فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ترجمه و قدرت

کتاب ترجمه و قدرت

نسخه الکترونیک کتاب ترجمه و قدرت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ترجمه و قدرت

«قدرت» مفهوم کلیدی جدیدی است که از زمان شروع دوره‌ی فرهنگی تاکنون، جهت‌گیری جدید حوزه‌ی مطالعات ترجمه محسوب می‌شود. با فرض این‌که ما همواره توسط گفتمان حاکم بر زمانه‌ی خویش شکل می‌گیریم، چگونه ممکن است کسی بتواند بر تغییر فرهنگی تاثیر بگذارد؟ در حال حاضر، در حوزه‌ی مطالعات ترجمه همه بر این موضوع اتفاق نظر دارند که ترجمه هیچ‌وقت به طور کامل هم‌ارز متن نیست و همیشه تغییرها، خطاها و تفسیرهای شخصی وجود دارند، و بر سر این نکته نیز توافق هست که ترجمه وجوه دیگری را وارد فرهنگ گیرنده می‌کند. ترجمه چه نوع تاثیراتی بر تغییرات فرهنگی دارد؟

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.8 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ترجمه و قدرت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه ی مترجم

کتاب حاضر شامل پنج مقاله است که چهار مقاله ی اول از کتاب «ترجمه و قدرت» گردآوری ادوین گنتزلر و ماریا تیموکزکو انتخاب شده­اند. در مقدمه ی کتاب ـ که اولین مقاله ی مجموعه حاضر نیز است ـ گردآورندگان شرح مختصری از هر یک از یازده مقاله مجموعه ارائه می کنند. مقاله ی پنجم نیز از کتاب «ترجمه، قدرت، براندازی» گردآوری رومن آلوارز و کارمن افریکا ویدال انتخاب شده که در واقع مقدمه ی گردآورندگان است بر آن مجموعه.
در ترکیب و ترجمه ی این پنج مقاله، تلاش شده هم امکان یک نگرش جامع به مقوله ی ترجمه و قدرت فراهم شود و هم نمونه هایی از مطالعات موردی در این حوزه در اختیار خواننده قرار گیرد.

سید محمد کریمی بهبهانی
استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
بهار۹۲

معرفی مجموعه

کار ترجمه سابقه ای بسیار طولانی دارد، اما مطالعات ترجمه رشته ی دانشگاهی نسبتاً نوپایی است که به بررسی متن ترجمه، فرآیند ترجمه و نقش ترجمه در جوامع و در دوران تاریخی مختلف می پردازد. این رشته با رشته های دیگری چون زبان شناسی، روان شناسی زبان، جامعه شناسی، تاریخ نگاری و مطالعات فرهنگی تعامل دارد. یعنی هم ابزارهایی برای تحقیق در این رشته ها فراهم می کند و هم خود از یافته ها و ابزارهای پژوهشی استفاده می کند و راه را برای تحقیقاتِ میان رشته ای هموار می کند.
تاسیس و گسترش مطالعات ترجمه در مقاطع مختلف دانشگاهی، انگیزه فراهم آورد برای معرفی مطالب اصلی این رشته به پژوهشگران، مترجمان، مدرسان ترجمه، ترجمه آموزان و همه ی کسانی که با جنبه های نظری و عملی ترجمه سر و کار دارند و به آن ها می پردازند، کتاب حاضر جزئی از مجموعه ی بزرگ «آشنایی با مطالعات ترجمه» است که به کمک دست اندرکاران و علاقه مندان مطالعات ترجمه در ایران و به همت نشر قطره به این منظور تهیه شده است.

دبیر مجموعه
فرزانه فرح زاد
استاد دانشگاه علامه طباطبائی

مقدمه

ادوین گنتزلر و ماریا تیموکزکو(۱)

توجه خاص به مقوله ی قدرت و ترجمه احتمالاً به سال ۱۹۹۰ برمی گردد وقتی که سوزان بَسنِت(۲) و آندره لفور(۳) در مقدمه ای بر کتاب ترجمه، تاریخ و فرهنگ(۴) ادعا کردند پژوهش های تجربی ـ تاریخی می توانند تغییرات سبک های ترجمه را گردآوری و ثبت کنند، اما پژوهشگر مطالعات ترجمه برای توضیح و تبیین این تغییرات باید به «نوسانات و فراز و نشیب های اعمال قدرت در جامعه توجه کند و ببیند اعمال قدرت وقتی به تولید فرهنگ مربوط می شود ـ که ترجمه نیز بخشی از آن است ـ به چه معناست».(۵) بسنت ولفور به این ترتیب آغازگر بررسی های پیگیرانه ی بیش تری شدند، اما علاقه به مقوله ی ترجمه و قدرت ریشه های عمیق تری دارد، ریشه هایی که به بیش از ربع قرن پیش، به وقایع تاریخی نیمه ی دوم قرن بیستم و نیز انعکاس آن وقایع در حوزه ی نوپای مطالعات ترجمه برمی گردند.
در دهه ی ۵۰ و ۶۰ میلادی، هنگامی که خیابان مدیسون(۶)، پیشگام به کارگیری ابزارهای ارتباط جمعی برای کنترل فرهنگ، به گستره ی ایالات متحده و جهان چنگ انداخته بود، مترجم ها نیز در جهت سازگار کردن تکنیک های ترجمه برای داشتن تاثیر موردنظر روی مخاطبین تلاشی را آغاز کردند. این تاثیرها ممکن بود از جنس باورهای مذهبی، توفیقات ادبی یا صرفاً مصرف محصولاتی خاص باشد. خلاصه مترجم ها به تدریج دریافتند که چگونه متن های ترجمه شده می توانند در جهت نیل به اهداف موردنظر خود، خواننده ها را به بازی بگیرند. از آن پس، این قبیل تکنیک های نقش گرایانه خیلی زود راه را برای رویکردهای توصیفی اولیه به ترجمه هموار کردند که برای نمونه در کارهای جیمز هولمز قابل مشاهده است. هولمز از اولین پژوهشگرانی بود که به تحلیل این تکنیک های ترجمه ای پرداخت. او که خود مترجم بااستعدادی نیز بود نشان داد خواننده ی ترجمه می تواند برای پی بردن به تاثیر متن های ترجمه شده روی مخاطبین و نیز مشخص کردن تعلقات ادبی و سیاسی مترجم های آن ها، متن را تجزیه و تحلیل کنند. هولمز با کمک پژوهشگران دیگری از جمله آنتوان پوپوویچ، اهداف و تاثیرات مختلفی را که با استفاده از تکنیک های گوناگون ترجمه می توان به آن ها دست یافت، با مقایسه ی ترجمه های مختلف از یک متن مبدا بررسی کرد. نتیجه ی این بررسی، انقلابی در حوزه ی مطالعات ترجمه رقم زد: مشخص شد که رویکرد هنجار ـ بنیاد درواقع نوعی وفاداری بی قید و شرط به یک سری ارزش هاست که در هر فرهنگی توسط عوامل قدرت تبیین و معرفی می شوند. روشن بود که مترجم حرفه ای و حرفه ی مترجمی با انعطاف پذیری و کسب مهارت در استفاده از بعضی تکنیک های ترجمه و رویکردهایی که می توان در موقعیت های وابسته به بافت به کار گرفت بهتر به اهداف موردنظر خود دست پیدا می کنند.

هم زمان با وقوع این تغییرات در حوزه ی ترجمه، یک سری وقایع تاریخی، موجب شدند درک عمیق تری از قدرت به مثابه یک عامل انگیزش در حوزه های فرهنگی به وجود بیاید. در دهه ی ۱۹۶۰ از هم پاشیدن برخی رویکردهای خام ایدئولوژیک ــ چه بر اساس مبانی ماتریالیستی و چه تئوری های مبسوط تر سیاسی ــ آغاز شد. دو دهه پس از جنگ جهانی دوم، فروپاشی امپراتوری های استعماری تغییرات ژئوپلتیک قابل توجه و سازمان دهی جدیدی را برای دنیا به ارمغان آورد. علاوه بر این، مخالفت با جنگ ویتنام همه ی انواع ایدئولوژی های توسعه طلبانه را به چالش کشید. سرخوردگی از ایدئولوژی های غالب در تمامی فرهنگ ها به ظهور مفهوم جدیدی از جامعه و قدرت منجر شد. جنبش های حقوق مدنی در ایالات متحده و کشورهای دیگر، فعالیت های نسل ۱۹۶۸ در اروپا، مقاومت در برابر اشغالگری شوروی در اروپای مرکزی و فمینیسم فراگیر در سرتاسر جهان، انگیزه ای شد برای رسیدن به این اجماع عمومی که هرچند مقوله های مادی گرایی ممکن است مهم باشند، اما ساختارهای قدرت در جوامع چه پنهان و چه آشکار، رسمی یا غیررسمی اهمیت بیش تری دارند. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، پایان جنگ سرد، آغاز دوره ی پسااستعماری و جهانی شدن اقتصادها و فرهنگ ها این روند رو به رشد بوده است.
به این ترتیب، تغییرات در مطالعات ترجمه و نیز علاقه ی این حوزه به مقوله ی قدرت در بستر رویدادهای بزرگ تر سیاسی­ای به وقوع پیوست که در دهه ی ۶۰ کلید خورد. از سال ۱۹۷۵ جریان های ترجمه ای گوناگونی در حوزه ی مطالعات ترجمه فعالیت کردند، زمانی که پژوهشگران زیادی در سرتاسر دنیا پژوهش در زمینه ی ترجمه و قدرت را آغاز کردند. این پژوهش نیز تا حدود زیادی وام دار کارهای پژوهشگرانی از کشورهایی مانند بلژیک و هلند(۷) است که علاقه ی وافرشان به مقوله ی ترجمه و قدرت از اواخر دهه ی ۷۰ و اوایل دهه ی ۸۰ آغاز شد. این پژوهشگران برنامه ی مطالعات توصیفی ترجمه را طرح ریزی کردند که در آن، هنجارها و اهداف ترجمه ی ادبی را با بافت فرا ادبی ترجمه مرتبط می ساختند.
در سال ۱۹۸۵ با انتشار مقالات گردآوری شده ی تئوهرمانز در کتاب دستکاری ادبیات(۸)، این مطالعات وارد مرحله جدید شد. پژوهشگرانی که در این پروژه شرکت داشتند، از جمله گیدئون توری(۹) از فلسطین اشغالی، جوزی لَمبرت(۱۰)، ریموند وَن دِن بروک(۱۱)، تئوهرمانز و آندره لفور از بلژیک، سوزان بَسنت از انگلستان و ماریا تیموکزکو از ایالات متحده نشان دادند که ترجمه نه فقط امری ثانویه و اشتقاقی نیست، بلکه یکی از ابزارهای مهم ادبی به شمار می رود که نهادهای اجتماعی بزرگ تر مانند نظام های آموزشی، انجمن های هنری، بنگاه های نشر و حتی دولت ها در اختیار دارند تا به واسطه ی آن جامعه موردنظر را در جهت ساخت فرهنگ موردنظر کنترل کنند. نویسنده های مجموعه مقالات هرمانز و طرفداران آن ها نشان دادند که کلیساها ترجمه های انجیل را سفارش می دهند، دولت ها از ترجمه ی حماسه های ملی حمایت می کنند، مدرسه ها ترجمه های آثار ارزشمند را تدریس می کنند، پادشاهان حامی ترجمه هایی درباره ی فتوحات قهرمانانه هستند و رژیم های سوسیالیست، هزینه ی ترجمه هایی در حوزه رئالیسم اجتماعی را متقبل می شوند، هریک در راستای اهداف خود درباره ی ایدئولوژی و قدرت فرهنگی.
نظریه ی دستکاری(۱۲) مربوط به سال ۱۹۸۵ به تدریج یک دهه بعد به صورت یک دوره فرهنگی در ترجمه نمود پیدا کرد؛ جریانی که در هر شاخه از علم ترجمه تاثیرگذار بود. در سال ۱۹۹۰ با انتشار مجموعه مقالات بسنت و لفور تحت عنوان ترجمه ی تاریخ و فرهنگ، این نظریه به حوزه ی رویکردهای توصیفی ترجمه نیز راه یافت. این مجموعه مقالات، موضوع تحقیق در مطالعات توصیفی ترجمه را بدین گونه بازتعریف می کرد: بررسی متن در میان شبکه ای از نشانه های ادبی و فرا ادبی، هم در فرهنگ مبدا و هم در فرهنگ مقصد. بسنت و لفور با ابراز گله مندی از این که ترجمه پژوهان بخش مهمی از تلاش خود را صرف تحلیل تفاوت های جزئی ادبی و زبان شناختی می کنند به طوری که اغلب اصل موضوع به خاطر توجه زیاد به این جزئیات فراموش می شود، تلاش کردند که تغییرات در ترجمه را نه فقط با بررسی فنون و صنایع ادبی بلکه با ابزارهای ایدئولوژیک نیز توضیح دهند. آن ها در مقدمه ی کتاب شان ادعا می کنند که «دانشجوی مطالعات ترجمه نباید درگیر فرآیند طولانی و پیچیده ی دریافت چیزی باشد که همیشه دیگر نیست(۱۳) بلکه باید با داده های فرهنگی قابل رد و تایید به روش های علمی و چگونگی تاثیرگذاری آن ها بر زندگی مردم سروکار داشته باشد».(۱۴)
مطالعات ترجمه در دهه ی ۱۹۹۰ میلادی، شاهد رشد ناگهانی و قابل توجه فعالیت های پژوهشی بود. در حوزه ی مطالعات توصیفی ترجمه لفور در سال ۱۹۹۲ سه کتاب منتشر کرد از جمله ترجمه، بازنویسی و دستکاری ادبی(۱۵). در همان سال لارنس ونوتی از منظر یک تئوری نقادانه ی آمریکایی ـ انگلیسی، مجموعه مقالات مهم خودش را تحت عنوان نگاه دوباره به ترجمه: گفتمان، ذهنیت، ایدئولوژی(۱۶) منتشر کرد. در سال ۱۹۹۳ ادوین گنتزلر نظریه های ترجمه در عصر حاضر(۱۷) را انتشار داد. نشریات دانشگاهی جدیدی مانند تارگِت(۱۸) منتشر شدند. کنفرانس های مربوط به حوزه های مختلف ترجمه در سرتاسر جهان رو به افزایش بود. بنگاه های انتشاراتی جدید شروع به فعالیت کردند و انتشاراتی های قدیمی تر به ویژه رودوپی(۱۹) در هلند احیا شدند. دایره المعارف های ترجمه در انگلستان، آلمان، چین و جاهای دیگر منتشر شدند و شاید از همه مهم تر این که با راه اندازی دوره های جدید کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه ها، مطالعات ترجمه در حوزه ی آکادمیک نیز گسترش پیدا کرد.
در بسیاری از آثار اولیه در حوزه ی مطالعات توصیفی ترجمه از رویکردها و روش شناسی های ساختارگرایانه استفاده شد اما پس از آغاز این دوره ی فرهنگی آثار منتشرشده در حوزه ی مطالعات ترجمه که به موضوع قدرت می پرداختند به شکل روزافزونی نگاه پساساختارگرایانه داشتند. برای مثال در نگاه دوباره به ترجمه(۲۰)، ونوتی تاکید دارد که در مطالعه ی ترجمه نیز «باید همانند سایر نمونه ها و فرم های فرهنگ که اخیراً با ظهور پساساختارگرایی و تاثیرگذاری آن روی گفتمان های سیاسی و نظری مانند روانکاوی، مارکسیسم و فمینیسم مورد بازنگری قرار گرفتند، بازبینی دقیق اعمال گردد.»(۲۱) بنابراین پژوهشگران ترجمه در بسیاری از مطالعه های ترجمه ای از سال ۱۹۹۰، مقایسه های خود را کمتر با یک معنای واحد از متن مبدا و بیش تر با یک زنجیره ی طولانی از معانی چندگانه که پشت هر ساختار متنی قرار دارد، انجام می دادند. این دوره ی فرهنگی زمینه ساز انجام پژوهش های مهمی شد که در آن ها مقوله های مرتبط باقدرت در مرکز توجه است. از نمونه های قابل توجه می توان به ناپیدایی مترجم(۲۲) و رسوایی های ترجمه(۲۳) لارنس ونوتی، و نیز مجموعه مقالاتی مانند ترجمه، قدرت، براندازی(۲۴) از رومن آلوارز و کارمن افریکا ویدال(۲۵) اشاره کرد.
اما مهم تر این که همه ی مکاتب و پژوهش های حوزه ی ترجمه می توانند با این تغییر رویکرد در مطالعات ترجمه مرتبط باشند. مترجم ها و پژوهشگران ترجمه ای که روی ادبیات کِبِک کار می کنند، ازجمله آنی بریسه(۲۶)، باربارا گودارد(۲۷)، سوزان دولوتبنیه هاروود(۲۸) و شِری سایمون، برای ترجمه و تئوری پردازی در حوزه ی ترجمه با تکنیک های پساساختارگرایی و پسامدرن، گروهی تشکیل دادند. آن ها در مباحث مربوط به «معنی» در کانادا فعالانه شرکت داشتند و ساختارهای قدرت پیدا و پنهان درون فرهنگ خود را به چالش می کشیدند. در برزیل نیز از دهه ی شصت مفهوم «زیبایی شناسی ترجمه ای پسامدرن»(۲۹) مطرح شد. در این کشور گروهی از مترجم های برجسته از جمله هرولدو دوکمپوس و آگوستو دوکمپوس(۳۰) شیوه های ترجمه ای جسورانه را برپایه ی اصول مُدرنیستی جنبش کانیبالیست(۳۱)، بسط و توسعه دادند. این جنبش در سال ۱۳۸۲ توسط اُسلوالدو آندرادِه(۳۲) پایه گذاری شده بود.(۳۳) این مترجم ها، و پژوهشگرانی که درباره ی آن ها می نویسند، عمیقاً با مباحث مربوط به زبان، فرهنگ و ملت برزیل در هر دو بُعد داخلی و ساختارهای قدرت در دنیای بیرون درگیر بوده اند.
از بین این جنبش ها، شاید از همه مهم تر گروهی از مترجم ها و پژوهشگران باشند که به صورت مستقل ولی هم زمان نظریه ها و مبانی پسااستعماری را بر ترجمه اِعمال کرده اند. مطالعات پسااستعماری از حوزه­های جالب و رو به رشد حوزه ی ترجمه است و مطالعات متعددی با تمرکز بر موضوعات «قدرت» و «استعمار» انجام شده اند که همگی کم وبیش با نگاه های پساساختارگرا پیوند خورده اند.
در این جا می توان برای نمونه از مجموعه مقالات زیر نام برد:
مجموعه مقالات گردآوری شده ی آنورادا دینگوانی(۳۴) و کارول مایِر با عنوان بین زبا ن ها و فرهنگ ها(۳۵)؛ مجموعه مقالات گردآوری شده ی سوزان بَسنِت و هریش تریودی(۳۶) با عنوان ترجمه ی پسااستعماری(۳۷)؛ مجموعه مقالات گردآوری شده ی شری سایمون و پُل سَن پیر(۳۸) با عنوان تغییر واژه ها: ترجمه در دوره ی پسا استعماری.(۳۹)
در همین حین، بیرون از قلمرو مطالعات ترجمه، پژوهشگران از بسیاری حوزه ها به اهمیت محوری ترجمه در ایجاد، تثبیت و مقاومت در برابر نهادهای قدرت امپریالیستی اشاره کرده اند. پژوهشگران حوزه ی مطالعات پسااستعماری در جست وجوی ایده ها، واژگان و استعاره های تازه ای که بتوانند با آن ها عقایدشان را بیان کنند به مطالعات ترجمه روی آوردند. هومی بابا تا جایی پیش رفته که واژه ی «فرهنگ ترجمه ای» را برای اشاره به هویت هایی درهم آمیخته که او ویژگی جهان پُست مدرن می داند، ابداع کرده است. از نظر هومی بابا ترجمه به کارخانه ای برای تولید فرهنگی بدل شده، فضایی که از آن جا «تازگی» وارد دنیا می شود.(۴۰) تجاسوینینیرانجانا(۴۱) در کتاب موقعیت یابی ترجمه(۴۲)، اریک شیفیتز(۴۳) در بوطیقای امپریالیسم(۴۴) و وینسنته رافائِل در معاهده با استعمار(۴۵) استفاده از متن ترجمه شده را با شکل گیری فرهنگ های استعماری و پسااستعماری در کشورهای هندوستان و آمریکای شمالی و فیلیپین مرتبط می دانند. از این گروه شاید شاخص ترین چهره، گایاتری اسپیوک(۴۶) باشد که به ترجمه ی آثار نویسنده ی بنگالی ماهاسویتا دِوی(۴۷) روی آورده و سپس ترجمه ها را با استفاده از تئوری فمینیستی ـ ماتریالیستی و نیز کارهای پیشین خود در حوزه ی شالوده شکنی، بررسی کرده است. مقاله ی تاثیرگذار اسپیوک با عنوان سیاست های ترجمه(۴۸) و ترجمه اش ازImagining Maps نوشته ی ماهاسویتا دِوی، به همراه مقدمه ای بر نویسنده ی کتاب، مشارکت ارزشمند او در این پیشرفت است.
«قدرت» مفهوم کلیدی جدیدی است که از زمان شروع دوره ی فرهنگی تاکنون، جهت گیری جدید حوزه ی مطالعات ترجمه محسوب می شود. در حوزه های پساساختارگرایی و پسااستعماری، مباحث به طرز فزاینده ای بر موضوع کُنِش گری(۴۹) متمرکز بوده است. با فرض این که ما همواره توسط گفتمان حاکم بر زمانه خویش شکل می گیریم پس چگونه ممکن است کسی بتواند بر تغییر فرهنگی تاثیر بگذارد؟ چگونه می توانیم برای تجربه کردن چیزهای جدید، فاصله های فرهنگی را کم کنیم؟ چگونه می توانیم برای این که به تفاوت فرهنگی واقعی امکان نمود و ظهور دهیم به نگرش های جهانی، مخصوصاً در غرب، نفوذ کنیم؟ در حال حاضر، در حوزه ی مطالعات ترجمه همه بر این موضوع اتفاق نظر دارند که ترجمه هیچ وقت به طور کامل هم ارز متن اصلی نیست و همیشه تغییرها، خطاها و تفسیرهای شخصی وجود دارند، و بر سر این نکته نیز توافق هست که ترجمه وجوه دیگری(۵۰) را وارد فرهنگ گیرنده می کند. ترجمه چه نوع تاثیراتی بر تغییرات فرهنگی دارد؟ تحت چه شرایطی ترجمه بیش ترین تاثیر را دارد؟ چه نوع ترجمه هایی بیش ترین موفقیت را کسب می کنند؟ و چگونه همه ی این ها به سیطره ی فرهنگی، احقاق حقوق فرهنگی و ایستادگی فرهنگی و درنهایت به «قدرت» مربوط می شود؟
مطرح شدن سوالاتی از این دست به این معنی است که دوره ی فرهنگی(۵۱) در مطالعات ترجمه به دوره ی قدرت(۵۲) تبدیل شده و مسائل مربوط به قدرت در مرکز مباحثات حوزه ی تاریخ ترجمه و استراتژی های ترجمه قرار گرفته است.
در تلاش برای بسط این مبحث، مرکز ترجمه ی دانشگاه ماساچوست با برگزاری یک سری سمینارها از مترجم ها و پژوهشگران حوزه ی مطالعات ترجمه در سطح بین المللی دعوت کرده است که درباره ی مقوله ترجمه و قدرت سخنرانی کنند. این سلسله سمینارها بسیار موفقیت آمیز بوده­اند. ازجمله سخنران ها می توان به نام های زیر اشاره کرد:
اِلسِ ویرا(۵۳)، آدریانا پاگانو(۵۴) و نیوسا داسیلوا مات(۵۵) از برزیل؛ آنی بریسه، سوزان رولت بنیه، هارود و شری سایمون از کانادا؛ جین دی(۵۶) و لین کنن(۵۷) از چین؛ آندره لفور، سوزان بسنت و مایکل کرونین از اروپا و کارول مایر و لارنس ونوتی از ایالات متحده آمریکا. علی رغم زاویه ی دید و روشمندی متفاوت، این پژوهشگران مشارکت ارزشمندی در گفتمان ترجمه و قدرت داشته اند. کیفیت سخنرانی ها ما را چنان تحت تاثیر قرار داد که تصمیم گرفتیم مجموعه­ای در این حوزه چاپ کنیم و این تصمیم سرمنشا کتاب حاضر است. اولین سخنرانی را آندره لفور ارائه داد که بی وقفه و به مدت یک ساعت درباره ی این موضوع صحبت کرد و مثال های فراوانی از طیف گسترده ای از زبان ها و فرهنگ ها ارائه کرد. امیدواریم که این مجموعه ادامه ی راه او در این حوزه ی پژوهش باشد.
در این جا بد نیست نگاهی بیندازیم به آن دسته از معانی واژه ی قدرت که به لحاظ فرهنگی پذیرفته شده اند. قدرت واژه ای است پیچیده با مشتقات فراوان که بیش از چهار صفحه از فرهنگ آکسفورد را به خود اختصاص داده است. از معنی اول یعنی «توانایی انجام یا تاثیرگذاری بر چیزی...» گرفته تا معانی دیگری مثل «اقدامی علیه کسی یا چیزی کردن» یا «توان، نیرو، انرژی»، «داشتن کنترل یا فرماندهی بر دیگران؛ حاکمیت، قانون، حکومت، سلطه...، تاثیر نفوذ»، «توانایی قانونی، امکان یا قدرت اجرایی» این واژه می تواند بر اشخاص، چیزها، روحانیون و جنگ جویان نیز دلالت کند. «قدرت» هم چنین دارای معانی تخصصی گوناگونی است ازجمله در ریاضیات (حاصل ضرب یک عدد در خود شبه دفعات)، یا معنای مکانیکی (هر شکلی از انرژی یا نیرو که به کار گرفته شود، یا ظرفیت به کارگیری نیروی مکانیکی). این واژه به حوزه ی اصطلاحات نیز وارد شده مانند «در راس قدرت». مقالاتی که در این مجموعه ارائه می شوند بسیاری از این معانی را در رابطه با ترجمه بررسی می کنند، از چگونگی تاثیرگذاری و اِعمال نفوذ در قرن نوزدهم با تغییر در معانی واژه ی دموکراسی در ترجمه ها گرفته تا ایجاد ظرفیت قانونی توسط بریتانیایی ها جهت تثبیت سلطه شان بر مائوری ها به مدد ترجمه ی معاهده ی ویتنگی(۵۸) تا قدرت و توانایی ترجمه در دگرگونی فرهنگ ها از چین گرفته تا آمریکای لاتین. این مقالات نشان می دهند که ترجمه به معنی «در دست گرفتن کنترل یا فرماندهی دیگران» نیست و بر همین اساس به معنی استعمار و سرکوب هم نیست. بلکه در واقع «توانایی تاثیرگذاری» بر نهادهای قدرت است، به طوری که ترجمه ابزاری می شود برای مقابله با استعمار و استثمار.
همه ی تعابیری که از قدرت ذکر شد برای ترجمه نیز وجود دارد. ترجمه ناگزیر فعالیتی است جانب دارانه، از این جهت که معنی در بافتی از متن، همیشه یکی از چند یا چندین انتخاب ممکن است و بنابراین اطلاعات در متن مبدا همیشه گسترده تر از آن چیزیست که متن ترجمه شده ارائه می دهد.
از طرف دیگر، زبان و فرهنگ گیرنده خصیصه هایی دارد که تفاسیر ممکن از ترجمه را شکل می دهد و معنای ترجمه را در جهانی متفاوت از آن چه در متن مبدا بوده تبلور می بخشد.(۵۹)

نظرات کاربران درباره کتاب ترجمه و قدرت

تشکر
در 1 سال پیش توسط mim...012