره خاکی به اندازه زمینِ کعبه عبادت خداوند انجام نشده است.
در آیات قرآن نیز تصریح شده که خانه کعبه از آغاز استقرار آدم بر روی زمین، اولین خانه زمینی به عنوان محلّ عبودیت خداوند بوده است: «اِنَّ اَوَّلَ بَیتٍ وُضعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکه مُبارَکا وَهُدًی لِلْعَالَمِینَ».(۶) در روایات تفسیری ذیل این آیه از جمله آمده است که شخصی از حضرت علی بن ابی طالب (ع) سوال کرد که آیا کعبه معظمه اولین خانه است که ساخته شده؟ امام(ع) فرمود: قبل از کعبه، خانه های دیگری هم بوده است؛ ولی کعبه اولین خانه ای است که برای عبادت خداوند قرار داده شد: «کانتِ البیوتُ قبلَه ولکنَّه کانَ اوّلَ بیتٍ وُضِعَ لِعباده اللّهِ. »(۷)
نیز در اخبار است که پس از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین و پذیرش توبه آن جناب در پیشگاه خداوند، پروردگار متعالی به ایشان وحی کرد تا همان گونه که ملائکه در اطراف عرش، محلّی برای عبادت و طواف دارند، او نیز در زمین خانه ای برای عبادت و ذکر و طواف بنا کند و همان اعمالی را در اطراف آن انجام دهد که فرشتگان در اطراف عرش خدا انجام می دادند. پس از این خطاب، جبرئیل(ع) دست حضرت آدم(ع) را گرفت و او را به مکان کعبه آورد. خدا ابری را فرو فرستاد تا بر مکان کعبه سایه افکند و آن ابر مقابل بیت المعمور بود. جبرئیل(ع) به حضرت آدم(ع) گفت: اطراف این حدودی را که ابر سایه افکنده است با پایت خط کشی کن. به زودی یک خانه بلوری که سفید است برای تو خارج می شود و آن خانه، قبله تو و قبله آیندگان بعد از تو خواهد بود. هنگامی که حضرت آدم(ع) این دستور را اجرا کرد خداوند خانه کعبه را که از بلور سفید بود برای آن حضرت خارج کرد.(۸) بنابراین کعبه نخستین خانه توحید و باسابقه ترین معبد روی زمین است و هیچ مرکزی پیش از آن مرکز نیایش و پرستش پروردگار نبوده است.(۹)
شرافت، فضیلت و امتیاز روز جمعه در میان سایر ایامی که با طلوع خورشید آغاز و با غروب آن پایان می یابند ناشی از حوادث، وقایع و رخدادهای مربوط به این روز در عرصه خلقت و آفرینش است. در روایتی از امیرالمومنین علی(ع) آمده است که روزی در محضر پیامبر اکرم(ص) بودیم که مردی خدمت آن حضرت رسید و از ایشان درباره خصوصیات روزهای هفته سوال کرد تا به روز جمعه رسید: «عَنْ عَلِی(ع) قالَ: کنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) اِذْ جاءَ رَجُلٌ فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! باَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی، اَخبِرْنِی عَنْ یوْمِ الْاَحَدِ کیفَ سُمِّی یوْمَ الْاَحَدِ؟ اِلَی اَنْ قالَ باَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنِی عَنْ یوْمِ الْجُمُعَه». پیامبر(ص) با شنیدن اسم جمعه، از روی شوق گریه کرده، خصوصیات این روز را این گونه بیان فرمود: فرشتگانِ آسمان، روز جمعه را «یوم المزید»(۱۰) نامیده اند. روز جمعه روزیست که خداوند، آدم(ع) را در آن آفرید؛ روزیست که خداوند در آدم روح دمید؛ روزیست که در آن خداوند آدم را در بهشت ساکن ساخت؛ روزیست که فرشتگان به امر الهی مامور سجده بر آدم شدند؛ روزیست که حوّا برای آدم خلق شد و زندگی مشترک ایشان در بهشت آغاز شد؛ روز فرمان خداوند به آتش برافروخته نمرود است تا بر ابراهیم(ع) سرد و سلامت باشد؛ روزیست که دعای یعقوب(ع) برای پایان یافتن هجران یوسف(ع) به اجابت رسید؛ روزیست که توبه آدم(ع) در درگاه الهی قبول افتاد؛ روزیست که خداوند متعالی مصیبت و بلا را از ایوب(ع) برطرف کرد؛ روز فدایی گوسفند به جای ذبح اسماعیل(ع) است؛ روزیست که خداوند آسمان ها و زمین و هر آنچه را میان آن دو است، آفرید؛ روزیست که در آن ترس از سختی و شدّت قیامت و فزع اکبر وجود دارد: فَبَکی رَسولُ اللَّهِ(ص) وَ قالَ: ساَلْتَنِی عَنْ یوْمِ الْجُمُعَه؟ فَقالَ نَعَمْ. فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تُسمِّیهِ الْمَلَائِکه فِی السَّماءِ یوْمَ الْمَزِیدِ. یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ خَلَقَ اللَّهُ فِیهِ آدَمَ(ع)؛ یوْمُ الْجُمُعَه نَفَخَ اللَّهُ فِی آدَمَ الرُّوحَ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ اَسْکنَ اللَّهُ فِیهِ آدَمَ الْجَنَّه؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ اَسجَدَ اللَّهُ مَلَائِکتَهُ لآِدَمَ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ جَمَعَ اللَّهُ فِیهِ لآِدَمَ حَوَّاءَ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ قالَ اللَّهُ لِلنَّارِ «کونِی بَرْدًا وَسلامًا عَلَی اِبْرَاهِیمَ»(۱۱)؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ استُجِیبَ فِیهِ دُعاءُ یعْقوبَ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ غَفَرَ اللَّهُ فِیهِ ذَنْبَ آدَمَ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ کشَفَ اللَّهُ فِیهِ الْبَلَاءَ عَنْ اَیوبَ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ فدَی اللَّهُ فِیهِ اِسمَاعِیلَ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ خَلَقَ اللَّهُ فِیهِ السَّماوَاتِ وَ الْاَرْضَ وَ مَا بَینَهُمَا؛ یوْمُ الْجُمُعَه یوْمٌ یتَخَوَّفُ فِیهِ الْهَوْلُ وَ شِدَّه الْقِیامَه وَ الْفَزَعُ الْاَکبَرُ.(۱۲)
حوادث و وقایع پیش گفته به عنوان مظروف هایی مهم، موجب فضیلت و ارزش ظرف زمانی روز جمعه شده اند. شرافت و عظمت روز جمعه به قدریست که در ساعتی از این روز هر کس هر چه از خداوند طلب کند به او عنایت می شود. زید فرزند حضرت سجاد(ع) در روایتی از پدران بزرگوارش از حضرت صدیقه(ع) و ایشان از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که در روز جمعه ساعتی است که هیچ شخص مسلمانی در آن از خداوند درخواست خیر نمی کند، مگر آنکه به او داده می شود: «عَنْ زَیدِ بْنِ عَلِی عَنْ آبائِهِ عَنْ فاطِمَه بِنْتِ النَّبِی(ع) قالَتْ: «سَمِعْتُ النَّبِی(ص) یقولُ: اِنَّ فِی الْجُمُعَه لَساعَه لَا یوَافِقُهَا رَجُلٌ مُسلِمٌ یساَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا خَیراً اِلَّا اَعْطاهُ اِیاهُ». در ادامه روایت آمده است که حضرت زهرا(ع) از پیامبر(ص) از زمان مورد نظر سوال کردند که کدام ساعت روز جمعه است؟ پیامبر(ص) فرمود: آن هنگام که نزدیک غروب آفتاب، نصف قرص خورشید پنهان شده و نصف دیگر آن هویداست: «قالَتْ فاطِمَه: فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَی سَاعَه هِی؟ قَالَ(ص): اِذَا تَدَلَّی نِصفُ عَینِ الشَّمْسِ لِلْغُرُوبِ». زید بن علی(رضی الله عنه) در پایان می گوید: روش حضرت زهرا(ع) آن بود که نزدیک غروب خورشید روز جمعه، به غلام خود می فرمود که بر بلندی ای بالا رود و زمان مخفی شدن نصف قرص خورشید را به ایشان اطلاع دهد تا آن حضرت مشغول دعا شوند: «وَ کانَتْ فَاطِمَه(ع) تَقُولُ لِغُلَامِهَا: اِصْعَدْ اِلَی الظِّرَابِ فَاِذَا رَاَیتَ نِصْفَ عَینِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلَّی لِلْغُرُوبِ فَاَعْلِمْنِی حَتَّی اَدْعُوَ».(۱۳)
در روایت دیگری ابو بصیر از حضرت باقر(ع) درباره عظمت شب جمعه نقل کرده است که خداوند در شب جمعه فرشته ای را مامور می سازد تا از غروب آفتاب تا طلوع فجر پیوسته چندین مطلب را فریاد زند: «عَنْ اَبِی بَصِیرٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: «اِنَّ اللَّهَ تَعالَی لَیاْمُرُ مَلَکاً فَینَادِی کلَّ لَیلَه جُمُعَه مِنْ فَوْقِ عَرْشهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّیلِ اِلَی آخِرِهِ»: آیا بنده مومنی نیست که از من چیزی برای دنیا و آخرتش بخواهد تا اجابت کنم: «اَلَا عَبْدٌ مُوْمِنٌ یدْعُونِی لآِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاُجِیبَهُ؟»؛ آیا بنده مومنی نیست که قبل از طلوع فجر به سوی من بازگردد و توبه کند تا به سوی او بازگردم و توبه اش را بپذیرم: «اَ لَا عَبْدٌ موْمِنٌ یتوبُ اِلَی مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلوعِ الْفَجْرِ فاَتُوبَ اِلَیهِ؟»؛ آیا بنده مومنی نیست که رزق و روزی را بر او تنگ گرفته باشم، قبل از طلوع فجر زیادت در روزی اش را از من بخواهد تا آن را زیاد کنم و برای او گشایش قرار دهم: «اَلَا عَبْدٌ مُوْمِنٌ قَدْ قَتَّرْتُ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیساَلُنِی الزِّیادَه فِی رِزْقِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاَزِیدَهُ وَ اَوَسعَ عَلَیهِ؟»؛ آیا بنده مومنِ بیماری نیست که قبل از طلوع فجر تقاضا کند او را شفا دهم، به او عافیت و تندرستی عطا کنم: «اَ لَا عَبْدٌ موْمِنٌ سَقِیمٌ فَیساَلُنِی اَنْ اَشفِیهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاُعافِیهُ؟»؛ آیا بنده مومنِ گرفتار و دربندی نیست که قبل از طلوع فجر تقاضای رهایی و گشایش کند، او را رهایی بخشم و راه را برایش هموار سازم: «اَلَا عَبْدٌ مُوْمِنٌ مَغْمُومٌ مَحْبوسٌ یساَلُنِی اَنْ اُطْلِقَهُ مِنْ حَبْسهِ وَ اُفَرِّجَ عَنْهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فاُطْلِقَهُ وَ اُخَلِّی سبِیلَهُ؟»؛ آیا بنده مومنِ مظلومی نیست که قبل از طلوع فجر از من دادخواهی کند، او را یاری کنم و دادش را بازستانم: «اَ لَا عَبْدٌ مُوْمِنٌ مَظْلُومٌ یساَلُنِی اَنْ آخُذَ لَهُ بِظُلَامَتِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاَنْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ بِظُلَامَتِهِ؟».(۱۴)

۲. ترتیب مصحف و تناسب سوره

سوره مبارک «جمعه» شصت و دومین سوره قرآن است که پس از سوره «صف» و پیش از سوره «منافقون» قرار دارد. نسبت به وجه ارتباط این سوره با سوره «صف» موارد زیر را می توان ذکر کرد:
ـ پس از اشاره به داستان حضرت موسی(ع) با قومش در سوره «صف» و اینکه بنی اسرائیل، پیامبرشان را بسیار اذیت کردند و به وی آزار رساندند و البته مورد نکوهش و عذاب الهی واقع شدند: «وَ اِذْ قَالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ لِمَ تُوْذُونَنِی وَقَدْ تَعْلَمُونَ اَنِّی رَسُولُ اللَّهِ اِلَیکمْ فَلَمَّا زَاغوا اَزَاغَ اللَّهُ قُلوبَهُمْ وَاللَّهُ لا یهدِی الْقَوْمَ الْفَاسقِینَ»(۱۵). در سوره جمعه متعرض حال پیامبر اکرم(ص) و برتری امت ایشان می شود: «هُوَالَّذِی بَعَثَ فِی الامِّیینَ رَسُولا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَالْحِکمَه وَاِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»(۱۶) تا تفاوت دو امت اسلام و یهود روشن شود، به همین دلیل در سوره «جمعه» یهودیان را نیز ذکر کرده است: «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاه ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوهَا کمَثَلِ الْحِمَارِ یحْمِلُ اَسفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ * قُلْ یا اَیهَا الَّذِینَ هَادُوا اِنْ زَعَمْتُمْ اَنَّکمْ اَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ اِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ».(۱۷) همان طور که ملاحظه می شود در سوره «صف» راه نداشتن یهودیان به هدایت را به فاسق بودنشان مربوط دانست: «وَاللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسقِینَ» و در سوره «جمعه» با تعبیری مشابه همان امر را به دلیل ظالم بودن آنان می داند: «وَاللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»
ـ پس از آن که در سوره «صف» بشارت حضرت عیسی(ع) به آمدن نبیّ خاتم(ص) را ذکر کرد: «وَاِذْ قالَ عِیسی ابْنُ مَرْیمَ یا بنی اسرائیل اِنِّی رَسُولُ اللَّهِ اِلَیکمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاه وَمُبَشِرًا بِرَسُولٍ یاْتِی مِنْ بَعْدِی اسمُهُ اَحْمَدُ»(۱۸) در سوره «جمعه» بعثت ایشان را ذکر کرد: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الامِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ»(۱۹) تا اشاره باشد به اینکه او همان است که عیسی(ع) آمدنش را بشارت داده بود.
ـ در سوره «صف» به جهاد امر کرد و آن را «تجارت» نامید: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنوا هَلْ اَدُلُّکمْ عَلَی تِجارَه تُنْجِیکمْ مِنْ عذَابٍ اَلِیمٍ *تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِاَمْوَالِکمْ وَاَنْفُسکمْ ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(۲۰)؛ در ادامه در سوره «جمعه»، به نماز جمعه امر می کند و خاطرنشان می سازد که از تجارت دنیایی بهتر است: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِذَا نُودِی لِلصَّلاه مِنْ یوْمِ الْجُمُعَه فَاسعَوْا اِلَی ذِکرِ اللَّهِ وَذَرُوا البَیعَ ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ تَعْلَمونَ... وَاِذَا رَاَوْا تِجارَه اَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا اِلَیهَا وَتَرَکوک قائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجارَه وَاللَّهُ خَیرُ الرَّازِقِینَ»(۲۱) در هر دو سوره عبارتِ «ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ تَعْلَمونَ» تکرار شده است.(۲۲)
ـ پس از آن که خداوند متعالی در سوره «صف» مومنان را به عبادت ترغیب کرد و فرا خواند و ذکر کرد که با نصرت الهی آنان را بر دشمنانشان پیروز می سازد: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کونُوا اَنْصارَ اللَّهِ کمَا قالَ عِیسی ابْنُ مَرْیمَ لِلْحَوَارِیینَ مَنْ اَنْصارِی اِلَی اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیونَ نَحْنُ اَنْصارُ اللَّهِ فآمَنَتْ طائِفَه مِنْ بنی اسرائیل وَکفَرَتْ طَائِفَه فَاَیدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَی عدُوِّهِمْ فَاَصبَحُوا ظَاهِرِینَ»(۲۳) در سوره «جمعه» سخن را با بیان قدرت خداوند بر این امر و هر چیز دیگر آغاز می کند: «یسبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الارْضِ الْمَلِک الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکیمِ»(۲۴).(۲۵)
درباره تناسب این سوره با سوره «منافقون» نیز چنین می توان گفت:
ـ آنچه در پایان سوره «جمعه» ذکر شده که برخی پیامبر اکرم(ص) را رها کردند، در حالی که مشغول نماز جمعه یا خطبه آن بودند و به لهو و تجارت پرداختند: «وَاِذَا رَاَوْا تِجَارَه اَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا اِلَیهَا وَتَرَکوک قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَه وَاللَّهُ خَیرُ الرَّازِقِینَ»(۲۶) همه از نشانه های نفاق است. خداوند سبحان پس از ذکر نشانه های نفاق در سوره «جمعه»، سوره «منافقون» را با ذکر منافقان آغاز می کند: «اِذَا جاءَک الْمُنَافِقُونَ قالُوا نَشهَدُ اِنَّک لَرَسولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یعْلَمُ اِنَّک لَرَسولُهُ وَاللَّهُ یشهَدُ اِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکاذِبُونَ»(۲۷).(۲۸)
ـ آنچه در سوره «جمعه» آمده درباره مومنان است و در سوره «منافقون»، از منافقان سخن گفته شده که گروه مقابل و ضدّ مومنان اند.(۲۹)

۳. شان نزول سوره

آنچه نسبت به شان نزول این سوره گفته شده مربوط به آیه پایانی سوره است که درباره تنها رها ساختن پیامبر اکرم(ص) هنگام نماز جمعه و پرداختن به لهو و تجارت سخن می گوید: «وَاِذَا رَاَوْا تِجارَه اَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا اِلَیهَا وَتَرَکوک قائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَه وَاللَّهُ خَیرُ الرَّازِقِینَ». از جمله نقل شده است که دحیه بن خلیفه کلبی که برای تجارت به شام رفته بود، روز جمعه ای به مدینه بازگشت و در منطقه ای از بازار مدینه که «احجارالزیت» نام داشت، مستقر شد. آن گاه بر طبل کوبید تا مردم از آمدنش آگاه شوند. رسول خدا(ص) خطبه می خواند. مسلمانان از مسجد برای دیدن کاروان تجارتی خارج شدند و پیامبر(ص) را در حالی که خطبه می خواندند تنها گذاشتند. در این میان علی و حسن و حسین و فاطمه(ع) و سلمان و ابوذر و مقداد و صهیب در محضر رسول خدا(ص) ماندند و از مسجد خارج نشدند. نبی اکرم(ص) فرمود: خداوند امروز روز جمعه به مسجد نظر افکند و اگر این هشت تنِ حاضر در مسجد نبودند، شهر بر مردمانش آتش می افکند و همچون قوم لوط بر سرشان باران سنگ می بارید: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فِی قَولِهِ تَعَالَی: «وَاِذَا رَاَوْا تِجارَه اَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا اِلَیهَا وَتَرَکوک قائِمًا: اِنَّ دِحْیه الْکلْبِی جاءَ یوْمَ الْجُمُعَه مِنَ الشَّامِ بِالْمَسیرَه. فَنَزَلَ عِنْدَ اَحْجارِ الزَّیتِ. ثُمَّ ضَرَبَ بِالطُّبُولِ لِیوْذِنَ النَّاسَ بِقُدُومِهِ. فَانْفَضَّ النَّاسُ اِلَیهِ اِلَّا عَلِی وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسینُ وَ فاطِمَه(ع) وَ سَلْمانُ وَ اَبُوذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ صُهَیبٌ. وَ تَرَکوا النَّبِی قائِماً یخْطُبُ عَلَی الْمِنْبَرِ. فَقَالَ النَّبِی(ص): لَقَدْ نَظَرَ اللَّهُ یوْمَ الْجُمُعَه اِلَی مَسجِدِی فَلَوْ لَا الْفِئَه الَّذِینَ جَلَسُوا فِی مَسْجِدِی لَانْضَرَمَتِ الْمَدِینَه عَلَی اَهْلِهَا نَاراً وَ حُصِبُوا بِالْحِجَارَه کقَوْمِ لُوطٍ.»(۳۰)

۴. فضیلت قرائت سوره

از امام صادق(ع) نقل شده که بر شیعیان ما لازم است که در شب جمعه سوره های «جمعه» و «اعلی» و در نماز ظهرِ جمعه سوره های «جمعه» و «منافقون» را بخوانند. هر کس چنین کند، مثل آن است که کار رسول خدا(ص) را انجام داده است و ثواب و پاداش او نزد خداوند بهشت است: «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قالَ : الْوَاجِبُ عَلَی کلِّ مُوْمِنٍ اِذَا کانَ لَنَا شِیعَه اَنْ یقْرَاَ فِی لَیلَه الْجُمُعَه بِالْجُمُعَه وَ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الْاَعْلَی وَ فِی صَلَاه الظُّهْرِ بالْجُمُعَه وَ الْمُنَافِقِینَ فاِذَا فَعَلَ ذَلِک فَکاَنَّمَا یعْمَلُ کعَمَلِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ کانَ جَزَاوُهُ وَ ثَوَابُهُ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّه.»(۳۱)
نیز در روایتی منسوب به پیامبر اکرم(ص) است که هر کس سوره جمعه را بخواند، ده برابر به او پاداش داده می شود؛ به تعداد همه کسانی که در سرزمین های اسلامی اند؛ چه آن ها که به نماز جمعه آمدند و چه کسانی که در نماز جمعه حاضر نشدند: «وَ مَنْ قَرَاَ سُورَه الْجُمُعَه اُعْطِی عَشْرَ حَسَنَاتٍ بِعَدَدِ مَنْ اَتَی الْجُمُعَه وَ بِعَدَدِ مَنْ لَمْ یاْتِهَا فِی اَمْصَارِ الْمُسْلِمِین.»(۳۲)

۵. غرض سوره

محور اصلی سخن در این سوره، ضرورت جدی گرفتن دین در جامعه دینی با عمل به دستورات دین است. در این زمینه به سه باور مهم اشاره شده که باورمندی به آن مقدمه جدی گرفتن دین و عمل به آن است: نخست درباره توحید سخن گفته شده که انسان باید ذات اقدس الله را هستی بخش مطلق بداند و تمام عناصر عالمِ وجود را خاضع و خاشع در پیشگاه پروردگار مشاهده کند، چنان که همه موجودات تسبیح گوی خداوندند: «یسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الارْضِ الْمَلِک الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکیمِ».
سپس در مورد باور به وحی به معنای پل ارتباطی بشر با خداوند برای دریافت هدایت ها، ارشادها و رهنمودهای پروردگار متعالی در مرحله گذار زندگانی و عرصه حیات مادّی بحث شده است: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الامِّیینَ رَسولا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَالْحِکمَه وَاِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مبِینٍ». باور به وحی، باورمندی به جریانی است که مجموعه آموزه های انسان سازِ الهی در عرصه تعلیم، تربیت، تزکیه و پرورش بشر از مسیر این جریان منتقل می شود.
سومین باور ضروری برای جدی گرفتن دین، باور به معاد و حیات اخروی است که خداوند متعالی در ادامه مطالب این سوره، باورمندی جدی و ایمان قطعی به معاد را لازم ارتباط با ذات اقدس خود و مایه قرب بندگان در عرصه عبودیت و بندگی بیان کرده است: «قُلْ اِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَاِنَّهُ مُلاقِیکمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ اِلَی عَالِمِ الْغَیبِ وَالشَّهَادَه فَینَبِّئُکمْ بِمَا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ.»
بین سه باور به توحید، وحی و معاد و مسئله ضرورت جدی گرفتن دین و عمل به آن رابطه علّی و معلولی برقرار است؛ به این معنا که عمل به دین و جدّیت در امر آن حاکی از باورمندی عمیق و قطعی به سه عنصر توحید، وحی و معاد است و در مقابل، جدی نبودن در دین و عمل به تعالیم دینی نشانگر باور نداشتن این عناصر است.

نظرات کاربران درباره کتاب جلوه‌های هدایتی سوره مبارک جمعه